|
*مهدي كاهاني مقدم
با پيشرفت علم و تكنولوژي سطح زندگي مردم نيز تغيير كرده و هر كسي تلاش مي كند با به كارگيري تجهيزات و فناوريهاي نوين، به

آسايش و رفاه زندگي خود بيفزايد، اما در بسياري از موارد استفاده برخي افراد از اين دستاوردهاي علمي، خواسته يا ناخواسته موجبات سلب آسايش سايرين و شكسته شدن حريم خصوصي آنها را فراهم مي كند.
استفاده از دوربينهاي مداربسته شايد يكي از شايع ترين مواردي است كه همواره موجبات نارضايتي افراد را در سطح جامعه فراهم آورده است چنانچه از سالها پيش شاهد سوء استفاده برخي خلافكاران از اين وسيله براي رسيدن به اهداف سود جويانه و شيطاني آنها بوديم كه نصب دوربينها در اتاق پرو،استخرهاي شنا، محيط زندگي خصوصي افراد و اماكن امثال آن از اين جمله اند.
اما امروزه تنوع، فراواني و ارزاني دوربينهاي مداربسته در بازار و سهل الوصول بودن آن، به كارگيري گسترده اين ابزار را در پي داشته است و بر خلاف گذشته كه بيشتر از آن براي مقاصد امنيتي و حفاظت در بانكها، طلافروشي ها و اماكن تجاري و در موارد محدودي منازل مسكوني و يا با هدف كنترل ترافيك و تصادفات در بزرگراه ها، تقاطعها و معابر اصلي شهرها استفاده مي شد، هم اكنون در هر جا و توسط هر كسي با مقاصد متفاوت و نامعلوم به كارگرفته مي شود.اگر در گذشته محل نصب اين دوربينها براي همگان آشكار بود و به راحتي مي شد دوربينها را در فضاي بانكها، مراكز تجاري و يا برسر چهارراه ها و در منازل مشاهده كرد، اما امروزه به دليل كوچك و كوچكتر شدن اندازه و به بازار آمدن انواع بي سيم آنها، ديگر به راحتي به چشم نمي خورند و افراد بي آنكه خود بدانند در روز بارها و بارها توسط دوربينهاي متعدد زير نظر گرفته شده و حركات و رفتار آنها ثبت و ضبط مي شود.اين مسأله بار ديگر مويد اين نكته است كه در مورد دوربينهاي مداربسته هم پيش از آنكه قوانين و مقررات مربوطه و فرهنگ استفاده از آن را وارد كنيم با واردات گسترده محصول علم و تكنولوژي مواجه شده ايم، همانند اتفاقي كه پيش از اين در مورد تلفن همراه، رايانه، اينترنت، و دهها مورد مشابه ديگر رخ داد.چنانچه تا همين چند ماه پيش دغدغه تصوير برداري غيرمجاز توسط گوشي هاي تلفن همراه را داشتيم و مراجع ذي ربط قوانين دست و پاشكسته اي براي رفع اين دغدغه تدوين كردند، اما هنوز مدت زمان درازي نگذشته كه با هجوم هزاران دوربين مواجه شده ايم كه هنوز بيش از پيش احساس ناامني و نارضايتي مردم را برمي انگيزد.هر چند نبايد فراموش كرد چنانچه از اين ابزار و محصول فناوري نوين به نحو صحيح و در راستاي حفاظت از حريم خصوصي و ايجاد امنيت و آسايش افراد استفاده شود، بايد به عنوان يك نياز ضروري به آن نگاه كرد، اما چه تضميني وجود دارد كه دوربينها به جاي آنكه فرصت ارتكاب جرم را از مجرمان بگيرد، به ابزاري براي سود جويي و بزهكاري آنان تبديل نشود و به عبارتي چشمان شيشه اي بزهكاران حريم خصوصي افراد را نشكند.در حالي كه مسؤولان قضايي حتي به كارگيري دوربينهاي مداربسته توسط پليس را منوط به اطلاع رساني به مردم و يا نصب آن در محيطهاي عمومي مي دانند و به مجريان قانون نيز اين اجازه را نمي دهند كه به وسيله اين ابزار به حريم خصوصي افراد وارد شوند و در آن كنكاش نمايند، چگونه مي توان جلوي استفاده نادرست از اين وسيله را توسط افراد مختلف گرفت.اما در اينجا اين پرسش مطرح مي شود، چرا مسؤولان دستگاه هاي مربوط پيش از آنكه اجازه دهند محصول جديدي وارد بازار كشورمان شود نسبت به تهيه و تدوين قوانين و مقررات مربوط و فرهنگ سازي در خصوص آن اقدام نمي كنند.چرا كه ابزار و تجهيزات مدرن كه با هدف تسهيل زندگي مردم و ارتقاي سطح رفاه آنان و با پشتوانه تحقيقات و تلاشهاي فراوان علمي توليد و روانه بازار شده است، اگر به طرز صحيحي مورد استفاده قرار نگيرد، آثار و تبعات بس زيانبارتري بر جاي مي گذارد كه مسؤوليت اين خسارات و آسيبهاي اجتماعي متوجه قانونگذاران و دولتمردان است. |