|
در گوشه اي ز صحن تو قلبم نشسته است
دل، طوق الفتي به ضريح تو بسته است
چون دشتهاي تشنه در اين آستان قدس
در انتظار ابر عنايت نشسته است
چون ذره بر ضريح خود اي روح آفتاب
ما را قبول كن كه دل ما شكسته است
فوج كبوتران تو آموخت عشق را
پرواز نور در حرمت، دسته دسته است
درياب روح خسته ما را كه مثل اشك
ديگر اميد ما زدو عالم گسسته است
مي آيد از تراكم عالم به اين ديار
قلبي كه از تزاحم اندوه خسته است
غلامرضا شكوهي |