صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-12-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 13آذر ماه 1387


به انگيزه روز جهاني معلولان ؛ اگر به جاي من باشي...

 

* فاطمه فرزانه

بعد از جنگ جهاني دوم و به دنبال افزايش تعداد معلولان جنگ، سازمان ملل روز 12 آذرماه يا سوم دسامبر را به عنوان روز جهاني



معلولان نامگذاري كرد. علت اين امر آن بود كه معلولان نيز مانند ديگر افراد جامعه حق شهروندي دارند. شايد به اين انگيزه روزي در گوشه اي از جهان كاري براي معلولان انجام شود.
در كتاب زندگي با معلوليت جسمي نوشته «جيل كرمنتز» آمده است: اكثر افراد معلول معمولاً در كودكي پي مي برند كه با وجود معلوليت خود چه كارهايي را مي توانند يا نمي توانند انجام دهند. بسياري از اين افراد قبل از رسيدن به درك منطقي درباره محدوديتهاي خود، مراحلي را پشت سر مي گذارند. در ابتدا فرد معلول نمي داند چرا با همه تفاوت دارد. اما، همين كه به اين موضوع پي مي برد، به خاطر محدوديت خود نااميد شده و به سرعت دچار افسردگي مي شود. در اين مرحله معمولاً دوست يا بزرگتر دلسوزي براي كمك پا در مياني مي كند تا از افسردگي نجاتش دهد و وادارش كند احساس بهتري نسبت به خود پيدا كند.
در قسمتهاي ديگري از اين كتاب مي خوانيم: كساني كه معلوليت جسمي ندارند، به زحمت متوجه مي شوند كه معلولان براي خو گرفتن به شرايط زندگي شان چقدر بايد انرژي رواني مصرف كنند. ضمن آنكه آنها براي خودشان احساس تأسف نمي كنند و از ما هم نمي خواهند كه به خاطرشان متأسف باشيم.
* قديمي ترين تشكل معلولان پس از انقلاب
جامعه معلولان يك تشكل غيردولتي است كه در سال 57 توسط عده اي از اعضا در تهران پايه گذاري و تأسيس شد و سپس در ساير شهرها شعبه هايي ايجاد گرديد.
عباسعلي پور، رئيس جامعه معلولان مشهد در اين زمينه به گزارشگر ما مي گويد: «اين جامعه در كشور 44 شعبه و دفتر و حدود 50 هزار عضو دارد كه در اينجا تعداد اعضاي شناسايي شده 3 هزار نفر مي باشند. او در خصوص ميزان تحصيلات اعضا هم مي گويد: حدود 25 درصد از اعضا بي سواد و 50 درصد در حد ابتدايي هستند. 25 درصد نيز از راهنمايي به بالا تحصيلات دارند به طوري كه 3 نفر دكترا، 16 نفر كارشناسي ارشد و 140 نفر ليسانس هستند.»
بسياري از معلولان معتقدند: ديدگاه مردم نسبت به معلولان قبلاً ترحم آميز بوده، اما اين موضوع در حال حاضر كمتر شده است. به اعتقاد آنها در طبيعت بشر عاملي وجود دارد كه از نقص جسمي ديگران دل آزرده مي شود. بنابراين فرد معلول هنگامي كه مردم خيره به او مي نگرند و از ديدن او متأثر مي شوند يا نمي دانند چگونه با او برخورد كنند، افسرده مي شود. او مي خواهد همان رفتاري را مردم با وي داشته باشند كه با هر كس ديگري دارند.
به گفته عباسعلي پور، اكثر خانواده هاي معلولان مشكل فرزندشان را پذيرفته اند. گرچه نحوه پذيرش آنها متفاوت است. برخي خانواده ها عقيده دارند به دليل نقص جسمي، فرزندشان نبايد كار سخت انجام دهد. همواره مراقب هستند كه زمين نخورد و هر چه را مي خواهد بدون اينكه اجازه تلاش به او بدهند برايش فراهم مي كنند. گر چه اين روش تربيتي - پرورشي معلول محترم است. اما باعث مي شود تا وي انگيزه اش را براي تلاش از دست بدهد و فردي متكي و وابسته بار بيايد. ولي تعدادي از خانواده ها هم به جاي اينكه فقط از فرزند معلولشان مراقبت كنند، او را براي آينده تربيت مي كنند. به اين صورت كه با او مانند ساير فرزندان سالم خود رفتار مي كنند. از او همان انتظاراتي را دارند كه از ديگر فرزندانشان دارند. به او كمك مي كنند كه نقش خويش را به درستي ايفا كند. ضمن اينكه در جايي اگر نياز به كمك دارد، نيازش را برآورده مي كنند. ولي او را ضعيف و وابسته بار نمي آورند. در نتيجه افرادي خودساخته خواهند شد.
وي در ادامه مي افزايد: به نظر اين خانواده ها چنانچه معلول احساس كند مورد ترحم قرار گرفته، انگيزه رشد توانايي هايش را از دست مي دهد و چون احساس وابستگي مي كند، ديگر انگيزه اي براي استقلال ندارد. به گفته «هلن كلر»، انساني كه معلوليت شديدي دارد تا وقتي كه با وي مانند يك موجود عادي رفتار نشود و مورد تشويق قرار نگيرد كه زندگي خود را شكل دهد، هرگز به منابع پنهاني نيروي خود پي نمي برد.

* معلولان و زندگي اجتماعي
ف - سعادت كارمند كه به دليل فلج اطفال از بچگي معلوليت را تجربه كرده است، مي گويد: ابتدايي ترين امكانات براي معلول تردد راحت در خيابان، ساختمانها و وسايل نقليه عمومي است. در حالي كه معابر شهرها به دليل همسطح نبودن و داشتن پستي و بلندي براي تحرك معلول نامناسب است. همچنين ورودي ساختمانها و ادارات دولتي پله دارند كه ورود ما را براي انجام كارهاي اداري با مشكل مواجه مي كند. حتي گاهي درب اتاق ادارات به اندازه اي كم عرض است كه ويلچر معلولان هم نمي تواند وارد شود.
وي سپس به خاطره اي در اين باره اشاره كرده، مي گويد: دخترم همواره اصرار مي كرد كه همراه آنها بيرون بروم. دليل بيرون نرفتنم را به او نمي گفتم. بالاخره با اصرار او يك روز همراهشان بيرون رفتم. در مسير راه به پله برخورديم. منتظر شديم تا يك نفر پيدا شود و چرخم را بالا ببرد. جاي ديگري چاله بود به زحمت فراوان ويلچر مرا عبور دادند. براي ورود به مغازه هم با مشكل رو به رو شديم. چرا كه ويلچر من از درب مغازه رد نمي شد. مغازه اي در زيرزمين بود و باز من مجبور شدم جلوي در بايستم. سرانجام با خستگي زياد به خانه برگشتيم. به دخترم گفتم: حالا علت بيرون نيامدنم را فهميدي؟

كرمي، ليسانس و معلول جسمي هم در زمينه انتظارش از جامعه اظهار مي كند: من و همسرم هر دو معلول هستيم دوست دارم مردم نسبت به ما ديد واقعي داشته باشند. اگر ترحم كمتر شود، مشكلات هم كمتر مي شود. من در يك اداره دولتي مشغول كار هستم تا زماني كه جامعه به من به عنوان يك معلول ترحم كند، مراجعان هم كار من را قبول نمي كنند و كار خود را به ديگر همكاران مي سپارند. در حالي كه ما از نظر جسمي محدود هستيم ولي ناتوان نيستيم و همه چيز را به خوبي مي بينيم، مي شنويم و حس مي كنيم.
وي سپس مي افزايد: شبي با همسرم از مسجد برمي گشتيم كه آقايي از كنار ما گذشت. مجدداً برگشت و دو ظرف غذا به من و همسرم داد. همسرم از اين حركت ناراحت شد و به آن فرد گفت ما معلول هستيم، اما فقير نيستيم كه مورد ترحم سايرين قرار بگيريم.

شهيدي، دانشجوي رشته كامپيوتر و معلول هم مهمترين انتظارش را از جامعه و مسؤولان اشتغال عنوان مي كند و معتقد است: بيش از يكصد مؤسسه خيريه در مشهد فعاليت مي كنند و كمك هايي را به معلولان ارايه مي دهند، اما تا زماني كه وسايل زندگي به درب منزل معلول برود، فرد احساس نياز نمي كند.

قاسم پور، كاسب كه در پي سانحه رانندگي از ناحيه پا دچار قطع عضو شده نيز به گزارشگر ما در مورد مشكل وسايل حمل و نقل معلولان مي گويد: فكر مي كنم معلولان در استفاده از وسايل نقليه سهمي ندارند. بويژه كه ميله وسط اتوبوس هم امكان بردن ويلچر معلول را به داخل اتوبوس از بين برده است كه اميدوارم روزي اين مشكل با ساخت اتوبوس هاي جديد و مناسب سازي شده برطرف شود. در حال حاضر اگر معلول وسيله نداشته باشد، بايد ساعتها در خيابان منتظر بماند. به عنوان مثال من در سرما و يخبندان زمستان گذشته براي انجام كار اداري مجبور بودم بدون ماشين بيرون بروم. حدود يك ساعت و نيم در خيابان منتظر ماشين بودم. قادر به سوار شدن اتوبوس نبودم و هيچ ماشيني هم حاضر به سوار كردن يك معلول نبود.

خاتم پور، دانشجوي كارشناسي ارشد و نابينا هم اظهار مي كند: با زحمات فراوان به اين مرحله از تحصيل رسيده ام. به عقيده من هر معلولي كه زندگي سختي را پشت سر گذاشته و تلاش كرده، سزاوار قدرداني است. اما در جامعه مردم به نابينا با ديد ترحم آميز مي نگرند و رفتار متفاوتي با او دارند. به همين دليل ترجيح مي دهم در منزل به كار و كسب درآمد مشغول باشم.

* يادمان باشد كه...
معلوليت محدوديت است نه يك نقص. بنابراين ممكن است هر لحظه هر كدام از ما به دليلي در يك قدمي وقوع حادثه اي قرار گيريم كه به معلوليتمان منجر شود.
گرچه در مورد معلولان قوانين متعددي وضع شده است، ولي اين قوانين در صورتي مي توانند از بار معضلات گوناگون اين گروه بكاهد كه به طور كامل اجرا شود.
به طور مثال در قانون 16 ماده اي جامع حمايت از حقوق معلولان آمده است: «در صورت وجود اعتبار اجراي اين قوانين امكان پذير است»، در نتيجه، به نظر مي رسد اين جمله اجراي ساير مواد قانوني مذكور را هم با مشكل رو به رو كند و ضمانت اجرايي كافي نداشته باشد.
بنابراين براي همدلي و درك بهتر مشكلات و نيازهاي معلولان، همه ما از جمله مسؤولان و تصميم گيران جامعه براي لحظه اي هم كه شده خود را به جاي آنها بگذاريم و دقايقي روي ويلچر نشسته، حركت كنيم و يا چند قدمي را با عصا از روي پل بگذريم تا در عمل با مشكل يك فرد معلول آشنا شويم شايد در آن صورت بهتر بتوان به راه حلهاي مناسب براي رفع مشكلات ريز و درشت اين گروه رسيد.

  


در همايش خشونت و جنسيت در نهاد خانواده مطرح شد؛
 25 درصد زنان جهان متحمل آزار مي شوند

 

مدير پروژه خشونت خانگي وزارت بهداشت گفت: بين 16 تا 25 درصد زنان در نقاط مختلف جهان متحمل خشونت هستند.به گزارش مهر، دكتر رفيعي فر در همايش خشونت و جنسيت در نهاد خانواده كه به مديريت سازمان دفاع از قربانيان خشونت برگزار شد با ارايه نكاتي تأثيرات خشونت مبتني بر جنسيت در نهاد خانواده بر سلامت را مورد بررسي قرار داد.در ابتداي اين نشست دكتر ليلا بهنام معاونت توانبخشي سازمان دفاع از قربانيان خشونت به عنوان دبير همايش اظهار داشت: بيماريهاي ناشي از خشونت عليه زنان
در كشورهاي توسعه يافته 14/5 درصد و در كشورهاي در حال توسعه 15/5 درصد را به خود اختصاص مي دهد.معاون توانبخشي سازمان دفاع از قربانيان خشونت در نهاد خانواده همواره بر عليه زنان دانست و گفت: اين اقدام سوء پديده اي است كه مي تواند زندگي يك زن را قبل از تولد تا مرگ مورد تهديد قرار دهد.
در ادامه همايش دكتر نسرين مصفا، مدير طرح گروهي ارتقاء حقوق بشر و دسترسي بيشتر به عدالت طي سخناني گفت: فعاليتهاي اين طرح از سال 85 آغاز شده كه برگزاري دوره هاي آموزشي، برگزاري سمينارهاي ملي و بين المللي، انجام پژوهشهايي در مورد حقوق شهروندي، انجام پژوهشهايي در زمينه زنان، معلولان و حق دفاع از خود از جمله اقداماتي است كه در زمينه اجراي طرح گروهي ارتقاي حقوق بشر و دسترسي بيشتر به عدالت به انجام رسيده است.
در اين همايش دكتر جعفري رياست دادگستري استان خوزستان پس از تشريح نحوه قتلهاي ناموسي در خوزستان به بيان علل اين گونه قتلها پرداخته و تفاوت قتلهاي ناموسي با انواع ديگر قتلها را توضيح داد.
دكتر مهديه معين روانكاو و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران در اين سمينار با سخناني متفاوت ساديسم يا آزاركامي را مهمترين عامل آزارمحوري دانست و مظلوم بودن زنان را موجب تقويت ظلم حاكم بر نهاد خانواده دانست.سپس اشرف بروجردي، عضو هيأت علمي پژوهشگاه مطالعات انساني و فرهنگي نيز در اين نشست نقش باورهاي فرهنگي در پذيرش خشونت جنسيتي در نهاد خانواده را توضيح داد.
در ادامه اين نشست سيدحسن موسوي مددكار اجتماعي و مديركل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي كشور اقدامات بهزيستي در زمينه امدادهاي اجتماعي از قبيل تشكيل مراكز نگهداري از كودكان بيسرپرست زير 18 سال، اسكان موقت زناني كه مورد خشونت قرار گرفته اند، ايجاد اورژانس اجتماعي براي حمايت از افرادي كه در معرض آزار هستند و خط تلفن 123 كه متعلق به اين اورژانسهاست را بر شمرد.

  


قدس بررسي مي كند؛ پذيرفتن واقعيت، راهكار پذيرش فرزند ناتوان در خانواده است

 

* علي ابراهيمي

اكثر والدين از اين كه رؤياهاي خويش را در مورد سلامت و آينده فرزندشان از دست رفته مي بينند احساس ناتواني مي كنند، زيرا



انتظار داشته اند صاحب كودكي سالم با آينده اي درخشان شوند از همين روي بسياري از آنها در مواجهه با اين واقعيت كه كودكشان داراي نوعي نقص جسماني است دچار ماتم مي شوند و اين مسأله زمينه ساز ماتم زدگي والدين است.
روان شناسان معتقدند، بدون فرآيند ماتم زدگي، شخص نمي تواند از شي يا شخص مورد علاقه از دست رفته اش جدا شود، در واقع اين عمل به فرد قدرت مي دهد با ايجاد تغييراتي در خود به نگرش مثبت برسد، ضمن اينكه ماتم زدگي به طور خود انگيخته شروع مي شود و به نظر مي رسد به يادگيري نياز نداشته باشد.
ماتم زدگي موفقيت آميز، به ارتباط انساني ويژه اي بستگي دارد، به طوري كه شخص نمي تواند در تنهايي ماتم زده شود، جاي انتقاد است كه افرادي كه بايد ماتمزدگي را تسهيل كنند، اغلب فرد را نسبت به ماتم زدگي بي رغبت مي كنند. آنان كه به فرد داغديده نزديكترند، دوستان، نزديكان و والدين كودك معلول، به جاي قبول اين واقعيت كه حالتهاي انكار، احساس گناهكاري، افسردگي، خشم و اضطراب اين والدين بخش طبيعي فرايند ماتم زدگي است، از آنها به عنوان آسيب رواني ياد مي كنند، در حالي كه جدا شدن فرد از رؤياهاي قبلي باعث ايجاد رؤياهاي جديدي مي شود كه با مشكل جسمي كودك آميخته است.
* انكار:
انكار، اولين حالت انفعالي است كه اغلب والدين در فرآيند ماتم زدگي از خود بروز مي دهند به عنوان نمونه والدين كودكان ناشنوا به شيوه هاي گوناگون مشكل را انكار مي كنند. پدر و مادري كه در قبول تشخيص ناشنوايي فرزندشان مشكل دارند معمولاً با فرد متخصص مشاجره مي كنند.
آنها اغلب از دستورها پيروي نمي كنند، يا در همياري به توانبخشي كودك كوتاهي مي ورزند.
در حقيقت اين انكار به والدين فرصت مي دهد تا نيروي دروني و ساز و كار بيروني براي مواجهه با داشتن كودك ناشنوا را به دست آورند، در نهايت زماني كه به اين نيرو دست يافتند انكار نيز متوقف مي شود.
* احساس گناهكار بودن:
والدين كودك داراي نقص جسمي احساس گناهكاري خود را با يكي از اين سه حالت آشكار مي كنند.
1- والديني كه معتقدند نقص كودكشان ناشي از تنبيه عادلانه و عقوبت اعمال خاصي است كه در گذشته مرتكب شده اند.
2- والديني كه خود را عامل اصلي معلوليت فرزندشان مي دانند. به عنوان نمونه، اختلالهاي ژنتيكي، استفاده از دارو، اعتياد، ضربه و... از جمله اين موارد است.
3- والديني كه اساساً معتقدند امور خوب براي افراد خوش اقبال و اتفاقهاي ناگوار براي افراد بدشانس رخ مي دهد. چنين اعتقادي تنها به اين سبب كه نقص وجود دارد پدر يا مادر را در احساس گناهكاري باقي مي گذارد. در اين شرايط والدين قادرند باورهاي خود را از نو ارزيابي كنند.
* افسردگي:
اين حالت عموماً همراه با ماتم زدگي تشخيص داده مي شود. اكثر متخصصان به انسان افسرده به عنوان فردي مي نگرند كه بايد با جداسازي و مراقبت ويژه مداوا شود.
معمولاً چنين نگرشي با آنچه واقعاً والدين ماتم زده با آن روبرو هستند مغايرت دارد.
افسردگي به عنوان «خشم جهت يافته به سوي درون» تعريف شده است، به اين معني كه اين خشم، خشمي است عليه خود فرد.
اما بايد پرسيد كه والدين كودك معلول به چه دليل نسبت به خود خشمگين هستند؟ گاهي والدين از پيشگيري آنچه براي فرزندشان رخ داده ناتوان بوده اند و به علت اين ناتواني نسبت به خود خشمگين هستند.
بعضي از والدين هم به اندازه كافي توان پيشگيري از آنچه رخ داده را داشته اند اما چون قبل از آنكه خيلي دير شود، دست به اقدام نزده اند نسبت به خود خشمگين هستند.
* خشم:
روانشناسان نشان داده اند كه ناكامي به احساس پرخاشگرانه منتهي مي شود. پدر يا مادري كه از طريق تولد كودك معلول كه در بسياري از جنبه هاي زندگي دچار محدوديت شده است احساس خشم مي كند، به گمان چنين فردي اين از هم گسيختگي و درد از كودك ناشي شده است.
از آنجا كه خشم نسبت به فرزند امري ناپسند است، بنابراين والدين اغلب چنين احساساتي را به ديگران منتقل مي كنند. به نظر مي رسد والديني كه مي توانند با افراد مورد علاقه شان درباره خشم خود صحبت كنند كمتر كج خلق مي شوند.
اگر به خشم اجازه بروز داده شده و يا پذيرفته شود كه اين حالت بخشي از فرايند عادي ماتم زدگي است، والدين كودكان معلول با بهره گيري از اين حالت مي توانند باورهاي خود را از نو بسازند.
* اضطراب:
پدر و مادري كه به سبب داشتن فرزند معلول در ماتم از دست دادن يك رؤيا به سر مي برند در زمينه اضطراب، احساسات گسترش يافته اي دارند. به عنوان مثال والدين كودكان ناشنوا اغلب بيان مي كنند كه در سر و سامان دادن به امور آموزشي فرزندشان دچار مشكل هستند. كودكشان بسيار آسيب پذير است. چيزهاي زيادي براي يادگرفتن وجود دارد. اما يادگيري صحيح كودك ملاك است و چون اين امر از توان والدين خارج است آنها را با فشارها و مسؤوليتهاي جديدي رو به رو مي كند كه بر فشارها و مسؤوليت هاي قبلي زندگي اضافه مي شود.
در نتيجه آنها به شخص مورد علاقه اي نياز دارند كه موقعيت و احساس شان را درك كند.
پس اينكه به پدر يا مادري فقط گفته شود: «آرامش خود را حفظ كنيد»، مفيد نخواهد بود زيرا در اين دوران آرامش نه تنها ناممكن بلكه تطبيق نادرست با موقعيت است. به اين سبب كه اضطراب باعث مي شود والدين نگرشهاي خود را در مورد مسؤوليت بازسازي كنند.
* استمداد از فرد مورد اعتماد:
براي آسان كردن فرآيند ماتم زدگي بهتر است والدين با فرد معتمد و مورد علاقهشان مشاوره داشته باشند. چه بهتر كه اين فرد متخصص نيز باشد. متخصصي كه بتواند حالتهاي انفعالي (انكار، احساس گناهكاري و...) را پذيرفته و آنها را به والدين منتقل كند. چنين فردي مي تواند ضمن كمك به والدين در بازسازي نگرشها و بهبود وضعيت روحي سبب شود تا كودك معلول نيز به احساس امنيت دست يابد . در سايه اين آرامش، كودك مي تواند به آموزشهاي لازم در زمينه تحصيلي، فردي، اجتماعي و ... كه معادل توانبخشي موفقيت آميز است، برسد.
* منابع
1- آموزش و توانبخشي كودكان دچار نقص شنوايي- دكتر استفن پ- گويگلي و همكاران- ترجمه: ابوالفضل سعيدي
2- روان شناسي كودكان و نوجوانان استثنايي- بهروز ميلاني فر

  


مشاور خانواده ؛ مادرم با من مثل يك بچه رفتار مي كند

 

مشاور محترم !دختري هستم 20 ساله و سال اول دانشگاه را پشت سر گذاشتم ولي مادرم هنوز با من درست مثل يك بچه 5 ساله رفتار مي كند به طوري كه حتي آب هم بدون اجازه او نمي توانم بخورم. در تمام كارهايم دخالت دارد. اگر يك دقيقه دير از دانشگاه برگردم غوغا به پا مي كند كه دلواپس شدم. اجازه رفتن به منزل هيچ يك از دوستانم را نمي دهد. مي ترسم وقتي ازدواج كنم نيز در تمام كارهايم دخالت كند. به من بگوييد چگونه مادرم را متقاعد كنم كه مي توانم از خودم مراقبت كنم و راه را از چاه تشخيص بدهم؟
خواهر شما: پريسا
پاسخ مشاور:
خواهر گرامي؛ والدين در مسير برخوردهاي تربيتي خود با نوجوانان و جوانان به نقطه اي مي رسند كه فرزندانشان نياز به «استقلال» دارند. از طرفي اين نياز با نياز ديگري به نام «حمايت» تداخل پيدا مي كند. هنر والدين اين است كه در عين حال كه فرزند خود را به لحاظ مادي - عاطفي و اجتماعي حمايت مي كنند مواظب باشند كه به استقلال او لطمه نخورد. بسياري از والدين در يكي از دو جنبه افراط يا تفريط مي كنند يا زيادي استقلال به نوجوان و جوان خود مي دهند و او را حمايت نمي كنند و يا آنقدر او را تحت حمايت خود قرار مي دهند كه عملاً با جوان خود مانند يك كودك رفتار مي كنند. به حدي كه استقلال او سلب مي شود. به هر حال تا زماني كه شما در منزل والدين خود هستيد نياز به حمايت آنان داريد، و ناچاريد بعضي از قوانين و مقررات خانواده را بپذيريد. اما اگر از دخالتهاي زياد مادر خود رنج مي بريد با اين اقدامها مسأله را تحت كنترل خود در آوريد:
بكوشيد در عمل اعتماد والدين را به خود جلب كنيد و آنها را مطمئن كنيد كه برايتان مشكلي پيش نخواهد آمد.
با تصميمات و انتخابهاي عاقلانه، توان مديريت خود را به آنان نشان دهيد.
هرگز به والدين خود دروغ نگوييد و از پنهان كاري بپرهيزيد چون پنهان كاري در روابط اثري بسيار نامطلوب مي گذارد.
بدون تعصب آنان را در جريان كارهاي خود قرار دهيد.
با استفاده از شيوه هاي حل مسأله و تفكر خلاق و مشورت با آنان اشتباههاي خود را به حداقل برسانيد.
در انتخاب دوست دقت كنيد تا دوستان شما با معيارها و اهداف شما همخواني داشته باشند.
و از دوستي با افراد فرصت طلب و سودجو پرهيز نماييد.
موفق باشيد

  


تيم ملي راگبي بانوان قهرمان مسابقات آسيايي شد

 

تيم ملي راگبي بانوان كشورمان با غلبه بر لائوس فاتح مسابقات آسيايي راگبي شد.تيم ملي بانوان كشورمان در بازي پاياني با برتري 28 بر 5 بر ميزبان مسابقات يعني لائوس به عنوان قهرماني مسابقات آسيايي كه با حضور 6 كشور برگزار شد دست يافت.

  


تيم واليبال نشسته بانوان خراسان رضوي قهرمان كشور

 

مسابقات قهرماني كشوري واليبال نشسته بانوان جانباز و معلول كشورمان كه با حضور 18 تيم از 4 آذرماه در جريان بود با معرفي تيمهاي صدرنشين اين رقابتها در دسته يك و دو به پايان رسيد.
به گزارش ايپنا، بر اين اساس تيمهاي شركت كننده در دسته يك اين بازيها در دو گروه چهار تيمي با يكديگر به رقابت پرداختند و پس از انجام 20 بازي در دور مقدماتي، در نهايت، تيم واليبال نشسته خراسان رضوي با شكست رقيبان خود به عنوان قهرمان دسته يك اين مسابقات شناخته شد. تيم لرستان به عنوان نايب قهرماني رسيد و تيم تهران در جايگاه سوم قرار گرفت.
مسابقات دسته دوم نيز با حضور 10 تيم در دو گروه 5 تيمي انجام شد و در پايان تيم اصفهان با پيروزي بر حريفان خود بر سكوي نخست ايستاد.
همچنين در دور مقدماتي اين رقابتها كه با انجام 25 بازي پيگيري شد تيم كرمان به مقام دوم دست يافت و تيمهاي مركزي و يزد به ترتيب مقام سوم و چهارم را از آن خود نمودند.دهمين دوره مسابقات قهرماني كشوري واليبال نشسته بانوان جانباز و معلول با شركت 180 ورزشكار و 36 مربي و سرپرست 8 آذرماه در مشهد مقدس خاتمه يافت.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com