|
گروه سياسي- آرش خليل خانه: طرح پيشنهاد تشكيل سازمان همكاريهاي منطقه اي با حضور ايران، تركيه و رژيم صهيونيستي از

سوي وزير خارجه بحرين در حاشيه نشست امنيتي منامه كه رويكردي امنيتي از آن برداشت مي شود، بازتابها و واكنشهاي گسترده اي در پي داشته است.
طرح بحرين در حالي بيان شده كه دو سال پيش ايران ايده تشكيل يك سازمان فراگير همكاريهاي اقتصادي، سياسي و امنيتي را به اجلاس دوحه ارائه داد.اما در طرح اخير بحرين، گنجاندن حفره هاي جديد مانند رژيم اشغالگر قدس، بيانگر برخي اهداف پشت پرده، فراتر از هدف اوليه براي تشكيل يك سازمان مستقل همكاريهاي منطقه اي است.
خبرنگار سياسي قدس ابعاد مختلف ايده تشكيل سازماني منطقه اي با هدف همكاريهاي امنيتي و پيامدهاي ناشي از حواشي انحرافي در اين مسير را در گفتگو با حسين امير عبدالهيان سفير ايران در بحرين، بررسي كرده است.
***
* آقاي سفير !در ورود به بحث مايليم بدانيم ملاحظاتي كه ايران در ارائه ايده تشكيل سازمان همكاريهاي منطقه اي به همسايگان خود داشته چيست و چه كاركردهايي را از اين ساختار و سازمان مد نظر دارد؟
** دو ديدگاه در زمينه همكاريهاي امنيتي در منطقه وجود دارد.طيفي از كشورها همكاري منطقه اي در همه زمينه ها از جمله مسايل امنيتي را با حضور كشورهاي منطقه و مشاركت جمعي از آنان مورد تأكيد قرار مي دهند كه ايران نيز به همين ايده استفاده و توجه دارد، اما برخي از كشورها امنيت منطقه را در تلفيق با قدرتهاي فرامنطقه اي پيوند داده اند و معتقدند با تعامل كشورهاي منطقه با قدرتهاي نيروهاي فرامنطقه اي است كه امنيت قابل تضمين است.
اما استدلالهاي زيادي برابر اين گروه از كشورها هست كه ثابت مي كند حضور و مشاركت قدرتهاي فرامنطقه اي نمي تواند كاركردي مفيد در اين زمينه داشته باشد، زيرا قدرتهاي فرامنطقه اي باتوجه به منابع كشورهاي منطقه به دنبال منافع هدفهاي خود هستند كه اين منافع در برخي از مقوله ها در تعارض با منافع كشورهاي منطقه قرار مي گيرد مانند بحث كنترل و تسلط بر توليد و صادرات نفت از خليج فارس كه نمونه بارز آن در بحران اخير اقتصادي غرب و تلاش آنها براي جبران خسارتهاي خود از منابع منطقه مشهود است.
نكته ديگر اين است كه سه مفهوم انرژي، اقتصاد و امنيت مقوله هاي به هم پيوسته اي در منطقه خليج فارس هستند كه هر يك در راستاي منافع كشورهاي منطقه يك تحليل وضعي دارد و در سطح بين المللي ملاحظات خاص ديگري را همراه خود دارد.
بنابراين، با در نظر گرفتن اين مسائل و سابقه عملكرد كشورهاي فرامنطقه اي در حوزه هاي امنيتي و آنچه در يك دهه گذشته شاهد رخ دادن آن در افغانستان و عراق بوده ايم، نظريه نقش مفيد نيروهاي فرامنطقه اي در كمك به امنيت منطقه نفي مي شود.
آنچه را كه امروزه بسياري از كشورهاي منطقه به آن باور دارند اما با وجود اين باور احساس مي كنند زمينه هايي بايد براي اجراي آن فراهم شود، اين است كه كشورهاي منطقه بايد سازمان همكاري منطقه اي را خود ايجاد كنند كه مي تواند از همكاريهاي اقتصادي، فني، تجاري و مراودات فرهنگي شروع شود و تا همكاريهاي سياسي و پس از آن همكاريهاي امنيتي، توسعه پيدا كند.
حتي كشورهايي كه در منطقه پيمانهاي نظامي با آمريكا يا دولتهاي غربي ديگر دارند، هم بر اين باور هستند كه مجموعه شرايطشان آنها را به اين وضعيت كشانده و ايدهآل آنها همكاري منطقه اي و رونق در ارتباطات با همسايگان است.
در اين چارچوب و چنين فضايي بود كه آقاي احمدي نژاد بحث سازمان همكاريهاي منطقه اي را مطرح كردند كه در ماههاي اخير نيز شاهد بوده ايم آقاي شيخ خالد، وزير خارجه بحرين هم طرح سازمان همكاريهاي گسترده تري را مطرح كرد كه البته بزرگترين نقطه ضعف آن با وجود اشرافي كه به عرصه ديپلماسي دارد، اين بود كه مسأله حضور رژيم صهيونيستي نيز در آن گنجانده شده بود كه با مخالفتهاي گسترده اي روبرو شد.
* طرح بحرين با نگاه بيروني به امنيت منطقه تدوين شده اما نكته اصلي اين است كه گنجاندن رژيم اسرائيل در آن هيچ وجهه و توجيهي ندارد. از اين رو، سطحي از هدفهاي سياسي خاص فارغ از هدفهاي امنيتي چنين سازماني در اين ايده احساس مي شود اين هدفهاي سياسي به نظر شما چيست و چه تأثيري بر روند پيگيري ايده تشكيل اين سازمان دارد؟
** يكي از اشكالهاي اساسي اين است كه با وجود حساسيتها در منطقه و حتي در بسياري از كشورهاي عربي نسبت به رژيم صهيونيستي، وزير خارجه بحرين حضور اين رژيم را مورد تأكيد قرار داد.
شايد نگاه آنها اين بود كه با اين چاشني بتوانند بخشهاي گسترده تري را خارج از منطقه نيز با خود همراه كنند، اما اين مسأله با واكنشهاي زيادي روبرو شد و از مصاحبه هاي بعدي وزير خارجه بحرين اين گونه بر مي آيد كه ايشان تأكيد دارند منظورشان از اشاره به اسرائيل اين بود كه سازماني كه تشكيل مي شود، بتواند مسأله فلسطين را هم مورد توجه قرار دهد و آنچه را كه مطلوب كشورهاي اسلامي است در چارچوب اين همكاري سامان داده شود.
اما نكته اي كه وجود دارد اين است كه ايران به اين جمع بندي رسيده كه اكنون منطقه با وجود حضور نيروهاي خارجي و اشغال دو كشور عراق و افغانستان، به مرحله اي رسيده كه همه به دنبال و جستجوي ثبات و امنيت در مشاركت با كشورهاي همسايه و منطقه هستند و اين اصلي است كه دوستان ما در بحرين هم آن را درك كردند و تلاش داشته اند در چارچوب طرح آقاي احمدي نژاد به نوعي آن را گسترده تر كنند.به نظر من و با شناختي كه من از كشور محل مأموريت خود و بويژه وزير خارجه بحرين دارم،مي توانم بگويم، نه دولت، نه پادشاهي و نه وزارت خارجه بحرين هيچ كدام به دنبال آن نيستند كه در اين طرح اسرائيل را وارد مناسبات كشورهاي منطقه كنند، زيرا شاهد بوديم به تازگي رهبر حماس به دعوت بحرين ميهمان اين كشور بود و تعامل و حمايت بحرين از فلسطين جدي است.
اما اينكه آيا برخي طرفهاي خارجي كه در پيگيري يا حتي مطرح كردن اين ايده تحركاتي داشته اند هدفهاي خاصي را دنبال مي كنند، در اين مسأله شكي نيست و آنها تلاش مي كنند يكي از كشورهاي منطقه را جلو بيندازند تا جلودار شود و از درون منطقه مشروعيتي براي رژيم صهيونيستي ايجاد كنند.
اين مسأله هر چند با توضيحات بعدي آقاي شيخ خالد تا حدودي اصلاح شد، اما ضربه اي جدي را به طرحي كه مي توانست مفيد باشد، وارد كرد.
* طرح ارائه شده ايران به شوراي همكاري خليج فارس بود و نگاه موضوعي داشت. آيا بسط اين ايده فراتر از اين حوزه مانند ايده بحرين از نگاه ايران مثبت تلقي مي شود؟
** در اين باره نظر شخصي خود را مي گويم. در فرهنگ ما ضرب المثلي هست كه مي گويد سنگ بزرگ علامت نزدن است. من احساس مي كنم اين طرح سازمان منطقه اي كه بحريني ها ارائه داده اند و امثال آن، با در نظر گرفتن واقعيتهاي منطقه اي طراحي نشده است.اين يك سنگ بزرگ است، همان طور كه طرح خاورميانه بزرگ كه آمريكايي ها دنبال مي كردند، آن قدر بزرگ و رؤيايي بود كه هيچ خروجي براي آنها نداشت.
اين طرح ممكن است براي چند سمينار و كنفرانس چيز خوبي باشد، اما اگر بخواهيم به يك خروجي عملي برسيم، واقع بينانه طرح پروژه اي است كه در اجلاس دوحه از سوي آقاي احمدي نژاد مطرح شد كه مي تواند به عنوان گام اوليه محسوب شود تا همكاري ايران و شوراي همكاري خليج فارس در قالب مجموعه اي از همكاريهاي منطقه اي شكل گيرد.
* تشكيل چنين سازماني در منطقه با چه موانع و عوارضي روبروست؟
** طرح ايران صرفاً معطوف به مسائل امنيتي نبود، بلكه بخش اصلي آن نگاه به همكاري هاي اقتصادي و بازرگاني با برآيند توانمنديهاي منطقه را دارد كه اجرايي شدن اين بخشها مي تواند اعتمادسازيهاي متقابلي را ميسر سازد كه زمينه همكاريهاي امنيتي و عبور از سطح همكاريهاي دو جانبه به چند جانبه را فراهم آورد.يكي از موانعي كه تاكنون باعث اجرايي شدن اين ايده شده، اين است كه آمريكا و برخي از قدرتهاي فرامنطقه اي تلاش دارند سياست «ايران هراسي» را در منطقه دنبال كنند. نمونه آن، موضع گيريهاي «گيتس» در اجلاس منامه عليه ايران بود و از اين مسير تثبيت همكاريهاي امنيتي و حضور خود را در منطقه در تقابل ايده همكاري منطقه اي دنبال مي كنند.مانع دوم اين است كه اعتمادسازي در منطقه بايد در دستور كار همه طرفها باشد و امري دو سويه است. ما امروز در منطقه شاهد روند رو به گسترش و تمايل كشورها به اعتمادسازي هستيم و تأثيرهاي منفي حضور نيروهاي بيگانه براي برخي كشورهاي منطقه اين تمايل را تقويت كرده است؛ اما اين امر نيازمند توسعه و مراقبت است تا بستر مناسب همكاريهاي منطقه اي را تقويت كند. |