صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-12-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 26آذر ماه 1387


حمايت بوش ؛ همسويي منافع



* غلامرضا قلندريان

جرج بوش رئيس جمهور آمريكا كه آخرين روزهاي حضورش در كاخ سفيد را تجربه مي كند، در اظهاراتي تكراري اصلاح طلبان را بار ديگر مورد حمايت قرار داد و با اين پشتيباني بر همسويي منافع آمريكا با گروه هاي مذكور صحه گذاشت.
جدا از اين اظهارات، دشمني جرج بوش با آرمانهاي انقلاب اسلامي بر كسي پوشيده نيست، شخصي كه از هيچ تلاشي براي برخورد با پرونده هسته اي ايران دريغ نكرد و پرونده خصومت وي مملو از سنگ اندازيها و مخالفتها در مجامع بين المللي با هدفهاي تضييع حقوق ملت ايران است.
بوش با اين سخنان از روحيه استكباري نظام سرمايه داري و افزون طلب، عقب نشيني نكرده و در موضعگيري نسبت به نظام جمهوري اسلامي در عرصه هاي مختلف، نسبت به اسلافش جهت گيريهاي افراطي را اتخاذ نموده است.
از سوي ديگر، مخاطب مستاجر كاخ سفيد، جريانهايي هستند كه در داخل، مقابله با شوراي نگهبان را در دستور كار خود قرار داده بودند و اين نهاد مورد وثوق امام و رهبري را به عنوان مانعي براي احقاق حقوق شهروندي معرفي مي كردند؛ افرادي كه با تفسيرهاي گوناگون از قانون اساسي، تلاش داشتند اين قانون را دستمايه فعاليتهاي جناحي براي رسيدن به منافع حزبي قرار دهند.
اشخاصي كه در جهت گيريهاي خود با تسامح و تساهل، بستر هجمه به ارزشها را فراهم نمودند؛ از پشتيباني كاخ سفيد برخوردارند؛ فعاليتهايي كه در ادبيات حمايتي كاخ سفيد با عنوان تلاش جهت تحقق جامعه مدني از آن ياد مي شود.
اصلاح طلبان با طرح ايده تنش زدايي، افق دستيابي به آرمانهاي سلطه طلبانه را فراهم نمودند به نحوي كه پس از به قدرت رسيدن جريان مذكور، مقامهاي واشنگتن و تئوريسينهاي آنها نتوانستند خوشحالي شان را پنهان كنند و اين پيروزي را با عبارتها و الفاظي كه مشحون از افق اميد بخش در جهت رسيدن آنها به هدفهايشان بود، تعبير و تفسير نمودند.
يكي از چهره هاي مطرح اعتماد ملي، در خصوص سخنان جرج بوش اذعان نمود كه تندروي در بين بعضي از اصلاح طلبان اين گونه امور را پديد آورده و بديهي است تندروي در هر حيطه اي، باعث سوء استفاده افرادي به اين شكل مي شود. از اظهارات ايشان مي شود چنين برداشت نمود كه جريان اصلاح طلبان دچار انشعاب گرديده و جريان مذكور يكپارچه نيست و برخي نحله هاي آن افراطي مي باشند كه با پاره اي جهت گيريها زمينه و بستر اميدواري مخالفان و دشمنان اين انقلاب را فراهم مي كنند.
اكنون فارغ از عنوان اصلاح طلب و يا هر تابلوي ديگري، بايد اين موضوع را از زاويه نسبت سنجي با حاكميت مورد واكاوي قرار داد و به آن پرداخت كه بوش از چگونه رفتارهايي خرسند مي شود و چه اقدامهايي مي تواند بيانگر همسويي منافع جريانها با مقامهاي كاخ سفيد باشد.
بدون شك، ايده حاكم بر جريانهاي اصلاح طلب و تعقيب سياستهاي داخلي و خارجي آنها در صورت مغايرت و معاضدت با خواسته هاي بوش، حمايت مكرر وي را نبايد دربرداشته باشد. جامعه شناسي سياسي احزاب در ايران، وجود طيفهاي متفاوت جناحي و حزبي را با رويكردهاي گوناگون معرفي مي كند و تاكنون جرج بوش حمايت خويش را از جريانهاي با رويكرد اصولگرايي نه تنها اعلان ننموده، بلكه با اتهامهاي بنيادگرايي تلاش مي كند آنها را از صحنه رقابتها حذف و در افكار عمومي جهانيان، فاقد وجاهت معرفي كند.
بدين ترتيب، مي توان اذعان نمود پشتيباني رئيس جمهور آمريكا از يك جريان با هويت شفاف و مشخص در راستاي همسويي منافع است كه برخي اصلاح طلبان با رد اين حمايت، جريان مذكور را به دو طيف افراطي و غيرافراطي تقسيم نموده اند و يا برخي ديگر از صاحبان تشكل مذكور، با اعتراف به اين موضوع كه حمايت ليدر نئومحافظه كاران منافع حزبي آنها را آسيب پذير مي نمايد، به شكلي درصدد كاستن از آسيبهاي آن مي باشند.
پر واضح است، اعلام پشتيباني بدون مخرج مشترك امكان پذير نيست، به شكلي كه مقام معظم رهبري در سخناني فرمودند: «هنگامي كه دشمن از شما تعريف و تمجيد به عمل مي آورد، ببينيد به دروازه خودي گل زديد كه دشمن مدافع شما گرديده است». اكنون بايد به اين گروه ها هشدار داد در صورتي كه قطب نماي فعاليت آنها در راستاي منافع و امنيت ملي است، بايد با اتخاذ مشي متفاوت از گذشته، بستر طرد مقامهاي آمريكايي را فراهم كنند تا مجبور نشوند برخي از گروه ها اعلان نمايند جهت گيري اخير بوش به ضرر آنها و به نفع اصولگرايان تمام شده است.
از سوي ديگر، ذكر اين نكته نيز خالي از فايده نيست، گروهي كه نگاه به خارج از مرزها داشته باشند و با تكيه بر نسخه هاي وارداتي، دشمنان مؤلفه هاي توسعه و به طور كلي مديريت را تعقيب نمايند، ناگزير از پذيرفتن اين واقعيت هستند كه مخالفان آن سوي مرز نمي توانند تكيه گاه مطمئني براي آنها باشند.
اعتقاد به عدم همسويي منافع و هدفها با محوريت كاخ سفيد را مي توان در برخورد خبرنگار شبكه تلويزيوني البغداديه با بوش عنوان نمود كه اين شهروند و خبرنگار شجاع عراقي چگونه نفرت و خشم خود را از اقدامهاي سلطه طلبانه جرج بوش در عراق با پرتاب كفش اعلام نمود. اگر چه وي يكي از شهروندان جامعه عراق است، ولي قطعاً ايده وي از جايگاه و پايگاهي گسترده در ميان مردم عراق به گونه اي برخوردار است كه مي توان نه تنها وي را نماينده يك طيف گسترده و فراگير در اين كشور قلمداد كرد، بلكه خروجي رفتار او را به عنوان نماد نفرت متراكم قلوب ملت ستمديده عراق بايد عنوان نمود.
اين سوژه به گونه اي مورد استقبال محافل رسانه اي و شهروندان عراقي و ديگر مسلمانان قرار گرفته است كه برخي از اين اقدام تحت «رمي جمره شيطان بزرگ در بغداد» ياد كرده اند.
واكنشها به نحوي از گستردگي در رسانه هاي منطقه و جهان برخوردار بود كه روزنامه «واشينگتن پست» در باره اين حادثه نوشت: «جرج بوش بخشي از نارضايتي شديد مردم عراق را از سياستهاي خود احساس كرد».
اكنون فارغ از نامگذاري تشكلهاي سياسي با هر عنوان و يا هر شناسنامه اي، عملكرد و جهت گيري كه قرابت و نسبت آنها را با منافع ملي و امنيت ملي آشكار مي سازد، مي تواند تبيين كننده تبار محتوايي و شخصيتي آنها باشد. بنابراين، احزاب سياسي كه با آناليز پروسه هاي سياسي داخلي و بين المللي مرتبط به منافع كشور در اظهارنظرها و رفتارها با محوريت هدفهاي داخلي و ملي هويتشان را تبيين نمايند، نمي توانند مورد وثوق و حمايت كشورهاي بيگانه قرار بگيرند؛ لذا آنها نيز تعقيب سياستهاي حمايتي از بعضي گروه ها را ناكام و شكست خورده ارزيابي نموده و نمي توانند از اين رهگذر به توفيقي دست پيدا كنند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com