صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ويژه نامه ورزشي
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-12-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 26آذر ماه 1387

[ ويژه نامه ورزشي ]
 * از نامه انجوي نژاد تا مذاكره تلفني با هدايتي ؛زير پوست ابومسلم چه مي گذرد!؟
 * آقاي بني اسد! اسطوره هاي دفاع  مقدس در ورزش چكار مي كنن!؟
 * پرسپوليس با سه اسپانسر وارد مذاكره شد
 * جانداري: اولروم را به استقلال نمي دهيم
 * سايپا به اختلاف دايي و مايلي كهن پايان مي دهد
 * به اندازه كافي جريمه دادم؛هاشميان: شايد هيچ وقت گل نزدم!
 * گفتگوي كوريره دلوسپرت با فرانچسكو توتي كاپيتان رم؛
احساسم براي من تصميم گرفت
 * به بهانه جدايي رونالدو از فلامينگو و پيوستن به كورينتيانس؛
استادان خيانت در تاريخ فوتبال
 * چه كسي باور مي كند كه گوارديولا او را نمي خواست؟
اتوئو، « پي چي چي» رام نشدني
 * اولين ال كلاسيكوي پپ ؛ شيرين همراه با استرس
 * تيم منتخب نيم فصل اول ليگ برتر
 * او ديگر نمي رود؛ توره تعطيلات در تهران
 * با پيروزي مقابل كلاردشت؛خوشبختي روي ريل راه آهن
 * عزيز محمدي: هر باشگاهي كه خصوصي نشد از ليگ كنار مي گذاريم
 * كاپيتان ابومسلم: اعتصابي در كار نبوده است
 * براي نشستن روي نيمكت پرسپوليس؛شانس گده و عابديان بالا رفت
 * بايگاني راكد فوتبال ايران ؛ نگاهي به پرونده هاي بزرگ انضباطي در ايران
 * اخبار كوتاه
 * وقتي ورزش يك درد بزرگ مي شود؛ ستاره ها در چنگال افسردگي
 * مايكل فلپس در زندگي نامه اش اعتراف مي كند؛غلو كرده بودم!

از نامه انجوي نژاد تا مذاكره تلفني با هدايتي ؛زير پوست ابومسلم چه مي گذرد!؟


* حسيني

مصطفي بني اسد روز گذشته، روز پركاري را پشت سر گذاشت. او كه ديروز قبل از هر كاري به اين موضوع فكر مي كرد كه چگونه





مشكل اعتصاب بازيكنانش را پايان بخشد، به يكي از نزديكانش سفارش كرد شماره همراه حسين هدايتي را براي او پيدا كند تا وي بتواند از طريق حشمت مهاجراني با او ارتباط برقرار كند تا شايد كابوس بي پولي ابومسلم با مذاكره با مرد مولتي ميلياردر پرسپوليس، به پايان برسد.
در حالي كه نزديكان بني اسد در حال رايزني براي پيدا كردن شماره همراه حسين هدايتي بودند، روي خروجي ايسنا نامه سرگشاده رئيس كانون فرهنگي ره پويان وصال شيراز خطاب به بني اسد منتشر شد. در اين نامه، حجة الاسلام انجوي نژاد، مصطفي بني اسد را به دليل وارد شدن به مقوله اي كه هيچ تخصصي در آن ندارد سرزنش كرده بود و جملاتي در نكوهش رفتار مصطفي بني اسد مطرح نموده بود كه در بين هم رديفان مصطفي بني اسد بشدت بازتاب داشت، به شكلي كه برخي از دوستان بني اسد كه سابقه همكاري با او در دوره فعاليتش در رسته نظامي را داشتند، در لفافه به او توصيه كردند تا بيشتر از اين آبرويش به باد نرفته، عطاي كار را به لقايش ببخشد، اما مديرعامل ابومسلم كه هرگز تصور جدايي از ابومسلم را در سر نمي پروراند، دوباره جواب معتمدانش را نداد تا همچنان انتقادها از عملكرد او جاري شود.
مصطفي بني اسد پس از اينكه متن نامه را چند بار با خود مرور كرد، بنا به توصيه برخي مشاورانش تصميم گرفت حرفهاي او را هم رد كند.
مديرعامل ابومسلم درست مثل لحظه اي كه حرفهاي دني اولورم را تكذيب مي كرد، حرفهاي همرزم سابق را رد كرد و گفت: آقاي انجوي نژاد را مي شناسم. ايشان يكي از بسيجيان خوب و معتقد هستند كه در لشگر امام رضا(ع)در خدمتشان بودم. نامه ايشان را خواندم. مشكل اصلي اين است كه به ايشان دروغ گفته اند كه من دو ميليارد تومان از جيب خودم خرج كرده ام و 5 ميليارد تومان هم تا آخر فصل كنار گذاشته ام. اين مسأله صحت ندارد. دو ميليارد توماني هم كه خرج كرده ايم با كمك برخي دوستان بوده است ومن از اين پولها ندارم. البته، قصد دارم در سايت باشگاه جوابي در خور اين بسيجي متعهد بدهم كه شأن ايشان حفظ شود.
بني اسد كه تصور مي كرد با اين پاسخ به نوعي خاص حرفهاي انجوي نژاد را از ذهن افكار عمومي پاك كرده، بنا به توصيه مشاوران نزديكش، دوباره دست به قلم شد و اين بار براي امير حسين پيرواني نامه نگاري كرد تا روز پركار بني اسد به خوبي تكميل شود.
بني اسد كه تا ديروز مدعي بود متن استعفاي امير حسين پيرواني به دست او نرسيده به يك باره مدعي شد نامه او را ديده و اين گونه به حرفهاي او پاسخ داد: «درمدت زمان كوتاهي كه از نزديك توفيق آشنايي با شما را داشتم، مراتب فضل و دانش و اخلاق شما اين جانب و دست اندركاران باشگاه را عميقاً تحت تأثير قرار داد و احساس مي شد با حضور جناب عالي بتوانيم شاهد روزهاي خوب و طلايي در ابومسلم باشيم. با توجه به اينكه در ابتداي مسير پرفراز و نشيب خصوصي سازي در ورزش بخصوص فوتبال متأسفانه حمايتهاي مسؤولان بسيار ناچيز است، مشكلات مالي وجود دارد و بايد با صبر و حوصله بر اين مشكلات فائق شويم.
با عنايت به عدم آمادگي شما براي هدايت تيم، بااستعفاي جناب عالي موافقت مي گردد. اميداست در تمام مراحل زندگي و مديريتي موفق و مؤيد باشيد.»
نزديكان بني اسد پس از انتشار پاسخ نامه او به پيرواني، مدعي شدند مديرعامل باشگاه ابومسلم علاقه بسيار زيادي به برادر غلام پيرواني داشت و از اين كه او باشگاه ابومسلم را ترك كرده بسيار ناراحت است، اما در كنار اين مطالب يك موضوع ديگر هم به گوش خورد كه از اين قرار بود؛ برخي نزديكان باشگاه مدعي شدند بني اسد به اين دليل از امير حسين پيرواني تقدير كرده تا شايد با اين حربه وي به كميته انضباطي نرود و به پرونده ابومسلم در كميته انضباطي شكايت نامه جديدي اضافه نكند.
با اين اوصاف، اخبار ناخوشايندي از خيابان دوازده متري سوم سئول جنوبي پايتخت به گوش مي رسد. منابع موثق مي گويند كميته انضباطي با در نظر گرفتن پرونده سنگين ابومسلم، قصد دارد به زودي در خصوص مديريت باشگاه تصميم گيري كند.
يك مقام آگاه در كميته انضباطي مي گويد: متأسفانه مديريت باشگاه ابومسلم هيچ توجهي به هشدارهاي كميته انضباطي ندارد، از اين رو قصد داريم در جلسه اي پرونده اين باشگاه را در وقت فوق العاده بررسي كنيم تا تكليف پرونده هاي بلاتكليف مرتبط با اين باشگاه مشخص شود.
فهرست شاكيان ابومسلم به حدي افزايش يافته كه رئيس كميته انضباطي در گفتگو با يكي از دوستانش ادعا كرده نمي داند مديريت باشگاه ابومسلم با اين كه يقين دارد مشكلات بسيار زيادي پيش رو دارد، چرا اين قدر تعهدات مالي به افراد مي دهد.
براي روشن شدن موضوع، جالب است موارد موجود در پرونده ابومسلم را بار ديگر با هم مرور كنيم. با مرور اين ارقام در مي يابيم كه بدهي ابومسلم به افراد در فوتبال ايران هر روز بيش از پيش مي شود، بدون اين كه ريالي در اين باشگاه درآمدزايي شود.
آندرانيك تيموريان: 000/500/27 تومان
رضا مسلم زاده كمال:000/500/13 تومان
احمد خرمالي: 000/500/10 تومان
عزيز فريسات:000/500/13 تومان
هادي برگي زر: 000/000/90 تومان
دني اولورم (رقم بدهي هنوز مشخص نشده اما براي باشگاه احضاريه صادر شده است.)
حاج مهدي قياسي(نزديك به 000/000/50 تومان به عنوان سرمربي و رئيس كميته فني)
شركت آل اسپورت:000/500/12 تومان
حبيب شاكري( 000/000/1 تومان به عنوان تسويه حساب نهايي)
*****
به اين ارقام بايد بدهي 60 ميليوني به خاطر خريد سكه براي اهدا به ناصر حجازي، بدهي به هتلهاي پرديسان، هتل بزرگ طرقبه و دو هتل آپارتمان، بدهي نزديك به يك ميليون به آژانس هواپيمايي كياناگشت؛ بدهي به آژانس هواپيمايي آفتاب گردون و دو آژانس ديگر را هم اضافه كرد.
در كنار اين موارد، حقوق پرداخت نشده كاركنان باشگاه به مدت شش ماه متوالي و پرداخت نشدن اقساط نخست و دوم بازيكنان فعلي ابومسلم را نيز بايد افزود كه با يك حساب سر انگشتي مي توان دريافت كه ابومسلم مصطفي بني اسد مبلغي نزديك به 3 ميليارد تومان بدهي معوقه دارد كه اگر براي پرداخت اين بدهيها فكري انديشيده نشود، بايد از هم اكنون منتظر از بين رفتن اين تيم با ريشه مشهدي در فوتبال ايران باشيم.
*****
اما در اين ميان نكته اي بايد به دقت مورد بازبيني مسؤولان به ويژه بازرسان سازمان بازرسي كل كشور قرار گيرد. اين نكته زياد پيچيده نيست، مديران فعلي ابومسلم بنا به استناد به سخنان بني اسد، تاكنون بودجه شخصي در اختيار نداشته اند كه با آن تيمداري كنند، اما با اين حال آنها از كمكهاي مالي دست اندركاران و بانيان ورزش ايران بي نصيب نمانده اند. به عنوان مثال، تا امروز مصطفي بني اسد هيچ گاه به اين نكته اشاره نكرده است از سوي محمد علي آبادي مبلغ 150 ميليون تومان به عنوان كمك دريافت كرده است. اين يك نكته از هزار خبري است كه در باشگاه ابومسلم روي مي دهد و ما بي خبريم! جالب است روشن شود ابومسلمي كه تا به امروز تنها براي استان بزرگ خراسان بار مالي داشته، چقدر از منابع عمومي منتفع شده كه خبر ش به بيرون درز نكرده است؛ در اين نكته هيچ شكي نيست كه مديران ابومسلم انسانهايي صالح و نيكو كردار هستند، اما براي اطمينان خاطر هواداران و افكار عمومي بهتر است ريز كمكهايي كه به اين باشگاه شده است و تا امروز خبري از آنها منتشر نشده بيرون آيد تا شائبه      هاي موجود مثل نامه انجوي نژادها برطرف شود و مديران ابومسلم بتوانند دوباره رأي اعتماد هواداران را كسب كنند.

  


آقاي بني اسد! اسطوره هاي دفاع  مقدس در ورزش چكار مي كنن!؟



*حجة الاسلام محمد انجوي نژاد
«بسم رب الشهدا؛ سلام آقا مصطفي!؟ منو كه خوب مي شناسين فرمانده عزيزم. مسؤول حفاظت لشگر21 امام رضا(ع). فرمانده هميشه ساجد و ساكتم. ببخشيد اين جوري صداتون زدم. مي دونم الآن ديگه بهتون ميگن سردار بني اسد ... ولي من دوست دارم، مثل همون زماناي سبز صداتون بزنم. زماني كه تو لشكر 21 امام رضا(ع) وقتي قدم بر مي داشتين ابهتتون و پيشوني مهر ديده تون همه مونو جذب مي كرد. تن زيباي صداتون و نگاه نافذتون و ... تسبيح و ذكر مدامتون و ... خلاصه ... بگذريم.
چند وقته مشهور شدين و تو صفحات روزنامه ها و شبكه هاي راديو و تلويزيون و .... خلاصه چند وقته مي خواستم براتون نامه بنويسم. نامه اي كه شايد هيچ وقت نخونينش. تا چند شب پيش كه تو برنامه ورزشي نود بازم شما بودين و بازم.....!!!؟
با خودم مي گفتم آقا مصطفي ما رو چه به اين فضاها!!!!؟ اونو چه به تيمداري و ابومسلم و سر و كله زدن با بازيكنان فوتبال و مصاحبه هاي جنجالي؟
باورم نميشه. دغدغه هايي كه آقا مصطفي ها و آقا اسماعيل ها - فرمانده لشكرمون سردار اسماعيل قاآني كه هنوزم برام تاج سره و خيلي رشيدتر از قبل تو سنگر سپاه قدس - تو ذهن ما جا دادن مثه راه قدس و كربلا و جهاد تبديل شده به دغدغه هاي فوتبالي كه كي برد و كي زد و پنالتي ما رو نگرفتن!!!؟؟؟ و چي بگم!
باورم نمي شه. شنيدم فرمودين تا حالا به طور شخصي و از جيب خودتون دو ميليارد خرج كردين و پنج ميليارد هم تا آخر فصل كنار گذاشتين!!!؟؟ آقا مصطفي هميشه رو موتور هنداي 125 !؟ كاري ندارم اين همه پولو از كجا آوردين!!!؟ حلال حلال!!؟ اما باورم نميشه تشخيصتون برا خرج اين پول تو فوتبال!!؟؟ با اون ذهني كه از شما مي شناختم.
دلم خيلي گرفته. نمي تونم ادامه بدم. فقط يه حرف با سپاه پاسداران. هموني كه به قول امام(ره ) اگر نبود كشور نبود. ميشه بگين اين سردارا اين اسطوره هاي دفاع مقدس تو عرصه  ورزش چكار مي كنن!؟ دارن جو ورزشو سالم مي كنن يا....!؟ نمي خواين يه فكري بكنين ؟... همين!!».

  


پرسپوليس با سه اسپانسر وارد مذاكره شد



مسؤولان باشگاه پرسپوليس براي حضور در ليگ قهرمانان آسيا با 3 اسپانسر وارد مذاكره شدند.
پس از اينكه شركت ماري براون اعلام كرد فقط در ليگ برتر و جام حذفي اسپانسر پرسپوليس خواهد بود، مسؤولان باشگاه پرسپوليس مذاكرات خود را با چند شركت جديد آغاز كردند.باشگاه پرسپوليس با 3 اسپانسر در خصوص حمايت مالي در ليگ قهرمانان آسيا وارد مذاكره شد و قرار است تا انتهاي هفته با يكي از آنها كه بهترين قيمت را بدهد به توافق برسد.

  


جانداري: اولروم را به استقلال نمي دهيم



مربي ابومسلم گفت: با توجه به نيازي كه در تيم خود احساس مي كنيم، اولروم را به استقلال نمي دهيم.اصغر جانداري در گفتگو با فارس درباره شرايط اين تيم اظهار داشت: بني اسد در تلاش است مشكلات مالي را حل كند و من مطمئن هستم او مي تواند مشكلات را حل كند.

  


سايپا به اختلاف دايي و مايلي كهن پايان مي دهد



مديرعامل باشگاه سايپا گفت: تلاش مجموعه باشگاه سايپا رفع تنها سوء تفاهمهاي موجود بين علي دايي و مايلي كهن است و در اين راه تمام تلاش خود را خواهيم كرد.
حميد سجادي افزود: فضاي ورزش توأم با روحيه جوانمردي و از خود گذشتگي است و باشگاه سايپا به عنوان باشگاهي فرهنگي ورزشي قصد دارد يك بار براي هميشه به اختلاف چندين ساله دايي و مايلي كهن پايان دهد.

  


به اندازه كافي جريمه دادم؛هاشميان: شايد هيچ وقت گل نزدم!



پيام يونسي پور

در مورد وحيد هاشميان مي توان اين گونه تصور كرد كه پسري مغرور و شايد خودفريفته است. بازيكني كه در اوج دوران دوقطبي بودن توانست از پاس تهران به تيم ملي برسد و بعد راهي آلمان و بوندسليگا شود. اما وقتي وارد تاروپود زندگي همين پسر ساكت و آرام مي شويد، نمي توانيد رگه هايي از غرور را در وجودش بيابيد. او در حقيقت براي خود محدوده هايي مشخص و مرزهايي معين دارد. كمتر حاضر مي شود با كسي درددل كند و اين دقيقاً برگرفته از ماهيت ويژه شخصيتي وي است.
او را نمي توان در محافل شلوغ پيدا كرد. آرام است و سعي مي كند بيشتر زمان زندگي اش را صرف مطالعه، موسيقي و بخصوص رسيدگي به امور خانواده كند. دلبستگي شديد او به عنصري به نام مادر، نشانه دقيقي از خانواده دوستي اوست. او البته صاحب شكل خاصي از رفتار شناخته مي شود. او، رك حرف مي زند و كمتر عاملي باعث فروبردن خشمش مي شود. واكنشهايش به اتفاقهاي ناهنجار محيط كاملاً انحصاري در اختيار اوست. سكوت مي كند، تماشا مي كند و ناگهان منفجر مي شود.
وحيد هاشميان همين چندي قبل در آلمان با يك اظهار نظر صريح در مورد مارسل كولر از تمرين تيم بوخوم اخراج شد تا نشان دهد نمي تواند در قبال آنچه از ديدگاه وي يك اتفاق غيرعادي است، سكوت كند. آيا نبايد با چنين موجود ويژه اي چند دقيقه اي گفتگو كرد؟ او را به سختي مي توان يافت. بخصوص امروز كه سعي مي كند كمتر در تيررس نگاه رسانه هاي ايراني و آلماني باشد.



* مطمئناً مهمترين اتفاق در مورد تو همان درگيري با مارسل كولر سرمربي بوخوم بود.
** چرا شما اسمش را مي گذاريد درگيري؟ مگر ما با هم زد و خورد داشتيم؟
* خب، حالا مي گوييم كدورت!اين واژه ها چندان مهم نيست. چيزي كه اهميت دارد نفس اتفاق است. تو عليه كولر مصاحبه اي با بيلد داشتي و بعد هم از تمرينات محروم شدي!
** اين اتفاقي است كه تمام شده. نمي خواهم در موردش صحبت كنم.
* چرا؟ ممنوع المصاحبه ات كرده اند؟
** اين جا كسي نمي تواند براي حرف زدن يا نزدن كسي چيزي تعيين و تكليف كند. من هم مختارم كه باز در مورد هر مسأله اي در تيم حرف بزنم. اما فكر مي كنم آن قدر آدم بي تجربه اي نباشم كه ندانم در چه زماني بايد در مورد چه چيزي حرف زد و در چه موردي سكوت كرد. من حرف ناشايستي نزده بودم كه پشيمان باشم.
* ولي كولر گفته بود وحيد براي برگشت يك راه حل دارد و آن هم عذر خواهي از كادر فني است.
** من فوتبال را كنار مي گذارم ولي از كسي عذر خواهي نمي كنم. چرا بايد پشيمان باشم؟ من الآن دارم كنار تيم تمرين مي كنم و هيچ بعيد نيست كه فردا مرا به خاطر همين مصاحبه با يك روزنامه كشورم محروم كنند!
* البته كولر گفته بود هيچ كس حق ندارد به فكر خود باشد. چند هفته  پيش به تيم گفته كه تمام حرفهاي آنها را به دقت گوش خواهد كرد و مصاحبه هاي آنها را هم زير نظر خواهد داشت. او مدعي بود مي تواند در كنار بازيكنانش از اين موقعيت عبور كند!اين كه شما حرفي در مورد سرمربي بزنيد اين قدر در آلمان مهم است؟
** البته مهم است. همه جا همين طور است. ولي من فكر مي كنم خيلي موارد مهمتر در تيم فراموش شده بود. اميدوارم با رفتاري كه با من شد همه چيز حل شود. اميدوارم اين شوك روحي كه آقاي كولر مي خواست به تيم بدهد مفيد باشد.
* فكر مي كني روي رفتار ساير بازيكنان هم تأثيري داشت؟
** ما كلاً مشكل خاصي در تيم نداريم. اكثر بازيكنان با هم دوست و رفيق هستند. رفت و آمدهاي نزديكي داريم و يك تيم واقعي هم به حساب مي آييم. اما اين كه مي گويند فقط بايد در تيم يك نفر صحبت كند اصلاً منطقي نيست. حالا نمي دانم اين شوك يا هرچيز ديگري كه شما اسمش را مي گذاريد چقدر مفيد بوده. نمي خواهم هم در موردش فكر كنم.
* فقط جريمه نقدي بود؟
** جلسه هم داشتيم.
* با كولر؟
** كمي حرف زديم و سعي كرديم منطقي باشيم. ولي هر كس به حد خودش مي تواند منطق خودش را نشان دهد. جلوي هم نشستيم و حرف زديم. به او گفتم اگر من حرفي زدم، نتيجه رفتار و حرفهايي بود كه در مورد خودم وجود داشت.
* واقعاً مشكل فقط كم بازي كردن است؟ تو 8 بازي فرصت داشتي و هيچ گلي نزدي. اين براي بازيكني كه روزي آقاي گل سوم بوندسليگا بوده و بعد در بايرن عضويت داشته خيلي نااميد كننده است.
** 8 بازي و هر بازي نصفه و نيمه. اشكالي ندارد... مي توانند با من صحبت كنند و دليل اين كم بازي كردن را بگويند. وقتي حتي در يك بازي هم نمي توانم تا دقيقه نود در زمين باشم، از لحاظ روحي و هماهنگي افت مي كنم. نمي دانم چرا نمي توانند اين مسأله را درك كنند. من بازيكن حرفه اي هستم. در زمين محله مان بازي نمي كنم كه از بازي نكردنم ناراحت نباشم. مي خواهم هر زماني با هر تيمي كه هستم يكي از بازيكنان اصلي باشم. اگر قرار بود فقط تمرين كنم و روي نيمكت تيم بنشينم، همان بايرن مونيخ مي ماندم. به مراتب تيم بزرگتري بود و اعتبار بيشتري هم داشتم. چرا بعد از يك سال تيم را ترك كردم؟ چون مي دانستم آنجا جايي براي بازي كردن نخواهم داشت.
* اين مشكل فني نيست؟
** نه!
* پس مشكل اعتقادي و فردي است؟
** من از خودم راضي هستم. لااقل براي اين كه 3 بازي پياپي به من اعتماد مي كردند و بعد مي گفتند فلاني ديگر به درد ما نمي خورد. اين جوري به مراتب بهتر بود.
* كولر هم حرف نامربوطي نزد. او گفته بود وحيد تنها يك بار سه هفته  پي در پي در تيم بود. همين كه فكر مي كردم، اكنون او ديگر مي آيد، اما او راهي تيم ملي ايران مي شود و دوباره با بيماري و آسيب ديدگي باز مي گردد... به هر حال كولر هم در مورد تيمش حق دارد.
** من نمي گويم او حقي ندارد. ولي جالب است كه همين مربي از ياد برده من همراه تيم ملي در دور اول انتخابي جام جهاني حاضر نشدم. چرا؟ چون مي خواستم كنار تيم باشم. مگر بدم مي آمد براي تيم ملي كشورم بازي كنم؟ خيلي ها همان زمان از ايران با من تماس گرفتند و گفتند اين جا به تو مي گويند بي غيرت!چون با تيم ملي نيستي.
* نمي گوييم بي غيرت، ولي واقعاً ارزش اين همه پايبندي به تيم باشگاهي را داشت؟
** من بازيكن حرفه اي هستم. بايد به فكر زندگي ام باشم. وقتي مي دانم فوتبال ايران مي تواند با بازيكنان باشگاهي اش با اقتدار به دور دوم صعود كند، چرا بايد هم جاي خودم را در تيم باشگاهي ام از دست بدهم و هم اين كه جاي يك بازيكن جوان ديگر را بگيرم؟ شما يكي مثل محسن خليلي را ببينيد... واقعاً فوق العاده خوب است. اما نبايد در تيم ملي نبايد پشت نامها محو شوند.
* نيامدن تو از اين لحاظ كه او در تيم ملي بازي كند خوب بود، ولي در نهايت به ضررش تمام شد!
** مصدوميت خليلي هم تقصير من است؟ من اين جا از آلماني ها انتظار ندارم كمكم كنند ولي شما چرا اين قدر منتظر زمين خوردن من هستيد؟
* واقعاً چنين فكري مي كني؟ خيلي غير منطقي است. اين فقط يك شوخي بود... خيلي حساس شدي.
** حساس نيستم، ولي فكر هم نمي كنم در ايران همه موفقيت مرا بخواهند. بعضي وقتها خبرهايي به گوشم مي رسد كه واقعاً برق از سر آدم مي پرد. گناه كردم بازيكن تيم ملي شدم؟
* بازيكن تيم ملي... وحيد چند وقت است براي تيم ملي ايران گلي نزده؟
** مگر چند بازي كردم كه انتظار داريد حتما گل بزنم؟
* سه بازي دور دوم مقدماتي و قبل تر هم در جام ملتهاي آسيا. اين روند واقعاً اميدوار كننده نيست.
** فكر مي كنم وقتي به تيم ملي مي رسم، تا جايي كه مي توانم براي تيمم مايه مي گذارم. اما در مقطع كنوني فكر مي كنم افت كردم. همه چيز يك مهاجم در فوتبال ايران يعني گل زني. وقتي گل نمي زني، مي گويند تو افت كردي... خب من هم قبول مي كنم، من افت كردم، حق با شما است.
* ماجراي جالبي است. احتمالاً در فوتبال آلمان همه چيز يك مهاجم يعني دروازه باني، يا شايد در ايتاليا همه چيز يك مهاجم مي شود در آوردن توپ از روي خط دروازه خودي.
** اين حرفها نيست. مهاجم فقط نبايد گل بزند.
* خب من يك جور ديگري سؤال مي كنم. اگر تو در 8 بازي كه براي بوخوم به ميدان رفتي، 6 گل مي زدي باز هم كولر جرأت بيرون گذاشتن يا حذف كردن تو را داشت؟ باز هم مي گفت تو مصدوم و بيمار هستي و كم براي تيم بازي مي كني؟
** شما دو مورد جدا را كنار هم قرار مي دهيد. مهاجم بايد براي تيمش بازي سازي هم بكند. مهاجم بايد جلوي دفاع حريف را خراب كند، بدود، بازي را براي هافبكها باز كند.
* كه چه كسي گل بزند؟
** همه تيم!اين كه خيلي چيز سختي نيست. من مي توانم در تيم ملي فرصت را براي گلزني بازيكن كناري ام فراهم كنم. مي توانم با سر يا پا توپ را بيندازم جلوي پاي مهاجم، مي توانم دفاع را خسته كنم.
* ولي گل نزني!
** چرا!مگر موقعيت صددرصدي داشتم و گل نكردم؟ اين جوري نيست!هر وقت توپي به من دادند و گل نزدم مي توانند ادعا كنند وحيد گل نزن است. در ضمن نيازي هم نيست كه من اين قدر بخواهم از خودم دفاع كنم. مثلاً در همين بازي قبل با امارات. من 24 ساعت قبل از بازي رسيدم و فقط فرصت كردم كنار تيم بخوابم!هم خسته شدم، هم در باشگاه بهانه دست 2 نفر دادم. اگر فكر مي كنيد تيم ملي حق من نيست، حتماً كس ديگري را دعوت كنيد. من هيچ وقت دو دستي پيراهن تيم ملي را نچسبيدم. حاضر هم نيستم حق كسي را بخورم. بازي كردن براي من با اين پيراهن افتخار است. مي آيم و با تمام وجودم هم بازي مي كنم، ولي نه به اين قيمت كه بخواهند آبرويم را ببرند.
* آبرو؟ اين فقط 4 تا سؤال و جواب است.
** همين سؤال و جوابها آخر و عاقبتش معلوم است. چند بار بايد از يك سوراخ گزيده شوم؟ بارها گفتم كه من براي خودم يك سايت رسمي و شخصي دارم. اگر مي خواهيد از اين سايت استفاده كنيد. نيازي نيست هر مرتبه در مورد اتفاقهاي جديد حرف بزنيم.
* خب شايد هم خاطرات خوبي از مصاحبه كردن نداشته باشي، ولي نسبت به بقيه بازيكنان حاشيه هايت هم كمتر بوده.
** مرا با كسي مقايسه نكنيد. من خودم ساخته شدم براي زندگي خودم.
* وحيد هاشميان!الآن در بوخوم چقدر به زندگي دوباره كنار تيم اميدوار هستي؟
** خيلي زياد. گذشته ها رفته و تمام شده. اين جا وقتي با يك نفر حرف مي زني، يعني همه چيز تمام شده است. دليلي نمي بينم بخواهم بابت حرفي كه زدم دوباره مجازات شوم. به اندازه كافي خسارت دادم.
* چقدر جريمه شدي؟
** مهم نيست. مهم اين است كه از حرفي كه زدم پشيمان نيستم.
* واقعا؟ نمي ترسي دوباره همان داستان تكرار شود؟
** حرفي نمي زنم. قرار شده كمتر در مورد اين مسائل حرف بزنيم. هم من و هم سرمربي تيم. اميدوارم فقط از اين به بعد خيلي چيزها بهتر شود. وقتي در تيم باشگاهي ام بازي نمي كنم از لحاظ روحي و جسمي دچار افت مي شوم. خب طبيعي است كه همين افت روي بازي ام در تيم ملي هم تأثير مي گذارد.
* شايد انتظار داشته كه تو با تيم ملي نباشي.
** فكر نمي كنم.
* ولي به صورت مستقيم به همين مورد هم اشاره كرده بود.
** نه... آن حرفها را زياد جدي نمي گيرم. اولاً من فقط در روزهاي فيفا از تيم جدا مي شوم. در ثاني همان روزها ساير بازيكنان هم كنار تيم نيستند. هر مربي بايد از ملي پوش بودن بازيكنانش خوشحال باشد.
* يك سؤال خاص!وحيد هاشميان از كي براي تيم ملي گل مي زند؟
** من يك سؤال مي پرسم، اگر اين را جواب دادي حتماً تاريخ دقيق مي دهم. الآن كه از دفتر روزنامه پايت را بيرون مي گذاري، چه اتفاقي برايت مي افتد؟
* نمي دانم!
** خب من هم نمي دانم. زندگي قابل پيش بيني نيست!دوست دارم همين بازي بعد گل بزنم، ولي شايد هم ديگر هيچ وقت نتوانستم چنين كاري بكنم.



از وحيد هاشميان يك سؤال خاص و ويژه داشتم كه بازيكني چون او آيا هرگز براي بازي در استقلال يا پرسپوليس وسوسه نشده است؟ مطمئن بودم وحيد با همان خونسردي هميشگي جواب مي دهد: من به اين دو تيم فكر نمي كنم. هرچند كه هم استقلال و هم پرسپوليس مهمترين تيمهاي ايراني هستند. بارها با دوستان و همبازيان آلماني ام در مورد اين دو تيم صحبت كرده ام، ولي... نه!باور مي كنيد؟
او از سال 1379 خورشيدي تا امروز فقط يك آرزو در سر داشته كه آن هم سرمربيگري پاس تهران بوده است. اما چنين آرزويي هرگز برآورده نخواهد شد، چون پاس به همدان رفت.
وحيد مي گويد: اين بزرگترين آرزوي ورزشي من بود. ديگر به چنين چيزي فكر نمي كنم. چون پاس ديگر وجود ندارد. آن تيم... تمام شده!

  


گفتگوي كوريره دلوسپرت با فرانچسكو توتي كاپيتان رم؛
احساسم براي من تصميم گرفت



* دل آرام عظيمي

با فرانچسكو توتي كاپيتان رم در پايتخت ايتاليا مثل قديسها رفتار مي كنند. مرد شماره 10 پايتخت كه سالهاست سمبل بي همتاي



جالوروسي به شمار مي رود، شايد براي همين همواره در مصاحبه هايش گفته كه يكي از بزرگترين آرزوهايش اين است كه در خيابانهاي اصلي رم كه هر روز صدها هزار توريست خارجي از آنها ديدن مي كنند، با همسر و فرزندش قدم بزند، اما توتي به اندازه اي در ايتاليا و بخصوص شهري كه او را الگوي اول و آخر خود مي داند، محبوب است كه مي داند براي برآورده شدن اين آرزويش بايد سالها صبر كند.
اگرچه خود او به اين حقيقت اعتراف مي كند كه چنين چيزي نشان دهنده علاقه بيش از حد مردم به اوست و مسلماً اين احساس خوشايندي است كه حاضر نيست با چيز ديگري آن را عوض كند. توتي در گفتگوي اخيرش با نشريه كوريره دلوسپرت چاپ رم مثل هميشه با صراحت لهجه در مورد رقابتهاي اين فصل باشگاهي ايتاليا، ليگ قهرمانان، كاسانو، منز، رم، تيم ملي و خيلي موضوعات ديگر حرف زده است.
توتي اين مدل رك حرف زدن را خصوصيت اصلي رميها مي داند: ما رميها اين جوري هستيم. همه حرفمان را خيلي صريح به طرف مقابل مي زنيم. ممكن است بعضي ها از اين خصوصيت ما خوششان نيايد، اما اين خصلت همه رمي هاست. در حقيقت كاپيتان رم هم به سؤالها خبرنگاران حاضر در تحريريه كوريره دلوسپرت با همين روش پاسخ داد.

* اسپالتي و هم تيمي هايت گفته اند كه توتي هيچ وقت تا اين اندازه آماده نبوده است. حتي از وقتي كه بيست سال داشتي هم بيشتر مي دوي؟
** شايد اين جوري گفتن اغراق باشد. فكر مي كنم قبلاً هم به اندازه كافي مي دويدم. البته مسلماً همه چيز به شرايط جسماني بستگي دارد. بعد از آسيب ديدگي شديد زانو، كم كم دارم به سطح بالايي از آمادگي نزديك مي شوم. ديگر درد ندارم و همين موضوع به من كمك مي كند تا بازدهي بيشتري داشته باشم.
* به نظر تو اينتر از حالا قهرمان اسكودتو شده است؟
** هنوز براي قضاوت زود است، اما شانس زيادي براي قهرمان شدن دارد.
*رم از كورس قهرماني عقب مانده است؟
** بايد واقع بين باشيم. فاصله ما با آنها خيلي زياد است و فكر نمي كنم اينتر اين همه امتياز از دست بدهد. اسكودتو اين فصل مال اينتر، يووه و ميلان خواهد بود.
* از بين اين سه تيم، توتي طرفدار كدام يك از آنهاست؟
** ميلان. دوستان بيشتري دراين تيم دارم و از تيمشان خوشم مي آيد. ما با ميلان رقابت كمتري نسبت به يووه و اينتر داريم.
* از مورينيو خوشت مي آيد؟
** خيلي.آدم ركي است و حرفش را راحت مي زند. همه را در يك سطح قرار مي دهد. من از آدمهاي اين جوري خوشم مي آيد.
* اسپالتي هم همين طور است؟
** بله، اما اين خصوصيت خود را به كسي نشان نمي دهد.
* فكر مي كني راهي كه مورينيو براي برخورد با بالوتلي در پيش گرفته، صحيح است؟
** اتفاقاً بالوتلي وقتي اينتر مقابل رم بازي كرد، رفتار خوبي نداشت. او جوان است و بايد خيلي چيزها ياد بگيرد، اما بازيكن توانايي است و بايد از اينكه مربي اي همچون مورينيو را دارد كه او را در مسير صحيح هدايت مي كند، خوشحال باشد. براي من هم در زمان ماتزونه همين اتفاق افتاد.
* هنوز هم با مربيان قبلي ات در تماس هستي؟
** با ماتزونه بله. حتي با زدنيك زمان. با اسپالتي هم كه هر روز حرف مي زنم...
* و كاپلو؟
** نه.
* هنوز هم معتقدي كه رميها در ايتاليا از همه منفورترند؟
** من فقط فكر مي كنم كه در مورد رميها همه فكر مي كنند كه اين افراد تنبل هستند، دوست ندارند كار وتلاش كنند و ... من اين طور فكر نمي كنم. اگر اين گونه است چرا همه دوست دارند، بيايند در رم كار كنند؟
* در رقابتهاي باشگاهي ايتاليا رم حداكثر مي تواند به مقام چهارم برسد؟
** اگر به اين فكر كنيم كه يك ماه و نيم قبل چه شرايطي داشتيم، چهارم شدن براي ما حكم قهرماني را دارد، اما الآن به اهداف بلندپروازانه ديگري فكر مي كنيم و به مقامي بين دوم تا چهارم مي انديشيم. درنهايت يكي از چهارتيم اول جدول رم خواهد بود.
* بازگشت توتي، رم را به رده هاي بالاي جدول آورد. چه عوامل ديگري در بازگشت رم به سطح همان تيم سال گذشته مؤثر بودند؟
** بازگشت بازيكنان مصدوم، تاكتيك تيم و نتايج. وقتي كه تيم به پيروزي دست مي يابد، طرز تفكر تيم تغيير مي كند.
* مي گويند كه اسپالتي با بازيكنان رم اختلاف دارد؟
** درست نيست. هميشه در هر گروهي مشكلات پيش مي آيند.حتي وقتي كه همه چيز خوب پيش مي رود، اما هرگز بحث دعوا و جر و بحث شديد نبوده است.
* حتي مي گويند كه ملاقات او و سران چلسي در تابستان گذشته دليل اصلي بروز اين اختلافها بود.
** من حتي نمي دانم كه او واقعاً با سران چلسي ملاقات داشته يا خير. فقط مي دانم كه به من هميشه گفته كه مي خواهد در رم بماند.
* تغييرات تاكتيكي با توافق اسپالتي و بازيكنان صورت گرفت؟
** نه، انتخاب خود مربي بود. او خيلي زود فهميد كه سيستم قبلي فقط اگر همه بازيكنان صددرصد آماده باشند، جواب مي دهد، اما تيم ما آماده نبود. الآن با سيستم جديد من خيلي راحت مي توانم حمله كنم و به عقب برگردم.
*تو 211 گل با پيراهن رم زده اي. دوست داري وقتي دوران فوتبالت به پايان مي رسد، از تو به عنوان يك مهاجم بزرگ ياد كنند يا يك شماره 10 واقعي؟
** در پايان دوران فوتبالم مي توانم بگويم كه يك مهاجم بزرگ بوده ام. قبلاً بيشتر پاس گل مي دادم، اما امروز بيشتر گل مي زنم.
* قشنگترين گلت كدام بوده است؟
** خيلي زيادند، اما گلي كه به ژوليو سزار در بازي اينتر رم فصل  2006-2005 زدم، خيلي خوب بود. يا ضربه روي هوايي كه در ديدار دو سال پيش سمپدوريا- رم زدم و مثل همان را در بازي با اودينزه هم تكرار كردم.
* هنوز هم بعد از هرگل، انگشتت را در دهانت مي كني...؟
** بله، اين حركت را براي اعضاي خانواده، همسر و دو فرزندم مي كنم. تازه امروز خيلي نمي تواني خوشحالي كني. اگر زياده روي كني، از داوران كارت زرد مي گيري. من واقعاً دليل اين كار را نمي فهمم. يك نفر گل مي زند، پيراهنش را براي خوشحالي در مي آورد و اخطار مي گيرد. من اصلاً با اين قانون موافق نيستم.
* اگر به عقب برگردي، بازهم در نقش مهاجم بازي مي كني؟
** بله، اگر از اول اين كار را مي كردم، الآن سيصد گل زده بودم.
* هنوز هم براي رسيدن به اين هدف دير نشده است.
** درست است. اين يكي از هدفهاي بزرگ من است. اگر پنج شش سال ديگر بازي كنم، اين اتفاق رخ مي دهد. من مي خواهم چند سال ديگر به بازي كردن ادامه دهم.
* قرارداد تو سال 2010 به اتمام مي رسد. هنوز در مورد تمديد آن با سران باشگاه مذاكره نكرده اي؟
** نه، اما فكر مي كنم و اميدارم كه مشكلي نباشد. من مي خواهم تا سال 2014 تمديد كنم، اما زودتر هم مي توانم از فوتبال خداحافظي كنم. اگر يك روز متوجه شوم كه ديگر نمي توانم در تيم سهم مؤثري ايفا كنم، خودم قرارداد را پاره مي كنم.
* هنوز مشكل آكوئيلاني حل نشده است؟
** دوست ندارم در مورد اين مسايل حرف بزنم. اين مسأله به او و باشگاه مربوط مي شود. من به عنوان كاپيتان تيم و دوست او مي توانم بگويم كه اميدوارم او كنار ما بماند. آكوئيلاني بازيكن مهمي در سطح بين المللي است و خيلي دوست دارد در رم موفق باشد.
* هيچ وقت كنجكاو نبودي كه بازي در تيمهاي ديگر را هم تجربه كني؟ مثلاً در خارج از ايتاليا؟
** كنجكاو بوده ام و تا آخر عمرم هم خواهم بود. براي من در اين سالها قلب و احساسم تصميم گرفت. افسوس چيزي را هم نمي خورم.
* اما در مقطعي در حال ترك تيم و اين شهر بودي؟
** بله، درست است. خيلي به رئال مادريد و ميلان نزديك بودم، اما به هرحال به خاطر احترام به هواداران رم، قيد رفتن را زدم.
* وقتي از فوتبال خداحافظي كني، در اين عرصه همچنان فعاليت خواهي كرد؟
** مطمئناً. من بدون فوتبال نمي توانم زندگي كنم. وقتي كه مصدوم بودم متوجه اين موضوع شدم.
* مربيگري خواهي كرد؟
** نه، اين كار را نمي كنم. من خيلي مهربان هستم و به درد مربيگري نمي خورم. فكر كنم هنوز چند سال ديگر فوتبال بازي كنم و بعد هم در باشگاه رم مسؤوليتي بگيرم. مي توانم مدير ورزشي يا فني باشم.
* اگر تو مدير باشگاه باشي و يك بودجه نامحدود دراختيارت باشد، چه بازيكني را به رم مي آوري؟
** مسي. از نظر من توپ طلايي را بايد به او مي دادند. اگرچه مي دانم كه كريستيانو رونالدو به خاطر قهرماني در اروپا آن را تصاحب كرد. هركس كه ليگ قهرمانان رافتح كند، به اين عنوان نزديكتر است.
* بعد از اين همه سال فهميدي مكانيزم اهداي اين جايزه چگونه است؟
** نه، اما مهم هم نيست.
* سالي بوده كه فكر كني تو استحقاق دريافت آن را داشته اي؟
** سال 2001. من در يورو 2000 خيلي خوب ظاهر شده بودم و همان فصل هم با رم قهرمان ايتاليا و سوپرجام شده بودم، اما «اوون» برنده شد كه البته با ليورپول پنج جام فتح كرده بود.
* شايد براي توپ طلايي دير باشد، اما جام جهاني 2010 جزو اهداف توتي محسوب مي شود؟
** درحال حاضر نه.
* و در يك زمان ديگر؟
** بازهم نه.
* ولي اگر ليپي به تو زنگ بزند و بخواهد با تيم به آفريقاي جنوبي بروي؟
** مسلماً خيلي زود «نه» نمي گويم. چون ليپي از من خواسته خيلي راجع به اين موضوع فكر مي كنم. او هميشه رفتار فوق العاده اي با من داشته است. يك مرد بزرگ بود. من با او رابطه ويژه اي دارم.
* شايد خيلي عجولانه در مورد خداحافظي با تيم ملي تصميم گرفتي؟
** بله، ولي قهرمان جهان شده بودم و بابت آنچه براي تيم انجام داده بودم خوشحال وراضي بودم. خيلي زود از بند مصدوميت رها شدم، اما مي خواستم مدتي استراحت كنم. مي خواستم مدتي با خانواده ام باشم و هنوز در پايم احساس درد مي كردم. در آن مقطع چاره اي جز آن تصميم نداشتم. رم را هم نمي توانستم ترك كنم، اما فكر كنم مردم متوجه اين موضوع نشدند و يا شايد من خوب دلايلم را توضيح ندادم.
* كي تو را درك نكرد؟ دونادوني؟
** دونادوني و اطرافيانش. جيجي ريوا، اما خيلي خوب مي دانست كه دليل اين تصميم من چه بوده است.
* كاسانو در كتاب زندگينامه اش نوشته كه تو باعث وداع او از رم شده اي.
** همان طور كه قبلاً هم گفتم، من درمورد قراردادهاي بازيكنان دخالت نمي كنم. از نظر من همه در اين مورد يكسان هستند. به خودشان مربوط است. اگر يكي از دوستانم برود، ممكن است ناراحت شوم. رابطه من با آنتونيو خيلي خوب بود، اما من در اين مورد تصميم نمي گيرم.
* به نظر تو، او با ترك رم فرصت بزرگي را از دست نداد؟
** چرا، اينجا همه چيز داشت و رم هم خيلي به او احترام مي گذاشت.
* زيدان گفته كه منز مثل كاسانو بازي مي كند.
** آنها دو بازيكن متفاوت هستند. منز خصوصيات ديگري دارد. سرعتي تر است و كمتر در درگيريها شركت مي كند. او مي تواند مسي جديد باشد.
* واقعاً منز تا اين اندازه تو را تحت تأثير قرار داده است؟
** بله، او توانائيهاي زيادي دارد. او بيست و يك ساله است و راه زيادي براي تبديل شدن به يك بازيكن بزرگ پيش رو دارد.
* اما توتي دربيست و يك سالگي كاپيتان رم بود.
** براي اين جور چيزها كمي هم شانس لازم است.
* رم در ليگ قهرمانان پرواز كرد. در گروه خود صدرنشين شد. براي يك هشتم نهايي چه حريفي را ترجيح مي دهي؟
** فرقي ندارد. اسپورتينگ ليسبون را سال قبل ملاقات كرديم و آنها را مي شناسيم، اما اگر بخواهم انتخاب كنم، رئال را ترجيح مي دهم. آنها براي ما خوش يمني مي آورند. بازي كردن مقابل آنها واقعاً خوشايند است، اما آرسنال خطرناك است. تيمهاي انگليسي هميشه ما را به دردسر مي اندازند.
* ظاهراً گفتي كه دوست داري فينال را مقابل ليورپول در المپيك بازي كني؟
** بله، مهم اين است كه به فينال برسيم. حالا جلوي هرحريفي باشد، مهم نيست.
* دروسي گفته كه شش، هفت تيم در اروپا از رم قوي تر هستند. موافقي؟
** شايد تعدادشان آن قدر زياد نباشد. به نظر من دو سه تيم: بارسلونا، منچستريونايتد و چلسي.
* اينتر را در اين فهرست قرار نمي دهي؟
** اينتر در اروپا مشكلات زيادي دارد و اين خيلي عجيب است. آنها كلي بازيكن خارجي دارند و مربي مثل مورينيو كه اين همه تجربه دارد، روي نيمكتشان مي نشيند، اما هرگز در ليگ قهرمانان خوب ظاهر نشده اند.
* وقتي تو سن كمتري داشتي، همه مي گفتند كه تو مانچيني جديد ايتاليا هستي. حالا به نظر تو توتي جديد چه كسي است؟
** من هنوز آن را پيدا نكردم.
* شايد مسي؟
** سبك بازي مسي با من فرق دارد. او توان جسمي ضعيف تري نسبت به من دارد. بعد همش با پاي چپش كار مي كند و بازيكني هم نيست كه از پنجاه متري بتواند پاس دهد.
* تكنيكي ترين هم تيمي كه داشته اي چه كسي بوده است؟
** كاسانو و حتي باتيستوتا.
* بزرگترين افسوس زندگي تو كدام بوده است؟ هميشه گفته اي مي خواستي كناررونالدو برزيلي بازي كني؟
** بله، اگر من به او پاس گل بدهم، رونالدو تا پانصد گل هم مي زند.
* راست مي گويند كه توتي در مورد خريد بازيكنان به مسؤولان باشگاه مشاوره مي دهد؟
** من از اين فرصت استفاده مي كنم تا بگويم كه من هيچ تصميمي نمي گيرم. اگر لازم باشد و آنها از من بخواهند، نظرم را اعلام مي كنم، اما اين طور نيست كه همه پيشنهادهاي من مورد قبول واقع شود. من فرناندوتورس و توني را خواسته بودم. بعد تازه مي گويند كه توتي نمي گذارد رم مهاجم بگيرد.
* اسپالتي مي ماند؟
** اميدوارم. همه به من گفته اند كه مي ماند.
* ظاهراً آنچلوتي جانشين او خواهد بود.
** من اميدوارم اسپالتي بماند. براي اينكه خيلي راحت با او كار مي كنم، اما درآينده از اينكه آنچلوتي هم مربي من باشد، بدم نمي آيد.
* فوتبال نسبت به گذشته ها چه تغييري كرده است؟
** استرس بيشتري دارد. هرسه روز يك بار بازي مي كنيم. سرعت بازي كردن هم بيشتر شده است.
* و مصدوميتها هم بيشتر شده اند؟
** بله، امروز يك بازيكن خيلي بايد حواسش باشد، درغير اين صورت حتي با يك درد كوچك هم ممكن است نتواند براي مدتي بازي كند.
* اما ابراهيموويچ هميشه دارد بازي مي كند.
** هميشه يك دليل وجود دارد. تازه او فصل جديد را هم با مصدوميت شروع كرده بود. با اين همه مهاجم، مورينيو هميشه او را انتخاب مي كند.
* توتي براي بهتر شدن فوتبال چكار مي كند؟
** اول از هرچيز تعداد تيمهاي سري A را كم مي كنم. بعد فكر كنم بد نباشد كه به سيستم قبلي جام باشگاههاي اروپا بازگرديم. يعني گروه بندي حذف شود و تيمها مستقيماً همان ابتدا حذف شوند. با همين روش مي توان ازتعداد بازيها كم كرد.

  


به بهانه جدايي رونالدو از فلامينگو و پيوستن به كورينتيانس؛
استادان خيانت در تاريخ فوتبال



رونالدو، ستاره برزيلي پس از ماهها تمرين در باشگاه فلامينگو و در حالي كه مدتها از آرزويش براي خداحافظي از فوتبال در اين باشگاه صحبت مي كرد، در نهايت به باشگاه كورينتيانس پيوست.
مهاجم سابق ميلان مي گويد كه دلش با فلامينگوست، اما در كمال ناباوري تيمي كه خيلي رابطه جالبي با فلامينگو ندارد را براي بازگشت دوباره به ميادين فوتبال بعد از ماهها خانه نشيني به خاطر مصدوميت برگزيد.
نشريه ماركا اسپانيا فهرستي از 20 خيانت بزرگ تاريخ فوتبال تهيه كرده است. خيانت به پيراهن باشگاهها، آن هم در شرايطي ويژه موضوعي است كه جاي بحث و بررسي زيادي دارد. به عنوان مثال مو جانستون كه از باشگاه كاتوليكهاي سلتيك به جمع پروتستانهاي رنجرز پيوست و بدين ترتيب موجبات تنفر طرفداران هر دو تيم را ايجاد كرد.
در آرژانتين هم شرايطي اين چنيني وجود دارد و اين دشمني ها و نفرتها ميان طرفداران دو باشگاه ريور پلاته و بوكا جونيورز و يا نيولس و روساريو سنترال وجود دارد. اين بحثي است كه با پيوستن رونالدو به باشگاه رقيب فلامينگو، يعني كورينتيانس براي بار ديگر داغ شده و روزنامه هاي مختلف اروپايي به بررسي اين ماجرا پرداخته اند. در رتبه هاي اول و دوم اين رده بندي، نام لوئيس فيگو و روبرتو باجو به چشم مي خورد.
هافبك پرتغالي بعد از 5 سال حضور در بارسلونا، در كمال تعجب به رئال مادريد پيوست. هيچ كس بازي اول او در نوكمپ را بعد از انتقال به جمع كهكشاني ها فراموش نكرده است. هواداران سابق او بدترين استقبال ممكن را از فيگو به عمل آوردند و لحظه اي كه او براي زدن يك ضربه كرنر به كنار زمين رفته بود، سر يك خوك را به طرف او پرت كردند.
انتقال تاريخي روبرتو باجو از فيورنتينا به يوونتوس از نگاه ماركا در مكان دوم جاي مي گيرد. در بين 10 نفر اول اين فهرست، نام روماريو هم كه از فلامينگو به فلومنينزه و سپس به واسكوداگاما منتقل شد، به چشم مي خورد.
فهرست منتشرشده از سوي ماركا بدين شرح است:
1- لوئيس فيگو (از بارسلونا به رئال مادريد)
2- روبرتو باجو (از فيورنتينا به يوونتوس)
3- روجري (از بوكا جونيورز به ريورپلاته)
4- سول كمپبل (از تاتنهام به آرسنال)
5- گابريل باتيستوتا (از ريور پلاته به بوكاجونيورز)
6- روماريو (از فلامينگو به فلومنينزه، قبل از آن هم واسكو داگاما)
7- يوهان كرايوف (از آژاكس به فاينورد)
8- كلوديو كانيجيا (از ريور پلاته به بوكاجونيورز)
9-هوگو سانچز (از اتلتيكو مادريد به رئال مادريد)
10 - مو جانستون (از سلتيك به گلاسكو)
11- ماركو تاردلي (از يوونتوس به اينتر)
12- لوئيس انريكه (از رئال به بارسا)
13- كرانكجار (از ديناموزاگرب به هاجيك اسپليت)
14- پائول اينس (از وستهام به منچستر يونايتد)
15- ميشائيل لادروپ (از بارسا به رئال)
16- آلدو سرنا(از تورينو به يوونتوس)
17- كاسرس (از ريورپلاته به بوكا جونيورز)
18 - دنيس لاو (ازمنچستر يونايتد به منچستر سيتي)
19- برند شوستر (از بارسلونا به رئال مادريد)
20 - گاتي (از ريورپلاته به بوكا جونيورز)

  


چه كسي باور مي كند كه گوارديولا او را نمي خواست؟
اتوئو، « پي چي چي» رام نشدني



غزال زياري

ساموئل اتوئو مهاجم كامروني بارسلونا اين روزها نقش بسيار مهم و موثري در تركيب تيم پيروزي طلب گوارديولا ايفا مي كند. سامي در حالي كه بارسا بيش از هر زمان ديگري به او نياز داشت، با اثبات شايستگي هايش به مربي اي كه گفته بود او را نمي خواهد، بار ديگر در بارسلونا ماندني شد و پس از آن بابه ثمر رساندن گلهاي فراوان براي آبي اناري پوشان، بارسا را به صدر جدول لاليگا رساند و با وارد كردن گل اول اين تيم به دروازه ايكر كاسياس، توانست عنوان برترين مهاجم باشگاه كاتالان را از آن خود كند.
اين در حالي است كه پپ در زمان ورودش به جمع آبي اناري پوشان اعلام كرده بود كه حسابي بر روي اين بازيكن كامروني باز نكرده و سران باشگاه مي بايست تحت هر شرايطي او را به فروش برسانند، اما در نهايت اتوئو در بارسا ماند و با به نمايش گذاشتن توانايي هاي خارق العاده اش در طول رقابتهاي پيش فصل و بازيهاي دوستانه كاتالونيايي ها در تابستان و در رقابتهاي هفته هاي اوليه لاليگا، ثابت كرد كه هنوز حرفهاي زيادي براي گفتن دارد و با به نمايش گذاشتن توانايي هايش، به تدريج جاي خود را در دل گوارديولا باز كرد و در نهايت با گلي كه در ديدار شنبه شب تيم كاتالان مقابل رئال به ثمر رساند، بازيهاي خوب خود را تكميل كرد و رئال زخم خورده را از پاي درآورد.
اتوئو كه چندي پيش دهمين سال حضورش در دنياي فوتبال را جشن گرفت، در تابستان سال 2004 به بارسلونا پيوست و در طول اين مدت توانست چهار بار دروازه تيم مادريدي را باز كند. او در همان سال، يك گل از سه گل تيم آبي اناري را در ديدار هفته دوازدهم لاليگا وارد دروازه رئال كرد و در ديدار برگشت اين دو تيم نيز يك گل ديگر را به ثمر رساند. در فصل 2006-2005، اولين گل تيم كاتالان را وارد دروازه رئال كرد و شنبه گذشته هم براي چهارمين بار و پس از سه سال عطش گلزني به تيم كهكشاني، موفق شد تا بار ديگر دروازه كاسياس را بگشايد. بدين ترتيب ساموئل اتوئو در پايان رقابتهاي اين هفته لاليگا، با پانزده گل در صدر ليست گلزنان لاليگا قرار دارند و اين درحالي است كه داويد ويا با 12 گل در تعقيب اين مهاجم كامروني است. البته اتوئو زماني كه در مايوركا نيز توپ مي زد، يكي از ستاره هاي اين تيم در ديدار مقابل باشگاه مادريدي بود، اما درخشش او در بارسلونا، بويژه در رقابتهاي اين فصل، نكته اي است كه شگفتي هاي فراواني را به همراه دارد.
بدون شك يكي از دوئل هاي بزرگ ديدار حساس شنبه شب ال كلاسيكو را مي بايست دوئل ساموئل اتوئو و ايكر كاسياس دانست. ستاره كامروني انگيزه و علاقه زيادي داشت تا دروازه سنگربان مادريدي را بازكند، چرا كه حدود سه سال بود كه نتوانسته بود توپي را وارد دروازه ايكر كند ودر عطش گل به تيم مادريدي مي سوخت. او كه پيش از آغاز اين ديدار، با به ثمر رساندن 14 گل و آماري در حدود يك گل در هر ديدار، آمار بسيار خوبي را در اختيار داشت، باانگيزه هاي فراواني به مصاف باشگاه مادريدي رفت. آخرين باري كه اتوئو توپي را وارد دروازه كاسياس نمود، در نوامبر سال 2005 بود و از آن زمان به بعد در آرزوي گلزني به ايكر جوان به سر مي برد. البته در طول اين مدت، اتوئو به دليل مصدوميت و محروميتهايي كه دامنگير او شده بود، در تعدادي از ديدارهاي ال كلاسيكو، از جمله ديدار برگشت فصل گذشته غايب بود، اما در نهايت، سه سال عطش گلزني به تيم مادريدي، موضوعي بود كه در ذهن اتوئو مي چرخيد.
او در دقايق ميانه نيمه دوم ديدار شنبه شب، ضربه پنالتي مهمي را از دست داد و توپ را به دستان كاسياس سپرد. اتوئو، پشت اين ضربه كه در اثر خطاي ميشل سالگادو بر روي بوسكتس به دست آمده بود، قرار گرفت و در نهايت ضربه پنالتي را به دستان كاسياس كوباند تا نوكمپ غرق در سكوت شود و از سوي ديگر غرور بزرگي كاسياس را فراگيرد، اما اينجا پايان راه نبود، چرا كه اتوئو در دقايق پاياني ال كلاسيكو، در نهايت كاسياس را از پاي درآورد و پس از سه سال، بار ديگر در اين ديدار حساس و بزرگ به گل رسيد. پاس تماشايي پويول، به كمك اتوئو آمد تا او بتواند همچنان روند گلزني هايش را ادامه دهد. ستاره كامروني مقابل چشمان متعجب كاسياس، كاناوارو و متسلدر، توپ را به تور دروازه تيم مادريدي كوبيد تا آمار گلزني هاي خارق العاده اش در رقابتهاي اين فصل همچنان ادامه يابد. اتوئو تا اينجاي كار 15 گل به ثمر رسانده كه آماري معادل يك گل در هر 81 دقيقه است.

  


اولين ال كلاسيكوي پپ ؛ شيرين همراه با استرس



ال كلاسيكوي شنبه شب اولين حضور مربي دو تيم بر روي نيمكت تيمهايشان در جريان ديدار ال كلاسيكو به شمار مي رفت. پپ گوارديولا و خوان ده راموس، بسيار دوستانه بايكديگر سلام و احوالپرسي كرده و قبل از آغاز ديدار، براي يكديگر آرزوي موفقيت كردند، اما اقتدار پپ در اولين حضورش در ال كلاسيكو به مراتب موفقيت آميز تر از حريف مسن تر خود بود. تيم پپ كنترل بازي را به بهترين نحو ممكن در دست داشت و بازيكنانش به خوبي مي توانستند خود را در زمين مسابقه پيدا كرده و بازيكنان تيم ميهمان را به شدت تحت فشار قرار دهند.
البته پپ در انتخاب بازيكناني كه در طول ديدار شنبه شب وارد زمين شدند، تغييرات چنداني اعمال نكرد و همان طور كه توقع مي رفت، تمام بازيكناني كه احتمال حضورشان در زمين مسابقه مي رفت، روانه نوكمپ شدند و گوديانسن و آبيدال، تنها سورپرايزهاي گوارديولا براي خوان ده راموس بود. تعويضهاي اين مربي جوان نيز تغييرات زيادي را در تركيب تيمش اعمال كرد. او سرخيو بوسكتس را به جاي گوديانسن روانه ميدان نمود وبدين ترتيب، كنترل ميانه ميدان را بيش از پيش در اختيار گرفت و دومين تعويض آبي اناري پوشان، پس از گلزني اتوئو صورت يافت. پپ به سان كودكي كم سن و سال، از گلزني شاگردانش به خوشحالي مي پرداخت و از شدت شادي به بالا و پائين مي پريد.
البته پپ در جريان دقايقي از بازي، بويژه در دقايق اوليه نيمه اول نيز به شدت نگران و عصبي به نظر مي رسيد و به همين دليل بود كه داور مسابقه شخصاً به سمت او آمده و او را به آرامش دعوت كرد.

  


تيم منتخب نيم فصل اول ليگ برتر



* امير وفائي

انتخاب تيم منتخب نيم فصل اول از دل ليگي كه بيش از 25 ستاره غيرقابل انكار را طي 19 هفته گذشته پيش روي ما قرار داده، گزينشي سليقه اي و البته دشوار است. به استثناي يكي، دو پست مثل دروازه بان كه با تعدد چهره هاي شاخص مواجه نيست، در ساير خطوط ترافيك بازيكنان مدعي برقرار است و در نهايت مي توان رأي به برتري يك نفر با حداقل اختلاف نسبت به سايرين داد. روشن است كه هميشه مهاجمان بيش از بقيه در معرض ديد تماشاگر هستند و تعدد بازيكنان با كيفيت در اين منطقه از زمين بيشتر از ساير مناطق است. از سويي اما در خط دفاعي رقابت فشرده اي وجود ندارد و اين نه از فقر مدافع با كيفيت كه از بي توجهي عمومي به عملكرد مدافعان كه بيشتر براي تماشاگر عام جذابيتي ندارند، نشأت مي گيرد.
انتخاب آرايش 1-3-2-4 براي گنجاندن تعداد بيشتري از مهاجمان موفق نيم فصل اول در تركيب اصلي صورت گرفته، اما با اين حال باز هم كم نيستند هافبكها يا مهاجماني كه فاصله اي با يازده مرد منتخب نداشتند، اما در اين دايره محدود يازده نفره جايي به دست نياوردند.
1- كارلوس آلبرتو فرناندز (فولاد): در شرايطي كه دو دروازه بان ملي پوش فوتبال ايران گاه و بي گاه اشتباهات تأثيرگذاري را مرتكب شدند، دروازه بان پرتغالي فولاد خوزستان در بسياري از مسابقات ناجي تيمش بود. كارلوس آلبرتو بدون رقيب، داخل دروازه تيم منتخب نيم فصل ليگ برتر مي ايستد.
2- پيروز قرباني (استقلال): مدافعي كه فصل قبل در چنين روزهايي حتي از روي نيمكت به سكوها تبعيد شده بود، حالا تأثيرگذارترين عنصر دفاعي استقلال است، در تركيب اصلي تيم ملي قرار مي گيرد و تيمش در ليگ برتر كمترين ميزان گل خورده را دارد. قرباني در مرحله تهاجمي هم با پنج گل عملكرد فوق العاده اي را ارائه داده است.
3- محمد صلصالي (ذوب آهن): مدافع كم اشتباه و مستحكم ذوب آهن كه چون حاشيه ندارد و در خدمت تيم است، ديده نمي شود. محمد صلصالي در اكثر مسابقات بهترين عنصر دفاعي ذوب آهن بوده و به گفته منصور ابراهيم زاده، اگر روزي يكي از دو پيراهن قرمز يا آبي را بر تن كند، بلافاصله به تيم ملي مي رسد.
4- خسرو حيدري (استقلال): استقلال تيم پرستاره اي است، اما قلعه نويي بي محابا به يك نكته اعتراف مي كند. «خسرو حيدري بهترين خريد ما در فصل نقل و انتقالات بود. دوندگي بالا، رفت و برگشتهاي متوالي و حركات پا به توپ او تقريباً در تمام مسابقات تكرار شده و رقبا راهي براي مقابله با آن نمي يابند.
5- امير حسين فشنگچي (صبا): در برهوت مدافع چپ استاندارد در فوتبال ايران، پديده جوان صبا آرام آرام صاحب اسم و رسمي مي شود. تكنيك بالا و قابليت عبور از بازيكنان مقابل از ويژه ترين خصايص بازي فشنگچي است. البته اگر او هم به سرنوشت امثال شيرزاد و جلال اكبري دچار شود، هرگز رنگ تيم ملي را نخواهد ديد.
6- محمدرضا طهماسبي (پيكان): علي اصغر مدير روستا با آزاد كردن او از بند هافبك دفاعي و استفاده از كاپيتان پيكان پشت سر مهاجمان، تحول قابل توجهي را در نحوه بازي محمدرضا طهماسبي به وجود آورد. او به واقع يك ليدر تمام عيار در خط مياني پيكان بود و نقش قابل توجهي در جهش ناگهاني اين تيم و صدرنشيني در هفته هاي متوالي ايفا كرد.
7- كريم باقري (پرسپوليس) حضور كاپيتان پرسپوليس در تيمهاي منتخب نيم فصل و پايان فصل به يك اتفاق عادي و هميشگي تبديل شده است. هر چند از وقتي افشين پيرواني سيستم پرسپوليس را به 2- 4- 4 تغيير داد تا حدودي نقش پررنگ باقري تحت تأثير قرار گرفت، اما همچنان براي توانمندي هاي او در فوتبال ايران نمونه مشابهي نمي توان يافت.
8- فابيو جان واريو (استقلال): مصدوميت مجتبي جباري در روزهايي كه استقلال تازه داشت از شرايط بحراني فاصله مي گرفت، مي توانست به منزله تير خلاص بر پيكر تيم امير قلعه نويي باشد، اما جان واريو هرگز اجازه نداد كه جاي خالي او احساس شود و در مقاطعي حتي تأثيرگذارتر از شماره هشت مصدوم ظاهر شد.
9- ايوان پتروويچ (پرسپوليس) با ارسال 10 پاس گل به همراه مهدي شيري از پاسورترين هافبكهاي نيم فصل اول محسوب مي شود. پتروويچ نمونه كاملي از هافبك- مهاجمي است حتي تحت فشار قدرت تصميم گيري بالايي دارد و به ندرت توپ از دست مي دهد. امروز تصور تركيب اصلي پرسپوليس بدون حضور او دشوار است.
10- اسماعيل فرهادي (ذوب آهن): تأثيرگذارترين عنصر مثلث هجومي ويرانگر خط حمله ذوب آهن يك بازيكن بومي است. گره اكثر بازي هايي كه براي ذوب به بن بست رسيده بود، به دست اسماعيل فرهادي باز شد و غيبت اين بازيكن در اردوي تيم ملي علامت سؤال بزرگي را ترسيم مي كند.
11- اشپيتيم آرفي (پيام مشهد):آرش برهاني با 13 گل در صدر جدول گلزنان است و رقبايي مثل كاسترو، فضلي و عمادرضا را پشت سر خود مي بيند. به ثمر رساندن 9 گل براي يك تيم ته جدولي اما كار هر مهاجمي نيست. مهاجم آلماني از اين حيث شايسته حضور در تيم منتخب است كه بيش از 90 درصد موقعيتها را تبديل به گل كرده است.

  


او ديگر نمي رود؛ توره تعطيلات در تهران



پترويچ؟ مقصد: دوبي. آتسو؟ مقصد: بلژيك. توره؟ مقصد: تهران- اكباتان. ستاره پرسپوليس بر خلاف تمام بازيكنان تيمش ترجيح داده



است تا در تهران بماند. كمي عجيب نيست؟ خيلي ها مي گويند كه باشگاه اجازه نمي دهد تا ابراهيم توره از تهران خارج شود و بايد تعطيلات را در تهران بگذراند. اتفاقهاي عجيب چند هفته قبل به گونه اي انعكاس پيدا كرد كه در كوچه و خيابان هم مردم از گم شدن مهاجم تيم پرسپوليس صحبت مي كردند و حرفهاي طعنه آميز افشين قطبي را تكرار مي كردند، اما وقتي توره به تهران برگشت و روز اول به دفتر باشگاه رفت و بعد از آن هم در هتل استقلال آفتابي شد، همه با تعجب مي گفتند: «پيداش شد!» توره برگشت و براي پرسپوليس بازي كرد.
درخششي فوق العاده، همان طور كه خودش قول داده بود و همان چيزي كه همه از او انتظار داشتند، اما در همان روز جلسه توضيح و توجيه هيچ منعي براي خروج مجدد توره مطرح نشد. حتي هفته قبل توره به باشگاه نامه اي نوشت كه براي تعطيلات چهار روزه همراه همسرش به دوبي برود، باشگاه هم با اين درخواست موافقت كرد، اما بعداً خود توره منصرف شد و ترجيح داد تا در تهران بماند. زندگي ستاره سياه پرسپوليس برخلاف تمام بازيكنان خارجي ديگر بي هياهو و با كمترين رفت و آمد همراه است. هرقدر كه بازيكنان خارجي را مي توان در مراكز خريد يا در رستورانها ديد، توره بيشتر در خانه و كنار همسرش است. آنها ترجيح مي دهند با برنامه هاي تلويزيون، فيلم، موسيقي و البته نگاه چند باره بازيهاي پرسپوليس وقت بگذرانند.
شايد اگر از هر بازيكن خارجي اسم خيابانهاي تهران را بپرسيد، بتوانند به راحتي مسير رفت و آمد و مكانهاي اصلي را نشانتان بدهند، اما توره فقط دو سه جاي مخصوص را مي شناسد. مغازه علي دايي براي خريد لباس ورزشي، چهار راه استانبول و يك مغازه خاص براي لباسهاي شيكش و يك شيريني فروشي و فروشگاه ورزشي در سعادت آباد كه البته همه اين مسير ها را بدون توقف و با تاكسي مي رود. توره همان قدر كه فقط چند كلمه فارسي را طي يك سال و نيم ياد گرفته است، فقط چند خيابان را به نام مي شناسد. تعطيلات نيم فصل براي او كوتاه و بدون دردسر است. شايد او تنها بازيكن خارجي است كه نيم فصل در ايران مانده و بدون دغدغه به ادامه ليگ فكر مي كند. تعطيلات توره در تهران سپري مي شود. البته اگر خوش بگذرد.

  


با پيروزي مقابل كلاردشت؛خوشبختي روي ريل راه آهن



*صالح هاشمي
*راه آهن همچنان در صدر
هفته سوم رقابتهاي ليگ برتر كشتي آزاد با برگزاري ديدارهايي در شهرهاي مختلف برگزارشد.
در يكي از اين ديدارها و در كلاردشت تيم راه آهن خراسان با ثبت سومين پيروزي پياپي جايگاه خود را در صدر جدول گروه دوم استحكام بخشيد.
در اين ديدار كه در سالن بعثت كلاردشت برگزار شد. كلاردشتي ها كه هفته گذشته برابر تيم عسگري محمديان به پيروزي رسيده بودند برابر قدرتمندترين تيم گروه تن به شكست شش بر يك دادند.
امير توكليان در اين مبارزه دومين كارت زرد خود را به دليل اعتراض به داور دريافت كرد.
او كه در اين مسابقه مورد بي احترامي جمعي از تماشاگران قرار گرفته بود در پايان ديدار با وجود برتري تيمش در خانه حريف، بسيار عصباني بود.
در وزن 55 كيلو: محمد سلطاني كشتي گير راه آهن در 2 تايم و با نتايج پنج بر صفر و چهار بر سه از سد مسعود محمودي گذشت.
وزن 60 كيلو: هادي حاجيان در 2 تايم و با نتايج يك بر صفر و يك بر يك برابر مهدي بابايي جعفري كشتي كلار دشتي به پيروزي رسيد.
دروزن 66 كيلو: آلن دودايف روس راه كه در هفته گذشته برابر مسعود واحدي به پيروزي رسيده بود اين هفته نيز اكبر بهتري كشتي گير كهنه كار كلاردشت را شكست داد. او در وقت اول شكست خورد؛ اما در تايمهاي بعدي حريف خود را شكست داد.
در وزن 74 كيلو: جعفر قاسمي كشتي گير راه آهن نيز در مبارزه اي كه به سه تايم كشيده شد مهدي اوليايي نژاد را با شكست مواجه ساخت. با اين پيروزي برتري تيم راه آهن در برابر كلاردشت مسجل شد.
در وزن 84 كيلو: اسماعيل نجاتيان كشتي گير آماده راه آهن در حالي كه در وقت اول سه بر صفر محمد قاسم زاده را شكست داده بود در تايم دوم موفق شد حريف خود را ضربه فني كند.
در وزن 96 كيلو: وحيد درامي مقدم تنها كشتي گير راه آهن بود كه برابر رسول توكلي حريف كلاردشتي خود تن به شكست داد.
در وزن 120 كيلو: حميد سيفي كه در هفته گذشته مغلوب اشكان ازلي فر شده بود در 2 تايم 2 بر صفر و 2 بر يك مقابل سيدميثم حسيني به برتري دست يافت. تا راه آهن اين ديدار را با برتري6 بر يك به پيروزي به سود خاتمه دهد.
*اولين شكست نفت در زيرآب
تيم نفت تهران قهرمان ليگ فصل گذشته برابر صدراي زيرآب مازندران مغلوب شد.
تيم نفت كه هفته گذشته شكست هفت بر صفر را به تيم آزادگان بابل تحميل كرده بود ديروز در زيرآب برابر اين تيم تن به شكست داد.
اين در حالي بود كه تيم نفت به چند كشي گير شاخص خود استراحت داده بود. نكته قابل توجه اينكه زيرآبي ها در 2 هفته گذشته رقابتي در ليگ پشت سر نگذاشته بودند.
*شكست سنگين آزادگان بابل برابر شاگردان خدايي
تيم كشتي گراد تهران در بابل شكست سنگيني را به تيم آزادگان تحميل كرد.
تيم گراد تهران كه در هفته اول ليگ با قرعه استراحت مواجه بود و در هفته دوم نيز كار خود را با پيروزي برابر سيمان دورود به پايان رساند، در سومين ديدار خود مقابل آزادگان بابل به پيروزي قاطع هفت بر صفر دست يافت.
شاگردان مجيد خدايي در اين رقابت به سعيد ابراهيمي و فردين معصومي دو ملي پوش المپيكي خود استراحت داد تا براي جدال حساس هفته آينده برابر تيم نفت تهران آماده شوند.
*اولين پيروزي ارتشي ها
تيم نيروي زميني ارتش در جدالي پاياپاي برابر شاگردان عسگري محمديان به پيروزي رسيد.
اين مسابقه در سالن هفت تير تهران برگزار شد و تيمهاي بدون امتياز رقابتهاي ليگ برتر برابر هم قرار گرفتند. ارتشي ها كه در تمامي رقابتهاي ليگ برتر كشتي حضور داشته اند، در اين مبارزه با نتيجه چهار بر سه به پيروزي دست يافتند.
*پيروزي گاز مازندران در خانه
تيم گاز مازندران كه هفته گذشته با نتيجه شش بر يك مغلوب راه آهن شده بود، با درخشش بذري، حاجي زاده و يزداني شكست را به شاگردان مسعود مصطفي جوكار تحميل كرد.
تيم گاز بعد از قبول شكست سنگين برابر تيم راه آهن مشهد، ديروز در سالن سيدرسول حسيني برابر تيم صنايع و معادن همدان قرار گرفت. اين تيم با حمايت تماشاگران مشتاق خود كه شور و هيجان زيادي را به مسابقه بخشيده بود توانست با نتيجه شش بر يك از سد ميهمان خود عبور كند.

  


عزيز محمدي: هر باشگاهي كه خصوصي نشد از ليگ كنار مي گذاريم



رئيس سازمان ليگ فوتبال ايران گفت: در هيأت رئيسه قوانين سخت و محكمي را براي حضور تيمها در ليگ برتر مصوب خواهيم كرد.
عزيز محمدي با اشاره به مشكلات مالي بيشتر تيمهاي ليگي گفت: اين مسأله به هيچ وجه زيبنده  فوتبال ايران نيست. در آيين نامه ليگ حداقلهايي از جمله خصوصي بودن باشگاهها، درآمد، وديعه مالي و ... در نظر گرفته شده، اما به اعتقاد ما اين مبالغ وديعه كم است و بايد در هيأت رئيسه سازمان ليگ مبالغ بيشتري را مصوب كنيم.
محمدي با بيان اينكه تمامي باشگاههاي ليگ برتر بايد تا آ خر امسال خصوصي شوند؛ گفت: ما چاره اي نداريم. AFC خصوصي شدن باشگاهها را از ما خواسته و تمام باشگاههاي ليگ برتري ما تا آ خر امسال بايد خصوصي شوند. اگر هر باشگاهي نتوانست خصوصي شود، مجبور خواهيم بود كه آن باشگاه را از ليگ برتر كنار بگذاريم.
كنفدراسيون فوتبال آسيا خيلي سفت و سخت روي اين مسأله ايستاده و ما در جلسه اي كه سه شنبه آينده با حضور مديران باشگاهها خواهيم داشت اين مسأله را به آنها به صورت رسمي اعلام مي كنيم.
محمدي در پاسخ به اين سؤال كه آيا با اين وضع مطمئن هستيد كه پرسپوليس و استقلال هم خصوصي مي شوند، گفت: چاره اي به غير از اين نداريم و خود علي آبادي هم روي اين مسأله تاكيد دارد. بايد با سنجيدن تمامي جوانب شرايط براي خصوصي شدن اين دو باشگاه فراهم شود.

  


كاپيتان ابومسلم: اعتصابي در كار نبوده است



كاپيتان ابومسلم در پاسخ به صحبتهاي سرمربي مستعفي اين تيم مبني بر اعتصاب بازيكنان در تمرينات تيم گفت: اعتصابي در كار نبوده است.
سعيد خاني در گفتگو با ايسنا، اظهار داشت: روزي كه تمرين را تعطيل كرديم، بازيكنان براي حل شدن مشكلات به باشگاه رفتند و وقتي سرمربي تيم هم به تهران رفت نگرانيها بيشتر شد و همه فكر كرديم مشكلات حادتر شده است.
وي افزود: اصلاً بحث اعتصاب و اينكه ديگر تمرين نمي كنيم نبود، چون قرار بود دو روز بعد در مقابل صبا بازي كنيم و دليل تمرين نكردن ما اين بود كه به باشگاه برويم تا مشكلاتمان حل شود.

  


براي نشستن روي نيمكت پرسپوليس؛شانس گده و عابديان بالا رفت



يورگن گده، سرمربي سابق پرسپوليس كه سابقه مربيگري در تيم فوتبال اميد ايران را نيز دارد در آستانه پيوستن دوباره به پرسپوليس قرار گرفته و در حال حاضر جزو كانديداي اصلي براي دستياري افشين پيرواني است.
نام يورگن گده براي مربيگري در پرسپوليس در حالي شنيده مي شود كه پيش از اين نامهايي همچون نادر محمدخاني و رضا عابديان نيز براي مربيگري در اين تيم بر سر زبانها افتاده بود.

  


بايگاني راكد فوتبال ايران ؛ نگاهي به پرونده هاي بزرگ انضباطي در ايران



* رسول بهروش

چندان خوشحال كننده نيست كه پر كارترين كميته اجرايي فدراسيون فوتبال كشورمان طي سالهاي اخير كميته انضباطي بوده است.



در واقع اداره نظميه فوتبال در ايران، هيچگاه فرصت سر خاراندن نداشته و درگير پرونده تخلفات ريز و درشتي بوده كه از سوي فوتباليستها، داوران، مربيان يا هواداران سر مي زده است. همواره بخش مهمي از اخبار و اطلاعات روي صفحات جرايد يا خروجي هاي خبرگزاريها به احكام كميته انضباطي مربوط مي شده است و اين نشان مي دهد كه اهالي فوتبال ايران تا چه اندازه به «تخطي از قانون» علاقه و عادت دارند! ماجراي خداداد عزيزي و حكمي كه براي وي صادر شد، كنجكاومان كرد تا سير و سياحتي هر چند كوتاه در عالم پرونده هاي انضباطي پرحرف و حديث 15 سال اخير داشته باشيم و بايگاني راكد فدراسيون فوتبال كشورمان را كمي قلقلك بدهيم. با ما همراه باشيد، ضرر نمي كنيد!

1- اين شهرآورد بود يا شهر آشوب
در آخرين روز دي ماه 1373، دو تيم پرسپوليس و استقلال تهران رو در روي يكديگر ايستادند تا يكي از پرهيجان ترين شهرآوردهاي تاريخ فوتبال ايران را به نمايش بگذارند. آن روزها رياست فدراسيون فوتبال بر عهده داريوش مصطفوي بود و اين مدير فوتبالي بر سر موضوع تصاحب پست اول اجرايي فوتبال ايران اختلاف عديده اي با امير عابديني داشت. عابديني پيش از داريوش خان صاحب منصب فدراسيون فوتبال بود، اما طي فعل و انفعالاتي جاي خود را به مصطفوي داد. اين منازعه خاموش ادامه داشت تا اينكه در نهايت روز موعود براي انتقام از راه رسيد و شهرآورد مذكور به جنجال كشيده شد. شهرآورد زمستاني تهران، در آخرين دقايق مسابقه و در حالي كه با حساب 2- 2 در جريان بود با دعواي قلعه نويي و محرمي متوقف شد و البته هجوم تماشاگران به زمين مسابقه، منجر به نيمه تمام ماندن بازي گرديد. پس از اين واقعه، ناگهان احكام انضباطي عجيب و سنگيني از سوي فدراسيون منتشر شد تا اذهان عمومي يك مرتبه ديگر به درگيريهاي عابديني و مصطفوي منحرف شود. بازي با نتيجه 3 بر صفر به سود استقلال اعلام شد و محروميت 3 ساله مجتبي محرمي و 2 ساله احمد رضا عابدزاده كار را براي سرخپوشان دشوار كرد. رضا شاهرودي، پيوس، غفوريهاي اصل، محمود فكري و بهزاد داداش زاده نيز به محروميتهاي 6 ماه محكوم شدند. ضمن اينكه مقرر گرديد مسابقه برگشت كه در بندرعباس ميزباني شود!

2- باغ نارنج پشت ورزشگاه حافظيه!
در ليگ آزادگان سال 77، ديدار تيمهاي فجر سپاسي و استقلال تهران در شيراز به جنجال بي سابقه اي كشيده شد و نيمه تمام ماند. در آن بازي، بازيكنان فجر سپاسي با لباس آبي به مصاف ميهمان پرآوازه آمده بودند تا همين مسأله بر حساسيت ها دامن بزند. در اواسط اين بازي جنجالي، در حالي كه ميزبان شيرازي با دو گل از حريف پيش بود، استقلالي ها با اعتراض به تصميمات داوري، مسابقه را به جنجال كشيدند. در پي حاشيه سازي فرهاد مجيدي و احمد مؤمن زاده، طرفداران منتسب به استقلال با پرتاب انواع سنگها به زمين مسابقه، بازي را به جنجال كشيدند.
بحث مهم آن روزها مربوط به اين قضيه بود كه اساساً اين همه سنگ و اشياي گوناگون از كجا وارد ورزشگاه شده است! در همين راستا علي خسروي، داور آن بازي جنجالي، باغ نارنج پشت ورزشگاه حافظيه را كشف كرد و مشخص گرديد كه اين مسأله، دست تماشاگران را براي يافتن اشياي اضافي باز گذاشته است!

3- داداش سيا؛ رفيق فابريك شاه حسيني
سياوش اكبرپور، بازيكني بود كه در دوران فوتبال خود دردسرهاي زيادي را براي عبدالرحمن شاه حسيني به وجود آورد. اكبرپور كه دست بر قضا هميشه بيرون از زمين شخصيتي مؤدب و آرام داشته است، در زمين چنان كه بايد تن به اجراي قوانين نمي داد. پس از تخلفات متعدد و تنبيهات متوالي، سرانجام در ديدار استقلال و سايپا در ليگ ششم سياوش با اعتراض شديد به داور بازي موجب چالش جديدي شد كه جنجال زيادي را به وجود آورد.
پس از اخراج در جريان آن بازي، سياوش راهي كميته انضباطي فدراسيون و اتاق دوست محبوبش، عبدالرحمن شاه حسيني شد تا در حكمي سنگين و كم سابقه، 10 جلسه محروميت براي وي در نظر گرفته شود. اكبرپور البته پس از چند جلسه غيبت، باقي دوران محكوميت خود را خريد و راهي امارات شد!

4- پرويز كلي!
اما دي ماه جنجالي ديگري براي شهرآورد پايتخت در راه بود. پرونده درگيريهاي به وجود آمده در ديدار دي ماه 79 پرسپوليس و استقلال را هم مي توان به سياهه دردسرهاي كميته انضباطي اضافه كرد. بازي سرخابي ها با نتيجه 2 بر 2 در جريان بود كه پرويز برومند مقابل چشم هواداران پرسپوليس در دروازه ضلع شمالي ورزشگاه آزادي، با يك مشت محكم پايان رأفت را از پا انداخت.
بازي به جنجال كشيده شد، اما در نهايت با اخراج دروازه بان آبي پوشان، روال كار تا دقيقه آخر ادامه يافت.
پس از درگيريهاي به وجود آمده در اين بازي، حميد استيلي، محمد نوازي، مهدي تارتار و پرويز برومند بين شش ماه تا يك سال محروم شدند، اما در نتيجه بازي تغييري به وجود نيامد.

5- ديوان عدالت اداري، شايد هم سازمان ملل!
يكي از كشدارترين پرونده هاي انضباطي تاريخ فوتبال ايران مربوط به منازعه صنعت نفت آبادان و راه آهن تهران مي شود. موضوع از اين قرار است كه در ديدار پلي آف دسته اول، راهيابي به ليگ ششم حرفه اي، نفت آبادان مغلوب راه آهن تهران شد و نتوانست در بازيهاي ليگ برتر شركت كند. با اين حال تيم آباداني به پرونده حضور پرويز برومند در فهرست راه آهن اعتراض كرد و مدعي شد اين دروازه بان سهميه اي خارج از فهرست 20 نفره بازيكنان مجاز بزرگسال براي حضور در تيمهاي دسته يكي محسوب مي شده است. با اين حال، مسؤولان راه آهن در دفاع از خود اعلام كردند احمد مقدسي پور، بازيكن رده سني اميد بوده است.
بد شانسي راه آهن اما جايي بود كه مسؤولان نفت، رد مقدسي پور خوزستاني الاصل را گرفتند و متوجه شدند كه مدارك او جعلي بوده است! موضوع مرتباً كش پيدا مي كرد، به طوري كه كميته انضباطي فدراسيون فوتبال و شوراي استيناف در دو مرحله حق را به راه آهن دادند.
با اين حال نفتي ها دست از تلاش بر نداشتند تا اينكه در نهايت كميته انضباطي رأي به بازي تكراري دو تيم در ورزشگاه يادگار امام تبريز داد كه در نوع خود بسيار عجيب بود. نفت در اين مسابقه هم حضور نيافت و در نهايت متوسل به شكايت نزد فيفا شد. فيفا پرونده را به فدراسيون فوتبال ايران ارجاع داد و حاضر به مداخله در اين مسأله نشد. در نهايت آنچه چاره ساز واقع گرديد، شكايت صنعت نفت به ديوان عدالت اداري بود كه حق را به تيم آباداني داد. آنها به ليگ هفتم برتر اضافه شدند و به همين واسطه ليگ ما 18 تيمي شد!

6- نيمه شب در هيأت فوتبال اصفهان!
يكي از عجيب ترين پرونده هاي انضباطي فوتبال ايران به ماجراي شكايت پرسپوليس از سپاهان به خاطر جذب غيرقانوني عمادرضا مربوط مي شد. پس از شكست سرخپوشان مقابل تيم اصفهاني در فينال جام حذفي سال 84 كه به تابستان 85 و بعد از جام جهاني 2006 كشيده شده بود، پرسپوليسي ها مدعي شدند تيم اصفهاني عمادرضا را خارج از مهلت قانوني نقل و انتقالات جذب كرده است. موضوع كش و قوس بسيار زيادي پيدا كرد تا اينكه در نهايت مسؤولان تيم اصفهاني مداركي ارائه دادند كه ثابت مي كرد قرارداد عمادرضا در ساعت 30 دقيقه بامداد دوم شهريور 85 منعقد شده است! ابر قويي نژاد، مسؤول وقت هيأت فوتبال اصفهان و همكارانش دليل انتخاب اين ساعت شگفت انگيز براي ثبت قرارداد عمادرضا را دوري از جار و جنجال اعلام كردند(!) اعتراض بعدي پرسپوليسي ها به اين بود كه اثر انگشت عمادرضا حقيقي و متعلق به وي نيست كه در نهايت آزمايشهاي بعدي نشان داد چنين مسأله اي صحت ندارد!

7- سرباز احمدي و يك دنيا جنجال
باز هم پرسپوليس و سپاهان دو طرف پرونده اي بودند كه بررسي آن بسيار طولاني و فرسايشي از كار درآمد. در جريان ديدار پاياني نيم فصل اول ليگ هفتم حرفه اي فوتبال كشورمان، پرسپوليس بدون باخت راهي نصف جهان شد تا رو در روي سپاهان قرار بگيرد. در جريان اين ديدار، درگيريهاي زيادي بين تماشاگران دو تيم به وجود آمد و حتي كار به تبادل آتش كشيد(!) كه در اين بين متأسفانه يكي از مأموران نيروي انتظامي به نام سرباز احمدي از ناحيه چشم آسيب ديد. كميته انضباطي وقت فدراسيون فوتبال، باشگاه اصفهاني را در اين پرونده مقصر شناخت و سپاهان را به 3 ماه محروميت از بازي خانگي و پرداخت 50 ميليون تومان به سرباز مصدوم محكوم كرد. ضمناً از اين تيم 5 امتياز نيز كسر شد كه شوراي استيناف اين جريمه را به 3 امتياز تقليل داد. پروسه صدور رأي در اين پرونده بسيار پرهيجان دنبال شد و حتي مسؤولان تيم اصفهاني و شاه حسيني در يك برنامه تلويزيوني مناظره گونه به بيان مواضع خود پرداختند.
يكي ديگر از بندهاي اين رأي مربوط به برگزار شدن هر دو بازي رفت و برگشت پرسپوليس و سپاهان در ليگ هشتم در ورزشگاههاي بدون تماشاگر مي شد كه با تغيير مسؤولان كميته انضباطي، از ميان رفت. خبر خوش اينكه شنيده مي شود با تلاش پزشكان، بينايي يك چشم سرباز احمدي به وي بازگشته است.

8- يك هول كوچولو!
ماجراي درگيري علي دايي و شيث رضايي در ليگ ششم رقابتهاي فوتبال حرفه اي باشگاههاي كشور، در جريان بازي دو تيم پرسپوليس و سايپا رخ داد. در خلال اين بازي، روي يك ضربه ايستگاهي براي نارنجي پوشان كرجي، يارگيري من تو من در محوطه جريمه پرسپوليس برقرار شد كه در اين بين وظيفه مهار دايي به رضايي سپرده شد. لا به لاي اين تحركات فيزيكي اما، اتفاق عجيبي رخ داد و دايي كه از سماجت مدافع حريف عصبي شده بود، با سر ضربه اي به صورت شيث زد. اين ماجرا با واكنش وحشتناك تماشاگران پرسپوليس رو به رو شد. كميته انضباطي زير ذره بين افكار عمومي، رأي مناسبي صادر كرد و كاپيتان اسبق تيم ملي ايران را به 4 جلسه محروميت از بازيهاي رسمي محكوم كرد.
اما شگفت انگيز بود كه بعد از يك جلسه، شوراي استيناف 3 بازي باقي مانده را بخشيد تا مرد متنفذ فوتبال ايران به ميادين باز گردد!

9- تو تيم ملي مي بيني و نيكبخت پيچش آن!
سرانجام ماجراي پيچاندن تيم ملي در آستانه تورنمنت هاي مختلف توسط عليرضا نيكبخت واحدي كار دست اين بازيكن داد! پيش از اعزام تيم ملي به قطر براي انجام ديدار دوستانه با تيم ملي اين كشور و آماده سازي براي مصاف با امارات، نام هافبك- مهاجم چپ پاي سرخپوشان هم در فهرست مدعوين به تيم ملي رؤيت مي شد، اما در اتفاقي عجيب، واحدي پس از حضور در فرودگاه مدعي شد پاسپورت خود را به همراه نياورده و مجبور است باز گردد تا اشتباهش را اصلاح كند. نيكبخت از فرودگاه بر مي گردد، اما ساعتها انتظار مسافران براي حضور دوباره وي بي نتيجه ماند و تماس هاي متوالي مسؤولان تيم ملي تا لحظه پرواز هم از سوي او بي جواب مي ماند. شكايت ابراهيمي، دايي و تاج از نيكبخت او را به دردسر بزرگي مي اندازد و كميته انضباطي پس از بررسي معضل پرونده، بازيكن پرسپوليس را به دو سال محروميت از بازيهاي ملي، 10 ميليون جريمه نقدي و باز گرداندن پاداشهاي دريافتي به واسطه درخشش در تيم ملي طي سالهاي گذشته محكوم مي كند! جالب اينكه نيكي با رأي شريفي صاحب 120 امتياز منفي شد و اين در حالي است كه هر بازيكني به 150 امتياز منفي برسد، بايد يك دسته پايين تر توپ بزند! بنابراين هيچ بعيد نيست كه با تخلف بعدي واحدي، فصل آينده او را در لباس تيم ليگ يكي گل گهر سيرجان ببينيم!

10- شرارتهاي بين المللي!
اما در همه جاي دنيا كم و بيش كميته هاي انضباطي پرونده هاي زيادي براي بررسي دارند. در انگلستان كتك كاري اريك كانتونا با هوادار كريستال پالاس، به 9 ماه محروميت شماره هفت يونايتد انجاميد، گرچه كانتونا هميشه ادعا كرده اگر باز هم به شرايط آن روز باز گردد، وي را خواهد زد! در ايتاليا دي كانيو بارها به خاطر دادن سلام نظامي به هواداران لاتزيو پس از گلزني، جريمه شد، اما هيچ گاه دست از اين كار خود بر نداشت!
در آلمان افنبرگ به واسطه بي حرمتي به همسر يكي ديگر از بازيكنان تيم ملي آلمان از اردو اخراج شد و در اسپانيا ساموئل اتوئو به واسطه اظهارات تندش عليه رئال مادريد در جشن قهرماني لاليگا در سه فصل پيش، 5 هزار يورو جريمه پرداخت كرد! چنان كه مي بينيد، شرارت مرزي نمي شناسد!

  


اخبار كوتاه



اميرحسين پيرواني مربي تيم سايپا شد
پس از مذاكرات صورت گرفته از سوي باشگاه سايپا با اميرحسين پيرواني، وي عصر ديروز به صورت رسمي به عنوان دستيار محمد مايلي كهن انتخاب شد.پيرواني كه به دليل مشكلات باشگاه ابومسلم از اين تيم جدا شد، طي قراردادي شش ماهه تا پايان فصل به عنوان مربي تيم سايپا منصوب شد.

امروز جلسه كميته فني پرسپوليس
پس از يك هفته وقفه، جلسه كميته فني پرسپوليس بعدازظهر امروز با حضور كادر فني، هدايتي، مصطفوي و فرخزادي برگزار مي شود.
در اين جلسه اعضاي كميته فني شامل حميد جاسميان، حميد درخشان، فريدون معيني و چند تن ديگر از پيشكسوتان پرسپوليس حضور دارند.
در اين جلسه پيرامون عملكرد كادر فني و نتايج چند ديدار گذشته بحث و تبادل نظر مي شود.

مدارك پرسپوليس، سپاهان و صبا به AFC ارسال شد
روابط بين الملل فدراسيون فوتبال اعلام كرد، با توجه به ارائه آخرين مدارك تكميلي و رفع نواقص از سوي باشگاه پرسپوليس، مدارك سه باشگاه صباي قم، سپاهان اصفهان و پرسپوليس تهران نيز به AFC ارسال شد.
پس از آنكه فرم مربوط به باشگاه استقلال به مقر كنفدراسيون فوتبال آسيا ارسال شد، ديروز نيز مدارك سه باشگاه ديگر ارسال شد.

براي بازي فردا ؛ عابدزاده: تا نامه نزنند، نمي آيم
دروازه بان سابق تيم ملي فوتبال كشورمان گفت: تا فدراسيون فوتبال نامه نزند، در ديدار منتخب سرخابي ها و بازيكنان ليگ برتر شركت نمي كنم.
احمدرضا عابدزاده اظهار داشت: روز اولي كه شنيدم از من براي حضور در اين ديدار دعوت شده، خوشحال شدم و از مسؤولان تشكر كردم.
وي افزود: با توجه به اينكه مسؤولان فدراسيون فوتبال حرمت مرا نگه نداشتند، اعلام مي كنم تا زماني كه فدراسيون فوتبال به من نامه مكتوب نزند در اين مسابقه شركت نمي كنم.

برنامه هاي تمريني تيم ملي در عمان
برنامه تمرينات تيم ملي فوتبال كشورمان كه به منظور حضور در تورنمنت چهار جانبه عمان در مسقط حضور دارد، از سوي علي دايي مشخص شد. بازيكنان تيم ايران ساعت 20 امروز آخرين تمرين خود را پيش از ديدار با اكوادور در ورزشگاه سلطان قابوس (محل برگزاري تورنمنت چهارجانبه) برگزار خواهند كرد.
در تورنمنت چهارجانبه عمان علاوه بر كشور ميزبان، تيمهاي فوتبال ايران، اكوادور و چين نيز حضور دارند و از روز 27 آذرماه(چهار شنبه) به رقابت با يكديگر خواهند پرداخت كه برنامه اين ديدارها به شرح زير است:
* عمان - چين، ساعت 30:18 به وقت ايران
* ايران - اكوادور، ساعت 20 به وقت ايران

مدير اجرايي استقلال اهواز: ابومسلمي ها بعد از دور زدن همه مربيان، ياد ميثاقيان افتادند
مدير اجرايي باشگاه استقلال اهواز گفت: باشگاه ابومسلم بعد از اينكه همه مربيان را دور زده اند؛ ياد اكبر ميثاقيان افتاده اند.امين باورصاد در ارتباط با اينكه مسؤولان باشگاه ابومسلم قصد بازگرداندن اكبر ميثاقيان به اين تيم را دارند، اظهار داشت: ابومسلمي ها اگر ميثاقيان را مي خواستند، او را ابتداي فصل اخراج نمي كردند و حالا كه سراغ همه مربيان رفته اند ياد ميثاقيان افتاده اند.وي افزود: ميثاقيان به استقلال اهواز علاقه دارد و تا پايان فصل هم با اين تيم خواهد بود. ما حتي از اكنون براي فصل بعد با او در حال مذاكره هستيم.

شكايت الونگ، اولرم و كريمي به كميته انضباطي
بنابه اعلام كميته انضباطي فدراسيون فوتبال، چند تن از بازيكنان تيمهاي فوتبال ليگ برتري شكايت خود را براي دريافت مطالبات خود به فدراسيون ارائه دادند.
شكايتهاي بازيكنان كه به كميته انضباطي فدراسيون فوتبال ارائه شده است، به شرح زير است: الونگ الونگ، بازيكن سابق تيم فوتبال پرسپوليس بابت مطالباتش از اين باشگاه به كميته انضباطي شكايت كرد.
عرفان اولرم بازيكن تيم فوتبال ابومسلم خراسان، به دليل مطالبات خود از اين باشگاه و عدم اقدام آنها درجهت پرداخت طلب اين بازيكن به كميته انضباطي شكايت كرد.
فرشيد كريمي، دروازه بان تيم فوتبال داماش گيلان شكايت خود را در خصوص اختلافاتش با اين تيم به كميته انضباطي فدراسيون فوتبال ارائه داد.

پيرواني: خليلي از بهمن ماه بازي مي كند
سرمربي پرسپوليس گفت: نه خارج مي رويم، نه شهرستان و نه اردو مي زنيم.افشين پيرواني با بيان اين مطلب پيرامون برنامه هاي تمريني و آماده سازي پرسپوليس در تعطيلات نيم فصل گفت: تمرينات آماده سازي براي حضور در نيم فصل دوم رقابتهاي ليگ برتر فقط در تهران برگزار مي شود و ما هيچ برنامه اي براي اردوهاي خارجي و يا داخلي نداريم.وي درباره شايعاتي پيرامون خارج شدن نام «محسن خليلي» از فهرست تيمش و اضافه شدن احتمالي بازيكن يا دروازه بان جديدي به اين تيم، تصريح كرد: تمام اين شايعات نادرست است؛ طي تماسي كه با خليلي داشتم او گفت كه از بهمن ماه جاري شرايط بازي كردن پيدا مي كند و ما به هيچ وجه قصد حذف او را از فهرست تيم نداريم.

كريمي: به بازي با استقلال مي رسم
مهاجم سپاهان گفت: مصدوميتم كاملاً برطرف شده و هيچ مشكلي براي بازي با استقلال ندارم.
محمود كريمي اظهار داشت: با حضوردر تمرينات گروهي تيم به شرايط ايده آل براي بازي در يك نيمه رسيده ام وليكن بايد با دستور پزشكان از محافظ چشم استفاده كنم.

مجيدي تا آخر فصل در استقلال مي ماند
امير قلعه نويي سرمربي استقلال با جدايي فرهاد مجيدي از اين تيم مخالفت كرد و اين بازيكن تا پايان فصل مسابقات ليگ برتر در استقلال مي ماند.

استقلال در تركيه
پس از بازگشت اميررضا واعظ آشتياني مديرعامل باشگاه استقلال از ژاپن، بحث درباره محل اردوي تيم در تعطيلات نيم فصل مورد بررسي قرار گرفت و اردوي اين تيم در كشور تركيه قطعي شد.
اعضاي استقلال پنجشنبه تهران را به مقصد آ نتاليا تركيه ترك مي كنند تا اردوي 6 روزه اي را در اين شهر برگزار كنند.

استعفاي دسته جمعي پوشينه بافت قزوين
مديريت، سرپرستي و كادرفني تيم فوتسال پوشينه بافت قزوين استعفا كردند.
علي ذوالقدر؛ مدير تيم پوشينه بافت قزوين گفت: مديران شركت پوشينه بافت هيچ گونه تعهدي نسبت به اين تيم از خود نشان نداده و دست اندركاران تيم فوتسال پوشينه بافت مجبور شدند تا از اداره اين تيم استعفا دهند.

  


وقتي ورزش يك درد بزرگ مي شود؛ ستاره ها در چنگال افسردگي



* دانيال صدقي

وقتي صحبت از بازيكنان افسرده دنياي فوتبال به ميان آورده مي شود، ناخود اگاه همه ياد كريستين ويري كه مدتهاست از روزهاي اوج خود فاصله گرفته ولي يكي از خوشگذران ترين بازيكنان فوتبال دنياست، رونالدينيو كه سال گذشته در چنين روزهايي در بدترين شرايط ممكن روحي به سر مي برد ولي هميشه مي خنديد و يا جيجي بوفون كه همه چيز در زندگي اش دارد و مي گويد افسرده شده بوده، مي افتند.
مهاجم برزيلي ميلان سال قبل در مقطعي اعتراف كرد كه حالش از زندگي به هم مي خورد و سفرهاي متعدد و فشار و استرس حاكم بر مسابقات او را به روزهاي آخر زندگي رسانده بود.
بوفون اخيراً در كتاب زندگينامه خود نوشته كه دسامبر 2003 تا ژوئن 2004 يك دوره سياه را در زندگي سپري كرده و يك روان شناس او را نجات داده است.
«بوبو ويري» هم كه اين روزها در دادگاهي كه شكايت او از باشگاه اينتر را به خاطر شنود پنهاني و غير قانوني مكالمات تلفني او بررسي مي كند، يك گواهي پزشكي به عنوان مدرك ارائه كرد كه از افسردگي 9 ماهه او از پاييز 2006 خبر مي دهد. بازيكنان پولدار و مطرح دنياي فوتبال ادعا مي كنند كه افسرده اند. آيا اين نقطه تاريك ظهور كرده در دنياي امروز فوتبال دنياست؟

* يك ماشين از كار افتاده
بازيكنان حرفه اي فوتبال معتقدند كه وقتي دور از افراد خانواده خود و تنها هستند، زماني كه موفقيت و پول و شهرت را لمس كرده اند، تعادل لازم را از دست مي دهند. افسردگي در حقيقت اولين تهديد جدي براي يك بازيكن جوان فوتبال است. حتي براي بازيكناني كه جوان نيستند ولي گذشته اي پرفروغ را داشته اند و تنها با رؤياهاي قديمي زنده هستند و آينده را ديواري غيرقابل عبور مي پندارند.
سيستم فوتبال با اين بازيكنان مثل ماشين برخورد مي كند. اگر آنها كارايي لازم را نداشته باشند، يك نفر ديگر جايشان را مي گيرد. براي همين خيلي از آنها زماني كه متوجه مي شوند، كارآيي قبلي را ندارند، حتي به خود كشي هم فكر مي كنند. ژانويه 2007 سباستين دايسلر بعد از هشت سال فوتبال و 5 عمل جراحي زانو، متوجه شد كه هرگز به درد تيمي نمي خورد و بايرن مونيخ را درحالي كه افسرده شده بود، ترك كرد.

*كنترل زندگي خصوصي
برخي مواقع كنترل شديد مسؤولان باشگاه در مورد زندگي شخصي بازيكنان، عامل تشديد اين افسردگي هاست. اين اتفاق در مورد كريستين ويري، مهاجم سابق اينتر و تيم ملي ايتاليا رخ داد. فوتبال يك استرس بي وقفه است و هربازيكني بنا به ظرفيت خود با مشكلاتي كه با آن مواجه مي شود، مقابله مي كند.
يك نفر مثل آدريانو يا توني آدامز به مصرف مشروبات الكلي روي مي آورد و يا حتي افرادي كه از آن رهايي پيدا مي كنند هم ممكن است هرگز هويت واقعي خود را پيدا نكنند. مثل اتفاقي كه براي جانلوكا پسوتو، مدافع سالهاي نه چندان دور يوونتوس رخ داد. او يك سال بعد از خداحافظي رسمي از ميادين، در ژوئن 2006 از بالكن مقر اصلي باشگاه يوونتوس در تورين خودش را به پايين پرت كرد.
بوفون در كتابش نوشته كه در اوج دوران افسردگي اش مرتب از خود مي پرسيده: «چرا من بوفون هستم؟» بوفون تنها به لطف اعضاي خانواده اش كه كنار او ماندند و كاري كردند كه سنگربان ملي پوش ايتاليا قبل از هرچيز احساس كند كه يك انسان است، از اين بحران تلخ رهايي يافت.

* گواهي پزشكي
افسردگي امرسون هم در نوع خود نمونه جالبي است. او در تاريخ 10 جولاي 2004 براي توجيه غيبت خود در تمرينات رم يك گواهي آورد كه افسردگي او را تأييد مي كرد. اگرچه همه مي دانستند كه اين تنها يك بهانه براي غيبت در تمرينات تيم و پيوستن به يوونتوس بوده است. براي اينكه چند وقت بعد امرسون به يكي از اركان اصلي بيونكونري در راه قهرماني اسكودتو تبديل شد. ولي اينكه گواهي امرسون تا چه اندازه به گواهي كه ويري تحويل دادگاه ميلان داده و بابت شنود غيرقانوني و پنهاني مكالمات تلفني اش خواستار دريافت غرامتي 12 ميليون يورويي از شركت مخابرات ايتاليا كه با باشگاه اينتر در اين زمينه همكاري كرده و 9 ميليون يورو از تيم ميلاني شده، شباهت دارد را دادگاه مذكور در جلسات آتي خود مشخص خواهد كرد.

*افسردگي در ورزشهاي ديگر
ولي فقط بازيكنان فوتبال نيستند كه با مشكل افسردگي مواجه مي شوند. هيچ ورزشي ازاين عارضه پنهان و خطرناك مصون نيست. آخرين نمونه هاي افسردگي در ميان ورزشكاران مطرح دنيا براي «فاندن بروكه» دوچرخه سوار بلژيكي كه ژوئن سال 2007 قصد خودكشي داشت، روي داد.
قبل از او ماركو پانتاني، دوچرخه سوار مشهور ايتاليايي به خاطر همين بيماري و مصرف بيش از حد دارو از دنيا رفته بود.
در عرصه تنيس، همه هنوز «جنيفر كاپرياتي» را به ياد مي آورند كه به خاطر همين عارضه از صحنه تنيس محو شد. ضمن اينكه «بيون بورگ» تنيسور افسانه اي سوئدي هم مدتي به افسردگي دچار شده بود. در ورزش اسكي هم «ماتي نيكانن» كه قهرمان پرش در اين رشته بود، براي اينكه بر افسردگي خود غلبه كند، به مصرف بي رويه از مشروبات الكلي روي آورد.

  


مايكل فلپس در زندگي نامه اش اعتراف مي كند؛غلو كرده بودم!



دوازده هزار كالري كه مايكل فلپس در زمان رقابتهاي المپيك پكن مدعي شده بود هر روز از طريق مواد غذايي مختلف به جثه تنومند خود تزريق مي كند، اغراق و غلوي بيش نبوده است.
ستاره بي همتاي المپيك آگوست گذشته، ركورد استثنايي مارك اسپيتز را جابجا كرد و هشت مدال طلا به گردن آويخت. در دهكده المپيك و در كل دنيا همه راجع به پسري حرف مي زدند كه بي رويه غذا مي خورد تا انرژي كافي براي شناكردن بي وقفه را داشته باشد. او هر روز كيلومترها و با ريتمي ناباورانه شنا مي كرد.
يك خبرنگار انگليسي حتي سعي كرده بود با مصرف پاستا، ماست، همبرگر، غلات، سوسيس و مربا فقط براي يك روز طبق رژيم غذايي فلپس زندگي كند. ولي خيلي زود مجبور به تسليم شده و به دليل حالت تهوع شديد حول و حوش ظهر حالش به هم خورد.
امروز ديگر رژيم پركالري فلپس يك راز بزرگ نيست و حتي خود او هم تمام جزئيات مربوط به اين رژيم را در كتابي كه در مورد زندگي اش منتشر كرده، فاش كرده است. گزيده كتاب فلپس كه «No limits» نام دارد، ازهمين حالا در تمامي روزنامه هاي دنيا به چشم مي خورد.
فلپس در اين كتاب نوشته كه چطور قبل از رقابتهاي المپيك سيستم غذايي خود را تنظيم كرده و البته يك بار ديگر تأييد كرده كه صبحانه اصلي ترين غذاي روز او بوده است.

*ساندويچ كوچك قبل از تمرين
هنگام تمرينات آماده سازي در «آن آربور» در نزديكي ديترويت، روزهاي من معمولاً قبل از تمرين صبح با يك صبحانه قوي شروع مي شدند. يك ساندويچ بزرگ با يك فنجان غلات و يك تكه بيسكويت. يك صبحانه سريع و آسان كه تنها مقداري كربوهيدرات قبل از تمرين به بدنم تزريق مي كرد.
* صبحانه (بعد از تمرين)
بعد از شناي صبح، صبحانه واقعي و حقيقي شروع مي شود. فلپس گفته كه معمولاً به يكي از قهوه خانه هاي نزديك مي رفته و در قسمتي كه غيرسيگاري ها مي نشينند، صبحانه مي خورده است. صبحانه با يك بشقاب برنج شروع مي شود و با سه تخم مرغ و سيب زميني هايي كه با تخم مرغ هم زده شده و سرخ شده اند و سوسيس و كالباس ادامه پيدا مي كند. بعضي وقتها هم يك املت مكزيكي مي خورده است. بعضي مواقع فلپس در يك رستوران يوناني صبحانه مي خورد كه شامل تخم مرغ، يك نوع كباب، پنير، جگر و يك بشقاب گوجه فرنگي و پياز و كالباس و سوسيس بود. بعد از آن هم موز و شكلات مي خورد.
فلپس اعتراف كرده كه بعضي مواقع مقداري سيب زميني سرخ كرده و پنير را هم به آنها اضافه مي كرده است!خود او مي گويد: همه فكر مي كنند اين معجون حال به هم مي زند، ولي خيلي خوشمزه است!
* ناهار
فلپس اعتراف كرده كه علاقه عجيبي به ساندويچ دارد كه هر روز از فروشگاههاي زنجيره اي مي خريده است. معمولاً در هر وعده غذايي دو يا سه مدل ساندويچ مختلف مي خورد. او در كتابش همچنين نوشته كه اگر نمي خواسته در رستوران بنشيند، ايستاده يك ساندويچ سبك كه فقط دو يا سه سوسيس و تخم مرغ و يك لايه پنير داشته مي گرفته و بعد همه آنها را به خانه مي برده تا قبل از تمرين بعدي آن را مصرف كند.









* غذاي سبك بعد از تمرين دوم
فلپس در كتابش نوشته كه در اين مقطع يك غذاي سبك مي خورده است. يك ساندويچ، يا يك پيتزا يا يك فنجان غلات.
*شام
شبها معمولاً به يك فروشگاه بزرگ مواد غذايي مي رفتم تا مرغ آماده يا يك ظرف استيك بگيرم. و بعد از آن هم ميوه و سبزيجات مي خوردم. اگر انجام اين كار ممكن نبود، به يك رستوران مكزيكي مي رفتم تا يك لازانياي گوشت مخصوص آنها را بخورم.
* اعتراف آخر
من واقعاً هرچه دلم مي خواست مي خوردم، ولي 12 هزار كالري در روز مصرف نمي كردم. اگر اين كار را كرده بودم، آن وقت حق را به نشريه نيويورك پست مي دادم (اين روزنامه در زمان المپيك با اشاره به اغراق فلپس در مورد رژيم غذايي اش تيتر «جرج پسر» را با كنايه از دروغ او انتخاب كرده بود)

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com