|
* محمد هرمزي
اشاره: سرانجام بحران مالي جهان دامن بورس ايران را گرفت تا جايي كه بين 15 تا 20 ميليارد دلار از ارزش بازار سرمايه ايران در آتش

بحران مالي جهان سوخت، شعله هاي آتشي كه به ويژه دامن محصولات فولادي و پتروشيمي را در برگرفت. اما در اين ميان بازار سرمايه چشم به كمك 300 ميليارد توماني دولت دوخت تا قدري از خسارتها جبران شود، در عين حال دولتي ها ترجيح دادند كه فعلاً به بورس كمك مالي نكنند، حالا چرا آنها ترجيح دادند كه به بورس كمكي نشود و اينكه اگر اين كمك مي شد، چه تغييري در بورس ايجاد مي كرد موضوعي است كه دكتر غلامرضا سلامي، رئيس شوراي عالي انجمن حسابداران خبره ايران و مدير يك كارگزاري به تبيين آن مي پردازد.
مشروح گفتگو قدس را با وي دنبال كنيد.
* براي شروع بفرماييد كه چرا بازار سرمايه ايران با كاهش 20 ميليارد دلاري ارزش سهام مواجه شد؟
** اين موضوع به همان افزايش 20 ميليارد دلاري ارزش بورس برمي گردد، زماني كه ارزش سهام در بازار سرمايه افزايش يافت و نبايد تبليغات زيادي روي آن انجام مي گرفت، زيرا اين افزايش، افزايش موقتي و ناشي از افزايش قيمت محصولات فولاد، پتروشيمي و به ويژه قيمت نفت بود البته اين شركتها سهم عمده اي در بازار ايران دارند، بنابراين افزايش قيمت محصولات آنها باعث شد كه بازار با افزايش غيرمنتظره اي به ميزان 20 ميليارد دلار مواجه شود اين مقدار افزايش، شادي مسؤولان را در پي داشت و آنها را به اين نتيجه رساند كه رونق بورس ناشي از مديريت آنان است، در حالي كه همان طور كه ذكر شد، افزايش ارزش بازار ناشي از افزايش قيمت محصولات در سطح جهاني بود كه به تبع آن به ارزش بورس ما نيز افزوده شد.

حالا قيمت همين محصولات در سطح جهاني كاهش پيدا كرده است و البته اين براي بورس يك بدشانسي محسوب مي شود؛ كاهش قيمت نفت، محصولات كاني و فلزي كه سهم عمده اي در بورس داشتند، ارزش بازار سهام را به ميزان 20 ميليارد دلار كاهش داد. در حقيقت اتفاق خاصي رخ نداده است، رشد بورس ناشي از افزايش قيمتهاي جهاني بود، حال متأثر از آن نيز كاهش پيدا كرده است. البته اين كاهش ارزش بازار مقداري به عملكرد خودمان نيز برمي گردد و سبب شده كه برخي از افراد جامعه از بازار سرمايه رويگردان شوند.
* چرا برخي رويگردان شدند؟
** چون احساس مي كنند كه دو ويژگي كه معمولاً در بورسهاي ديگر وجود دارد را نمي توان در بورس ايران مشاهده كرد. نخست قدرت نقد شوندگي بالاي بورس است كه فرد مي تواند هر زمان كه بخواهد دارايي خود را نقد كند و دوم اينكه اطمينان داشته باشد كه قيمت خريد و فروش سهام به قيمت واقعي نزديك است، در حالي كه با عملكرد مديريتها از نگاه مردم اين دو ويژگي از دست رفته است سهامي وجود دارد كه ماهها و بلكه سالها نمي توان آنها را به پول نقد تبديل كرد و سهامي كه با قيمت بالا به مردم عرضه شد.
* با توضيحات جنابعالي آيا افت ارزش سهام ادامه دارد؟
** بورس ما در آستانه بحران قرار دارد، چون اقتصاد كشور - كه بشدت به درآمدهاي نفتي متكي است- در آستانه بحران قرار دارد. بنابراين بايد اميدوار بود كه وضعيت بازار جهاني بهبود پيدا كند، در عين حال بايد گفت كه ما به صورت مستقيم در بازارهاي جهاني و بالعكس دخالتي نداريم، ولي از طريق نفت به اقتصاد جهاني متصليم، اگر اقتصاد جهاني دچار مشكل شود، ما هم از محل درآمدهاي نفتي آسيب پذير هستيم.
* با اين تفسيرها چگونه مي توان از بازار سرمايه حمايت كرد؟
** حمايت از بازار سرمايه در حقيقت به معناي حمايت از بازار رقابتي در اقتصاد است، بنابراين اجراي صحيح سياستهاي ابلاغي اصل 44 تنها راهكاري است كه اقتصاد كشور را مي تواند نجات بدهد.
* به نظر مي رسد كه بازار سرمايه به كمك 300 ميليارد توماني دولت چشم دوخته بود چنانچه عملياتي مي شد مي توانست تغييري در بورس ايجاد كند؟
اگر اين مقدار كمك از سوي دولت به بازار سرمايه تحقق هم پيدا مي كرد، باز براي بورس ما چاره ساز نبود، بنابراين اگر فكر مي كنيم كه با اين مقدار كمك (300 ميليارد تومان) مي توان بورس را نجات داد، اين گونه نيست، يعني تزريق نقدينگي از سوي دولت براي حمايت از بورس راهكار درستي نيست اما مي تواند از طريق عرضه سهام شركتهاي اصل 44 و اجراي بخشي از سياستهاي اين اصل كه كنار گذاشته شده بورس را نجات دهد؛ شركتها را بايد به بخش خصوصي و در واقع مديريت آن را به اين بخش واگذار كنيم، - در حالي كه واگذار نشده است- در مجموع بر اين باور هستم كه با اقتصاد دولتي نمي توان بورس قوي داشت. نكته ديگر اينكه برخي اعتقاد دارند كه دولت با عرضه سهام اصل 44 بخشي از نقدينگي را از بورس خارج كرده است، البته تحليل غلطي نيست، اما اينكه انتظار داشته باشيم بازار در يك سطح نقدينگي با اجراي سياستهاي اصل 44 باقي خواهد ماند، انتظار درستي نيست.
*در هر حال كاهش بيش از 25 درصد ارزش سهام به حمايتهاي فوري نياز دارد، در حال حاضر دولت چگونه مي تواند نه تنها جلوي افت بيشتر ارزش سهام را بگيرد، بلكه رونق دوباره اي به آن بدهد؟
** راهكار حمايت فوري آن است كه دولت مي تواند با ارزان فروشي سهام شركتهاي مشمول براي سرمايه گذاران خارج از بورس، جاذبه ايجاد كند، يعني نه تنها نبايد به دنبال فروش سهام به قيمت بالا باشد، بلكه با عرضه سهام با قيمت ارزان تري به سرمايه گذاران جديد به نوعي امتياز بدهد تا آنها به بورس وارد شوند، اين راه حل بهتر از آن است كه دولت بخواهد خود نقدينگي وارد بورس كند، زيرا با خريد سهام ارزان از سوي سرمايه گذاران جديد هم نقدينگي حذف به بورس سرازير مي شود و هم خصوصي سازي تحقق مي يابد، اين در حالي است كه دولت در گذشته سهام را با قيمت بسيار بالايي عرضه كرد و با توجه به تبليغات نادرستي كه در اين حوزه رخ داد، نبايد اين رويكرد دوباره تكرار شود، ضمن اينكه اگر دولت بخواهد بخشي از سهام را خريداري كند، بر خلاف سياستهاي اصل 44 و بازار است.
بنابراين با عرضه ارزان تر سهام نه تنها سرمايه به بورس سرازير مي شود، بلكه بازار از عمق بيشتري برخوردار خواهد شد.
البته سرمايه گذاران داخلي مي توانند در بورس سرمايه گذاري كنند، سرمايه گذاران خارجي نيز با توجه به مقرراتي كه در زمينه جذب سرمايه گذاري خارجي- نظير عدم خروج سرمايه به مدت 5 سال وجود دارد- نمي توان انتظار داشت آنان به سرمايه گذاري در بازار سرمايه ايران ترغيب شوند.
* دولت در زمينه كمك مالي به اين نتيجه رسيده كه فعلاً وضع بورس قابل قبول است و قرار نيست كمك مالي به آن شود؟
** استدلال دولت از يك ديدگاه قابل قبول است، وقتي 80 درصد بورس دولتي است، 20 درصد باقيمانده مقدار قابل توجهي نيست كه بگوييم بورس به بحران نزديك شده يا نشده است. تقريباً از ارزش 50 ميليارد دلاري بورس تنها 8-7 ميليارد دلار آن به سهامداران جزء و خصوصي اختصاص دارد بنابراين بايد اين موضوع روشن شود كه اساساً بورس به معناي واقعي وجود دارد؟ وقتي 80 درصد سهم د ولتي ها را از بورس خارج كنيد معني آن اين است كه تنها بين 10-8 ميليارد دلار سهام معامله مي شود كه اين مقدار عدد قابل توجهي نيست، در حالي كه براي آن 80 درصد معامله اي انجام نمي گيرد. حالا در اين شرايط سهامداران جزء متضرر مي شوند؛ توجه داشته باشيد كه بخشي از سهام فولاد به سهامداران جزء اختصاص دارد كه چون سهام را با قيمت بالايي خريداري كردند، تقريباً متضرر شدند، سهامداران جزء پتروشيمي نيز متضرر شدند. خلاصه آنكه همان رشد چند ميليارد دلاري بورس در گذشته به خريد سهامداران جزء اختصاص داشت و حالا همانها خسارت ديده اند. |