صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-12-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 13آذر ماه 1387


صدا و سيما، زبان فارسي را به آگهي دهندگان مي فروشد

 

*گفتگو با مردي كه سخنش به هزار اشرفي مي ارزد

*جواد صبوحي





امروز تا از فرهنگستان زبان مي نويسي، همه ياد جلال همايي و احمد بهمنيار مي افتند؛ فرهنگستاني كه در يكي از روزهاي سال1349 تأسيس شد و چه آدمهايي كه در اين فرهنگستان آمده و رفته اند. آدمهاي بالا و پايين. بالاهايي را همه مي شناسند: بديع الزمان فروزانفر، ابراهيم پورداود، محمدتقي مدرس رضوي، ذبيح ا... صفا، ناتل خانلري و... پايين ترها را هم كسي به ياد نمي آورد؛ آدمهاي سفارشي و انتصابي آن دوران و...
اما در اين سالها، ميان زبان شناسان و فارسي دانان فرهنگستان، علي اشرف صادقي مورد احترام همه است.
صادقي شاگرد استادان پرآوازه اي چون بديع الزمان فروزانفر، جلال همايي، پورداود، خانلري، صفا، معين، حسن خطيبي و محمدتقي مدرس رضوي و جلال الدين محدث و.. . بوده است و اين خود نعمتي است. البته، علاوه بر آن بزرگان، تلمذ مجتبي مينوي راهم كرده است.
علي اشرف صادقي زحمات فراواني براي زنده ماندن زبان فارسي كشيده و اين از همان آغاز وابتداي جواني اش بوده است. همان روزها كه مجتبي مينوي درباره اش در مجله راهنماي كتاب «گراوور» كه ايرج افشار به چاپ رسانده بود، مي نويسد: «آفرين بر علي اشرف صادقي كه درباره زبان فارسي هر چه بايد گفت گفته است و سخنش به هزار اشرفي مي ارزد.»
اشرفي يعني ليره. سكه هايي كه قبل از دوره پهلوي رايج بود. اگر مينوي زنده مي ماند به اين سخن خود افتخار مي كرد. چه هزاراشرفي او حالا ميلياردها ليره ارزش دارد!






* آقاي دكتر، سابقه واژه گزيني در كشورمان به چه دوره اي بر مي گردد؟
** قرن چهارم هجري ؛ به روزهايي كه ابن سينا، ناصرخسرو، ابوريحان بيروني در مقابل اصطلاحات علمي عربي ايستادند و سعي كردند واژه هاي فارسي را انتخاب كنند. آنها پيشنهاد مي كردند به جاي اصطلاحات علمي بايد واژه هاي فارسي به كار رود. در قرون بعد، افضل الدين كاشاني، خواجه نصيرالدين طوسي و... به اين كار پرداختند. اما در دوره هاي جديد يعني قبل از كودتاي سوم اسفند 1292، عده اي در مقابل برخي از واژه هاي جديد و تركي كه در ارتش رواج داشت، به واژه گزيني پرداختند اما چون با اين فن آشنا نبودند، افراطهايي نموده و يا واژه هاي غلطي را انتخاب مي كردند. براي نمونه، واژه «ارتش» و «تيمسار» از همان واژه هايي است كه آنها ساخته اند. آنها كلمه «ارتشتار» به معناي سپاهي را كه در زبان فارسي وجود داشت، مختصر كرده و به ارتش به جاي Army قرار دادند و بدين وسيله مي خواستند كلمه «قشون» را كنار بگذارند. مي بينيد كه انتخاب غلطي است، اما جا افتاده است و نمي توان با آن كاري كرد. يا كلمه «تيمسار» واژه اي جعلي است كه در كتابهاي هندي آورده بودند. «تيم» يعني كاروانسرا، «سار» هم يعني رئيس. بنابر اين تيمسار يعني رئيس كاروانسرا، بنابراين هيچ ارتباطي با يك لقب ارتشي ندارد. اين واژه ها را به اين دليل ساخته بودند كه هيچ اطلاعي از واژه سازي نداشتند.
بعدها اين واژه سازي ادامه پيدا كرد تا اينكه مرحوم محمد علي فروغي ديد اگر وضع به همين شكل ادامه داشته باشد، زبان فارسي از بين خواهد رفت و تشتتي در جامعه به وجود مي آورند و استمرار فرهنگي ما ممكن است از بين برود. بنابراين، به فكر افتاد نهادي را تشكيل دهد و با همفكري تعدادي از همفكرانش، به كار واژه گزيني بپردازند. اين گونه بود كه در سال 1314 فرهنگستان ايران شكل گرفت و تعدادي از بهترين استادان در آنجا بودند و واژه هاي بسيار خوبي را انتخاب كردند. فروغي نيز خود رساله اي را به نام «پيام من» به فرهنگستان نوشت و اصول كار و اينكه واژه گزيني بايد با چه معيارهايي انجام پذيرد را مشخص كرد. نتيجه اينكه، امروز تمام واژه هايي كه در خصوص گياهان، گياه شناسي، زيست شناسي؛ جانورشناسي و... است، همه ساخته هاي فرهنگستان اول است مثلاً مي گوييم گياهان دو لپه اي يا لپه اي ها. نرم تنان و پستانداران و... تمام اينها اصطلاحات عجيبي بود كه در دارالفنون كه در عربي افراط گرايي مي شد، ساخته بودند. مثلاً به جاي دولپه اي ها ذوفلقتين مي گفتند كه كمتر كسي معناي آن را مي فهميد. اين كار تا سال 1320 كه به سقوط رضاخان و در پي آن تضعيف فعاليت فرهنگستان انجاميد، ادامه داشت.
* الان حساسيت فرهنگستان معطوف چه قسم واژه هايي است؟
**در حال حاضر، 46 گروه علمي متشكل از استادان دانشگاه ها در رشته هاي مختلف در فرهنگستان مشغول فعاليت هستند كه مفاهيم علمي خود را همراه با واژگان غربي به صورت تعريف شده به فرهنگستان عرضه مي كنند. بخش علمي فرهنگستان، اين واژگان را بررسي مي كند و به گروه هماهنگي ارائه مي دهد تا احتمالا اگر واژه اي مربوط به فيزيك است، با پزشكي و زيست شناسي نيز هماهنگ شود و استادان آنها هم نظرهاي موافق و مخالف خود را ارائه دهند. پس از اين مرحله، واژه مورد نظر به واحد فني ارائه مي گردد تا درستي و نادرستي آن از نظر زباني، آهنگ، خوش آوايي و... بررسي شود و پس از آن به تصويب رسيده و ابلاغ مي گردد و رئيس جمهور نيز آن را تاييد مي كند.
* آماري از تعدادواژه هاي مصوب در اختيار داريد؟
** از سال 70-1369   به بعد، 16 هزار واژه در 5 جلد چاپ شده است .
* شما در جايي گفته بوديد فرهنگستان با واژه هاي غربي كه وارد زبان فارسي شده است كاري ندارد و آنها را فارسي مي داند؛ يعني با لغاتي مثل تلفن، تلويزيون. چرا بايد اين واژگان را فارسي بدانيم ؟
** من گفته بودم با لغات عمومي بسيار رايج كه جا افتاده، كاري ندارد. ما واژگاني را داريم كه دهها سال است مورد استفاده قرار مي گيرند، مثل تلفن، پست، تاكسي و... دليلي ندارد وقت و هزينه اي را صرف كنيم و اين واژه ها را تغيير دهيم و به جاي آنها واژه هاي فارسي بسازيم، اما تعدادي لغات و اصطلاحات در حال ورود به زبان فارسي است كه هنوز وارد زبان نشده است. بنابراين، از همين اكنون مي توانيم براي آنها واژه سازي كنيم و بايد فيلتري داشته باشيم و براي آنها معادل فارسي مناسبي انتخاب و پيشنهاد كنيم تا به سرعت در جامعه نهادينه شوند مثلاً بسياري از شركتهاي «انسرينگ ماشين» به جاي نام اين دستگاه واژه تلفن منشي دار را پيشنهاد كردند. فرهنگستان زبان و ادب فارسي به جاي آن واژه پيامگير را انتخاب كرد، چون كار اين ماشين آن است كه وقتي پاسخ دهنده حضور ندارد، پيام تماس گيرنده را دريافت مي كند. به جاي اتوبوسهاي BRT، فرهنگستان زبان اتوبوسهاي تندرو را پيشنهاد داد، اما كمي دير شده بود و زماني بود كه ديگرنام آن بر روي اتوبوسها نوشته شده بود. وقتي قرار است از اين واژه ها وارد زبان فارسي شود، بايد دولت و نهادها ورود اين گونه ابزار و فناوريها را به فرهنگستان اعلام كنند تا فرهنگستان براي آنها واژه سازي كند. مثلاً قرار است گذرنامه اي تهيه شود كه ويژگي هاي زيستي افراد نيز در آن گنجانده شود. به اين گونه گذرنامه در زبان انگليسي سايكومتريك مي گويند. اولين نمونه اين گونه گذرنامه براي رئيس جمهور صادر مي شود. اين كار خوبي بود كه قبل از طرح آن در اداره گذرنامه و به كار رفتن اين واژه توسط مردم به فرهنگستان ابلاغ شد و فرهنگستان واژه «گذرنامه زيستنگار» را پيشنهاد كرد.
پيش از اين براي واژه هايي كه در زبان مردم جا افتاده بودند هم معادلهايي از سوي فرهنگستان پيشنهاد شده و عملا اين معادلها بين مردم مقبول نيفتاده اند. مثلا به جاي آكواريوم، «آبزي دان» پيشنهاد شده،يا به جاي استامپ «جوهرگين» پيشنهاد شده بود
ببينيد! يك موقعي مجلس شوراي اسلامي تصميم گرفت قانوني را وضع كند كه طبق آن دستگاه هاي دولتي نبايد هيچ واژه فرنگي به كار ببرند. اين تصميم عجولانه اي بود كه يك عده غير متخصص گرفته بودند و مشكلات عديده اي را در دستگاه ها به وجود مي آورد؛ مخارج هنگفتي را هم به آنها تحميل كرد كه نامه ها و مكتوبات را اگر كلمه فرنگي داشت، عوض كنند. اين كار به هر حال، شدني نبود و موجب آشفتگي مي شد و بر مي گشت به حالت اول. اين بود كه آقاي حداد عادل كه آن موقع رئيس فرهنگستان بود و هنوز به مجلس نرفته بود، وقت گرفت و به مجلس رفت و با نمايندگان صحبت كرد و آنها را متقاعد كرد فقط كاربرد واژه هاي فرنگي اي كه در فارسي معادل دارند يا فرهنگستان براي آنها معادل وضع كرده، مجاز نباشد. نتيجه اين مصوبه به اين صورت در آمد. بعد، دولت فهرستي هزار واژه اي تهيه كرد كه در مكاتبات اداري به كار مي رفت وآن را به فرهنگستان داد و گفت براي اينها واژه بسازيد. حالا اينكه اينها در عمل به كار مي روند يا نه، ممكن است در نوشته ها آن را به كار ببرند و به جاي بوفه بگويند «چيني جا»، يا به جاي آكواريوم بگويند «آبزي دان» اما در گفتار مردم اين كلمات جا نيفتد. به هر حال، ما در پاسخ به يكي از خواسته هاي دولت بود كه اين كار را انجام داديم و سعي كرديم از يك كار دشواري زاي بزرگتر جلوگيري كنيم، و مشكل را به حداقل رسانديم. قبول دارم كه در ميان اينها تعدادي واژه جا افتاده فرنگي هم هست كه ديگر در زبان مردم جا باز كرده و اشكالي هم ايجاد نمي كند.
* چه بايد كرد كه واژه هاي مصوب از سوي فرهنگستان ضمانت اجرايي داشته باشد؟
** دو راه بيشتر وجود ندارد؛ اول اينكه به فرهنگستان اقتدار داده شود تا بتواند نهادها و سازمانهايي را كه اين واژگان را به كار نمي برند، بازخواست كند. يكي ديگر از اين راهها كه معقول تر است وتقريبا در تمام دنيا نيز مرسوم است، اين است كه نهادهاي دولتي موظف شوند اين واژه ها را به كار ببرند. يعني وقتي اين واژه ها به صدا و سيما ابلاغ مي شود، اين سازمان نبايد براي تبليغات سه برابر پول بگيرد و باز همان واژه فرنگي را به كار ببرد. صدا و سيما اين كار را انجام مي دهد. گاهي از ما نظر مي پرسيدند كه فلان واژه فارسي است يا فرنگي. وقتي فرنگي بودن آن مشخص مي شد، صدا و سيما دوباره آن را در تبليغات به كار مي برد. وقتي دليل آن را جويا مي شديم، مشخص مي شد كه صدا و سيما به صاحبان آگهي ها مي گويد اگر واژه اي غربي باشد سه برابر واژه فارسي از صاحبان آگهي پول مي گيرد. بسياري از آنها نيز اين هزينه را پرداخت مي كردند. ما هم ازانجام آن كار كناره گيري كرديم تا عده اي تصور نكنند در اين كار سهيم هستيم. روزنامه ها، صدا و سيما و كتابهاي درسي آموزش و پرورش و دانشگاه ها اگر از اين واژه ها استفاده كنند، واژه ها نهادينه مي شود.
* قبول داريد فرهنگستان اطلاع رساني خوبي در خصوص واژه هاي مصوب خود ندارد؛ مثلا ما مدتها «كش لقمه» يا «خودرو بزرگ ملي» را به جاي پيتزا و اتوبوس كار فرهنگستان مي دانستيم و بين انتخاب هليكوپتر، چرخبال و بالگرد ترديد داشتيم...
** بله، من هم معتقدم روابط عمومي فرهنگستان بايد قوي تر عمل كند و همين مسأله مستلزم بودجه كافي است تا بتواند مثلا ستوني از روزنامه ها را در اختيار بگيرد و اين مصوبات را در آنجا چاپ كند. متاسفانه بودجه ما خيلي محدود است. بودجه امسال ما همان بودجه اي است كه در سال گذشته بوده است و با وضعيت موجود نمي توان كاري از پيش برد.
از حضورتان در گفتگو سپاسگزاريم

  


سرانه مطالعه در كشورهاي جهان

 

اهميت بررسي سرانه مطالعه در كشورها به رشد فرهنگي آنها و به طور گسترده تر به توسعه انساني در هر كشور مربوط مي شود. شاخص توسعه انساني ( HDI )مفهومي فراگير دارد. سازمان ملل متحد با استفاده از معيار توسعه اقتصادي - اجتماعي،شاخص توسعه انساني را اين گونه تشريح كرده است:
استاندارد زندگي كه از تطبيق درآمد سرانه با هزينه زندگي به دست مي آيد،اميد به زندگي در بدو تولد و سطح آگاهي جامعه كه با نرخ باسوادي و سالهاي ميانگين تحصيل سنجيده مي شود. اين شاخص از صفر تا حداكثر يك درجه بندي مي شود. كشورهاي با درجه 5/0 يا كمتر از شاخص توسعه انساني پاييني برخوردارند، در حالي كه درجه بالاتر از 5/0 نشان دهنده سطح بالايي از توسعه انساني است. به طور ميانگين مي توان گفت سرانه مطالعه كتاب در دنيا 45 دقيقه در روز است. سرانه بالاي مطالعه در كشورهاي توسعه يافته اي نظير ژاپن با سرانه 90 دقيقه مطالعه در روز يا انگليس با حدود 55 دقيقه در روز نشان از شاخص بالاي توسعه در اين كشورهاست.
با اين وجود، ميزان مطالعه در كشوري مثل آمريكا بسيار كم است. سازمان اعطاي ملي هنر(NEA) براي نخستين بار گزارشي را در نشريه واشنگتن دي سي تحت عنوان «خواندن يا نخواندن» منتشر كرد كه حاصل آناليزي جامع و جديد در زمينه الگوهاي مطالعه در ايالات متحده است و نتيجه بيش از 40 بررسي بر روي عادات و مهارتهاي مطالعه در كودكان، نوجوانان و بزرگسالان است.
«دانا گايا» رئيس سازمان مي گويد:اين بررسي كاهش شديدي را در كميت و كيفيت مطالعه در بين آمريكايي ها نشان مي دهد كه اثر معكوسي بر روي فرهنگ، اقتصاد و زندگي اجتماعي و بعلاوه بر روي آموزش كودكان دارد. در اين گزارش مطالعه در قالبهاي متفاوتي از قبيل كتاب، مجله، روزنامه و مطالعه انلاين و در رده سني جوانان، بزرگسالان و خوانندگان با سطح سواد متفاوت است. نوجوانان و جوانان آمريكايي اغلب در مقايسه با ديگر رده هاي سني و نسبت به سالهاي قبل زمان كمتري را به مطالعه اختصاص مي دهند. كمتر از يك سوم نوجوانان 13 ساله مطالعه روزانه دارند كه اين ميزان نسبت به 20 سال اخير 14 درصد كاهش يافته است. در بين نوجوانان 17 ساله درصد افرادي كه مطالعه نمي كنند در طول اين مدت 20 ساله دو برابر شده است، به طوري كه از 9 درصد در سال 1984 به 19 درصد در سال 2004 كاهش يافته است،. به طور ميانگين آمريكايي هاي بين سنين 15 تا 24 سال تقريبا در روز 2 ساعت را به تماشاي تلويزيون اختصاص مي دهند و تنها 7 دقيقه از وقت آزادشان را به مطالعه مي پردازند. ميزان مطالعه بويژه در بين پسران جوان و نوجوان بسيار كم است.
آمارهاي ديگر حاكي از آن است كه آمريكايي ها به طور متوسط در سال 4 كتاب مي خوانند. در صورتي كه طبق اين آمار ميزان مطالعه در كشورهاي ديگر از قبيل مكزيك به سختي يك كتاب در سال است. و در كشورهاي شيلي و آرژانتين 3 كتاب در سال است. اين در حالي است كه در كشور امريكا 99/9 درصد و در آرژانتين 5/97 درصد و در مكزيك 90/3 درصد و در شيلي 95/7 درصد جمعيت باسوادند. آمار سرانه مطالعه در كشورهاي ديگر مانند هند 10/7 ساعت در يك هفته در تايلند 4/9 ساعت در يك هفته در چين 8/0 ساعت در هفته و در فيليپين 7/6 ساعت در هفته است. با اين وجود، حقيقت در مورد اين كشورها چيز ديگري است. اكثر نويسندگان فيليپيني حتي آثار نويسندگان هموطن خود را نمي خوانند كه اين نه تنها به دليل قيمت بالاي كتاب كه به دليل مشكل تعدد زبان در اين كشوراست. در اين كشور بيش از 100 زبان مختلف وجود دارد كه بيش از 20 زبان آن در آثار نويسندگان مشاهده مي شود كه هيچ كس نمي تواند تمامي اين 20 زبان را بخواند.
به طور كلي عوامل مختلفي در كاهش ميزان مطالعه نقش دارد ؛ صنعت كتاب از جمله اين عوامل است . نقش صنعت كتاب در ميزان مطالعه واضح است. در اروپا صنعت كتاب يك صنعت رشد يافته است. سرانه فروش كتاب در بين كشورهاي عضو EUثابت است ،با وجود اين، دغدغه اصلي اين صنعت ايجاد راهبردهاي جديد توليد و بازاريابي براي افزايش تعداد خوانندگان كتاب است.
بازار انتشار كتاب نيز در اين زمينه نقش بسزايي دارد . كتابها به عنوان محصولات فرهنگي و اقتصادي محسوب مي شوند و در برخي از كشورها از لحاظ مالي حكايت مي شوند و قيمت ثابتي دارند. قيمت بالاي كتاب در بسياري از كشورها موجب كاهش خوانندگان كتاب در اين كشورها است. در كشوري مثل امريكا قيمت كتاب بسيار بالاست. از 8 تا 18 دلار به ازاي هر صفحه كتاب . تعداد كتابفروشي ها را نيز بايد به اين مقوله افزود وجود يك كتابفروشي معتبر و با كيفيت در هر شهري جنبه مهمي از منظر فرهنگي براي آن شهر محسوب مي شود. به عنوان مثال در كشور آلمان 7394 كتابفروشي وجود دارد كه به ازاي هر 667/16 نفر ساكن يك كتابفروشي است. در كل كشور فرانسه تنها 1600 كتابفروشي وجود دارد.
اختلاف فرهنگي از ديگر عواملي است كه در كاهش ميزان مطالعه نقش دارد؛اختلاف فرهنگي در مورد محصولاتي كه هم به عنوان كالاي تجاري و هم به عنوان محصول فرهنگي محسوب مي شود وجود دارد. اختلاف سنتي در بازار كتاب جنجال برانگيز است. تعدد صاحبان خارجي كتابفروشي ها ، تسلط برخي از زبانهاي بيگانه بويژه زبان انگليسي ،افزايش فشار براي ايجاد سيستمهاي منظم مانند تثبيت قيمت كتاب ناشي از رقابت بالاي بازار كتاب و تفاوت در عادات و زيرساختارهاي فرهنگي منابع اين اختلاف فرهنگي محسوب مي شوند. سياست ترجمه نيز نقشي جدي در كاهش و يا افزايش ميزان كتابخواني مردم دنيا دارد . امروزه تعداد كلي ترجمه در دنيا نشان از كاهش جزيي دارد. از 52070 عنوان ترجمه شده در سرتاسر دنيا در سال 1980 به 50434 عنوان در سال 1994.
بيشتر از نيمي از تمام كتابهاي ترجمه شده به زبان انگليسي بوده است. اين در حالي است كه نسبت مطالب ترجمه شده به زبان انگليسي هنوز هم در حال گسترش است. از هر 4 ترجمه در سرتاسر دنيا 3 ترجمه به زبان انگليسي، آلماني و فرانسه است. در آلمان 75 درصد كتابهاي ترجمه شده به زبان انگليسي است و تنها 10 درصد به زبان فرانسه است. حدود 5 درصد كل حقوق ترجمه هاي فروخته شده توسط ناشران آلماني به ناشران ايالات متحده منتقل ميشود.
ترجمه و تحقيق: وجيهه غلامي
منابع
1- www.nea.gov//:http
2 - org. iisd. www
3- conversationalreading.com.www//:http
4-org . publishing-watch. www

  


يوميوري شيمبون

 

Yomiuri Shimbun
ژاپنيها در زمره روزنامه خوان ترين مردم جهانند و به ندرت يك گروه 5 نفره را مي توان ديد كه دست كم دو نفر از آنان سرگرم مطالعه نباشند. آمارهاي رسمي بيانگر آن است كه ژاپنيها روزانه به طور ميانگين 40 دقيقه روزنامه مي خوانند و اين بصورت يك عادت درآمده است.






طبق گزارش انجمن دبيران و ناشران روزنامه هاي ژاپن، 122 روزنامه در ژاپن منتشر مي شود كه 5 مورد آن سراسري است و بقيه بصورت منطقه اي يا استاني چاپ مي شود.
چاپ افزون بر 72 ميليون نسخه در روز، رقمي است كه ژاپن را از نظر شمارگان روزنامه در صدر كشورهاي جهان قرار داده است، به گونه اي كه به ازاي هر هزار نفر، 580 نسخه روزنامه وجود دارد.
نخستين روزنامه ژاپني فقط 145 سال پيش شروع به چاپ كرده است، اما در همين مدت، تنوع و شمار روزنامه ها بصورت شتابان رشد كرده است.
روزنامه هاي ژاپني دوران پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشته اند، به گونه اي كه حاكميت امپراتوري پس از آنكه در سال 1936 منطقه منچوري در شرق چين را به تصرف درآورد، به بهانه وضعيت نظامي در كشور، اقدام به تشكيل هيأتي براي كنترل مطبوعات كرد.
«يوميوري شيمبون» با شمارگان بيش از 14/5 ميليون نسخه سالهاست كه پيشتاز روزنامه هاي پرمشتري دنياست و «آساهي شيمبون» نيز با 12 ميليون تيراژ، در جايگاه دوم قرار دارد.
روزنامه  ژاپني «يوميوري شيمبون» با تيراژ حدود 10 تا 15 ميليون نسخه در روز، پرتيراژترين روزنامه جهان مي باشد كه در توكيو، اوزاكا، فوكوكا و ديگر شهرهاي عمده و مهم اين كشور منتشر مي شود.
اين روزنامه در سال 1874 ميلادي تأسيس شد و هم اينك در دو نوبت صبح و عصر چاپ مي شود. تيراژ اين روزنامه در ژانويه 2002 به رقم بي سابقه 14 ميليون و 323 هزار و 781 نسخه رسيد. اين روزنامه ويرايشهاي محلي متعددي دارد و در ميان سه روزنامه بزرگ ژاپن، داراي موضعي راستگرا- ملي گراست.
«يوميوري شيمبون» داراي ضمايم روزانه مختلفي است و در سبك نگارش به شيوه غربي عمل مي كند و متأثر از سبك ژورناليسم روزنامه هاي آمريكايي در اوايل قرن بيستم است و با تعصب، اين سبك را در همه صفحاتش دنبال مي كند.
اين روزنامه متعلق به قشر شاغل ژاپن است و اكثر مخاطبانش را نسل دوم ژاپني تشكيل مي دهند. يوميوري روزنامه بسيار حجيمي است كه مطالب گوناگوني از جمله خبر، ورزش، سياست، علم و تكنولوژي، هنر و سينما و جهان را پوشش مي دهد. با توجه به قيمت «يوميوري شيمبون» در ژاپن و تيراژ ميليوني و مساعدتهاي دولتي، اين مؤسسه بسيار پردرآمد است و مجموعه هاي مختلف فرهنگي و اقتصادي را زيرنظر دارد كه از اين ميان مي توان به تيم حرفه اي بيسبال «يوميوري جايانت»، اولين تيم حرفه اي بيسبال در ژاپن اشاره كرد. «يوميوري شيمبون» در قطع متوسط و به صورت تك رنگ منتشر مي شود.

  


دانشگاه تبريز تنها «دانشگاه سبز» كشور

 

رئيس دانشگاه تبريز گفت: با برنامه ريزيهاي انجام شده، دانشگاه را به عنوان تنها «دانشگاه سبز» كشور در بين دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي معرفي مي كنيم.
به گزارش ايسنا، دكتر محمد تقي علوي اين عنوان را عاملي براي صداقت، پاكي و خوبي دانست و افزود: هدف ما اين است كه دانشگاه تبريز به عنوان «دانشگاه سبز» در همه ابعاد از جمله فرهنگ سازي، رفتارسازي، احترام به همديگر و مردم، تكريم ارباب رجوع، حفظ محيط زيست، بهداشت، آموزش، پژوهش و مهرورزي سرآمد باشد.
وي با بيان اين كه دانشگاه تبريز به عنوان شهري كوچك در جهت توسعه و آباداني منطقه و كشور نقش مؤثري دارد، تصريح كرد: دانشگاه تبريز با توجه به امكانات وسيعي كه در اختيار دارد، همچون شهري كوچك براي پيشرفت جامعه در ابعاد مختلف گام برمي دارد.
رئيس دانشگاه تبريز با اشاره به تلاشهاي انجام شده براي قرارگرفتن نام دانشگاه تبريز در بين 10 دانشگاه برتر كشور، تصريح كرد: پيرو مذاكرات و فعاليتهاي انجام شده از سوي دانشگاهيان، اخيراً دانشگاه تبريز با ابلاغ كتبي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، به عنوان يكي از 10 دانشگاه برتر مشمول بند «ز» ماده 50 قانون برنامه چهارم توسعه معرفي شد تا با اختصاص بودجه ويژه، خود را به سطح استانداردهاي بين المللي برسانند.
وي، فعاليت پژوهشي، آموزشي، ارتباط با صنعت، تعداد دانشجويان دكتري، فضاي آموزشي، تعداد اعضاي هيأت علمي، قدمت تأسيس دانشگاه، نسبت استاد به دانشجو و تعداد مقالات ISI را از جمله معيارهاي انتخاب دانشگاه تبريز در اين راستا عنوان كرد و افزود: با توجه به مستندسازي و معرفي همه دستاوردهايي كه اين دانشگاه تاكنون به جامعه علمي عرضه داشته و برنامه ريزيهاي جديدي كه دانشگاه تبريز تدارك ديده است، در آينده نزديك شاهد درخشش اين دانشگاه در بين دانشگاه هاي برتر جهان خواهيم بود و زمينه دستيابي مجدد ايران اسلامي را به قله هاي رفيع علم و دانش فراهم خواهيم آورد.
وي گفت: عضويت اين دانشگاه به عنوان تنها دانشگاه دولتي كشور در شوراي اجرايي اتحاديه دانشگاه هاي جهان، وجود 6 قطب علمي مهم كشور، تأسيس اولين دانشكده فناوريهاي نوين كشور، وجود 106 رشته كارشناسي ارشد و 77 رشته دكتري و فعاليت آزمايشگاه هاي مجهز كه در نوع خود در خاورميانه بي نظير است، زمينه مناسبي را براي توسعه فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي در اين دانشگاه فراهم كرده است.

  


2000 نسخه خطي فارسي در هلند نگهداري مي شود

 

پروفسور «يان ياست ويتكام»، استاد رشته نسخه  شناسي جهان اسلام در دانشگاه ليدن هلند، از وجود و نگهداري 2000 نسخه خطي فارسي در اين دانشگاه از جمله دو نسخه خطي ناياب از فردوسي و خيام خبر داد.
پروفسور «يان يوست ويتكام»، استاد دانشگاه ليدن هلند در گفتگو با مهر، تعداد نسخ خطي موجود در كتابخانه اين دانشگاه را بيش از 27 هزار نسخه عنوان كرد و گفت: سهم نسخه هاي خطي فارسي نيز بيش از دو هزار نسخه است. اين در حالي است كه تعداد نسخ خطي شرقي اين مركز متجاوز از 700 هزار نسخه است.
اين استاد نسخه شناس، نسبت به تعداد كم نسخ فارسي موجود در اين دانشگاه اظهار تأسف و تمايل كتابخانه دانشگاه ليدن را براي خريداري اين نسخ از سراسر دنيا اعلام كرد.
ويتكام، به وجود يك نسخه خطي از شاهنامه اشاره كرد و گفت: اين نسخه، يكي از نسخ ارزشمند به لحاظ قدمت و زيبايي كار هنري محسوب مي شود و بنا به همين دلايل يكي از پرمراجعه ترين نسخ است.
اين نسخه شناس، همچنين از وجود نسخه نايابي با موضوع رياضيات خبر داد و گفت: اين كتاب نوشته حكيم عمر خيام، دانشمند ايراني است كه در نوع خود بي نظير است.ويتكام، استاد رشته باستان شناسي و عضو انجمن جهاني مخطوطات اسلامي است. وي تاكنون بيش از 2000 نسخه  خطي و چاپ سنگي كتابخانه دانشگاه ليدن را كه در ميان آنها نسخ متعددي نيز به زبان فارسي وجود دارد، فهرست  نويسي كرده  كه البته اين فهرستها هنوز منتشر نشده است. وي سه ماه پيش نيز علاوه بر سخنراني در سومين كنفرانس بين المللي نسخ خطي اسلامي در دانشگاه كمبريج، يك كارگاه آموزشي نسخه  شناسي در كالج «مك  دالن» برپا كرد كه با استقبال زياد پژوهشگران روبرو شد.

  


پنجمين همايش «دكترين مهدويت» مرداد 88 برگزار مي شود

 

پنجمين همايش بين المللي «دكترين مهدويت» با رويكرد جامعه و دولت زمينه ساز، رسالتها و راهبردها، 13 و 14 مرداد 88 از سوي پژوهشكده مهدويت برگزار مي شود.به گزارش مهر، «زمينه سازي براي ظهور موعود»، «رسالت منتظران»، «شكلهاي زمينه سازي و معيارها»، «جامعه ما و زمينه سازي دولتها» و «زمينه سازي جمهوري اسلامي» از جمله محورهاي پيش بيني شده براي اين دوره از همايش هستند.
«رسالتها و راهبردهاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي»، «فناوري ارتباطات؛ فرصت يا تهديد» و «سازمانهاي جهاني و نظام ناعادلانه بين المللي؛ فرصت يا تهديد» نيز از موضوعات مورد بررسي در اين همايش اعلام شده اند.علاقه مندان به شركت در اين همايش كه 13 و 14 مرداد 88 برگزار خواهد شد تا 20 خرداد سال آينده براي ارسال مقالات فرصت دارند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com