صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-12-02
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 12آذر ماه 1387

[ هنري ]
 * گفتگو با مهرداد كورش نيا كارگردان نمايش «آقا ليلا» :من هنرمند اين دوره ام
 * دبير كنگره سراسري «پران تر از جبرائيل»:
آثار منتخب سه دوره كنگره به سه زبان منتشر مي شود
 * مرغابي هاي گمشده در مه
 * پشت ويترين
 * براي پنجمين هفته متوالي؛ «جيمزباند» همچنان پرفروش ترين است
 * به مناسبت سال پدر شعر فارسي ؛ «رودكي سرآمد شاعران» به چاپ رسيد
 * كارگردان «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين»:
با افتخار مي گويم كه مي خواهم فيلم نازل بسازم!
 * براي نصب در فضاهاي شهري؛40  اثر دو سالانه مجسمه هاي شهري انتخاب شد
 * نظري،دبير علميجشنواره شعر فجر شد

گفتگو با مهرداد كورش نيا كارگردان نمايش «آقا ليلا» :من هنرمند اين دوره ام

 

* آي سان نوروزي

مهرداد كورش نيا كه دانش آموخته ادبيات نمايشي از دانشگاه سوره است ازآن دسته كارگردانان جواني است كه كار تئاتر را از





شهرستان و با اجراي حرفه اي نمايش «آواز ستاره ها» در بيست و پنجمين جشنواره تئاتر فجر آغاز كرد و با همين نمايش هم نامزد دريافت چند جايزه اصلي اين جشنواره شد .
كورش نيا سال گذشته نمايش «آقا ليلا» را با مضموني اجتماعي و با موضوعيت جنگ توليد كرد. همين نمايش را هم براي اجرا به آلمان برد .«آقا ليلا» در حال حاضر در خانه نمايش اداره تئاتر در حال اجراست. به همين بهانه گفتگوي كوتاهي با وي انجام داده ايم كه مي خوانيد:

* نخست درباره خودتان و فعاليتهايتان در حوزه تئاتر بگوييد.




** من كار هنري ام را از سال 76 با سينماي جوان شروع كردم واز سال 80 با آغاز تحصيل در رشته تئاتر در دانشگاه، فعاليتهاي هنري ام را جدي تر دنبال كردم. در ادامه با تشكيل يك گروه در شهر هشتگرد همراه با جمعي از هنرمندان اين شهر برنامه هاي خودمان را به صورت گروهي ادامه داديم و هم اكنون باهمان گروه تمامي فعاليتهاي تئاتري شامل شركت در جشنواره ها، اجراي عمومي، برنامه هاي آموزشي وتمرينات منظم هفتگي را به عنوان مهمترين فعاليتها پيگيري مي كنيم.
* «آقا ليلا» را چگونه نوشتيد و چرا تصميم به اجراي آن گرفتيد؟
** گروه بهمن در چند سال اخير تمامي فعاليتهاي خود را در حوزه توليد متن و اجرا بر روي مضامين اجتماعي بخصوص مسائلي مانند كانون خانواده، تأثيرات وقايع اجتماعي بر افراد و خانواده و... متمركز كرده كه بعد از نمايش «آواز ستاره ها» در سالهاي 84 و 85 در امتداد همان مضامين و مفاهيم طرح نمايش «آقا ليلا» توسط گروه پيشنهاد شد و در نهايت متن در تابستان سال 86 نوشته شد. نمايش «آقاليلا» به عنوان نمايش برگزيده استان تهران در جشنواره مناطق كشور در شهر كرد شركت كرد و از آنجا هم پس از كسب چهار جايزه به عنوان نمايش بر گزيده به بيست و ششمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر راه پيدا كرد كه البته در اجراهاي همان سال با استقبال و برخورد خوب مخاطبان مواجه شد.
* نمايش، چگونه و توسط چه كسي براي حضور و اجرا در آلمان برگزيده شد؟
** در جشنواره فجر، ما از نمايندگان خارجي حاضر در جشنواره براي ديدن كار دعوت كرديم كه در نهايت آقاي «روبرتو چولي» اين كار را براي حضور در جشنواره «روهر» آلمان دعوت كردند و با همكاري و حمايت مركز هنرهاي نمايشي در شهريور امسال در اين جشنواره حضور پيدا كرديم.
* نمايش در آلمان به چه صورت اجرا شد و استقبال از آن چگونه بود؟
** جشنواره «روهر» به صورت غير رقابتي برگزار مي شود و امسال به خاطر دهمين سال همكاري تئاتر روهر با تئاتر ايران، بخشي باعنوان بزرگداشت تئاتر ايران به برنامه هاي جشنواره افزوده شده بود. به همين بهانه شش گروه از ايران در كنار دو گروه آلماني در پنج روز به اجراي نمايش هايشان پرداختند. ما در روز چهارم اجرا داشتيم و استقبال ايراني هاي مقيم آلمان و بخصوص آلماني هاي علاقه مند به تئاتر ايراني به گونه اي بود كه سالن پر شد و هيچ جاي خالي در آن وجود نداشت. در پايان هم به قدري تشويق خوب و گرمي داشتند كه ما مجبور شديم سه بار روي سن بياييم و از آنها تشكر كنيم. نكته جالب اينجا بود كه مثلاً «پيتر» يكي از بازيگران گروه «روهر» بعد از نمايش به من مي گفت من موقع درد دل پدر و دختر در نمايش شما به گريه افتادم و دخترم مي پرسيد كه: «چرا گريه مي كني بابا مگه چي شده ؟» من به «پيتر» گفتم اينها فقط درد دل مي كنند و تصور نمي كردم چنين حسي به تو القا شده باشد. او گفت: در همه جاي دنيا روابط انساني مثل يكديگر است. رابطه يك پدر و دختر به خاطر جغرافيا عوض نمي شود. اين روابط به همديگر خيلي شباهت دارند، ضمن اينكه خود من هم دو دختر دارم و كاملاً اين موضوع را حس مي كنم.
* گمان مي كنيد جايگاه اين مضامين و موضوعات مشابه آن در حوزه نمايشهاي اجتماعي كه نگاه متفاوتي به مقوله جنگ دارند در تئاتر ما چگونه است و واكنش و بازخورد آن را در مخاطبان چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** ببينيد، جنگ در اين نمايش اصل نيست، بلكه يك پيش زمينه و يك عامل موثر در گذشته بوده كه طي آن مادر خانواده از بين رفته و خانواده به خاطر شرايط جنگي جنوب وادار به مهاجرت شده است. حالا 20 سال گذشته ولي تأثيرهاي اين مهاجرت و دلايلي مثل نبود مادر خانواده و حضور در محيط جديد، عدم نزديكي فرهنگي و اجتماعي اين خانواده را با پيرامون خودش باعث شده و اتفاقاتي را رقم زده كه آنها انتظارش را نداشته اند. سوال من نويسنده كه از زبان پسر خانواده گفته مي شود اين است كه اگر به ما حمله نمي شد و اگر ما را آواره غربت نمي كردند، اگر مادرمان زنده بود، اگر اينجا نبوديم و هزار پرسش ديگر... اگر اينها نبود الان ما كجا بوديم و چه جوري زندگي مي كرديم؟ جنگ، تنها موتور محرك يك واقعه اجتماعي است. اكنون ما از آن تاريخ بيست سال فاصله گرفته ايم ولي هنوز آثار مخرب جنگي كه به ما تحميل شد در بعضي از شؤون اجتماعي قابل رويت است. اين مسائل البته جداي از تقدس مقاومت و رشادت بچه ها و جوانان ما در آن دوره و بعد از آن است كه اين تخريب را به حداقل رسانده و اگر ايثار آنها نبود، موضوع به گونه اي بود كه شايد جرات نمي كرديم به پشت سرمان نگاه كنيم.
* نگاه شما به موضوع جنگ در اين نمايش رويكردي اجتماعي دارد، چگونه به اين نگاه و نتيجه رسيديد؟
** من هنرمند اين دوره ام. دوره اي كه بيست سال با جنگ فاصله دارد و خود جنگ را به خاطر سن و سالم در آن زمان درك نكرده ام .من معتقدم هنرمند چيزي را كه درك مي كند، مي بيند و لمس مي كند بايد انعكاس بدهد. اينكه جنگ و خونريزي و ويراني چيز بدي است و اگربه خاك و كشورت تعرض شد دفاع از ميهن، انساني ترين كار ممكن است موضوع مهمي است. براي من حضور انسانها و افراد در جامعه بين اين دو مرز دغدغه اصلي است؛ جنگ بد است و دفاع خوب.
* در عين روايت ساده نمايش حال تابع ساختار كلاسيك نمايشي نيست. چرا چنين پرداختي را براي آن انتخاب كرده ايد؟
** در داستان نمايش، خانواده اي سالهاست در گير موضوعي هستند، ولي در دوره اي وارد جهان داستان آنها مي شويم كه خانواده در اوج بحران است. مادري در ساليان پيش از دست رفته و دختر بزرگ خانواده در تمام اين مدت انيس و مونس پسر كوچكتر بوده و جاي خالي مادر را پركرده است. حالا دختر نامزد كرده و شرايط جديد و حضور داماد، خواهر را از برادر دور كرده و ترس از قطع رابطه دختر از اين خانواده به خاطر ازدواج و مهاجرت به خارج از كشور ومسايل متعدد ديگر اين ترس را چند برابر مي كند و رفتار غير طبيعي و واكنش غير منطقي برادر را به همراه مي آورد. فرم روايي اثر مثل دنياي اين خانواده در اين زمان و بخصوص ذهن مشوش «اسماعيل» كه شخصيت جلوبرنده و اصلي نمايش است، فرمي چند گانه است. يعني روايت اين داستان هم، منظم و متوالي نيست و غير خطي و در هم و برهم است. اين هم به تعليق اثر كمك مي كند و هم به پريشاني اين وضعيت. ولي در عين حال از پيچيده گويي و معلق گويي پرهيز كرده ايم تا روايت ما هم مانند كاراكترها و جهان آنها ساده و بي آلايش و باور پذير باشد كه البته در برخورد مخاطبان چه عام و چه خاص گويا موفق بوده و ارتباط خوبي برقرار شده است .
* پس از موفقيت «آواز ستاره ها» در جشنواره دو سال قبل، نمايش «آقا ليلا» را در مقايسه با آن چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** اين تجربه در راستاي همان موضوع بود. مفاهيمي چون مهاجرت، عدم نزديكي اجتماعي با محيط، اختلاف نسلها، نابهنجاري هاي اجتماعي ،عدالت و... در قالب يك داستان جديد و شخصيت ها و موضوعي ديگر در اين نمايش مطرح شدند. البته سعي كرديم با گروه در فرم اجرايي، يك گام به جلوتر برداريم. به هر حال ما كارمان را انجام داده ايم، قضاوتها و مقايسه ها و نقد و نظر ها مي ماند براي مخاطبان و منتقدان...
* انتخاب خانه نمايش ودليل اجرا در آن چه بود؟ آيا استقبال تماشاگران تا كنون براي شما رضايتبخش بوده؟
** چون اين نمايش از كارهاي برگزيده جشنواره مناطق و استقبال شده در جشنواره فجر بود گمان مي كرديم در سالن هاي تئاتر شهر يا مولوي به ما اجازه اجرا مي دهند، اما به خاطر ترافيك زياد امسال و بسته شدن جدول اجرا و با همكاري خانم معترف مسوول خانه نمايش قرار بر اين شد كه ما در اين سالن اجرا كنيم. خانه نمايش دو مشكل اساسي دارد ؛اول آنكه سالن، استاندارد نيست و عرض و ارتفاع بدي دارد كه بيشترين تاثير را روي مخاطب مي گذارد و نمايش از يك سونوگرافي استاندارد براي اجرا فاصله مي گيرد و دوم اينكه مخاطبان عام اين سالن را نمي شناسند و حتي خواص هم رغبت حضور در اين سالن را ندارند. به خاطر همين موضوع، جذب مخاطب در اين سالن خيلي مشكل است. البته ما خيلي خوش شانس بوديم كه به خاطر موفقيت هاي كار و گروه، تاكنون استقبال از اين كار خوب بوده، ولي از حد انتظارما ن پايين تر است.
* نمايش قبلي شما در چند كشور به روي صحنه رفت؟ «آقا ليلا» چطور؟
** متاسفانه «آواز ستاره ها» برخلاف توجه و موفقيت هاي مختلف، موفق به حضور در كشور ديگري نشد و فقط بنده به عنوان كارگردان برگزيده جشنواره بيست و چهارم توسط مركز هنرهاي نمايشي به جشنواره «آرمانو» ارمنستان اعزام شدم و نمايش «آقاليلا» هم تاكنون به جز اجراهاي داخل كشور در آلمان اجراشده و متن آن هم توسط استاد ايرج زهري به زبان آلماني ترجمه شده است. در عين حال صحبت از اجراي نمايش در چند جشنواره بين المللي هم به ميان آمده است.
* كار آينده گروه چيست ؟ آيا برنامه خاصي براي ادامه فعاليتهاي گروه داريد ؟
** نمايش بعدي كه اكنون در حال تمرين آن هستيم «درختها» نام دارد كه درباره قطع درختان كهنسال به بهانه جاده كشي و آباداني است كه از موضوعات مبتلابه چند دهه اخير جامعه ايران است. اين نمايشنامه در بخش چشم انداز جشنواره بين المللي فجر امسال پذيرفته شده و به نويسندگي من و كارگرداني مشترك با محمد كورش نيا است.در اين نمايش داريوش مودبيان، محمد بذر افكن، رضا رباط جزي، پوريا رحيمي، فرشته گلريز، فاطمه عسگري، ثريا قاسمي، نويد محمدزاده، مسعود شامي و ميلاد خرمن بيز به عنوان بازيگر حضور دارند. آهنگسازاين كار هم علي شهبازي است.

  


دبير كنگره سراسري «پران تر از جبرائيل»:
آثار منتخب سه دوره كنگره به سه زبان منتشر مي شود

 

گروه هنر- محمدرضا شالبافان: دبير سومين كنگره سراسري «پران تر از جبرائيل» گفت: موضوع اين كنگره پيامبر اسلام (ص) است و



ديدگاه ما نيز فرا منطقه اي است و قصد داريم به نوعي اين كنگره را به جرياني فرهنگي و تاثيرگذار در جهان اسلام تبديل كنيم تا با استفاده از ابزار شعر و ادب به دفاع از سيره نبوي بپردازيم.وي در گفتگو با خبرنگار ما افزود: امسال نيز در اين راستا مهماناني از كشور هندوستان، مصر، افغانستان و لبنان را در كنگره حضور خواهند داشت و اشعار خود را در وصف پيامبر اسلام(ص) قرائت خواهند كرد.
«محمد حسين اسماعيلي» بيان كرد: در سال نوآوري و شكوفايي و در راستاي اهداف فرهنگي نظام مقدس جمهوري اسلامي و به منظور ترويج ارزشهاي اصيل اسلامي و گسترش سيره نبوي در سطح جامعه بويژه در مقطع كنوني كه فرهنگ ايراني و اسلامي ما مورد هجمه گسترده بيگانگان قرار دارد، براي سومين سال پياپي كنگره سراسري شعر نبوي با عنوان «پران تر از جبرائيل»، سيزدهم و چهاردهم آذرماه جاري در شهرستان ورامين برگزار مي شود.
سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان ورامين افزود: كنگره امسال تفاوتهايي با دو دوره گذشته دارد كه نشان دهنده آن است كه جايگاه خود را در جامعه ادبي و در ميان شاعران كشور پيدا كرده و اميدواريم به سمتي برويم كه در آينده اي نزديك، اين كنگره به عنوان يك جريان ادبي تأثيرگذار در سطح كشور شناخته شود. امسال با توجه به برنامه زمان بندي، دبيرخانه كنگره بسيار زودتر از سالهاي قبل شروع به كار كرد و از اوايل ارديبهشت ماه فراخوان كنگره اعلام شد. امسال همچنين پايگاه اطلاع رساني ويژه اي براي كنگره در نظر گرفته شد كه از ابتدا تمام اخبار و اطلاعات كنگره در آن درج مي شد و همچنين ارسال الكترونيك آثار نيز از طريق اين پايگاه امكان پذير بود و اين مساله در راستاي ارتقاي كيفي كنگره نقش موثري ايفا كرد.دبير سومين كنگره سراسري «پران تر از جبرائيل» همچنين گفت: امسال شاهد حضور تعدادي از شاعران ميهمان از كشورهاي ديگر خواهيم بود و اميدواريم اين موضوع سبب شود كه در سالهاي آينده اين كنگره به يك كنگره بين المللي تبديل شود.
اسماعيلي با اشاره به موضوع جنبي سومين كنگره شعر «پران تر از جبرائيل» كه به «پيامبران الهي، رسولان صلح و رحمت» اختصاص داشت گفت: امسال در مجموع 1120 اثر از نقاط مختلف كشور به دبيرخانه كنگره ارسال شد و در راستاي متنوع شدن موضوعات كنگره و اعلام اين نكته كه دين اسلام در كنار ساير اديان و پيامبران الهي قرار دارد، اين بخش به عنوان موضوع ويژه كنگره اعلام شد و آثاري نيز در اين موضوع به دبيرخانه رسيد، اما حجم آثار نشان دهنده آن است كه اين حركت در ابتداي مسير است و در سالهاي آينده مي توانيم گنجينه عظيمي از اشعار را درباره پيامبران الهي جمع آوري كنيم.
اسماعيلي افزود: حدود 40 تن از شاعران برگزيده از سراسر كشور براي حضور در كنگره پس از بررسي آثارشان توسط هيأت داوران كنگره متشكل از «محمدرضا سنگري»، «مجتبي دماوندي» و «مصطفي محدثي خراساني» در روزهاي سيزدهم و چهاردهم آذرماه در شهرستان ورامين حضور خواهند يافت. همچنين در اين كنگره و در كنار مهمانان خارجي از كشورهاي هندوستان، مصر، افغانستان و لبنان چهره هاي ادبي چون «صابر امامي» و «مرتضي اميري اسفندقه» نيز به همراه اعضاي هيأت داوران در كنگره حضور خواهند يافت.
او ادامه داد: اين كنگره در ساعت 14/30 روز چهارشنبه سيزدهم آذر در فرهنگسراي رازي ورامين با پيام يكي از مراجع تقليد و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي آغاز به كار خواهد كرد.
اسماعيلي گفت: همچنين در اين كنگره از «سعيد وزيري» كه حدود چهل سال در عرصه شعر و ادب منطقه فعاليت داشته است، تجليل ويژه خواهد شد و از شاعران ديگري چون «حسن فرازمند»، «محمدرضا مهدي زاده» و «مرتضي اميري اسفندقه» نيز تقدير خواهد شد.
او افزود: مراسم ويژه شعرخواني سومين كنگره «پران تر از جبرائيل» سيزدهم آذر پس از نماز مغرب و عشا در صحن امامزاده جعفر(ع) پيشوا برگزار مي شود و مراسم اختتاميه چهاردهم آذر از ساعت 14/30 در فرهنگسراي رازي ورامين برگزار خواهد شد كه در آن نشست، ضمن تقدير از برگزيدگان كنگره، «محمدرضا سنگري» نيز با موضوع «تبلور شعر نبوي در ادبيات فارسي» سخنراني خواهد كرد.
وي در پايان از انتشار مجموعه آثار برگزيده سه دوره كنگره سراسري شعر «پران تر از جبرائيل» به سه زبان فارسي، عربي و انگليسي با كمك سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي خبر داد.

  


مرغابي هاي گمشده در مه

 

* علي جعفري
ته دنيا، دو آدم تنهاي دور افتاده، در سرما و مه غريب غربت، گير كرده اند و تنها دلخوشي تنهايي شان، حرف زدن در باره آرزوهايي است كه هيچ وقت به دست نمي آيند.
سه شب پيش، شبكه چهار، دوباره «دو مرغابي در مه» را پخش كرد. تله تئاتر سال 64 زنده ياد حسين پناهي را. دل آدم بدجوري مي گيرد از همه چيز اين نمايش. از بوي غربتي كه توي هواي خانه كوچك «اليوت» و «ماريا» مي چرخد و جاي خالي دختر گمشده شان «ستاره» و از مرگ غريب تر خود حسين پناهي در واقعيت بيروني و از بلايي كه بر سر اين نمايش در پخش دوباره اش در آمد.خود نمايش، بيشتر از يك نمايش ضبط شده براي تلويزيون، به يك زندگي ساده مي ماند و حس غريبي كه در ديالوگها و نوع بيان آنهاست، آدم را تا ته دلتنگي مي برد.«اليوت»(الياس)و«ماريا»(اكرم)، آدمهاي غريب افتاده اين دنياي دراندشت هستند. مرد، سالهاست در آرزوي نوشتن داستاني است كه قرار است تغييري بزرگ در زندگي او به وجود آورد و تنها چراغ روشن زندگي زن، اميدوار بودن به اتفاق افتادن اين آرزوست، اتفاقي كه در زندگي آن دو نمي افتد:
الياس: ماري، بدو بيا... بيا، ماريا بدو بيا. دو تا كلاغ نشستن رو بند رخت!
ماريا: دو تا كلاغ؟
الياس: آره ماريا، نگاه كن!
ماريا: چقدر واميستي پشت اون پنجره ها؟!
الياس: ماريا! اگه صابخونه ها بدونن پنجره ها چقدر ارزش دارن، شايد اجاره هاشونو چند برابر كنن!
ماريا: خُب كلاغه ديگه...






الياس:كلاغه ديگه...! در حقيقت هر كلاغي، ماري، يه سوال زند? سياهه... .مي فهمي؟
ماريا: نه نمي فهمم. قرار بود داستان بنويسي، با كلاغ ملاغ چكار داري آخه؟
الياس: ماري، داستانهاي بزرگ، هميشه روي اتفاقات كوچيك شكل مي گيره. مثلاً همين كلاغ، تو فكرش رو كردي چرا بايد سيصد سال عمر كنه، ولي ما پنجاه سال ؟!
ماريا: نه!
الياس: ولي من روش فكر مي كنم. چطوره ماري؟ ها؟
ماريا: خوبه اليوت، خيلي خوبه!
*
«كنعان»، تصوير ميانسالي نسلي است كه چون باد، رگ و ريشه اي در هيچ كجا ندارد. نه ديگر دلبسته كسي است و نه ديگر كسي مي تواند او را به چيزي مقيد كند. نسلي خسته و دلزده كه در شب تنهايي خويش، در جستجوي يافتن جايي براي آويختن قباي ژنده خويش است، و نمي يابد.
«كنعان» دشواري تنهايي است و گريز از تنهايي را، بهانه اي بايد. وقتي دلبستگي نمانده، ديگر هيچ جا وطن آدميزاد نيست و بهانه گريز، هر چيزي مي تواند باشد: درس، كار يا عشق. ملال تكرار روزمرگي ها و روزمرگي ها، آدمي را توان مضاعفي مي بخشد براي گريز از خويش و ديگران، و دريغ كه گريزگاهي نيست، وقتي هر جا كه باشي، باز هم تنهايي.«كنعان» دلتنگي آدميان ميانه سال اين سالهاست. آدمياني كه هيچ وقت، جايي براي آرامش نيافته اند. آنان، هميشه چون مترسكي در ميان دشت، تنها مانده اند. تنهايي تلخ آدمياني در ميان جمع.«كنعان»، اولين فيلم اكران شده ماني حقيقي، با نقاط ضعف ريز و درشتي كه دارد، باز هم در ميان همه فيلمهاي اكران شده اين دو سه ماه اخير، فيلم آبرومندي است كه حس احترام را در آدم بر مي انگيزد و لذت ديدن اين فيلم را موسيقي پر حس «كريستف رضاعي» چند برابر مي كند. اگر از فيلمهاي تكراري اين روزها خسته شده ايد، «كنعان» را ببينيد.
*
سلطان: هميشه اين جوريه... يه آدم بي ستاره و بي فاميل، عين من، از خير يه چيز به درد خور دختره مثل سند، پول، طلا و اين جور چيزا ميگذره و اونو بهش ميده... دختره هم با اشك اونو ازش مي گيره و تشكر مي كنه. بعد اين يارو- بي فاميله- سوار ميشه، موتور يا ماشين... از دختره جدا ميشه... تو راه كه بر مي گرده، دلتنگي مي كنه... واسه همه چي... خونه اش، ننه اش، مدرسه اش... يا خودش آواز مي خونه يا واسه اش مي خونن... از اين چيزا خيلي ديديم.ما هم رفتيم خانوم...
(سلطان / مسعود كيميايي)
*
دوستان مي دانند كه من اصلاً اهل فوتبال نيستم و از اين ورزش پرطرفدار، نامهايي به اندازه تعداد انگشتان دو دست را هم نمي شناسم و ادعايي هم در اين زمينه ندارم، اما پخش يكي دو مصاحبه با علي دايي و نحوه برخورد گزارشگران تلويزيون با اين آدم، حسابي عصبي ام كرد. من نه با علي دايي خصومتي دارم و نه از راه فوتبال يا نوشتن درباره آن نان مي خورم و نه اصلاً با اين مقوله سنخيتي دارم كه بخواهم درباره اش بنويسم.
اينجا هم، نمي خواهم درباره علي دايي بنويسم و رفتار پر از تبختر هميشگي اش با گزارشگران و خبرنگاران، بلكه مي خواهم درباره يكي دو گزارشي بنويسم كه از تلويزيون ديده ام و در آن، گزارشگران ورزشي تلويزيون، آن چنان و از سر ترس با علي دايي صحبت مي كنند كه من، به عنوان يك بيننده، به جاي آن گزارشگران بيچاره، حس حقارت مي كنم. علي دايي، هر كه هست و باشد، آدمي است كه طي پروسه اي (درست يا نادرست) سر از جايگاه فعلي اش در آورده، و جايگاه او دليل نمي شود تا گزارشگران و خبرنگاران ورزشي بيچاره، آن چنان از موضع ضعف در مقابل او ظاهر شوند كه من بيننده، به جاي او خجالت بكشم از اين همه غرور و تكبر!
گزارشگران ورزشي رسانه ها، خودشان مي دانند كه چه مي گويم!خدا آخر و عاقبت همه را ختم به خير كند. آمين!

  


پشت ويترين

 

* زمانيان
* اگر اهل مطالعه آثار پژوهشي در حوزه داستان هستيد، حتماً تاكنون «عناصر داستان» و «ادبيات داستاني» جمال ميرصادقي را خوانده ايد. اين دو اثر پژوهشي تا به حال به چندين چاپ رسيده است.ميرصادقي به تازگي يك اثر پژوهشي ديگر در خصوص داستان منتشر كرده كه از دو اثر قبلي كاملتر است.اين كتاب «راهنماي داستان نويسي» نام دارد كه افزون بر مباحث مربوط به داستان



نويسي، تحقيقات نو و تازه اي كه در سالهاي اخير مطرح شده هم در آن منعكس شده است.
«براي نويسنده شدن»، «سرچشمه هاي داستان»، «سرچشمه هاي ديگر داستان»، «شروع، ميانه، پايان داستان»، «داستان،واقعيت،حقيقت»، «روايت»، «راوي»، «صدا»، «محتوا»، «شكل»، «ادبيت»، «آشنايي زدايي»، «معنا»، «چهار معناي تفسير»، «ساختار»، «عمل داستاني»، «تفسير»، «زمان در داستان»، «جريان سيال ذهن»، «تك گويي دروني»، «داستان چند آوايي»، «تمثيل»، «نماد»، «داستان سوررئاليستي»، «داستان غنايي»، «داستان واقع گرايي جادويي»، «داوري و نقد داستان»، «نكته ها و طرفه ها» و«واژه نامه» از عناوين سرفصل هاي اين كتاب هستند. ميرصادقي هر كدام از اين سرفصل هاي كلي تر را به بخشهاي جزيي تر، تقسيم كرده و براي هر كدام مثال داستاني از شاهكارهاي نويسندگان جهان آورده است.
«راهنماي هنر داستان نويسي» توسط نشر سخن منتشر شده و در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.
* خبر دوم مربوط است به چاپ مجموعه شعري از «علي احمد سعيد» متخلص به «آدونيس».اين مجموعه شعر كه«كارنامه باد» نام دارد توسط عبدالرضا رضايي نيا منتشر شده است.اين مجموعه شامل 13 شعر با عناوين:«تن، سه روز بر شانه شب، باران، حنجره يك سرخ پوست، چين و چروك زمان، ديداري از هارلم، شمايل برف، تابستان، پنجره ها، روزگار نوشتن تبعيد، فانوسها، عادات خاكستري و راهنماي نو در بيشه هاي معنا» مي باشد.«كارنامه باد» به تازگي از سوي نشر مركز منتشر شده و در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.
* چاپ دومين مجموعه داستان از «حامد حبيبي» خبر سوم اين ستون است.حامد حبيبي كه پيش از اين مجموعه داستان «ماه و مس» را چاپ كرده بود، حالا دومين مجموعه داستانش به نام «آنجا كه پنچرگيري ها تمام مي شوند» را به چاپ رسانده است.
اين مجموعه شامل 9 داستان است؛ «فيدل، شوخي، شب ناتمام، قمر گمنام نپتون، هتل، اشكاف، شب در ساتن سفيد، اكازيون، آنجا كه پنچرگيري ها تمام مي شوند» عناوين داستانهاي اين مجموعه داستان است. در قسمتي از داستان «اكازيون» مي خوانيم:



«توي شانه خاكي زدم روي ترمز. پايين پايمان، شهر، تو سري خورده و بي حوصله دراز كشيده بود. ستوني از دود از جنوب شهر بالا مي رفت و زنم دستش را به زير چانه گذاشته بود و به آسمان خاكستري شهر نگاه مي كرد. گفتم هنوز نيامده غم غربت گرفته. عينكش را برداشت و نگاه غمباري به من انداخت و گفت: «ما چه جوري آنجا زندگي مي كنيم؟»»
* خبر چهارم مربوط است به چاپ يك مجموعه شعر
«آرش عباس پور»؛ شاعر جوان خراساني اولين مجموعه شعرش را به تازگي منتشر كرده است. «كنار دلواپسي ماه» عنوان اين مجموعه شعر آزاد است كه توسط نشر پاژ عرضه شد.
در قسمتي از شعر «پياله» اين مجموعه مي خوانيم:
همه چيزهاي خوب را/براي آبادي و/براي تو/خواهم آورد./ اول از همه يك باران غافلگير كننده را./بايد برويم ليلا،
پياله اي جنون/به من بنوشان!
* خبر آخر هم به چاپ دو نمايشنامه مربوط است.
«تماس» ويليام اينگ و «استاد تاران» آرتور آداموف آثاري است كه به تازگي توسط رضا رادويي ترجمه و منتشر شده است.نمايشنامه «تماس» يكي از نمايشنامه هاي اينگ- نمايش نامه نويس آمريكايي- است. اين نمايشنامه نويس در ابتدا به نوشتن نقد تئاتر و فيلم روي آورد و جوايزي چون جايزه مجمع منتقدان نيويورك، تايم و پوليتزر و همچنين جايزه اسكار براي فيلمنامه «شكوه علفزار» را دريافت كرد.
همچنين نمايشنامه «استاد تاران» اثر «آرتور آداموف» جهاني بي رحم و پر از فسادهاي اخلاقي را همراه با اضطرابهاي فردي نشان مي دهد؛ جهاني كه در آن انسانها به شكست ابدي محكوم هستند، زيرا قادر نيستند با يكديگر ارتباط برقرار كنند.اين دو اثر به تازگي توسط نشر «سبزان» منتشر شده و در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.

  


براي پنجمين هفته متوالي؛ «جيمزباند» همچنان پرفروش ترين است

 

فيلم «ذره اي آرامش»، جديد ترين اثر از سري فيلمهاي «جيمز باند» براي پنجمين هفته متوالي در صدر فهرست پرفروش ترين فيلمهاي سينماي جهان قرار گرفت.
به گزارش ايسنا، فيلم «ذره اي آرامش» ساخته  «مارك فورستر» در تعطيلات آخرهفته از مجموع  8755 سالن سينما در  73 كشور فروش  20/1 ميليون  دلاري به دست آورد تا پرفروش ترين فيلم هفته سينماي جهان نام بگيرد.
اين فيلم كه اكنون مجموعه فروش بين المللي خود را از مرز 340 ميليون دلاري گذرانده است با  92 ميليون دلار فروش بيشتر نسبت به «رويال كازينو»، اكنون موفق ترين فيلم درميان  22 اثر ساخته شده از «جيمز باند» است.
به گزارش فرانس پرس، در رتبه دوم پرفروش ترينهاي هفته، «ماداگاسكار 2» محصول كمپاني «دريم ووركز» قرار دارد كه با فروش  12/5 ميليون دلاري از  24 كشور توانست مجموع فروش خود را از زمان اكران به  71/5 ميليون دلار برساند.
فيلم «مجموعه دروغها» جديد ترين ساخته  «ريدلي اسكات» با بازي «لئوناردو دي كاپريو» و «گلشيفته فراهاني» باتوجه به اكران جديد ش در مكزيك و برزيل، فروش  8/3ميليون دلاري از  54 كشور به دست آورد و مجموع فروش جهاني اش را از  43 ميليون دلار گذراند.

  


به مناسبت سال پدر شعر فارسي ؛ «رودكي سرآمد شاعران» به چاپ رسيد

 

«رودكي سرآمد شاعران» (مجموعه  مقالات به مناسبت سال رودكي) از سوي مؤسسه  خانه  كتاب به چاپ رسيد.




به گزارش ايسنا، اين مجموعه مقالاتي به مناسبت نكوداشت سال رودكي است، كه به كوشش منوچهر اكبري - رئيس دانشكده  ادبيات دانشگاه تهران - گردآوري شده است.در اين اثر، رودكي و شعر او در حوزه ها و زمينه هاي گوناگون نقد و بررسي شده اند.

  


كارگردان «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين»:
با افتخار مي گويم كه مي خواهم فيلم نازل بسازم!

 

سامان سالور گفت: با افتخار و با وجدان راحت اعلام مي كنم پس از ساخت سه  فيلم فرهنگي مي خواهم فيلم مبتذل و پر از چهره بسازم.به گزارش ايسنا، اين كارگردان سينما كه در جلسه نمايش و نقد و تحليل فيلمش در دانشكده  هنرهاي زيبا سخن مي گفت، با بيان اين مطلب ادامه داد: از اين پس مي خواهم فيلم مبتذل و اتوبوسي بسازم و مي دانم منتقدان اظهار تأسف مي كنند كه اين فيلمساز چرا به اين ورطه افتاد.
او ادامه داد: فيلمهاي فرهنگي مانند «خواب تلخ»، «چند كيلو خرما» و ... حق دارند در شهر 20 ميليوني تهران دو سالن سينما براي اكران و ديده شدن داشته باشند، اما اين آثار تنها در برخي از جشنواره ها فرصت ديده شدن پيدا مي كنند. درحالي  كه سينماي ما به اين سمت رفته كه فيلمهايي را اكران مي كند كه در نام آنها واژه  «زن» وجود داشته باشد.سالور با انتقاد فراوان از وضعيت اكران فيلمهاي خاص در ايران خاطرنشان كرد: اي كاش منتقدان ما از اين نوع سينما حمايت مي كردند، همچنان كه در دهه  60 چنين كردند، اما امروزه هيچ كس از سلطانهايي كه سينماي ايران را به حرمسراهايشان تبديل كرده اند، انتقاد نمي كند.
اين كارگردان سينما متذكر شد: امروزه روي سر درتمام سينماها چهره هاي تكراري را مي بينيم. وضعيت اكران ما را سينما داران تعيين مي كنند، اما چرا مخاطب ايراني حق ندارد درميان انبوه فيلمهاي مبتذل، فيلم متفاوت هم ببينند.

  


براي نصب در فضاهاي شهري؛40  اثر دو سالانه مجسمه هاي شهري انتخاب شد

 

دبير اجرايي نخستين دوسالانه مجسمه هاي شهري از انتخاب 40  اثر براي نصب در فضاهاي شهري خبر داد.
سيد مجتبي موسوي، در گفتگو با ايسنا، بااعلام اين مطلب گفت: تعداد آثاري كه در اين دو سالانه با ابعاد شهري ساخته شده كم است و بيشتر آثار در ابعاد نمايشگاهي ارائه شده اند، با اين وجود در كنار نشستهاي مشترك هيأت داوران و شوراي هنري سازمان زيباسازي ،40 اثر از اين مجموعه براي نصب در فضاهاي شهري انتخاب شد.
او همچنين با اشاره به برگزاري مراسم اختتاميه اين دو سالانه، توضيح داد: اين مراسم روز يك شنبه - هفدهم آذر ماه ساعت 17 در تالار بتهوون خانه هنرمندان ايران برپا مي شود و طي آن از پنج برگزيده بخش آزاد، سه برگزيده بخش ويژه «حماسه و انقلاب اسلامي» و يك برگزيده نمايشگاه از نگاه مردم تقدير مي شود.

  


نظري،دبير علميجشنواره شعر فجر شد

 

گروه هنر- در جلسه شوراي سياست گذاري جشنواره بين المللي شعر فجر كه با حضور وزير ارشاد و تمامي اعضاي اين شورا برگزار شد، فاضل نظري به عنوان دبير علمي اين جشنواره انتخاب شد.در اين جلسه همچنين مصطفي اميدي مدير كل دفتر مطالعات و برنامه ريزي فرهنگي و كتابخواني وزارت ارشاد به سمت دبير اجرايي اين جشنواره منصوب شد.وزير ارشاد در اين جلسه در سخناني با اشاره به جايگاه شعر انقلابي در ايران گفت: متأسفانه خوانندگان جهاني، ايران را با ادبيات 40 سال پيش مي شناسد و به همين دليل نياز است تا از فرصتهاي به دست آمده از جمله جشنواره شعر فجر براي معرفي ادبيات نوظهور ايران به جهانيان استفاده شود.پيش از اين علي معلم دامغاني به عنوان دبير اين جشنواره برگزيده شده بود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com