صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-12-02
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 12آذر ماه 1387


به مناسبت روز جهاني معلولان ؛ دانش آموز توانجو را به تحرك وادار كنيم

 

* سيد مهدي پناهي- كارشناس آموزش و پرورش

نيازهاي دانش آموزان داراي معلوليت جسمي با توجه به چگونگي معلوليت و اهميت تغيير نگرشهاي منفي مورد بررسي قرار گرفته



است. نياز به مناسب سازي محيط كلاس درس و روشهاي سنتي آموزش و تجهيزات شرح داده شده است. راهبردهايي كه اغلب با ارائه پيشرفتهاي تكنولوژي براي جبران عوارض معلوليتهاي استخواني و فيزيولوژيكي به دانش آموزان فرصت مي دهند تا با وجود ناتواني خود به فعاليت بپردازند و همچنين اهميت گفتگوهاي رايج بين دانش آموز، والدين و متخصصان توان بخشي و آموزشي مورد تأكيد قرار گرفته است.
در مورد اهداف اصلي آموزش و پرورش، اختلاف نظرهايي وجود دارد: برنامه ريزي براي آينده افراد، آموزش يادگيري، ايجاد احساس خوب نسبت به خود در دانش آموزان، جمع آوري اطلاعات و روشها، حفظ و انتقال ارزشهاي اجتماعي، تجهيز جامعه براي دستيابي به موفقيت يا برتري، هر يك از اين موارد داراي طرفداراني مي باشد، و هر نظام عقيدتي به هنگام كاربرد براي گروهي از افراد داراي ناتواني جسماني داراي نتايج خاصي مي باشد.
ناتواني جسمي در اثر مجموعه متنوعي از معلوليتهاي استخواني و فيزيولوژيكي، مادرزادي يا اكتسابي ناشي شده است كه گروه نامتجانسي از نشانگان باليني را تشكيل مي دهند: فلجهاي مغزي، بيماريهاي عضلاني، قطع عضو، ناهنجاريهاي جمجمه اي- صورتي، فربهي و كوتاهي قد، پيامدهاي ضربه مغزي و حالتهاي نزديك به خفگي و تمامي بيماريهاي مزمن دوران كودكي.
معلوليت در برگيرنده همه عوامل مؤثري در نظر گرفته مي شود كه مانع از دستيابي فرد ناتوان به مهارتهاي اجتماعي مي گردد و از جهت ديگر براساس نيروي هوشي بالقوه وي قابل پيش بيني باشد.آموزش و پرورش و توان بخشي كودكان هر دو در امر اصلاح معلوليت سهيم بوده و توانايي انجام چنين كاري را دارا مي باشند. بحث حاضر پيرامون نيازهاي آموزش استثنايي بر امر كاهش معلوليت به عنوان معيار مناسبي تأكيد خواهد داشت كه به وسليه آن اقدامها و ميزان بودجه بايد مورد ارزيابي قرار گيرد.
* پيامدهاي رفتاري ناتواني جسماني
ملاحظات روان شناختي در مورد هر يك از معلوليتهاي جسماني امر مهمي محسوب مي گردد و بر رفتار كودك، والدين و معلمان تأثير مي گذارد. با وجود اينكه اكثر والدين به نحو مثبتي خود را با شرايط كودك خويش سازگار مي كنند، پاسخهاي نامناسب از قبيل عصبانيت، حمايت افراطي يا انكار در برخي موارد، روابط والد- كودك يا والد- معلم را غير طبيعي جلوه مي دهد. اغلب گزارش مي شود كه افراد داراي ناتواني جسمي، الگوهاي انفعالي چون بازداري، اندوه و نافعالي از خود نشان مي دهند، انزواي اجتماعي و طرد از سوي همسالان كه در نتيجه آگاهي از موقعيت اجتماعي پايين خود در جامعه افزايش مي يابد. براي افرادي كه داراي معلوليت در سيستم عصبي مركزي مي باشند، ميزان بالاتري از اختلال رواني به طور مستمر گزارش مي گردد.
با اينكه نيم رخ رفتارهاي ويژه اي ديده نشده است، آسيب پذيري فزاينده اي نسبت به تأثيرات نامطلوب، از جمله حساسيت پذيري نسبت به هر يك از اجزاء معلوليت ديده شده است. اقدامات در جهت افزايش احترام به خود از طريق تجربه موفقيت در اوقات فراغت و زمينه هاي اجتماعي و تحصيلي، افزايش آگاهي و پذيرش ناتواني، دروني سازي پايگاه كنترل و به حداقل رساندن امكان رشد معلوليت به جاي درمانهاي گسترده يا شيمي درماني انجام مي گيرند.
* نگرشهاي مربوط به ناتوانيها در مدارس
سيلر نگرشهاي آموزشي را به طور جامعي مورد بررسي قرارداده است. كودكان در سنين 4-3 سالگي، ناتواني جسمي را به عنوان «تفاوت» در نظر مي گيرند و بعد از چند سال نگرش آنها كيفيتي منفي به خود مي گيرد؛ به مرور زمان، نگرشهاي اجتماعي تحريف مي شوند و نوجوانان حداكثر منفي گرايي را نشان مي دهند، مطالعات فعلي احتمالي بروز نگرشهاي مثبت تر را نسبت به افراد ناتوان پيش بيني نمي كند و به نظر مي رسد كه افراد داراي معلوليت جسماني در كلاسهاي عادي منزوي بمانند.
به طور كلي معلمها در اولين برخورد با دانش آموز داراي ناتواني جسمي در كلاس دچار اضطراب مي شوند. چنين اضطرابي ممكن است نگرشهاي منفي معلمها را پنهان سازد. نگرشهايي كه معلمها هم نيز به اندازه ساير اعضاي جامعه مستعد پذيرش آنها مي باشند. بي خبري از ماهيت معلوليتهاي استخواني و فيزيولوژيكي كه هميشه از سوي پزشكان و مراقبين بهداشت بي اهميت تلقي مي گردد، منجر به بروز ترس، سردرگمي و حتي اغلب اوقات تغيير عقيده مي گردد. جميسون در بررسي جامع خود پيرامون نگرشهاي معلمين به هيچ متغير واحدي دست نيافت كه آن را به عنوان پيش بيني قويي در نظر بگيرد. شواهدي وجود دارد كه علي رغم اينكه جريان يكپارچه سازي باعث افزايش آگاهي معلمين نسبت به امر ناتواني شده است، مي تواند نگرشهاي منفي بيشتري در مورد جريان يكپارچه سازي بوجود آورد. آموزش ضمن خدمت مي تواند باعث افزايش نگرشهاي مثبت شود. به خصوص وقتي كه با تجارب علمي همراه باشد و در اين صورت به عنوان ضرورت در نظر گرفته مي شود.
آلسوپ بر اهميت آمادگي مقدماتي معلمان، مديران مدارس و دانش آموزان عادي تأكيد مي كند، او براي از بين بردن ترسها و ترديدهاي موجود، رويكردي عملي و خوش بينانه را پيشنهاد مي كند. معلمان بايد از اين امر آگاه باشند كه اغلب اوقات ناتواني با ويژگي هايي چون راه افتادن آب از دهان، شكلكهاي صورت، گفتار غيرعادي و بي اختياري همراه مي باشد و اينكه در وراي همين موجود زشت، كودكي وجود دارد كه همانند ساير كودكان داراي قدرت تفكر و احساس مي باشد. آلسوپ معلمان را از حمايت افراطي كودكان معلول باز مي دارد و به آنها هشدار مي دهد كه كودكان معلول ميل دارند تا از واكنش بزرگسالان نسبت به معلوليت خود بهره برداري كنند.
* اهميت تحرك در كودكان توانج
وكار سليگمن و كتب جديد در زمينه درماندگي ياد گرفته شده، دلايلي فراهم كرده است كه عدم تحرك اجباري در دوران اوليه رشد «ميل» به حركت «انگيزه» دستيابي را از بين مي برد و متعاقبا، پيوندهاي مابين استقلال جسمي و افسردگي، سائق و حمايت در برابر تنش را مورد توجه قرار داده است.آگاهي كودك از اين نكته كه قادر به حركت نمي باشد، براي وي بيشتر از مشكلات عصب شناختي اثرات مخرب به همراه دارد و پيامدهاي آن تنها به حوزه هاي حركتي محدود نمي گردد، در حالي كه به نظر مي رسد آگاهي كودك از مهارت تسلط بر بزرگسالان و دنياي اطراف در او انگيزه دائمي و تعميم يافته اي در همه زمينه هاي كسب مهارت بوجود مي آورد، همچنين با «اعتماد» افزايش يافته بر حسب تحول هيجاني و احترام به خود قوي همراه مي باشد. روش نافعال- وابسته به همراه كاهش ابتكار عمل و خطرجويي اغلب اوقات با معلوليتهاي حركتي شديد همراه مي باشد. رويكردهاي جديد فيزيوتراپي بر امر انگيزش و حركت به يك اندازه تأكيد مي كند و معتقد است كه اقدامات اوليه در زمينه وسايل كمكي داراي نيروي محركه به جاي از بين بردن ميل به راه رفتن در كودك به وي استقلال عمل مي دهند.
روشهاي سنتي فيزيوتراپي براي حادترين معلوليتهاي جسماني از قبيل فلج مغزي و اسپينا بيفيدا بيشترين اهميت را قائل مي شوند، اين امر باعث مي گردد كه حداقل پيشرفت خود را با ارزش بداند.
ممكن است راه رفتن علت صرف انرژي و ايجاد خستگي و يا تداخل زمان آموزش آن با حداقل زمان مورد نياز براي حضور شاگرد در كلاس، كارآيي مطلوبي نداشته باشد. علي رغم اينكه برخي كودكان داراي فلج مغزي ممكن است تا نه سالگي قادر به راه رفتن نباشند، چنين تأخير معمولاً با مشكلات تحصيلي و هيجاني شديدي همراه مي باشد و اين همان حالتي است كه در ميان بيماران مبتلا به اسپينا بيفيدا شايع مي باشد. اغلب اوقات دستيابي به امكان حركت مستقل به كمك صندلي چرخدار ميسر مي باشد.

  


دانش آموز آگاه نتيجه آموزش و پرورش روزآمد است؛ آرزويي به نام « زنگ مطالعه خلاق »

 

گروه جامعه -آرش شفاعي:كودك هشت ساله ام مي خواهد بخوابد تا فردا براي رفتن به مدرسه زود از خواب برخيزد. خسته و كوفته از





سركار آمده ام و حوصله هيچ كاري ندارم. كودكم اصرار مي كند كه قبل از خواب برايم كتاب بخواند. عادت كرده است خواب را با طعم كتاب تجربه كند و حالا كه مي تواند بنويسد و بخواند او براي ما كتاب مي خواند، راست مي گويند كه كار دنيا برعكس شده است.
همان طور كه كلمات را هجي مي كند و پيش مي رود از خودم مي پرسم چه مي شد اگر همه كودكان ايراني از همان كودكي عادت مي كردند علاوه بر كتابهاي درسي مطالعه آزاد و پيگير داشته باشند. در آن صورت نسل آينده ما نسلي بود كه مي خواند و مي فهميد زيرا كليد فهم در آگاهي است و آگاهي نيز بسته آماده نيست كه از قبل به كودكانمان هديه كنيم.
* خلاقيت زاييده مطالعه است
زهره قاييني، نويسنده و پژوهشگر ادبيات كودك و نوجوان است، چندي پيش با او گفتگو مي كردم. او نخستين و تنها رئيس هيأت داوران جايزه بين المللي كريستين اندرسن از قاره كهن آسياست كه امسال براي دومين بار رياست اين جايزه معتبر جهاني را كه به نوبل كوچك معروف شده بر عهده گرفته است.
او از تجربه كشور كره جنوبي در رشد و توسعه كتابخواني كودكان برايم گفت. به گفته او كره ايها يك جزيره كشورشان را به عنوان جزيره كودكان اختصاص داده اند و در اين جزيره كودكان، خواندن، تجربه كردن و انس با محيط زيست را به صورتي هدفمند اما غيرمستقيم مي آموزند. كودكان به اين جزيره مي روند كه از پيش براي آنها طراحي و بازسازي شده و از ميان هزاران كتاب زيبا و تزيين شده هر كتابي را كه خواستند از قفسه هاي كتاب برمي دارند و مي خوانند و جالب اينجاست كه اين كار توسط شركتهاي تجاري معتبر و كمپاني هاي بزرگ اقتصادي پشتيباني مي شود.
وقتي پرسيدم كه دليل سرمايه گذاري شركتهاي اقتصادي در كتابخواني كودكان چيست پاسخ عجيبي شنيدم: «آنها مي دانند كه براي ادامه رقابت در عرصه اقتصادي، به خلاقيتهاي تازه نياز دارند و براي اينكه دامنه خلاقيت در نسلهاي آينده ادامه پيدا كند به اين نتيجه رسيده اند كه بايد دانش آموزان و كودكان خلاق تربيت كنند و از آنجايي كه هيچ چيزي به اندازه ادبيات و هنر در ايجاد روحيه خلاقيت در كودكان تأثيرگذار نيست در اين زمينه سرمايه گذاري مي كنند....»
* نامه نگاريهايي كه عملياتي نشده اند
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي چند سالي است كه اصرار دارد آمارهاي ارائه شده درباره سرانه مطالعه (كه در خوش بينانه ترين حالت آمار مطالعه ايرانيان را 8 دقيقه در سال نشان مي دهد) واقع بينانه نيست و بايد حداقل سرانه 15 دقيقه را به عنوان نتيجه اوليه پژوهش وزارت ارشاد در شهر تهران پذيرفت. گيريم كه اين آمار هم درست باشد، حقيقت اين است كه ما ايراني ها كتاب كم مي خوانيم، كم مي خريم و اصلاً احتياج و نيازي به كتابخواني احساس نمي كنيم. اين بي نيازي از طريق خانواده ها به كودكان نيز منتقل مي شود، در نتيجه چرخه نامبارك بي اعتنايي به مطالعه غيردرسي در كشور ما همچنان خواهد چرخيد و خواهد چرخيد.
همه كارشناسان تعليم و تربيت و نيز فعالان عرصه كتاب و ادبيات معتقدند، راه اصلاح كاستيها و ناراستي ها در اين عرصه روي آوردن به مطالعه در سنين كودكي و نوجواني است و بهترين محل براي اصلاح اين عادت نامبارك (يعني كتاب نخواني) آموزش و پرورش است.
محمود فرشيدي، وزير سابق آموزش و پرورش كه بين آمار جهاني سرانه مطالعات دانش آموزان و آمار آن در ايران مقايسه اي صورت داده بود و از نسبت 3 برابري شمار سرانه مطالعه جهاني (15 به 5) خبرداده بود در زمان وزارت خود نامه نگاريهايي را با محمدحسين صفار هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي براي گنجاندن ساعت مطالعه در برنامه درسي دانش آموزان به عنوان يكي از آرزوهاي ديرينه فعالان عرصه فرهنگ آغاز كرده بود كه با رفتن او اين تلاشها همچنان در حد تبادل نامه ميان دو وزارتخانه محدود مانده است.
حميد قبادي، مشاور معاون امور فرهنگي وزارت ارشاد با اشاره به فعاليتهاي ترويجي وزارت ارشاد براي گسترش فرهنگ كتابخواني در خصوص پيشنهاد ايجاد زنگ مطالعه به خبرنگار ما مي گويد: «اين پيشنهاد در نشستهاي مشترك ميان دو وزارتخانه كه داراي همكاريهاي متنوع و گسترده اي در زمينه كتابخواني مي باشند مطرح شده و آموزش و پرورش هم از اين امر استقبال مي كند منتها دوستان ما در اين وزارتخانه براي گنجاندن يك ساعت در برنامه درسي دچار مضايق خاصي هستند و بايد براي اين امر چاره انديشي هاي خاصي نظير حذف يك ساعت ديگر انجام شود كه در اين زمينه در حال بررسي هستند».
عليرضا حاجيان زاده، مديركل مركز انتشارات كمك آموزشي نيز در اين خصوص به خبرنگار ما مي گويد: «ما نيز با اين پيشنهاد موافقيم و به عنوان يكي از كميته هاي فعال در تدوين برنامه درسي ملي، پيشنهادهايي را براي گنجاندن ساعت زنگ مطالعه درسي به تدوين كنندگان اين برنامه ارائه كرده ايم».
اگر چه به نظر مي رسد هنوز عملاً تا اجرايي شدن زنگ مطالعه در كلاسهاي درسي فاصله زيادي داشته باشيم اما به نظر مي رسد در مقطع كنوني آموزش و پرورش در حال تدوين برنامه درسي ملي و نيز سند چشم انداز آموزش و پرورش است كه مي تواند موقعيت زماني خوبي براي تدوين برنامه اي جدي و فراگير براي «زنگ مطالعه خلاق» در مدارس باشد.
* طرح مفيد به شرط عمل درست
يك طرح زيبا و مفيد در صورت اجراي ناقص و نادرست در نظام آموزشي ما به ضد خود تبديل خواهد شد چنان كه اگر زنگ مطالعه در مدارس ما به صورت ناقص (چنانكه زنگ انشاي مدارس اين گونه شده است) اجرا شود دانش آموزان اصولاً از مطالعه گريزان خواهند شد.
براي اجراي اين طرح مي توان از تجربيات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان به عنوان يكي از مؤسسات تابعه وزارت آموزش و پرورش سود جست و شايد اجراي دوباره طرح «كانون- مدرسه» بتواند صورت عمل و اجرايي زنگ مطالعه باشد.نكته بعد در خصوص وضعيت كتابخانه هاي مدارس است در شرايط فعلي از ميان 140 هزار مدرسه كشور تنها 38 هزار مدرسه كتابخانه دارند، اين در شرايطي ا ست كه زمزمه هايي درباره تعطيلي كتابخانه هاي مدارس با كمتر از 3 هزار جلد كتاب و يا كتابدار با رشته تحصيلي غيرمرتبط به گوش مي رسد كه در اين صورت تعداد زيادي از كتابخانه هاي موجود نيز از چرخه فعاليت حذف مي شود.
همچنين تلاش در جهت جذب معلمان كتابخوان و علاقه مند به فعاليت در جذب دانش آموزان به كتاب و فعال كردن انجمن هاي اوليا و مربيان در تجهيز مدارس به كتابهايي ارزشمند و حضور دانش آموزان در كلاسهاي زنگ مطالعه بايد در دستور كار وزارت آموزش و پرورش باشد.

  


آقاي وزير ! آنها زنده اند نفس راحتي بكشيد

 

* مريم زنگنه
ماه سوم از شروع سال تحصيلي است. هر سال در آستانه پاييز زماني كه ماه مهر نزديك مي شود، انواع و اقسام دستورالعملها و بخشنامه ها روانه مدارس مي شود كه چنين است و چنان است. همه آنها يك محتوا دارد و فقط از سياست تنبيهي و بازدارنده استفاده مي شود. اگر ثبت نام دير شود... اگر پول بگيريد... اگر لباس بفروشيد... يكي از اين بخشنامه ها كه از قضا، سبب بيكار شدن عده اي هم شد، بخشنامه اي مربوط به استفاده از سرويس مدارس بود.
تا سالهاي گذشته گاهي اوقات پدرها و مادرها كه در همسايگي يكديگر بودند، طبق توافق راننده اي را استخدام مي كردند و خودشان هر ماه به وي حق الزحمه مي پرداختند. اين فرد هر روز سر ساعت مقرر به دنبال بچه ها مي آمد و آنها را از خانه تا مدرسه و از مدرسه تا خانه مي برد و قطعاً در چنين حالتي مسؤوليت بچه ها با راننده و والدين بود و مديران مدرسه هيچ مسؤوليتي را نداشتند.
در همين اوضاع و احوال بود كه مدارس شروع به مداخله در سرويس رفت و آمد بچه ها كردند.
آنها گاهي به منظور ارايه خدمات بهتر و بيشتر و گاهي به منظور تبليغات مدرسه خود (بخصوص در غيرانتفاعي ها) قبل از شروع سال تحصيلي پولي از والدين بچه ها مي گرفتند و خودشان راننده استخدام مي كردند.
اين راننده ها بيشتر مردان بازنشسته اي بودند كه اين كار كمك هزينه زندگي آنها بود، اما براي سال تحصيلي جديد آموزش و پرورش بخشنامه تازه اي فرستاد كه بايد از تاكسي هاي زير نظر تاكسيراني و ون هايي كه تحت پوشش شركتهاي تاكسيراني و اتوبوس راني خصوصي هستند، استفاده كنيد و مجاز به استفاده از هر خودرويي نيستيد. بدين ترتيب تعداد زيادي راننده و خودرو از مدارس كنار رفتند و درست در روزهاي نخست مدرسه، مديران مدارس سخت در جستجوي تاكسي و ون برآمدند تا با آنها قرارداد ببندند و بچه ها را روانه خانه هايشان كنند.
بگذريم از مشكلات عديده اي كه در اين راستا پيش آمد، قراردادهاي سنگيني كه پدر و مادرها از عهده پرداخت آن بر نمي آمدند، يكي از اين معضلات بود، ديگر اينكه راننده هاي ون و تاكسي هر مسيري را تقبل نمي كردند و شرايط داشتند، چون مي دانستند كه مدارس مجبور هستند حتماً با آنها قرارداد داشته باشند.
آموزش و پرورش سخت پيگير اين ماجرا بود، اما مثل هر چيز و هر اتفاق ديگر فقط شهرهاي بزرگ كه به مسؤولان نزديك هستند، بخشنامه ها را اجرا مي كنند، اصلاً انگار بخشنامه ها طوري نوشته مي شوند كه فقط در شهرهاي بزرگ قابل اجراست، چرا كه در اين مقوله خاص كسي به دانش آموزاني كه مجبور هستند از روستايي به روستاي ديگر و يا از روستايي به شهر نزديك بروند، فكر نكرد كه در دامنه هاي زاگرس و روستاهاي دور تاكسي و ون از كجا پيدا مي شود؟
اما تاكسي و ون هم پيش كش! يك ماشين حسابي هم پيدا نمي شود كه اين بچه ها را جابه جا كند انگار آموزش و پرورش فقط بلد است بخشنامه صادر كند و بعد از آن هيچ يك از عواقب آن را حتي نظارت هم نمي كند كه سرانجام اين بخشنامه به كجا ختم شد؟!
كسي كه اين بخشنامه را مي نويسد، بايد دورترين نقاط كشور را هم در نظر بگيرد و بايد براي بچه هايي كه مجبور هستند هر روز مسافتي را طي كنند تا به مدرسه بروند، فكري بينديشد.
و مثل هميشه پدرها و مادرهاي بچه هاي روستا خود چاره اي مي انديشند و نتيجه اين انديشه كوتاه اين مي شود كه من روزنامه نگار تيتر مي زنم:
«21 دانش آموز به دره سقوط كردند»
چقدر راحت است. نه؟ تيتر زدن را مي گويم. كنار هم گذاشتن اين كلمات با ضرباهنگ، همچون ضربات چكش بر مغز خواننده اثر مي گذارد.اما واقعاً در پس اين كلمات جان 21 انسان، 21 كودك نهفته است.
همه خوشحاليم كه نمردند جاي شكرش باقي است. چرا كه اوضاع مي توانست خيلي بدتر از اين باشد. خدا رحم كرد و گرنه شايد علي احمدي مجبور مي شد، استعفا كند. هر چند او در پاسخ به خود من گفت: من كه كار خدا را نمي توانم بكنم يا اينكه به جاي او نمي توانم تصميم بگيرم.

  


در صورت تصويب مجلس؛ پسران 18 ساله  2 سال ديرتر به سربازي مي روند

 

رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: در جلسه  اين كميسيون پيشنهاد شد كه پسران 18 ساله براي شركت در كنكور بتوانند 2 سال ديرتر به سربازي اعزام شوند.
علي عباسپور تهراني فرد در گفتگو با فارس افزود: اصلاح قانون وظيفه عمومي در دستور كار مجلس است و كميسيون آموزش و تحقيقات به عنوان كميسيون تخصصي اين موضوع را در برنامه بررسي خود قرار داده است.
وي ادامه داد: روز گذشته موادي از اين قانون را بررسي كرديم. بحث روي اين موضوع بود كه ما به نحوي عمل كنيم تا وقتي دانش آموزان پسر دوره دبيرستان و پيش دانشگاهي را به پايان مي رسانند، بتوانند بعد از يك يا 2 سال فارغ التحصيلي از دبيرستان، فرصت شركت در كنكور را داشته باشند.
عباسپور اظهار داشت: اين يكي از علتهايي كه درصد قبولي دختران بالاي 65 درصد و قبولي پسران كمتر از 35 درصد است و اين را مي دانيم كه وقتي دانش آموزان مذكر دوره دبيرستان را به پايان مي رسانند، اگر در دانشگاه قبول نشوند بايد به سربازي بروند و وقتي خدمت سربازي آنها تمام مي شود، اطلاعات دروس را فراموش كرده و به مقدار زياد انگيزه ادامه تحصيل را از دست مي دهند.
وي اضافه كرد: پيشنهاد ما اين است كه 2 سال دانش آموزان پسر فرصت داشته باشند تا بتوانند مثل دانش آموزان دختر در صورت تلاش و مطالعه بيشتر در آزمون قبول شوند.
رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: بحث فارغ التحصيلان دانشگاهها در دكتراي حرفه اي نيز از ديگر مواد مورد بحث بود. اغلب دانشجويان پسري كه دكتراي حرفه اي مي گيرند مثل دكتراي حرفه اي پزشكي يا دامپزشكي اجازه ادامه تحصيل در دوره هاي تخصصي را پيدا نمي كنند و بايد حتماً به سربازي بروند و بعد براي ادامه تحصيل بيايند.
وي افزود: پيشنهاد ما اين بود كه اين افراد به سربازي نروند و فرصت براي شركت در دوره هاي تخصصي داشته باشند كه اين موضوع در كميسيون آموزش و تحقيقات تصويب شد.

  


آغاز صدور احكام بازنشستگي پيش از موعد فرهنگيان

 

وزير آموزش و پرورش از آغاز صدور احكام بازنشستگي پيش از موعد تعدادي از فرهنگيان خبر داد و اعلام كرد: پرداخت حقوق فرهنگيان بازنشسته پيش از موعد براساس اعمال قانون بازنشستگي زودرس به زودي آغاز مي شود.
عليرضا علي احمدي در گفتگو با ايسنا، با تأكيد بر اينكه فرهنگيان در اولويت اعمال قانون بازنشستگي پيش از موعد بر حسب تقاضا در بين همه كاركنان دولت از سوي سازمان بازنشستگي كشوري قرار دارند، پيش بيني كرد: امسال 70 هزار فرهنگي، مشمول بازنشستگي پيش از موعد شوند.
وي همچنين با اشاره به اينكه ميدان پاداش پايان خدمت فرهنگيان مشمول بازنشستگي پيش از موعد به تناسب معيارهاي شخصي مختلف متفاوت است، افزود: وزارت آموزش و پرورش، تسريع در پرداخت پاداش پايان خدمت نقدي فرهنگيان مشمول بازنشستگي پيش از موعد را در دستور كار قرار دارد.

  


ثبت نام عمره دانش آموزي آغاز شد

 

ثبت نام عمره دانش آموزي از روز گذشته آغاز شد و دانش آموزان مي توانند از طريق مدارس خود براي شركت در قرعه كشي اين سفر الهي با ارايه مدارك خود ثبت نام كنند.
به گزارش مهر، سازمان دانش آموزي اعلام كرد: براي هفتمين سال متوالي با عنوان «يادواره سال نوآوري و شكوفايي» جهت اعزام دانش آموزان به عمره ثبت نام مي كند.
دانش آموزان علاقمند براي شركت در قرعه كشي اين سفر الهي بايد در سال تحصيلي جاري(88- 87) در پايه تحصيلي سوم متوسطه و يا پيش دانشگاهي مشغول به تحصيل باشند و حداقل معدل كل آنها در سال تحصيلي(87- 86) پانزده باشد. همچنين متولد سال 1369 لغايت 1372 باشند، روحيه فعاليتهاي گروهي داشته باشند و در سالهاي قبل از طريق سازمان دانش آموزي به عمره اعزام نشده باشند.
با توجه به مصوبه شوراي سياستگذاري عمره دانش آموزي ثبت نام و انتخاب دانش آموزان سال دوم به ميزان 30 درصد سهميه در صورتي كه از دانش آموزان فعال قرآني(حافظ، قاري)، فرزندان معظم شهدا، جانبازان و ايثارگران، اعضا سازمان دانش آموزي، بسيج دانش آموزي و انجمن اسلامي و دانش آموز فعال در امور پرورشي باشند بالامانع است.

  


تقويم تاريخ

 

* ورود پيامبر اسلام (ص) به مكه معظمه در سفر حجة الوداع (10ق)
* تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران (1358ش)
* روز جهاني معلولان
* روز جهاني لغو بردگي
* وقوع جنگهاي چهار ساله انفصال آمريكا (1860م)
* تقسيم كشور كره به دو قسمت شمالي و جنوبي به فرمان ژنرال مك آرتور (1945م)

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com