صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ويژه نامه پرونده
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-29
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 9آذر ماه 1387

[ ويژه نامه پرونده ]
 * دوربين مداربسته در اتاق پرو ؛ چشم شيشه اي بزهكاران را بايد كور كرد
 * بازي با حيثيت ديگران ؛ دبليو دبليوهاي نكبت
 * مردم نگرانند؛ حراج آبرو در تالار عروسي
 * گيتي نامرد!
 * اينجا حريم خصوصي من است ؛ ورود نامحرمان ممنوع !
 * چه كسي مسؤول حفظ حريم شرعي است؛ساختمان بدحجاب!
 * خواندن اين مطلب را به دارندگان رايانه توصيه مي كنيم ؛
دزدان دريايي در كمين رايانه شما
 * فراموشي وجدان؛ آيا حاضر هستيد ديگران به حريم شخصي شما وارد شوند؟!
 * از سينما تا زندان ؛حكايت بلوتوث «پيژامه» آقاي هنرپيشه!
 * دنياي وارونه ؛ گودزيلا مي رقصد !
 * داستان يك ماجراي واقعي ؛ فقط به خاطر ا
 * گپي خودماني با سلطان فيلم سياه ؛ كركس ها وجدان ندارند
 * سه پرده از انتشار تصاوير خصوصي ؛ به سرخي خون!
 * از تبار غيرت...
 * انتقاد عضو هيأت علمي دانشگاه تهران از سكانداران فرهنگي؛
نسخه فرهنگي براي اپيدمي ايراني
 * تحليل صاحب نظران از مصائب تلفن همراه ؛ فناوري آمد، فرهنگ نيامد
 *
بررسي نقش اينترنت در نقض حريم خصوصي در گفتگو با كارشناس مديريت فناوري اطلاعات؛
اينترنت موهبتي كه مي تواند مصيبت هم باشد
 * يك فنجان چاي با رئيس پليس نظارت بر اماكن عمومي ؛
گوش شيطون كر پرونده ها كم شده اند
 * توصيه هاي رئيس اتحاديه عكاسان و فيلمبرداران به مردم ؛ غريبه اي در اتاق عقد
 * عضو كميسيون حقوق و قضايي مجلس شوراي اسلامي:
مجازات حريم شكنان به روز نيست!
 * نظر روان شناسان درباره عواقب دريافت پيامكهاي ناشناس؛
جغدان شب از ابليس فرمان مي گيرند!
 * پژوهشگر مركز پژوهشهاي مجلس از پيامدهاي جهاني شدن مي گويد ؛
آغاز زندگي عمومي پايان زندگي خصوصي
 * صاحب نظران از عقده هاي رواني حريم شكنان مي گويند ؛
شكار صحنه هاي پنهان به چه قيمت؟!
 * سرگذشت يك قانون
 * تحليل دو استاديار دانشگاه از تهديدهاي فناوري اطلاعات؛
جاسوسان جيبي سربازان دشمن
 * دكتر علي نجفي توانا، حقوقدان از ضرورت تأمين امنيت حريم خصوصي مي گويد؛
چتر ناقص قانون بر سر قربانيان
 * آسيب شناسي استادان دانشگاه از شكستن حريم خصوصي ؛ فيلم سياه
 * جانشين سرپرست دادسراي جنايي تهران از تشديد مجازات مي گويد؛
قانون شكنان در چنگ عدالت

دوربين مداربسته در اتاق پرو ؛ چشم شيشه اي بزهكاران را بايد كور كرد

 

*مهدي كاهاني مقدم

با پيشرفت علم و تكنولوژي سطح زندگي مردم نيز تغيير كرده و هر كسي تلاش مي كند با به كارگيري تجهيزات و فناوريهاي نوين، به



آسايش و رفاه زندگي خود بيفزايد، اما در بسياري از موارد استفاده برخي افراد از اين دستاوردهاي علمي، خواسته يا ناخواسته موجبات سلب آسايش سايرين و شكسته شدن حريم خصوصي آنها را فراهم مي كند.
استفاده از دوربينهاي مداربسته شايد يكي از شايع ترين مواردي است كه همواره موجبات نارضايتي افراد را در سطح جامعه فراهم آورده است چنانچه از سالها پيش شاهد سوء استفاده برخي خلافكاران از اين وسيله براي رسيدن به اهداف سود جويانه و شيطاني آنها بوديم كه نصب دوربينها در اتاق پرو،استخرهاي شنا، محيط زندگي خصوصي افراد و اماكن امثال آن از اين جمله اند.
اما امروزه تنوع، فراواني و ارزاني دوربينهاي مداربسته در بازار و سهل الوصول بودن آن، به كارگيري گسترده اين ابزار را در پي داشته است و بر خلاف گذشته كه بيشتر از آن براي مقاصد امنيتي و حفاظت در بانكها، طلافروشي ها و اماكن تجاري و در موارد محدودي منازل مسكوني و يا با هدف كنترل ترافيك و تصادفات در بزرگراه ها، تقاطعها و معابر اصلي شهرها استفاده مي شد، هم اكنون در هر جا و توسط هر كسي با مقاصد متفاوت و نامعلوم به كارگرفته مي شود.اگر در گذشته محل نصب اين دوربينها براي همگان آشكار بود و به راحتي مي شد دوربينها را در فضاي بانكها، مراكز تجاري و يا برسر چهارراه ها و در منازل مشاهده كرد، اما امروزه به دليل كوچك و كوچكتر شدن اندازه و به بازار آمدن انواع بي سيم آنها، ديگر به راحتي به چشم نمي خورند و افراد بي آنكه خود بدانند در روز بارها و بارها توسط دوربينهاي متعدد زير نظر گرفته شده و حركات و رفتار آنها ثبت و ضبط مي شود.اين مسأله بار ديگر مويد اين نكته است كه در مورد دوربينهاي مداربسته هم پيش از آنكه قوانين و مقررات مربوطه و فرهنگ استفاده از آن را وارد كنيم با واردات گسترده محصول علم و تكنولوژي مواجه شده ايم، همانند اتفاقي كه پيش از اين در مورد تلفن همراه، رايانه، اينترنت، و دهها مورد مشابه ديگر رخ داد.چنانچه تا همين چند ماه پيش دغدغه تصوير برداري غيرمجاز توسط گوشي هاي تلفن همراه را داشتيم و مراجع ذي ربط قوانين دست و پاشكسته اي براي رفع اين دغدغه تدوين كردند، اما هنوز مدت زمان درازي نگذشته كه با هجوم هزاران دوربين مواجه شده ايم كه هنوز بيش از پيش احساس ناامني و نارضايتي مردم را برمي انگيزد.هر چند نبايد فراموش كرد چنانچه از اين ابزار و محصول فناوري نوين به نحو صحيح و در راستاي حفاظت از حريم خصوصي و ايجاد امنيت و آسايش افراد استفاده شود، بايد به عنوان يك نياز ضروري به آن نگاه كرد، اما چه تضميني وجود دارد كه دوربينها به جاي آنكه فرصت ارتكاب جرم را از مجرمان بگيرد، به ابزاري براي سود جويي و بزهكاري آنان تبديل نشود و به عبارتي چشمان شيشه اي بزهكاران حريم خصوصي افراد را نشكند.در حالي كه مسؤولان قضايي حتي به كارگيري دوربينهاي مداربسته توسط پليس را منوط به اطلاع رساني به مردم و يا نصب آن در محيطهاي عمومي مي دانند و به مجريان قانون نيز اين اجازه را نمي دهند كه به وسيله اين ابزار به حريم خصوصي افراد وارد شوند و در آن كنكاش نمايند، چگونه مي توان جلوي استفاده نادرست از اين وسيله را توسط افراد مختلف گرفت.اما در اينجا اين پرسش مطرح مي شود، چرا مسؤولان دستگاه هاي مربوط پيش از آنكه اجازه دهند محصول جديدي وارد بازار كشورمان شود نسبت به تهيه و تدوين قوانين و مقررات مربوط و فرهنگ سازي در خصوص آن اقدام نمي كنند.چرا كه ابزار و تجهيزات مدرن كه با هدف تسهيل زندگي مردم و ارتقاي سطح رفاه آنان و با پشتوانه تحقيقات و تلاشهاي فراوان علمي توليد و روانه بازار شده است، اگر به طرز صحيحي مورد استفاده قرار نگيرد، آثار و تبعات بس زيانبارتري بر جاي مي گذارد كه مسؤوليت اين خسارات و آسيبهاي اجتماعي متوجه قانونگذاران و دولتمردان است.

  


بازي با حيثيت ديگران ؛ دبليو دبليوهاي نكبت

 

* جواد رستم زاده

تمام شد. آن سرتكان دادن ها و آن لب گزيدن ها تمام شد. آن چشم گرد كردنها از شگفتي و آن خنده ها و نگاههاي موزيانه هم تمام



شد. درست مثل خود او كه تمام شد. ديگر خيلي ها اسمش را هم به سختي به ياد مي آورند. اين اما معجزه زمان است كه با گذرش همه چيز را كمرنگ مي كند. اگر زمان نبود راستي آدمي چه مي كرد، با اين همه خاطرات تلخ و از دست دادن ها؟ او حالا در زندگي روزمره و ذهن كسي نيست. اما همه در ذهن اويند.
روزهايش حالا احتمالاً با مرور پلان به پلان آن روزهاي سياه مي گذرد. روزهاي بدبياري، خيانت و نكبت.
* آن روزها آرزو مي كرد كاش مي شد زير خانه چرخ گذاشت و وصلش كرد به ماشين و رفت تا آنجا كه چشم كار مي كند آدمي نباشد. از وكيل و سرباز گرفته تا خبرنگار و بازيگر. از مسافر گرفته تا روزنامه فروش و بقال هيچ كس نباشد.
جايي كه سؤال نباشد، نگاه نباشد، يك سرزمين كاملاً بدوي كه حتي براي آتش روشن كردن از سنگ استفاده كني. چقدر رؤيايي است زندگي بدون دبليو دبليو و بلوتوثهايي كه زبانه آتش اند.
امروز اما شايد آرزو مي كند كاش اصلاً به دنيا نمي آمد. كاش امروز تازه متولد مي شد. كاش همه آن واقعيتهاي كشنده خواب بودند.
* خانواده بدون آنها امكان نداشت. پدر ومادر اگر چه بايد مثل او از جمع مي گريختند اما كنارش ايستادند تا تكيه بدهد. خانواده هر چند كوچك و كم جمعيت، همچنان بزرگترين پناهگاه نسل ماست كه عليه توفانها محكم مي ايستد. روزگار اما همواره در پي اثبات قوانين جاودانه طبيعت است. آنجا كه «خون» همچنان مهمترين عامل اتصال ميان آدمهاست و اين قراردادي است كه هرگز از بين نمي رود. درست برخلاف ساير دلبستگي ها كه به نسيمي فرو مي ريزند!
* دوست، عشق، ببين گاهي چگونه دشمني مي كنند. او عشق را غلط نوشت و به خطا خواند. خطايش اما آن قدر بزرگ بود كه شاهين هيچ ترازويي را ياراي بلند شدن از زير آن نبود. تمام لذتهاي حلال دنيا را به لذتي چند دقيقه اي و نكبت بار فروخت. همين هم شد كه خيلي ها همزمان با آن روزها و شبهاي شغال در گوش هم پچ پچ مي كردند «اگر جاي او بودم خودكشي مي كردم» و البته گاهي جواب مي شنيدند كه «صد بار مرد بيچاره».
آن روزها و اين روزها مرگ و زندگي اش دست خودش هم نبود و نيست. جماعت برايش تصميم گرفت. مرگ و زندگي. كدامش بهتر است؟ اصلاً مگر فرقي هم با هم دارند؟
* نه خودكشي كرده و نه كار ديگري. حتي به نظر آهنگ زندگي اش را حفظ كرده و توانسته به مبارزه اش ادامه دهد. عطش مردم هم براي تحويل خنده هاي «موزماري» و نگاههاي خرد كننده كمتر شده. خودش هم به عينك آفتابي بزرگش خوگرفته است.
زندگي از جريان نمي افتد، حتي اگر تو گناهكاري بزرگ باشي. زندگي مي رود و تو را هم با تمام خوبيها و خطاهايت با خود مي برد. اين واقعيت در زندگي او نمود عيني يافته و تسليم تقدير خود نوشته اي شده كه راه گريزي از آن نبود و نيست.
* تمام آنچه را كه او از كف داد، با تمام دارايي هاي دنيا هم ديگر نمي توان خريد. كي تا به حال آبروي رفته را خريده كه او دومي اش باشد؟ آبرويش را ارزان فروخت، اما آنها كه آبروي او را به حراج گذاشتند چقدر گيرشان آمد؟ پول آن حراج حيثيت را چگونه قورت دادند؟
داستان، داستان كفتار صفتاني است كه نان حلال از گلويشان پايين نمي رود.
داستان آناني است كه اگر بر حلقوم آبروي ديگران مشت نكوبند، شب سر راحت بر بالين نمي گذارند. كركس وار بر حريم خصوصي ديگران مي چرخند تا با كوچكترين پلك گذاشتني برهم، دودمان بر باد دهند. چه نصيب شان مي شود و چه عايدشان هيچ كس نمي داند، هيچ كس! زندگي ها بر باد داده اند اين نامردمان.
* حالا كه همه چيز تمام شده و تنها خاكستري از زندگي باقي مانده اما نه، انگار كركس ها بيدارند، حالا حتماً روي زندگي ديگري چرخ مي زنند تا باز نيمه شبي با ولع تمام بزنند «WWW» و شيطان صفتانه حراجي ديگري را آغاز كنند...

  


مردم نگرانند؛ حراج آبرو در تالار عروسي

 

* منور ميرشجاعان

عجب بازار مكاره اي است اينجا، گرانبهاترين چيزها را چه ارزان به حراج گذاشته اند؛ شرف، آبرو و حيثيت افراد را اينجا به ثمن



بخس مي فروشند و كانون خانواده اي را به قيمت دقيقه اي تفريح و شادي ويران مي كنند.
مدتهاست كه ديوار حريمها فرو ريخته است. مدتهاست ديگر چهار ديواري حرمتها اختياري نيست و اين اتفاقها درست از آن زماني شروع شد كه پاي تكنولوژي مدرن را بدون اينكه زمينه فرهنگي آن فراهم شود، به اندروني ها باز كرديم.
حرف جديدي نيست، قصه، قصه تكراري است كه طي اين سالها نقل هر محفلي شده است.
البته ما نمي خواهيم از عكس و فيلم خصوصي هنرپيشه ها كه به وفور بر روي سايتها و لوحهاي فشرده در معرض ديد عموم قرار دارد، سخن بگوييم.
نمي خواهيم بگوييم كه بلوتوث ها زندگيهاي خصوصي را عمومي كرده است.
نمي خواهيم بگوييم كه چقدر اين حرمت شكني ها زمينه سو استفاده و فروپاشي خانواده ها را فراهم كرده است.
نمي خواهيم بگوييم كه اين فيلمها و عكسها چگونه و از كجا مي آيد.
اما مي خواهيم بپرسيم شما به عنوان يك شهروند، به عنوان عضوي از يك كانون خانواده چقدر حواستان به اطرافتان هست، چقدر مواظب هستيد كه حريم خصوصيتان را نشكنيد؟

استخر و عروسي رفتن تا اطلاع ثانوي ممنوع!
با مردم كه سخن مي گوييم، هر كدام عقيده و نظري دارند. بعضي ها مطمئن و برخي نگران هستند.
مادري مي گويد: چند سالي است كه جرأت نمي كنم اجازه بدهم دخترانم به استخر بروند. چون دايم از اين طرف و آن طرف مي شنويم كه با تلفن همراه از استخرها فيلم مي گيرند و يا مجبور هستم پوشيده ترين لباسها را براي شركت در جشنها و عروسيها براي خودم و دخترانم تهيه كنم و درتمام مدت هم حواسم باشد كه مبادا كسي فيلم بگيرد.
شهروندي ديگر اظهار مي دارد: من نمي دانم اين موضوعات چقدر صحت دارد و چرا چنين اتفاقهايي مي افتد؟ اما اگر چنين چيزي درست است، چطور مسؤولان استخرها، تالارها ويا صاحبان مجالس اجازه مي دهند افراد از تلفنهاي همراه خود در اين مكانها استفاده كنند.
دختر جواني نيز مي گويد: اين حرفها شايعه است، شما خودتان تا به حال چند فيلم از استخرهاي خانم ها ديده ايد؟ ممكن است كه موردي هم اتفاق افتاده باشد، اما اين موضوع را به قدري بزرگ مي كنند كه ذهن همه درگير آن شود. من كه از اين بابت خيالم راحت است و استخر مي روم.
آقايي با اشاره به اينكه كساني كه اقدام به گرفتن چنين فيلمهاي مي كنند، بيمار هستند، مي افزايد: نمي دانم هدف اين افراد چيست و چه نفعي از گرفتن چنين فيلمهايي مي برند، اگر اينقدر فكرشان مريض هست، بروند سايتهاي خارجي را نگاه كنند، چرا ناموس مردم را به بازي مي گيرند، اما اگر نيات سودجويانه دارند، مسؤولان امر بايد با آنها به شدت برخورد كنند.
وي مي افزايد: امنيت مردم نبايد بازيچه دست يك عده سود جو باشد، من به عنوان يك پدر چقدر مي توانم نگران امنيت زن و فرزندم باشم. آيا دائم مي توانم به آنها بگويم استخر نرويد، عروسي نرويد، ميهماني نرويد! اين چالشي است كه درجامعه بروز پيدا كرده و مجريان امنيت جامعه بايد فكري اساسي درباره آن بكنند.
دانشجويي مي گويد: به نظرمن اين سرك كشيدنها به حريم خصوصي مردم نمونه بارز تجاوز به حقوق مردم و نوعي خشونت است، چه آنهايي كه اين فيلمها را مي گيرند و چه كساني كه اين فيلمها را مي بينند.
وي مي افزايد: اين افراد در پيشگاه خدا بايد پاسخگو باشند. نبايد من فكر كنم، حالا من اين بلوتوث را ببينم، مگر چه مي شود؟ اگر من و شما خوددار باشيم كه اين فيلمها و عكسها را نبينيم، قطعاً ترويج پيدا نمي كند.
خانمي كه در يك شركت رايانه اي كار مي كند، نيز در اين باره عنوان مي كند: گاهي حرف سر اين است كه عده اي سودجو از مجالس جشنها و يا محافل زنانه فيلم و عكس مي گيرند و بر روي سايتها و تلفن همراه مي فرستند، گاهي نيز خود ما مقصر هستيم و بي احتياطي مي كنيم و سوژه دست افراد فرصت طلب مي دهيم.
وي مي افزايد: امروز گوشي هاي دوربين دار و حتي دوربينهاي عكاسي ديجيتال دست همه به وفور يافت مي شود و اين احساس به وجود آمده كه مي توانيم تمام لحظه هايمان را با آن ثبت كنيم، دائم عكس و فيلم مي گيريم و بر روي رايانه ها ذخيره مي كنيم.
اين شهروند تصريح مي كند: مشكل زماني اتفاق مي افتد كه ما مي خواهيم رايانه مان را بفروشيم يا تعمير كنيم، معمولاً فيلمها و عكسهاي شخصي مان را پاك مي كنيم، اما غافل هستيم كه تكنولوژي اينقدر پيشرفت كرده كه تنها با يك برنامه ساده تمام آن فيلمها و عكسها بازيابي مي شود و اينجاست كه بي احتياطي ما و پيدا شدن يك آدم بي وجدان باعث بروز مخاطرات جبران ناپذيري مي شود.

لاتجسسوا
هر چند تجاوز به حريم خصوصي افراد در هر كجاي دنيا و در هر دين و آييني كاري مذموم است، اما در جامعه اي اسلامي كه موازين شرعي آن به استناد آموزه هاي قرآني است، بروز چنين اتفاقهاي غيرقابل توجيه مي باشد.
وقتي كتاب آسماني ما به جزيي ترين نكات زندگي افراد و حريمهاي آنان توجه دارد. وقتي خداوند در آيات 27 و 28 سوره نور مي فرمايند: «اي اهل ايمان! هرگز به خانه هايي غير از خانه خودتان وارد نشويد؛ مگر اينكه با ايشان انس بگيريد و بر اهل آن سلام كنيد، اين براي شما بهتر است. باشد كه متذكر شويد. اگر در خانه اي كسي نبود وارد نشويد تا اين كه به شما اجازه ورود داده شود و اگر به شما گفته شد بازگرديد، برگرديد كه اين براي شما پاكيزه تر است و خدا به آنچه انجام مي دهيد آگاه است».وقتي پروردگار جهانيان در آيه 12 سوره حجرات تاكيد مي كند: «اي كساني كه ايمان آورده ايد! از ظن و گمان در مورد يكديگر بپرهيزيد كه بعضي از ظن ها گناه است و در كار يكديگر تجسس و كنجكاوي نكنيد» چطور مي شود داعيه مسلماني داشت و اين حق و حقوق را ناديده گرفت؟

مجازات افراد سود ج
ومحمدباقر رضايي وكيل پايه يك دادگستري در زمينه راهكارهاي قانوني برخورد با افرادي كه اين فيلمها را مي گيرند و اشاعه مي دهند، مي گويد: اگر بخواهيم به طور كلي واز منظر حقوقي اظهار نظر كنيم بايد قاطعانه بگوييم كه تبهكاراني كه به حريم خصوصي افراد تجاوز مي كنند، مورد مجازات لازم قرار نمي گيرند.
وي با اشاره به اينكه مجازات نكردن متناسب با جرم در خصوص اين تبهكاران ناشي از خلاء قانوني و خوب اجرا نشدن قوانين موجود است، مي افزايد: سالهاست كه مردم و بخصوص جوانان و دختران در مجالس خصوصي، مراسم عروسي و جشنها، در استفاده از رايانه، تلفن همراه و... امنيت ندارند و خصوصي ترين روابط افراد جامعه مورد تكثير و پخش عمومي قرار مي گيرد.
اين مشاور مدني اظهار مي دارد: اين اشخاص دامنه تجاوز خود به حريم خصوصي افراد را از هنرپيشگان، ورزشكاران وچهره هاي معروف به تمامي آحاد مردم توسعه داده اند، به گونه اي كه درحال حاضر مردم شخصاً براي رهايي از اين ناهنجاري به فكر چاره افتاده اند.
وي تصريح مي كند: اين درحالي است كه در اصول متعدد قانون اساسي از خانواده به عنوان يك كانون مقدس نام برده شده است و همه قوانين و مقررات را در جهت پاسداري از قداست خانواده و در جهت حفظ و كيان آن تلقي كرده است.
به گفته وي، در اصل 11 قانون اساسي دولت موظف و مكلف شده است كه حقوق زن در جامعه را در تمام جهات تضمين كند، در اصل 22 قانون اساسي نيز حيثيت، جان و حقوق مردم از تعرض مصون شمرده شده است و حتي در اصل 39 قانون اساسي هتك حرمت و حيثيت كسي كه بر حكم قانون دستگير، بازداشت وزنداني يا تبعيد شده است نيز به هر صورت كه باشد ممنوع و داراي مجازات اعلام شده است.
رضايي خاطرنشان مي كند: لايحه حريم خصوصي افراد نيز در دولت گذشته تنظيم و به امضا رسيد كه طي اين لايحه حريم خصوصي افراد به حريم خصوصي جسماني، اماكن و منازل، محل كار، اطلاعات، و مسؤوليت هاي ناشي از نقض حريم خصوصي تقسيم شد و براساس آن، مجازات متجاوزان به حريم خصوصي افراد سه ماه تا يك سال حبس و اگر اين جرم توسط مأموران و مسؤولان انجام مي شود علاوه بر حبس به سه تا پنج سال محروميت از شغل دولتي محكوم مي شدند.
وي مي گويد: در حال حاضر نيز مجازات متجاوزان به حريم خصوصي مردم سه ماه تا يك سال زندان و حداكثر60هزار تومان جزاي نقدي است كه به نظر مي رسد اين مجازات برخلاف تصريح قانون است كه مي گويد مجازات بايد متناسب با جرم باشد.
اين كارشناس حقوقي تصريح مي كند: اما لايحه مجازات اسلامي كه مدت 16 سال از اجراي آزمايش آن مي گذرد، از سوي قوه قضائيه مورد بازنگري قرار گرفته است و براي بررسي و تصويب نهايي به مجلس شوراي اسلامي ارجاع شده است كه با تصويب و اجراي قانون مجازات اسلامي جديد مجازات شديدتر و متناسب تري براي اين نوع مجرمان در نظر گرفته شده است.
وي مي افزايد: ازنظر حقوقدانان تهيه و تكثير و توزيع فيلمهاي خصوصي خانوادگي مردم هم تعدي به حقوق جامعه است و هم مخل نظم عمومي و هم تعدي به حقوق شخصي اشخاص معين حقيقي و يا حقوقي، قابل ذكر است كه علاوه به قوانين داخلي اعلاميه جهاني حقوق بشر هم خواهان مجازات تبهكاراني است كه به حريم خصوصي افراد تجاوز مي كنند.
رضايي با اشاره به اينكه مسؤولان قضايي در جهت حفاظت از كيان خانواده ها و جوانان و آحاد مردم جامعه اقدامهايي را در جريان پيگيري دارند، مي گويد: دادستان تهران به صراحت اعلام كرده است كه با توجه و متناسب با ميزان تجاوزي كه به حريم خصوصي افراد انجام مي پذيرد تا حد اعدام مجازات قابل اعمال و اجراست.

نگهبانان زن در تالارهاي عروسي
وجود قانون در هر جامعه اي مساله اي بسيار مهم و با اهميت است، اما مهمتر از آن اجراي قانون توسط مجريان و رعايت قوانين توسط شهروندان است.
ما در زمينه راهنمايي و رانندگي قوانين صريحي داريم، بنابراين بايد هيچ اتقافي نيفتد و تخلفي صورت نگيرد، اما در طول روز چند تخلف رانندگي را انجام مي دهيم يا شاهد انجام آن هستيم و چه تعداد نيروي انساني صرف مراقبت و تكرار مكررات مي شود؟
در زمينه تجاوز به حريم خصوصي افراد نيز همين مساله صادق است . قوانين محكم شرعي و قانوني داريم، اما افراد قانونمند كم داريم و اينجاست كه مجريان قانون مجبور مي شوند وارد عمل شوند. در طي چند سال گذشته شاهد هستيم كه نيروي انتظامي، نگهبانان زني را براي كنترل تالارهاي عروسي و استخرهاي زنان در برخي شهرها به كار گرفته است.
چندي پيش رئيس مركز انتظامي ناجا عنوان كرده بود كه بنا به درخواست مسؤولان تالارهاي عروسي و استخرهاي زنانه، نگهبان محله زن جهت جلوگيري از فيلمبرداري به وسيله تلفن همراه در تالارهاي عروسي واستخرهاي زنانه مستقر مي شوند و با اين اقدام امكان سو استفاده از تصويرهاي استخرهاي زنان و يا تالارهاي عروسي به صورت چشمگير كاهش يافته است.
البته همانطور كه عنوان شد اين طرح در برخي شهرها صورت مي گيرد.
عليخاني مسؤول امور اداري اتحاديه تالارهاي پذيرايي مشهد در اين زمينه مي گويد: هنوز در مشهد از نگهبانان زن در تالارها استفاده نمي شود و فقط مديران زن و مردي كه در قسمت خانمها و آقايان حضور دارند، طبق وظيفه در صورت مشاهده فيلمبرداري تذكر مي دهند.
وي مي افزايد: براي توجيه مديران تالارها به پيشنهاد اداره اماكن، جلسه اي همگاني با حضور مديران تالارها برگزار مي كنيم و درمورد مسايل امنيتي براي آنان صحبت مي كنيم و بخشنامه هايي در اين رابطه نيز به تمام تالارها ابلاغ مي شود، منتهي نظارت و پيگيري بعد ازآن به عهده خود مدير تالار است.
وي خاطرنشان مي كند: به تمام تالارها بخشنامه شده كه فيلمبرداري غير از آنكه مجوز اماكن را دارد، اجازه فيلمبرداري در تالارها را ندارد، اما در زمينه استفاده از موبايل خود مديران تالارها تذكر مي دهند.
با تمام اين حرف و سخنهايي كه زده شد، اما همچنان اين پرسش مطرح است كه به يمن اين تكنولوژي مدرن آيا حريم خصوصي، خصوصي باقي مانده است؟

  


گيتي نامرد!

 


قهقهه مرد بلند مي شود و بر روي شانه رفيقش مي زند و مي گويد:عجب جالب بود، يكي ديگه بفرست . و پس از چند لحظه درحالي



كه موسيقي پاپ از گوشي اش پخش مي شود، با دقت به صفحه كوچك تلفن همراهش خيره مي شود. آهنگ كه قطع مي شود، بازهم مي خندد و مي گويد: چه دختراي آتشپاره اي! اينا رو از كجا گير آوردي؟ يكي ديگه بفرست، خيلي جالبه!
و مرد درحالي كه بلوتوث ديگري مي فرستد، مي گويد:« خيلي عقب مونده اي، توي گوشي همه فراوان از اين فيلمها پيدا مي شه. اونايي هم كه دل و شهامتشو دارند خودشون، از اين ور و اون ور، از اين گوشه و اون گوشه فيلم مي گيرند، عروسي، آرايشگاه، مهموني و... »
و ادامه مي دهد:« اين يكي كه فرستادم، ببين، خيلي جالبه؛ عجب شيطونايي هستند اين دخترا، تو مدرسه هم ...
مرد مشتاقانه فيلم را باز مي كند و باز هم صداي آهنگي تند بلند مي شود. مرد فيلم را بادقت نگاه مي كند، نه يك بار، نه دو بار، چند بار.
رنگ تند قرمز ناگهان به صورتش مي دود، سرخ مي شود، حتي گوشهايش . كبود مي شود و قهقهه در گلويش يخ مي زند. عرق شرم پيشاني اش را خيس مي كند.
صداي رفيقش را گويي از دور دستها مي شنود: «چي شد، خيلي جالب بود نه»!
مرد با تشويش و دو دلي تلخ و سنگين مي گويد: «خيلي جالب بود».
به ساعت نگاه مي كند، بلند مي شود.
رفيقش مي گويد: كجا، هنوز مي خواستم چندتا ديگه برات بفرستم.
مرد به طرف او نگاه مي كند، اما جلوي چشمانش به قدري تيره و تار شده كه او را نمي بيند و فقط آرام مي گويد: «بايد بروم دنبال دخترم».
دخترك سوار ماشين مي شود . با خنده و شيطنت به پدر سلام مي كند و منتظر سلام شادمانه پدر مي ماند.
پدر نگاهش مي كند سرد و بي روح، به سختي دهانش را باز مي كند وبه دخترمي گويد: « با مدرسه ات خداحافظي كن، امروز آخرين روز مدرسه رفتنت بود».
دختر جا مي خورد. نگران مي شود و با ترس و دلهره مي پرسد: «چي شده، اتفاقي افتاده، براي چي؟»
پدر موبايلش را روشن مي كند و آن را در دامن روپوش سرمه اي رنگ دختر مي اندازد.
صداي آهنگ به گوش مي رسد، چقدر اين آهنگ براي دختر آشناست . گوشي را بر مي دارد، نگاه مي كند، شوكه مي شود، مي لرزد، بغض مي كند، مي شكند و قطرات اشك بي امان از چشمانش جاري مي شود و مي نالد:« گيتي نامرد!»
و مستاصل و شرمگين روبه پدر مي گويد:« باور كنيد بابا اين «گيتي» نامرد گفت كه پاك كرده، داشتيم شوخي مي كرديم، باوركنيد بابا راست ميگم، باوركنيد...»

  


اينجا حريم خصوصي من است ؛ ورود نامحرمان ممنوع !

 

*زهره كهندل

اپيزود اول
ظاهرش آشفته است. دستش را بلند مي كند و به طرف مرد روبرو مي برد. مرد خودش را عقب مي كشد و فحش مي دهد. همه بر





مي گردند تا صاحب صدا را ببيند. بعضي ها هم سري تكان داده و مي گذرند. مرد آشفته مي گويد: جلوي دهنتو بگير! به چه حقي فحش مي دي؟!
- كي مي خواد جلوي دهنمو بگيره؟
- خجالت نمي كشي در ملاء عام داري فحش ناموسي مي دي.
مرد فحش مي دهد. يكي از عابران سيلي محكمي حواله صورت او مي كند. همه هاج و واج مانده اند. مرد با چشمان گرد شده، گيج و منگ ايستاده، عابر با گفتن "حرمت رو نگه دار" با گام هاي بلند از صحنه دعوا دور مي شود.

اپيزود دوم
مي رود به سوي در اتاق و آن را باز مي كند.  گوشي تلفن را با احتياط بر مي دارد، دستش را روي گوشي مي گيرد تا صداي نفسهايش شنيده نشود. صداي عروسش بغض آلود در گوشش مي پيچد: گفتم كه تو خيلي بچه ننه اي. قرار بود اينجوري رفتار كني، دور من يكي رو خط بكش. اصلاً من زني نيستم كه بتونه خونه مادرشوهر زندگي كنه. همون اول هم بهت گفتم. مادرت خيلي توي كارهاي من دخالت مي كنه. اگر يه دفعه ديگه ببينم كه... .
پيرزن گوشي را محكم مي كوبد و دوان دوان از پله ها پايين مي رود. صداي داد و هوارش بلند مي شود.گوشي تلفن از روي ميز آويزان شده است و صداي بغض آلود زني از آن سوي خط... .

اپيزود سوم
صداي كوتاه و آرام. پيامك را باز مي كند. لب پايينش را برمي چيند. انگشت سبابه اش مي رود روي دكمه هاي همراهش.  گزينه delete را ok مي كند. دوباره همان صداي كوتاه و آرام. دوباره همان لب برچيدن. آشفته شدن و زدن گزينه delete.
شماره را مي گيرد 09355..
صداي از آن سوي خط در گوشش مي پيچد: الو.... - ببخشيد sms كردم كه اشتباه گرفتين، چرا مزاحم مي شين. اين چه چيزهاييه كه مي فرستين. ببخشيد من بيكار نيستم. موبايلم هم براي كارهاي ضروريه نه مزاحمت.
صداي بوغ ممتد اشغالي از آن سوي خط... .
مجبور شده كه خط ثابتش را بفروشد، حالش از صداي كوتاه و آرامي كه گاه و ناگاه سوهان روحش شده، به هم مي خورد. فقط بايد، شماره جديد را به همه همكاران و دوستانش بدهد. دوباره همان صداي كوتاه و آرام... سيمكارت را بيرون مي آورد.

اپيزود چهارم
 نيمه شب از خواب بلند مي شود. دفتر خاطراتش را باز مي كند و مي نويسد: امروز قرار نبود كه با مريم آشتي كنم، اما خودش اومد و بهم گفت كه لو دادن تقلب من به خانم احمدي كار اون نبوده. من مي دونم كه كار خودش بوده اما برام مهم نيست، چون ديگه آبروم پيش خانم رفته. اگه به مامانم بگن خيلي بد مي شه. خدا كنه كه مامان خبردار نشه... .
در اتاق را قفل مي كند و با چشمان پف كرده، روبروي آينه صورت اشكبار خود را نگاه  مي كند و بغضش را با آب دهان قورت مي دهد. صداي مادرش از پشت در شنيده مي شود. دختر جيغ مي زند: تو حق نداشتي دفتر خاطراتمو بخوني. حالم ازت بهم مي خوره.دختر با ديدن خاكسترهاي ورق سوخته دفترچه خاطراتش، زير لب با اشك اين جمله را قاطي مي كنه: خيلي نامردي. نبايد مي خونديش. حالم ازت بهم مي خوره!

اپيزود پنجم
سرش را به علامت تأسف تكان مي دهد. با صداي بلند مي گويد: ببخشيد اينجا محل كاره. ارباب رجوع داره. لطفاً كمي توي حركات و حرف زدنتون حرمتها رو حفظ كنين!
كارمند با صداي بلندي كه بيشتر به قهقهه مي ماند، جواب مي دهد: مگه چيه؟ دارم براش جوك تعريف مي كنم. تازه اين جوك رو شنيدي. دسته يكه... يه روز يه...
دوباره صداي قهقهه بلند مي شود و صداي منزجري كه مولكولهاي تميز هوا را مي شكند:  بلوتوثتو روشن كن، يه فيلم توپ واسه خنده دارم كه بايد ببينيش! راستي فيلم عروسي اون بازيگر رو ديدي كه ....
سرش را به علامت تاسف تكان مي دهد. دوباره صداي قهقهه بلند مي شود.

اپيزود ششم
روي صندلي تكاني مي خورد. سرش را پايين مي اندازد. با انگشت سبابه نم اشكي كه گوشه چشمش نشسته را پاك مي كند.
زن رو به او مي گويد: قبلاً ازدواج كرده بودي... هان... راستي چي شد طلاق گرفتي... شوهرت كه خيلي آدم خوبي بود... چرا دوباره مي خواي ازدواج كني... من براي خوبي خودت دارم مي گم... اين پسره گناه داره، دفعه اولشم هست كه مي خواد ازدواج كنه... واقعاً خجالت داره كه زن مطلقه اي مثل تو....
حالا گرمي اشك را روي صورت برافروخته اش حس مي كند. از روي صندلي بلند مي شود و از اتاق بيرون مي زند.

اپيزود هفتم
ايميلش را باز مي كند. روي گزينه compose كليك مي كند. خانه هاي سبز پايين صفحه پر مي شوند.  انگشتانش روي كليدهاي صفحه كليد ريتم هميشگي را مي گيرد: خيلي وقت بود كه مي خواستم به شما بگويم دوستتان دارم، اما نمي شد، باور كنيد كه علاقه من به شما واقعي است و حاضرم سوگند بخورم كه شما تنها كسي هستيد كه منجي قلب من خواهد بود. اميدوارم كه به درخواست ازدواج من پاسخ مثبت بدهيد. با سپاس ريز مي خندد. عنوان چند ايميل مختلف را مي نويسد و كليك بر روي گزينه send برايش چند ايميل مختلف رسيده،  اسامي برايش آشناست. خنده ريز روي لبانش پهن تر مي شود.
در اتاق آرام باز مي شود. دختر بچه اي از پشت در سرك مي كشد. پاورچين پاورچين وارد اتاق مي شود. به او نزديك مي شود. دفترش را باز مي كند و مي گويد: بابايي !خانم معلممون گفته يك انشا بنويسين. گوش كن چي نوشتم: من از آن بچه هاي بي ادبي نيستم كه بي اجازه به اتاق مادر و پدرشان بيايند و دست به وسايل آنها بزنند. يك بار كه من داشتم با رايانه بابايم بازي مي كرد. او خيلي ناراحت شد و بعدش حسابي كتكم زد، گفت كه بايد ادب شوي كه وارد حريم خصوصي آدمها نشوي. راستي بابا حريم خصوصي چيه؟!
مرد ايميلهاي جديد را باز نكرده  delete مي كند و مي گويد: حريم خصوصي يعني وقتي خواستي بياي توي اتاق بابايي در بزني.

اپيزود هشتم
مدتهاست كه خودش را توي اتاقش حبس كرده. مدتهاست كه با كسي حرف نزده. مدتهاست كه تلفن همراهش خاموش است. مدتهاست كه به محل كارش نرفته. روي در و ديوار اتاقش روي كاغذهاي خط دار نوشته: "اين جا حريم خصوصي من است، هيچ كس جز خودم حق ورود به آن را ندارد. " اتاقش بوي كاغذ سوخته مي دهد. عادت كرده كه ورقهاي سياه شده  دفترچه خاطرات شخصي اش را بعد از نوشتن بسوزاند. ايميلش را چك نكند. عكسهاي شخصي اش را ريز ريز كند. مدتهاست كه از آدم هاي بيرون مي ترسد. زخمهايي كه دزدان حريم شخصي به روحش زده اند، لحظه به لحظه آزارش مي دهد. او مدتهاست كه به تنهايي عادت كرده... .

  


چه كسي مسؤول حفظ حريم شرعي است؛ساختمان بدحجاب!

 

*فاطمه معتمدي

آپارتمان نشيني به تناسب افزايش شهرنشيني و تقاضا براي داشتن سرپناه به ويژه در كلان شهرهايي از جمله مشهد كه با كمبود زمين مواجهند روند رو به گسترش خود را طي مي كند.
اكنون در مناطق مختلف شهر مي توان مجتمعهاي آپارتماني را در قالب انبوه سازي ديد كه جمعيت قابل توجهي را در خود اسكان داده است كه ضمن جوابگويي بخشي از نياز جامعه به مسكن، از رشد افقي شهر نيز جلوگيري مي كند.
اين در حالي است كه بسياري از ساختمانها به تعبيري حجاب ندارند از اين رو برخي كارشناسان معتقدند احداث مجتمع هاي آپارتماني در كمترين فاصله رو به روي يكديگر در فراهم كردن زمينه سوءاستفاده براي برخي از بزهكاران اجتماعي مؤثر بوده است.اما چقدر ضوابط ساخت و ساز فعلي در رعايت حداكثري حريم خصوصي افراد نقش دارد؟
خداحافظ معماري اسلامي
دكتر خواجي، عضو شوراي اسلامي شهر مشهد معتقد است: در مجموع در بعد لحاظ كردن معماري اسلامي- ايراني طراحي و ساخت و سازهاي شهري ضعيف عمل شده است.
وي با بيان اينكه در نظام مهندسي ساختمان و طراحي و ضوابط شهرسازي انتظار مي رود طراحي شهرها بر مبناي معماري اسلامي ايران صورت پذيرد، مي گويد: اين ضوابط هم اكنون چندان رعايت نشده است.
وي ادامه مي دهد: اگر در كنار فناوري و ساخت و سازهاي مدرن، معماري اسلامي كه حاوي عدم مشرفيت و رعايت حداكثري حريم خصوصي است در نظر گرفته شود، حقوق و حريم خصوصي افراد رعايت مي شود.دكتر خواجي با بيان اينكه شكايت از مشرف بودن ساختمانها از سوي شهروندان به شوراي شهر مطرح مي گردد، مي گويد: نظام مهندسي ساخت و ساز بايد فكر اساسي براي چگونگي لحاظ كردن معماري اسلامي در ساخت و سازها بكند تا شاهد اين شكايتها نباشيم.وي اضافه مي كند: با اين حال كم و بيش برخي مقررات و ضوابطي درخصوص جلوگيري از مشرف بودن ساختمانها وجود دارد كه متأسفانه اين ضوابط نيز توسط عده اي اجرا نمي شود و از آن طرف شهردار نيز چندان جدي وارد كار نمي شود.وي در بخش ديگر از سازمان مسكن و شهرسازي به عنوان متولي اصلي طراحي شهر ياد مي كند و مي گويد: چگونگي تركيب محلات، ساختمانهاي اداري، چگونگي ايجاد مجتمع ها و... مربوط به اين سازمان است اما تاكنون حركت اساسي و جدي كه نشأت گرفته از مبناي ديني و اسلامي در طراحي شهرسازي باشد از سوي اين سازمان ديده نشده و آنچه دنبال مي شود طرحهاي قديمي است كه عمدتاً فاقد نشاني از معماري اسلامي است.وي در پاسخ به اين پرسش كه در مجموع در ساخت و سازهاي موجود چه ميزان رعايت حريم خصوصي افراد و شعائر اسلامي رعايت شده است، مي گويد: به لحاظ زيربنايي و طراحي شهر مي توان گفت: 40 درصد حريم خصوصي و شؤون اسلامي رعايت شده اما آنچه در ساخت و سازهاي موجود مي باشد حاكي از آن است كه تنها 50 درصد اين ضوابط و مقررات رعايت شده است.رئيس سازمان نظام مهندسي ساختمان خراسان رضوي نيز با بيان اينكه صحبت از ساخت و سازهاي برابر فرهنگ اسلامي يعني رعايت كامل موارد و شؤون اسلامي از جمله مشرفيت مي گويد: لحاظ اين موارد در طرح تفصيلي و جامع شهرها ديده مي شود.محمدرضا رئيسي با اشاره به سوددهي و بازدهي اقتصادي بالاي ساخت و ساز به دليل نياز روز افزون مردم به داشتن مسكن، اظهار مي دارد: متأسفانه اين مسأله سبب شده برخي سازندگان يا مالكان واحدهاي مسكوني سعي در پيشروي و تخلف از تراكم تعيين شده داشته باشند.
وي با تأكيد بر جلوگيري از زياده خواهي عده اي سودجو در عدم رعايت نكردن ضوابط و مقررات ساخت و ساز مي گويد: از سوي ديگر بايد فرهنگ استفاده از آپارتمان نشيني نهادينه شود به طوري كه وجود حياط در آپارتمانها به عنوان صحن عمومي مطرح است و نبايد ساكنان با هر وضعيتي به آن آمد و شد داشته باشند.
رئيسي با بيان اينكه اين موارد بايد از سوي ساكنان اين واحدها رعايت شود، درخصوص اينكه چقدر رعايت حريم خصوصي افراد در ضوابط شهرسازي لحاظ شده، مي گويد: در پلانهاي معماري، طراحي به سمت رعايت حريم خصوصي، فرهنگ اسلامي و معماري سنتي و اسلامي است كه رو به افزايش مي باشد.
رئيس سازمان نظام مهندسي ساختمان خراسان رضوي ادامه مي دهد: با اين حال نمي توان گفت اين موارد 100 درصد رعايت مي شود بلكه عده اي اين اصول را لحاظ نمي كنند.وي در اين خصوص كه آيا نبايد با توجه به گسترش آپارتمان نشيني قوانين و ضوابط ساخته و ساز براي رعايت بيشتر حريم خصوصي افراد تغيير يابد، اضافه مي كند: قوانين در هر مقطعي بايد به تناسب وضعيت موجود روز تغيير كند كه اين يك اصل كلي است.
حريم شرعي
مدير شهرسازي سازمان مسكن و شهرسازي خراسان رضوي نيز معتقد است: در طرح تفصيلي برخي ضوابط وتوصيه هاي مشخص شده براي جلوگيري از اشرافيت تأمين نور وجود دارد و غير از آن چيز ديگري نداريم.مهندس رجب زاده با بيان اينكه برخي مردم تصور مي كنند احداث ساختمان 4 طبقه مقابل واحد مسكوني آنان خلاف است، مي گويد: اين در حالي است كه اين احداث طبق ضوابط شهرسازي است.
اين مقام مسؤول در سازمان مسكن و شهرسازي با بيان اينكه رعايت حريم شرعي و خصوصي و مسايل داخلي آپارتمانها در قانون تملك آپارتمانها قيد شده است، مي گويد: در اين قانون نحوه استفاده از فضاهاي عمومي و خصوصي مشاع پيش بيني شده كه اگر رعايت شود هيچ اختلافي بين مالكان و ساكنان و مستأجران واحدهاي آپارتماني ايجاد نمي شود.
وي در بخش ديگر درخصوص لحاظ كردن معماري اسلامي در ضوابط ساخت و ساز، مي گويد: رعايت معماري اسلامي همواره مورد تأكيد و الزام قرار گرفته است اما تاكنون درباره اينكه حد معماري اسلامي كجاست؟ و چرا بعضي ها اين حد را رعايت نمي كند مطالعات دقيقي انجام نشده است.

  


خواندن اين مطلب را به دارندگان رايانه توصيه مي كنيم ؛
دزدان دريايي در كمين رايانه شما

 

* هادي مرادي

«لپ تاپ بازيگر مشهور سينما از ماشين وي سرقت شد»




«فيلم جنجالي بازيگر مجموعه .... لو رفت»
«پليس آگاهي پايتخت عاملان توزيع تصاوير بازيگر مجموعه .... را بازداشت كرد»
«عروس جوان بعد از اينكه عكسهاي خصوصي عروسي اش را به طور اتفاقي در گوشي همكار شوهرش ديد، دست به خودكشي زد»
دهها تيتر و خبر جنجالي از اين دست را هر روز در روزنامه ها مي خوانيم و به فكر فرو مي رويم.
آيا تا به حال از خود پرسيده ايد كه اين تصاوير چگونه و از چه راههايي لو مي رود و به دست نا اهلان مي افتد و در عرض يك چشم بر هم زدن مقابل ديدگان خيليها قرار مي گيرد؟
به نظر مي رسد كه بخش عمده اي از اين گونه تصاوير و اطلاعات شخصي از روي حافظه رايانه و گوشي تلفن همراه، با ترفندهاي مختلفي استخراج و بعد هم براي رسيدن به مقاصد خاصي از سوي افراد سودجو در حجم گسترده و غيرقابل كنترل منتشر مي شود و به دنبال خود آبروي خانواده هاي زيادي را تهديد و به خطر مي اندازد و گاهي نيز حوادث و جنايتهاي زيادي را منجر مي شود.
به طوري كه اغلب كارشناسان، خطر سوء استفاده از حافظه رايانه هاي شخصي را به مراتب فراتر از مواردي نظير بلوتوث، كپي برداري از رمهاي تلفن همراه، نوارهاي ويديويي كه در لابراتورها تبديل مي شوند و ... مي دانند.
انجام چنين كارهايي به آساني از دست افراد متبحر و حتي كساني كه سررشته در كارهاي رايانه اي دارند ساخته است، از طرف ديگر نيز نرم افزارها و كتابچه هاي آموزشي براي بازيابي اطلاعات از رايانه ها، حتي رايانه هايي كه چند سال است كنار گذاشته شده اند و مورد استفاده قرار نمي گيرند، در بازار عرضه مي شود و اين امكان را براي خيلي ها ايجاد كرده است.
يك مدرس دانشگاه معتقد است: به طور كلي، مبناي گزاره هاي منطقي رايانه اي، گزاره هاي دو شرطي است يعني اينكه هر گزاره به شكل يك خيابان دو طرفه است، بنابراين شكستن حريم خصوصي افراد از لحاظ تئوريك و منطقي از راههاي نرم افزاري و سخت افزاري ميسر است. واضح تر آنكه افراد ماهر، به راحتي قادرند به محتواي حافظه رايانه دسترسي يابند.
و سوي ديگر نيز مي توانند آن را ناديده بگيرند و فقط كاري كه از آنها خواسته شده را انجام دهند.
مهندس آرش دايي پور نقش مراكز خدمات رايانه اي و كافي نتها را در اين ميان بسيار اساسي ذكر مي كند و مي افزايد: بسياري از سود جويان تلاش مي كنند تا با استفاده از اين گونه اماكن عمومي، به دنبال اهداف خود باشند تا كسي نتواند آنها را رديابي نمايد.
در اين رابطه چندي قبل در يكي از نشريات از اين قبيل افراد به عنوان دزدان دريايي نوين ياد شده بود اما مهندس دايي پور با تعبير بسيار جالب تري، از كافي نتها و كاربران آن به عنوان جزاير كوچك صخره اي بدون نام و نشان دزدان دريايي نام مي برد كه امكان سوء استفاده را به راحتي فراهم كرده و در نهايت هم اين دزدان دريايي با عوض كردن مسير خود يعني رفتن به مركزي ديگر در ناحيه اي دورتر، امكان دستيابي قانون را به خود كم مي كنند.
اين مدرس دانشگاه راه حل اين مشكلات را اجراي صحيح قانون مي داند و ادامه مي دهد: بايد با آموزشهاي عمومي و تخصصي به مردم و افراد مرتبط در اين بخش و همچنين به روز رساني قوانين، گروههايي كه بيشترين سوء استفاده و تجاوز را انجام مي دهند مانند سارقان و جاسوسان اطلاعات را در تنگناي قانون قرار داد. البته مردم نيز در كنار آن بايد ميزان آگاهي خود را افزايش دهند و توجه به اين مسأله را همان قدر جدي بگيرند كه در بروز رساني دزدگير خودرو خود توجه دارند.
به نظرمي رسد كه اهميت مراكز خدماتي رايانه بسيار بيشتر از آن چيزي است كه فكرش را بكنيد تقريباً بيشتر افرادي كه در اين زمينه با آنها هم كلام شديم، مهمترين عامل نشر اطلاعات خصوصي شهروندان را همين مراكز ذكر مي كردند و همگي نيز بر اين باور بودند كه انتشار اطلاعات بيشتر براي آزار و اذيت ديگران و به منظور سرگرمي و پركردن اوقات فراغت يا براي كسب شهرت و يا به دليل انتقام جويي و اخاذي انجام مي شود. در اين رابطه، مهندس داريوش صفاييان كه خود مدير يك مركز خدمات رايانه اي است، مي گويد: عده اي از همكاران با بي توجهي به اصول حرفه اي كه لازمه اطمينان و امنيت در جامعه مي باشد، موجب نارضايتي و سلب اطمينان مردم شده اند و با ناديده گرفتن خط قرمزها و حد و مرز كاري، وارد خلوت و حريم شخصي افراد مي شوند.
به گفته او، هكرها و افراد متبحر با استفاده از بي اطلاعي مشتريان كه رايانه خود را براي تعمير مي آورند، از طريق ابطال رمز سيستم بدون اجازه و كپي كردن اطلاعات داخل هارد و يا هك كردن و سرقت آن اطلاعات از طريق اينترنت به اهداف خود مي رسند. آنها حتي بدون اينكه كسي متوجه شود اطلاعات حذف شده حافظه رايانه ها و حافظه جانبي تلفن همراه را بازيابي مي نمايند. او با اشاره به اينكه، كاربران بايد با نحوه استفاده صحيح از اطلاعات شخصي و حفظ و نگهداري آنها آشنا شوند، تصريح مي كند: ارائه مجوز فعاليت قبل از كسب اطمينان از افراد متقاضي نبايد به سهولت انجام گيرد به علاوه اينكه در نبود نظارت قانوني، افراد زيادي به شكل دلخواه اقدام به ايجاد دفتر يا مركز خدمات فروش، تعمير و يا ارتقاي سيستمهاي شهروندان مي كنند و خواه ناخواه مشتريان نيز به آنها مراجعه مي نمايند كه بيشترين سوء استفاده ها در همين مراكز صورت مي گيرد.
اين كارشناس رايانه در عين حال براي كاهش مشكلات و آسيبهاي مادي و معنوي به شهروندان، پيشنهاد تأسيس مراكز مجازي و سهل الوصول براي همه كاربران و مراجعه كنندگان را مي دهد كه همانند يك بانك اطلاعاتي جامع و مورد تأييد قانون و نهادهاي مرتبط به ارايه خدماتي نظير كافي نت، گيم نت، فروش نرم افزار و سخت افزار، تعميرات و ... نمايد.
حجت حسيني، دانشجوي ترم آخر رشته نرم افزار نيز ترفندهاي دسترسي و بازيابي اطلاعات شخصي افراد را به دو دسته تقسيم مي كند و مي گويد: افراد يا به صورت آگاهانه سيستم هاي دچار مشكل خود را جهت رفع عيب در اختيار مراكز خدمات رايانه مي گذارند و به اين ترتيب امكان دسترسي به محتواي سيستم خود را براي آنها فراهم مي كنند و يا به شكل ناآگاهانه كه ناشي از كم اهميت جلوه دادن موضوع برايشان است كه در اين غفلت، برخي نزديكان، دوستان و آشنايان كه گاهي به سيستم رايانه فرد دسترسي دارند، امكان برداشت اطلاعات موردنظر خود را خواهند يافت، هم چنان كه طبق آمار پليس، از عوامل اصلي مرتبط با پرونده انتشار تصاوير افراد مشهور همين نزديكان و آشنايان آنها بوده اند.
اما رئيس اتحاديه صنف خدمات رايانه مي گويد كه بيشترين تخلفات در واحدهاي غيرمجاز و بدون پروانه كسب كه شايد تعدادشان با واحدهاي مجاز برابري كند، روي مي دهد و به دليل ازدياد اين واحدها و طولاني بودن سير مراحل بازرسي و پلمب، افراد خاطي، همچنين بهترين راه جلوگيري از سوء استفاده و نقض حريم خصوصي و دستبرد به محتواي رايانه شخصي را مراقبت و نگهداري اطلاعات شخصي بر روي حافظه هاي قابل حمل و نگهداري توسط خود شخص مي داند و تصريح مي كند: در درجه نخست بازبيني سيستم و تعمير آن را بايد به افراد مورد اعتماد سپرد، همچنين در ارتباط با اينترنت و بررسي ايميل ها نيز بايد بيشترين دقت را به خرج داد.

  


فراموشي وجدان؛ آيا حاضر هستيد ديگران به حريم شخصي شما وارد شوند؟!

 

همانگونه كه همگان مي دانيم در جوامع بشري اگر قوانيني براي نظم بخشي وجود نداشته باشد هرج و مرج حاكم شده و هر كسي



بسته به نوع افكار و عقايد خود اقدام به انجام كارهايي مي كند كه در جهت منافع شخصي بوده و توجهي به ديگران نخواهد كرد.
با كمي دقت در قوانين مختلف مي ببينيم كه به تناسب مقتضيات زماني و مكاني، قوانيني در جوامع مختلف وضع شده كه به نوعي از ناهنجاريهاي احتمالي جلوگيري شود، بر همين اساس يكي از قوانيني كه با توجه به شرايط كنوني جامعه ما مي بايست تصويب و به مرحله اجرا گذاشته شود قانون حفظ حريم خصوصي افراد است كه مطالب مختلفي در اين خصوص بيان شد. اما به اعتقاد نگارنده نكته مهمي كه مي بايست توجه ويژه اي به آن داشت و چه بسا با پايبندي به آن ديگر نيازي به قانون نخواهد بود و كمي مورد غفلت قرار گرفته، اخلاق و وجدان فردي است كه در ادامه به چند نكته اشاره مي شود.
* در آموزه هاي ديني و ملي ما نكات اخلاقي فراواني وجود دارد كه عمل به هر كدام از آنها مي تواند نتيجه اي برابر با اجراي چندين و چند قانون را داشته باشد. در خصوص حريم خصوصي نيز اگر بخواهيم به سراغ اين آموزه ها برويم يكي از بارزترين آنها نكته اي است با اين مضمون كه آنچه براي خود نمي پسندي براي ديگري هم مپسند.
بر همين اساس و فارغ از پرداختن به مباحث كلاني چون وجود يا نبود قانوني خاصي براي پرهيز از اقدامهاي غيراخلاقي و تجاوز به حريم خصوصي افراد، اگر همين يك نكته مدنظر قرار گرفته و به آن عمل شود، قطعاً هيچكس به خود اجازه نخواهد داد حريم خصوصي ديگري را مورد تعرض قرار دهد.
از سوي ديگر اخلاق و بايد و نبايدهاي اخلاقي پايه تمام قوانين مدني جوامع بشري بوده و هست، پس چرا در جامعه اسلامي و ايراني ما كه پايبندترين ملت به اخلاقيات محسوب مي شويم اخلاق به فراموشي سپرده شود و براي ترسيم خطوط حريم خصوصي منتظر تصويب قانون خاص بمانيم در حالي كه تنها با اندكي تفكر و مراجعه به آموزه هاي اخلاقي درمي يابيم كه ممنوعيت انجام برخي از اعمال نيازي به تصويب قانون ندارد و حرمت آنها در محكمه وجدان به اثبات رسيده است.
احترام به حريم خصوصي ديگران به لحاظ اخلاقي امر پسنديده اي است كه حتي همان كساني كه خود مرتكب اعمال خلاف مي شوند دوست ندارند كسي به حريم خصوصي آنها وارد شود. به بيان ديگر اگر هر شخصي قبل از آنكه بخواهد به حريم خصوصي فرد ديگري تجاوز كند تنها به اين سؤال ذهني پاسخ دهد كه اگر طرف مقابل نيز چنين عملي را انجام دهد كار اخلاقي انجام داده و يا غير اخلاقي بوده و مذموم است، از انجام چنين كاري منصرف مي شود.
پس اي كاش به جاي آنكه به دنبال قوانين مختلف براي بيان ممنوعيت و زشتيهاي نقض حريم خصوصي افراد باشيم، به يك قانون اخلاقي پايبند باشيم و هر آنچه را براي خود نمي پسنديم براي ديگران هم نپسنديم.
با اين تفاصيل مي توان نتيجه گرفت كه رعايت اصول اخلاقي نيازي به قانون ندارد و تنها لازمه آن پاسخ به وجدان فردي است كه اگر هر مرتكبي قبل از عمل غيراخلاقي تصور كند كه اگر قرار باشد ديگري بخشي از اسرار خصوصي او را برملا كند، آيا از نظر او مورد قبول است يا نه، پس بايد تلاش كرد تا اخلاق در جامعه به فراموشي سپرده نشود تا بخواهيم با قوانين موضوعه خلاء نبود اخلاق را پر كنيم.
* علي محمد زاده

  


از سينما تا زندان ؛حكايت بلوتوث «پيژامه» آقاي هنرپيشه!

 

* سعيد ترشيزي

خبرنگار: با سلام خدمت شما خوانندگان محترم، ما امروز به يكي از زندانهاي شهر آمديم تا مصاحبه اي را داشته باشيم با چند تن از



زندانيان در خصوص علت روي آوردن آنها به بزه و بزهكاري و الان در خدمت يكي از اين زندانيان هستيم كه چهره ايشان خيلي براي من آشناست، اما هرچه فكر مي كنم به خاطر نمي آورم كه او را قبلاً كجا ديده ام!
خب، زنداني عزيز، چه عاملي سبب شد كه شما زنداني بشويد؟!
زنداني: دوست ناباب!
خبرنگار: نه ديگه، اين دوست ناباب خيلي تكراري شده، تابلوست، از مد افتاده، نخ نماست، يه چيز جديد بگو!
زنداني: يك چيز جديد؟! خب بلوتوث!
خبرنگار: جل الخالق! بلوتوث؟! مگر بلوتوث هم عامل بزهكاري افراد مي شود؟! امكانش هست كه در اين باره براي ما و خوانندگان محترم بيشتر توضيح بدهيد؟!
زنداني: بله كه ميشه، چرا نشه؟! منم يه روزي واسه خودم كسي بودم، جوون بودم، پاك و سالم بودم، منزلت اجتماعي داشتم، يكي از محبوب ترين بازيگراي سينما بودم!
خبرنگار: بازيگر؟! اي بابا، نكند شما آقاي.... هستيد؟! مي گويم چقدر چهره شما برايم آشناست! اينجا فيلمبرداريه؟! يك امضا به من مي دهيد؟!
زنداني: جو گير نشو بابا، داشتم حرف مي زدم ها! گفتم بازيگر بودم، اما الان ديگه نيستم؟! همين بلوتوثي كه گفتم من رو به خاك سياه نشوند! قضيه از اينجا شروع شد كه من يك شب كه تو خونه مشغول چرت زدن و تماشاي يكي از فيلمهاي خودم بودم، يكهو با فرياد عيالم مبني بر اينكه بدو آشغالها رو ببر دم در كه آشغالي داره ميره، عين فنر از جا پريدم و از ترس اينكه اگه آشغالها رو به ماشين شهرداري نرسونم، مورد ضرب و شتم از ناحيه عيالم قرار مي گيرم، ديگه دقت نكردم كه چه جوري و با چه وضعي دارم مي رم تو كوچه! اون شب تا ته كوچه دنبال ماشين شهرداري دويدم و موقع دويدن متوجه شدم كه يكي از همسايه ها داره با تلفن همراهش از من فيلم مي گيره، اما توجه چنداني بهش نكردم، چون اين كار مردم برام عادي شده بود، اما چند روز بعد كه داشتم سر صحنه فيلمبرداري مي رفتم، متوجه شدم كه طرز نگاه هاي مردم به من تغيير كرده و توي راه هر كسي من رو ميبينه، نيشش تا بنا گوشش باز مي شه و كركر و هرهري راه مي اندازه! خلاصه به محل كارم كه رسيدم توسط يكي از همكارانم تازه شصتم خبردار شد كه چه بلايي سرم اومده! فيلم من در حالي كه با پيژامه مامان دوز و زيرپوش مشغول دويدن به دنبال ماشين زباله بودم، همه جا پخش شده بود!
من كه با ديدن اين فيلم اونقدر به خشم اومده بودم كه رنگ صورتم به رنگ رب گوجه فرنگي صادراتي شده بود و يكسري بخار از داخل گوشهايم متصاعد مي شد، همونجا سوار ماشينم شدم و نفهميدم با چه سرعتي خودم رو رسوندم به در خونه اون همسايه نامرد! يك چندتا لگد كه به در خونشون زدم، خودش سراسيمه اومد دم در تا ببينه كي داره در خونش رو مي تركونه، اما همين كه در رو باز كرد، من از شدت خشم يقه لباسش رو محكم گرفتم و گفتم آخه مرد حسابي مگه تو از خودت پيژامه و زيرپوش نداري كه به لباساي مردم گير مي دي؟! اين چه كاري بود كه با من كردي؟! تو كه آبروي من رو بردي! و خلاصه بعد از چند دقيقه پرخاشگري، يكم خشمم فروكش كرد و با اظهار ندامت اون، يقش رو ول كردم و برگشتم به محل كارم و همه چيز به خير و خوشي تموم شد، اما فرداش فهميدم كه همچين خير و خوشي هم نبوده ! آخه فرداش دوباره وقتي كه داشتم به محل كارم مي رفتم، باز هم مردم رو مي ديدم كه با ديدن من، تغيير حالت مي دن، اما اين بار حالت چهره اونها به خشم و غضب تبديل مي شد و زير لب چند تا ليچار و حرف بي تربيتي نثارم مي كردن! بعداً متوجه شدم كه دو تا فيلم ديگه هم از من پخش شده بوده، يكي وقتي كه تو اتوبان با سرعت غير مجاز در حال رفتن به سمت خونه همسايمون بودم و يكي هم وقتي كه يقه همسايه رو چسبيده بودم و اون هم داشت عاجزانه عذرخواهي مي كرد.
خلاصه پخش اين فيلمها باعث شد تا ماهها بعد، ديگه هيچ فيلمسازي حاضر نشه با من قرارداد ببنده و همين قضيه زمينه افسردگي و ابتلايم رو به بيماري روحي رواني رقم زد و حتي تا جايي پيش رفت كه بعد از عمري سالم زندگي كردن، پاي سيگار هم به دهان من باز شد!
اما اين آخر قصه نبود، آخه پخش فيلم من در حالي كه در مطب دكتر روانپزشك نشسته بودم، فيلم من در حال خريد قرص اعصاب از داروخونه و فيلم ديگرم در حال كشيدن سيگار داخل اتومبيلم باعث شد در عرض مدت زمان كوتاهي، من كه يك سوپراستار محبوب القلوب بودم تبديل بشم به يك پيژامه پوش قانون شكن پرخاشگر عصبي!
خبرنگار: آه، چه سرنوشت غمباري، خب چي شد كه پاي شما به زندان باز شد؟!
زنداني: خودم اينجوري خواستم! هرچي با خودم فكر كردم ديدم توي اين شهر تو هر سوراخ سمبه اي هم كه زندگي كنم، بازم اونقدر كوچيك نيست كه لنز يك سانتي دوربين تلفن همراه مردم توش جا نشه و زندگي شخصي ام رو به صورت بلوتوث براي كل ملت نفرسته، اين بود كه تنها جايي كه به ذهنم اومد كه هيچ كدوم از اطرافيانم اجازه استفاده از تلفن همراه رو ندارن همين زندان است، به همين دليل چند روز قبل تو خيابون با كله اومدم تو بيني يكي از اونايي كه داشت با تلفن همراهش ازم فيلم مي گرفت تا پليس بياد و من رو بگيره و بندازه زندان و همينطور هم شد!
خبرنگار: باور كنيد كه از شنيدن قصه زندگي شما واقعاً متأثر شدم! حالا براي اينكه يك كم فضا عوض بشود و من هم امروز موقع ناهار در محل كارم، يك چيزي براي بلوتوث زدن به همكارانم و كم نياوردن از اونها داشته باشم، امكانش هست كه چند دقيقه از شما در حالي كه داخل زندان و مشغول مكيدن سماق مي باشيد، با تلفن همراهم فيلم بگيرم؟!

  


دنياي وارونه ؛ گودزيلا مي رقصد !

 

* س. كوشا

اول ماجرا؛
راست مي گي فاطي! فيلمش همه جا پخش شد، بعد...!




يعني مشهور شد؟ ترو خدا، يعني مي شه منم با همين روش مشهور بشم.قهرمان داستان در اين لحظه به اين فكر فرو مي رود كه آخرين راه براي رسيدن به شهرت همين توزيع تصاوير خصوصي است. پس نتيجه مي گيرد اگر چه غيراخلاقي است، اما بايد با اين روش مشهور شود، پس... .
دوم عكاسي؛
- سلام آقاي عكاس! مي خواستم يك پرتره داشته باشم؟
- بفرماييد داخل آتليه و حاضر شويد.
- ببخشيد خانم، لطفاً يك كم درست بشينيد، اي واي خانم روسري تان افتاد واي خانم...!
- ديوونه مي خوام تصاوير خصوصي ام رو منتشر كني...!
- واي ي ي ي (مرد عكاس دچار حالت حيرت شده و الان مدت چند ماه است در بيمارستان رواني بستري است)
سوم - ويديوكلوپ؛
قهرمان داستان با تهيه يك دوربين فيلمبرداري از خود در حال انجام دادن حركات موزون با لباسهاي عجيب تصويربرداري مي كند و پس از تهيه يك فيلم سينمايي از يك كلوپ، سي دي حاوي تصاوير خودش را به جاي آن فيلم به كلوپ باز مي گرداند.
او چند روز بعد به محل كلوپ مراجعه مي كند تا مطمئن شود مراحل كسب شهرت را درست طي كرده، اما كلوپ تعطيل است و بر سر در آن بر روي پارچه اي نوشته شده:«به دليل بروز يك بيماري روحي فراگير ميان مشتريان اين كلوپ، مغازه تا اطلاع ثانوي تعطيل است»
چهارم - كلك موبايل؛
قهرمان داستان فهميده كه بلوتوث از جمله مهمترين عوامل توزيع تصاوير خصوصي مردم است، پس با موبايل تصاوير متفاوتي از خود در حال حركت موزون يا خواندن تهيه مي كند و سراغ يك واحد تعمير موبايل مي رود.- آقا! مي خواستم موبايلم رو تعمير كنم؟
- لطفاً حافظه و سيم كارت را از موبايل خارج كنيد؟
- اشكال نداره باشد تو موبايل چيزي ندارد، فقط چند تا فيلم شخصي تو حافظه است كه اشكال نداره منتشر بشه.
مرد موبايل ساز، سرش را از روي ميز كارش بالا مي آورد و نگاهي به مشتري مي اندازد. دستش شروع به لرزش مي كند، چند متري به عقب مي رود و موبايل از دستش بر زمين مي افتد، مرد سپس يك موبايل نو به قهرمان داستان مي دهد و موبايل او را در آتش مي سوزاند.
اين مرد پس از آن نتوانست به شغل تعمير موبايل ادامه دهد و در نهايت دلاك حمام مردانه شد.
پنجم اينترنت؛
قهرمان داستان اندك اندك داشت تحملش را از دست مي داد، بايد آخرين راه را هم امتحان مي كرد، پس تصاويرش را آپلود كرد و با يك سايت پخش تصاوير خصوصي مردم به اشتراك گذاشت.
سرانجام موفق شد و اين سايت تصاوير را در بهترين نقطه خود به نمايش گذاشت، اتفاقاً تعداد بازديدها نشان مي داد كه جزو يكي از پربيننده ترين تصاوير هم بوده، تنها يك اشكال وجود داشت كه عنوان تصاوير عوض شده، قهرمان داستان تصاوير را با عنوان «بالهاي گشوده يك پري» درسايت به اشتراك گذاشته بود، اما آنها عنوان ديگري را براي تصاوير انتخاب كرده بودند:
«گودزيلا مي رقصد»

  


داستان يك ماجراي واقعي ؛ فقط به خاطر ا

 

و*سعيد عبرتي

صداي زنگ همه آنها را به خود آورد، ثريا به طرف آيفون رفت و گوشي را برداشت.




- سلام! معلوم نبود آن طرف گوشي كه بود؟ و چه مي گفت كه ثريا ناگهان سخنش عوض شد- چطور، مگه ساعت چنده؟ چي از نصف شب گذشته، اما اصلاً متوجه نشديم، الان مي گم حاضر بشه، ببخشيد.
ثريا سرش رو برگردوند، الهام، خواهرت اومده دنبالت، انگار خيلي هم عصباني شده كه تو سر ساعت نرفتي خانه، زودباش حاضر شو.
الهام خودش رو جمع و جور كرد و گفت: خوبه شماها يك مادر داريد و يك پدر، من علاوه بر اينها يك خواهر دارم كه از هر دو تا شون سخت گير تره.
با دوستانش خداحافظي كرد و از پله ها پايين رفت، خواهرش توي خودرو منتظرش بود، مثل هميشه با سلام و احوالپرسي شروع كرد و ادامه داد، الهام جان شما قرار بوده ساعت 9 خانه باشي، مامان مي گفت.
الهام نگاهي به خواهرش كرد و گفت: عزيز جان ثريا گفت كه حواسمان نبود، تازه اگر شما نمي آمديد قرار بود پدر ثريا همه ما رو برسونه خونه هامون.
الناز خواهر بزرگتر الهام پس از چند لحظه سكوت دوباره شروع كرد: خوب؛ چه كارها كرديد خانم خانوما، تعريف كن، خوش گذشت.
انگار كه يخ الهام شكسته باشد سر حرفش باز شد: جات خالي بود، اين بچه ها تا دلت بخواد اسباب خنده و شادي رو فراهم كرده بودند، مدتها بود دور هم نبوديم با هم زديم و شادي كرديم.
الناز كه انگار از پرسش اول هدفي داشت حرفش را ادامه داد و گفت: خوب عزيز جون كسي هم از اين شادي شما براي يادگاري فيلمي، چيزي گرفت؟
الهام همان طور كه گرم حرف زدن شده بود، گفت: مادر ثريا يك دوربين داشت كه از مراسم و هديه دادن بچه ها فيلم گرفت، يكي از دوستان ثريا هم با تلفن همراهش فيلم مي گرفت، گفت كه برامون تكثير مي كنه و بهمون مي رسونه.
الناز انگار كه منتظر چنين حرفي باشه گفت: مي شناختيش، الهام گفت: من كه نه، ولي انگار ثريا مي شناختش كه دعوتش كرده بود.
***
چند هفته اي از جشن تولد گذشته بود كه رفتار الهام فرق كرد، مادرش چند باري خواسته بود درد دلش را بگويد حتي با الناز مشورت كرده بود، الناز كه مشاور پرورشي يك مدرسه بود هم متوجه تغيير رفتارهاي خواهرش شده بود، اما الهام هيچ حرفي نمي زد، الناز مي دانست سر منشأ ماجرا به همان جشن تولد بر مي گردد، به مادرش هم گفته بود، اما نمي دانست كه ماجرا چيست؟
الهام صبح از خانه خارج مي شد تا به دبيرستان برود، اما عصرها ديرتر به خانه مي آمد هر روز هم بهانه اي مي آورد كه فلان كلاس را داشته يا معلم جبراني گذاشته است.
شبها هم اصلاً حوصله شام خوردن نداشت و بعضي از شبها هم اصلاً شام نمي خورد، دايم در اتاقش بود و آهسته با تلفن همراهش حرف مي زد.
مادرش به الناز گفت كه چند بار براي الهام عصرانه يا شام در اتاقش برده و ديده كه او چشمهايش از اشك خيس بوده است.
الناز حدس زد ماجراي عشقي در ميان باشه، الهام را يك روز زير نظر گرفت، اما او مستقيم به مدرسه اش مي رفت، در راه برگشت هم با يك دختر به پاركي رفتند، قدم زدند و به يك كافي شاپ رفتند و دوباره به خانه آمد.
الناز هم گيج شده بود، اصلاً اوضاع خانه به هم ريخته بود، چند روز قبل پدر چند تراول چكش را گم كرده بود، ديروز گردنبند طلاي مادر گم شده بود و امروز الناز مي ديد كه كارت اعتباري اش نيست.
بي درنگ به بانك رفت و خواست كه حسابش را مسدود كنند، اما خيلي زود رئيس بانك به او گفت كه از يكي از عابر بانكهاي نزديك خانه شان تمام موجودي او خارج شده است.
الناز ماجراها را كنار هم گذاشت و به الهام مظنون شد، اما چون تاكنون اين قبيل كارها در خانواده آنها سابقه نداشت حتي جرأت نكرد اين موضوع را با مادرش در ميان بگذارد.
***
يك هفته گذشته بود، سريال گم شدن وسايل خانه و پول و طلا ادامه داشت و الهام هم هر روز بيشتر در خودش فرو مي رفت. ديگر اصلاً در خانه نمي تواني الهام را ببيني يا مدرسه بود يا در اتاقش با هيچ كس هم حرفي نمي زد.
مادرش هر چه تلاش كرده بود ماجرا را از الهام جويا شود، جز تندي از او چيزي نديده بود، حتي يك بار تهديد كرده بود اگر زياد سر به سرش بگذارند خود را خواهد كشت. نه مهماني مي رفت و نه دوست داشت كسي از فاميل را ببيند.
الناز يك بار سراغ ثريا رفته بود، اما او هم اطلاعي نداشت و مي گفت متوجه تغيير رفتار الهام شده چند بار هم از او خواسته كه اگر ناراحتي از او دارد بگويد اما الهام هيچ حرفي نزده بود.
الناز هم كه شبها به اتاق الهام مي رفت جز سردي و پاسخهاي سر بالا چيزي عايدش نمي شد. ديشب هم الهام به او گفت چون نسبت به او حسادت دارد و دنبال اين است كه سر از كارش در بياورد و او را پيش پدر و مادرش ضايع كند. الناز هم كه حسابي به او برخورده بود اگر چه حرفي نزده بود كه الهام بيشتر ناراحت شود، اما نمي دانست بايد چطور با الهام رو به رو شود، و چگونه مشكل او را حل كند.
مشكلي كه حتي دوستانش هم خبر نداشتند، هيچ كس نمي دانست چه به روز الهام آمده، فقط هر روز بيشتر از روز قبل الهام را مثل خوره از درون مي خورد.
***
صبح بر خلاف هر روز الهام از خواب بيدار نشده بود، مادر چند بار صدا زده بود، اما جواب نمي داد الهام با وجود تمام مسائل پيش آمده، هر روز سر وقت از خواب بيدار مي شد و راهي دبيرستان مي شد.
الناز سر ميز با صداي بلند گفت: الهام جان دبيرستان دير شد خواهرم. من با ماشين نمي رسونمت ها، اگر خوابيدي كه من ببرمت رو من حساب نكن.
اما هيچ صدايي نيامد، مادر ديگر طاقت نياورد و پله ها را طي كرد تا به اتاق الهام رسيد، در قفل شده بود و هيچ صدايي از داخل اتاق نمي آمد، هر چه بيشتر مادر صدا مي زد و در را فشار مي داد، بيشتر عصبي مي شد، الناز هم خودش را به پشت در رساند حالا هر دو فرياد مي زدند: الهام... الهام... در رو باز كن. اما هيچ جوابي نمي آمد. پدر هم سرانجام از جايش بلند شد و پشت در رسيد، پدر با يك ضربه محكم قفل در را شكست الهام روي تخت افتاده بود و نامه اي در كنارش بود كه روي آن نوشته شده بود «به خدا من بي گناهم».
بدنش سرد شده بود و رنگ بر صورتش نبود، مادر فرياد بلندي كشيد و نقش بر زمين شد پدر يك يا اباالفضل گفت و به طرف تخت آمد، الهام را در آغوش كشيد و بي درنگ به سمت حياط خانه حركت كرد.
لحظاتي بعد الهام در ماشين پدر بود و او با آخرين سرعتي كه مي توانست به سمت بيمارستان در حركت بود. اورژانس بيمارستان اعلام كرد اگر چند دقيقه ديگر در انتقالش به بيمارستان تأخير مي شد احتمالاً كار تمام شده بود، اما آنها توانسته بودند او را از مرگ حتمي نجات بدهند.
الهام حدود يك هفته در بيمارستان بستري شد تا به حال عادي برگشته و بتواند دوباره به خانه باز گردد، اما باز هم هيچ حرفي نمي زد تا همچنان خانواده در اضطراب بمانند.
يك هفته ماندن در بيمارستان اگرچه براي خانواده الهام زحمت داشت، اما باعث شد پس از آن دست كم الهام حال و روز بهتري داشته باشد، او هر روز حال و هواي بهتري پيدا مي كرد و به نظر مي رسيد براي بازگشت دوباره به زندگي آماده تر شود.
***
بازگشت الهام به خانه اگرچه با سرور و شادي اعضاي خانه همراه بود، اما خيلي دوام نياورد به محض اينكه الهام وارد اتاقش شد، دوباره غبار غم بر صورتش نشست، هنوز چند ساعتي از حضور در خانه نگذشته بود كه دوباره در اتاقش را قفل كرد و همان طور شد كه بود.
پدر صبح روز بعد به كلانتري مراجعه كرد و با مشاور كلانتري در خصوص مسائل پيش آمده براي دخترش و اقدام به خودكشي او سخن گفت.
چند روز بعد، عصر كه مانند هر روز الهام به خانه بازگشت، تلفن خانه به صدا در آمد ومردي كه پشت خط بود از پدر خواست به همراه الهام به كلانتري بروند.
الهام گيج شده بود و اصلاً دلش نمي خواست به كلانتري برود، حتي در مقابل حرف پدر مقاومت مي كرد و مي گفت دليل ندارد به خاطر اقدامي كه چندي قبل انجام داده به كلانتري برود.
وقتي اصرار پدر به نهايت رسيد و الهام ديد چاره اي جز همراهي با پدر ندارد، رنگ از رخسارش پريد و چنان دست و پايش را گم كرد كه نزديك بود از پله ها سقوط كند.
اما سرانجام به همراه پدر به كلانتري رفت.
اتاق فرمانده كلانتري جايي بود كه چند لحظه بعد از ورود، الهام و پدرش در آنجا بودند، سرهنگي كه پشت ميز قرار داشت سخنش را با الهام شروع كرد و گفت: دخترم تو بايد همان روز اول ماجرا را با پدر و مادرت در ميان مي گذاشتي.
حالا نوبت پدر الهام بود كه گيج شود. با صدايي لرزان به فرمانده كلانتري گفت: قربان كدام ماجرا.
سرهنگ به پدر الهام گفت: دختر شما خيلي شانس آورد، كه گرفتار اهداف شيطاني اين باند نشده، شايد اگر چند روز ديرتر به كلانتري مراجعه مي كرديد سرنوشت شومي در انتظار دختر شما بود.
پدر الهام مبهوت سخنان رئيس كلانتري شده بود با صدايي گرفته تر ادامه داد: يعني چي جناب سرهنگ؟ و فرمانده كلانتري ادامه داد: پس از اعلام شكايت شما، الهام از سوي مأموران به صورت نامحسوس تحت نظر قرار گرفت و متوجه شديم دختري هر روز پس از پايان ساعت تحصيل به سراغ وي مي رود.
او ساعتي با الهام است و پس از آن الهام به طرف خانه مي رود، دختر را تعقيب كرديم و متوجه شديم وي از اعضاي يك باند فساد و فحشا است كه دختران جوان را مورد اخاذي قرار داده و سپس در دام خود گرفتار مي كنند.
ديروز «زري» همان دختري كه به خاطر تصاوير تهيه شده از يك مجلس مهماني، دختر شما را تحت فشار قرار داده بود دستگير شد و اعتراف كرد در يك مهماني دوستانه از دختر شما تصاويري تهيه كرده كه مطابق شؤون خانوادگي شما نبود، و سپس با تهديد بارها و بارها از او اخاذي كرده است، احتمالاً الهام براي پاسخ به خواسته هاي اين دختر اقدام به سرقت از منزل هم كرده است.
او سپس الهام را تحت فشار قرار مي دهد كه چنانچه به خواسته او مبني بر حضور در خانه اش عمل نكند تصاوير تهيه شده را منتشر مي كند.
الهام كه چاره اي نداشته و حاضر به تن دادن به خواسته هاي او هم نبوده دست به خودكشي مي زند كه موفق نشده و شما او را نجات مي دهيد، در مدتي كه در بيمارستان بوده، زري با او تماس نداشته، اما به محض رسيدن به خانه دوباره از طريق تلفن الهام را تهديد مي كند. اين بار نقشه فرار الهام را كشيده بود كه با دستگيري او و ساير همدستانش به ماجرا خاتمه داده شد.
وي رو به الهام مي گويد: دخترم اگر تو مقابل دوربين كسي كه هيچ شناختي از او نداشتي ظاهر نمي شدي يا وقتي كه با مشكل مواجه شدي خانواده ات را در جريان قرار مي دادي اين قدر دچار مشكل نمي شدي.
الهام توان بلند شدن از روي صندلي را نداشت، نمي دانست چه كند، از شدت شرم نمي توانست در چشم پدرش نگاه كند، هنوز چند لحظه نگذشته بود كه پدرش با صداي آرام گفت: دخترم اين تجربه شايد به قيمت جانت تمام مي شد، قدرش را بدان و در آينده به دوستانت هم منتقل كن. پاشو به خانه برويم.
در راهرو كلانتري الهام ديد كه زري با دستان بسته به همراه يك مأمور راهي دادگاه مي شود. بعدها و در جريان دادگاه متوجه شد زري قبلاً از ثريا هم اخاذي كرده و برخي ديگر از دختران را هم طعمه اميال شيطاني خود قرار داده و حتي برخي را به خانه هاي فساد كشانده و تيره بخت كرده بود.

  


گپي خودماني با سلطان فيلم سياه ؛ كركس ها وجدان ندارند

 

وقتي كه سلطان اشك ريخت!





مصاحبه با اين جوان چندان كار ساده اي نبود، چرا كه او اصلاً تمايلي به پاسخ دادن به برخي از سؤالها را نداشت، با اين حال كلكهاي ژورناليستي در اين گفتگو كار خود را كرد و او حاضر به پاسخ گفتن به همه پرسشها شد.
در حين مصاحبه مرتب جا به جا مي شد و گاهي هم انگشتانش را به ميز فشار مي داد.
«سلطان» بعضي وقتها ناخودآگاه با خيره شدن به نقطه اي، چند ثانيه اي مكث مي كرد، بخصوص زماني كه مي خواست از گذشته و خاطرات تلخ زندگي خانوادگي اش سخن بگويد.
او بارها نفس عميق كشيد و يك بار هم اشك از گوشه چشمانش جاري شد و گونه هايش را خيس كرد.
وقتي كه از خانواده و بويژه پدرش از او سؤال كردم، بدجوري به هم ريخت و خيس عرق شد.
اسم پدر معتادش را كه مي آورد، ناخودآگاه دستهايش مي لرزيد و مدام رنگ عوض مي كرد.
نمي دانم چرا، اما همين قدر فهميدم كه از بازگو كردن گذشته اش هراس دارد، اين را به راحتي از چشمانش بارها خواندم.

* امير روحپرور





آقاي «م» كلكسيونر جوان شهرمان است. او با تمام كلكسيونرهاي دنيا فرق دارد، چرا كه او به دنبال چيزي است كه در هيچ عتيقه فروشي پيدا نمي شود.
او نه به دنبال زير خاكي است و نه اشياي قديمي و قيمتي. مشتري هايش بيشتر جوانان اين مرز و بوم هستند و كالاهايش هم قيمتي نيستند.
آقاي «م» در دنياي ديجيتال امروزي زندگي مي كند كه نه مرز مي شناسد و نه حريم و شايد به همين دليل باشد كه هم تيپ و قيافه اش و هم كلكسيونش، سوغات عصر مدرنيته و ديجيتال است.
شايد باور نكنيد، اما او كلكسيونر فيلم «سياه» است، كلكسيوني از يك اپيدمي ايران!
دوستانش او را «سلطان» بلوتوث لقب داده اند. خودش مي گويد: بلوتوثي نيست كه او نداشته باشد، چرا كه تنها تفريحش همين عكس و فيلم هاي سياه است.
پاتوقش همه جا هست، فقط كافي است در آنجا، جوانهاي پر شر و شور حضور داشته باشند.حالا مي خواهد كافي نت باشد يا سينما يا فست فود. از خبرنگار جماعت زياد خوشش نمي آيد و به همين دليل خيلي سخت حاضر به يك گفتگوي خودماني و بدون پرده مي شود.
گفتگوي من را با اين كلكسيونر جوان شهرمان كه نه شغلي دارد و نه خانواده درست حسابي، در يك شب باراني بخوانيد.

**چرا دوستانت به تو لقب «سلطان» داده اند؟
* داستانش مفصل است، اما مي دوني همشون زير چتر من هستند و از من خوراك مي گيرند، راستش را بخواهي روي رفقايم را از اين بابت كم كرده ام و هيچ كدام چتر فراگير من را ندارند و نخواهند داشت، چرا كه من همه چيز دارم.
**كدام چتر؟
* اي بابا، منظورم از چتر همون فيلمهايي هستند كه اين روزها خيلي طالب داره.
** خب! توي اين چتر چه چيزهاي پيدا مي شود؟
* همه چيز، فيلم، عكس، بلوثوت، آنهم از نوع درجه يك.مي خواهي چند تاش را ببيني؟
** چي داري؟
* گفتم كه همه چيز پارتي دخترا، استخر، اتاق پرو، عروسي، جشن تولد و ... راستي !از خبرنگار هم دارم؟
** از خبرنگار ؟!
* آره، از خبرنگار، آقاي ... مي شناسي؟ فيلم مهيماني اش را دارم.
**اين همه عكس و فيلم را چطوري جمع كرده اي؟
* خيلي ساده، من چند تا رفيق دارم كه مدام با هم مبادله داريم، بعضي ها را هم از طريق اينترنت و انواع سايتهايي كه به اين منظور راه افتاده است، به دست آورده ايم، البته ناگفته نماند كه براي اين كار وقت گذاشته ام. تعدادي از فيلمها را هم از جاهايي مثل كافي شاپها، اتوبوسها، پارك و ... از طريق بلوتوث شكار كرده ام.
** ايراني اند يا خارجي؟
* خارجي هاش كه كيف نداره، همش وطني اند.
** چه كيفي؟
* همان كيفي كه يواشكي آدم سر به زندگي خصوصي ديگران مي زند، بخصوص آنهايي كه حواسشان نيست.
** اگر كسي همين كار را با تو بكند، خوب است؟
* معلومه كه نه، اما من دم به تله نمي دهم.
** پس چرا اينكار را مي كني؟
* خب! تفريح هست ديگه، باور كن تنها تفريح من همين بلوتوث بازيه، شايد اگر تفريح بهتري داشتم، اين بازي را ترك مي كردم.
** اگر در يكي از همين بلوتوثها مثلاً خواهرت را ببيني، چكار مي كني؟
* اولاً كه خواهر ندارم، اما اگر چنين چيزي وجود داشت، او را تا مرز مرگ كتك مي زدم و در خانه حبسش مي كردم.
** چرا؟
* چون وجدان دارم، غيرت دارم، مي فهمم ناموس يعني چه!
** پس چرا با ناموس مردم اين كار  را مي كني؟
* ببين داداش، اين فيلمها را كه من نگرفته ام، چشمشان كور، مي خواستند دقت كنند تا فيلمشان روي موبايلها پخش نشود.
** مي دوني! اين فيلمها، بعضي ها را براي هميشه بي آبرو و بعضي ديگر را هم به خودكشي وادار كرده است؟
* تقصير خودشانه، اگر حواسشان به دوربينها و موبايلها جمع باشد، در محافل به هر شكلي ظاهر نشوند و به همه اعتماد نكنند، آسيب نمي بينند، تازه فكر كرده اي كه من فقط بلوتوث ناجور نگاه مي كنم! نه اينطور نيست. اگر باور نمي كني، موبايل حداقل چند نفري را نگاه كن. آن وقت خواهيد ديد كه خيلي ها پاي اين بازي نشسته اند.
** يعني تو با اين همه فيلم و عكس كه در اختيار ديگران قرار مي دهي، نقش نداري؟
* چرا، اما مقصر اصلي خودشانند كه احتياط نمي كنند و خبر ندارند كه كركس ها توي آسمان مي چرخند و به دنبال شكار هستند.
** فكر نمي كني كه تو هم داري به اين كركس ها كمك مي كني؟
* نه! چرا كه طعمه آنها من نيستم. من با رفقايم براي تفريح فقط بلوتوثها را نگاه مي كنم و بعضي از آنها را به اين و  اون مي دهيم، تا ديگران هم تفريح كنند.
** اما اين كار از كاري كه آنها مي كنند كمتر نيست؟
* چقدر سين جيم مي كني؟ انگار كه يك مجرم گير آورده اي!؟
** چرا داغ كردي؟
* آخه، اين سؤالهايت آدم را عصباني مي كنه.
** عصباني نشو، فقط مي خواستم بدانم خانواده ات از اين كارهايي كه مي كني، خبر دارند؟
* كدوم خانواده! بابام كه عمرش رو داده به شما، مادرم هم كه خيلي وقت پيش واسه اعتياد پدرم طلاق گرفت و زن يك پيرمرد پولدار نامرد شد، اما راستش خانواده من همين چند تا رفيق با حال هستند به همراه دو تا برادر.
** مثل اينكه در اين خانواده نام شيطان را از قلم انداخته اي؟
* گرفته اي ما را! گفتم كه اين كار رو مي كنم، اما نگفتم كه شيطون پرستم، اما خب چه كنم، بعضي وقتها سراغم را مي گيره و من هم گول مي خورم. آخه بعضي وقتها ابليس رفيق ما جوانها مي شه، كارش هم را خوب بلد است، نامرد چند بار حسابي برايم دردسري ساخته كه حساب و كتاب ندارد، يادمه بخاطر همين شيطون يكبار كتك مفصلي از بابام نوش جان كردم كه عمراً فراموش نمي كنم.
** ماجرا چي بود؟
* خط قرمزه! شرمنده ام.
** نماز هم مي خواني؟!
* آخرين باري كه خواندم روي جنازه باباي نارفيقم بود، هر چند كه نماز «ميت» بلد نبودم.
** از بابات بگو، اصلاً او را دوست داشتي؟
نه، اون يك معتاد تمام عيار و تابلو بود، بدجوري آبرويم را برده بود، اما تا دلت بخواهد دست بزن داشت، آنهم چه دستي، طفلكي نه نه اغلب چه كتكي مي خورد؟ !البته بعضي وقتها هم ما را مهمان مي كرد، يادش بخير چه روزهاي جهنمي بود.
** خودت چي، معتاد نيستي؟
* معتاد كه نه اما از يك بچه طلاقي چه انتظار داري، نه پدر درستي داشته ام و نه مادري كه در حقم مادري كند، من فرزند طلاقم، فرزند عشق شكست خورده كه حالا فقط خاكستري از آن مانده.
** گفتي كه فرزند طلاقي، آيا مي داني كه انتشار همين فيلمهايي كه در موبايلت داري، باعث طلاق بعضي از زن و شوهرها شده است؟
* مگر من مقصرم، اگر طلاقي هم بوده خودشان مقصرند، حالا چرا من تاوانشو بدهم.
** اما اينكه دليل نمي شود؟
* چرا، وقتي كه پدر و مادر روي سرت نباشند، بعضي ها هم دنبال بلوتوثهاي شخصي باشند، موبايل، كامپيوتر و اينترنت هم داشته باشي خود به خود پايت به اين بازي سياه باز مي شه، حالا چه بخواهي، چه نخواهي.
** چرا گفتي سياه؟
* چون در اين بازي همه بازنده اند، من، تو، و آنها ....
** دوست داري در پايان چه بنويسم!
* بنويس! كركسها وجدان ندارند، نبايد طعمه آنها شد.

  


سه پرده از انتشار تصاوير خصوصي ؛ به سرخي خون!

 

* سعيد كوشافر

* فقط براي خودم
دوربين را تنظيم مي كند، دوست دارد تصويري از جواني اش داشته باشد، شايد براي روزهاي پيري، شايد براي فرزندانش كه بعدها پا به عرصه زندگي مي گذارند و شايد هم براي يادآوري روزهاي خوشي كه كنار همسرش تازه زندگي مشترك را آغاز كرده بودند.كنار هم نشسته بودند و گل مي گفتند و گل مي شنيدند، دوربين هم كار خودش را مي كرد.
چند ماهي از اين ماجرا گذشت و حتي خود آنها هم فراموش كرده بودند كه چنين تصويري در حافظه دوربين فيلمبرداري آنها موجود است، تا اينكه يكي از همسايه ها دوربين را براي چند روزي از آنها امانت گرفت تا از مراسم جشن تولد دخترش تصويربرداري كند.او پس از تصويربرداري، همان شب دوربين را برگرداند، چند روزي از اين ماجرا نگذشته بود كه زن همسايه دوباره به خانه آنها مراجعه كرد، ولي اين بار مثل دفعه قبل خوشحال نبود، يك سي دي در دست داشت و با صداي بلند گفت: واقعاً قباحت داره، ازتون شكايت مي كنم، چرا تصاوير جشن تولد دختر من بايد در ميدانهاي شهر به فروش برسه، من آبرو دارم، خواستگار دخترم اين فيلم رو فرستاده و گفته دخترم را نمي خواد، شما خودتان حيا نداريد؟ چرا ما رو هم قاطي كرديد؟
زن از تعجب دهنش باز مانده بود، لوح فشرده را گرفت و سراغ سيستم رفت و وقتي تصاوير جشن تولد دختر همسايه تمام شد با كمال تعجب ديد فيلم يادگاري آنها هم در آن وجود دارد، بي درنگ به همراه لوح فشرده به نزديكترين كلانتري رفت تا ماجرا روشن شود.اگر چه مأموران پس از تحقيقات فراوان متوجه شدند شاگرد مغازه اي كه كار انتقال محتويات حافظه دوربين به لوح فشرده را برعهده داشته با كپي كردن باعث عرضه آن شده، اما تصوير آن روز زندگي زوج جوان نه تنها براي آنها يادآور روزهاي خوش نشد كه يادآور تلخ ترين خاطره زندگي آنها و رفتن آبرو و حيثيت شان شد.
* قتل به خاطر يك فيلم
مرد منتظر بود تا دخترش از راه برسه در حياط بود و هر چند لحظه يك بار پكي محكم به سيگارش مي زد. انگار خسته شده باشد به طبقه بالا رفت، سرش را روي بالش گذاشت، اما هر كار مي كرد خوابش نمي برد. هوا تاريك شده بود كه صداي چرخيدن كليد در قفل باعث شد تا خود را به پنجره برساند، خودش بود، دخترش، سرانجام آمده بود، مرد بي درنگ مقابل پله ها ظاهر شد، دخترك كه قصد داشت از پله ها بالا برود با ديدن پدر مقابلش سلامي كرد و سرش را پايين انداخت، كجا بودي؟ من، بابا... رفته بودم خانه خواهرم، تهران، كمي دير شد اما... پدر سيلي محكمي به صورت دختر نواخت. «هر چه مي كشم از دست همان خواهرت است، اون كثافت تو رو هم مثل خودش كرده»
مرد چند لحظه اي ساكت شد و گفت: اون خواهرت اگر آدم خوبي بود كه شوهرش طلاقش نمي داد. نمي رفت تهرون خونه بگيره!
مرد اين حرف را زد و به طرف داخل خانه حركت كرد، دختر هنوز به بالاي پله ها نرسيده بود كه دوباره مرد در آستانه در ظاهر شد، در تاريكي چيزي دستش برق مي زد، دخترك گمان كرد چاقو است، اما نه، يك لوح فشرده بود او در حالي كه رگ گردنش ورم كرده بود با صدايي دورگه گفت: «اين چيه، شما كجا بوديد، اين فيلم چيه؟»
دخترك كه مستأصل شده بود نگاه التماس آميزي به پدر كرد و گفت: چه مي دونم چيه؟ من كه نديدم؟ مرد دومين سيلي را محكمتر به صورت دخترك نواخت و گفت: «يعني تو نمي دوني كجا رفته بوديد كه حالا فيلمش تو هر خونه اي هست؟»روز بعد مرد مثل هر روز صبح زود از خانه بيرون زد، اما اين بار بر خلاف هميشه به طرف محل كارش نرفت، وارد كلانتري محل شد، مقابل ميز افسر نگهبان دستش را روي ميز گذاشت و با صدايي شكسته گفت: جناب سروان من را دستگير كنيد، من دخترم را كشتم، اون مايه شرمساري من بود، حالا آمده ام تا قانون مرا مجازات كند؟مأموران كه اول حرفهاي پيرمرد را جدي نگرفته بودند با مراجعه به محل دريافتند دختر 23 ساله پيرمرد توسط يك رشته طناب چند ساعت مانده به صبح به قتل رسيده است.آنها در كنار جسد يك لوح فشرده پيدا كردند كه از يك ميهماني خصوصي مختلط تهيه شده بود و دخترك در آن تصاوير حضور پررنگي داشت.
* بيچاره زن
گوشي تلفن را گذاشت و هنوز در شوك بود، باورش نمي شد، اگر شوهرش مي فهميد، اگر برادرانش، دوستانش و اقوام مي ديدند، خداي من بايد چه كار مي كرد، كاري از دستش برنمي آمد، زنگ تلفن دوباره به صدا در آمد، گوشي را برداشت، الو، تويي، كي رفته بودي استخر، بي معرفت خوب شنا بلدي ها، راستي اون لباسهاي شنا رو از كجا خريدي، هنوز حرف دوستش تمام نشده بود كه گوشي را گذاشت. خانه دور سرش مي چرخيد روي زمين افتاد، نفهميد چي شده يا چه مدت در همين حال بوده كه با صداي دخترش به خود آمد، مامان پاشو، مامان، چرا افتادي روي زمين... مامان دوستم راست مي گه فيلم تو... نگاهش را به سمت دخترش چرخاند و زد زير گريه، مادرجان من چه گناهي دارم، نمي دونم كدوم از خدا بي خبري اين كار رو كرد.مرد خانه هم رسيده بود، در حالي كه حسابي كلافه شده بود، دلش هم نمي خواست به همسر بي گناهش بيشتر از اين فشار وارد كند، زن خودش را در اتاقي حبس كرده بود تا چشمش به چشم اعضاي خانواده اش نيفتد.هنوز خورشيد غروب نكرده بود كه سرانجام از اتاق خارج شد و به همراه شوهرش به كلانتري رفتند و شكايت كردند. اگر چه زخم زبانهاي دوستان و اقوام باعث شد تا مدتها زندگي آن خانواده دچار مشكل شود و زن تا مدتها از بيماري روحي و رواني اين فشارها رنج ببرد، اما پس از مدتي عامل تصويربرداري از اين استخر زنانه دستگير و تحويل مراجع قضايي شد. مسأله اي كه بيش از همه خانواده زن را رنج داد اين بود كه هنوز بيماري زن بهبود نيافته بود كه متهم پرونده آزاد شد.
* هنرپيشه، ورزشكار و...
از لوح فشرده جشن تولد فلان بازيكنان فلان تيم گرفته تا لوح فشرده عروسي فلان هنرپيشه سينما، همه و همه در بازارهاي غيررسمي يافت مي شود.
جذابيت و شهرت باعث شد تا حتي عكسهاي خانوادگي آنها از تيررس دزدان اخلاق و معرفت مصون نماند.كم و بيش در هيچ زماني، حتي آن زمان كه هنوز دوربينهاي ديجيتال به فراواني اكنون نبود، هر گوشي يك دوربين همراه نداشت و دنياي اينترنت ارتباطات را تا اين اندازه تسهيل نكرده بود، مي شد تعدادي از تصاوير خصوصي هنرمندان و ورزشكاران را يافت. اما طي سالهاي گذشته كم و بيش كمتر هنرمند يا ورزشكار شناخته شده اي را مي توان يافت كه تصاويري از آنها منتشر نشده باشد، آخرين آن انتشار تصاوير دو هنرمند تهران و پر سر و صداترين آنها انتشار تصوير مستهجن از هنرپيشه يك سريال پربيننده بود.
اين تصاوير از اين ديد كه با محبوبيت يا معروفيت بازيگران آنها همراه است بعد وسيعي پيدا كرده و گاه در مدت كوتاهي سر از هر خانه اي در مي آورد.
* كلاهبرداري و اخاذي
شايد بد نباشد كه بدانيد فقط يكي از هزاران مورد انتشار تصاوير خصوصي مردم به طرح شكايت در مراجع قضايي يا انتظامي منجر مي شود. در ساير موارد يا افراد حاضر به پذيرش دردسرهاي شكايت و پيگيري آن نمي شوند يا به دلايلي حاضر نيستند به مراكز انتظامي و قضايي مراجعه كنند.
در بين شكايتهاي واصله در خصوص انتشار تصاوير خصوصي، عمده آنها به اخاذي و كلاهبرداري از اين طريق مربوط مي شود.
فرد يا افرادي به روشهاي گوناگون به تصاوير خصوصي يا فيلمهايي از مجالس و ميهماني هاي افراد دست مي يابند، سپس در ارتباط با فرد مورد نظر از وي مي خواهند مبالغي به آنها بپردازد يا كاري انجام دهد تا آنها از انتشار تصاوير خصوصي اش خودداري كنند.
برخي نيز براي انجام يا تداوم يك عمل خلاف از اين تصاوير بهره برداري مي كنند. موارد بسياري ديده شده كه فردي از ارتباط نامشروعش با فرد ديگري به طور مخفي تصويربرداري كرده و سپس در مقابل، درخواست ادامه ارتباط يا سكوت در مقابل ارتباط را دارند.
در بيشتر اين موارد نيز فرد پس از مدتي اين تصاوير را در اينترنت منتشر كرده و طرف مقابل را در مقابل كار انجام شده قرار داده است.
برخي از اين افراد نيز توسط مأموران گرفتار مي شوند كه تعداد آنها اندك نيست.
* دنياي اينترنت
سالها قبل اگر كسي مي خواست تصويري را از شهري به شهر ديگري برساند بايد آن را پست مي كرد، انتشار يا كپي كردن عكس و فيلم هزينه زيادي داشت و تقريباً ناممكن بود كه در مدتي كوتاه بتواني يك تصوير يا فيلم را به رؤيت تمامي شهروندان برساني، به همين دليل در آن زمان انتشار تصاوير خصوصي مردم بسيار محدود بود.اما با قدم گذاشتن اينترنت به فضاي جهاني، در عمل دهكده جهاني پديد آمد و سرعت انتشار به چندين دهم ثانيه رسيد، به طوري كه با آپلود عكس يا فيلم در شبكه جهاني اينترنت، حتي در كشورهايي مثل ايران كه عملاً به هيچ اينترنت پرسرعتي دسترسي ندارند، طي چند دقيقه مي توان به آخرين تصاوير خصوصي و فيلمهاي ديگران كه در شبكه اينترنت به اشتراك گذاشته شده دست يافت.
در اين ميان حتي سايتها و وبلاگهايي به وجود آمده اند كه به انتشار تصاوير خصوصي مردم اختصاص دارند و هر كس كه مشتاق آن باشد مي تواند با دقايقي جستجو در اين سايتها به آخرين تصاوير منتشر شده از افراد و اشخاص مشهور يا مردم عادي دسترسي پيدا كند.
اگر چه منشأ بسياري از اين شبكه ها در خارج از كشور بوده و هدف آنها انحراف نسل جوان با ريختن حيا و شرم انتشار تصاوير خصوصي است، اما اگر فيلمي نباشد و تصويري در اين شبكه جهاني آپلود نشود آنها هم نمي توانند به مقصودشان برسند.سامانه ديگري كه طي سالهاي اخير در جامعه رواج يافته بلوتوث است. انتشار بلوتوثي فيلمها و تصاوير نيز يكي از مهمترين راه هاي انتشار يك عكس يا فيلم است، بويژه اينكه نياز به دسترسي به اينترنت نداشته و فرد در هر شرايطي مي تواند آن را به افراد ديگر منتقل كند. گوشي هاي دوربين دار هم كار را از توليد به مصرف رسانده و سوء استفاده كننده به محض تصويربرداري يا دريافت فايلي آن را بسرعت به ديگران منتقل مي كند.
* برخورد قضايي
آيا برخورد انتظامي و قضايي مي تواند مشكل گشا باشد؟ آيا با شدت برخورد، صدور احكام شديد و مجازات مجرمان مي توان زمينه را از بين برد. به طور قطع نمي توان منكر اين مسأله شد كه برخورد با مجرمان و مجازات متناسب با جرم خود به عنوان يكي از اهرمهاي جلوگيري از بروز جرم پذيرفته شده است، اما آيا اين تنها ابزار است.در موارد انتشار تصاوير خصوصي مردم، اگر چه نيروي انتظامي تاكنون فعاليت مناسبي از خود به نمايش گذاشته است، اما اين تلاشها باعث كاهش انتشار اين تصاوير نشده است!
موسي قرباني، عضو هيأت رئيسه مجلس و قاضي با سابقه دادگستري بر اين باور است كه قانون به درستي اجرا نمي شود و همين امر باعث شده بازدارندگي لازم پديد نيايد، اما عزت ا... يوسفيان نيز كه زماني قاضي دادگستري بوده بر اين باور است كه دود به روز نشدن قوانين و در جا زدن و استناد به قوانين 30 سال پيش به چشم مردم مي رود.وي يادآور مي شود: جرايمي مانند اينكه كسي با انتشار فيلم و عكس افراد، آنها را متضرر مي كند و در واقع التهابي در خانواده ها ايجاد مي كند، بايد دو جانبه نگريسته شود و جنبه عمومي و خصوصي آن با هم درنظر گرفته شود و كسي كه اين كار را انجام مي دهد به غير از مجازاتي كه برايش در نظر مي گيرند، بايد پاسخگوي جامعه هم باشد.با اين حال هنوز سخنان سردار احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي در گوشم هست كه گفت: چه ضرورتي دارد كه مردم از هر چيزي كه ضرورتي ندارد تصوير تهيه كنند؟ چرا آنها از تصاوير مجالس و ميهماني ها خود به خوبي محافظت نمي كنند؟ و چرا مراقب مكانهايي كه در آن حضور پيدا مي كنند نيستند؟
به واقع چرا خود مردم مراقب حريم خصوصي خود نيستند، پرونده هاي موجود در كلانتريها و دادگستريهاي كشور نشان مي دهد بخش عمده اي از تصاوير لو رفته به غفلت شهروندان در محافظت از حريم خصوصي شان برمي گردد و فقط بخش كوچكي از تصاوير وجود دارد كه فرد بي گناه در دام افكار شيطاني گرفتار است پس بياييد مراقب باشيم.

  


از تبار غيرت...

 

حريم به معناي آنچه از پيرامون خانه و عمارت كه به آن تعلق دارد است؛ يعني مكاني كه حمايت و دفاع از آن ضروري است و خصوصي



به معناي شخصي يعني محلي كه اختصاص به فرد دارد و دفاع از آن واجب است ضمن آنكه تعرض نسبت به آن ممنوع مي باشد.
حريم خصوصي ريشه در هويت فرد دارد و به منزله حق وجودي، نوعي امتياز در اختيار فرد است و حقوق شخصي افراد محسوب مي شود كه با تكيه بر اصالت وي ريشه در حقوق طبيعي او دارد، از همين رو، مي توان گفت حقوق شخصي با حقوق عمومي تفاوت دارد و هيچ گاه در دايره حريم عمومي گنجانده نخواهد شد، ضمن آنكه حريم خصوصي تنها از طريق شهود عقلي درك و با معيار انساني سنجيده مي شود.
به اين ترتيب، افرادي كه وارد حريم خصوصي ديگران مي شوند، افرادي ناهنجار و متجاوز هستند كه اين رفتار آنان ريشه در اختلالات شخصيتي دارد، چون احترام به حريم خصوصي ديگران در تمام فرهنگها رفتار بهنجار بوده و تعرض نسبت به آن عملي نابهنجار و ضد اجتماعي است.
به طور حتم شكستن حريم خصوصي افراد، علاوه بر اينكه مشكلاتي در ابعاد مختلف روحي- رواني و اجتماعي براي آنان ايجاد مي كند، بنياد خانواده را نيز با مشكل مواجه مي سازد، گرچه به نظر مي رسد چنين تفكري غيرعقلاني باشد، اما از آنجا كه افراد در شرايط سخت و غيرمنتظره قادر به تصميم گيري منطقي نيستند و هضم چنين شرايطي براي آنان مشكل است به دليل فشارهاي اجتماعي با وجود اعتماد و علاقه به يكديگر باز هم دچار مشكل شده و رفتارهايي نظير انزوا و گوشه گيري را اختيار مي كنند كه البته اين قبيل رفتارها نيز در دراز مدت تداوم نخواهد داشت و بنيان خانواده از طريق طلاق، خودكشي و... متلاشي مي گردد.بنابراين مي توان گفت منطق حريم خصوصي براي انسانها به گونه اي است كه ورود هر فردي را با هر توجيهي در اين حوزه ممنوع مي كند كه اين ممنوعيت در دو حوزه روحي و محيطي تعريف مي شود و شامل حريم ذهن و تفكر، ارتباطات و تنهايي و همچنين اطلاعات و تصاوير شخصي و خانوادگي افراد است. چون حريم خصوصي از تبار غيرت و تعصب مي باشد و شكستن آن موجب برانگيخته شدن تعصب و خدشه دار شدن غيرت افراد مي گردد، به همين دليل فردي كه حريم خصوصي وي به هر شكلي شكسته شود روح و روان او در محاصره و تهاجم ديگر افراد قرار مي گيرد و جبران آن تنها از طريق اشد مجازات فرد متجاوز التيام مي يابد.

  


انتقاد عضو هيأت علمي دانشگاه تهران از سكانداران فرهنگي؛
نسخه فرهنگي براي اپيدمي ايراني

 

* زهرا دلپذير

اشاره:
مسأله تعرض به حريم خصوصي و رواج فيلم و عكس افراد كه اخيراً با افزايش ورود فناوريهاي نوين به كشور ما گسترش يافته، موجب



ايجاد ناامني و دغدغه افراد جامعه شده است.
براي بررسي دلايل به وجود آمدن اين معضل اجتماعي و شيوه هاي برخورد با حريم شكنان، مصاحبه اي با دكتر علي اصغر مهاجري، جامعه شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران ترتيب داده ايم كه در ادامه مي آيد...

* آقاي دكتر !به عنوان سؤال اول، حريم خصوصي چيست و مصاديق آن كدامند؟
** حريم خصوصي جزء واژگان بسيار پيچيده در حوزه علوم اجتماعي است. به همين دليل مفهوم آن قراردادي و نسبي است يعني معناي آن از جامعه اي به جامعه ديگر متفاوت است. به عنوان مثال حريم خصوصي در شهر و روستا معناي متفاوتي دارد بنابراين در كلان شهرها كه داراي خرده فرهنگهاي متفاوتي است حريم خصوصي هم معناي خاصي را داراست و از فرهنگي به فرهنگ ديگر، محدوده، كيفيت و نوع حريم خصوصي متفاوت است.
* اتفاقاً در تعاليم اسلام و ادبيات ديني و ملي ما نيز حفظ حريم خصوصي افراد مورد تأكيد قرار گرفته است.
** بله، در آيات و روايات و ادبيات ملي ايران چارچوب حريم خصوصي بسيار جدي است. حجاب يكي از معيارهاي حريم خصوصي و از جمله حوزه هايي است كه فرهنگ جامعه ما آن را جزو حريم خصوصي محسوب مي كند.
با توجه به اين مقدمه، حريم خصوصي مجموعه حريم رواني، اجتماعي و كالبدي فرد يا گروهي است كه ورود غيرمجاز و بدون اجازه ديگران به آن براي اهالي آن حريم آزاردهنده است. البته ممكن است اين حريم در جامعه اي محدود و در جامعه ديگر وسعت بيشتري داشته باشد، پس به لحاظ جامعه شناختي و روان شناختي اجتماعي آزار رساندن به فرد و ورود بدون اجازه به محدوده شخصي را حريم خصوصي مي نامند اما از نظر حقوقي حريم خصوصي شامل همه مكانها و حريمهايي است كه قانون ورود به آن را بدون اجازه ممنوع مي داند تا جايي كه حتي اگر يك مأمور انتظامي بخواهد وارد حريمي بشود بايد اجازه قانوني داشته باشد.
* اخيراً مسأله تعرض به حريم خصوصي افراد با ورود وسايل ارتباطي مانند تلفن همراه در جامعه ما گسترش يافته تا جايي كه شايد بتوان آن را اپيدمي ايراني ناميد، دليل اين مسأله چيست؟ و چرا ما فناوري را وارد كرديم ولي توان استفاده مناسب از آن را نداريم؟
** اين مسأله موضوع بسيار دقيقي است كه پرداختن به آن نيازمند بررسي دلايل مختلفي است. يكي از مهمترين دلايل اين موضوع تأخر فرهنگي است به اين معنا كه عنصر مادي يك فرهنگ در جامعه اي وارد مي شود ولي عنصر معنوي آن وارد نمي شود زيرا عنصر معنوي وارداتي نيست و بايد انسانها از طريق فرايند جامعه پذيري باور كنند ولي چون بخش مادي كالاي فرهنگي قابل فروش، خريد و انتقال است به راحتي وارد حريم يك فرهنگ مي شوند ولي اين كالاي مادي حتماً يك بخش معنوي هم دارد يعني نحوه كيفيت و قاعده ها و هنجارهاي استفاده از آن، ولي متأسفانه در كشورهايي كه توليدكننده كالاهاي مادي و صنعتي نيستند فقط بخش مادي وارد مي شود و به دليل نبود برنامه ريزي مناسب سكانداران برنامه ريزي فرهنگي، كالاهاي مادي را بدون پشتيباني و حمايتهاي فرهنگ پذيري و جامعه پذيري وارد عرصه فرهنگ ما مي كنند و چون فرهنگ معنوي و آمادگي استفاده از آن را نداريم موجب كاركردهاي منفي و ناهنجاريهاي اجتماعي مي شوند.
دليل دوم اين است كه كساني كه داراي تفكر منفي اند اين حوزه را بيشتر مورد هدف قرار مي دهند و مي دانند كه با هدف قرار دادن امنيت افراد، آسايش را از آنها گرفته و جامعه را دچار تنش مي كنند.دليل سوم كه موجب تجاوز به حريم خصوصي مي شود اين است كه در جامعه ايراني خيلي از مسايل شفاف نيست. اين مسأله برخي از افراد را تحريك مي كند كه به پشت پرده سرك بكشند.دليل چهارم هم مشكلات اقتصادي جامعه است كه موجب بيكاري مي شود. دل مشغولي نوجوان و جوان ايراني اندك است و به دليل نبود اشتغال و تفريحات سالم نمي تواند انرژي خود را تخليه كند كه اين مسأله ممكن است وي را به سوي افكار و اعمال ناسالمي مثل تعرض به حريم خصوصي افراد سوق دهد.دليل پنجم هم فردگرايي در جامعه ايراني است. متأسفانه با وجود توصيه اكيد قرآن و تعاليم و روايات ديني به جمع گرايي، افراد منافع فردي خود را از طريق جمع نمي جويند.دليل بعدي هم ناهماهنگي بين هنجارها و ارزشها و وسايل و اهداف است.
* يعني در جوامع ديگر به ويژه جوامع غربي كه كمتر اين معضل و حريم شكني ديده مي شود، تمام اين مشكلات حل شده است؟
** ببينيد همان طور كه عرض كردم اين مسأله دلايل مختلفي دارد. يكي از آنها توسعه يافتگي است به اين معنا كه هر چه جامعه اي توسعه يافته تر باشد و فرايند جامعه پذيري و توسعه يافتگي در جامعه اي به درستي انجام شود احتمال اين انحرافها در آن جامعه كاهش مي يابد. همچنين هر چه توسعه شخصيت انسان در بحث ورزش، تفريح و اقتصاد و معيشت بيشتر باشد احتمال روي آوردن افراد به اين مسايل كاهش مي يابد.
* شيوه هاي ورود نيروهاي كنترل كننده اجتماعي به اين عرصه و نحوه برخورد با حريم شكنان را چطور ارزيابي مي كنيد؟
** متأسفانه در اين زمينه به درستي عمل نشده است كه آن هم به دو دليل است؛ اول اينكه قوانين به اندازه كافي شفاف نيست. مثلاً قوانين حوزه جامعه مجازي و جرمهايي كه در ارتباط با اينترنت وجود دارد، مشخص نيست.
دوم اينكه نيروهاي عمل كننده يا تعدادشان كم است و يا از آموزشهاي لازم برخوردار نيستند.
* متوليان و سكانداران فرهنگي كشور براي حل اين معضل اجتماعي چه تدابيري بايد بينديشند؟
** تدابير و برنامه هاي متوليان فرهنگي جامعه بايد كاملاً زيربنايي باشد؛ اول اينكه بايد تلاش كنند كه به شيوه هاي نوين و براساس مقتضيات زمان و با به كارگيري تمامي ظرفيتهاي جامعه در حوزه فرهنگ پذيري و جامعه پذيري باشد.
متأسفانه ما در فرايند جامعه پذيري و فرهنگ پذيري ناموفق بوديم يا اينكه نتوانستيم قابليتها و ظرفيتهاي خود را شناسايي كنيم، يا به روش نادرست دين را مطرح كرديم و شيوه هاي صحيحي را براي انتقال ارزش هاي ديني انتخاب نكرديم و نسلهاي نوجوان و جوان ما نپذيرفته اند، در هر صورت به اعتقاد جامعه شناسان و براساس يافته هاي پژوهشي، فرايند جامعه پذيري و فرهنگ پذيري در ايران به طور ناقص انجام مي شود و كاركردهايش را از دست مي دهد.
مطلب بعدي اين است كه ما از ظرفيتهاي جامعه براي مهندسي فرهنگي استفاده نمي كنيم زيرا برخي از كساني كه تريبون هاي فرهنگي را در اختيار دارند و سكاندار فرهنگي هستند در حوزه فعاليتهاي فرهنگي كم توان هستند زيرا اين حوزه بسيار پيچيده است و متأسفانه به دليل ضعف در مديريت و برنامه ريزي فرهنگي و نبود نگرش سيستمي و وحدت رويه در حوزه فرهنگي، اين فرايند به خوبي انجام نمي شود پس بايد افراد متخصص متولي امور فرهنگي شوند.
* و سخن آخر...
تجاوز به حريم خصوصي افراد جامعه يك دغدغه عمومي است و هر روز فراواني و تعدادش بيشتر مي شود و كل جامعه بايد نسبت به حل اين مسأله حساس شوند زيرا حل اين معضل در اختيار يك دستگاه خاص نيست و بايد كل جامعه اعم از خانواده، نظام آموزشي، مسؤولان فرهنگي و... نسبت به اين موضوع حساس، بيدار و فعال شوند و به خصوص يك آشتي دقيق بين نظام پژوهشي و اجرا ايجاد شود كه برخوردهاي ما مبتني بر پژوهشها و يافته هاي علمي باشد تا مسأله به صورت منطقي حل شود.از سوي ديگر رسانه ها هم به صورت غيرمستقيم مي توانند اين مسأله را در حوزه فرهنگ پذيري جامعه حل كنند و هم به طور مستقيم مي توانند اين مسأله را در فيلمها، سريالها و روزنامه ها مورد توجه قرار دهند زيرا ما اعتقاد داريم رسانه ها امروزه فرهنگ ساز هستند. اين يك اصل قابل قبول براي اصحاب رسانه است. اگر رسانه ها ركن پنجم جامعه هستند و فرهنگ سازي توسط رسانه ها انجام مي شود، مي تواند فرهنگ صحيحي هم ايجاد كند.

  


تحليل صاحب نظران از مصائب تلفن همراه ؛ فناوري آمد، فرهنگ نيامد

 

چه خوب است كه با فشار دادن چند دكمه بتواني صداي كسي را از دور بشنوي و آرام بگيري. تلفن براي بعضيها سنگ صبور است، آماده پذيرش حرفها، گله ها، غمها و شاديها كه اگر نبود دل بعضي ها از اين همه حرف مي تركيد.
انسان دوست دارد كه حرف بزند، دوست دارد كسي حرفهايش را بشنود. شايد به خاطر همين است كه «گراهام بل» وقتي ديد در دنياي صنعتي آدمها آن قدر فاصله دارند كه نمي توانند رو به روي هم قرار بگيرند و صدا به صدا نمي رسد، به فكر اختراع تلفن افتاد، اوايل براي هم صحبتي بود و بعدها جنبه اطلاع رساني گرفت.
***
بعضي ها به تلفن عشق مي ورزند، بعضي ها به تلفن محتاجند، بعضي ها به تلفن معتادند، بعضي ها با تلفن رفع تكليف مي كنند، بعضي كسب روزي، بعضي ها زندگي مي كنند و بعضي ها هم مزاحمت... .
هر چه فاصله ها بيشتر شد، آدمها بيشتر به ارتباطات فكر كردند، تلفن هايي ساختند كه تصويري باشد تا چهره يكديگر را ببينند يا لااقل هميشه در دسترس باشند و اين چنين بود كه تلفن در كنار آدم قرار گرفت و آدم و تلفن همراه شدند و نسلهاي تلفن همراه به دنيا آمد.
*
ديگر اپيدمي شده بود، توي اتوبوس، اداره، كلاس كافي بود يك عده دور هم جمع شوند تا بلوتوثها روشن شود و آخرين اطلاعات به آسان ترين شكل ممكن روي حافظه تلفن همراه ثبت شود، حالا مي توانستي همه ديدني ها و شنيدني ها را در عرض چند ثانيه از نزديك ببيني.
**
پيچيدگي روز به روز دستگاه هاي ارتباطي و امكانات طراحي شده درون آنها از يك سو نويد زندگي راحت تري را براي بشر داد و از ديگر سو به گسترش معضلاتي دامن زد، با فروش تلفنهاي همراهي كه از قابليت عكاسي و فيلمبرداري برخوردار بودند زمزمه هاي استفاده نابجا از اين وسيله شروع شد، وسيله اي كه هر چند به عنوان بخشي از مدرنيته استفاده هاي نابجا از آن متصور بود اما نه به گستردگي اتفاقهايي كه افتاده و مي افتد. انتشار فيلم ميهماني خصوصي جمعي از دانشجويان دختر و در پي آن خبر خودكشي آنها بخشي از چيزي بود كه بعدها دامن گير شد.

زنگ خطر
دكتر حميد حسيني، جامعه شناس، گسترش چنين ناهنجاريهايي را زنگ خطري بزرگ و نشانگر معضلات اجتماعي در بين قشر زنان دانست كه چنانچه با سياستگذاريها و برنامه ريزيهاي كلان و همه جانبه دنبال نمي شد، پيامدهايي جز افسردگي، طلاق و خودكشي نداشت.
وي فقر، مشكلات اقتصادي، كمرنگ بودن مسايل فرهنگي و نبود سياستي مدون را از عوامل مؤثر بر ناهنجاريها و انحرافهاي اجتماعي ذكر كرده و مي گويد: چنين رخدادهاي اجتماعي كه در زمره جرايم قرار دارند به واقع به آسيبهاي اجتماعي زنان و گاهي از هم پاشيدگي خانواده ها منجر مي شود.

سوء استفاده از فناوري
سرهنگ قياسي، رئيس اداره آموزش و مشاركت عمومي معاونت اجتماعي فرمانده انتظامي در تحليل وسيله اي به نام تلفن همراه از منظري فرهنگي به موضوع نگاه كرده و مي گويد: تلفن همراه همانند هر وسيله ديگر يك ابزار در دست بشر محسوب مي شود كه قطعاً در ابتدا با هدف خدمات رساني بهتر و تسهيل ارتباطات ميان فردي ساخته شده و بعدها كاركردهاي ديگري به خود گرفته است كه از آن جمله تعرض به حريم شخصي افراد است.
وي ورود به حريمهاي خصوصي را محصول استفاده سوء از فناوري ذكر كرده و مي گويد: متأسفانه برخي از افراد با اطلاعات حاصل از گوشيهاي همراه آن را به وسيله اي تهديدي مبدل مي كنند و به دنبال آن درگيريها و فشارهاي رواني را شكل مي دهند.

وقتي رسانه به ضد فرهنگ تبديل مي شود
گرچه فكر كردن به رفتارهاي راديكالي مثل ممنوعيت تلفنهاي همراه دوربين دار راه درستي نيست اما هر چه زودتر بايد راهي عاقلانه براي حل اين پديده انديشيد.
دكتر محمد مهديزاده، رئيس پليس امنيت عمومي استان براي بحث نگران كننده تلفن همراه تنها به يك عامل معتقد نيست، زيرا پديده هاي اجتماعي با يكديگر رابطه متقابل و تنگاتنگ داشته و بر يكديگر تأثيرگذارند.
به گفته مهديزاده تلفن همراه در مرحله اول يك وسيله ارتباطي است كه امروز تبديل به يك رسانه شده و در كوتاه ترين مدت مي تواند به شيوه گفتاري و نوشتاري پيام را انتقال دهد اما با همان نسبت نيز قابليت ضدفرهنگ و ضد ارزش شدن را داراست.

اول فرهنگ، بعد فناوري
با حجة الاسلام حسيني عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي بحث ممنوعيت بردن تلفنهاي همراه به حريم خصوصي را مطرح مي كنيم كه وي چنين امري را پاك كردن صورت مسأله مي داند و مي گويد: هر كس در هر مكاني ممكن است به تلفن همراه احتياج پيدا كند و ممنوعيت استفاده از آن يك جور سلب حقوق است.
حسيني توضيح مي دهد: گرفتن عكس از زنان در استخرهاي شنا يا توزيع و پخش فيلمهاي جشنهاي خانوادگي و خصوصي از جمله جرايمي است كه سالهاست در بطن جامعه وجود داشته و عده اي به نفع خود از آن استفاده كرده اند و اين شايد چيزي نباشد جز اين كه قبل از شروع استفاده از فناوري، بايد فرهنگ استفاده از آن آموزش داده شود.
* فرماني كيا

  



بررسي نقش اينترنت در نقض حريم خصوصي در گفتگو با كارشناس مديريت فناوري اطلاعات؛
اينترنت موهبتي كه مي تواند مصيبت هم باشد

 

اشاره: اين روزها خيلي از خانواده ها در جامعه ما و بويژه برخي افراد مشهور از اينكه اطلاعات شخصي شان مثل فيلم و عكسهاي خصوصي و از اين قبيل، به شكل بسيار گسترده و ناجوانمردانه بر روي شبكه اينترنت و در معرض ديد عموم قرار گرفته، ناخرسند هستند و همين امر سبب ايجاد بحرانهاي زيادي براي آنها شده است، حتي عده اي از اين راه اقدام به اخاذي و يا تهديد آبروي شهروندان نموده و گاهي آنها را خانه نشين نيز مي كنند.
بسياري از خانواده ها، وجود اينترنت و افزايش استفاده از آن را عامل ايجاد اين بحرانها مي دانند و آن را نكوهش مي كنند، اما به اعتقاد كارشناسان، نبود شناخت كافي از اينترنت و شيوه استفاده مناسب از آن و در دسترس قرار دادن اطلاعات شخصي، بهترين فرصتها را نصيب سود جويان مي كند و به نظر مي رسد، تداوم اين مسائل در جامعه سنتي ما، موجب محدود شدن كاربران واقعي اينترنت و سلب اعتماد از آن خواهد شد.
براي بررسي ارتباط بين اينترنت و حريم خصوصي و ميزان اهميت آن و همچنين چالشهاي فراروي اين موضوع، با مهندس عليرضا مقدسي، كارشناس ارشد مديريت فناوري اطلاعات و استاد دانشگاه هاي مشهد به گفتگو نشسته ايم.
* در ابتدا بفرماييد كه بين اينترنت و حريم خصوصي چه ارتباطي وجود دارد؟
** براي مشخص كردن رابطه بين اينترنت و حريم خصوصي بايد تعريف درستي از هر دو مقوله ارائه كرد. از ديدگاه اطلاعاتي، حريم خصوصي مجموعه اي از باورها، ارزشها، رفتارها و اطلاعات فردي است كه مي تواند به دو صورت محرمانه و غيرمحرمانه ديده شود، اما در هر حالت يك حق شخصي براي فرد يا گروه تلقي مي شود، اما اينترنت نيز به عنوان يك شبكه عظيم اطلاعاتي با مأموريت تهيه، پردازش، انتقال و اشاعه اطلاعات، شناخته مي شود و به اين دليل كه مأمن بسياري از اين اطلاعات است، فصلي مشترك بين خود و حريم خصوصي و شخصي برقرار مي كند.
به طور واضح تر، فصل مشترك اين دو پديده، اطلاعات است. يعني اينترنت كه مأموريتش اطلاع رساني است، گاهي ابزاري براي انتقال اطلاعات مي شود كه محرمانه بوده و شخصي تلقي مي شوند و به عبارت ديگر اين اطلاعات به طور عمده محرمانه نيستند، اما در ميان آنها، اطلاعات خصوصي و ممنوعه هم ديده مي شود.
* براي حريم خصوصي، چه حد و مرزي مي توان قائل شد؟
** حريم خصوصي يك موضوع نسبي است، چرا كه با توجه به تفاوتهاي قانوني، اخلاقي، فرهنگي و اجتماعي حاكم بر جوامع مختلف، تعاريف و حد مرزهاي مختلفي براي آن ارائه مي شود.
معمولاً با پيشرفت جوامع و ايجاد انواع شبكه هاي اطلاعاتي و ارتباطي از جمله اينترنت كه مهمترين آنهاست، اطلاعات شخصي و حريم خصوصي نيز دستخوش رشد و تغيير فرهنگها شده، به سمت جهاني شدن در حركت است و بنا به عقيده انديشمندان، ملتها ناگزيرند كه اطلاعات محرمانه خود را با حقوق شناخته شده اي در جامعه خود، در تعامل و توازن قرار دهند، اما در كل بايد يادآور شد كه امروزه با وجود شبكه اينترنت، تا حد زيادي از حجم يا دامنه اطلاعات محرمانه كاسته شده و تبادل و نشر آنها، آسان تر و وسيع تر گشته است.
* آيا قوانيني براي جلوگيري از سوء استفاده از حريم خصوصي افراد به وسيله اينترنت وجود دارد كه ضمانت اجرايي هم داشته باشد؟
** بله، قوانيني داريم كه در صورت اجرا مي توانند از بروز بسياري سوء استفاده ها جلوگيري كند. در كشور ما سه نوع قانون در اين زمينه وجود دارد.
اولين آنها، قانون طلايي است. يعني خود را به جاي ديگران قرار دادن، در هر كاري كه انجام مي دهيم بايد به گونه اي با ديگران رفتار كنيم كه دوست داريم آنها، آن گونه با ما رفتار كنند، اگر نمي خواهيم كه فردي به اطلاعات شخصي ما دسترسي پيدا كند، ما نيز نبايد همان كار را بكنيم، پس افرادي كه اطلاعات خصوصي ديگران را در شبكه اينترنت منتشر مي كنند، اين حق را به ديگران مي دهند كه مشابه همين كار با خودشان بشود.
قانون دوم در اين ارتباط به قانون نبود هيچ چيز مجاني در جهان معروف است، يعني هر عملي داراي يك فاعل است و بايد به آن پاداش داده شود كه متأسفانه عده اي با وجود اين قانون، از طريق اينترنت، منجر به ايجاد بحرانهاي اخلاقي مي شوند، يعني براي مثال عده اي سودجو، يك نرم افزار را مي خرند و با ناديده گرفتن تمام زحمات و هزينه هاي صورت گرفته براي توليد اثر، آن را از طريق اينترنت به چندين نفر مي فروشند و يا از وب سايتها كپي برداري و فروش چند باره آن نرم افزار را انجام مي دهند. اگر ماجرا به همين جا ختم شود، خوب است، چرا كه آنها معمولاً اطلاعات محرمانه ديگران را نيز در اينترنت به حراج مي گذارند كه در سالهاي اخير اين موضوع در كشور ما افزايش يافته و مشكلات خانوادگي و اجتماعي زيادي به وجود آورده است.
قانون مالكيت معنوي نيز براي كاهش مشكلات اين حوزه تدوين شده كه در آن هر كس بر اطلاعاتي كه دارد، مالك است، به همين دليل حق دارد كه آن را در اختيار ديگران بگذارد يا نگذارد، اما بايد گفت كه اين يكي از مظلوم ترين قوانين، حداقل در كشور ماست، چون امروزه اينترنت به شدت، حقوق مالكيت معنوي كه مصداق حريم خصوصي افراد است را متأثر از خود كرده است.
* يعني مي گوييد كه اين موضوع در جامعه ما محسوس تر است؟
** همين طور است. چون فرهنگ استفاده از اطلاعات ديگران در جامعه ما نهادينه نشده و هنوز عده اي از كاربران با مقوله مالكيت معنوي، آشنايي ندارند و به اين ترتيب به راحتي حقوق حريم خصوصي يا شخصي ديگران را پايمال مي كنند.
* پيامدهاي اشاعه اطلاعات محرمانه و خصوصي افراد در شبكه اينترنت چيست؟
** در درجه نخست بي اعتمادي به اين شبكه را در عين مفيد بودن براي خانواده ها به همراه خواهد داشت و به دنبال آن محروم شدن افراد زيادي از مزايا و اطلاعات مفيد آن، كاهش ميزان كاربران از شبكه اينترنت و همچنين ايجاد محدوديت و فيلترينگ برخي از پايگاه ها از سوي مسؤولان نيز از جمله پيامدهاي منفي آن است.
* براي مقابله با اين پيامدها و آسيبها چه راهكارهايي توصيه مي شود؟
** براي سامان دادن به اين معضل سه راهكار اصلي شامل تدوين قانون و مرامنامه هاي اخلاقي، مسؤوليت پذيري افراد و كاربران و راهكار سوم تعيين خط مرز درست بين اطلاعات محرمانه و غيرمحرمانه مي باشد كه در صورت توجه به آن، جلوي بسياري از زيانها گرفته خواهد شد.
* ممكن است هر كدام از مواردي كه ذكر كرديد، را روشن تر توضيح دهيد؟
** ببينيد، در بحث تدوين مرامنامه بايد گفت كه حريم خصوصي افراد را از اين راه بايد مشخص كرد تا اهميت حفظ اطلاعات آن براي همه قابل درك باشد و بهانه اي براي سوء استفاده وجود نداشته باشد. چون اينترنت مثل فروشگاهي نيست كه اگر در آن تخلف يا كم فروشي روي دهد، با بستن آن، صاحبش مجازات شود. بعد از توجه به اين مرامنامه ها، مسؤوليت پذيري افراد نيز بايد محقق شود، به اين معنا كه افراد بايد مسؤوليت اعمال خود بپذيرند، در غير اين صورت هر اتفاقي امكان پذير است وهر بحران اخلاقي ممكن است به وجود آيد، همانطور كه ممكن است هر اختراعي باعث بحران يا رخدادي شود كه در اين موقع افراد به هياهو مي افتند. بر اساس راهكار سوم، يعني تعيين خط مرز براي تشخيص اطلاعات محرمانه از غير محرمانه نيز بايد هدف از انتشار اطلاعات، وضعيت انتشار، ميزان امنيت، مدت زمان و شيوه به كارگيري آن، فراهم بودن شرايط استفاده يا سوء استفاده و حتي ارزيابي نهايي از آن تبيين و توجيه شود.
* به نظر شما اينترنت مخرب حريم خصوصي است يا مؤثر آن؟
** اينترنت در ماهيت مخرب حريم خصوصي نيست و اين كاربران هستند كه معمولاً در كشور ما نقش مخرب آن را بازي مي كنند و علاوه بر خود، ديگران را هم دچار مشكل مي كنند. در واقع بايد ظرفيت سازي شود و فرهنگ استفاده از اينترنت براي كاربران دروني شود و نوعي رويه ارشادي سرلوحه كاربران قرار گيرد كه در اين صورت، حتي مي توان حريم خصوصي را تحكيم بخشيد.
* به عنوان سؤال آخر بفرماييد ميزان آگاهي كاربران در جامعه ما به چه صورت است و آيا تاكنون تلاش در جهت ايجاد شناخت در آنها و نشان دادن عواقب بهره برداري ناصواب از اين شبكه جهانگير شده است؟
** بعضي از كاربران به دليل آنكه از نظر استفاده از شبكه اينترنت توجيه نمي شوند و يا با مرامنامه هاي اخلاقي آشنايي ندارند، كاربران خوبي نيستند و ناخواسته به حريم خصوصي ديگران تجاوز مي كنند و در نهايت نيز استفاده از اين شبكه را محدود مي كنند، از اين ناآگاهي حتي بيگانگان به عنوان اهرم تهاجمي خود سود مي برند كه لازم است مراكز خدماتي مثل كافي نتها و همه دست اندركاران اين حوزه آگاهي خود را در اين زمينه افزايش دهند.

  


يك فنجان چاي با رئيس پليس نظارت بر اماكن عمومي ؛
گوش شيطون كر پرونده ها كم شده اند

 

* محمود مصدق

اشاره: بسياري از تصاوير خصوصي مردم از طريق فيلمبرداري يا عكاسي در اماكن عمومي صورت مي گيرد. تجربه نشان مي دهد اين مسأله امنيت رواني مراكز فوق را تحت الشعاع خود قرار داده است.اما به راستي براي مصون ماندن و حفظ حريم خصوصي در اماكن عمومي چه بايد كرد؟ از اين رو به سراغ سردار «محمدعلي نجفي» رئيس پليس نظارت بر اماكن عمومي ناجا رفتيم و علاوه بر بررسي اين موضوع به مسايل ديگر پرداختيم كه مي خوانيد:

* سردار نجفي! لطفاً در ابتدا تعريفي كوتاه از اماكن عمومي ارايه فرماييد؟
** اماكن عمومي به مكانهايي گفته مي شود كه مستعد پذيرش عموم مردم باشند و افراد جامعه بتوانند از آنجا تردد يا خدمات دريافت كنند كه براساس اين تعريف ما با اصناف و ساير اماكن عمومي كه زير نظر سازمانها و ارگانها فعاليت مي كنند سر و كار داريم. در حال حاضر سه ميليون و 200 هزار واحد صنفي در كشورمان فعاليت دارند كه از اين تعداد يك ميليون و 200 هزار واحد آن فاقد مجوز قانوني هستند. از اين رو اصناف و اماكن عمومي به دليل اينكه 20 ميليون نفر از افراد جامعه به صورت مستقيم و غيرمستقيم با آن در ارتباط هستند، بزرگترين لايه جمعيتي كشور محسوب مي شوند.
* به مجوز فعاليت اشاره كرديد، طبق قانون، صدور مجوز واحدهاي صنفي و ساير اماكن عمومي به عهده چه مرجعي است و پليس چه نقشي در اين رابطه دارد؟
** اصناف تابع قانون صنفي و ساير اماكن عمومي نيز تابع قوانين و مقررات خاص تشكيل سازمانها و ارگانها هستند و در حال حاضر 23 سازمان موجود در كشور وظيفه صدور مجوز را به متقاضيان به عهده دارند و پليس نيز با بررسي صلاحيت كساني كه قصد دريافت مجوز يا پروانه كسب را دارند نقش دارد.
* با توجه به تعداد زياد واحدهاي صنفي و مراكز عمومي مربوط به سازمانها و ارگانهاي دولتي، بفرماييد پليس چگونه بر اين اماكن نظارت مي كند و راهبرد كلان نيروي انتظامي در اجراي نظارت بر اماكن عمومي بر چه اصولي استوار است؟
** پليس در ابتدا با بررسي صلاحيت متقاضيان، صدور مجوز فعاليت و سپس با كنترل و مراقبت بر اماكن عمومي نظارت مي كند، اما در پاسخ به بخش ديگر سؤال بايد عرض كنم كه تأمين حقوق شهروندي در اماكن عمومي و اصناف و همچنين حفظ امنيت به خصوص امنيت اخلاقي مردم در راهبرد كلان ناجا در اجراي مأموريت نظارت بر اين گونه اماكن محسوب مي شود.
* اگر پليس هنگام بازديد از اماكن عمومي و واحدهاي صنفي با تخلف و يا جرمي مواجه شود، طبق قانون چه وظيفه اي به عهده دارد؟
** ببينيد، تخلف با جرم متفاوت است. مرجع رسيدگي به تخلفات ما نيستيم بلكه مراجع صدور مجوز هستند، بنابراين مأموران پليس اگر هنگام بازديد متوجه تخلفي شوند با اتحاديه مربوط تماس مي گيرند و موضوع را گزارش مي كنند و آن اتحاديه نيز طبق ضوابط خود با متخلف برخورد خواهد كرد. مثلاً پليس نظارت در صورت مشاهده تخلفي از يك واحد صنفي موضوع را با اتحاديه اصناف در ميان مي گذارد و اتحاديه نيز براساس ماده هشت از آيين نامه اجراي ماده 28 با متخلف برخورد مي نمايد كه چه بسا باعث تعطيلي آن محل هم شود، اما در صورت برخورد با جرم مشهود به عنوان ضابط دستگاه قضايي، مجرم را دستگير مي كنيم و پس از تشكيل پرونده وي را تحويل مراجع قضايي مي دهيم.
* شما از نظارت بر واحدهاي صنفي و مراكز اقامتي سخن مي گوييد در حالي كه تعداد پرونده هاي تشكيل شده در دادسراي امور جنايي نشان از افزايش جرايم در اين اماكن بويژه در مسافرخانه ها، طلافروشيها، تعميرگاه ها و... دارد؟
** نظارت پليس بر اماكن در مقايسه با گذشته بيشتر شده است. اما قرار نيست ما براي هر كدام از سه ميليون و 200 هزار واحد صنفي يك مأمور پليس بگذاريم. هر چند كه پليس بر مراكز اقامتي و صنفي نظارت بيشتري دارد اما مديران بعضي از مسافرخانه ها و هتلها و يا جواهر فروشها به خاطر منافعشان ضوابط انتظامي را توجه نمي كنند. با اين حال اگر پليس پي به جرمي ببرد قطعاً برخورد خواهد كرد. به طوري كه در سال گذشته 14 يا 15 مسافرخانه و هتل به خاطر رعايت نكردن ضوابط انتظامي و تخصصي اتحاديه و بر اساس ماده 28 قانون نظام صنفي پلمب شدند.البته اين تعداد جداي از آن هستند كه مرتكب جرم شدند و مأموران با تشكيل پرونده آنها را به مراجع قضايي معرفي كردند.
* نقش اصناف را در كاهش جرايم و تخلفات چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** اصناف توانمندي فوق العاده اي در ايجاد امنيت دارند، بنابراين اگر به وظايف خود آشنا باشند درصد تخلفات و بعضي از جرايم خود به خود كاهش پيدا مي كند.
با اين حال تنها در شش ماه گذشته 17 هزار مورد تذكر به مديران مكانهاي عمومي و واحدهاي صنفي داديم و 714 پرونده نيز تشكيل داديم و در اختيار مراجع قضايي گذاشتم تا طبق قانون با آنها برخورد شود. از سوي ديگر كاهش جرايم نشان از رويكرد پيشگيرانه پليس دارد. در حقيقت ما هر جا مردم را آگاه كرديم، آموزش داديم و به عبارت بهتر آنان را توانمند كرديم، جرايم وتخلفات كاهش پيدا كرد.
* آقاي نجفي! همان طور كه مي دانيد تهيه فيلمهاي غيراخلاقي از زنان و دختران و تكثير و توزيع آنها مدتي است كه جامعه ما را تهديد مي كند، با توجه به اهميتي كه پليس به امنيت اخلاقي و اجتماعي مي دهد اين موضوع را چگونه ارزيابي مي كنيد و پرونده هايي كه در اين رابطه در پليس نظارت بر اماكن تشكيل شده چه تعداد بوده است؟
** در حال حاضر آماري از اين گونه پرونده ها و جرايم ندارم. اما تهيه فيلم از استخرها، آرايشگاه هاي زنانه و باشگاه هاي ورزشي خيلي كم شده به طوري كه سال گذشته فقط سه مورد تهيه فيلم از استخرهاي زنانه داشتيم كه قبل از توزيع در سطح جامعه، متهمان توسط مأموران پليس شناسايي و دستگير شدند.
* مجلس اخيراً قانوني در رابطه با تشديد مجازات تهيه، تكثير و توزيع كنندگان فيلمهاي غيراخلاقي تصويب كرده، اين مصوبه تا چه اندازه در كاهش اين نوع جرم تأثير داشته است؟
** تأثير خيلي زيادي داشته است. اولاً اقدام نمايندگان مجلس در تدوين اين قانون خود يك نوع بازدارندگي بود چون هزينه جرم را افزايش داد. پيش بيني اعدام در شرايط خاص در اين راستا موجب شد كه بسياري از كساني كه درگير اين مسأله هستند در كار و رفتارشان تجديدنظر كنند. ضمن اينكه با تصويب اين قانون، خود مردم نسبت به اطرافيان شان و محيطهاي عمومي تجديدنظر كردند. يعني به راحتي فيلم خانوادگي شان را به هر كسي جهت مونتاژ نمي دهند. به هر حال با اقدامهاي مجلس شوراي اسلامي و پليس 20-30 درصد از اين نوع جرايم در مقايسه با سالهاي قبل كاهش يافته است.
* سردار نجفي! به وجود يك ميليون و 200 هزار واحد صنفي غيرمجاز در كشور اشاره كرديد، سؤال ما از شما اين است كه چرا اين واحدها پلمب نمي شوند؟
** در قانون، شناسايي اين واحدها به عهده اتحاديه ماست و آنها مي توانند براساس ماده 275 خواستار پلمب واحدهاي موردنظر شوند. در اين صورت پليس اقدام خواهد كرد. با اين حال از آنجايي كه 83 الي 84 درصد از تخلفات و جرايم در اصناف و اماكن عمومي مربوط به واحدهاي غيرمجاز هستند ما اين وضعيت نگران كننده را به هيأت مالي نظارت و حتي عالي ترين مقام تصميم گيري در حوزه بازرگاني اعلام كرديم كه خوشبختانه در كارگروهي كه رياست جمهوري براي طرح ساماندهي صنوف واحد پروانه كسب تشكيل داد، قرار شد برخورد با فعاليت واحدهاي صنفي غيرمجاز در دستور كار قرار بگيرد، كه قطعاً ما از اين طرح پشتيباني خواهيم كرد.

  


توصيه هاي رئيس اتحاديه عكاسان و فيلمبرداران به مردم ؛ غريبه اي در اتاق عقد

 

* سرور هاديان


اشاره: شايد شما هم بارها و بارها اين خبر را شنيده ايد كه عكس و فيلم خانوادگي شهروندان منتشر و مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.




امروزه متأسفانه شاهد ورود به حريم خصوصي افراد به بهانه تكنولوژي مدرن هستيم. تكنولوژي كه به جاي سرعت، كيفيت و آسايش سبب ناهنجاريهاي اجتماعي شده است. در اين راستا بسياري از افراد سودجو زمينه سوءاستفاده از آن را به جاي رفاه برگزيده اند.
در همين خصوص بخش زيادي از ماده 648 فصل بيستم قانون مجازات اسلامي به كساني مربوط است كه به نحوي امين مردم هستند و نبايد اسرار آنان را فاش كنند. طبق اين قانون، هر كس كه به نحوي اسرار مردم در اختيارش قرار مي گيرد، نبايد اقدام به فاش كردن آنها كند.
عكس و فيلم مردم نيز شامل اين قانون مي شود و مي توان اين موارد را به ماده 648 قانون مجازات اسلامي تعميم داد. زيرا كساني كه از فرد يا افرادي فيلمبرداري و تصاويري را ضبط مي كنند و در مراسمي حضور دارند، بايد فيلم و عكس و در حقيقت اسرار مجموعه مورد نظر را حفظ كنند و اجازه اشاعه آن را ندهند.
اين در حالي است كه شاهد انتشار عكسها و فيلمهاي مختلف خصوصي شهروندان هستيم.
در اين ارتباط با محمد بابايي، مسؤول اتحاديه عكاسان و فيلمبرداران، گفتگويي انجام داده ايم كه از نظر مي گذرد.

*به نظر مي رسد انتشار بخشي از فيلمها و عكسهاي خصوصي شهروندان توسط واحدهاي صنفي انجام مي شود، آيا اين مسأله صحت دارد؟
همشهريان براي جلوگيري از هر گونه سوءاستفاده و ورود افراد به حريم خصوصي شان براي سفارش فيلم و عكس به واحدهاي صنفي اي مراجعه نمايند كه داراي پروانه و مجوز باشند و سپس قرارداد را با متصدي مربوطه امضاء كنند.
بخصوص در مجالسي چون عروسي و تولد به دليل فضاي خاص، اين گونه مجالس دقت بيشتري را مي طلبد.
از طرفي در نظر داشته باشند كه در مجالس شان اجازه تصويربرداري به وسيله تلفن همراه را ندهند يا اگر هم انجام مي شود، كنترل شده باشد. متأسفانه گاه شاهد دعوت افرادي به عنوان فيلمبردار و عكاسي به مجالس هستيم كه صرف يك تلفن كه بر روي ديوار نوشته شده است يا در روزنامه به صورت آگهي درج شده است. در حالي كه اين افراد معمولاً فاقد مجوز و پروانه هستند و جا و مكان مشخصي نيز ندارند.
اكثر مردم هدف از دعوت اين افراد را ارزان تمام شدن قيمت مي دانند اما از مخاطرات احتمالي بعدي آن بي اطلاع اند، در بعضي مواقع پولهاي هنگفت طلب مي كنند وتا فيلم و عكس را تحويل دهند و يا تهديدهاي بدتري را براي صاحب عكس و فيلم دارند.
* در اين گونه مواقع آيا از طريق اتحاديه مي توان با اين گونه افراد برخورد جدي داشت و پيگيري قانوني انجام داد؟
** متأسفانه در اين گونه مواقع چون اين افراد فاقد مكان مشخص و فاقد پروانه هستند، امكان پيگيري از طريق اتحاديه به هيچ وجه امكان پذير نيست و ما نمي توانيم اخطار بدهيم يا آنها را دعوت كنيم، اين كار در چارچوب كار اتحاديه نيست و در اين زمان نيروي انتظامي بايد وارد عمل شود.
به هر حال اتحاديه در همه زمان آمادگي دارد تا اگر واحدهاي صنفي پروانه داري تخلفي انجام دهند، تحقيق و بررسي لازم را به عمل آورد و به شكايات رسيدگي كند.
* درخصوص محتويات كامپيوتر واحدهاي فيلمبرداري چه نظري داريد؟
** گاهي اوقات مطلب يا فيلم و عكسهايي در هارد كامپيوتر واحدها وجود دارد كه در صورت دسترسي ديگران به آن ممكن است مشكلات فراواني براي شخص به وجود آيد، يا بعضي افراد از طريق اينترنت عكس و فيلم هاي خصوصي را منتشر مي كنند.
در اين خصوص شهروندان بايد دقت لازم را داشته باشند.
به هر حال شهروندان قبل از هر گونه اقدام مي توانند با اتحاديه تماس بگيرند و تلفن و آدرس واحدهاي صنفي مجاز را از ما بخواهند يا خودشان پس از مراجعه به هر واحد صنفي پروانه از صاحب مغازه بخواهند و بعد از آن قرارداد را ببندند تا در آينده دچار مشكل نشوند.
از سوي ديگر ما تلاش مي كنيم از نظر فني- حرفه اي، صلاحيت حرفه اي افراد كاملاً سنجيده  شود و اين واحدها توسط اماكن تحت كنترل هستند و در صورت هر گونه تخلف متصدي واحد جريمه و يا مجوز براي مدتي توقيف و يا پلمپ مي شود.

  


عضو كميسيون حقوق و قضايي مجلس شوراي اسلامي:
مجازات حريم شكنان به روز نيست!

 

* سيد حبيب قاآني

اشاره:
خيلي راحت مي توان سال گذشته را به لحاظ پخش انواع لوحهاي فشرده مربوط به حريمهاي شخصي افراد، سال منحصر به فردي به



حساب آورد. در همان زمان بازار بي در و پيكر انتشار عكسها و فيلمهاي خصوصي افراد، مجلس را واداشت تا با جديت بيشتري طرح حمايت از حريم خصوصي افراد را در دستور كار خود قرار دهد و اشد مجازات را براي متجاوزان به حريم خصوصي افراد در نظر بگيرد. اما اين جريان پس از يك دوره كوتاه مدت دوباره به اشكالي ديگر و بر روي تلفنهاي همراه و اينترنت و آتليه ها خودي نشان داد و به سرعت گسترش يافت و متجاوزان با خيالي آسوده حريم امن خصوصي افراد را مورد حمله قرار مي دادند و حتي از همين راه اقدام به باج گيري مي نمودند... .
به هر حال بنظر مي رسد اين معضل علي رغم فعاليتهاي صورت گرفته همچنان نيازمند توجه مسؤولان امر مي باشد، طي فرصتي كه برايمان مهيا شد با غلامرضا اسدالهي، عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس در خصوص مسايل پيراموني حريم خصوصي به گفتگو پرداخته ايم كه حاصل آن را مي خوانيد.


* جناب آقاي اسدالهي !آيا در خصوص متجاوزان به حريمهاي خصوصي با خ≥ قانوني در كشور مواجه هستيم؟
** خير! در قانون قضايي كشور، خلاء قانوني در برخورد با متجاوزان به حريم خصوصي وجود ندارد، اما با شرايطي كه هر روز تغييرات زيادي در ابزار و امكانات مورد استفاده متجاوزان به وجود مي آيد، مي توان گفت كه مجازات آنها به روز نيست.
* براي چنين مشكلي چه راه حلي مدنظر است؟
** اين مشكل حل نشدني نيست، دولت مي تواند با ارائه لايحه آن را به مجلس بياورد و در صورت وجود مشغله هاي فراوان، نيروي انتظامي هم مي تواند با ارائه طرح اين خلاء را پر كند و مجلس قوانين را تدوين و مصوب نمايد.
* مي توان اميدوار بود كه قوانين مانع گسترش چنين نقض حريم خصوصي شهروندان شود؟
** قوانين فعلي جلو ورود اخلالگران را مي گيرد، اما بايد نيروي انتظامي و وزارت فرهنگ و ارشاد فعالتر از گذشته باشند و از ورود متجاوزان به حريم خصوصي افراد جلوگيري كنند. در واقع مسايل آموزشي و اخلاقي مي توانند نقش تأثيرگذارتري داشته باشند.
* شما حريم خصوصي را چطور تعريف مي كنيد؟
** در همه جاي دنيا حريم خصوصي و شخصي تعريف مشخصي دارد كه در آن هيچ كس حق تعرض به آن را ندارد، مگر به دستور قانون كه ضابطان آن با حكم قاضي آن را اجرا مي كنند.
* آيا اين تعريف شامل همه افراد و سازمانهاي مرتبط هم مي شود؟
** در كشور ما براساس تأكيدات صريح اصول قانون اساسي و تصريح قوانين موضوعه مبني بر ضرورت حفظ حريم شخصي اتباع كشور، هيچ كس حق ندارد حريم خصوصي شهروندان را نقض نمايد.
براساس مواردي از قانون مجازات اسلامي و آيين دادرسي كيفري، در مواردي كه جرم صرفاً جنبه خصوصي داشته باشد، بايد شكايت از ناحيه شاكي خصوصي به دستگاه قضايي تسليم شود و در مواردي كه جرم جنبه عمومي داشته باشد، دادستانهاي سراسر كشور موظفند رأساً وارد عمل شده و رسيدگي مقتضي را به عمل بياورند.
* در حال حاضر بسياري از فيلمهاي خانوادگي در بين مردم توزيع مي شود و نظارتي بر روي آتليه ها صورت نمي گيرد، در اين خصوص چه اقدامهاي فوري مي توان انجام داد؟
** در خصوص آتليه هايي كه به اشكال مختلف باعث توزيع عكس و فيلمهاي خانوادگي در سطح شهرها مي شوند، بايد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان نهاد قانوني و ناظر بر فعاليتهاي سمعي و بصري، با دقت لازم صلاحيت فرد را تشخيص بدهد و شايستگي آن را در اخذ مجوز مشخص نمايد و بروز چنين مسايلي باعث شد كه مجلس خواستار اشد مجازات متجاوزان به حريم خصوصي مردم شود.
* به نظر مي رسد بخشي از نقض حقوق شهروندان به دليل ناآشنايي مردم با قوانين باشد؟
** بله، متأسفانه نقص كلي در ناآشنايي مردم با حقوق خود وجود دارد كه بايد حقوق عمومي به افراد جامعه آموزش داده شود كه اين امر از طريق رسانه ها و مطبوعات اجرا مي شود. چنين آموزشهايي هم نبايد سمبليك باشد، بلكه بايد در طول سال انجام شود تا افراد جامعه با حقوق خود آشنا شوند.

  


نظر روان شناسان درباره عواقب دريافت پيامكهاي ناشناس؛
جغدان شب از ابليس فرمان مي گيرند!

 

* عاليه حجت زاده


يك داستان واقعي:
تلفن همراهش به صدا در مي آيد. زن با سرعت از جا مي پرد و گوشي به دست به طرف اتاق مي رود. با اضطراب به شماره تلفن خيره مي شود.




صداي همسرش را مي شنود: «باز كي بهت پيامك زده؟».زن با هيجان مي گويد: «هيچ كس دختر خاله ام بود» و صورتش گر مي گيرد. لبش را مي گزد و با خود نجوا مي كند:
- امشب ديرتر برام پيام فرستاد.
مدتهاست كه با خودش در جدالي دائمي است. جدالي كه آرام و قرار را از او گرفته.از سه ماه پيش كه اولين پيام كوتاه را از آن مرد دريافت كرد تا به حال دهها بار تصميم گرفته به اين تماسهاي بيهوده و پنهاني خاتمه دهد. اما انگار دريافت اين پيامها برايش به شكل عادت درآمده، عادتي اعتيادآور و در عين حال اضطراب آميز كه ابتدا به صورت سرگرمي و از روي كنجكاوي بود ولي اكنون...
با خود فكر مي كند: «تا كي مي توانم اين گونه ادامه دهم؟ اگر روزي شوهرم متوجه شود كه او يك مرد است، چه؟»





گرچه در زندگي پر مشغله امروزي ارسال پيامهاي كوتاه يكي از شيوه هاي تماس سريع ارتباطي است و طرفداران زيادي دارد، اما استفاده نادرست از اين فناوري نيز مي تواند تبعات ناخوشايند خودش را به همراه داشته باشد.
طبق آمار موجود در شركت ارتباطات سيار، هم اكنون به طور متوسط روزانه حدود 45 تا 50 ميليون پيام كوتاه بين افراد رد و بدل مي شود كه بدون در نظر گرفتن جنسيت و يا سن و سال ارسال كنندگان پيام، رقم قابل توجهي را تشكيل مي دهد. پرسش اين است كه آيا همه اين پيامها مفيد و ضروري است يا ...؟
بهروز باغستاني، روان شناس، در اين باره مي گويد: گرچه ارسال پيامهاي كوتاه در بسياري از مواقع مانع اتلاف وقت و اطلاع رساني سريع بين افراد مي شود، اما اگر از اين فناوري به جا استفاده نشود چه بسا بتواند زمينه فروپاشي رابطه اعضاي خانواده و يا دوستان را فراهم كند.
پيام ناشناس
به گفته اين روانشناس، يكي از مشكلاتي كه ممكن است ابتدا جنبه شوخي و سرگرمي داشته باشد ولي بعد به ايجادمعضلاتي منجر شود پاسخ به پيامكهاي مشكوك و ناشناس است.
اين پيامها كه اغلب با هدف دريافت پاسخ و به طور اتفاقي و گاه دستجمعي ارسال مي شود، نه تنها نمي تواند از امنيت لازم براي ارسال كننده و دريافت كننده برخوردار باشد، بلكه زمينه را براي آسيبهاي بيشتر فردي و اجتماعي فراهم مي كند. متأسفانه برخي از اين پيامها ممكن است مانند چت كردن توسط اينترنت حاوي اطلاعات دروغين و گمراه كننده اي باشد كه به ويژه زنان و دختران را در معرض خطر قرار مي دهد.
نكته ديگري كه جوانها بايد به آن توجه كنند اين است كه بدون شناخت و تنها به اميد اطلاعاتي كه از طريق دريافت پيامهاي كوتاه از فردي دريافت مي كنند، هرگز نبايد با كسي قرار ملاقات و ديدار بگذارند و هيچ گاه با حرفهايي كه از اين طريق به آنها زده مي شود به كسي دل نبندند، زيرا اگر هم چنين دوستي احتمالاً منجر به ازدواج شود، به دليل تطابق دقيق نداشتن اطلاعات و افكار طرفين با يكديگر، پس از مدت كوتاهي دچار مشكلات سازشي و يا عاطفي مي شوند و به دليل وجود اختلاف سليقه، منش و شخصيت زن و شوهر دوام زندگي مشترك امكان پذير نخواهد بود.
باغستاني در ادامه فرهنگ سازي از طريق خانواده و مدرسه را براي استفاده درست از اين فناوري ارتباطي را يكي از راههاي مفيد مي داند و بر آن تأكيد مي كند.
وي معتقد است: پدر و مادر به عنوان الگوي مؤثر براي فرزندان خود نيز بايد از ارسال انواع و اقسام پيامهاي بي محتوا و حتي در مواردي غير مؤدبانه در حضور فرزندان خودداري كنند تا پسر و دختر نوجوان و يا جوان آنها هم اين وسيله را تنها نوعي سرگرمي و تفريح تلقي نكند.
شكستن حريم با پيامك
حسين سليمانپور مقدم، روانشناس، ارزان بودن نرخ ارسال پيامهاي كوتاه را نسبت به تلفن يكي از انگيزه هاي استفاده غير ضروري و پياپي از اين فن آوري مي داند و مي گويد: متأسفانه بسياري از پيامهايي كه فرستاده مي شود به نوعي به حريم خصوصي افراد خدشه وارد مي كند.
اين مسأله به خصوص بايد از سوي دختران و زنان جامعه اعم از اينكه مجرد هستند يا متأهل مورد دقت بيشتري قرار گيرد. پرسش اين است: كسي كه پاسي از شب گذشته، بدون آنكه از سوي پيام گيرنده شناخته شده باشد، برايش پيام مي فرستد يا حتي با تلفن همراهش تماس مي گيرد و تلاش مي كند باب ارتباط نوشتاري و يا كلامي را با ارسال پيام و حرفهاي اغوا كننده باز كند چه هدفي را دنبال مي كند؟
به طور حتم در آن وقت شب افرادي كه از صبح براي تأمين زندگي مشغول كار و تلاش بوده اند به علت خستگي در خوابند و تنها افرادي كه اهداف مشخصي از بيداري شبانه دارند به دنبال ارسال پيام و يا ايجاد مزاحمت تلفني براي ديگران هستند.
بنابراين، عقل و منطق حكم مي كند كه قبل از اينكه با وابستگي به چنين تماسهاي نامعلوم و مشكوك روح خود را آلوده كنيم، پاسخي قاطع به خود و طرف مقابل بدهيم و از ايجاد آسيبهاي بعدي و مشكلات رواني متعدد نظير اضطراب و دلهره ناشي از فاش شدن موضوع، اختلال در خواب و افسردگي ناشي از احساس گناه جلوگيري كنيم.
چند توصيه
اين كارشناس ارشد روان شناسي، به خانمهايي كه پيامهاي مشكوك از سوي افراد ناشناس دريافت مي كنند، توصيه مي كند به منظور حفظ امنيت خود و خانواده شان اين نكات را رعايت كنند:1- اگر در تلفن همراهتان عكس يا فيلم خانوادگي داريد آن را در اولين فرصت روي لوح فشرده جداگانه اي منتقل و آن را از گوشي تلفن همراه پاك كنيد تا در صورت سرقت و يا گم شدن آن به دست افراد ناباب و سودجو نيفتد.2- اگر مزاحتم تلفني داريد و او را نمي شناسيد، بعد از اولين تماس، به هيچ وجه به تماسهاي بعدي او تحت هر شرايطي پاسخ ندهيد. به ياد داشته باشيد كه اصرار شما براي قانع كردن او به اين كه ديگر تلفن نزند و يا عصبانيت و توهين به او بي فايده است، زيرا او به قصد ايجاد مزاحمت به شما تلفن زده و يا پيام كوتاه فرستاده است، پس تنها راه پاسخ ندادن است و بس.3- كساني كه پيام كوتاه را از طريق بلوتوث دريافت مي كنند و فرد ناشناس است، به هيچ وجه سعي نكنند بفهمند او چه كسي است چون ادامه اين ارتباط نيز مي تواند به ضرر خود آنها باشد.4- در صورت ادامه مزاحمت، بهترين كار آن است كه در اولين فرصت و موقعيت مناسب، به صورت صادقانه موضوع را با همسر يا پدر و حتي برادر خود در ميان بگذاريد. ممكن است ابتدا اين مسأله سبب عصبانيت آنها شود ولي از آسيبهاي ايجاد شده بعدي به دليل ادامه اين چنين ارتباطهايي پيشگيري مي كند.5- ممكن است در خانواده آنچنان كه بايد و شايد به نيازهاي عاطفي زن و يا دختر خانواده توجه نشود ولي اين كمبود نبايد زمينه ساز آن شود كه مهر و محبت را از هر كسي گدايي كنيد، به نوعي احساسات پاك و بي رياي خود را رايگان تقديم فردي ناشناس كنيد كه هيچ حرمتي براي حريم خصوصي شما و خانواده تان قايل نيست.6- فراموش نكنيد كه هر ارتباطي در شروع مي تواند هيجان انگيز و لذت بخش باشد ولي وقتي رازتان از پرده بيرون بيفتد زندگي را به كام شما و اعضاي خانواده و فاميل تلخ و آنها را از تعادل رواني خارج مي كند و در نهايت هيچ ضمانتي براي ادامه چنين زندگي مشتركي وجود نخواهد داشت. چون صداقت و امانت را كه دو ركن اصلي پايداري زندگي خانوادگي مي باشد زير سؤال برده است.7- اگر واقعاً احساس مي كنيد كه همسرتان احساسات شما را درك نمي كند و يا به نيازهاي عاطفي تان بي توجه است راهش آن است كه براي رفع مشكل از يك مشاور كمك بگيريد و با تقويت مباني اعتقادي در خود و پرداختن به تفريحات سالم نظير رفتن به كلاسهاي ورزشي و آموزشي و مطالعه به دنبال راهكارهاي منطقي باشيد.8- دخترها نيز بايد توجه داشته باشند كه روابط پنهاني به ويژه زماني كه طرف مقابلشان نديده و ناشناخته است مي تواند عواقب بسيار خطرناكي براي آبرو و حيثيت آنها داشته باشد و ضمن آنكه شخصي كه از طريق پيام كوتاه قصد ايجاد ارتباط عاطفي با دختر خانمي را داشته باشد به طور حتم هدفي نظير وقت گذراني، سركار گذاشتن دوستي گذرا با جنس مخالف را مد نظر داشته كه بسيار مهم است و بايد اين نكته را از همان ابتدا جدي گرفت.

  


پژوهشگر مركز پژوهشهاي مجلس از پيامدهاي جهاني شدن مي گويد ؛
آغاز زندگي عمومي پايان زندگي خصوصي

 

* معصومه فرماني كيا

اشاره: هميشه از اين نقطه شروع مي شود، از تكرار و روزمرگي ها، از اين كه به دنبال چيزي مي گردي تا يك حال اساسي به



زندگي ات بدهد. ورود به منطقه ممنوعه شروعش از همين جا بوده است با طعمه هايي از پديده ها، آنهايي كه به شهرت رسيده اند، آنهايي كه خيلي محبوبند يا خيلي بزرگ.
سيدعلي محسنيان، پژوهشگر دفتر فرهنگي مركز پژوهشهاي اسلامي مجلس معتقد است: جهاني شدن اين پيامدها را همراه دارد. به گفته او براي ورود به اين دهكده بزرگ بايد ملزومات را رعايت نمود. بخوانيد

* آيا جهاني شدن به معني محدود شدن سبكهاي متفاوت زندگي و به هم خوردن خلوت آدمهاست؟
** براي پاسخ به اين پرسش ابتدا ما بايد تعريفي از جهاني شدن ارايه كنيم. جهاني شدن به تأثير عوامل بيروني بر درون مرزي باز مي گردد كه اين، حيطه هاي مختلفي را شامل مي شود، از سياستگذاري، تصميم گيريها و تدوين قوانين گرفته تا سبك زندگي انسانها. البته دو رويكرد هم نسبت به اين موضوع وجود دارد، رويكرد اول اين كه جهاني شدن به تعبيري همان جهاني سازي، يك پروسه غيرارادي و ناخودآگاه است و رويكرد دوم جهاني سازي به عنوان يك پروژه كه قطعاً پروژه سازاني به همراه خواهند داشت؛ پروژه هايي كه چون قصد عمومي شدن دارند خيلي از حيطه هاي زندگي انسان را شامل مي شوند، از سبك زندگي گرفته تا سليقه و ذائقه آنها تا گويش و پوشش.
* جهاني شدن چه ارتباطي با حريم خصوصي افراد دارد، آيا با اين گستره افراد خود را ملزم به رعايت حريم خصوصي مي دانند؟
** جهاني شدن در ريشه خود نسبتي به حريم خصوصي نخواهد داشت؛ زيرا در رأس اين پروژه ها رسانه ها هستند و فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي. ضريب تلفنهاي ثابت، سيار، نفوذ اينترنت و ميزان استفاده از وب سايتها و نرم افزار بلوتوث در تلفن و... همه حاكي از اين است كه جريان جهاني شدن خودش را نشان مي دهد. امروزه احساس مي شود همه مقوله هايي كه مرتبط با زندگي انسان است، جنبه ديجيتالي اش هم موجود است. همه مقوله هايي كه ما در رفتار انسان و در حالت واقعي مي بينيم در فضاي مجازي هم شاهد آن هستيم و اين مقوله هم هيچ تعهدي به اخلاق ندارد. خواستگاهش عقلانيت تجربه انسان و امثال آنهاست؛ در صورتي كه خواستگاه حريم خصوصي اخلاقيات است. از همين رو ما مشاهده مي كنيم كه جهاني شدن قابليت تهديد حريم خصوصي را افزايش داده و ما هر از چند گاهي شاهد افشاگري در اين زمينه هستيم. البته ساكنان اين دهكده جهاني هم اين مسأله را پذيرفته اند كه براي زندگي در اين دهكده بايد بخشي از اين حريم را از دست بدهند.
* در اين دهكده چرا حاشيه هاي زندگي افراد مشهور تا اين حد جذابيت دارد؟
** انسان نيازهاي متعددي دارد برخي از اين نيازها همان طور كه خيلي از بزرگان و روانشناسان تحليل كردند نيازهاي واقعي و برخي از آنها كاذب است، علتي كه اين موضوع را جذاب كرده نياز كاذبي است كه برخي ها در وجود انسان قابل پيگيري است و برخي دغدغه ها و حساسيتهايي است كه فرهنگ غربي به همراه آورده و محصول فناوري وعقلانيتي است كه در كنارش اخلاق و معياري انساني خلق نشده بنابراين جذابيت ايجاد شده يك نياز كاذب است كه بايد هدايت شود.
از سوي ديگر اين كه چرا داده ها به صورت شايعه رواج پيدا مي كند بايد به لحاظ روان شناسي و اجتماعي مورد بحث واقع شود، بخش عمده اي از اين مسأله باز مي گردد به جامعه و اين كه بستر آن فراهم است، يعني هم جامعه آمادگي دارد و هم شرايط فراهم است.
در دانش حقوقي و در حقوق عرفي معيار و ضابطه اي كه براي اين قضيه در نظر مي گيرند اين است كه انسان متعارف و معقول در شرايط متعدد چه توقعي از حريم خصوصي اش دارد كه البته در اين زمينه ديدگاه هايي وجود دارد. صرف نظر از ديدگاه هايي كه معتقد است به محض اين كه زندگي عمومي آغاز مي شود، زندگي خصوصي متوقف مي شود به نحوي كه اگر فردي يك مقام رسمي يا يك چهره و شخصيت عمومي مي شود اين چنين فردي قطعاً حلقه زندگي خصوصي اش تنگتر مي گردد.
* انتظار معقول و متعارف از حريم خصوصي يك چهره چيست؟
** اين كه آيا دانستن مسايلي مربوط به فلان چهره سينمايي از جمله متأهل بودنش، مكان زندگي و دارايي اش معضلي از معضلهاي جامعه را حل مي كند، اگر ما به حريم خصوصي يك چهره سينمايي وارد شويم، بهداشت عمومي، سلامت عمومي و امنيت عمومي را حفظ خواهيم كرد يا نه، صرفاً همان عطش كاذب است. بنابراين فلسفه ورود ما به حريم خصوصي مقامهاي سياسي، مقامهاي عمومي، شخصيتهاي رسمي و چهره هايي نظير فوتباليستها و پيشكسوتهاي عرصه هاي مختلف... بايد منطقي و معقول باشد در غير اين صورت توجيهي به نظر نمي رسد.

  


صاحب نظران از عقده هاي رواني حريم شكنان مي گويند ؛
شكار صحنه هاي پنهان به چه قيمت؟!

 

* اعظم طيراني
انسانها در طول تاريخ به دنبال خوشبختي مي گشتند و تلاش مي كردند خوشبختي را به هر قيمتي به دست آورند و بنا به تصور و تعريفي كه ديگران از خوشبختي ارايه مي دادند، درصدد به دست آوردن آن بوده اند.
يكي از مهمترين آرزوهاي انسان كه برخي مترادف با خوشبختي مي خواندند بحث رسيدن به آرامش رواني بوده است، بنابراين ارزش آرامش رواني مساوي با خوشبختي بوده است.
براساس ديدگاه بسياري از نظريه پردازان، علم روانشناختي نيز پس از تأمين نيازهاي اوليه (فيزيولوژي) اولين نيازي كه هر انسان درصدد كسب آن است، نياز رواني احساس امنيت است، بنابراين مي توان گفت كه مهمترين و اولين نياز رواني هر انسان نياز به امنيت است.
از همين رو انسانها براي كسب امنيت رواني حاضرند هزينه هاي زيادي بپردازند و هر گاه امنيت رواني آنان به خطر افتد، ساير نيازهاي رواني آنان نظير محبت، اعتماد به نفس، عزت نفس و خودشكوفايي نيز تحت تأثير قرار مي گيرد كه نه تنها اين نيازها تأمين نمي شود، بلكه اختلالات و مشكلات روحي و رواني بسياري مانند اضطراب، نگراني و ترس وجود آنان را فرا مي گيرد.
به گفته روانشناسان، هر گاه اضطراب در روان فرد هجوم آورد، پايگاهي براي توليد بسياري از بيماريهاي روحي و رواني و حتي جسمي فراهم مي شود.
يك روان شناس با بيان اينكه شكستن حريم خصوصي افراد احساس امنيت آنان را به خطر مي اندازد، مي گويد: افشا شدن مسايل خصوصي افراد نظير فيلمهاي خانوادگي وسايلي از اين قبيل امنيت رواني فرد، خانواده، فاميل و جامعه را بر هم مي زند و به دنبال آن آثار مخرب روحي و رواني فراواني به فرد و جامعه تحميل مي كند و هيچ كس نمي تواند معيار سنجش و يا وزنه اي براي اين قبيل صدمات روحي و رواني تعيين كند.
حميد طحانپور مي افزايد: اضطراب، ترس و نگراني حاصل از اين فشار رواني كه فرد بايد سالهاي سال با آن مواجه باشد، به لحاظ روحي و رواني آن قدر شكننده خواهد بود كه در بيشتر مواقع فرد به انزجار از اجتماع، فرو رفتن در دل بيماريهاي روحي و رواني نظير افسردگي عميق مبتلا خواهد شد و چه بسا برخي افراد تاب و تحمل اين فشار رواني شديد را نخواهند داشت و دست به اقدامهايي چون انتقام جويي از ديگران (ديگركشي يا انجام قتل) و يا انتقام از خود (خودكشي) بزنند، كه به هر طريق روحيه كينه توزي، خشم، انزجار و نفرت سراسر وجود فرد آسيب ديده و خانواده او را فرا مي گيرد و اين احساسها بستري براي پديدار شدن آسيبهاي ثانوي فردي و اجتماعي نظير تفكرات پارانوئيدي و سوء ظن خواهد شد.
وي با بيان اينكه افرادي كه به دنبال شكار صحنه هاي پنهان و محرمانه زندگي خصوصي افراد هستند، بدون شك به لحاظ روحي و رواني جزو افراد بيمار اجتماعي محسوب مي شوند كه بيشتر آنان روزي قرباني و مورد حمله افراد بيماري همچون خودشان بوده اند، مي گويد: اين افراد، افرادي ضداجتماعي هستند كه عقده ها و حقارتهاي دوران كودكي و گذشته خود را از طريق دست زدن به اين گونه رفتارهاي ضداجتماعي جبران مي كنند.
وي مي افزايد: اين گونه افراد اگر چه خود يك روزي طعمه تجاوز ديگران بوده اند، بايد به عنوان مجرم محاكمه و به شدت مجازات شوند تا ريشه ناامني رواني از جامعه برچيده شود.
طحانپور يكي از آثار مخرب تجاوز به حريم خصوصي افراد را متزلزل شدن بنيان خانواده عنوان مي كند و خاطرنشان مي سازد: اين رفتار غيراخلاقي و غيرانساني منجر به ايجاد سوء ظن و نگرشهاي منفي مي شود كه بر فضاي امن خانواده سايه مي اندازد و حرمتها و خط قرمزها شكسته مي شود، ضمن آنكه بسياري از مسايل خانوادگي از روند معمول هنجار خارج شده، مسأله مهم تربيتي و احترام متقابل در اين فضاها معنادار نخواهد بود، حرمتها شكسته مي شود و به دنبال سوء ظنها، تنشها، درگيريها، بگومگوها و اتهامهايي كه به دنبال اين فضا ايجاد مي شود، در بيشتر مواقع منجر به مسايلي نظير درخواست طلاق يا حتي برخوردهاي فيزيكي در خانواده و فاميل خواهد شد.
وي در ادامه مي افزايد: دامنه تجاوز به حريم خصوصي افراد برخي مواقع از خانواده فراتر مي رود و مشكلات آن به فضاي بستگان درجه يك و درجه دو سرايت مي كند و چه بسا فاميلي را كه به شكل محبت آميزي با هم داد و ستد عاطفي داشته، به فاميلي متخاصم تبديل مي كند كه در فضاي ارتباطي آنان تنش، درگيري، غيبت، تهمت و سوء ظن حاكم مي شود.
طحانپور به خانواده ها به ويژه زنان و دختران جوان توصيه مي كند: هرگز گمان نكنند تمام افراد دوستان آنان هستند، بنابراين نبايد به همه اعتماد كنند.به اعتقاد اين روانشناس، اگر قرار باشد اسرار مردم افشا شود، انسانها از يكديگر فرار خواهند كرد و جامعه متلاشي مي شود، بنابراين شايسته است همه افراد جامعه از پروردگار مدد جويند و نه تنها از افشاي مسايل شخصي و خانوادگي، بلكه به صورت كلامي نيز از غيبت، تهمت و افشاي اسرار ديگران خودداري كنند.
در همين رابطه يك دانشيار علوم اجتماعي دانشگاه فردوسي مشهد نيز مي گويد: شكستن حريم خصوصي افراد مسأله اي است كه در تمام كشورها اتفاق مي افتد و جزو ناهنجاريهاي اجتماعي تلقي مي گردد كه قوانين بازدارنده اي نيز براي آن وجود دارد.
دكتر بهروان با اذعان به اينكه تجاوز به حريم خصوصي افراد در ايران نسبت به ساير كشورها خاص تر است، مي افزايد: شايد در برخي از كشورها عكس گرفتن از مردم- اگر هدف فرد خاصي نباشد- غيرقانوني نيست، اما در كشور ما اين مسأله در صورت عدم رضايت افراد غيرقانوني محسوب مي شود، بنابراين حريم خصوصي در فرهنگ ما گسترده تر و آزاديها در اين مسايل محدودتر است.
وي يادآور مي شود: تجاوز به حريم خصوصي افراد در ايران نسبت به ساير كشورها متفاوت است و عمدتاً زنان و دختران مورد هدف قرار مي گيرند.
وي محروميتها و عدم آزاديهاي اجتماعي و همچنين نداشتن تعريف واضح و روشني از آزاديهاي اجتماعي را عامل اصلي ظهور و بروز اين قبيل رفتارهاي ناهنجار اجتماعي عنوان مي كند و مي گويد: از طرفي براي برخي از افراد جامعه نيز هنجارها دروني نشده است و در صورتي كه به نيازهاي آنان پاسخ داده نشود، دست به رفتارهاي نابهنجار اجتماعي زده و براي ساير افراد جامعه مشكلاتي ايجاد مي كنند.
وي از جمله عوامل بروز رفتارهاي نابهنجار اجتماعي نظير تجاوز به حريم خصوصي افراد را نبودن راه منطقي براي برآورده ساختن نيازها و همچنين برابر نبودن مجازات متناسب با جرم عنوان مي كند.
دكتر بهروان در خصوص تأثير تجاوز به حريم خصوصي افراد بر بنيان خانواده مي گويد: در اين راستا نيز بيشترين آسيب به زنان وارد مي شود، چون در فرهنگ ما از خطاهاي مردها به راحتي چشم پوشي مي شود، اما اگر براي زنان مشكلي ايجاد شود، ديدگاه منفي جامعه هرگز از او برداشته نمي شود و اين مسأله موجب گسيخته شدن بنيان خانواده و طرد فردي كه طعمه افراد متجاوز به حريم خصوصي ديگران قرار گرفته، مي شود.
وي با اشاره به اينكه در برخي مواقع تجاوز به حريم خصوصي افراد اهرمهاي فشاري محسوب مي شود كه افراد را به انحراف مي كشاند، مي افزايد: از اين افراد ضد اجتماعي با هدف كسب امتياز از ديگران به حريم خصوصي آنان تجاوز مي كنند كه البته مي توان از طريق تعامل و ارتباط عاطفي عميق تر با خانواده از بروز اين قبيل معضلات كه گاهي به فاجعه تبديل مي شوند، پيشگيري كرد.
وي به خانواده ها بخصوص زنان و دختران جوان توصيه مي كند از حضور در مراسم و مجالسي كه حريم خصوصي آنان را تهديد مي كند، خودداري كنند و يا با پوششي مناسب حضور يابند.
دكتر بهروان با اذعان به اينكه تكنولوژي فرهنگي از جمله مسايلي است كه در كشورهاي جهان سوم موجب شكاف فرهنگي و عدم سازگاري فرهنگ با تكنولوژي مي شود، مي گويد: در برخي از مواقع استفاده از تكنولوژي نظير فيلمبرداري از مجالس عروسي و... نوعي نياز حيثيتي محسوب مي شود، اما متأسفانه به دليل ناآشنايي با فرهنگ استفاده از اين تكنولوژي كه ثبت خاطره است، بعضي از افراد خود و ديگران را دچار مشكل مي كنند.
وي تنها راهكار پيشگيري از اين قبيل معضلات اجتماعي را توليد فرهنگي متناسب با شرايط ملي، مذهبي و اعتقادي مطرح مي كند و مي افزايد: ما نبايد منتظر باشيم فرهنگ استفاده از تكنولوژي از كشورهاي غربي وارد كشورمان شود، بلكه بايد خود به فكر توليد فرهنگي متناسب با شرايط ملي، مذهبي و منطقه اي باشيم تا علاوه بر استفاده از تكنولوژي، با فرهنگ استفاده صحيح از آن آشنايي پيدا كنيم و از رواج ناامني در جامعه پيشگيري كنيم.

  


سرگذشت يك قانون

 

* احمد فياض

باور اين ماجرا دشوار است كه يكي از بزرگترين دغدغه هاي جديد انسان امروزي در داستاني موسوم به «1984» با نويسندگي «جورج اورول» در اواسط قرن بيستم كليد مي خورد! آن رمان، برادر بزرگتري را نشان مي دهد كه نماد ديكتاتوري ناظر بر تمام زواياي روزانه مردم بود و در زندگي حقيقي جاي خود را به برادران بزرگتري چون رسانه هاي جمعي و فناوري ارتباطي نوين مي دهد كه اغلب نيز بسيار آرام و آهسته در خصوصي ترين لايه هاي زندگي ما مي خزند. كساني كه ديگر آشكارا اخطار «برادر بزرگتر، ناظر شماست» را تكرار نمي كنند!
«سي دي، سي دي؛ عروسي فوتباليست مشهور، فيلم جنجالي يك هنرپيشه، ميهماني...» احتمالاً شما هم بارها در پياده روها و ميدانهاي شهر، با اين دعوت به خريد مواجه و چه بسا ازحس كنجكاوي؛ مشتري هم شده ايد! در چند سال اخير تجاوز به حريم خصوصي، نوعي اپيدمي شده است. هر روز با اخبار شوكه كننده از عمق زندگي افراد خاصي و يا غيرخاص رو به رو و خواسته يا ناخواسته مخاطب آن مي شويم و اين پذيرش راه آمدن بعدي را هموارتر مي كند.
موضوع سوء استفاده از فناوريهاي نوين ارتباطي بويژه در حوزه حريم خصوصي در چند سال گذشته بدون شك يكي از اصلي ترين نگرانيهاي پيش روي جامعه اخلاق مدار ما بوده است. تعابير مختلفي نيز از اين هتك حرمت حريم خصوصي در ادبيات حقوقي و اجتماعي ما ديده شده كه مي توان به جاسوسي الكترونيك، سرطان ديجيتالي و جرايم رايانه اي اشاره اي نمود. البته دغدغه و هراس از نقض حريم خصوصي و فاش شدن اطلاعات شخصي تنها به كشور ما منحصر نيست و نظرسنجي مؤسسه يوروبارومتر نشان مي دهد 64 درصد از شهروندان اروپايي نيز در اين نگراني سهيم مي باشند.
بنابراين جاي شگفتي نيست كه گوگل در اظهاريه اي كه تسليم دادگاه مي نمايد به صراحت مي گويد: « در دنياي مدرن و امروزي ديگر نمي توان توقع يك حريم خصوصي كامل را داشت!» در واقع اين جدي ترين هشدار از غول اينترنتي است كه خود نيز در مقام مقابله و به منظور كاستن از هراس روزافزون كاربران به تازگي اقدام به كاهش مدت زمان نگهداري اطلاعات شخصي كاربران از 18 ماه به 9 ماه خبر داده و پس از 9 ماه، آدرسهاي ip كاربران را به صورت كامل حذف مي نمايد.
حريم خصوصي و مسايل مرتبط مانند نقض آن در ايران را مي توان از چند زاويه مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
در اصول 22، 23 و 25 قانون اساسي جمهوري اسلامي رد پاي توجه به اين حق را مي توان پيدا نمود. اصل 22 قانون اساسي مي گويد: «حيثيت، جان، مال، حقوق و مسكن افراد از تعرض مصون است، مگر در مواردي كه قانون تجويز كند.» در اصل 25 نيز آمده است: «بازرسي، نرساندن نامه ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها و استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون». در گذر زمان و گسترش فناوريهاي نوين ارتباطي نظير اينترنت و كلي بودن قانون اساسي، لزوم تدوين قوانين خاصي براي رعايت حريم خصوصي احساس مي شد تا در آن حدود و ثغور اين حريم و جنبه هاي مختلف آن و همچنين تعيين مجازاتها توجه شود. از اين رو نهادهاي مجريه، مقننه و قضاييه طي تعاملاتي مثبت و با اقدامهاي مفيد و سازنده بويژه در ساليان اخير هر يك ايفاگر نقشي در جهت تحقق امنيت هر چه بيشتر حريم خصوصي در اينترنت شدند كه اشاراتي مي نماييم.«لايحه جرايم رايانه اي» از عمده ترين لوايحي بود كه توسط قوه قضاييه در سال 1383 تصويب و تقديم هيأت دولت شد. هيأت دولت نيز در سال 1384 آن را روانه مجلس نمود كه با توجه به اينكه علم رايانه و جرايم موجود در اين عرصه، به روز مي باشد، اصلاحاتي در آن لحاظ شد و در سال 1387؛ يازده ماده از آن به تصويب رسيد. از جمله اصلاحات صورت پذيرفته و نظر به اينكه در لايحه قوه قضاييه تنها مجازات نقدي براي جرايم رايانه اي در نظر گرفته شده مي توان به مجازات حبس و زنداني كه به تصويب رسيد اشاره نمود.البته در دوره ششم مجلس و در راستاي حفاظت از حريم خصوصي، طرح موسوم به «حمايت از حريم خصوصي» در سال 85 تقديم مجلس شد كه در آن به حريم خصوصي جسماني، منازل، محل كار، اطلاعات شخصي، اطلاعات اينترنتي اشخاص و مسؤوليتهاي ناشي از نقض حريم خصوصي توجه شده بود. اما با پايان كار مجلس ششم، طرح در ادامه به مجلس هفتم ارجاع شد كه نمايندگان آن را مورد بررسي قرار نداده و مسكوت گذاشتند تا اينكه مجلس هفتم نيز به ضرورت تدوين قانوني براي حفظ حريم خصوصي رسيد و طرح را در دستور كار قرار داد.
مجلس هفتم در سال 86، كليات و جزئيات طرح را كه شامل تعريف حريم خصوصي و عناوين مجرمانه شكستن اين حريم و مجازاتهاي متناسب با جرايم ارتكابي بود به تصويب رساند و به شوراي نگهبان فرستاد. اين شورا با طرح ايرادهايي در عناوين مجرمانه و مجازاتهاي آن خواستار اصلاح طرح و فرستاده شدن دوباره به اين شورا شد.
اما يكي از جنجالي ترين طرحها و در عين حال اميدوارانه ترين گامها توسط ناجا در گشتي موسوم به «گشت اينترنتي» برداشته شد. طرح اين گشت در اواسط سال 1386 و همزماني آن با طرح «ارتقاي امنيت اجتماعي» خود موجب آشفتگي كاربران فضاي مجازي اينترنت شده و تا حدودي بازار شايعات در آن مقطع داغ شد.
شايعاتي از اين دست كه قرار است از اين به بعد تمامي چت رومها و حتي ايميلهاي شخصي افراد نيز تحت نظارت پليس قرار گيرد، اما واقعيت آن بود كه شروع رسمي گشتهاي ويژه اينترنتي در كشور ما به سال 1385 برمي گشت كه رسماً آغاز به كار كرده بود.
طي تحركات مشكوكي، شايعه نظارت روي محيطهاي خصوصي اينترنتي مانند چت روم ها از همان زمان قوت گرفت، ولي بنا به گفته مسؤولان ناجا در حقيقت اين گشتهاي مجازي نيز به مانند تمامي گشتهاي واقعي پليس نظير گشتهاي پليس راهنمايي و رانندگي، دايره عمومي كاربران را در برمي گرفت. به عبارتي هدف در اين گشت، برخورد و مبارزه با جرايم مشهود اينترنتي بوده و در صورت نياز ورود به حريم خصوصي كاربران؛ اخذ مجوزهاي قضايي الزامي مي باشد. تمامي پليسهاي شاغل در اين طرح نيز افزون بر تجارب كارآگاهي، آشنايي و تسلط كامل به حوزه IT را دارند و در كل اين افراد از ميان نيروهاي متخصص و آموزش ديده انتخاب شده و به حريم خصوصي كاربران جز با نيابت قضايي وارد نمي شوند.
ادامه تهديدها در حريم خصوصي اينترنتي كاربران موجب افزايش مطالبات تخصصي و نيمه تخصصي از رسانه ها شد گر چه اينترنت خود يك رسانه فراگير تحت عنوان رسانه ديجيتال مطرح است، اما متأسفانه با وجود حضور سهل و آسان آن در جامعه ما و فراگير شدنش، فرهنگ استفاده بهينه از آن با سرعت نفوذش همخواني نداشته كه همين خود موجب بروز ناهنجاريهاي اجتماعي عديده اي شده و لذا خواست عمومي جامعه از رسانه هاي حقيقي به جهت افزايش آگاهي هاي اينترنتي و آموزش سواد ديجيتالي گسترش يافت.
رسانه ها نيز به نوبه خود سهمي را در مقابله با تهاجم شوم برعهده گرفتند كه نمونه عيني آن موضوع اين هفته ويژه نامه «پرونده» مي باشد كه اكنون در دستان شماست!

  


تحليل دو استاديار دانشگاه از تهديدهاي فناوري اطلاعات؛
جاسوسان جيبي سربازان دشمن

 

* ترحمي يوسفي

انگار هر چه زمان مي گذرد حريم خصوصي انسانها تنگ و تنگتر مي شود و حال، ورود به آن راحت و راحتتر گشته است، بدون اينكه



آدمها حتي خودشان چيزي بدانند.
و حالا تمام دنياي آدمها شده است يك جعبه كوچك جادويي. تلفن همراه، اينترنت و ... و ديگر نمي دانند كه چقدر اين دنيا تارهايي بين خودشان و روابط خانوادگي و اجتماعي يشان تنيده است. آن قدر كه ديگر حتي حاضر نيستند كسي را به خلوت خود راه دهند و حال خود خرسند از اينكه مثلاً با آن سردنيا در ارتباطند بدون اينكه حتي بدانند كه چقدر در دنيايي عجيب با تارهايي نامرئي محصور گشته اند.
آن قدر در دنياي فناوري اطلاعات غرق گشته اند كه حتي ديگر نمي دانند چقدر حريم خصوصي شان مورد تجاور قرار گرفته است.
انگار هر چه در دنياي انفورماتيك جلوتر مي روند بيشتر و بيشتر حريم خصوصي شان مي شكند بدون اينكه حتي خود چيزي بدانند.
و حال تهديدهاي حاصل از فناوري اطلاعات بر حريم خصوصي را از ديدگاه يك متخصص رمزشناسي (رمز نگاري، تحليل رمز)، امنيت داده ها و ارتباطات مي بينيم.
آقاي عباس قائمي بافقي، استاديار دانشگاه فردوسي مشهد اين تهديدها را به سه دسته تقسيم كرده كه شايد ما هنوز اصلاً برخي از آنها را هم نمي شناسيم.
1- به محض آنكه كارت شبكه را بر روي رايانه خود نصب مي كنيد و به محض آن كه يك گوشي تلفن با امكان بلوتوث تهيه مي كنيد، بايد منتظر مهمان ناخوانده باشيد، حتي اگر ارتباط با شبكه برقرار نكرده باشيد و يا آن كه بلوتوث شما خاموش باشد. در واقع بلوتوث شما يك جاسوس جيبي است كه حركت شما از يك محل به محل ديگر را پيوسته به اطراف گزارش مي دهد. يك كارشناس خبره مي تواند بودن اينكه شما خبر داشته باشيد از راه دور وارد دستگاه شما شود، تصاوير محفوظ در آن را ببيند، دفتر تلفن آن را ورق بزند و مشخصات موجود در تلفن شما را براي خودش پياده كند. برخي معتقدند كه بلوتوث در آينده مي تواند با دستكاري اندكي به دوربين مدار بسته متحركي تبديل شود كه اصلاً تحت كنترل دارنده آن نخواهد بود.
2- جنبه ديگري از تهديدهاي حريم خصوصي، برنامه هاي مخرب مانند ويروس، كرم، بمب منطقي، اسب تروا و در پشتي است، كه مي توان آنها را سربازان پياده براي حمله به حريم خصوصي دانست.
همه اينها بدون اجازه و به سرعت در سيستمها منتشر شده و مي توانند به جمع آوري و انتشار اطلاعات شخصي افراد گماشته شوند. متأسفانه بسياري از برنامه هاي به ظاهر سالم نيز به عنوان يك ستون پنجم در سيستم هاي رايانه اي حضور پيدا كرده و به نقض حريم خصوصي مبادرت مي كنند. با توجه به نبود دسترسي به كد برنامه هاي كاربردي از يك سو و گسترش حجم روز افزون آنها از سوي ديگر، امكان اطمينان از صحت عملكرد آنها وجود ندارد.
3- جنبه ديگر استفاده از دوربينهاي متعدد است كه به دلايل مختلف مانند كنترل ترافيك، امكان تبادل تصوير از طريق اينترنت، استفاده در بازيهاي رايانه اي و ايجاد امنيت در مكانهاي عمومي مانند فروشگاهها، تفريحگاهها، فرودگاه و مترو نصب شده است.
اگر چه اين اطلاعات عمومي و بي اهميت به نظر مي آيد، اما قرار گرفتن آنها در كنار يكديگر و افزوده شدن حجم زياد اطلاعات كه به طريقهاي مختلف به دست آمده است با به كارگيري ابزارهاي توانمند پردازش اطلاعات و داده كاوي مي تواند اسراري را برملا كند كه شايد به ذهن صاحب آن نيز خطور نكرده باشد.
او به عنوان يك متخصص دو عامل را دليل اين بحرانها مي داند:
جنبه اول: امكانات سخت افزاري و نرم افزاري كه در دست صاحبان قدرت قرار دارد و ما يا از آن بي خبر بوده يا ناگزير به تن دادن به آن هستيم.
جنبه دوم: ملاحظات فرهنگي در فضاي سايبر در سازماندهي و نگهداري اطلاعات خصوصي است. شايد تغيير ساختار زندگي و معماري ساختماني نقش بيشتري در نقض حريم خصوصي داشته تا آسيبي كه از سوي توسعه ساختمانهاي مرتفع حاصل شده است.
حريم خصوصي مفهومي است كه شامل اطلاعات و غير اطلاعات مي شود با پيشرفت فناوري اطلاعات در دنياي حاضر، بحث حريم خصوصي در مورد اول كه بحث اطلاعات باشد بيشتر مصداق پيدا مي كند.
هر انساني در حقيقت نزد خود اطلاعاتي دارد كه مايل نيست ديگران از آن مطلع شوند، بنابراين اگر اين اطلاعات به نوعي مربوط به خود شخص باشد حريم خصوصي آن شخص محسوب مي شود.و آن جاست كه ضرورت مديريت بر حريم خصوصي انسانها پر رنگ مي نمايد.
آقاي محمد لگزيان، متخصص سيستمهاي اطلاعات مديريت و استاديار دانشگاه فردوسي مشهد، مديريت بر حريم خصوصي را اين گونه تعريف مي كند:
توانايي اينكه فرد يا گروه بتواند در حقيقت اطلاعات فردي و شخصي و گروهي خودشان را حفظ بكنند و در حقيقت بخشي از اطلاعات كه مدنظر آنان است از طريق انتخابي و گزينش آشكار و منتشر شود.
وي معتقد است كه حريم خصوصي انسانها همانند پياز لايه لايه است كه هر لايه حساسيت خاص خود را مي طلبد و فرد بايد در حفظ آن كوشا باشد.
لايه اول حريم خصوصي شامل امور جهاني و نفساني فرد است. هر چيزي كه در نقطه مقابل آن باشد حريم عمومي است.
لايه دوم شامل روابط خانوادگي افراد و بخشي از روابط اجتماعي آنهاست.
لايه سوم روابط اجتماعي كه شامل روابط دوستي، شغلي، سكونتي، اقتصادي، تفريحي و هر فعاليت ديگري كه توسط فرد در جامعه صورت مي گيرد.
ضمن اينكه بايد توجه داشته باشيم كه روحيات افراد چه در زندگي فردي و چه در زندگي سازماني در افشا يا در حقيقت اخفا كردن حريم خصوصي شان يكسان نيست.
برخي از افراد به شدت در حفظ و مخفي كردن اطلاعات يا حريم خصوصي شان تأكيد مي كنند مثلاً بعضي از افراد دوست ندارند كسي در رابطه با گذشته شغلي و كاري شان چيزي بداند. در مقابل بعضي ها نه تنها به اطلاعات خود حساسيتي ندارند بلكه در صورت داوطلبانه ترجيح مي دهند كه كل زندگينامه و رزومه خود را در دسترسي همگان قرار دهند. اما در عين حال اين باعث نمي شود كه در بحث توجه به حريم خصوصي افراد و ارزش گذاري و بازبيني اطلاعات مورد توجه سازمانها يا بي توجهي سازمانها قرار بگيرد.
وي به عنوان يك مدير، حفظ حريم خصوصي افراد و جامعه را در درجه اول برعهده سازمانها مي داند.
ما به عنوان سازمان بايد مكانيزمهاي اجرايي خودمان را نظارت كنيم و حافظ و نگهدارنده خوبي براي حريم خصوصي افراد باشيم هر چند كه افراد خودشان حساسيت هم نداشته باشند.
لگزيان در درجه دوم بعد از سازمانها حفظ حريم خصوصي افراد را بر عهده خودشان مي داند.
وي معتقد است مردم و شهروندان چه آنهايي كه به عنوان مشتري فناوري جديد هستند و چه آنهايي كه به عنوان سازمانهاي مربوط اطلاعات را مي گيرند، هر دو بايد در جهت حفظ حريم خصوصي افراد تلاش كنند.
حريم خصوصي اشخاص تا جايي كه خصوصي باشد بخشي از حقوق شخصي تلقي مي شود كه تنها توسط خود شخص قابل تصرف است همان طور كه تصرف انسان در مال، حقوق و ... به دست خود اوست.
تصرف در حريم خصوصي او نيز به دست خود اوست. انسان مي تواند مال خود را حفظ كند و از حقوقي كه عرف و شرع براي او تعيين كرده بهره مند شود.
درنقطه مقابل همان طور كه كسي نمي تواند در مورد حقوق افراد بدون اذن و اجازه او تصرف كند در حريم خصوصي افراد نيز بدون اذن و اجازه خود فرد نمي توان در دنياي ديجيتال وارد شد.امروز در سيستم دنياي ديجيتال و الكترونيكي هم، حريم خصوصي تعريف شده است. هيچ گونه اطلاعات شخصي ما بدون اجازه افراد حق انتشار ندارد. بخشي از آن مربوط به افراد مي شود كه طبق آن خواسته ها و مقررات و نظام نامه هايي كه تأكيد مي كنند افراد در حفاظت از اطلاعات شخصي خودشان تلاش كنند يا رعايت كنند، مثل اينكه افراد پين كارت الكترونيكي خود را در دسترس ديگران قرار ندهند و ... .

  


دكتر علي نجفي توانا، حقوقدان از ضرورت تأمين امنيت حريم خصوصي مي گويد؛
چتر ناقص قانون بر سر قربانيان

 

* محبوبه علي پور

خبر شكايت يكي از بازيگران صاحب نام سينما، از انتشار بلوتوث دروغين نسبت به او، در حال حاضر، سوژه بسياري از رسانه ها و خبرگزاريها شده است.




البته اين مقوله تازه اي به حساب نمي آيد و به زندگي خصوصي افراد مشهور نيز خلاصه نمي شود. چنانكه، چندي پيش دختر جواني در پي انتشار فيلمي از يك مراسم جشن به اتهام حضور در اين برنامه توسط پدرش به قتل رسيد و يا مردي براي انتقام از همسر سابقش فيلمهاي غيراخلاقي او را منتشر كرد و ...
با توجه به رواج اين گونه مسايل، قوانين ما تا به چه حد مي تواند حافظ منافع حريم خصوصي مردم باشد؟ در اين باره گفتگويي با دكتر علي نجفي توانا، حقوقدان انجام داديم كه مي خوانيد:

* آقاي دكتر! لطفاً بفرماييد حريم خصوصي چيست و چه جايگاهي در قوانين كشور ما دارد؟
** حريم خصوصي در معناي عرفي خود به محيط و محلي اطلاق مي شود كه خلوت شخصي و در واقع مكان روابط فردي و خانوادگي او تلقي مي شود. همچنين مي تواند جنبه مادي و معنوي داشته باشد، از اين رو، شامل مكاتبات، مراسلات، مكالمات، خودرو، خانه و ... و هر جا كه منحصر به زندگي خصوصي شود، همه از مصاديق حريم خصوصي به شمار مي آيد. نا گفته نماند توجه به حريم خصوصي در كشور ما سابقه طولاني داشته و از زمانهاي ديرين، اين مقوله، از نوعي احترام و تكريم در فرهنگ ما برخوردار بوده است. همچنين در موازين و آموزه هاي اسلامي نيز بحث حريم خصوصي امري ارزشي به حساب مي آيد. از اين روست كه به افراد توصيه مي شود در تجسس در امور شخصي بپرهيزيد. اينگونه در طول تاريخ كشورمان بحث محيط خصوصي مورد توجه حتي حمايت بوده است. از زمان تبيين قانونگذاري نوين نيز، مقوله حريم خصوصي مطرح شد، چنانكه قانوگذار تعرض به حريم خصوصي را جرم دانسته و شكايت به اين امور را قابل پيگيري تلقي كرده است.همچنين در آيين دادرسي قبل از انقلاب، بازپرس براي آنكه مكاتبات مردم را بررسي كند نياز به مجوز قضايي داشت. همچنين رفتن به منزل ديگران و توقيف اشخاص و مدارك مورد نياز نيز نيازمند تصميم قضايي بوده است مگر آنكه بسيار مهم بوده و يا شرايط خاص باشد.
در عرصه بين الملل نيز با تصويب قانون ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي سازمان ملل متحد مصوب 16 دسامبر  1966 اين مسأله مورد تأكيد قرار گرفته و بعد از انقلاب در چارچوب قانون اساسي در اصول 22، 23 و 25 به صراحت به اين مسأله توجه شده است.
* با توجه به تجربه شما به عنوان وكيل پايه يك دادگستري، افراد به چه دلايلي حرمت حريم خصوصي ديگران را مي شكنند و يا به آن تعرض مي كنند؟
** با توجه به اينكه اين روزها عيني ترين جلوه هاي تعرض به حريم خصوصي افراد، در انتشار فيلمها و عكسهاي آنان، بروز مي كند، مي توان اين مقوله را از زواياي گوناگون مورد بررسي قرار داد. نخست، افرادي كه مبادرت به انتشار اين گونه آثار مي كنند داراي بيماريهاي روحي و رواني هستند. به گونه اي كه از ساختار شكني حريم شخصي لذت مي برند. همچنين برخي با اهداف منافع مالي و براي به دست آوردن منافع مادي از طريق نامشروع به اين كار اقدام مي كنند. گروهي نيز براي تسويه حسابهاي خصوصي از ديگران به انتشار فيلم يا عكس از آنها مي پردازند.ناگفته نماند، افرادي نيز سعي دارند با بدنام ساختن ديگران، مانع رشد اقتصادي يا خانوادگي آنان شوند. برخي از اين تصاوير به صورت تقلبي و غير واقعي ساخته مي شود، از اين رو، آثار مخرب بر زندگي شخص وارد مي كنند كه حتي موجب تباه شدن، آينده فرد مي شود. بنابراين، براي درك علل آسيب شناسانه اين موارد، بايد به مسايل اجتماعي توجه شود.

* واكنش قانون به اين حريم شكني ها چيست؟
** گر چه مطابق بند الف، ماده 640، هر كس نوشته، طرح، نقاشي، تصوير، فيلم و ... به طور كلي هر چيزي كه عفت و اخلاق عمومي را جريحه دار كند، براي تجارت يا توزيع به نمايش عمومي بگذارد، به مجازات حبس از سه ماه تا يك سال و جزاي نقدي از يك ميليون و پانصد هزار ريال تا شش ميليون ريال و تا 74 ضربه شلاق يا به يك يا دو مجازات مذكور محكوم خواهد شد.اما با توجه به جرايم مختلف كه بسياري از آنان نوين مي باشد، قانون هنوز به آن به روز بودن لازم نرسيده كه پاسخگو باشد. چنانكه مي بينيم قانون مجازات اسلامي، مباحثي نظير نشر اكاذيب، توهين، افترا و جرايم اينترنتي را مطرح مي كند و اين جرايم را مورد پوشش قرار مي دهد.اين در حالي است كه آثار بسياري از جرايم نوين كه بر زندگي فردي، خانوادگي و اقتصادي افرادي كه قرباني نقض حريم خصوصي شده اند، پيش بيني نشده است. گاهي نيز اين قوانين به درستي و واضح براي افراد جامعه تبيين نمي شود. براي مثال، براساس اطلاعات نادرست، افراد اظهار مي كنند چون تأكيد شده، به سارقي كه پا به حريم خصوصي و مسكن ما گذاشته نبايد آسيب رساند ما در برابر آن واكنش نشان نداديم. اين در حالي است كه دفاع از مال، جان و ناموس اشخاص در قوانين ما نه تنها واجب است بلكه حق است.

  


آسيب شناسي استادان دانشگاه از شكستن حريم خصوصي ؛ فيلم سياه

 

چند سالي است كه تهيه و توزيع فيلمهاي غير اخلاقي سلامت جامعه ايران را تهديد مي كند و قرباني مي گيرد به طوري كه حتي



تهديد مكرر به اعدام و مجازاتهاي سنگين تأثيري در كاهش و جلوگيري از اين پديده شوم نداشته است.
به هر حال ثبت صحنه هاي آزار و اذيت زنان و دختران و پخش آن يك آسيب اجتماعي با زمينه هاي رواني است.
* دكترفدايي: لذت از قانون شكني
دكتر فربد فدايي، عضو هيأت علمي روان پزشكي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي و مدير گروه روان پزشكي اين دانشگاه در خصوص زمينه هاي اجتماعي و رواني اين ناهنجاري مي گويد: آرامش رواني از عوامل مهم سلامت محسوب مي شود. متأسفانه يكي از عواملي كه در شرايط كنوني براي مردم جامعه ايجاد فشار رواني مي كند ديدن صحنه هاي نامناسب اخلاقي و نابهنجار ناشي از خشونت و پرخاشگري است
وي با اشاره به اينكه پديده انتقال اطلاعات تصويري از راه دور(بلوتوث) موجب شده بسياري از افراد برخلاف ميل شان ندانسته در معرض چنين رفتاري قرار بگيرند، تصريح مي كند: ظاهر شدن تصاوير غير اخلاقي در صفحه تلفنهاي همراشان به آنها احساس ناخوشايند دست مي دهد و فشار رواني برآنان وارد مي كند.
اين روانشناس با بيان اينكه پخش اين صحنه هاي زشت از طريق بلوتوث ورود به حريم خصوصي افراد تلقي مي شود و قاعدتاً از لحاظ قانوني هم بايد به عنوان يك جرم مورد توجه قرار گيرد، اضافه مي كند: ديدن اين گونه بلوتوثها براي كودك و نوجوان جنبه بدآموزي خواهد داشت.
وي كساني را كه مبادرت به ارسال پيامهاي تصويري غيراخلاقي مي كنند، افرادي ضداجتماعي مي داند و مي گويد: اين افراد پايبند موازين زندگي اجتماعي نيستند و براي سود جويي و لذت خودشان اقدام به اين كار مي كنند و اصولاً از قانون شكني لذت مي برند.
وي تمايل نداشتن افراد براي دريافت اين عكسها و فيلم ها را منطقي ترين راه مقابله با اين پديده شوم مي داند و در خصوص تأثيرات رواني مشاهده تصاوير مستهجن و غير اخلاقي مي گويد: ديدن آنها جنبه عادي و همگاني پيدا مي كند و باعث مي شود فرد حتي نسبت به صحنه هاي خشونت بار نيز عكس العملي نشان ندهد، در نتيجه يك جامعه بي تفاوت نسبت به آزار و رنج ديگران شاهد خواهيم بود.
دكتر فربد فدايي با اشاره به اينكه زنان و مرداني وارد چنين روابط غيراخلاقي مي شوند كه از لحاظ اخلاقي و شخصيتي مشكلات عمده دارند، تصريح مي كند: اگر چه بعضي از افراد به اجبار مورد آزار قرار مي گيرند اما واقعيت اين است كه براي خيلي از اشخاصي كه در خانواده هاي فاقد اعتقادات مذهبي و اخلاقي رشد پيدا مي كنند انجام چنين اعمالي اصلاً مهم نيست و اهميت ندارد. بنابراين اگر كسي ادعا كند كه مورد اغفال قرار گرفته بايد با ترديد به نظر او نگاه كرد.
* دكتر صمدي راد: محروميت، عامل اصلي بروز پديده تهيه فيلمهاي سياه
اما دكتر انور صمدي راد،روانشانس، آسيب شناس و مدد كار اجتماعي محروميت جوانان را عامل اصلي در بروز اين پديده و گسترش آن مي داند و مي گويد: بخش عمده اي از كساني كه دست به خشونت، آزار و اذيت مي زنند و از قربانيان خودشان فيلم غيراخلاقي تهيه مي كنند آنهايي هستند كه امكان و فرصت پاسخ دهي درست و قانوني را نسبت به اميال طبيعي كه در وجودشان قرار داده شده است، پيدا نكردند.وي با تأكيد بر اينكه براي جوانان فكري نشده و اگر هم شده فقط روي كاغذ بوده تصريح مي كند: كسي كه يك دست لباس، يك جفت كفش و يك دستگاه تلفن همراه تمام دارايي اش محسوب مي شود خوب تلفن همراه را وسيله اي براي رسيدن به خواسته هايش قرار مي دهد.اين استاد دانشگاه علامه طباطبايي ترس و احساس نا امني شديد در بين خانواده ها بويژه زنان و دختران را از تأثيرات اجتماعي اين ناهنجاري برمي شمرد و مي گويد: اين پديده موجب مي شود تا اعتماد اجتماعي و آن نگرش مثبتي كه آدمهاي يك جامعه بايد به هم داشته باشند تا بتوانند يك پيوند منسجم را پايه ريزي كنند متزلزل مي شود.
از سوي ديگر همه به هم مشكوك خواهند بود و افراد بايد خودشان را ثابت كنند كه انسان درستي هستند تا متقاضي چيزي شوند. اينها همه هزينه هاي سنگيني است كه يك جامعه براي مشكلات اين چنيني مي دهد.
اين آسيب شناس اجتماعي مي گويد: كساني كه از فيلمبرداري طعمه هايشان لذت مي برند از نوعي بيماري به نام مازوخيستي رنج مي برند بنابراين بايد به بيمارستانهاي رواني انتقال داده شوند و تحت درمان قرار گيرند.
* دكتر ساعد: انتقام جويي و كسب مال، دو هدف كور
همچنين دكتر محمد جعفر ساعد موضوع را از نگاه جرم شناسي نگاه مي كند و مي گويد: انتقام جويي و كسب مال دلايل اصلي وقوع اين جرم است.
وي نيز با اشاره به اينكه اين افراد غالباً كساني هستند كه در دوران كودكي مورد اذيت و آزار قرار گرفته اند و دچار عقده هاي رواني هستند پس همواره دنبال فرصت مناسبي هستند تا جبران كنند.
البته بعضي از آنها هم در دوران كودكي مورد آزار قرار نگرفته اند اما شرايط و اوضاع و احوالشان به گونه اي بوده است كه تحت تأثير قرار گرفته اند. مثلاً به عنوان نمونه مي توان از تأثير بعضي از فيلمهاي ماهواره اشاره كرد.
وي با اشاره به اينكه عاملان اين گونه جرايم معمولاً به هدفشان مي رسند، مي گويد: پديده تهيه فيلم از طعمه ها و تكثير آن مختص ايران نيست بلكه در تمام دنيا رايج شده است.
*الف. شهري

  


جانشين سرپرست دادسراي جنايي تهران از تشديد مجازات مي گويد؛
قانون شكنان در چنگ عدالت

 

* م. مصدق

در گذشته افرادي كه اقدام به تهيه و توزيع فيلمهاي غيراخلاقي، عكسهاي خانوادگي و خصوصي مي كردند طبق قانون فقط به 74 



ضربه شلاق و جزاي نقدي محكوم مي شدند اما با اصلاح ماده 640 قانون مجازات اسلامي، علاوه بر مجازات نقدي و ديگر مجازاتها، عاملان اين گونه اعمال حتي به اعدام نيز محكوم مي شوند.
رضا جعفري معاون دادستان و جانشين سرپرست دادسراي جنايي مركز در اين خصوص مي گويد: معمولاً پرونده هاي مربوط به تهيه فيلم و عكس از مكانهاي خاص زنان مثل استخرها، اتاقهاي پرو و غيره در دادسراي ارشاد مورد رسيدگي قرار مي گيرد، مگر اينكه به عنوان آدم ربايي و تجاوز به عنف مطرح شود كه در اين صورت دادسراي جنايي موضوع را مورد پيگيري قرار مي دهد.
وي با اشاره به اينكه انتقام جويي، اخاذي و رو كم كني انگيزه اصلي متهمان اين گونه پرونده هاي جنايي هستند، مي گويد: معمولاً اين افراد اگر به اهدافشان از تهيه فيلم و عكس از طعمه هاي خود برسند، از توزيع آن خودداري مي كنند، در غير اين صورت اقدام به پخش آن مي نمايند. البته بعضي از آنان مجرم به عادت هستند و هر راهي كه آنان را بهتر و سريعتر به هدفشان برساند برمي گزينند.به گفته اين مقام قضايي پرونده هايي كه در ارتباط با اين موضوع در دادسراي جنايي مطرح مي شود، در مقايسه با گذشته تفاوت چنداني پيدا نكرده است فقط در بعضي از ماهها مثل رمضان و محرم كاهش قابل ملاحظه اي دارند.
قاضي رضا جعفري، سپس به مجازاتهايي كه قانون در اين ارتباط پيش بيني كرده مي پردازد و اظهار مي دارد: در دي ماه سال 86 قانون مجازات كساني كه در امور سمعي و بصري فعاليت غيرمجاز مي كنند تصويب شد و صراحتاً قانونگذار تهيه عكس و فيلمبرداري از ميهمانيهاي خصوصي يا مكانهاي مخصوص زنان مثل استخر يا اتاقهاي پرو، باشگاهها و غيره را جرم تلقي و مجازاتهاي سنگيني را پيش بيني كرده است به طوري كه در ماده 4 اين قانون مقرر شده هر كسي با سوء استفاده از آثار مبتذل تهيه شده از ديگري وي را تهديد به افشا و انتشار آثار مزبور نمايد و از اين طريق با وي زنا نمايد، به مجازات اعدام محكوم مي شود.
جانشين سرپرست دادسراي جنايي در پايان مي گويد: نمي توان اين مسايل را ناديده گرفت، افراد و خانواده ها بايد توجه داشته باشند كه آبرو ذره ذره جمع مي شود، اما يك مرتبه از بين مي رود.
اگر چه تصويب تشديد مجازات و اجراي قاطعانه آن توسط دستگاه قضايي در پيشگيري از ريخته شدن آبرو و حيثيت افراد جامعه توسط عده اي بيكار و فرصت طلب مؤثر است، اما فرهنگ سازي در جهت جلوگيري از ارتكاب اين گونه جرايم مطمئناً كارسازتر خواهد بود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com