صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-12-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 26آذر ماه 1387

[ فرهنگي ]
 * آية ا... خزعلي در گفتگو با قدس؛ غدير، ريسمان وحدت مسلمانان است
 * نگاهي دوباره به رخداد غدير ؛ راز آن « نعمت » بزرگ
 * از «دريا» بگو، اي «غدير»!
 * با سخنراني آيةا... هاشمي رفسنجاني؛
كنگره بزرگداشت شيخ بهايي هفته آينده در مشهد مقدس برگزار مي شود
 * « الغدير » ؛ سفره بي منت علامه اميني
 * احمد مسجد جامعي از چگونگي احياي فرهنگ شادي در جامعه مي گويد؛
«مردم» مجري جشنهاي مذهبي باشند
 * غدير در آيينه قرآن و كلام معصومان(ع)
 * غدير؛ اصيل ترين عيد اسلامي
 * نگاهي به جايگاه غدير خم در ادبيات فارسي؛
يا علي نام تو بردم، نه غمي ماند و نه همي...
 * علي(ع)؛ برگزيده غدير

آية ا... خزعلي در گفتگو با قدس؛ غدير، ريسمان وحدت مسلمانان است



گروه فرهنگي:مورخان از عمر آورده اند كه در روز شورا خطاب به علي(ع) گفت: به خدا سوگند!اگر تو سرپرستي مردم را عهده دار





گردي، آنان را به حق و راه راست رهنمون مي شوي. اين جمله را از صفحه 186 جلد اول شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد مي خوانم كتاب را ورق مي زنم و آن را مي بندم. به چهره آرام آية ا... خزعلي كه رو به رويم نشسته خيره مي شوم. 83 سال از بهار زندگي اش مي گذرد، اما عباي سفيد و رداي آبي كه به تن كرده، در نگاه اول موجي از زندگي را به مخاطب القا مي كند.
آية ا... ابوالقاسم خزعلي كه سالها در حوزه هاي علميه قم و اصفهان شاگردان بسياري را تربيت كرده، در كارنامه خود سابقه فعاليتها و مطالعات بسياري در حوزه هاي قرآن و نهج البلاغه را دارد. او در تأليفاتش بر شعرهاي عينيه ابن ابي الحديد درباره اميرالمؤمنان(ع) شرحي نگاشته است. اكنون آية ا... خزعلي در مقام دبير كل بنياد بين المللي غدير، سعي دارد بيش از پيش به تفكراتش براي ترويج فرهنگي غديري، جامه عمل بپوشاند. گفتگوي ما با اين عضو مجلس خبرگان رهبري در ادامه آمده است:

* آيا موضوع غدير مي تواند موجب تجلي وحدت اسلامي ميان مسلمانان جهان شود؟
** مگر غير اين است؟




* آيا اين مسأله مورد اختلاف شيعه و سني نيست؟
** آنها مسأله غدير را قبول دارند، اگر حقانيت آن را قبول نمي كردند، موضوع به گونه اي ديگر مطرح مي شد. اختلاف ما در جزئيات است.
* چه كساني بايد زمينه اين ميدان را فراهم آورند تا اين شبهه زدايي صورت گيرد؟
** من مقدمه اي را عرض مي كنم، پيامبر اكرم(ص) براي ابقاي دين اسلام كسي را به مسلمانان معرفي كرد كه همه او را قبول داشتند. علي(ع) انساني فاضل، بزرگ، با كمال و عالم بود كه حتي دشمنان هم آن را مي پذيرفتند.
آنها بر عظمت علي(ع) اعتقاد دارند، اما جاه طلبي آنان اجازه بروز اين پذيرش را نمي دهد. جالب است كه اشاره كنم نماينده ارمني و زرتشتي مجلس به من گفت ما به غدير شما اعتقاد داريم و مي خواهيم غديري شويم. علي(ع) تنها براي شما نيست، بلكه براي جهان است. آنها كه مسلمان نيستند، علي(ع) و حقانيت او را قبول دارند. اهل سنت هم به افضل بودن علي(ع) اعتقاد دارند.
بنابراين آن كه مردم را وحدت مي دهد انسان كاملي است كه دوست و دشمن او را قبول دارند.
علي(ع) مايه وحدت است و پيامبر اكرم(ص) هم به اذن خداوند، مردي را به مردم معرفي كرد كه همه او را در فضل و كمال قبول داشتند، حتي دشمنان. فردي چاپلوس نزد معاويه رفت و در توصيف حضرت علي(ع)، زماني كه معاويه پرسيده بود از نزد چه كسي مي آيي، گفت: از نزد بخيل ترين مردم وبي بيان ترين مردم مي آيم. از سوي علي بن ابي طالب!معاويه به او گفت: مي فهمي كه چه مي گويي!؟
معاويه مي گويد: تمام زبانهاي مردم را جمع كنند، زبان منطق حضرت علي(ع) بر همه آنان رجحان و برتري دارد. اين موجب وحدت است يا موجب اختلاف!در واقع، انسانهاي بسيار پست و مغرض هستند كه ادعا مي كنند انسان كامل و فاضل را قبول ندارند. بنابراين، كسي را كه پيامبر(ص) در غدير معرفي كرد، نه تنها موجب وحدت تمام مردم است بلكه موجب تشويق كفار به خوبي هم هست.
يك انساني والا و عاقل موجب جذب مردم مي شود، همانگونه كه در دوران معاصر اين صفات را در امام راحل(ره) ديديم كه مردم را به راه حق جذب كرد. حالا بايد از آنها پرسيد چرا بر هم زدند؟ خودشان با علي(ع) بيعت كردند، پس چرا كناركشيدند.
ما وحدت را بيان مي كنيم با همين بياني كه عرض كردم. غدير باعث اختلاف نيست، بلكه دور شدن از غدير مايه اختلاف است. اگر اين مسأله، موضوعي كوچك و بي نام بود، فرق مي كرد اما مردي در غدير معرفي مي شود كه در جنگ، زهد، بيان، منطق و رستگاري اول است. حضرت علي(ع) در نهج البلاغه مي فرمايد كه شما مي دانيد من احق هستم به اين خلافت، مي دانيد ولي به خدا قسم من تسليم هستم، مادامي كه كار مسلمين هموار شود. اين تجلي وحدت است، حضرت علي(ع) براي بهبود امور مسلمانان از حق خود گذشت.
آيا اين والاترين درجه تجلي وحدت نيست؟!بنابراين، بهترين ريسماني كه وحدت مسلمانان را به همراه دارد، مسأله غدير است.
* وظيفه كساني كه به دنبال احيا و توسعه غدير هستند، در برابر عوامل تفرقه انداز چيست؟
** بايد آنان را نصيحت كرد، همان گونه كه امام فرمود.
* گوشي براي شنيدن هست؟
** ما بايد حق را بيان و مسائلي را مطرح نماييم كه به بهانه آن دشمنان ما هم جلب شوند. منظور نقاط مشترك است، همان گونه كه حضرت علي(ع) فرمودند حق با من است اما براي مصلحت جامعه مسلمين تسليم مي شوم، اما آن را بيان مي كنم.
امروز آمريكا و اسرائيل به دنبال تفرقه اندازي در جوامع مسلمين هستند. بايد با مشتركات خود در برابر تجاوزهاي دشمن دفاع كنيم. مسلمانان جهان همه با هم در اصول مشترك هستند.
ما با آنها نماز مي خوانيم، با آنها مراوده داريم و معامله مي كنيم. بايد آنها را متوجه كرد همه با هم به مقابله با دشمنان اسلام برويم، زيرا آنها هستند كه مي خواهند بين جوامع اسلامي فاصله بيندازند.
بسياري از مسلمانان جهان حق را فهميده اند و به سوي آن گرايش دارند. دشمنان ما خيلي كوچكند، همان گونه كه امام راحل(ره) فرمودند اگر هر يك از مسلمانان جهان يك سطل آب بر روي اسرائيل بريزد آن را آب مي برد.
چرا درباره يهود صحبتي نمي شود. بخشي از آن سستي هايي است كه وجود دارد و بخشي ديگر از سوي دست نشانده هاي سران غربي است. فرهنگ غدير به دنبال قدرت بخشيدن به مردم است، نه به گروه و يا افرادي خاص.
* آنچه در اين ميان اهميت پيدا مي كند، نحوه و روش بيان مسأله غدير است. تا چه ميزان در نحوه بيان اين مهم موفق بوده ايم؟
** در حجة الوداع، همه ولايت علي(ع) را پذيرفتند. مسأله ولايت علي(ع) موضوعي بود كه پيامبر(ص) در جمع كثيري از مسلمانان بيان كرد.
حرف پيامبر(ص) كه سند است و ما هم به شيوه پيامبر(ص) اين مسأله حق را بيان مي كنيم. گفته هاي پيامبر اكرم(ص) بايد بازگو و تكرار شود.
* مسلمانان توانسته اند با وحدت خود به دشمنان ضربه بزنند؟
** امروز داريم مي بينيم كه دشمن چگونه ضربه مي خورد. آنها هم به اهانت و توهين رو كرده اند. اما مردم بيدار شده و حق را دريافته اند و به آن گرايش مي يابند.
* هر چند آنها هم در مقابل اين وحدت و بيداري مسلمانان ساكت ننشسته اند و به هر طريقي از شيوه توهين براي ضربه زدن به ما استفاده مي كنند؟
** اگر ما فقط در مساجد،عبادت مي كرديم آنها برايمان قرآن هم چاپ مي كردند؛ اما حالا كه در برابر ظلم ظالم ايستاده ايم، دارند توهين مي كنند و قرآن و اعتقادات ما را تحريف مي كنند. امروز منافع آنها در خطر است. آنها ديگر نمي توانند چاه هاي نفت ما را چپاول كنند، زيرا در برابر حق مسلمانان مي ايستيم. امروز ما به فناوريهاي روز دنيا دست يافته ايم و به لحاظ علمي، قدرتمند شده ايم و آنها از اين قدرت هراس دارند. امروز وحدت و بيداري مسلمانان، بزرگترين عامل قدرت جهان اسلام است. براي همين، دشمنان به مقدسات مسلمانان توهين مي كنند كه البته اين روشها ديگر جواب نمي دهد، زيرا مردم دنيا آگاه شده اند و اين شيوه ها را نمي پذيرند.
* وظيفه مسلمانان در برابر اين دسيسه ها و موج حملات و توهين ها به مقدساتشان چيست؟
** مسلمانان بايد مقاومت كنند و وحدت خود را استحكام بخشند. خوشبختانه، خيل عظيم جوانان مسلمان، بيدار و هوشيار شده اند. امروز ما جوان خواب رفته نمي خواهيم. در جنگ جمل، خيلي ها همراه حضرت علي(ع) بودند، اما در ميان آنها چند تن بيدار و آگاه بودند.
* فرهنگ غدير برپايه عزتمداري وعدالت خواهي استوار است. آيا امروز مسلمانان جهان هم به دنبال اين مؤلفه ها هستند؟
** بله، همينطور است. عزتمداري، خشوع در برابر خدا و ايستادگي در مقابل دشمنان و عدالت خواهي همه از مشخصه هاي فرهنگ غديري است.
* در جهت توسعه و ترويج فرهنگ غدير در سطح ملي و فرا ملي، شما چه كرده ايد و ما چه بايد بكنيم؟
** خوشبختانه كارهاي خوبي شروع شده است، در حال حاضر، مسلمانان چندين كشور جهان از جمله هلند، آلمان، ليبي، لبنان، هند، چين، ژاپن و... در جهت توسعه اين فرهنگ اعلام آمادگي كرده اند. در داخل هم رئيس جمهور با اين جمله كه «غديري برپا خواهيم كرد بي نظير!» آمادگي خود را اعلام كرده اند. بيش از 200 نفر از نمايندگان مجلس هم براي اجراي اين مهم همكاري خواهند كرد. وقتي كمالات انساني حضرت علي(ع) براي مردم بازگو شود، آنها عاشق و شيفته ايشان مي شوند. در اين مورد كم گفته ايم و چندان مؤثر نبوده است.
* آقاي خزعلي!كم گفتيم يا درست بيان نكرده ايم؟
** بيان نامناسب و ارائه نكردن اطلاعات درست و دقيق، تأثيرهاي خوبي نخواهد داشت. قبول دارم كه شايد در برخي موارد بيان درست براي انتقال فرهنگ غدير نداشته ايم، اما نگفتن آن نه تنها دردي را دوا نمي كند، بلكه بر ضرر هم هست، لذا بايد به كرات موضوع غدير را با شيوه درست، تكرار كرد. غدير ماندن خورشيد درخشاني در آسمان است و كسي نمي تواند روشنايي آن را انكار كند.
* شما چشم انداز تأثير فرهنگ غدير را به عنوان عنصر وحدت بخش مسلمانان جهان چگونه پيش بيني مي كنيد؟
** بسيار روشن و شفاف است. من بسيار اميدوارم كه فرهنگ غديري در جهان توسعه يابد زيرا غدير، حق است و حق جايگاه خود را پيدا مي كند.

  


نگاهي دوباره به رخداد غدير ؛ راز آن « نعمت » بزرگ



* حجةالاسلام و المسلمين جواد رفيعي

ارزش و اهميت وقايع و رخدادهاي تاريخي رابطه جدي با ميزان نقش و تأثير آن در زندگي بشر دارد. از اين رو، رخدادهايي مانند





پيدايش يك دين و آئين و يا يك حاكميت متفاوت و يا يك نوآوري و خلاقيت در عرصه علوم و يا اختراع مهم كه تأثيري جدي و تحولي بنيادين در زندگي انسان برجاي گذاشته، در صفحه خاطرات تاريخ ثبت و ضبط گرديده است.
رخداد غدير نيز از آن جهت كه موجب بقاي دين خداوند در سه امر گيتي شده و ماندگاري و پايايي آن را تا پايان تاريخ تضمين و تأمين كرده است، از چنين ويژگي برخوردار است. تلاشهاي فراواني در حداقل دو سده آغازين آيين اسلام براي هدم آثار و انكار محتوا و يا تحريف آن به عمل آمده است و اين حركت نافرجام در سلطه هاي ديگر نيز همچنان در برنامه عملي مخالفان قرار داشته و دارد.
اما با وجود اين همه اهتمام در انكار و تحريف، حقيقت و واقعيت، اين رخداد ارجمند چنان در آثار و مكتوبات فريقين انعكاس يافته كه راه را بر هر نوع ترديد در آن مسدود ساخته است.
مرحوم علامه اميني در كتاب ارزشمند الغدير، دهها تن از دانشمندان اهل سنت را از رشته هاي مختلف علوم ديني از مورخان و تاريخ نگاران و محدثان و صاحبان سنن و صحاح و مفسران و صاحب نظران علوم قرآني و متكلمان و اهل ادب ولغت را كه همگي از پيروان اهل سنت هستند، نام مي برد كه در آثار خود بنوعي از واقعه غدير نام برده و به حديث غدير در آثار خود به صراحت اشاره كرده اند.(1)
گرچه برخي از آنان ضمن نقل اصل رخداد و يا متن حديث معروف و متواتر غدير براي تأويل و توجيه آنچه در عمل اتفاق افتاد نيز كوشيده اند.
اهميت محتوايي اين حادثه تاريخي بسياري از عالمان اسلامي و محدثان و تاريخ نگاران را به تأليف آثاري مستقل و مبسوط در اين زمينه واداشته است تا در ضمن آن به مباحث تاريخي، كلامي، تفسيري و رجالي مربوط به حديث غدير و ارزش و جايگاه واقعه غدير بپردازند. شاهكار اين آثار و اوج قله تحقيق در اين، اثر ارزشمند علامه اميني(1320-1390 ه ق) است.

* سيري كوتاه بر تاريخ غدير
چنانكه مي دانيم، واقعه غدير خم ومعرفي امام علي(ع) به عنوان جانشين پيامبر در سال دهم هجرت در مسير بازگشت از مناسك حج اتفاق افتاد. اين سفر به دليل وفات پيامبر اكرم(ص) سه ماه پس از انجام اين فريضه «حجةالوداع» نام يافت.
اين حادثه در تاريخ هجدهم ماه ذي الحجه و در محلي به نام غدير خم اتفاق افتاد. در آن روز پيامبر مكرم(ص) بنا به حكم فوري و مؤكد خداوند متعال دستور توقف و تجمع حج گزاران را صادر كرده و در جمع آنان خبر از دريافت دستور معرفي جانشين پس از خود داده و علي(ع) را به عنوان جانشين خود به مردم معرفي كردند.
آن حضرت در اين مراسم در ضمن صحبت فرمودند: هر كه را من مولا و راهبرم پس از من علي(ع) مولا و راهبر اوست. خدايا، دوستدار او را دوست داشته و دشمنانش را دشمن بدار ... و حق را بر مدار علي قرار ده. سپس از مردم خواستند تا حاضران در مراسم، تعيين جانشيني علي(ع) پس از پيامبر را به اطلاع ديگر مسلمانان برسانند.
با مروري اجمالي به آنچه در غدير خم اتفاق افتاد، پرسشهاي مهمي به ذهن انسان خطور مي كند. از جمله آنكه:
1- اين همه اصرار بر ابلاغ دستور خداوند بر مردم در اين سفر براي چيست؟
2- چرا آيه ولايت، عدم ابلاغ پيام خداوند در آن روز را در حكم عمل نكردن به وظيفه رسالت از سوي پيامبر(ص) مي داند؟
محتواي پيام آن روز چه بوده است كه عدم انجام آن مهمتر از 23 سال تلاش مداوم پيامبر(ص) براي بنياد نهادن دين مقدس اسلام قلمداد گرديد؟
4- چرا خداوند متعال در قبال ابلاغ اين پيام به پيامبر دلداري مي دهد كه خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد كرد؟

بررسي و تحليل كلامي غدير
براي يافتن پاسخ مناسب براي اين پرسشها بايد به بررسي و تحليل كلامي محتواي واقعه غدير و آيه ولايت پرداخت.
در آيه 67 از سوره مائده كه معروف به آيه ولايت است، مي خوانيم:«اي پيامبر آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم برسان. اگر چنين نكني امر رسالت او را ادا نكرده اي.
تمام عالمان مفسران شيعه نزول اين آيه را در هجدهم ذي الحجه سال دهم هجري مي دانند و اكثريت عالمان اهل سنت نيز در اين باب با عالمان شيعي همراهند.
علامه اميني (ره) سي تن از مفسران و محدثان اهل سنت را با ذكر سند نام مي برد كه همگي بر نزول اين آيه در باره امام علي(ع) در روز غدير تصريح دارند.(2)
از اين آيه چنين استفاده مي شود كه اولاً آنچه پيامبر بر اساس اين آيه مأمور به ابلاغ بر مردم شده است، اهميت فوق العاده اي دارد و ثانياً پيامبر اكرم(ص) از ابلاغ آن در شرايط حجةالوداع بيم داشته است.
اينك بايد ديد كه آن امر مهم و فوق العاده چيست كه عدم ابلاغش برابر با عدم انجام وظيفه رسالت است

وظايف پيامبر(ص)
براساس اعتقاد مسلمانان، پيامبر اعظم(ص) به عنوان خاتم پيامبران وظيفه داشتند تا نهايي ترين آيين الهي را به عنوان آيين ماندگار و جاويدان در ميان بشر نهادينه سازند. ايشان افزون بر ابلاغ وحي و انجام وظيفه رسالت ابعاد و زواياي آيات الهي و احكام و مسائل ديني و اجتماعي اسلام را تبيين مي نمودند و با بيان فروعاتي، روح وحي را براي مخاطبان خود تفسير مي كردند و مردم بر اساس فرمان صريح خداوند منان وظيفه داشتند آنچه را پيامبر اكرم(ص) براي آنان بيان مي نمايند بپذيرند و از آن پيروي كنند و از آنچه آنحضرت نهي مي كنند و از آن باز مي دارد، بپرهيزند. (حشر آيه 6)
آن حضرت در كنار مسؤليت پر اهميت ابلاغ وحي و تبيين و تشريح آن، داراي مقام والاي ولايت نيز بود و بر مسلمانان نوعي سرپرستي و حاكميت داشت و حتي بنابر نص صريح قرآن، از خود مؤمنان نسبت به آنان تقدم داشتند و سزاوارتر بودند. (مائده/ 55)
با توجه به اين سه منصب و مسؤليت حساس و پر اهميت، دين الهي پيروان دين و راهبري آن تا سر منزل مقصود، پس از رحلت پيامبراكرم(ص) چه سرنوشتي بايد مي داشت؟ آيا حكيمانه بود كه بيش از دو دهه رنج و تلاش آخرين فرستاده الهي بدون هيچ اقدامي براي تضمين سلامت و بقاي آن و بدون معرفي هيچ جانشين و راهبري پس از پيامبر به حال خود رها گردد؟
آيا تمام ابعاد و زواياي دين و همه ريزه كاريهاي آن در زمان پيامبر براي مردم بيان شده بود. آيا آيين نوپاي اسلام مصونيت لازم را از تحريف و دست اندازي دشمنان به دست آورده بود؟
طبيعي است، هر انسان داراي عقل سليم با اندك تأملي اذعان مي كند كه اولاً با آن همه درگيريها و هجمه ها و آن سان گرفتاري و مشكلات طاقت فرسا كه پيامبر اكرم(ص) و آيين اسلام با آن رو در رو بود، فرصت كافي را براي تبيين و تفسير همه زواياي احكام و مسائل اسلامي در تمامي ابعاد آن باقي نگذاشت و ثانياً به فرض اينكه چنين كاري در دوران 23 ساله نبوت پيامبر(ص) فراهم باشد، باز هم تداوم اين حركت و تطبيق احكام و موازين ديني بر امور مردم در اعصار و قرون مختلف ايجاب مي كرد تا راهبري دين به دست توانايي كه در غياب رسول(ص) مسؤوليت هدايت مردم را بر مبناي دستورهاي الهي عهده دار گردد، سپرده شود. بي ترديد، بدون معرفي راهبري توانا و مصون از لغزش و خطا و رها كردن آيين نوپاي الهي به حال خود، به تعبير كلاميان موجب نقض غرض و بازماندن دين از مسير تكامل و تعالي بود. و از اين رهگذر عدم تعيين امام و هدايتگر است و زمامدار دين و دينداران به مثابه انجام ندادن وظيفه رسالت و به ثمر نرسيدن تلاشهاي چند ساله پيامبر و بلاتكليفي مسلمانان و پيروان اسلام پس از آن حضرت بود.

ويژگي جانشين پيامبر(ص)
چنين ولي و راهبري بايد مي توانست همه مسووليتهاي پيامبر را به جز نبوت و ابلاغ رسالت كه وظيفه ويژه پيامبر(ص) بود بردوش گيرد و به سرانجام رساند.
آيا مردم مي توانستند به خودي خود و بدون هدايت خداوند و پيامبر راستينش چنين فرد توانمندي را بشناسند و به او روي آورند؟ آيا آنان مي دانستند كه چه كسي از خطا و لغزش مصونيت دارد و مي تواند تمام ابعاد و زواياي آموزه هاي ديني را به صواب بازشناسد و براي مردم تبيين كند؟ آيا عقل بشر به طور طبيعي به چنين شناختي راه دارد؟
و آيا هدايت امر امت و راهبري دين حق جز با توانايي هاي يادشده ممكن و قابل انجام است؟
با اين تفاصيل، بخوبي مي توان بر حقيقت تفسير محققان شيعي و تأييد عالمان منصف اهل سنت اذعان داشت كه اتمام رسالت پيامبر و نهايي شدن آن، تعيين جانشين و راهبر راستين امت پس از پايان دوران رسالت پيامبر خاتم بود تا امر ابلاغ وحي به اتمام رسد و پايه هاي دين با نصب ولي امين استوار گردد؛ ولي حقي كه سكان هدايت سفينه دين و خيل مسلمانان را تا سرمنزل مقصود به دست گيرد و آن را از گرداب هولناك انحراف و التقاط و تحريف نجات بخشد.
فلسفه اصرار سفيرحق بر آن بشير و نذير نيز استفاده از فرصت اجتماعي خيل حج گزاران از بلاد و اكناف سرزمين اسلامي بود كه پس از آن ديگر چنين فرصتي در ماههاي اندك باقي مانده عمر حضرت ختمي مرتبت(ص) به دست نمي آمد.
از اين رو، اين امر مهم بايد با فوريت به سمع مردم رسانده مي شد. مفاد پيام نيز اعلام ولايت امام علي(ع) به معناي جانشيني آن حضرت پس از پيامبر(ص) بود، نه درخواست اينكه مردم پس از پيامبر، علي(ع) را فقط دوست داشته باشند.
چرا كه تنها دوست داشتن و اظهار محبت در عين ارزش و اهميت نياز به چنان تأكيدي از طرف خداوند متعال و چنين بيمي از طرف پيامبر(ص) نداشت و كمال دين و انجام وظيفه رسالت درگرو ابلاغ آن نبود.

پيشينه اعلام جانشيني علي(ع)
گرچه اعلام جانشيني علي(ع) پس از پيامبر و وصايت آن حضرت از سوي پيامبر انحصار به روز غدير نداشت و سابقه آن به سالهاي آغازين رسالت پيامبر باز مي  گردد (3) و بارها در طول رسالت 23 ساله پيامبر(ص) بر اين موضوع اشاره و تأكيد شده است، اما اعلام عمومي آن در روز غدير از سويي صحه گذاشتن بر سوابق اين امر و از سوي ديگر بيانگر اهتمام خداوندمنان بر ابلاغ عام آن و از ديگر سوي اكمال دين و اتمام نعمت الهي بر مردم بود كه سرنوشت دين و امور مسلمانان را به دست زمامداري شايسته بسپارد تا آنان را در جهت رسيدن به مقصد و مقصود به گونه اي بايسته هدايت نمايد.

پيامبر(ص) و ابلاغ ولايت
از مفاد آيه 67 سوره مائده چنين برمي آيد كه وجود مقدس پيامبراكرم(ص) نسبت به ابلاغ امر جانشيني حضرت علي(ع) در آن شرايط، بيمناك، بوده است. (4) از اين رو، آن حضرت ابلاغ آن را تا ايجاد فرصتي مناسب به تأخير مي انداختند. اگر آن حضرت از عواقب ابلاغ جانشين پس از خود بيمناك نبودند، لزومي نداشت اعلام نكردن آن در روز غدير و در اولين فرصت ممكن، به منزله ادا نكردن امر رسالت باشد.
البته، مسلم است اين خوف، ترس شخصي و يا ترس پيامبر بر جان خويش نبود، زيرا پيامبر اسلام(ص) بارها براي حمايت از كيان اسلام در جنگهاي هولناك بت پرستان و معاندان شركت جسته و در سخت ترين لحظات جنگ، پايداري و مقاومتهاي جانانه كرده است.
بيمناكي پيامبر بنا به نظر مفسران از آن بود كه ممكن بود شياطين انس و منافقان قسم خورده اسلام و فرصت طلبان زشت كردار با ابلاغ جانشيني امام علي(ع) پس از پيامبر(ص) آن را بر نتافته و فتنه گري آغاز كنند و اين امر موجب تضعيف دين و كيان مسلمانان گردد.(5)
اما وعده خداوند بر حفظ پيامبر از مردم عملي شد و فرصت طلبان در آن روز نتوانستند فتنه انگيزي كنند، بلكه در ظاهر با امام علي(ع) بيعت كردند.
خلاصه و جمع بندي
حاصل آنكه، براساس ديدگاه عالمان وارسته شيعي و تأييد منصفان و غير معاندان از اهل سنت، نخست، واقعه غدير امري ترديد ناپذير است؛ دوم، در آن روز ولايت امام علي(ع) بر مؤمنان چونان ولايت پيامبر بر آنان به دستور خداوند و از سوي پيامبر براي مردم حاضر در غدير بيان شد؛ سوم، مفهوم ولايت نه تنها دوستي و محبت بر امام علي بلكه پذيرفتن جانشيني آن حضرت پس از پيامبر نيز بود؛ چهارم، اعلام چنين ولايتي براي امام علي(ع) به منزله كامل شدن دين و تمام شدن نعمت الهي بود كه اين امر را نزول آيه 3 سوره مائده پس از اعلام ولايت مولي علي(ع) تأييد مي كند. در بخشي از اين آيه مي فرمايد: امروز دين شما را به كمال رسانيدم و نعمت خود را بر شما تمام كردم.

عيد بودن روز غدير
با توجه به تمام شدن نعمت خداوند بر انسان در چنين روزي و كامل شدن دين با تعيين جانشين براي مقتداي مسلمانان، طبيعي است چنين روزي نه تنها براي شيعيان بلكه براي همه مسلمانان روز عيد باشد، چنانكه ابوريحان بيروني در القرون الخاليه آن را عيد اهل اسلام مي شمارد.
از اين رو، غدير از گرامي ترين روزها و عزيزترين آنها در باور شيعي است و اكرام و گراميداشت آن، گراميداشت مقام امامت علي(ع) و موسم اتمام نعمت خداوند بر بندگان خويش است.
البته، منصفان از اهل سنت نيز بر عيد بودن اين روز اذعان و اعتراف دارند و آن را عيد عموم اهل اسلام بر مي شمارند.(6)
پي نوشتها:
1- ر.ك: علامه اميني/ الغدير/ ج 1 / صص 30-25
2- همان/ صص 424 تا 438
3- تاريخ طبري/ ج 2 / ص 63 - الكامل في التاريخ/ ج 2 / ص 62- ارشاد مفيد/ باب 2/ فصل 7 - تفسير مجمع البيان، ج 7/ص 206- تاريخ دمشق ابن عساكر/ ج 1 / ص 86
4- الميزان/ ج 1/ ذيل آيه 67 مائده
5- همان/ ج 1/ ص 39
6- ر.ك: الغدير/ ج 1/ ص 503

  


از «دريا» بگو، اي «غدير»!



* جواد نعيمي
هان!اي غدير!تو خوب شاهد بودي كه كدامين انسان والا، در آن روز بزرگ، در آن روز تاريخي، بر فراز همه اعصار جاي گرفت و بر ستيغ فضيلت و راهبري فرا رفت. پس، اين حقيقت را فرياد كن، تا هر كه در هر كجا بداند كه علي(ع)، آن درياي كرامت و انسانيت بر حق است!
چه مي گويم؟!مگر همه تاريخ اين را نمي داند؟ مگر بازتاب تو، اي غدير، اين عظمت را بر آسمانها فراز نكرد؟ و مگر آفتاب، در آن گرماي نيمروز بر تو نتابيد و گواهي صادق بر اين انتخاب برتر و احسن نگرديد؟!
هاي اي غدير!اي بركه سترگ!اي روح آبي صحرا!اي انعكاس حقيقت مطلق!اي جاودانه جاري، بگو!از آن روز جاودانه سخن بران. از آن روز عظيم كه چراغ چشمها بر چشمه خورشيد خيره شده بود و درياي گران قدر امامت در همسايگي تو، بر بستر خاك، گل رويانيد و عطر و بوي درياي خروشناك وصايت، كشتي راهبري انسانها را با استحكام و امنيت به دست توده هاي انساني سپرد و از آنان خواست در اين سفينه نور، آرام گيرند، قرار يابند و به ساحل رستگاري ره بسپارند.
هان!اي غدير!از دريا بگو!از روح پاك عالم معنا بگو!از اسرار نهان و هويدا بگو!از پيشواي ما بگو!از آن عقد ثريا بگو!از آن محشر برپا بگو!از آن رهبر والا بگو!از آن ماه تولا بگو!از آن كعبه دلها بگو!
هان!اي غدير!به تاريخ بسپار كه اين خاطره خطير را هماره به ياد داشته باشد كه اگر در برابر آن دريا، سد نمي بستند و اگر آن وحدت را نمي شكستند، اگر در برابر فرمان رسول(ص) دهان مي بستند و اگر سينه آل ا... را نمي خستند، نقش همه دلها، امروزه «لااله الاا..»بود و نقشه همه ملك خدا، نقشه واحد جماهير اسلامي!
هان و هان!اي غدير خم!همچنان خويش را در دل كويرها به پاي دار و قطره قطره زلال خويش را به دست بادها بسپار و به خورشيد و ابرها ارزاني دار، تا تو را بر تمامي بشريت فرو بارند و باور انسانها را برانگيزانند كه در همه تاريخ، چونان غدير، هيچ بركه با بركتي نيست و در تمامي جهان هيچ علوي به پاي علي(ع) نمي رسد!
هان!اي غدير!پژواك صداي خورشيد، نورانيت ساقه هاي سبز نيايش، ترك دلهاي عاشق آفتاب، مظلوميت ستاره هاي فروزان، فرياد شورگستر حماسه سازان و بوسه هاي لبان حقيقت را بر چهره مظلومان تاريخ به همه هستي نشان بده و همگان را بياگاهان كه درياي غدير، آن روان سبز بيداري زمين، آن ذوالفقاردار بزرگ، آن سرنهاده بر گامهاي حق، آن پاي نهاده بر دوش نبي، آن ولي!آن حقيقت جلي، آن علي(ع) هم اينك پلك گسترانيده تا ياوران دين مبين را نظاره كند و عاشقان راستي و درستي را بنگرد.
هان!اي غدير!گواه مظلوميت مولا باش!گواه بيت الاحزان دلها باش. گواه غنچه هاي ليلاها باش!
هان!اي غدير!آيا تو را نيز چون من، زبان به كام چسبيده است و ياراي گفتنت از او نيست؟!آيا تو نيز همچون من، خويشتن را در برابر اين درياي فراخناك، شن ريزه اي بسيار خرد مي يابي؟ آيا تو نيز از همه عظمت، از تمامي خوبي، از گستره مواج امامت، در شگفتي؟!
هان!اي غدير!اي بيان قدرت ايمان!اي افتتاح خط امامت!اي امتداد راه رسالت!اي تبلور عظيم ترين حماسه!اي يگانه!اي مصاحب آن فرزانه!اي افق گسترده پرستاره!اي درياي ياد راهدار دين!همچنان موج گستر بمان؛ همچنان ما را به خود بخوان، همچنان عظمت را از آن دريا بدان!
هان!اي غدير!اي بركه تنهاي دورافتاده در بياباني تفته و سوزان!اينك كه ياد آن واقعه عظيم و شگفت و حماسي از تو زنده است، پاينده بمان و همه انسانها را به احترام در برابر دريا فرا بخوان. غدير!پنجره اي جاودانه رو به فردا بگشاي!
اي بركه!اي غدير!اي دريا!اي علي- كه از زبان همه پاكان بر تو درودي فراوان- همچنان جاودان بمانيد، تا نهايت اين جهان!و تو اي بركه گران!در اين عيد عاشقان، شادباشي بايسته و خجسته بگو، به همه مؤمنان....

  


با سخنراني آيةا... هاشمي رفسنجاني؛
كنگره بزرگداشت شيخ بهايي هفته آينده در مشهد مقدس برگزار مي شود



كنگره بزرگداشت شيخ بهايي هفته آينده با حضور صدها تن از انديشمندان ايراني و خارجي جهان اسلام با سخنراني آيةا... هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در مشهد مقدس برگزار مي شود.




بر اساس گزارش ستاد خبري كنگره بزرگداشت شيخ بهايي، در آستانه برگزاري اين كنگره دو روزه كه روزهاي چهارم و پنجم دي ماه برگزار مي شود، شوراي عالي علمي كنگره شيخ بهايي با حضور اعضاي علمي كنگره بعدازظهر روز شنبه 24 آذرماه سال جاري در محل مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران برگزار شد.
رئيس مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران و رئيس شوراي عالي علمي كنگره درباره مقام فقهي، فلسفي، رياضي، نجوم و ادبي اين شخصيت برجسته جهان اسلام در آستانه چهارصدمين سال حيات او گفت: شيخ بهايي از جمله عالمان استثنايي جهان اسلام و تشيع محسوب است كه تنها مقام فقهي، او را به مقام شيخ الاسلامي در مركز علمي- مذهبي جهان اسلامي مبدل نساخت، بلكه او در علوم متعدد حديث، رياضيات، فلسفه، عرفان، ادبيات، تاريخ، نحو، نجوم، شعر و نيز داراي تأليفات مختلفي بوده است.
محمدحسين صفاخواه، دبير كنگره شيخ بهايي نيز درباره هدف برگزاري اين كنگره گفت: احياي هويت ملي و اسلامي و احياي سبكهاي عملي و تحقيقاتي خاص شيخ بهايي و معرفي چهره هاي ماندگار و مفاخر اسلامي براي الگوسازي محققان جوان كشورمان از جمله اهداف برپايي اين كنگره است كه با شصتمين سال تأسيس دفتر همكاريهاي علمي و فرهنگي ملل متحد (يونسكو) در ايران همزمان شده است.
وي ادامه داد: به همين دليل، علاوه بر ابلاغ پيامهاي چند تن از آيات عظام، پيام دبيركل يونسكو نيز در اين كنگره قرائت مي شود.
صفاخواه افزود: به دنبال فراخوان مقاله از سوي ستاد برپايي كنگره، حدود 180 مقاله از سوي محققان ايران و ديگر كشورهاي اروپايي، آمريكايي و جهان اسلام به دبيرخانه ارسال شده است كه پس از بررسي مقالات توسط هيأت علمي كنگره، 78 مقاله مورد پذيرش قرار گرفته كه 40 مقاله براي ارائه در كارگروه هاي تخصصي انتخاب و بقيه مقالات در مجله علمي و كتاب كنگره به چاپ خواهد رسيد.
وي افزود: پيشنهاد تقديم «جايزه شيخ بهايي» و تكريم افرادي كه در زمينه شيخ بهايي فعاليت علمي انجام داده اند و تعدادي از فعالان تصحيح، تنظيم و انتشار آثار شيخ بهايي در كنگره بين المللي ديگري كه سال آينده در اصفهان برگزار خواهد شد، از جمله اهداف آينده محسوب مي شود.
وي رتبه بندي مقالات رسيده به كنگره امسال را در آستانه نهايي شدن معرفي كرد و گفت: مقالات رسيده از نظر كيفيت و مفاد آن با سه رتبه اول تا سوم انتخاب و از نگارندگان مقالات برگزيده قدرداني خواهد شد.

  


« الغدير » ؛ سفره بي منت علامه اميني



علماي دين، بر چكاد معرفت، يكه  تازي، در جاده هاي مه آلود، نورافشاني و دلهاي خشكيده را باراني مي  كنند. با گلستانهايي كه



به ارمغان مي آورند، جايي براي خارها نمي گذارند. چشمه جوشانند براي دشتهاي در انتظار...
و درقافله بي  نهايت عالمان، علامه اميني را مي توان بر اوج يكي از قلل تجلي، به مفاخره با معنا در يافت كه با توشه  اي از سبكبالي «الغدير» را نشانت مي دهد. علامه از الغديرش، چشمه هميشه جوشان، در جان جهان و در نفس زمان مي  زند تا درختان احكام و نهالهاي شريعت، همواره آباداني را ميهمان ماهيت خويش داشته باشند.
قرنها، مريدان مكتب ولايت، حديث منزلت و شرافت امير جانان را، زبان به زبان و سينه به سينه، در خاطره زمان، زنده نگاه داشتند تا روزي، مردي از راه برسد، شيفته و دلداده علي(ع)؛ تا چهل سال رنج و مرارت كاوش در كتابها و كنج كتابخانه ها را به پاي يافتن گوهر گرانقدر تاريخ ولايت بگذارد.
شيخ عبدالحسين اميني معروف به علامه اميني در سال 1320 ه  ق، مطابق با 1281 ه  ش در روستاي سردها از توابع شهرستان سراب به دنيا آ مد. آموزشهاي نخستين را نزد پدر بزرگوارش مرحوم ميرزا محمد كه عالم و فقيه بود، آموخت. سپس در مدرسه طالبيه تبريز كه برجسته ترين كانون دانش و فرهنگ اسلامي شيعي آن روزگار بود، به تحصيل پرداخت. ادبيات، فقه و اصول فقه را نزد فقيهان و عالمان و عارفان تبريز چون آيةا... سيد محمد بن عبدالكريم موسوي مشهور و آيةا... سيد مرتضي بن احمد بن محمد حسيني خسرو شاهي فراگرفت. پس از آن با استعداد و نبوغ شگفت خود، مراكز علمي آذربايجان را براي تكميل تحصيلات كافي ندانست و براي ادامه تحصيلات عاليه اسلامي، نجف اشرف، برجسته ترين كانون علمي شيعه اماميه آن روزگار را برگزيد و نزد برجسته ترين مراجع و مشايخ علمي و فقهي شيعه، به تحصيل پرداخت. علامه پس از گذراندن مرحله نخست تحصيلات، به زادگاهش تبريز بازگشت و به تبليغ، تدريس و تأليف پرداخت. تفسير فاتحة الكتاب، نخستين اثر علمي قرآني وي، محصول همين دوران است. هنگامي كه نخستين تأليف وي تحت عنوان «شهداي راه فضيلت» در سي و پنجمين سال عمرش منتشر شد، مراجع و علماي بزرگ زمان از جمله سيد ابوالحسن اصفهاني، حاج آقا حسين طباطبايي قمي، شيخ آقا بزرگ تهراني، شيخ  محمد حسن كمپاني و شيخ محمد خليل عاملي، زبان به تحسين او گشودند و بر مقام علمي وي صحه گذاردند. اين زماني بود كه هنوز سخني از «الغدير» در ميان نبود و پس از اين مراحل بود كه علامه اميني عمر پربركت خويش را در راه تحقيق و تتبع گذرانده و كتاب نفيس خويش «الغدير» را به جهان اسلام تقديم داشت. با نگارش اين كتاب كه در حقيقت خود كتابخانه اي است، ناقدان، محققان، نويسندگان، روحانيون، شعرا و... با هماوايي به ستايش اين اثر و تكريم مؤلف آن پرداخته و  آن را بزرگترين سند وحدت مسلمانان و از كتب منبع و مرجع خويش دانستند.
علامه براي خلق «الغدير» يا دايرة المعارف جاودانه امامت و ولايت علوي به پژوهشي بسيار گسترده و بي مانند دست زد. نخست همه كتابهاي خطي و چاپي كتابخانه هاي عمومي و خصوصي نجف اشرف از جمله همه كتابهاي خطي و چاپي كتابخانه مرحوم سيد محمدباقر بحرالعلوم، كتابخانه مرحوم آيةا... شيخ محمد حسين كاشف الغطاء، كتابخانه شيخ فرج ا... نجفي و كتابخانه حسينيه شوشتريها را مطالعه كرد. چاپ نخست كتاب «الغدير» در سال 1324 ه ش در نجف آغاز شد و اين مجموعه تا 9 جلد افزايش يافت.
علامه، اما در تبيين مسايل تاريخي از مسايل روز جهان اسلام هيچ گاه غافل نمي ماند، چنان كه با طرح مباحثي جدي، حكومت و ولايت در عصر غيبت حجت خداوند و ولي عصر(عج) را از آن ولي فقيه جامع شرايط مي داند و آن را امري ضروري و لازم مي شمارد.
مرحوم اميني سپس به مطالعه كتابخانه هاي كربلا پرداخت و پس از آن به كتابخانه هاي كاظميه، بغداد، سامرا، حله و بصره پرداخت و همه كتب خطي و چاپي كتابخانه هاي آن اماكن را مطالعه نمود. مرحوم علامه سپس براي مطالعه به ايران آمد و به مطالعه كتب خطي و چاپي كتابخانه هاي آستان قدس رضوي، مجلس شوراي ملي در تهران، مدرسه سپهسالار در تهران، ملك در تهران، كتابخانه ملي در تهران، كتابخانه آيةا... بروجردي در بروجرد و كتابخانه سردار كابلي در كرمانشاه پرداخت. ايشان در سال 1380 قمري به هند رفت و به مطالعه كتب خطي و چاپي در كتابخانه هاي آن ديار پرداخت. چندي بعد در سال 1384 قمري به سوريه رفت و به مطالعه كتابخانه هاي دمشق و حلب پرداخت و پس از آن در سال 1387 قمري راهي تركيه شد تا به مطالعه كتابهاي آن ديار بپردازد. ايشان در اين سير پژوهش و مطالعه از نسخه هاي خطي نفيس و منحصر به فرد اين كتابخانه ها نسخه برداري كرده است. علامه اميني، شرح اين سفرهاي علمي و فهرست كتب خطي و چاپي را كه مطالعه و نسخه برداري كرده، در دو جلد بزرگ كه به صد صفحه مي رسد، نوشته و نام آن را «ثمرات الاسفار الي الامطار» نهاده است.
علامه اميني روحاني كاملي بود كه نور عقل شرعي به وجه احسن در وي تجلي كرد. اين مرد بزرگ، از زواياي مختلف مانند علو طبع، استغناي روح، بي اعتنايي به رياست، صراحت لهجه، زبان صدق گويا، قلم و بيان شيوا و رسا، چهره جذاب و سيماي دلنشين و آراستگي به صفات كريمه از قبيل توكل، ادب، شجاعت، ابراز شخصيت در برابر مخالف و در مقام دفاع از حقيقت و امثال اينها كم نظير بود. ايشان عابد، زاهد و بسيار فروتن بود و پارسايانه مي زيست. از مظاهر مادي دنيا به دور بود، همواره در نماز و نيايش و راز و نياز بود و به راستي كه علي گونه مي زيست. عشق و ايمان او به خاندان پيامبر(ص)، وي را بي قرار ساخته بود تا آنجا كه براي زيارت حرم امام حسين(ع) از نجف تا كربلا پياده مي رفت. او هرگز از مردم و نيازمندان غافل نبود و آنچه داشت، مي بخشيد. ايشان معتقد بود، اساس خلقت بر محبت بنيان نهاده شده است و تمام عبادات ناشي از محبت است. هر چقدر محبت به خدا بيشتر باشد، از معاصي و گناهان بيشتر دوري مي شود. كسي كه توجه اش در نماز كم است، مشكل محبتي دارد. اين گونه بود كه خود در عبادات نيز كوشا بوده و به اقامه نماز شب مقيد بودند. همواره پس از نماز صبح، مشغول قرائت قرآن مي شد كه با تدبر و تأمل همراه بود.
سرانجام اين مجاهد نستوه كه همه عمر پربارش را در خدمت ايمانش سپري نمود و در عرصه عقيده و علم و عمل جهادي بي مانند كرد، در روز جمعه 28 ربيع الثاني سال 1390 قمري در حالي كه كام به تربت امام حسين(ع) تبرك نمود و زبان به نيايشهاي امام سجاد(ع) گشود، در تهران جان به جان آفرين سپرد و به ديدار حق شتافت. اندكي بعد، پيكر مطهرش را به نجف اشرف منتقل نموده و در كتابخانه عمومي كه خود تأسيس نموده بود، واقع درحرم مولايش اميرالمؤمنين (ع) به خاك سپردند. هر چند پيكر خسته صاحب «الغدير» از ميان شيفتگان ايشان پنهان گشت، ولي «الغدير» او مانند نگيني درخشان در عرصه دين و دانش باقي مانده است. به تعبير استاد جلال الدين همايي، «علامه اميني در واقع نمرده، بلكه حيات جاوداني يافته است».
* مجتبي عظيمي

  


احمد مسجد جامعي از چگونگي احياي فرهنگ شادي در جامعه مي گويد؛
«مردم» مجري جشنهاي مذهبي باشند



*زهره كهندل

تداوم جريان شور و نشاط مردمي كه برخاسته از آموزه هاي اسلام است، از دغدغه هاي مديران فرهنگي كشورمان بوده و بارها از





سوي برخي مديران فرهنگي مطرح شده اما به عنوان اولويت فرهنگي دنبال نشده است. جشنهاي رضوي در اين ميان اتفاق و تدبير مباركي بود كه به حركت اين جريان شتابي مضاعف بخشيد. احمد مسجد جامعي به عنوان بنيانگذار جشنواره فرهنگي هنري امام رضا(ع)، بارها تاكيد كرده كه نيازمند فرهنگ سازي در مقوله شادي هستيم. مسجد جامعي اكنون به عنوان رئيس كميسيون فرهنگي اجتماعي شوراي شهر تهران و نيزدر دوران تصدي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تلاشهاي بسياري را در جهت بنيان نهادن فرهنگ شادي در فرهنگ عمومي مردم داشت.
احمد مسجد جامعي به پرسشهاي خبرنگار قدس در خصوص«ترويج فرهنگ شادي در كشورمان» پاسخ داده است كه در ادامه مي آيد:





*جناب آقاي مسجد جامعي!در فرهنگ عمومي ما، مردم عادت كرده اند در ولادتها و مراسم عيدهاي مذهبي، روضه خواني و عزاداري داشته باشند. بحث ما بي توجهي به باورهاي اصيل اسلامي نيست، بلكه مي خواهيم دليل اين فقدان شادي و نشاط برخاسته از آموزه هاي اسلام را در فرهنگ عمومي بررسي كنيم، نظر شما دراين خصوص چيست؟
** البته، بخشي از آن ريشه در سنت و پيشينه اعتقادي ما دارد. براي مثال، بزرگترين شاهكار ايراني شاهنامه است و در آن رستم پسرش را مي كشد و يك تراژدي غمناك و تلخ است. در ادبيات ايران هميشه ليلي و مجنون در فراق هم مي سوزندو هيچ گاه به وصال منجر نمي شود. اين ليلي و مجنون را ما در فرهنگهاي ديگر نيز داريم، اما به وصل منجر مي شود.
به نظر من بخشي از اين باورها در روح و فرهنگ ما عجين شده است.
* و تغيير آن بسيار دشوار است ؟
** بله چون قسمتي از آن با اعتقادات مردم پيوند خورده است. البته، بخشي از آن به برنامه ريزي نياز دارد. براي مثال، جشنهاي رضوي را برنامه ريزي كرديم كه خيلي هم استقبال شد و زمان آن را از روز ولادت حضرت معصومه تا ولادت امام رضا (ع) قرار داديم. اگر از موضع درست آن حركت كنيم، جواب مي دهد.
*امسال جشني با عنوان ايام شعبانيه اعلام شد كه از 27 رجب تا نيمه شعبان ادامه داشت. بر پايي چنين جشنهايي در مدت زمان بيشتر، چه تأثيرهايي دارد؟
** البته، آنها گفتند شعبانيه، اما ما گفتيم از 27 رجب از زمان بعثت و تأكيد داشتيم كه حتما از زمان بعثت تا ميلاد امام عصر(عج) باشد كه نام آن را هم جشن اميد گذاشتيم كه آنها تغييرش دادند. جشن اميد به اين معنا كه با بعثت پيامبر اميد ها در دل بشريت جوانه مي زند و با نور اميد ولي عصر هم رشد مي كند. تأكيد داشتيم كه اسم هم «جشن اميد» باشد كه عنواني شاد و امروزي است.
* اگر اين جشنها وارد فرهنگ عمومي جامعه شود، خواسته و ناخواسته با مردم پيوند ايجاد مي كند؟
** بله خيلي استقبال شد؛ البته نام آن عوض شد. براي مثال، ما همان سال اول روز ولادت حضرت علي اكبر(ع) را به عنوان روز جوان اعلام كرديم و پس از آن همه آن روز را جشن گرفتند. پرده برداري از تابلوي علي اصغر استاد فرشچيان هم در روز ولادت حضرت علي اكبر انجام شد.
* نام پيشنهادي شما هم با همان نام روز «جوان» بود؟
** البته ما عنوان آن روز را «روز جوان و مسجد» نامگذاري كرديم كه نامش تغيير كرد. از آن سالها تا كنون، روز جوان و جشنهاي ولادت امام رضا(ع) بسيار باب شد. همچنين ايام شعبانيه با اين تفاوت كه بعثت پيامبر (ص) را حذف كردند و ما بسيار بر آن تأكيد داشتيم.
اين نشان دهنده ظرفيتهاي بالاي فرهنگ شادي در جامعه است. همين كار را براي ايام قربان تا غدير انجام داديم و آن را «جشن آسمان» نامگذاري كرديم . جشن رمضان را داريم كه با عنوان نمايشگاه قرآن برگزار مي شد و بسياري از نيازهاي مخاطبان در آن مد نظر قرار گرفته بود و عملا يك جشنواره بود. در مواردي كه ذكر شد، چون نقطه عزيمت و حركت درست بود جواب مثبت داد. اگر ما درست طراحي كنيم، ظرفيتهاي بسيار خوبي را در وارد كردن فرهنگ شادي و نشاط اسلامي به فرهنگ عمومي كشور مان داريم.
* چگونه بايد ظرفيتها را شناخت؟
** در اين خصوص به كارهاي تخصصي نياز داريم و مناسبتها را بايد در اين حوزه ها بشناسيم.
نكته حايز اهميت اين است؛ حالا كه اعلام جشن كرده ايم، چه كنيم؟ فقط تبريك بگوييم؟ براي مثال، در ايام عزاداري مجالس و مراسم خاص، لباس خاص و غذاي خاص داريم و شهر سياهپوش مي شود ولي حالا نمي دانيم كه چه بايد بكنيم جز اينكه عيد را تبريك بگوييم.
* به نظر شما، اين شرايط تا چه زماني ادامه دارد؟
** اينها تدريجي است. اين قضيه در سنت فرهنگي ما ريشه پايداري دارد و در جنبه هايي هم اگر برنامه ريزي درست و اساسي انجام دهيم، جواب مي دهد كه به برخي از نمونه هاي آن اشاره كردم.
* پيشنهاد شما در اين خصوص چيست؟
** اينها بحثهايي است كه بايد مورد به مورد بررسي شود. براي مثال، در عزاداريهاي مختلف نوع سوگواري براي هركدام از ائمه متفاوت است كه بايد براي ايام شادي هم چنين اتفاقي بيفتد.
به اعتقاد من، برنامه ريزي براي جشنها موردي است كه بايد بررسي شود. اين را مي شود به صورت موردي براي هر جشني و براي هر روز آن، برنامه اي جداگانه ريخت. اقوام مختلف برنامه هاي مختلفي براي ايام نبوي دارند. بهره گيري از قابليتهاي اين سنتها، فرصتهاي خوب و زمينه هاي مناسبي را براي ما فراهم مي كند.
مهم اين است كه نقطه شروع آن روشن شده و در حال استمرار است كه اميدواريم به نتايج خوبي برسد.
*آقاي مسجد جامعي!آنچه در برپايي جشنهاي بزرگ مذهبي مطرح مي شود، حضور دولتهاست. چگونه مي توان حضور دولتها را در برپايي مراسم اين اعياد كمرنگ كرد؟
** حضور مردم در جشنهاي مذهبي، مولفه اصلي است. اينكه صنف گلفروشان در برپايي با شكوه اين جشنها چگونه مشاركت داشته باشند و يا نقش ديگر صنوف و اتحاديه ها، بايد پررنگ شود؛ بدين معنا كه در جهت مردمي كردن جشنها و نديده شدن دستگاه اجرايي تلاش شود. به نظر من، نبايد از اين امر، بهره خاص مقطعي و موردي برد بلكه بايد به پايداري آن انديشيد و خود مردم بايد در اجراي آن مشاركت داشته باشند. براي جشنهاي ديگر بايد برنامه ريزي كرد. طراو ت و شادابي اينها به حفظ حضور مردم است، فقط سياستگذاريها و حمايتها بايد از سوي دولت باشد. جشنها بايد به گونه اي باشد تا خود مردم احساس كنند در برگزاري آن مشاركت دارند.
*دولتي شدن جشنهاي اعياد، چه تبعاتي مي تواند داشته باشد؟
** در دراز مدت بار دستگاه اجرايي را سنگين تر كند. در جشنها خود مردم چراغاني مي كنند يا در عزاداريها خيابانها را سياهپوش مي كنند، اما در دراز مدت اين توقع ايجاد مي شود كه اين كارها را دولت بايد انجام دهد و كم رنگ شدن حضور مردم مخالف حفظ شعاير ديني و اسلامي است. همين سنتي كه بوده در جشنهاي اميد، آسمان، رمضان و رضوي تدبير اين بودكه نقش مردم نمايان شود. براي حضور با نشاط مردم در جشن هاي مذهبي ، دولت مي تواند بسترها را آماده كند، اما بايد پشت پرده بدون اينكه خودش را نشان دهد سياستگذاري كند نه اينكه مجري برنامه هاي مردمي باشد.

  


غدير در آيينه قرآن و كلام معصومان(ع)



* دكتر عبدالكريم بي آزار شيرازي
در مورد غدير و جايگاه آن در قرآن و كلام وحي، آيات پرنغزي آمده است. آيه اي كه پيش از اعلام رسمي ولايت اميرمؤمنان علي(ع) نازل شد، از يك سو، بيانگر اهميت فوق العاده غدير و از ديگر سو، نشان دهنده نگرانيهاي رسول خدا(ص) در اين باره است، در قرآن آمده كه: (اي پيامبر ! آنچه را كه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملاً به مردم برسان و اگر اين كار را انجام ندهي، رسالت او را اتمام نكرده اي- خداوند تو را از خطرهاي احتمالي مردم نگه مي دارد و خداوند جمعيت كافران را هدايت نمي كند). (سوره مائده آيه 67)
قرآن كريم، آشكارا اعلام نشدن ولايت علي(ع) را با ناتمام ماندن رسالت الهي برابر مي داند و در مقابل نگراني اين كه رسول خدا(ص) داشت، وعده حفظ و حراست به ايشان داده است. آيه اي كه پس از اعلام ولايت امام علي(ع) در غدير نازل شد، موجي از شادي را در دلهاي مؤمنين پديد آورد و آرامش و اطمينان خاطر به آنان بخشيد: (امروز كافران از زوال دين شما نااميد شدند. پس از آنها نترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را كامل و نعمتها را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان آيين جاويدان شما پذيرفتم. (سوره مائده آيه 3)
اما غدير در جاري كلام معصومين(ع) هم جايگاه ويژه اي دارد:
* پيامبر اكرم(ص)
شيخ صدوق در كتاب امالي، روايتي از امام باقر(ع) و آن حضرت از پدران پاكش نقل مي كند كه روزي رسول اكرم(ص) رو به اميرمؤمنان علي(ع) كرد و فرمود: «اي علي! خداوند آيه شريفه (يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ركب) را درباره اهميت تو بر من نازل كرد، تا آن را تبليغ كنم. به يقين، كسي كه خدا را بدون ولايت تو ملاقات كند، عملش باطل است.»
* حضرت فاطمه زهرا(س)
از فاطمه زهرا(س) پرسيدند كه آيا رسول خدا(ص) پيش از رحلتش درباره امامت اميرمؤمنان علي(ع) چيزي فرمود؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «عجبا! آيا روز غدير خم را فراموش كرده ايد؟» (المناقب)
* امام حسن(ع)
امام حسن(ع) فرمود: امت مسلمان از پيامبر(ص) شنيدند كه درباره پدرم فرمود: او براي من همچون هارون براي موسي(ع) است. همچنين ديدند كه رسول خدا(ص) او را در غدير خم به عنوان امام نصب كرد.» (امالي شيخ صدوق)
* امام حسين(ع)
امام حسين(ع) پيش از مرگ معاويه، خانه خدا را زيارت كرد، سپس بني هاشم را گرد آورد و فرمود: «آيا مي دانيد كه پيامبر اكرم(ص) علي(ع) را در روز غدير خم به جانشيني خود برگزيد؟ همگي گفتند: بلي (كتاب سليم بن قيس الكوفي)
* امام زين العابدين(ع)
ابن اسحاق ، تاريخ نگار معروف مي گويد: ( به علي بن حسين(ع) گفتم: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» يعني چه؟ حضرت فرمود: «پيامبر خدا(ص) به مردمان خبر داد كه امام پس از خودش، اميرمؤمنان علي(ع) است.» (بحارالانوار)
* امام محمد باقر(ع)
ابان بن تغلب مي گويد: از امام باقر(ع) درباره اين سخن رسول خدا(ص) «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» پرسيدم. آن حضرت در پاسخ فرمود: (به مردمان گفت كه اميرمؤمنان علي(ع) در ميان مردم جايگزين من خواهد بود.) (شيخ صدوق، معاني الاخبار)
* امام صادق(ع)
در دوران زندگي امام صادق(ع) بر اثر جو مناسبي كه براي نشر معارف اهل بيت(ع) پيش آمده بود، حديث غدير بيش از همه دوره ها مطرح شده است. آن حضرت درباره روز غدير مي فرمايد: (رسول خدا(ص) در غدير خم براي اميرمؤمنان علي(ع) پيمان گرفت و مردم به ولايت او اقرار كردند. خوشا به حال آنان كه بر ولايت او ثابت قدم ماندند و واي بر كساني كه آن پيمان را شكستند.) (بحارالانوار)
* امام كاظم(ع)
در روزهايي كه امام كاظم(ع) در زندان بود، روزي هارون، خليفه عباسي ايشان را احضار كرد و درباره ولايت اهل بيت(ع) بر مردم پرسيد. حضرت فرمود: ما مي گوييم ولايت همه خلايق با ماست. دليل ما سخن پيامبر اكرم(ص) در غدير خم است كه فرمود: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» (بحارالانوار)
* امام حسن عسگري(ع)
حسين بن ظريف مي گويد: به امام حسن عسگري نامه نوشتم و پرسيدم معناي سخن پيامبر اكرم(ص) درباره اميرمؤمنان علي(ع) چيست كه فرمود: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» حضرت ادامه داد: مقصود حضرت آن بود كه او را نشانه اي قرار دهد كه هنگام اختلاف، حزب خداوند با آن شناخته شوند.
(اثبات الهداه)

  


غدير؛ اصيل ترين عيد اسلامي



* علامه سيد جعفر مرتضي العاملي
عيد غدير، يك عيد اصيل اسلامي است، زيرا روز هجدهم ذي الحجه را مسلمانان در سه قرن اول، به اين عنوان جشن مي گرفته اند. گفتار مقريزي كه مي گويد: «اولين باري كه اين عيد در اسلام معروف شد، در زمان فرمانروايي معزالدوله علي بن بويه، در عراق بود، وي آن را به سال 352 هجري، بوجود آورد و از آن پس، شيعيان اين روز را عيد قرار دادند، (الخطط مقريزي، ج 1، ص 288) غير صحيح و قابل قبول نيست، زيرا مسعودي گفته است: «فرزندان و شيعيان علي رضي ا... عنه، اين روز را گرامي مي داشتند.» (التنبيه و الاشراف، ص 221 و 222) و اين در حالي است كه مسعودي شش سال قبل از تاريخي كه مقريزي مي گويد، يعني به سال 346 هجري، فوت كرده است.
فرات بن ابراهيم از دانشمندان قرن سوم، حديثي را از امام صادق(ع) روايت مي كند كه حضرت در آن از آباء طاهرينش(ع) نقل مي كند: رسول اكرم(ص) فرمود:
«يوم غدير خم افضل اعياد امتي... ؛ روز غدير از بهترين اعياد امت من است... » (الغدير، ج 1، ص 283) امام علي(ع) در سالي كه روز جمعه و روز غدير با هم مصادف شده بود، براي مردم خطبه خواند و در آن فرمود: «خداي عزوجل در اين روز، دو عيد عظيم بزرگ را براي شما گروه مؤمنان جمع كرده است.» در اين خطبه طولاني، امام مردم را به انجام كارهايي كه شايسته است در اعياد انجام گردد و اظهار شادي و سرور در اين گونه ايام - به طور تفصيل - امر مي كند. (مصباح المتهجد، ص 698)
فرات به سند خود از فرات بن احنف و او از امام صادق(ع) روايت مي كند كه: به امام عرض كردم: فدايت شوم، آيا عيدي بهتر از عيد فطر، عيد قربان، روز جمعه و روز عرفه براي مسلمين وجود دارد؟ حضرت به من فرمود:«بلي، افضل و اعظم و اشرف اعياد از نظر قدر و منزلت نزد خدا، روزي است كه در آن خدا دينش را كامل كرد و آيه شريفه: اليوم اكملت لكم دينكم... را بر پيامبرش نازل كرد.»( الغدير، ج 1، ص 284 و 285 و تفسير فرات، ص 12)
در كتاب شريف كافي آمده است: حسن بن راشد از امام صادق(ع) نقل مي كند كه حضرت روز غدير را عيد خواند و در آخر كلام خود فرمود: «انبياي الهي صلوات ا... عليهم به جانشينان خود دستور مي دادند كه روز انتخاب و برگزيدن وصي را جشن بگيرند.حسن مي گويد: عرض كردم؛ اگر كسي آن را روزه بگيرد چه وضعي دارد؟ ،حضرت فرمود: روزه هفتاد روز است. » (كافي، ج 4، ص 149 - 148)
مؤيد اين مطلب، روايتي است كه خطيب بغدادي از ابوهريره، با سندي كه راويان آن همگي از ثقات مي باشند، نقل مي كند. در اين روايت، ابوهريره نقل مي كند: هر كس روز هجدهم ذي الحجه را روزه بگيرد، ثواب روزه شصت ماه برايش نوشته مي شود و اين روز، روز غدير خم است. (تاريخ بغداد، ج 8، ص 290)، و در روايت ديگري آمده است كه: رسول اكرم(ص) به حضرت علي(ع) سفارش كرد كه مسلمين اين روز را عيد بگيرند. (كافي، ج 4، ص 149)
«فياض بن عمر محمد بن طوسي در سال 259، در حالي كه بيش از نود سال از عمرش مي گذشت، گفت: ابوالحسن علي بن موسي الرضا(ع) را در روز غدير خم ديدم كه گروهي از خواصش، در حضور آن بزرگوار نشسته بودند. حضرت(ع) آنان را براي صرف افطار دعوت كرده بود و طعام و خيرات و عطايابي از قبيل پوشاك و حتي انگشتر و كفش به منازل آنان فرستاد و وضع آنان و حواشي خود را تغيير داد و در آن روز وسايلي را ديدم به كار گرفتند كه سابقه نداشت و در اين حال حضرت(ع) فضايل اين روز بزرگ را براي آنان ذكر مي كرد. الخ...» (الغدير، ج 1، ص 287)
علامه اميني در كتاب ارزشمند «الغدير»، ده ها روايت از ده ها كتاب مورد وثوق اهل سنت دال بر عيد بودن روز غدير در قرون اول اسلام و اينكه اين عيد، شايع و معروف بود، جمع آوري و نقل كرده است... كافي است به فصلي از اين كتاب مراجعه شود كه در آن تبريك و تهنيت شيخين (ابوبكر و عمر) به حضرت علي(ع) را به مناسبت انتصاب او از طرف رسول خدا(ص) به ولايت، ذكر مي كند.غير از منابعي كه تهنيت صحابه را بدين مناسبت ذكر كرده اند و علاوه بر منابع بسياري كه بر عيد بودن روز غدير تصريح كرده اند، علامه اميني تبريك شيخين را از شصت منبع معتبر ذكر كرده است.
لذا از اين مطالب معلوم مي شود كه: گفته ابن تيميه در مورد عيد غدير كه: عيد گرفتن اين روز هيچ گونه دليلي ندارد و در بين سلف، چه از اهل بيت و چه از ديگران، كسي آن را جشن نگرفته، (اقتضاء الصراط المستقيم، ص 294) صحيح نيست و مستند به دليل علمي يا تاريخي نيست و دلايل محكم خلاف آن را ثابت مي كند.

  


نگاهي به جايگاه غدير خم در ادبيات فارسي؛
يا علي نام تو بردم، نه غمي ماند و نه همي...



ديوان شعراي شيعي و سني لبريز از اوصاف حضرت علي(ع) در حادثه غدير است. هركدام از اين شعرا با سروده هايشان، اظهار ادب و ارادت خود را به ساحت حضرت علي بيان نموده اند كه به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم:
1- عطار نيشابوري
شيخ فريد الدين ابو حامد محمد، ملقب به عطار نيشابوري مي نويسد:
گفت پيغمبر به ياران سخن
پيك رب العالمين آمد به من
گفت حيدر را خدا اين تحفه داد
بر همه خلق جهان فضلش نهاد
گشت داخل از يقين زوج بتول
در ولايت با خداوند و رسول
2- قاآني شيرازي
وي از شعراي شهير و توانمند قرن سيزدهم هجري - عصر قاجاريه - است كه در مدح حضرت امير چنين مي سرايد:
رستگاري جو تا در حشر گردي رستگار
رستگاري چيست؟ در دل مهر حيدر داشتن
همچو احمد پاي تا سر گوش بايد شد تو را
تا تواني امتثال حكم داور داشتن
ذات حيدر افسر لولاك را زيبد گهر
تاج را نتوان شبه بر جاي گوهر داشتن
3- سنايي غزنوي
وي حكيمي توانا با انديشه هاي بسيار والاي عرفاني و انساني بود كه قصيده اي غرا با 186 بيت در وصف و منزلت زوج بتول و ابن عم رسول سروده است كه به بخشي از آن اشاره مي كنيم:
مر نبي را وصي و هم داماد
جان پيغمبر از جمالش شاد
نايب مصطفي به روز غدير
كرده در شرع، مر او را به امير
خوانده در دل و ملك، مختارش
هم در علم و هم علمدارش
4- شهريار تبريزي
سيد محمد حسين شهريار تبريزي از شاعران بنام آذربايجان شرقي (تبريز) است كه در شاعري استعداد درخشاني داشت. در سراسر اشعار وي، احساس، عشق و شيفتگي به اهل بيت(ع) موج مي زند. سروده معروف و شيرين او كه به يمن كلام معصوم به وي الهام شده، برگ زريني در كارنامه زندگي اوست:
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
وي در وصف امام شهيدش چنين سروده است:
يا علي نام تو بردم، نه غمي ماند و نه همي
گوئيا هيچ، نه همي به دلم بوده نه غمي 
5- حكيم ناصر خسرو
وي از جمله شعرايي بود كه در شعر خويش به جلالت و مقام علوي آن حضرت در واقعه غدير خم پرداخت. مرحوم بديع الزمان فروزانفر در توصيف او مي نويسد: «به شاعري نظر نداشت و به لحاظ نشر دعوت و نفوذ عقيدت شعر مي گفت.»
بهار دل دوستدار علي
هميشه پر است از نگار علي
علي از تبار رسول است و نبي
مگر شيعت حق تبار علي
شريعت كجا يافت نصرت مگر
ز بازوي خنجر گزار علي
عشق به اميرالمؤمنين در جان ناصر خسرو، شعله اي بر افروخته بود كه به او حيات و هستي و اميد مي داد و او را به تحرك و تكاپو وا مي داشت:
تن گور توست، خشم مگير از حديث من
زيرا كه خشم گير نباشد سخن پذير
بهتر رهي بگير كه دو راه پيش توست
سوي بينه راه طلب كن يكي خفير
بنگر كه خلق را به كه داد و چگونه گفت
روزي كه خطبه كرد نبي بر سر غدير
دست علي گرفت و بدو داد جاي خويش
گر دست او گرفت، از دست او مگير
6- مولوي بلخي
مولانا جلال الدين، محمد بن بهاءالدين، محمد بلخي مولوي، مشهور به رومي و ملاي روم از ديگر شعرايي است كه در اقاليم عشق به ساحت مقدس اميرالمؤمنين وارد شده و عرض ادب نموده است .
راز بگشا اي علي مرتضي
اي پس از سوء القضا، حسن القضا
چون تو بابي آن مدينه علم را
تو شعاعي آفتاب حلم را
مولوي از حضرت امير و فرزندانش در مثنوي و ديوان كبير خود، موسوم به «ديوان شمس » كه در فراق عارف بزرگ (شمس تبريزي) سروده است، به تفصيل سخن سرايي نموده و با احترام سروده است:
از علي آموز اخلاص عمل
شير حق را دان منزه از دغل
اي علي كه جمله عقل و ديده اي
شمه اي واگو از آن چه ديده اي
در مروت ابر موسايي به تيه
كآمد از وي خوان و نان بي شبيه
حسن ختام اين دست نوشته را با شعري از حسان بن ثابت - كه خود در روز غدير خم در محضر رسول خدا حضور داشت و از آن حضرت تمنا نمود تا اجازه دهد كه او اين واقعه را به شعر درآورد و حضرت نيز موافقت نمود - به پايان مي بريم
ينادينهم يوم الغدير نبيهم
بخم فاسمع بالرسول مناديا
فقال: من مولاكم و نبيكم ؟
فقالو: و او يبدوا هناك التعاميا
الهك مولانا و انت بينا
وام تلق منا في الولايه عاصيا
فقال له: قم يا علي، فانني
رضيتك من بعدي اماما، و هاديا
فمن كنت مولاه، فهذا وليه
پس از سرودن اين شعر در برابر خيل جمعيتي كه در اطراف رسول خدا و اميرالمؤمنين گرد آمده بودند، همگان با «بخ بخ لك يا علي » گفتن به محضر حضرت امير، به او شاد باش گفتند و از اين تاريخ، غدير خم هم در عرصه شعر و شعرا وارد گرديد.

  


علي(ع)؛ برگزيده غدير



* دكتر حسين الهي قمشه اي
پيامبر(ص) در سال دهم هجرت حج گزارد و به سوي مدينه بازگشت. در روز هجدهم ذي الحجه كه قافله هاي بسياري پيش از پيامبر حركت مي كردند و عده اي از پس آن حضرت مي آمدند، پيامبر به سرزمين غدير خم رسيد. او به فرمان الهي دستور داد سواران و پيادگان توقف كنند، آنان كه رفته اند، بازآيند و آنان كه نيامده اند، برسند. سپس بر انبوهي از جهاز شتران فراز رفت و با سپاس خداوند از اينكه بزودي از ميان آنان خواهد رفت، خبر داد. آنگاه از آنان خواست درباره چگونگي ابلاغ رسالت وي گواهي دهند. مردمان فرياد برآوردند: شهادت مي دهيم كه تو پيام حق را ابلاغ كردي، نصيحت كردي و جهاد نمودي. خداوند تو را پاداش نيك دهد.
پيامبر اكرم(ص) آن گاه از جايگاه والاي خود در ميان امت سخن گفت و از آنان بر اولويت خود گواه خواست و پس از شنيدن پاسخهاي يكصدا و بلند، دست علي(ع) را گرفت و با شكوهي شگرف و فريادي رسا فرمود: (من كنت مولاه فهذا علي مولاه) و سه بار اين جمله را تكرار و بر ياوران و پذيرندگان او دعا كرد.
حضرت رسول(ص) بارها با اشاره به موقعيت معنوي مولاي متقيان علي(ع)، بر فضايل آن حضرت و وصي بودن ايشان تأكيد كرد. آن حضرت در گفتاري به دخترش فاطمه (س) مي فرمايد: (اي فاطمه! آيا خشنود نيستي من تو را به همسري كسي درآوردم كه اسلام او پيشتر از ديگران و دانشش بيش از همگان است؟ براستي، خداي تعالي به اهل زمين توجه فرمود و از ميان ايشان، پدرت را برگزيد و او را پيامبر قرار داد. بعد دوباره به آنها توجه فرمود و از ايشان شوهرت را برگزيد و او را وصي قرار داد.) سپس رسول خدا(ص) ادامه داد: ( اي فاطمه! براستي براي علي(ع) فضايلي است كه هيچ كس آن را ندارد: تو بانوي زنان بهشتي و همسر او. دو نتيجه و زاده رحمت، حسن(ع) و حسين(ع) كه فرزند زادگان من هستند، فرزندان علي اند.
برادرش جعفربن ابي طالب، كسي است كه با دو بال در بهشت آراسته گرديده است و با فرشتگان هر كجا خواهد پرواز مي كند. علم اولين و آخرين نزد اوست. او نخستين كسي است كه به من ايمان آورد. او آخرين كسي است كه هنگام مرگ با من ديدار مي كند. او وصي من و وارث همه اوصياء است.) علي(ع)؛ برگزيده غدير، از جاري وحي الهي بر ما وصي و مولا شد تا دين خدا كامل گردد و رسالت پيامبر خدا(ص) به سرانجام شگفت ولايت مولاي متقيان آراسته شود، اميد كه اين حقيقت سترگ را درك كنيم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com