|
مليحه پژمان
نفيسه روشن، بازيگر جوان و نام آشناي كشورمان، را همه مي شناسيم، او متولد 1361 است كه بازي او در نقش «پري» در مجموعه

«اغماء» او را به عنوان بازيگري توانا به لحاظ حسي و عاطفي معرفي كرد و امتداد اين حضور در مجموعه «مثل هيچ كس» باز هم خاطراتي را در ذهن مخاطبان او حك كرده است.
او از حضورش در عرصه بازيگري اين چنين ياد مي كند: «پسر دايي ام همايون شهنواز» اولين بار من را با اين عرصه پرهياهو آشنا كرد و اولين تجربه هنري ام با «روزهاي به ياد ماندني» رقم خورد، اما در كلاسهاي استاد حميد سمندريان بود كه بايدهاي اين هنر را ياد گرفتم.
از آنجايي كه بازيگري فرصت خوبي است براي برقراري ارتباط بيشتر با مخاطبان، اين حرفه را با اشتياق دنبال كردم و از همان آغاز تا امروز، برايم تجربه لذت بخش ايفاي نقش به جاي آدمهاي مختلف، بسيار شيرين و جذاب بوده و هست.
وي در ادامه مي گويد: «بازيگري فرصت خوبي بوده كه در روابط اجتماعي با ديگران موفق تر باشم و به اطرافم سطحي نگاه نكنم. حس همراهي با مخاطب و اين كه اطمينان داري او كارهايت را دنبال مي كند، انتقاد مي كند و حتي گاهي از نقش تازه ات ذوق زده مي شود بسيار جالب توجه است.»
مي گويند بازيگران به دنبال گمشده اي در عالم هنر هستند، نفيسه روشن چگونه است؟ !او در اين مورد مي گويد: «بله، شايد درست باشد، من هم از اين قاعده مستثني نيستم و به دنبال قطعه گمشده اي از خودم مي گردم. گمشده اي كه مي شود از آن به عنوان چراغ راه ياد كنم و شايد همه علاقه مندان به عرصه بازيگري به دنبال همان سيبي باشند كه از خوردنش منع شده اند يعني كشف حقيقت وجودي حمايت در اين دنيا.»
اما بر ميگرديم به تجربه خوب شما در مجموعه «اغماء». چقدر براي اين نقش وقت گذاشتي؟ روشن در اين مورد مي گويد: «وقتي نقش «پري» به من پيشنهاد شد از آنجايي كه قرار بود در كنار هنرمند برجسته اي مثل «امين تارخ» كار كنم، با اشتياق و علاقه اين نقش را قبول كردم. «اغماء» كار متفاوتي بود با حال و هوايي سرشار از معنويت.در اين مجموعه احساس آرامش عجيبي داشتم و البته استفاده از تجربه هاي آقاي تارخ، خيلي در ايفاي نقشم به من كمك كرد.»
و نقش «اشرف» در مجموعه «مثل هيچ كس» چطور بود؟ ! «من در اين مجموعه شانس اين را داشتم كه از ميان دو نقش «نيلوفر» و «اشرف» يكي را انتخاب كنم و از آنجايي كه به دنبال نقش هاي متفاوت بودم و «اشرف» نقشي بسيار متفاوت داشت. اين شخصيت را ترجيح دادم. اما در كل اين يك سريال و يك نقش متفاوت بود و اگر همسري مثل «كاظم» داشتم، همه چيز را رها مي كردم و مي رفتم !ولي اين مجموعه برايم تجربه خاصي بود، چون اتفاقهاي منحصر به فردي از اين شخصيت به نمايش گذاشته نشد و فقط زندگي زني بود كه فرزندش را بسيار دوست دارد و به خاطر او و به تحريك همسرش حتي از برادرش شكايت مي كند!» وي در ادامه مي گويد: «مثل هيچ كس» را دوست دارم اما «اغماء» را در كارنامه هنري ام يك نقطه عطف مي دانم.»
مي پرسم تجربه هاي تلويزيوني را دوست دارد يا ايفاي نقش در سينما كه مي گويد: «آنچه برايم اهميت ويژه اي دارد ارتباط بيشتر و بهتر با مخاطبان است و تلويزيون اين فرصت را براي بازگير فراهم مي كند كه ارتباط بيشتري با مخاطبانش برقرار كند. به نظرم اين روزها سينما مثل گذشته آنقدرها هم مخاطب ندارد و آرامش تلويزيون برايم جذابيت بيشتر ي دارد.»
وقتي او به اين نكته اشاره مي كندكه سينماها آنقدرها هم مخاطب ندارد، علت را جويا مي شوم و او مي گويد: «شايد از اين بابت كه سوژه ها بسيار شبيه هم هستند و بازيگران هم در نقشهاي شبيه به هم ظاهر مي شوند !در ضمن سليقه و خواست مخاطبان چندان درنظر گرفته نمي شود و شايد اينها از بهترين دلايل اين بي رغبتي باشد.»
آخرين سؤال و اينكه اين روزها مشغول چه كاري هستي؟ !«اين روزها روي چند نقش و پيشنهاد تازه فكر مي كنم، كه شايد يكي از آنها را قبول كردم، تا خدا چه بخواهد... » |