|
* غلامرضا قلندريان
رئيس جمهور آمريکا که کشورش عظيم ترين زرادخانه هسته اي جهان را در اختيار دارد، در سخناني در ميدان بزرگ شهر پراگ پايتخت جمهوري چک اذعان نمود: «به صراحت مي گويم که فعاليت ايران در زمينه اتمي و موشکهاي دوربرد نه فقط براي آمريکا، بلکه براي کشورهاي همسايه ايران و متحدان آمريکا تهديد به شمار مي رود و مادام که اين تهديد به قوت خود باقي است، دولت آمريکا قصد دارد به پيشروي خود در زمينه استقرار دفاع ضدموشکي در اروپا ادامه دهد.»
ظهور اوباما با شعار تغيير، گمانه هاي متفاوتي را در اذهان عمومي ايجاد نمود، به نوعي که برخي شعار مطرح شده از سوي وي را سرآغاز گشودن فصل جديدي در روابط ايران و آمريکا تلقي نموده و با اين استنباط که زمان ذوب شدن يخ روابط بين دو کشور فرا رسيده است، هرگونه اظهارنظر مغاير با برداشت خودشان را دامن زدن به خصومتها تعبير مي نمودند.
در همان آغازين روزهاي شروع به کار اوباما، واقعگرايان با تحليل عملکرد سياستمداران آمريکايي و آناليز ساختار سياسي و حقوقي نظام ايالات متحده آمريکا، اظهارات باراک اوباما را نه تنها استراتژي جديدي تلقي نکردند، بلکه ادعاهاي وي را تاکتيکي براي خارج ساختن واشنگتن از بن بست سياستهاي ماجراجويانه نئومحافظه کاران ارزيابي نمودند.
اکنون سخنان اوباما در سفر به جمهوري چک و اتهام به ايران مبني بر تهديدآميز بودن برنامه هسته اي ايران، ترديدها را در خصوص نوع نگرش رئيس جمهور کنوني آمريکا در تعامل با ايران بر طرف نمود.
اين اظهارات در حالي مطرح مي شود که وي نيز مانند اسلاف خويش سال جديد را به ايرانيان تبريک گفت و در واقع القا نمود که در پيگيري شعار اعلامي خويش اصرار مي ورزد، در حالي که سخنان اوباما در جمهوري چک و تکرار اتهامهاي ديگر دولتمردان آمريکا در مورد ايران، ادعاي وي در مورد اتخاذ مشي متفاوت از رئيس جمهور قبلي آمريکا را مخدوش نمود.
اگر اوباما در ادعاهاي خويش صادق است، ابتدا بايد پاسخگوي زرادخانه عظيم آمريکا باشد که صلح جهاني را تهديد مي کند. اين کشور با 4 هزار کلاهک هسته اي به عنوان بزرگترين دارنده سلاح اتمي براي مدتهاي طولاني از تسليحات هسته اي به عنوان يک فاکتور مهم در استراتژي امنيت ملي خود بهره برده است. جرج بوش رئيس جمهور سابق آمريکا براي حفظ اين روند، سياست تهاجمي را اتخاذ و به سوي توسعه سيستمهاي دفاع موشکي و عقب نشيني يکجانبه از پيمان ضد بالستيک 1972 اقدام کرده بود.
اوباما در حالي جهان عاري از تسليحات هسته اي را مطرح مي نمايد که رژيم صهيونيستي داراي 300 تا 400 کلاهک هسته اي است. وي در مورد نگرش به سياستهاي رژيم جعلي در حمايت از اين رژيم، گوي سبقت را از ديگر همکاران خويش ربود.
بدون شک، سخنان وي بر اين موضوع صحه گذاشت که مخالفت ابرقدرتها با جمهوري اسلامي ايران به دليل پيشرفتهاي چشمگير ايران بدون اتکا به آنها بوده است. به عبارت ديگر، جهش علمي و تکنولوژيک جمهوري اسلامي در سالهاي تحريم و تهديد از سوي آنها، توانسته است ضمن ارتقاي جايگاه ايران، اين کشور را به عنوان يک بازيگر تأثيرگذار در عرصه ارتباطهاي بين المللي مطرح نمايد.
همکاري هسته اي با مراجع حقوقي سازمان ملل از طريق بازرسيهاي آشکار و پنهان حتي فراتر از تعهدهاي حقوقي ايران در قبال آژانس، سبب گرديده فعاليتهاي صلح آميز ايران مورد تأييد قرار گيرد.
اين اظهارات نشان داد منافع ملي آمريکا با جابجايي افراد دچار تغيير در استراتژيها نمي شود. به سخن ديگر، مادامي که ايده استکباري در تعاملات اين کشور در عرصه مناسبات بين المللي حاکم باشد، نمي توان انتظار تغيير را در مناسبات آنها با بازيگران جهاني شاهد بود.
اين سخنان اثبات نمود آنها هدفهاي ملي را با ابزارهاي گوناگوني تعقيب مي نمايند که مقتضيات داخلي و خارجي، گزينش شيوه ها را به تصميم گيرندگان تحميل مي نمايد. اکنون که راهبرد سخت افزارانه سلف ايشان ناکاميهاي متعددي را متوجه منافع ملي واشنگتن نموده است، دولتمردان فعلي ناگزير از اتخاذ مشي کارآمدتري مي باشند تا هدفهاي اعلامي را با هزينه قابل دفاع پيگيري نمايند که در شرايط کنوني راهبرد نرم افزارانه و بهره گيري از راهکار سخت افزارانه که به نوعي قدرت هوشمند تلقي مي شود، در دستور کار قرار گرفته است.
از سوي ديگر، کساني که با تحليل خوشبينانه اي اظهارات رئيس جمهور جديد آمريکا را فصل نوين در مناسبات بين المللي، بويژه در تعامل با ايران ارزيابي مي کردند، با سخنان اخير وي قطعاً در برداشتهاي ناصواب خويش تجديدنظر و به اين موضوع اذعان مي نمايند که در آمريکا فرد يا حزب تصميم گيرنده نهايي نيست، بلکه ساختار به عنوان کارگرداني است که کشورها را براي ايفاي نقشهاي تعيين شده به صحنه مي آورد.
آمريکاييها بايد بدانند ملت ايران ادبيات نرم افزاري و سخت افزاري آمريکا را به خوبي مي شناسد و تاکنون فريب سخنان ديپلماتيک آنها را نخورده است و از تهديدهاي آنها نيز نهراسيده، بلکه با اقتدار از منافع خويش دفاع کرده است.
بنابراين، اظهارات رئيس جمهور آمريکا بار ديگر صداقت نداشتن دولتمردان آمريکايي را به جهانيان ثابت کرد و نشان داد که آنها در ارتباط با ديگر کشورها همواره سياست نابرابر و ظالمانه اي را تعقيب مي کنند و آنچه وي تحت عنوان تحول و تغيير در سياستهايش عنوان نموده بود، فريبي بيش نبوده است؛ بلکه با اين اظهارات هزينه دستيابي به هدفهاي کشورش را کاهش داده و اثبات نمود که ديپلماسي لبخند اقدام ايذايي مواضع قهري است که در زمان مقتضي به کار گرفته خواهد شد.
همان گونه که مقام معظم رهبري در سخنان نوروزي خود در مشهد مقدس فرمودند: «آنها مي گويند به سوي ايران دست دراز کرده ايم و ما مي گوييم اگر آمريکا در زير دستکش مخملي، دستي چدني را پنهان کرده باشد، اين اقدام هيچ معنا و ارزشي ندارد.» |