صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ويژه نامه پرونده
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-29
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 9آذر ماه 1387


گفتگو با يك زنداني ؛ فرار، مشكلي را حل نمي كند

 

* خجسته ناطق

زندان وكيل آباد- بند زنان
در زندان تعدادي از دختران فراري زنداني هستند كه جرم آنها فقط فرار از منزل نيست، زيرا دختران فراري را پس از دستگيري در صورتي





كه جرمي مرتكب نشده باشند تحويل خانواده مي دهند و اگر خانواده از پذيرش آنان خودداري كند در مراكز ديگري نگهداري مي شوند، فقط در صورت ارتكاب سرقت، توزيع موادمخدر، رابطه و جرايمي از اين قبيل به زندان مي افتند تا قانون به جرايم آنان رسيدگي نمايد.
اين بار در زندان با يكي از اين دختران به گفتگو نشستم كه 20 سال بيشتر ندارد.
وي به جرم شرب خمر و رابطه دستگير شده است.
از او مي خواهم خود را معرفي كند، با صداي ضعيفي كه حاكي از شرمندگي و ندامت است، مي گويد: من «اعظم» هستم، 20 سال دارم .
پنج بار سابقه فرار از خانه دارم. اوايل كه دستگير ميشدم مرا تحويل خانواده مي دادند، ولي ديگر پدرم قبولم نمي كند.
* چرا اين قدر از خانه فرار مي كردي؟
** چون مشكل داشتم گمان مي كردم با فرار مشكلم حل مي شود، نمي دانستم وقتي دختري از خانه فرار مي كند در دام گرگهاي آدم نما مي افتد و وقتي آلوده شد ديگر راه برگشت وجود ندارد ... بيش از اين گريه امانش نمي دهد و نمي تواند ادامه دهد.
چند لحظه مكث مي كند و به سختي بغضش را فرو مي خورد، آنگاه دوباره درد دلش آغاز مي شود و سرگذشتش را اين گونه بيان مي كند:
در زماني كه به محبت مادر نياز داشتم پدر و مادرم از هم جدا شدند پدرم دوباره ازدواج كرد و مرا به دست نامادري سپرد. نامادري در مورد من خيلي سختگيري مي كرد. اجازه نمي داد با كسي دوست باشم يا با هيچ يك از همكلاسي هايم رفت و آمد كنم من كه نه مادري، نه خواهري و نه همزباني داشتم خلايي در زندگي خود احساس مي كردم و براي پر كردن اين خلا يك روز از خانه زدم بيرون در آن زمان 14 سال بيشتر نداشتم و بار اولم بود كه از خانه مي گريختم.
بدون هدف در خيابانها به اين طرف و آن طرف مي رفتم كه دو پسر دنبالم افتادند. ناگهان ترسيدم، دست و پايم را گم كرده بودم و نمي دانستم چكار كنم، در همين هنگام پسر يكي از همسايه هاي ما كه با پدرم آشنايي داشت سر رسيد و آنها را دعوا كرد و گفت: چرا مزاحم دختر مردم شده ايد، الان پليس 110 را خبر مي كنم.
پسرها ترسيدند و فرار كردند، بعد شروع كرد به نصيحت كردن و به من گفت يك دختر خوب با اين سن و سال كم بعدازظهر خلوت دور خيابانها راه نمي افتد و پس از كلي حرفهاي محبت آميز مرا تا در منزل همراهي كرد و رفت.
چند روز بعد بازهم همديگر را ديديم. من رفته بودم پارك قدم بزنم موقع برگشتن با او روبه رو شدم باز هم مرا دعوا كرد و گفت: چرا تنهايي در پارك قدم مي زدي؟ كمي با او درد دل كردم و گفتم از تنهايي و بي همزباني خسته شده ام، او به من ابراز علاقه كرد و گفت: بزودي تو را از پدرت خواستگاري مي كنم، ولي وقتي با مادرش به خواستگاري من آمد پدرم مخالفت كرد، چون هنوز خدمت سربازي اش را انجام نداده بود.
از آن پس ديگر او را نديدم. مثل ديوانه ها شده بودم. تحقيق كردم گفتند براي خدمت سربازي به يكي از شهرستانهاي اطراف اعزام شده است. من كه به ديدن او و شنيدن سخنان محبت آميزش عادت كرده بودم از خانه فرار كردم و عازم همان شهرستان شدم، اما وقتي با هزار دردسر مكان او را پيدا كردم باز هم مرا سرزنش كرد و گفت: چرا فرار كردي؟
من مي خواستم پس از خدمت سربازي دوباره به خواستگاري ات بيايم ولي تو همه چيز را خراب كردي!
سرافكنده برگشتم، پدرم كتك مفصلي به من زد و در خانه زنداني شدم. پدر او هم جريان فرار مرا فهميد و ديگر راضي نشد مرا براي پسرش بگيرد و مي گفت ما دختر فراري نمي خواهيم.
مدتي گذشت غم دوري او و تنهايي كلافه ام كرده بود. يك روز از غفلت نامادري ام استفاده كردم و باز از خانه گريختم. اين بار ديگر كسي نبود كه به دادم برسد و مرا از چنگ انسانهاي گرگ صفت نجات دهد... روزها در خيابانها پرسه مي زدم و شبها در پناه خودروها يا توي كارتن مي خوابيدم تا اينكه به جرم ولگردي دستگير شدم و پس از كلي نصيحت تحويل خانواده ام دادند، اين بار پدرم حسابي از خجالتم درآمد و با چوب و تسمه كمر و شلاق حالم را جا آورد و سپس در اتاق زنداني ام كرد و براي اينكه نتوانم فرار كنم كليد اتاق را به گردنش مي انداخت.
يك شب نقشه كشيدم و با ملحفه پتو و چادر طناب درست كردم، بدين ترتيب توانستم از پنجره اتاق فرار كنم و باز آواره خيابانها شوم.
* بيرون از منزل چه كسي هزينه زندگي تو را تأمين مي كرد؟
** با پسرهاي جوان دوست مي شدم و در خانه هاي مجردي زندگي مي كردم، ولي كم كم پايم به لانه هاي فساد هم بازشد. اين اواخر زندگي با پسرهاي مجرد را ترجيح ميدادم، چون مراكز فساد خيلي از وجود امثال ما بهره كشي مي كنند.
* چگونه و كجا دستگير شدي؟
** توي خودرو با سه پسر جوان داشتيم بيرون شهر مي رفتيم كه دستگير شديم.
* معتاد هم شده بودي؟
** سؤال عجيبي مي كنيد !آدم تا معتاد نشود حاضر نمي شود تن به چنين زندگي ذلت بار و كثيفي بدهد. من در همان 14 سالگي كه از خانه گريختم توسط يكي از اين خاله هاي دروغين كه مرا در خانه خود جا داده بود معتاد شدم، بعد از آن ديگر چاره اي نداشتم جز اينكه به هر خواري و ذلتي تن بدهم. پدرم نيز تا وقتي معتاد نشده بودم قبولم مي كرد، ولي وقتي فهميد معتاد شده ام و آبرويم را از كف داده ام از پذيرش من خودداري كرد. حق هم داشت، چون وجود من براي خواهران كوچكترم موجب بدنامي و بدآموزي بود.
* چه حكمي برايت داده اند؟
** هنوز حكمي نداده اند.
* به نظر خودت در اين مدت از لحاظ روحي و جسمي چه بر سرت آمده است؟
* «رنگ رويم را ببين، احوال دلم را بپرس». من يك آدم ناپاك و كثيفي بيش نيستم باور كنيد از خودم بيزار و متنفرم. كاش مي شد زمان به عقب برگردد و من باز به 14 سالگي برمي گشتم، در آن صورت دست و پاي همان مادر ناتني را مي بوسيدم و خدمتش مي كردم و با آبرو و شرف زندگي مي كردم. كاش شدني بود!

  


دستگيري سارقان مأمورنماي فيوجي در اصفهان

 

گروه حوادث-ماني قرباني: اعضاي يك شبكه مأمورنما كه اقدام به سرقت در سطح استان اصفهان مي كردند دستگير شدند.سرهنگ



حسين زاده، رئيس پليس آگاهي اصفهان در گفتگو با خبرنگار ما با اعلام اين خبر افزود: از چندي قبل مأموران پليس آگاهي اصفهان در جريان فعاليت اعضاي يك شبكه سارقان مأمورنما در سطح اين شهرستان قرار گرفتند. دزدان پس از ورود به منزل اتباع افغاني، خود را مأمور معرفي كرده و پس از زنداني كردن طعمه خود در يكي از اتاقها، اموال با ارزش آنها را به سرقت مي بردند.
با افزايش سرقتهاي اعضاي اين شبكه يك تيم از كارآگاهان تحقيقات گسترده اي را براي دستگيري دزدان آغاز كردند كه با چهره نگاري از متهمان مشخص شد آنها از مجرمان سابقه دار طايفه فيوج هستند كه از استانهاي غربي كشور به اصفهان آمده و اقدام به سرقتهاي مسلحانه و تحت عنوان مأمور در اين استان مي كنند.




با هماهنگيهاي صورت گرفته، مخفيگاههاي اعضاي اين شبكه شناسايي و در يك عمليات غافلگيرانه هشت نفر از آنها به نامهاي رضا، يوسف، مهران، خليل، رحمان، مسلم، بختيار و ليلا دستگير شدند.
همچنين در بازرسي خانه هاي آنها 11 دستگاه گوشي تلفن همراه، مقداري پول نقد و طلا و 6 دستگاه خودرو مدل بالاي تيزرو كه در سرقتها از آنها استفاده مي كردند، كشف شد. اعضاي اين شبكه تاكنون به 150 فقره سرقت در استانهاي اصفهان، يزد، كرمان، قم، خراسان و تهران اعتراف كرده اند كه محل 120 مورد از اين سرقتها شناسايي شده است.
سرهنگ حسين زاده در پايان خاطرنشان كرد: تحقيقات براي كشف ديگر جرايم متهمان در پليس آگاهي ادامه دارد.

  


همدستي دختر فراري با اعضاي شبكه سرقت خودرو

 

گروه حوادث: اعضاي يك شبكه كه با همدستي دختر فراري اقدام به سرقت خودرو در شرق تهران مي كردند، دستگير شدند.به گزارش



خبرنگار ما، چندي پيش مردي با مراجعه به شعبه هفتم بازپرسي دادسراي ناحيه چهار تهران از سرقت خودروي خود خبر داد.
اين مرد به بازپرس سهرابي گفت: ديروز در مسير خانه دختر جواني را سوار كردم تا به خانه شان برسانم. در خياباني خلوت ناگهان دو موتورسوار سد راه من شده و پس از كتك زدنم، دست و پاي مرا بسته و خودروام را به سرقت بردند.
با طرح اين شكايت پرونده براي رسيدگي در اختيار كارآگاهان پايگاه چهارم پليس آگاهي قرار گرفت و گروهي از مأموران با چهره نگاري از متهمان، تحقيقات براي دستگيري آنان را آغاز كردند.
اين در حالي بود كه چندين شكايت مشابه ديگري در اداره آگاهي مطرح شد.
كارآگاهان با بررسي پرونده ها دريافتند، با يك شبكه سارقان حرفه اي روبرو هستند كه با طعمه قرار دادن دختر جواني، رانندگان را به محلهاي خلوت كشانده و از آنها سرقت مي كردند.
تحقيقات پليس ادامه داشت تا اينكه مأموران هفته گذشته به يك خودرو پژو مشكوك شده و پس از استعلام پلاك آن دريافتند كه خودرو چند روز قبل از سوي اين دزدان خشن به سرقت رفته است.
سرانجام در يك عمليات تعقيب و گريز، خودرو متوقف و راننده آن دستگير شد كه متهم پس از انتقال به اداره آگاهي در جريان بازجوييها اظهار داشت: با همدستي دو نفر از دوستانم تصميم به تشكيل يك شبكه سرقت خودرو گرفتيم و به همين خاطر يك دختر فراري را به مخفيگاه خود برده و با طعمه قراردادن او رانندگان را به محلهاي خلوت مي كشانديم، سپس با تهديد كارد خودرو آنها را به سرقت مي برديم.
با اعترافهاي متهم، مأموران دو همدست او و دختر فراري را دستگير كردند كه دزدان تاكنون به سرقت چهار خودرو اعتراف كردند. متهمان پس از تحقيقات مقدماتي با قرار قانوني روانه زندان شدند.

  


قاتل نامرئي،ماه عسل را تلخ كرد

 

گروه حوادث- زنجاني: زوج جوان همداني كه براي ماه عسل به مشهد آمده بودند، طعمه قاتل نامريي شدند.




به گزارش خبرنگار ما، اوايل بامداد پنج شنبه گذشته با اعلام مرگ زوج جواني بر اثر گاز گرفتگي در يك هتل آپارتمان واقع در خيابان شهيد شيرودي مشهد، بازپرس شعبه  804 ويژه قتل عمد و مأموران انتظامي در محل حاضر شدند و تحقيقات اوليه درباره چگونگي حادثه آغاز شد.
بر پايه اين خبر، در بررسيهاي اوليه بازپرس امام وردي و پزشكي قانوني مشخص شد، حدود سه روز از مرگ زوج جوان مي گذرد و آنها كه براي برگزاري جشن«ماه عسل» از همدان به مشهد آمده بودند، درمحل مورد نظر ساكن شده بودند.
بنابراين تحقيقات، زوج جوان قصد داشتند دو شبانه روز در مشهد بمانند و در حالي كه بستگان آنان در شهرستان همدان در حال برگزاري جشن ازدواج آنان بوده اند، مسؤولان هتل به موضوع مشكوك شده و با گشودن در اتاق با جسد هر دو قرباني 20و 18 ساله روبرو شدند.تحقيق بازپرس ويژه قتل و مأموران انتظامي با توجه به احتمال مسدود بودن مسير دودكش ساختمان در اين باره ادامه دارد.

  


پس از گذشت 3 سال؛ قاتل پيرزن 75 ساله در رودسر به دام افتاد

 

گيلان- خبرنگار قدس: فردي كه پيرزن 75 ساله را به خاطر سرقت طلاهايش به قتل رسانده بود، در رودسر شناسايي و دستگير شد.




رئيس پليس آگاهي گيلان گفت: در پي نيابت قضايي در خصوص دستگيري متهم به قتل متواري به نام مهدي 27 ساله اهل و ساكن كلاچاي رودسر كه در سال 1384 اقدام به قتل زني 75 ساله به منظور سرقت طلاجات وي كرده بود، مأموران پليس آگاهي تحقيقات گسترده خود را آغاز كردند.
وي افزود: پس از تحقيقات گسترده و تعقيب و مراقبتهاي بسيار، پليس توانست اين متهم را دستگير كند.قاتل در اعترافات خود عنوان كرد كه پير زن را به خاطر سرقت طلاهايش در شهريار به قتل رسانده و از سال 1384 تاكنون متواري بوده است.
متهم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.

  


تلفات مشروبات دست ساز در بندر به 10 تن رسيد

 

مدير روابط عمومي فوريتهاي پزشكي منطقه جنوب كشور از افزايش آمار فوت شدگان بر اثر مسموميت مشروبات دست ساز به 10 نفر در بندرعباس خبر داد.
محمدعلي قناعت پيشه در گفتگو با ايسنا، اظهار داشت: ششم آذرماه، حدود 85 نفر بر اثر مسموميت با مشروبات الكلي دست ساز به بيمارستانهاي شهيد محمدي و خليج فارس در بندرعباس مراجعه كردند كه متأسفانه تاكنون 10 نفر از اين افراد فوت كرده و 71 نفر آنها بستري هستند.
به گفته قناعت پيشه، وضعيت تعدادي از افراد بستري شده، وخيم است و در بخشهاي ICU و دياليز بستري هستند.وي احتمال افزايش آمار تلفات را رد نكرد.
وي درباره علت اين حادثه گفت: نمونه هاي مصرفي جهت تشخيص به مراجع ذي صلاح ارسال شده است.
دكتر سيداميررضا مصباحي- رئيس بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس- گفته بود در ساخت مشروبات الكلي مصرفي اين افراد، از الكل چوب(متانول) استفاده شده و اين مشروبات در يك مجلس عروسي مورد استفاده قرار گرفته است.

  


انتقام خواستگار كينه جو از مردي كه گناهي نداشت

 

گروه حوادث: خواستگار كينه جو كه در اقدامي جنون آميز همسر دختر مورد علاقه اش را به قتل رسانده بود، در جريان تحقيقات كارآگاهان پليس به دام افتاد.به گزارش خبرنگار ما، هفته گذشته مأموران پليس آگاهي بجنورد در جريان كشف جسد مرد جواني در بيابانهاي اطراف اين شهر قرار گرفتند.
بررسي نخستين نشان مي داد مقتول بر اثر خفگي به قتل رسيده است.
همچنين در نزديكي جسد يك قطعه بالابر شكسته پرايد كشف شد كه تنها سر نخ كارآگاهان براي كشف راز اين جنايت بود.
با انجام تحقيقات مقدماتي جسد، براي شناسايي هويت مقتول به پزشكي قانوني منتقل شد.
يك روز پس از كشف جسد، زني با مراجعه به اداره آگاهي از ناپديدشدن مرموز همسرش خبر داد كه كارآگاهان با مشاهده عكس او دريافتند جسد كشف شده متعلق به مرد 27 ساله به نام امين است.
با شناسايي هويت مقتول، روند رسيدگي به اين پرونده وارد مرحله تازه اي شد و كارآگاهان با شناسايي چند مظنون تحقيقات خود را بر روي آنها متمركز كردند.
يكي از مظنونان مرد جواني به نام امير، خواستگار سابق همسر مقتول بود كه يك خودرو پرايد داشت.
كارآگاهان با بررسي خودرو متهم متوجه شكسته شدن بالابر در عقب او شده و با كشف اين سر نخ او را دستگير كردند.
امير در جريان بازجوييها با اعتراف به اين جنايت گفت: من علاقه زيادي به همسر مقتول داشتم و چند بار به خواستگاري او رفتم، اما خانواده اش با ازدواج ما مخالف بودند، پس از مدتي متوجه شدم كه او با امين ازدواج كرده است، تصميم گرفتم از امين انتقام بگيرم و به همين خاطر با او طرح دوستي ريخته و روز جنايت امين را به بهانه پيداكردن گنج به بيابانهاي اطراف بجنورد بردم، در آنجا با يكديگر درگير شديم و من با جوراب او را خفه كردم.
با اعتراف متهم، كارآگاهان او را با قرار قانوني روانه زندان كردند.

  


خودروي مرد 50 ساله طعمه دو زن سارق شد

 

دو زن جوان كه به بهانه خريد دارو صاحب خودرو را روانه داروخانه كرده بودند، خودروي پرايد را به سرقت بردند.
به گزارش فارس، شامگاه سه شنبه هفته گذشته فردي با مراجعه به مأموران كلانتري 118 ستارخان از سرقت خودروي  پرايدش از سوي دو زن جوان خبر داد.
اين فرد در شكايتش مدعي شد دو زن جوان پس از آنكه درون خودروي وي نشسته اند از فرصت سوءاستفاده كرده و خودروي وي را به همراه مدارك و وسايل شخصي اش به سرقت برده اند.
رضوانفر، داديار شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران درخصوص اين پرونده گفت: تحقيقات درخصوص اين سرقت آغاز شد تا اينكه مشخص شد شاكي حين بازگشت به منزل از سر دلسوزي دو زن جوان را سوار بر خودروي خود كرده است.
يكي از سارقان پس از سوارشدن در خودروي اين فرد خود را به مريضي زده و از راننده خواسته  است براي وي از داروخانه قرصي تهيه كند تا وي با خوردن آن حالش بهبود پيدا كند.
شاكي با ديدن وضع ظاهري اين فرد در گوشه خيابان توقف كرده و براي تهيه قرص به داروخانه مي رود، اما در همين لحظه سارقان كه تنها خود را به مريضي زده بودند خودرو را به سرقت برده اند.

  


حوادث جهان

 

سرقت انگشتر با استفاده از روغن




آسوشيتدپرس: دو سارق در فلوريدا در روز روشن انگشتر يك پيرزن را با استفاده از روغن وازلين از انگشتش بيرون آوردند و با خود بردند.
به گفته پليس، اين دو مرد با برخورد به خودرو «هلن آرتيم» 80 ساله، آن را متوقف كردند، سپس از او خواستند تا در كاپوت را باز كند تا ببينند آيا مشكلي براي خودرو وي پيش آمده است؟ اما يكي از آنها با استفاده از وازلين انگشتر گران قيمت «آرتيم» را از انگشتش خارج كرد.
ارزش اين انگشتر بين 20 تا 30 هزار دلار برآورد شده است.

زني كه لگد مي زد، دستگير شد
آسوشيتدپرس: به گفته پليس نيو بريتين، زني كه به يك دختر هشت ساله و يك افسر پليس لگد زده بود، دستگير شد.
پس از شكايت والدين يك دختر هشت ساله از زني 32 ساله كه در همسايگي شان زندگي مي كرد به جرم لگدزدن به دخترشان و آسيب رساندن به او، پليس مشغول جستجوي آپارتمان متهم بود كه ناگهان وي از زير تخت خوابش بيرون پريد و لگدي هم نثار افسر پليسي كه مشغول جستجو بود، كرد.
اين زن متهم به حمله به پليس و كودك آزاري است.

سايه خشونت بر زندگي نيم ميليون زن اسپانيايي
آسوشيتدپرس: 460 هزار زن اسپانيايي قرباني خشونتهاي خانوادگي هستند.
بنا بر آمارهاي منتشر شده از سوي دولت اسپانيا به مناسبت روز جهاني حذف خشونت عليه زنان، حدود 460 هزار زن اسپانيايي هم اكنون قرباني خشونتهاي خانوادگي هستند.
در پي تحقيقات به عمل آمده در مورد خشونتهاي خانوادگي در سال 2006، يك و نيم ميليون زن در اسپانيا حداقل يك بار در زندگي شان قرباني خشونتهاي خانوادگي شده اند.
«ميگوئل لورنته» نماينده دولت در مبارزه با خشونتهاي خانوادگي گفت: 14 درصد از اين رقم مربوط به افرادي مي شود كه قرباني خشونتهاي خانوادگي نبودند، اما مورد حمله همسران سابق خود قرار گرفته اند.
از ابتداي سال جاري ميلادي تاكنون 58 زن به وسيله شوهران يا شوهران سابق خود در اسپانيا به قتل رسيده اند.

خشم دانش آموز كار دست معلم داد




رويترز: يك دانش آموز هشت ساله آلماني كه به خاطر اخراج از كلاس خشمگين شده بود، خودرو معلمش را به خودرويي ديگر كوبيد.
اين پسر با استفاده از غفلت معلمش، كليد خودرو وي را برداشت و پس از روشن كردنش، آن را به يك كاميون ولو كه گوشه اي پارك كرده بود، كوبيد.
اين دانش آموز به پليس گفت كه قصد داشته است با آن خودرو به خانه برود و ماجراي بيرون انداختنش از كلاس را به مادرش بگويد.
صدمات وارده در اين حادثه هشت هزار يورو برآورد شده است.

مرد بي رحم انگليسي با خودرو از روي نامزدش رد شد
بي بي سي: مرد ثروتمند انگليسي به جرم رد شدن از روي سر نامزدش با ماشين در حالي كه روي زمين افتاده بوده، دستگير و روانه زندان شد.
اين مرد بي رحم 36 ساله ابتدا منكر انجام هر گونه جنايتي شد، اما سپس با شهادت چند شاهد به جرم خود اعتراف كرد. همسايگان اين زن و مرد بارها شاهد خشونت و كتك خوردن اين زن به وسيله نامزدش بوده و به همين دليل به گناهكار بودن او شهادت دادند.

  


بايگاني راكد

 

شماره 24 ايران سلطاني 29 بهمن 1283 هجري شمسي
مشهدي غلامعلي نام سمسار به جهت تفريغ جزيي حساب و مطالبه قيمت بعضي از ملبوسات كه به جهت شبيه خواني تعزيه به ميرزامحمد باقر معين البكا و شبيه گردان داده بود به درب سراي مشاراليه رفته و مي خواهد او را ملاقات نمايد مي گويند خواب است سمسار تأمل نمي كند و فوراً داخل خانه شده و مي گويد من كسب و كار دارم و زياده مجال توقف و انتظار را ندارم اگر يك ساعت خواب حرام شود بهتر از آنكه همه روزه من براي اين جزيي محاسبه از كار خود باز مانم معين البكا را از خواب بيدار كرد به مجرد اينكه از اتاق بيرون مي آيد و به كنار حوض مي رود دست و روي بشورد سقف اتاقي كه در آن خوابيده بوده خراب شده و زوجه و خواهرزن و يك پسر كوچكش تلف مي شوند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com