صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-12-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 13آذر ماه 1387

[ هنري ]
 * گفتگو با داوود موثقي/ كارگردان فيلم «خواستگار محترم» ؛
اين سينما،فقط مال جوانها نيست!
 * نگاهي به « عصاره سوما » گردآورده غلامرضا بروسان ؛ شاعرانگي مقدس
 * چند نگاه رسانه اي؛ به دومين قسمت از پويا نمايي ماداگاسكار؛ سفر آفريقايي
 * «پانداي كونگ فو باز» در صدر نامزدهاي جوايز آني قرار گرفت
 * همايش «حافظ و سعدي در آيينه مكتب شيراز» برگزار مي شود
 * كيميايي پروانه ساخت «محاكمه در خيابان» را گرفت
 * ابراهيم حقيقي: دهمين دوسالانه گرافيك با تأخير برگزار مي شود
 * مجموعه دار آمريكايي متون ادبي درگذشت

گفتگو با داوود موثقي/ كارگردان فيلم «خواستگار محترم» ؛
اين سينما،فقط مال جوانها نيست!

 

* تكتم بهاردوست

احمد مرادي كه حدود 40 سال پيش به دليل عدم موفقيت در خواستگاري از دختري به نام «اختر» به فرانسه مهاجرت كرده، اينك بنا به





توصيه پزشكان معالج خود به ايران بازمي گردد و همزمان به جستجوي دوستان و آشنايان قديمي مي پردازد و در حين اين جستجو، «اختر» را باز مي يابد، اما...
*
«خواستگار محترم» فيلم كمدي ديگري است كه اين روزها بر پرده سينماهاست. به بهانه اكران اين فيلم فرصتي دست داد تا با كارگردان آن يعني داوود موثقي گفتگويي انجام دهيم.
*
* آقاي موثقي، چطور شد كه به سراغ چنين موضوعي رفتيد؟
** من 20 سال است كه در باشگاه انقلاب، تنيس بازي مي كنم. يك روز كه براي استراحت به تريا رفته بودم، چشمم به پيرمردي افتاد كه كنار سالن ايستاده بود. من رفتم و بعد از يك ساعت و نيم كه دوباره برگشتم، او همچنان همانجا ايستاده بود. تنهايي اين



پيرمرد باعث شد كه با او هم صحبت شوم. بعد از آشنايي سر صحبت را باز كرد و گفت: «من در هاوايي پزشكم و اكنون بازنشسته شده ام. 19سالم بود كه به خواستگاري دختري رفتم و چون خانواده اش با ازدواج ما موافقت نكردند، نااميد شدم و از ايران رفتم و در هاوايي ازدواج كردم، ولي هيچ گاه نتوانستم فكر اين دختر را از ذهنم دور كنم. اكنون هم بعد از 75سال برگشته ام تا قبل از مردن، يك بار ديگر او را ببينم».
اين ماجرا در نگاه اول فوق العاده برايم خنده دار بود. اينكه كسي بعد از مدتها زندگي و بعد از اينكه گرد پيري بر سر و صورتش نشسته، از آن سر دنيا به دنبال دلش آمده است، ولي وقتي با خودم اين قضيه را سبك و سنگين كردم، ديدم درام انساني بسيار قدرتمندي پشت اين قضيه است. از آن روز به بعد، هر روز كنجكاوانه به باشگاه مي رفتم تا او را ببينم و بيشتر با او صحبت كنم و ادامه داستانش را بشنوم، ولي ديگر هيچ وقت پيدايش نكردم و دقيقاً همين مسأله، دغدغه اصلي من براي نوشتن فيلمنامه «خواستگار محترم» شد. در واقع اين فيلمنامه از يك واقعيت حقيقي الهام گرفته شد.
*آيا فقط دستمايه واقعي فيلم، عامل ساخت آن بود؟
** به نظر من، هنر وسيله اي است براي بيان احساسات ناب بشري و در اين داستان، يك جريان پاك بشري وجود دارد كه كمتر مي شود در جاي ديگري پيدايش كرد. وقتي اين قضيه از نظر حسي - عاطفي اين قدر قوي است، لاجرم بر روي تماشاگر هم اثر مي گذارد، ضمن اينكه مي تواند حامل پيام جامعه شناسي و فلسفي هم باشد كه بدانيم «عشق» در زندگي آدمها چه جايگاهي دارد.
* ولي قصه اين دلدادگي چندان هم بكر نيست! منظورم ماجراي عشق پيري و ... است؟
** درست است، ولي همه ما با عشق متولد مي شويم و هميشه هم به دنبال آن هستيم،هر يك به گونه اي. همه آدمها نسبت به اين قضيه، يك جورهايي خلع سلاح حسي - عاطفي مي شوند. درست است كه تاكنون در مورد عشق بسيار گفته اند و هر بار با ساختاري متفاوت، ولي براي من «عشق»، هنوز موضوعي دوست داشتني است. عشق از موضوعاتي است كه هيچ وقت كهنه نمي شود. «خواستگار محترم» هم از همين منطق پيروي مي كرد: همه انسانها، در هر شرايطي، به عشق نيازمندند.
* چقدر سعي كرديد به اصل ماجرا وفادار باشيد؟
** من حس آن آدم را فهميدم، ولي اينكه چه اتفاقي بايد مي افتاد كه داستان را دچار كشمكش مي كرد، همه اش تخيل خود من بود. اين كار، تركيبي از تلقي خودم از عشق و بقيه اش هم نياز شخصيت فيلم بود، ولي با اين همه، براي اينكه به اصل ماجرا وفادار باشم، حتي سعي كردم در نوشتن فيلمنامه هم، اسامي و فضاهايي كه آن شخص برايم تعريف كرده بود را عيناً در فيلم بياورم تا حس و حال ماجرا، كاملاً واقعي باشد.
* چگونه براي ايفاي نقشهاي اصلي فيلم، به تركيب «فرهاد آئيش» و «گوهر خير انديش» رسيديد؟ آيا فيلمنامه بر اساس شناخت شما از توانايي ها و تكنيك بازي هاي آنها نوشته شد يا انتخاب آنها، صرفاً يك اتفاق بود؟
** به نكته بسيار جالبي اشاره كرديد. زماني كه فيلمنامه را مي نوشتم، در اين خصوص خيلي نگران بودم و اين دو نفر در ذهن من به عنوان بازيگر حضور داشتند، اما وقتي داستان پيش رفت، به خود گفتم كه زياد به بازيگران اين دو نقش فكر نكنم، زيرا ممكن است اصلا امكان حضور اين دو بازيگر در اين فيلم وجود نداشته باشد، اما هر چقدر سعي كردم از «گوهر خيرانديش» و «فرهاد آئيش» دور شوم، نشد و نمي توانستم به بازيگران ديگري فكر كنم. زماني كه فيلمنامه را به خانم خيرانديش دادم تا بخوانند، ايشان 20 فيلمنامه را در دست مطالعه داشتند و من به همين خاطر، كاملاً از حضور ايشان نااميد بودم، اما فرهاد آئيش دو ساعت بعد از اينكه به دفتر من آمد و فيلمنامه را گرفت، بلافاصله برگشت و گفت كه مي خواهد اين شخصيت را بازي كند و خوشبختانه خانم خيرانديش هم از بين اين همه فيلمنامه، اين كار را قبول كرد !در تمام اين مدت، نه گيشه و نه چيز ديگري مد نظرم نبود، چون فيلم من اصلا يك فيلم طنز نيست و فقط موقعيتهاي عاشقانه اي كه در اين سن و سال رخ مي دهد، تماشاگر را به خنده مي اندازد.
* قصه بچه دار شدن عزت و ماجراهاي بعدي آن، تماشاچي را به ياد ماجراها و موضوع هاي فيلم «بله برون» مي اندازد؟
** ولي به نظر من اين دو فيلم با هم خيلي فرق دارند. ما براي اولين بار با اين فيلم وارد درونيات و خواسته هاي دو زوج سالخورده شده بوديم.
من در زمان اكران فيلم، وقتي با تماشاچي فيلم را نگاه مي كردم، مي ديدم كه سالخورده ها هم چقدر از فيلم استقبال مي كردند و همين قضيه، پارادوكسي بود كه بايد به اين رده سني بيشتر توجه شود. اينكه اين سينما، فقط مال جوانها نيست و جايي است براي گوشزد كردن تمام نيازهاي انسانها.
* فكر مي كنيد در اين فيلم چه جذابيتي براي كشاندن تماشاچي به سينما وجود دارد؟ آيا با فرض «تماشاگر پسند» بودنش آن را ساختيد؟
** من معتقدم سينما اركاني دارد كه يكي از آن تسهيلات فني است، نيروي انساني كارآمد است، سياستگذاران سينمايي هستند و بخشي هم تماشاگر است. هر كدام از اين مؤلفه ها تغيير كنند، سينما راه خودش را طي مي كند، ولي اگر تماشاگر نباشد، سينما معنايي ندارد. وقتي به اين نتيجه ساده مي رسيم كه «تماشاگر قوي ترين و مؤثرترين ركن سينماست و بايد به تماشاگر فكر كرد». من مي دانستم به خاطر سانتي مانتاليسم و پرداختهاي حسي - عاطفي قوي فيلم، تماشاگر با فيلم ارتباط برقرار مي كند.
* خودتان اين فيلم را با تماشاچي ديده ايد؟
** بله، با توجه به تبليغات ضعيف تلويزيوني، فروش خوب فيلم مي گويد كه دارد خودش را نشان مي دهد وهنوز سير صعودي دارد.
*شما در كارهاي قبلي تان هم (مثل «بله برون») نگاه خاصي به خانواده داشته ايد. فكر مي كنيد طرح اين گونه موضوعات، خود مي تواند بهانه اي براي كشاندن تماشاگر به سينما باشد؟
** طبيعتاً مردم ما نسبت به مسائل خانوادگي رغبت بيشتري نشان مي دهند. نشان دادن عواطف آدمي مطلوب همه است.
*شما در جايي گفته بوديد كه «مخاطب ما خود به  خود داراي سليقه نمي شود و اين سياستگذاريها هستند كه سليقه مخاطب را مشخص مي كنند». با اين وصف، فكر مي كنيد جايگاه كارگردانها در اين فرايند كجاست و آنها چه رسالت و وظيفه اي بر عهده دارند؟
** سياستگذاري ها معمولا جهت مي دهند، يك زماني فيلمهاي حادثه اي، زماني فيلمهاي رئاليستي، زماني فيلمهاي عاشقانه و... اكنون هم موج فيلمهاي كمدي است. كارگردانها به اين سينما علاقه مندند و دوست دارند كه اين سيستم در حالت متعادل و سالم حركت كند و در ژانرهاي مختلف فيلم ساخته شود و سينما، جرياني طبيعي را طي كند، ولي اگر سينماگران ما سعي شان را مي كنند و موفق نمي شوند، آن وقت بايد برگرديم به مسأله اصلي كه آن، سياستگذاري هاي سينمايي است، زيرا اگر كارگردان حرفه اي سينما، در جريان آن سياستگذاريها قرار نگيرد، ناخودآگاه كنار گذاشته مي شود.
*شما از زمان اكران فيلم تان راضي هستيد؟
** اصلاً !اكران همزمان سه فيلم كه دو فيلم آنها بازيگران مشترك دارد و هفته هاي آخر فروشش با ايام محرم همزمان مي شود، چندان رضايتي ندارد !
اين فقط قرباني شدن فيلمها نيست بلكه از بين رفتن ظرفيتهاي سينماست، چون فروش همين فيلمها است كه سيستم سينما را متعادل نگه مي دارد. اگر اين فيلمها قرباني شوند، فقط به تهيه كننده لطمه نخورده، بلكه به سيستم سينما لطمه خورده، زيرا برگشت سرمايه را با مخاطره مواجه مي كند كه سياست گذاران اين سينما بايد به آن دقت كنند.
* مخاطب و سينما از ديدگاه شما چه نسبتي با هم دارند و اگر كارگردان را ضلع سوم اين مثلث در نظر بگيريم، كارگردان چه جايگاهي در اين ميانه خواهد داشت؟
** همانطور كه گفتم، تماشاگر ركن اصلي سينماست. يك كارگردان زمان نوشتن فيلمنامه، نگران تاثير ديالوگش بر روي تماشاگرش است، يعني تماشاگر جزئي از فيلم است نه بيرون از آن.
* يك كارگردان در چه شراطي وسوسه مي شود كه تيشه به ريشه گيشه بزند؟ !يعني بي خيال گيشه شود و فيلم مورد علاقه اش را بسازد؟
** به نظر من اگر كسي چنين كاري بكند، سينما را به طور دقيق براي خودش تعريف نكرده است !وقتي يك سالن سينما 700 صندلي دارد، اين صندلي ها بايد پر شود و كسي براي سليقه شخصي كه فيلم نمي سازد !بايد جهت حسي عاطفي و فكري تماشاگر را ديد.
* در خصوص گريم بازيگران اصلي فيلم كمي بگوييد. گريم گوهرخير انديش درست مثل گريمش در فيلم «گل يخ»، شريفي نيا مثل گريمش در سريال «سفر سبز» و ... شده است؟
** من اصلاً فيلمهايي كه شما مي گوييد را نديده ام، ولي كسي مثل خانم خير انديش بايد نقش يك زن سنتي را بازي مي كرد و بايد يك چنين گريمي مي داشت. ما در چندين جلسه صحبت به اين گريم رسيديم. فرهاد آئيش هم كسي بود كه از قلب مدرنيته مي آمد و بايد به اين شكل گريم مي شد، چون بايد اين دو در تقابل با هم قرار مي گرفتند و همين كنتراست، كار را جذاب كرده است.
* اگر روزي يك فيلمنامه قوي فلسفي يا سياسي به شما پيشنهاد شود، آيا به سراغ ساخت آن مي رويد يا ترجيح مي دهيد وارد حوزه اي كه كمتر در آن تجربه داريد، نشويد؟
** اگر فكر كنم كه اين نگاه فلسفي با گوهر «درام» آراسته شده، جذابيت دارد و بيننده را دفع نمي كند، حتماً از آن استقبال مي كنم، ولي اگر احساس كنم بيان مسائل فلسفي آن به قدري سنگين است كه تماشاگر، قواعد زبان فلسفي آن را نمي فهمد، شوقي به ساختنش ندارم.
*در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟
** قرار است فيلمي را با نام «اختاپوس» شروع كنم. اين كار پروانه ساخت ويدئويي دارد، اما احتمال دارد در آينده به فرمت 35 ميليمتري تبديل شود كه به هر صورت براي ساخت آن با هدايت فيلم قرارداد بسته ام.

  


نگاهي به « عصاره سوما » گردآورده غلامرضا بروسان ؛ شاعرانگي مقدس

 

* محمدكاظم كاظمي 

«آن كه پاي خود را به حركت درمي آورد
سفر را به پايان مي رساند »




(عصاره سوما، صفحه 17)
درباره جوانب هنري و شاعرانگي متون مقدس كهن اديان گوناگون، بسيار سخن رفته است. حقيقت اين است كه گاهي اين متون از آرايه هاي ادبي و ظرايف بلاغي بهره دارند، گاهي فراتر از آن، بيانشان شاعرانه است و در پاره اي جايها، به راستي شعرند.
مأنوس بودن با اين متون و استفاده از آنها، هم به واسطه معنويت نهفته در اين آثار و هم به واسطه شاعرانگي ساده و طبيعي آنها، مي تواند سخت به كار شاعران بيايد و ما پيش از اين هم موفقيت شاعران مأنوس با كتابهاي آسماني و يا مقدس را در ميان شاعران فارسي زبان، ديده ايم.
ولي چيزي كه معمولاً مانع انس و الفت بيشتر نسل جوان امروز با اين متون مي شود، حجيم  بودن و گاه دور از دسترس بودن آنهاست. به اين بايد افزود وفور تعليمات و اصطلاحات و اسطوره ها در بعضي از اينها را كه سبب مي شود مخاطب از مطالعه كامل آنها، آن حظي را نبرد كه از يك گزيده مي تواند برد.
چنين است كه ضرورت گزيده ساختن بعضي از اين متون و استخراج پاره هاي شاعرانه آنها حس مي شود و اين كاري است كه شاعر تواناي خراساني، غلامرضا بروسان كرده است؛ يعني گزينش و تدوين چكيده اي از «ريگ ودا» قديمي ترين سند زنده مذهب و جامعه هندو.اين كتاب، با طرح جلد علي سيران، از سوي نشر شاملو منتشر شده است، در قطع رقعي و 5000 شمارگان، با كاغذي مقواگونه كه البته خواندنش را دشوار مي كند و صفحه آرايي نه چندان درخور محتواي خويش.
باري، اگر از صورت درگذريم و به سيرت نظر افكنيم، با خواندن اين كتاب خود را با پاره هايي بسيار شاعرانه از اين كتاب مذهبي روبه رو مي بينيم، به گونه اي كه گاه باورنكردني به نظر مي آيد و چنين به نظر مي رسد كه گويا ترجمه شعر يك شاعر طبيعت گراي امروز را مي خوانيم.
از ميان عناصر شعر، آنچه بيشتر در اين قطعات خودنمايي مي كند، تخيل است، آن هم تخيلي شفاف و برگرفته از عناصر طبيعت و زندگي مردم. و باز جالب اين است كه از ميان صور خيال هم مدرن ترين هايشان در اين مجموعه حضوري پررنگ تر دارند، مثل شخصيت بخشي (تشخيص) كه همان تصور جاندار بودن اشياي بي جان است. اين پاره را در ستايش «اوشس » (سپيده دم) ببينيد:
«اوشس چون مادري مهربان مي آيد
زندگي را بيدار مي كند
و همه پرندگان را به پرواز درمي آورد
اين سپيده دم اسبهايش را به ارابه بسته است 
و به آن سوي خورشيد مي تازد»
از اين كه مي گذريم، در اين مجموعه با تشبيه هاي بسياري هم روبه رو مي شويم، تشبيه هايي با طرفين مادي و ملموس و وجه شبه ابتكاري كه از دقت گويندگان در محيط پيرامون خبر مي دهند:
«باشد كه اگني 
ما را از ميان مشكلات بگذراند
مانند قايقي 
كه از ميان رودخانه مي گذرد
ما را از ميان غم عبور مي دهد»
ولي آنچه به اين آثار تشخص و زيبايي ويژه مي دهد، درآميختگي شان با زندگي مردم است و برخورداري از لحظات خاصي از زندگي و جوانب ظريفي از روابط ميان انسانها كه شايد كمتر كسي با آن دقت به آنها نگريسته است. مثلاً اين كه شخص  بي برادر بيشتر علاقه مند معاشرت با مردم است، چيزي است كه شايد ما بارها با آن برخورد كرده و از كنارش بي تفاوت گذشته ايم.
«مهربان و مغرور
از زيبايي بي نقص خويش 
به روشني مي تابد
و مثل كسي كه برادر ندارد
در جستجوي مردم است  »
و در چنين جاهايي است كه متن در كنار برخورداري از عناصر طبيعت، با احساسات، عواطف و تجربه هاي زندگي انسانها نيز گره مي خورد و رنگي از حكمت مي گيرد؛ حكمتي طبيعي و بدون اتكا به اصطلاحات فلسفي. اين چيزي است كه در همه متون مقدس مشترك است و چنين است كه همه انسانها به پيمانه ظرفيت معنوي خويش مي توانند از آنها سود بجويند.
باري، در اين شصت صفحه گزيده ريگ ودا در كتاب «عصاره سوما» به اندازه چند كتاب شعر نو، سخن تازه و دريافت شاعرانه مي يابيم. شايد ذكر چند نمونه از اين آثار و ارجاع به كل  كتاب، بتواند ارزش هنري اين متون را براي شاعران جوان امروز آشكار سازد.چند پاره برگزيده از كتاب «عصاره سوما»:
خطاب به اوشس (سپيده دم)
سپيده دم دختر آسمان برخاسته است 
او غمهاي مهم را برطرف مي سازد
و چراگاه گاوان را آشكار مي كند
همه آفريدگان، بويژه گاوان 
مشتاق سپيده دم اند.
***
(در ستايش خورشيد)
هنگامي كه خورشيد نزديك مي شود
ستارگان 
چون دزدان مي گريزند
و شب سياه به دنبال آنها مي رود
***
(در ستايش خورشيد)
درست مثل پسر جواني كه دختري را دنبال مي كند
خورشيد
الهه درخشان صبح را
دنبال كرده است
***
(گفتگو ميان پورو و ارسه و اوروشي )
و مطربان 
مثل گوسفندي كه دچار زحمت باشد
صدا مي كردند
***
(خطاب به سوما پومانه) 
به راستي افكار ما متفاوت است 
نجار در جستجوي شكسته است 
و پزشك 
در انديشه سانحه 
و برهمن در فكر پرستش 
اي اندو! براي اندرا جاري شو
***
من شاعرم 
«تاتا» پدرم پزشك است 
و «نانا» مادر، آسيا را مي چرخاند
اي اندو! براي اندرا جاري شو
***
اسب مي خواهد كه ارابه سبكي را بكشد
و قورباغه در انديشه آب است 
اي اندو! براي اندرا جاري ش
و

  


چند نگاه رسانه اي؛ به دومين قسمت از پويا نمايي ماداگاسكار؛ سفر آفريقايي

 

*كميل سهيلي
كارگردان: اريك دارنل و تام مك گراث
نويسنده: اتان كوهن




بازيگران: بن استيلر، كريس راك، جادا پينكت اسميت و ديويد شوئيمر
استوديو: دريم ووركز انيميشن
افتتاحيه: 7 نوامبر 2008  - 17 آبان 1387
مدت زمان فيلم: 89 دقيقه
امتياز منتقدان از 100: 61
تعداد سينماها : 4007
بودجه : 150  ميليون دلار
***
خلاصه داستان: ادامه ماجراهاي الكس شير، مارتي گورخر، ملمن زرافه و گلوريا اسب آبي؛ حيوانات باغ وحش نيويورك. اين بار آنها از طبيعت وحشي آفريقا سر درمي آورند و در آنجا الكس با اعضاي خانواده خود روبه رو مي شود. سالها زندگي در باغ وحش پارك مركزي باعث شده او براي برقراري ارتباط با خانواده خود مشكل داشته باشد و ...
***
قسمت اول ماداگاسكار با افتتاحيه اي 47 ميليوني شروع شد و در آمريكا به تنهايي حدود 200 ميليون دلار فروش كرد.
تهيه كنندگان فيلم، تنها دشمن فروش اثرشان را وضعيت آب وهوا مي دانند. به باور آنها يك هواي باراني به معني موفقيت فيلم است و يك هواي برفي باعث مرگ آن مي شود !اريك دارنل كارگردان قسمت اول فيلم، كارگرداني قسمت تازه را نيز انجام داده است. او كه فيلم را با همكاري تام مك گراث ساخته، در كارنامه اش فيلم موفق پويانمايي «مورچه ها» را هم دارد.
بازيگراني مثل بن استيلر، كريس راك، ديويد شوئيمر، جيدا پينكت اسميت، ساشا بارون كوهن، آلك بالدويني و برني مك به جاي كاراكترهاي اصلي فيلم صحبت كرده اند.
در قصه قسمت جديد، چهار حيوان ماجراجوي باغ وحش نيويورك از يك كشور جديد  آفريقايي سر درمي آورند و در آنجا با اعضاي خانواده الكس شير (كاراكتر اصلي ماجرا با صداي استيلر) روبه رو مي شوند و اختلافهاي الكس با خانواده اش، بخش اصلي قصه فيلم را تشكيل مي دهد.
«ماداگاسكار 2» در شرايطي اكران عمومي شده است كه منتقدان سينمايي نكته قابل بحثي را در ارتباط با آن مطرح كرده اند. آنها خشونت فيلم را زياده از حد ارزيابي كرده اند و مي گويند اين مقدار خشونت مناسب حال تماشاگران كودك و نوجوان كه همانا مخاطبان اصلي فيلم هستند، نيست.
اما سازندگان فيلم عقيده دارند حال و هواي كمدي فيلم مانع از آن مي شود كه بيننده كودك و نوجوان تحت تأثير خشونتهاي اندك آن قرار گيرد.
نمايش عمومي قسمت اول فيلم باعث جذب گردشگران به ماداگاسكار شد و صنعت توريسم اين كشور را تقويت كرد. پيش بيني مي شود اكران  عمومي قسمت دوم، گردشگران بيشتري را راهي قاره آفريقا و بخصوص جزيره جنوبي آن يعني ماداگاسكار كند.
نكته آخر اينكه اين قسمت هم به گونه اي به پايان مي رسد كه راه براي ساخت قسمتهاي بعدي باز باشد !تهيه كنندگان فيلم به صورت رسمي خبر پيش توليد قسمت سوم اين پويانمايي رايانه اي را نيز اعلام كرده اند.
قرار است اين فيلم سال 2011 به نمايش عمومي درآيد. عوامل توليد فيلم همان كساني خواهند بود كه با دو قسمت اول و دوم همكاري كرده اند، ولي قرار است قصه فيلم تا زمان اكران عمومي فاش نشود.
***
و اما چند نگاه رسانه اي به فيلم ماداگاسكار 2:
* بوستون گلاب : فرار به آفريقا ديگر مزه اش را از دست داده است.
* اينترتيمنت ويكلي : خيلي بي مزه است، اما خوب مي داند چگونه گليمش را از آب بيرون بكشد.
* سايت فيلم كريتيك : زيانبارتر از آنچه تصور مي رفت، واقعاً براي شركت دريم وركس مايه تأسف است.
* اي آنلاين : برخلاف بيشتر دنباله ها، ماداگاسكار2 از اولي خيلي بامزه تر و بهتر است.
* لس آنجلس تايمز : دنباله خوب يك پويانمايي موفق، خيلي زود جاي خود را در بين مردم باز مي كند.
* شيكاگو سان تايمز  : اين قسمت خيلي جذاب تر و بهتر از قسمت اول ماداگاسكار بود.
* نيويورك پست : ساختن دنباله فيلمهاي موفق سال 2005 چندان دور از انتظار نيست.
* يو اس اي تودي : پويانمايي بامزه اي است و مناسب براي كودكان.
* سيتل پست اينتليجنسر : اثري سرشار از انرژي كه با قدرت تصويري بالا و ريتم سريع و خوب داستان ارائه شده است.
* سان فرانسيسكو كرونيكل : اين قسمت از قسمت قبلي پيشي گرفته است.

  


«پانداي كونگ فو باز» در صدر نامزدهاي جوايز آني قرار گرفت

 

اسامي نامزدهاي سي و ششمين دوره از جوايز بين المللي آني در حالي اعلام شد كه «پانداي كونگ فوباز» با نامزدي در 16 بخش، در صدر ديگر نامزدهاي اين دوره از رقابتها قرار دارد.
به گزارش فارس به نقل از رويترز، انجمن بين المللي فيلم انيميشن در حالي نامزدهاي سي و ششمين دوره از جوايز سالانه آني را اعلام كرد، كه انيميشن «پانداي كونگ فو باز» با نامزدي در 16 بخش از جمله بهترين انيميشن سال، در صدر ديگر انيميشن ها ايستاده است.بنا بر اين گزارش، رقيب سرسخت «پانداي كونگ فو باز» در اين دوره از جوايز انيميشن «وال-اي» محصول كمپاني پيكسار است كه او نيز در هفت بخش نامزد شده است.جايگاه سوم اين دوره از جوايز نيز با نامزدي در پنج بخش به انيميشن هاي «بلعيدن»، محصول استوديوي والت ديزني و «هورتون»، محصول كمپاني «فاكس» تعلق دارد، انيميشن كلاسيك و موفق «والس با بشير» كه تاكنون جوايز زيادي را در جشنواره مختلف از آن خود كرده است، نيز با نامزدي در چهار بخش شانس چهارم اين دوره از رقابتها محسوب مي شود. اسامي برندگان آني 30 ژانويه سال 2009 در لس آنجلس اعلام خواهد شد.

  


همايش «حافظ و سعدي در آيينه مكتب شيراز» برگزار مي شود

 

گروه هنر- همايش ادبيات مكتب شيراز با عنوان «حافظ و سعدي در آيينه مكتب شيراز» به همت گروه ادبيات و زبان شناسي فرهنگستان هنر برگزار مي شود.






به گزارش روابط عمومي مركز هنرپژوهي نقش جهان وابسته به فرهنگستان هنر، اين همايش از سلسله همايشهاي گردهمايي بين المللي مكتب شيراز، در شش بخش تخصصي و با سخنراني مريم حسيني، بهروز ثروتيان، مهيار علوي مقدم، سيدجعفر حميدي، واثق عباسي، محمد كاظم كهدويي، لاله آشنا، احمد سنچولي، محمدجعفر ياحقي، عليرضا مظفري، مهوش واحد دوست، ميرزا ملا احمد، نجم الدين جباري، منا علي مددي، عيسي امن خاني، پروين دخت مشهور، تيمور قادري، طاهره صادقي تحصيلي و نرگس جابري برگزار مي شود.
علاقه مندان براي شركت در اين نشست مي توانند چهارشنبه 13 آذر از ساعت 13/30 و پنج شنبه 14 آذر از ساعت 9 به مركز هنرپژوهي نقش جهان واقع در خيابان ولي عصر، ضلع جنوب غربي پارك ساعي، شماره 1101  مراجعه كنند.

  


كيميايي پروانه ساخت «محاكمه در خيابان» را گرفت

 

گروه هنر- شوراي صدور پروانه فيلمسازي  35 ميليمتري در جلسه اخير خود براي چهار پروژه سينمايي پروانه ساخت صادر كرد.
به گزارش روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، فيلمهاي «كيميا و خاك» به تهيه كنندگي وكارگرداني عباس رافعي، «محاكمه درخيابان» به تهيه كنندگي و كارگرداني مسعود كيميايي، «يك گزارش واقعي» به تهيه كنندگي منوچهر شاهسواري و كارگرداني داريوش فرهنگ و انيميشن «تهران 1500» به تهيه كنندگي عبدالحسين ابوالحسني و كارگرداني غلامرضا عظيمي عناوين پروژه هايي هستند كه از اين شورا پروانه ساخت دريافت كرده اند.

  


ابراهيم حقيقي: دهمين دوسالانه گرافيك با تأخير برگزار مي شود

 

رئيس هيأت مديره انجمن طراحان گرافيك ايران از تأخير قطعي در برگزاري دهمين دوسالانه گرافيك ايران خبر داد.ابراهيم حقيقي در اين باره به مهر گفت: در زمان مديريت قبلي مركز هنرهاي تجسمي مقرر شد دهمين دوسالانه گرافيك خردادماه سال آينده برگزار شود. ولي تاكنون مركز هنرهاي تجسمي پاسخي درباره برگزاري اين دوسالانه به انجمن نداده و به اين ترتيب قطعا اين دوسالانه با تأخير چند ماهه برگزار مي شود.
اين هنرمند پيشكسوت در ادامه افزود: بسياري از هنرمندان خارجي علاقه مندند در اين دوسالانه شركت كنند و با توجه به اينكه زمان كمي براي انتشار فراخوان در اختيار داريم، به همين دليل دهمين دوسالانه گرافيك با تأخير برگزار خواهد شد.

  


مجموعه دار آمريكايي متون ادبي درگذشت

 

«هلمت فريدلاندر» مجموعه دار آمريكايي دست نوشته ها و متون ادبي نفيس و ارزشمند در سن 95 سالگي درگذشت.
به گزارش فارس به نقل از «نيويورك تايمز»، اين مجموعه دار آمريكايي يكي از سرشناس ترين مجموعه داران متون و دست نوشته هاي ادبي در دنيا به حساب مي آمد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com