صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-12-04
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 14آذر ماه 1387


تايتانيك در اينترنت!

 

فاضل تركمن

com .nazi jojo@yahoo:From
com.nima jigar@yahoo:T0
اسطوره رؤياهاي نيلوفري ام! نيما جان! سلام. شرمنده... من بلد نيستم چت كنم؛ آن يكبار هم كه ديدي با هم چت كرديم و آشنا



شديم؛ به لطف دختر خاله ژيلا بود كه آن شب خانه شان مهمان بوديم. راستش! من اصلاً خوش ندارم چت كردن را ياد بگيرم؛ چون مادرم مي گويد: اعتياد مي آورد دختر جان! البته فكر نكني مادر من از آن زنهاي سنتي كوته فكر است ها؟! نه نه، اصلاً...مادر من يكي از روشنفكرترين زنهاي دوره معاصر است و تازه ليسانس روان شناسي از دانشگاه معتبر و آزاد ورامين را هم در كارنامه فعاليتهاي علمي اش دارد! فقط مي گويد در علم روز روان شناسي، چت كردن را مايه بدبخت شدن دخترها و خاك بر سر شدن خانواده هايشان دانسته اند!

com.nima jigar @yahoo:From
com.nazi jojo@yahoo:To
سلام. سلامي به گرماي قلب مهربان خودم! اميدوارم كيفت كوك و دماغت چاق باشد. حالا بگذريم از اينكه اعتقادي كه مادرت از آن حرف مي زند تنها در بين روان شناسان ايراني رواج دارد، ولي او همچين بيراه هم نگفته است؛ البته هر كه نداند تو مي داني اين حكم مشمول دختر و پسرهاي بي جنبه اي است كه به خاطر يك سري مسايل كاملاً غيراخلاقي با يكديگر چت مي كنند نه من و تو كه فقط و فقط به خاطر تقويت زبان انگليسي مان با هم چت مي كنيم. قبول داري كه؟!

com .nazi jojo@yahoo:From
com.nima jigar@yahoo:T0

بعله...! قبول دارم. چت كردن من و تو سالم ترين نوع يك گفتگوي اينترنتي بين يك دختر و پسر است كه در دنيا از لحاظ نجابت و شرافت و... نظير ندارد. راستي! يك پيشنهاد داشتم نيما جان! موافقي براي تقويت هرچه بيشتر زبان انگليسي مان يك دور داستان كشتي تايتانيك را با هم مرور كنيم؟! هيچ كاري هم ندارد... فقط تو بايد روي ديالوگهاي جك كار كني و من هم روي ديالوگ هاي رز... ! به همين راحتي! چه طوره؟!

com.nima jigar @yahoo:From
com.nazi jojo@yahoo:To
عا آ  آ آ ليه...نازي جان! چرا كه نه؟! اتفاقاً اگر ديالوگهايي كه حين چت كردن با هم رد و بدل مي كنيم متعلق به يك داستان معروف باشد خيلي بهتر است چون اين طوري نه تنها از زمان طولاني چت كردنمان خسته نمي شويم، بلكه به دليل كشش موضوع عاشقانه داستان تايتانيك كلي هم لذت مي بريم يا به عبارتي حال مي كنيم!اصلاً بگذار از همين الان شروع كنيم:
I love you roz!

com .nazi jojo@yahoo:From
com.nima jigar@yahoo:T0
Oh5!my god!
I love you?!
I love you too!
I love you very much!
I...
I...
I...
آي كيوت واقعاً شگفت آوره نيما جان! - ببخشيد جك جان! - يعني مي خواهي بگويي مرا نشناختي؟! اگر اينطور است كه واقعاً متاسفم برات... ببينم اصلاً تو خجالت نمي كشي كه به پيشنهاد بي شرمانه من گوش جان سپردي و هيچ مخالفتي با آن نكردي؟! بيچاره مي خواستيم با بچه ها فقط امتحانت كنيم؟! نازي كجا بود بدبخت جان؟ !بله...درست حدس زدي...خودم هستم...بهت گفته بودم كه بالاخره يك جوري حالت را مي گيرم. يادت نرفته كه؟ !هميشه مي گفتي: من و عشق اينترنتي؟! من از هرچي عشقه متنفرم چه برسه به اينكه اينترنتي هم باشه؟! يادت هست وقتي فهميدي دختري كه با او چت مي كردم دختر عموي جنابعالي تشريف دارد چه طور جاسوسي ام را پيش عموي عقب افتاده ات كردي؟! پس اين گوشمالي حقت بود. چه قدر با بچه ها بهت خنديديم...حالا توي خماري بمان تا يك نازي واقعي - يا همان رز واقعي! - پيداشود و با هم داستان تايتانيك را مرور كنيد! هه هه هه...!

com.nima jigar @yahoo:From
com.nazi jojo@yahoo:To
لعنتي! لعنتيا! نا لوطياي بزدل مسخره! خيلي نامردي حامد خان! چه طور تونستي با احساسات پاك من بازي كني و مرا به سخره بگيري؟!مگه من چه هيزم تري به تو فروختم؟! بابا جان! چند بار بگم من فقط به عموم گفتم يك كم بيشتر مواظب دخترش باشه؛ همين! تازه باور كن شما دوتا هيچ وجه مشتركي با هم نداشتين و فاصله آرمان شهرهايتان از همديگر به اندازه فاصله ايران تا سين - همان چين! - است.راستي! به بقيه بچه ها هم بگو از الان به بعد دور اسم منو خط بكشن؛ بعدش هم من هنوز سر اين حرفم يعني «عشق تپه اي است كه هر خري مي تواند از آن بالا برود» هستم بخصوص عشق اينترنتي و من فقط به خاطر تقويت هرچه بيشتر زبان انگليسي ام پيشنهاد قلابي شما را قبول كردم! فقط نمي دانم چرا تازگي ها حس غريبي توي دلم - نه! احتمالاً قلبم! - افتاده كه مي گويد: آخ اگه بارون - منظورم ايميله!- بزنه!!!

  


گاز اضافي خاموش!

 

1 - شما براي صرفه جويي در مصرف گاز در فصول سرد سال چه اقدامي انجام مي دهيد ؟!
الف) قبض گاز را با چسب به پيشاني ام مي چسبانم تا هميشه جلو چشمم باشد و سبب شود كه كمتر گاز مصرف كنم تا ماه بعد تعداد صفرهاي مبلغ قابل پرداختش كمتر بيايد!
ب) سعي مي كنم همچنان به آداب و رسوم كهن و اجدادي خودم عمل نمايم و از هيزم و كرسي براي گرم كردن خانه ام بهره مند شوم !
ج) هر سال با شروع فصل زمستان به همراه خانواده ام به مناطق گرمسيري كشور كوچ مي كنم !
د) با استفاده از وسايلي كه به دليل بدآموزي داشتن از بردن نام آنها خودداري مي نمايم، علمك گاز منزل را دستكاري مي كنم تا كمتر شماره بيندازد و در نتيجه گاز كمتري مصرف نمايم !
2 - آيا مي دانيد كه منظور از «قاتل نامريي» چيست ؟!
الف) قاتلي كه قبلاً حكم قصاص او اجرا شده و سپس ميت شده است و الان روح او راهش را ادامه مي دهد!
ب) گراني و تورم !
ج) يعني قاتلي كه با چشم مسلح و غير مسلح قابل ديدن نيست و بعد از اينكه شخص مورد نظر مقتول شود تازه او را خواهد ديد !
د) زخم زبانهاي مادر زن !
3 - به نظر شما اگر روزي منابع گاز كشور به پايان برسند، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟!
الف) كرايه تاكسي هاي گازسوز چهار برابر خواهد شد !
ب) ديگر كسي به دليل گاز گرفتگي نخواهد مرد و در ضمن ديگر نيازي به پرداخت قبض گاز نيز نمي باشد!
ج) كشور هاي دوست و برادر همسايه، از سرما يخ خواهند زد و نسلشان منقرض مي شود !
د) قيمت نوشابه هاي گازدار در كشور با افزايش بي سابقه مواجه خواهند شد و شركت نوشابه سازي در زيرمجموعه هاي وزارت نفت جاي خواهد گرفت !
4 - كداميك از موارد زير جزو كاربردهاي مهم و اساسي گاز در زندگي بشر مي باشد ؟!
الف) باد كردن بادكنك و در مقياس بزرگتر بالون !
ب) فشرده شدن در فندك براي روشن كردن سيگار !
ج) پانسمان زخمها و جراحات توسط  گازاستريل !
د) ايجاد اشتغال در شركتهاي گاز و ادارات وابسته !
5 - شما در صورت مواجه شدن با حوادثي كه عامل ايجاد كننده آنها گاز شهري مي باشد، اولين اقدامي كه انجام مي دهيد، چيست ؟!
الف) سريعاً به شماره برنامه گزارش 5 پيامك مي زنم و آنها را در جريان حادثه قرار مي دهم و خودم هم همان جا مي مانم تا زماني كه گروه فيلمبرداري به محل حادثه برسند، من نقش اول مصاحبه باشم !
ب) سريعاً با شماره همسايه يا يكي از آشنايان تماس مي گيرم و شماره 118 را از آنان گرفته و بعد از تماس با 118 اقدام به پرسيدن شماره 194 ( اتفاقات گاز ) از او مي نمايم و در نهايت زنگ مي زنم به 110 تا عامل اصلي حادثه را كه گاز است، دستگير نمايد !
ج) همان جا به بانك مراجعه كرده و قبوض معوقه گاز را مي پردازم تا ديگر حادثه اي برايم پيش نيايد!
د) ابتدا سعي مي كنم كه كاملاً خونسردي خودم را حفظ كنم و سپس يك نفس عميق مي كشم تا كاملا ريلكس شوم، ولي چون گاز در فضا منتشر شده، نفس عميق من سبب گاز گرفتگي و مسموميتم شده و سقط خواهم شد!
6 - شخصيت انيميشني مربوط به شركت گاز و تكيه كلام معروف او كداميك از گزينه هاي زير مي باشد ؟!
الف) بابا برقي - هرگز نشه فراموش گاز اضافي خاموش !
ب) داوود خطر - گاز بده سيا !
ج) اوستا - غلام باز تو اين شير گاز رو باز گذاشتي ؟!
د) قند عسل - بابايي من گاز مي خوام !
سعيد ترشيزي

  


نقدي بر سروده يك بيمار قلبي ؛ « پارميدا » چيست؟

 

در پي رواج يك سرود كه در آن به واژه «پارميدا» اشاره شده، با توجه به نامأنوس بودن اين واژه با فرهنگ پارسي بر آن شديم تا در خصوص آن در اشعار موجود در متن سرود رمزگشايي كرده و آن را به خواننده عرضه داريم.
«واي واي پارميداي من كوش، واي واي ميرم از هوش»
در اين بيت كه بارها در سرود تكرار مي شود، به اين نكته اشاره شده كه نبود «پارميدا» باعث از هوش رفتن سراينده سرود مي شود، بنابراين اين گونه به ذهن متبادر مي شود كه اين نام جديد بايد دارويي باشد كه مانع از هوش رفتن مي شود كه از جمله مي توان به داروهاي درمان صرع، بيماريهاي قلبي يا تنفسي اشاره كرد.
اما از آنجا كه در مصرعهاي ديگري به اين نكته اشاره شده كه «اين قلب ما تازه كاره» متوجه مي شويم كه فرد سراينده بتازگي از اتاق عمل خارج شده و احتمالاً عمل پيوند قلب انجام داده، پس به گزينه داروي بيماريهاي قلبي در مورد «پارميدا» نزديك مي شويم.
اما سراينده در مصرعهاي بعدي راهنمايي ديگري مي كند و مي گويد «تو سرما بي كاپشني» بنابراين از آنجا كه هر انساني در سرما تن پوشي مثل كاپشن، پالتو يا لباس كاموايي مي پوشد و فقط حيوانات هستند كه لباس گرم نمي پوشند، به اين نتيجه مي رسيم كه «پارميدا» يا حيواني است كه وجود آن براي درمان بيماري مفيد است يا گياهي است كه جوشانده آن براي قلب مفيد است.
سراينده در ادامه اشارات ديگري هم دارد؛ مثلاً« بيني ات هم سربالا» اينجاست كه بايد سراغ حيواناتي رفت كه بيني سربالا دارند، از جمله خوك و گراز. البته نويسنده هنوز نتوانسته ارتباطي ميان اين دو موجود و بيماري قلبي بيابد ولي ممكن است سراينده به اين ارتباط دست يافته و خواسته در قالب سرود، اين كشف نوين علمي را به ساير مردم عرضه كند.
سراينده در نهايت نشاني را كاملتر مي كند و مي گويد: «خوشمزه تر از آيس پكي» يعني بايد اين حيوان را ميل كرد، در عين حال ولي عنوان نكرده كه بايد چگونه يا چه قسمتهايي از اين حيوان را ميل كرد، ولي با توجه به مصرعهاي ذكر شده، مي توان نتيجه گرفت كه گوشت آن علاوه بر خاصيت دارويي بسيار لذيذ هم هست.
«بين همه باز بيستم مي شي و برات مي خرم يك ميتسوبيشي» اينكه مقصود نگارنده از اين بيست چه بوده، هنوز در هاله اي از ابهام است؛ زيرا وي مشخص نكرده، موجود مورد نظرش يعني «پارميدا» در چه زمينه اي بيستم مي شود، سرعت، قدرت، زيبايي يا حتي انواع مواد غذايي خوراكي، يا اينكه منظورش از خريد ميتسوبيشي كدام محصول اين شركت بزرگ است، وانت بار براي حمل و نقل اين حيوان، مايكروفر براي پختنش، چرخ گوشت يا اجاق گاز فردار.
اما بيت كليدي كه بر تمام پندارهاي قبلي خط بطلان مي كشد به نوعي پارادوكس در سروده اش ايجاد مي كند، اين بيت است كه مي گويد:« تو پيشي مني و ميو، پس عشوه نكن و بيو»
در اينجاست كه شنونده به اين فكر فرو مي رود كه آيا گوشت گربه براي بيماري قلبي مفيد است، آيا بيني گربه سربالاست، آيا گربه اثر رواني روي بيماران قلبي دارد و در نهايت آيا گربه طبخ شده خوشمزه تر از آيس پك است و اصولاً اينكه آيا مي توان براي گربه نام «پارميدا» را انتخاب كرد يا اينكه سراينده از اختيارات شاعري استفاده كرده و تشبيه گربه را براي رام بودن حيوان مورد نظرش انتخاب كرده و از او خواسته كه خود بدون عشوه و در حالي كه صدايي از خود خارج مي كند، به مسلخ برود.
در نهايت شاعر به اين نكته اشاره كرده كه مصرف گوشت اين حيوان بايد مداوم باشد و مسأله را به اين صورت بيان كرده كه «فدات مي شم تو روزهاي فرد و زوج»؛ زيرا روزهاي هفته يا فرد هستند يا زوج و فقط جمعه از اين قاعده مستثناست، پس بيمار بايد گوشت «پارميدا» را در تمام ايام هفته به جز جمعه ها ميل كند.
او در آخرين مصرع رمز ديگري را پيش روي مخاطبانش مي گشايد و آن نايابي اين جانور است؛ چون مي گويد: «پارميدا كجايي پ» يعني نمي توان به راحتي آنرا يافت و حذف حرف آخر «پس» نيز قطعاً سري دارد كه به راحتي نمي توان آن را كشف كرد و احتمالاً براي يافتن آن بايد به رموز حروف ابجد و اصول رمل و اسطرلاب آشنا بود.
* سعيد كوشافر

  


پارازيت

 

از آخرين پلي كه ميگذري،پل صراط است
ماهي بزرگ،ماهيگير و قلابش را صيد كرد
براي حفاظت از افكارم، دور سرم باند پيچيدم
دوشاخه برق به پريز چشمك زد
چون از به دنيا آمدن مي ترسيد، در نطفه خودكشي كرد
غنچه معتقد است، زندگي يعني لب به خنده بستن
آدم وقتي فقير ميشه، خوبيهايش هم حقير ميشه
بعضي ها ذهنشان در اسارته و بعضي ها جسمشان
دكتر عاشق، قرص ماه را به سياهي شب تجويز كرد
براي حفظ ظاهر غصه هايش را با لبخند تعريف ميكرد
اگر خودتان را به آن راه زديد، مواظب باشيد گم نشويد
پائيز هميشه احترام موي سفيد زمستان را دارد
خيلي به هم علاقه داشتند، هميشه با اسم كوچك همديگر را نگاه ميكردند
از اينكه نمي توانم در مجلس ختم خودم حضور يابم، قبلاً پوزش مي طلبم
بعضي ها خودشان را به دردسر مي اندازند و بعضي ها ديگران را سهراب گل هاشم

  


راز سر ديوار

 

حصار سنگچين دور باغ انگار كوهي بود
و من با دوستم - « جعفر »- خطر كرديم
و با حسرت به سوي سر درختي ها نظر كرديم
سپس آب دهان مان را فرو داديم
و با چشمان پرسشگر ز هم آهسته پرسيديم
براي رفتن اندر باغ، آيا هيچ راهي نيست؟
سپس گفتيم: آيا باغبان در باغ...؟
و بعداً پيش خود گفتيم: گاهي هست، گاهي نيست
***
رفيق من كه از من شعر خوان تر بود
كشيد آهي و با من گفت:
چنين اندر كتابي خوانده ام كه روي يك سنگي
نوشته بود رازي مبهم و مغشوش
و شايد روي اين ديوار هم رازي است...
به او گفتم:
« چطوري مي شود فهميد رازش چيست؟»
به من گفت: « اينكه آسان است...
همين حالا
شما قلاب مي گيري و مخلص مي رود بالا
و هر رازي كه آنجا بود مي خواند. »
به فكرش آفرين گفتم
شدم شاداب
و كردم پشت بر ديوار و دستان را به هم قلاب
و جعفر رفت بالا روي دست و شانه ها و كله بنده
و من مي كردم از خوشحالي و شور و شعف خنده
و جعفر بر سر ديوار مكثي كرد
و از آنجا پريد آهسته اندر باغ
من اندر كوچه ماندم با دهاني از تعجب، باز
و گفتم: هاي! جعفر! هاي!
برادر جان!
چه رازي بود آنجا، هان ؟!
و جعفر، آن طرف، با خنده، در حالي كه گويا ميوه مي لمباند
با من گفت:هلا ملا!
نوشته بود آن بالا
كه: هركس روي دوش ديگران بالا تواند رفت
رود آن سو و تا آنجا كه جا دارد، بلمباند
حلالش باد اگر رند است و مي تاند!
ابوالفضل زرويي نصرآباد

  


ناسوس

 

فروشي
اينجانب روز گذشته بدون هيچ دليلي توسط مأموران ستاد مبارزه با مواد مخدر در محل لابراتوار مجهز خودم دستگير شده ام و بعيد مي دانم كه به اين زودي ها آزاد شوم، لذا تمامي محصولات توليدي خود را كه شامل هزاران عدد از انواع قرصهاي روانگردان مي باشد، براي شادي بيش از پيش شما جوانان عزيز، زير قيمت به فروش مي رسانم !
دكتر توهم زا

باشگاه مبارزان
براي اولين بار در ايران آموزش تخصصي انواع ورزشهاي رزمي و فنون دفاع شخصي به همراه حركات كاربردي نظير كله، زير زانو، آرنج، جفت لگد، كف گرگي و... همزمان با آموزش فوتبال !
خداداد عزيزي و همراهانش


تقاضا
اينجانب «خودشيفته فراواني» بازيگر محبوب سينما از بازيگران درجه 2 سينماي هاليوود تقاضا دارم كه اينقدر مزاحم اينجانب نشوند و خواهش نفرمايند، من با آنها همبازي نخواهم شد، كمتر از لئوناردو دي كاپريو و راسل كرو و تام كروز و آنتونيو باندراس و براد پيت به جان شما اصلاً راه ندارد !
مدير برنامه هاي خودشيفته فراواني

مژده
بانك همت در نظر دارد به تمامي افرادي كه در فاصله بين 30 آبان ماه سال جاري تا يكم آذر ماه سال 1387 متولد شده اند، يك دفترچه حساب قرض الحسنه با 2000 تومان موجودي اهدا نمايد. لذا واجدان شرايط مي توانند با در دست داشتن شناسنامه و مدارك بيمارستان و برگ استشهاد محلي به تمامي شعبه هاي اين بانك در سراسر كشور مراجعه فرمايند، شايان ذكر است كه دفترچه فقط به دست خود طفل داده مي شود و پدر و مادر وي صلاحيت دريافت آن را ندارند !
روابط عمومي بانك همت


آگهي مناقصه
انجمن خبرنگاران جوان و ميانسال و كهنسال در نظر دارد براي تأمين امنيت جاني اعضاي خويش از خطر كوبيدگي سر به ديوار، پرتاب از پله، مشت و لگد و خطراتي مشابه كه همواره از سوي مربيان و بازيكنان تيمهاي فوتبال، آنان را تهديد مي كند، تعداد چند هزار كلاه كاسكت، سپر دفاعي، زانو و آرنج بند، و لباس ضد حريق خريداري نمايد، لذا از تمامي شركتهاي خصوصي فعال در اين زمينه دعوت به عمل مي آيد از تاريخ انتشار آگهي طي مدت 3 روز در ساعات اداري براي دريافت اسناد مناقصه و پيشنهاد قيمت به اين سازمان مراجعه فرمايند!
انجمن حمايت از خبرنگاران مضروب

گمشده
طوطي دست آموز اينجانب كه بسيار زيبا و قيمتي مي باشد، روز گذشته پس از اجراي يك نمايش درام و تأثيرگذار با حضور و همكاري دوستان هندي اش از مقابل ديدگان من به پرواز درآمد و از قفس گريخت، لذا از تمامي عزيزاني كه او را ديده اند و يا خبري از او در دست دارند، تقاضا مي شود كه ما را در جريان بگذارند و يك خانواده چشم انتظار را از نگراني نجات دهند !
بازرگان و دخترانش

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com