|
قسمت اول
*خديجه زمانيان
اين روزها پيدا کردن يک کتاب خوب سخت شده. حتي اگر بخواهي از قافله کتاب خوانها عقب نماني و کتابي را تازه به بازار آمده زود

بخواني تا بفهمي توي دنياي کتاب، دنيا دست کيست، نمي تواني!
البته اين قصه بغرنج، فقط مربوط به شهرستاني هاست، چون اگر در تهران باشي، وضعيت فرق مي کند و اوضاع، با وجود تعدد ناشران در تهران، کمي بهتر است!
قبلا توي کتابفروشي ها، از جولان کتابهاي عاشقانه قطور پر فروش، عصبي مي شدي و حالا آن قدر کتابهاي رنگارنگ و متنوع با مضامين حاشيه اي زياد شده که دست کتابهاي عاشقانه را از پشت بسته. اين کتابها با قطع ها و جلدهاي فانتزي، مخاطبي را که وارد کتابفروشي شده تا نگاهي به کتابهاي تازه بيندازد، به طرف خودش مي کشاند و از يادش مي برد که براي چه آمده بود!
نمونه بارزي که اخيرا بازار کتاب را تسخير کرده، وفور کتابهاي« اس ام اسي» است؛ کتابهايي با جملات کوتاه که با هدف «اس ام اس شدن» چاپ شده اند: جملات عاشقانه، جملات عارفانه، لطيفه و ... .
اين روزها، کتاب فروشيها مملو از اين گونه کتابها هستند و اين ماجرا تا آنجا پيش رفته که به شخصه شاهد آن بودم که يکي از اعضاي شوراي شهر يکي از شهرستانها، کتابي با همين موضوع چاپ کرده بود و بين اهالي محلات همان شهر توزيع مي کرد!
***
هر کتاب دنياي خودش را دارد که با خواندنش، آن دنيا را به ما هديه مي کند و اين مخاطب است که انتخاب مي کند وارد چه دنيايي شود، و اين اتفاق آن وقت رخ مي دهد که او، دستش را روي کتابي مي گذارد و براي خواندن، انتخابش مي کند.
اما گاهي دوستان متولي چاپ کتاب يا همان مسؤولان اين بخش، با تصميمهاي حرفه اي يا غير حرفه اي خود، ما را براي انتخاب دنياهايمان محدود مي کنند و اين اتفاق وقتي مي افتد که مي بينيم کتابهايي که منتظر چاپ آنها هستيم، ماه ها براي صدور مجوز در وزارتخانه مربوط مي مانند و کتابهايي که بود و نبودشان، نفعي به حال ارتقاي فرهنگ و هنر اين مرز و بوم ندارد، مثل قارچ توي کتاب فروشي ها سبز مي شوند.
***
به دنبال کتاب«عيش مدام» ماريو وارگاس يوسا هستم. اما وقتي مي بينم مشتريان کتابفروشي هاي مورد علاقه من، دور ميز وسط کتابفروشي جمع شده اند و در حال عيش با کتابهاي جيبي عاشقانه و اس ام اسي هستند «عيش مدام» يوسا را از ياد مي برم و کنجکاو مي شوم عيش آن آدمها را تماشا کنم!
کتابفروش به من مي گويد:«مي بيني اين کتابها چه طرفداري دارد! ؟ مشتريهاي گذري هستند که اين کتابها را براي هديه دادن به دوستانشان مي خرند . حتي گاهي خودشان هم نمي خوانند و فقط به خاطر گرافيک يا طرح جلد جذاب کتاب را مي خرند و گاهي همين جا به ما مي گويند کادويش کنيم؛ کتابهايي با موضوع روانشناسي که فقط جنبه بازاري دارد.
اگر امسال به نمايشگاه کتاب سري مي زدي، مي ديدي غرفه هايي که اين کتابها را مي فروختند چقدر شلوغ بود. من هر وقت اين کتابها را مي آورم، سريع به فروش مي رسد! »
کتابفروش دوم هم همين طور. مدتي که آنجا بودم، چند جلد از همين کتابها به فروش رفت حتي يک مشتري وقتي از فروشنده پرسيد:«کتاب اس ام اسي داريد؟» و فروشنده گفت:«بله» وارد کتابفروشي شد.
فروشنده کتاب فروش دوم هم مي گويد:«به مردم حق بده! حالا ديگر کتاب تازه اي چاپ نمي شود. همه کتابها تجديد چاپ است و بندرت کتاب تازه اي به چاپ مي رسد. اگر همين ها هم به مغازه ما نيايند، بايد در همين چند تا کتابفروشي را هم تخته کرد! »
***
سه کتاب جيبي با عنوانهاي مختلف به دستم رسيده است. عنوان يکي از آنها «عارفانه وعاشقانه» بود .
دوست داشتم با ناشر صحبت کنم و از او بپرسم چاپ اين کتابها چقدر برايش درآمد داشته و اينکه چه ضرورتي براي چاپ اين کتابها مي بيند.
ناشر اين کتاب مي گويد:«سه عامل باعث شد من اين کتابها را چاپ کنم؛ سوژه، قيمت مناسب کتاب و گستره مخاطب».
آقاي فراهاني جزء اولين ناشراني است که اين کتابهاي جيبي را چاپ کرده . او مي گويد:«از زماني که اين کتاب را چاپ کردم، به 10 استان کشور سفر کردم. مي خواستم ببينم وضعيت فروش اين کتابها چگونه است. در هر استاني استقبال از اين کتاب چشمگير و قابل توجه بود. نکته جالب اين بود که مخاطب اين کتابها قشر خاصي نيست؛ بزرگ، کوچک، دکتر، طلبه، دانشجو و ... اين کتاب را خريداري مي کردند»
از فراهاني علت استقبال مردم را پرسيدم، وي مي گويد:«شايد گرافيک متفاوت، قيمت پايين و مضمون کتابها باعث شده مردم به سمت خريد اين کتابها سوق پيدا کنند.»اين ناشر در خصوص ضرورت چاپ اين کتابها مي گويد:«از ديدگاه بعضي اين کتابها مخرب هستند اما من اين کتابها را مخرب نمي دانم . شايد کتاب با ارزش و مفيدي نباشد اما اثر بدي هم نيست و مردم هم تا به حال خوب استقبال کرده اند. در اين کتاب جملات عاشقانه و عارفانه گردآوري شده است . با توجه به امکانات پيامک، اين جملات مي تواند مورد استفاده قرار بگيرد و در تداوم ارتباط عاطفي ميان مردم موثر باشد! مطمئنم اين اتفاق افتاده که کتاب با سه هزار شمارگان به چاپ ششم رسيده است! »
از وي در خصوص شرايط کسب مجوز براي چاپ اين کتاب مي پرسم، وي مي گويد:«من هيچ مشکلي در خصوص مجوز گرفتن چاپ اين کتاب با وزارت ارشاد نداشتم و کتاب بدون مشکل، مجوز گرفت اگرچه در ميانه راه نسخه اي که به وزارت ارشاد ارائه کرديم گم شد و اين قضيه باعث به وجود آمدن وقفه اي در چاپ اثر شد، اما به طور کلي چاپ کتاب روال خوبي را طي کرد و من راضي بودم»
***
کتابهاي«اس ام اسي» با چه هدفي چاپ مي شود؟
اين سؤال ما از مديرکل اداره کتاب وزارت ارشاد است . محمدعلي رمضاني فراني مي گويد:« چاپ اين کتابها برنامه ريزي وزارت ارشاد نيست . جامعه نويسندگان و ناشران بر اساس نياز و استقبال از اين کتابها اقدام به چاپ اين نوع کتابها مي کنند و اگر اين کتابها بر خلاف وضعيت نشر نباشد، به آنها مجوز داده مي شود. وزارتخانه هم از کتابهايي که با استقبال مردم همراه باشد و البته به ارتقاي فرهنگ جامعه هم کمک کند حمايت مي کند.»
مديرکل اداره کتاب وزارت ارشاد ادامه مي دهد:«اگر چاپ اين کتابها در راستاي سياستهاي فرهنگي کشور نباشد، ناشران با هزينه خودشان اقدام به چاپ اين کتابها مي کنند! »
اين مسؤول در پاسخ به اين سؤال که با توجه به استقبالي که از چاپ اين کتابها شده وزارت ارشاد براي هدفمند کردن آنها چه برنامه اي دارد، مي گويد:« ما با بسياري از ناشران تعامل داريم و گفتگو مي کنيم . از چاپ کتابهاي ضعيف جلوگيري مي کنيم و پالايش چاپ کتاب به اين صورت انجام مي شود. در بعضي مواقع اصلاحاتي را به ناشران توصيه مي کنيم که در کتابها اعمال کنند تا اثر با کيفيت بهتري چاپ شود »
وي ادامه مي دهد:«وزارتخانه اتفاقهاي فرهنگي جامعه را به طور طبيعي رصد مي کند و در جهت چاپ کتابهاي مفيد هم برنامه ريزي دارد؛ مثلا چاپ سلسله کتابهاي داستان و شعر با عنوان «تکا» که تا به حال از اين کتابها 180 عنوان چاپ شده و با استقبال خوبي هم روبرو شده است.»
رمضاني فراني در خصوص علت استقبال مردم از چاپ اين نوع کتابها مي گويد:«گرفتاريهاي روزمره، فرصت پيگيري کتابهاي جدي را از جامعه مي گيرد . اما کتابهاي اس ام اسي به خاطر کوتاه بودن و قطع کوچکش براي مردم دلنشين است . روز مرگي شان را کم رنگ تر و بعضي مفاهيم را هم پررنگ مي کند.»مدير کل اداره کتاب وزارت ارشاد تاکيد مي کند :«مي توان از چاپ اين آثار به عنوان ابزاري براي انتقال مفاهيم ارزشي که به ارتقاي فرهنگ کمک کند، استفاده کرد؛ اما تا به حال چنين مسأله اي به صورت جدي در وزارت ارشاد پيگيري نشده است»
***
يک کتاب اس ام اسي دستش است. روي بعضي از جملاتش با ماژيک خط کشيده. مي گويد اولين بار اين کتاب را در نمايشگاه کتاب ديده و آن را خريده تا بعضي از جملاتش را براي دوستانش بفرستد:مطالب متنوعي دارد، آموزنده، خنده دار و ... گاهي درباره بعضي از جملاتش فکر مي کنم و زيرش خط مي کشم تا به صورت پيامک براي دوستانم بفرستم. مثلا يکي از آن جمله ها اين است:«اگر همه مردم مي دانستند که هر يک در غياب ديگري چه مي گويد، به طور قطع، چهار نفر دوست در دنيا باقي نمي ماند! » |