|
رئيس مجلس شوراي اسلامي گفت: تئوري وحدت ملي به معناي نامزدي علي لاريجاني يا عبور از احمدي نژاد نيست.

بخشهايي از پاسخهاي علي لاريجاني رئيس مجلس در گفتگو با فارس، بشرح زير است:
* مجلس در طول اين مدت سعي كرد تا در مسايل مهم كشور ورود پيدا كند كه از جمله بحث درباره كنكور كه مشكلاتي را به وجود آورده بود و يا لايحه دولت جهت برداشت 15 هزار ميليارد تومان از صندوق ذخيره ارزي براي بانكها كه مجلس مخالف بود.
مجلس در طول اين مدت تلاش كرد تا يك تعامل سازنده و مؤثري را در مسير كارهايي كه مفيد است، قوانين را تقويت كند و آنجايي كه نقص وجود دارد تا حد امكان اين نقايص را جبران كند، مثلاً طرح اختصاص چهار هزار و 500 ميليارد براي خشكسالي كه مجلس آن را طرح درستي مي دانست اما پيشنهاد لايحه دولت را ناقص مي دانست كه آن را جبران كرد.
* مجلس يك استراتژي مشخص و اولويت كاري معيني دارد و خيلي تحت تأثير بحث ها وگفتگوهاي بيروني هم قرار نمي گيرد.
* قطعاً سياست مجلس دامن زدن به تورم نيست و يا اينكه اگر مجلس جايي ناراستي را مشاهده كرد وارد خواهد شد.
* استراتژي ما در جريان اصولگرايي نفي هر گونه تفاوت نيست. از زماني كه بحث اصولگرايي در مجلس هشتم شكل گرفت ما استراتژي لازم را نوشتيم. آقايان اين استراتژي را مطالعه كنند. در اين استراتژي اين موضوع به طور شفاف ذكر شده كه در ذيل فراكسيون اصولگرا مي توان فراكسيونهاي مختلفي شكل بگيرد كه الان فراكسيوني چون رايحه خوش خدمت و ايثارگران در مجلس هستند. البته گروههاي آقاي رضايي كه در مجلس سابق هم بودند يك تيمي براي خود دارند. ما پيش بيني مي كرديم فراكسيوني در مجلس شكل گيرد. من اشكالي نمي بينم كه جريان آقاي باهنر كه اسم آنها جبهه پيروان خط رهبري بوده بيايند به عنوان ديگري كاري ديگري را انجام دهند. كسي جلوي آنها را نگرفته است.
فراكسيوني كه مخل اساس اصولگرايي نباشد ضرري ندارد و اين موضوع در اساسنامه اصولگرايان ذكر شده من فكر مي كنم يك نوع وحشتي هميشه در جريانهاي اصولگرا وجود داشت كه هر گونه نشو و نمايي به وجود مي آيد اول در مقابل آن گارد مي گيرند. به نظر من نبايد گارد گرفت بايد تعامل كرد.
* برخي دوستان ايراد مي گيرد كه چرا فراكسيون در خيلي از مسايل تصميم نمي گيرد، بايد گفت كه لازم نيست كه فراكسيون تصميم بگيرد اصلاً مشرب فراكسيون اصولگرايان در مجلس اين نيست كه در همه مسايل تصميم بگيرد.
* هيچ اشكالي ندارد كه فراكسيون در يك مسأله اي به خود اعضا بسپارد تا آنها بين خود و خداي خود و بررسي هايي كه انجام مي دهد تصميمات نهايي را بگيرند. اگر موضوع مهمي باشد فراكسيون تصميم گيري مي كند كه اين كار را هم انجام دهد.
بنابراين تشكيل فراكسيون را نه تنها خطر نمي دانم بلكه اگر اين كار با يك اخلاق درست سياسي باشد ضرر هم ندارد بلكه مفيد هم است. البته بايد توجه داشت تنوعات نبايد بيش از حد باشد چرا كه گسست ايجاد مي كند.
من توصيه اي به فراكسيونهاي خرد مجلس نمي كنم ولي فكر مي كنم همه آنها جزو اصولگرايان هستند و بوجود آمدن آنها اشكالي ندارد و من مشكلي را نمي بينم. آنهايي كه مي گويند تشكيل اين فراكسيون انشقاق است بايد دلايل خود را مطرح كنند.
* من فكر مي كنم كل جريان اصولگرا از يك وحدت خوبي و تصميمات آن از يك عقلانيت كل برخوردار است. ممكن است افرادي و حتي خود من هم از بعضي تصميمات اصولگرايان ناراضي باشيم. اين دليل نمي شود چون من رئيس فراكسيون هستم همه مطابق نظر من باشند. كار جمعي يعني افراد به تشكيلات تن دهند ممكن است بعضي از تصميمات را من نپذيرم ولي بايد به آن تن دهم، چرا كه كار تشكيلاتي بايد حفظ شود و همه بايد به آن تن دهند، چرا كه تك روي نتيجه اي ندارد.
* با توجه به مدت زمان معقولي كه دولت كه پايان كارش است و هم به اين دليل كه استيضاح در بدترين شرايط رخ مي دهد، توصيه من به نمايندگان اين است تا از ظرفيت خود زود استفاده نكنند؛ تا آنجا كه ممكن است موضوع را با گفتگو حل كنند اگر نشد، راه استيضاح در اختيارشان است و نمايندگان اين حق را دارند تا وزرا را استيضاح كنند.
* بعضي از طراحان استيضاح وزير جهاد كشاورزي با من صحبت كردند، آقاي اسكندري وزير مربوطه نيز با من صحبت كرد تلاش مي كنيم تا آنجا كه ممكن است اشكالات موردنظر نمايندگان رفع شود. كسي را هم مأمور گذاشته ام تا پيگير اين موضوع باشد.
*استيضاح علي احمدي وزير آموزش و پرورش به اين فعالي كه در سؤال شما مطرح بود در مجلس مطرح نيست قبل از تعطيلات يك هفته اي مجلس به يكي 2 نفر از نمايندگان كه نسبت به موضوع حساس بودند، گفتم كه با مسؤولين آموزش و پرورش جلسه بگذارند و تا آنجا كه ممكن است موضوع به استيضاح كشيده نشود.
آنچه در ذهنم است اين است كه با توجه به عمر كوتاه چند ماه دولت و با توجه به اينكه در كشور مسايل مهم ديگري از جمله مسايل اقتصادي مطرح است، بهتر است كه در حد امكان از استيضاح استفاده نشود. اما برخي نمايندگان معتقدند كه مشكلات مردم در بخش كشاورزي حل نشده است.
بنابراين بايد جلو برويم تا ببينيم وضع چگونه است.
* من معتقدم بايد طرح تحول اقتصادي با واقع بيني و حوصله مورد بررسي قرار گيرد چرا كه شتابزدگي روي زندگي مردم اثرات منفي مي گذارد.
البته بودجه سال آينده هم بايد با دقت تنظيم شود چون منابع تغيير كرده بايد طوري باشد كه كشور بي جهت مشكل پيدا نكند و به تورم هم دامن زده نشود.
مركز پژوهشهاي مجلس يك بررسيهاي عملي براي بودجه انجام داده و ما هم با صاحب نظران جلساتي داشتيم كه نرخ پيشنهادي نفت در بودجه چقدر باشد و بودجه چگونه بسته شود.
يكي از نكاتي كه اصرار دارم در مجلس رخ دهد اين است كه حلقه بررسيها را تنگ نكنيم، يعني بايد از نخبگان در بخش خصوصي، بخش عمومي و بخش دولتي كه ممكن است مسؤوليت مستقيم هم نداشته باشد استفاده كنيم كه ما در اصلاح آيين نامه به اين موضوع توجه كرديم و اگر لازم هم بود از نظرات اين افراد در صحن مجلس نيز استفاده كنيم.
همچنين با برخي از مديران با سابقه كه سالها در زمينه نفت كار كرده اند و صاحب نظر هستند، اساتيد دانشگاه و رؤساي كميسيونهاي مجلس درخصوص قيمت نفت جلساتي داشتيم كه اين جلسات مفيد بود كه جمع بندي هايي در اين زمينه انجام شد و مي تواند پايه بودجه سال آينده قرار گيرد.
* بعيد مي دانم از طرف اصلاح طلبان آقايان خاتمي، كروبي، ميرحسين موسوي و عارف همه با هم در انتخابات حضور يابند. ممكن است روزي اينگونه وارد عرصه انتخابات شوند ولي به نظر من بازي انتخابات (بازي نه به اين معنا كه از حقيقت آن كاسته شود) يك نوع فنانيت است و اين فنانيت لوازمي دارد. شهر شلوغ به درد انتخابات مطلوب نمي خورد. انتخابات بايد از كثرت به علت برسد در حداقل رقابت جدي شود. چون اين خودش از عقلانيت سياسي حكايت مي كند. شهر شلوغ حكايت از عقلانيت نمي كند اما از آزادي حكايت دارد. آزادي خوب است. ممكن است تنوع فكري باعث كثرت حضور مردم شود. اما رأي هايي كه حرام شده زياد داريم. يعني افرادي مي آيند كه معلوم است پيروز نمي شوند اما ممكن است 500 هزار رأي را خراب كنند. بنابر اين كثرت زياد در انتخابات بر تعقل سياسي عميق دلالت نمي كند. شهر شلوغ هميشه شلوغ است و در آن رقابت زياد است.
فكر مي كنم آرايش انتخاباتي منظم تر شود در گروههاي اصولگرا هم همين طور است. يعني در بين آنها هم به صورت اين شهر شلوغي نمي شود.
* در تئوري وحدت ملي يك سري نكات مثبتي وجود داشته كه با يك امراض فكري همراه شد و اين به يك چيز عجيب و غريب تبديل شده است.
عبور از يكي تلفيق با يكي ديگر و درون آن چيز ديگري بيرون آيد، موضوعي است كه من آن را نشنيده ام. ممكن است بعضي از افراد اين حرفها را زده باشند من در سطح بالاي مسايل سياست داخلي چنين چيزي را نشنيده ام.
نكته بعدي اين است كه در جريان اصولگرايي مجلس بر سر يك سري چيزها وحدت داريم. يك جاهايي هم تكثر است و بايد تكثر را محترم بشماريم. نه اينكه بگوييم اگر اين است، پس اعدامش كنيد.در مسايل سياست داخلي هم موضوع مهم ديگر اين است كه اگر ما با گروههاي مختلف سياسي روي يك سري چيزها وحدت و بر روي مسايل ديگر اختلاف داشته باشيم، اين شفافيت مي تواند مفيد باشد.
اگر وحدت ملي را مي خواهيم بايد تنوع فكري را بپذيريم. اگر كسي بخواهد اين تنوع را از بين ببرد، به نظر من تئوري پيشرفت فكر سياسي را در جامعه نفهميده است.
اينكه در انتخابات به وحدت ملي توجه شود امري لازم است و من اين موضوع را خطرناك نمي دانم، بلكه مفيد هم مي دانم. توجه داشتن، به معناي اين نيست كه كانديدا هم نداشته باشند. گروهها مي توانند كانديدا داشته باشند و تا آنجا كه مي توانند به هم نزديك شوند. اين به معناي حذف كسي نيست و اشكالي هم ندارد.
اصولگرايان و ديگر گروهها هم مي توانند به هم نزديك شوند، ما با اين مخالف نيستيم. در يك جامعه كه بين جريانهاي عميق موجود در آن روي مسايلي وحدت وجود نداشته باشد حتماً شكافهاي سياسي و اجتماعي بوجود مي آيد و دشمن در همين شكافها زندگي مي كند. بنابر اين تئوري وحدت ملي هم در ميان اصولگرايان و هم در بين ديگر گروهها خوب است.
به نظر اينجانب در انتخابات آينده رياست جمهوري افرادي كه كاردان هستند و مي توانند وضعيت كشور را سامان دهند نبايد حذف شوند، البته نبايد خيلي تكثر باشد تا مردم نتوانند انتخاب كنند.
الان كمي زود است تا بتوان شرايط را خوب ترسيم كرد، نبايد با حدس و گمان در جريانهاي سياسي فتنه ايجاد كرد. بايد بگذارند حيات سياسي در گروههاي سياسي زنده و فعال باشد، هميشه همديگر را تحقير مي كنند و بد همديگر را مي خواهند اين كار نه در جريان اصولگرايان درست است و نه در بين دوم خردادي ها.
* من در انتخابات، هم مصاحبه كردم و هم اطلاعيه دادم كه ما از نظر جبهه متحد اصولگرايان حمايت مي كنيم ولي تا زماني كه به نتيجه نرسيده بود ما نظرات خود را مي گفتيم و معتقد بوديم كه ليست اوليه انتخابات براي كشور و مجلس مشكل ايجاد مي كرد. ولي الان سازماني براي اين بحث نداريم البته اين افراد دوستان ما هستند ولي ما تشكيلاتي نداريم.
در رسانه ها مطرح شده بود كه ما جلساتي داشتيم. نمي دانم چرا اين جلسات براي رسانه ها مهم است و من بعنوان رئيس مجلس و يك فرد فعال سياسي مي توانم با خيلي ها جلسه داشته باشم. مثل آقاي هاشمي رفسنجاني، آقاي خاتمي، آقاي كروبي، و با دفتر مقام معظم رهبري. من با وزراي فعلي و سابق هم رفت و آمد دارم.
اين فرهنگ كه تا يك جلسه برگزار مي شود براي رسانه ها مهم تلقي مي شود، بايد از بين برود. چرا هر چه جلسه برقرار شود عقلشان بيشتر شود، بهتر است و اگر جلسه برقرار نشود عيب دارد. بنابر اين ما تشكيلاتي نداريم.
* اصحاب كنگره و چند تن از افراد وزين آمريكا پيشتر چند باري نامه هايي نوشتند و به تازگي هم دو سه نفر از آنها نامه اي دادند. حرفشان درخصوص بحث مذكرات پارلماني بين دو كشور است البته نامه مؤدبانه اي مي باشد و ما مقداري تامل كرديم تا ببينيم انتخابات آمريكا چه مي شود. چون انتخابات آمريكا تأثيرگذار است و ما هم بايد شواهد دقيق تري را ببينيم.
در حال مطالعه نامه هستيم و هنوز نامه را پاسخ نداديم ولي چون در مصاحبه هايم گفتم كه ما درحال فكر كردن بر روي نامه هستيم، فكر مي كنم بخشي از پاسخ به آنها رسيده كه ما رد نكرديم اما پاسخ مثبتي هم هنوز نداديم و در حال بررسي نامه هستيم علت تأخير آنهم انتخابات آمريكا بود. |