صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-04-11
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 22فروردین ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * در گفتگوي قدس باکارشناسان بررسي شد؛
آسيب شناسي رسانه هاي چاپي درعصر ديجيتال
 * دشواريهاي تعريف هنر
 * دانشگاه بولونيا
 * عطار و ماندگاري عرفان ايراني - اسلامي
 * کنفرانس «قرآن و جهان معاصر» در آکسفورد برگزار مي شود
 * عرضه تازه ترين کتاب فلسفي ديناني در نمايشگاه
 * وزير علوم: پذيرش مربي در دانشگاهها متوقف شد
 * سيزدهمين همايش ملاصدرا برگزار مي شود
 * معاون اجرايي نمايشگاه بين المللي کتاب تهران:
غرفه ها از 10 ارديبهشت تحويل ناشران مي شود
 * فلسفه ذهن: يک راهنماي مقدماتي
 * فلسفه مرلوپونتي
 * دفاع از دين شناسي کانت
 * شبکه تلويزيوني تقريب راه اندازي مي شود

در گفتگوي قدس باکارشناسان بررسي شد؛
آسيب شناسي رسانه هاي چاپي درعصر ديجيتال



* مريم زنگنه

در عصر ارتباطات، رسانه هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري در جدالي تنگاتنگ به مصاف يکديگر آمده اند تا با ايجاد تنوع و انگيزه هاي





متفاوت به جذب مخاطب بيشتر بپردازند، اما تاکنون هيچ يک بر ديگري پيروز نشده اند. برخي از کارشناسان معتقدند با همگاني شدن رسانه اي چون راديو وتلويزيون اقبال مردم نسبت به مطبوعات نوشتاري کاهش يافته و آنها ترجيح مي دهند به جاي مطالعه روزنامه ها خبر را ببينند و بشنوند. برخي ديگر معتقدند علاوه بر اين دو رسانه همگاني، اينترنت و فضاي مجازي نيز به مرور زمان جاي روزنامه هاي کاغذي را خواهد گرفت، زيرا قدرت جذب مخاطب در آنها صدها بار بيشتر از روزنامه هاي چاپي است. در دنياي مجازي هر چيزي ممکن است و غيرممکن وجود ندارد.
اما برخي ديگر از کارشناسان ارتباطات معتقدند با وجود فراگيري رسانه هاي مدرن، رسانه هاي ديداري و شنيداري همچنان پا به پاي يکديگر به راه خود ادامه مي دهند و حتي رسانه هاي چاپي رسانه هاي ديجيتال را به خدمت خود خواهند گرفت.در عين حال، نمي توان از آسيبهاي جدي که بويژه در کشور ما متوجه رسانه هاي نوشتاري است غفلت نمود و پيداست که بايد در عصر رقابت رسانه هاي چاپي و ديجيتالي چاره اي براي آن انديشيد.آنچه مي خوانيد نگاهي اجمالي به آسيبهاي رسانه ها در گفتگو با کارشناسان است:

* رسانه هاي نوشتاري و آسيبهاي آن




مجيد رضائيان مدرس ارتباطات و روزنامه نگار در خصوص آسيبهايي که رسانه هاي نوشتاري را به طور عام تهديد مي کند مي گويد: من آسيبهاي موجود بر سر راه مطبوعات را به چند دسته تقسيم مي کنم ؛ نخستين آسيب متوجه مخاطب و متأثر از عدم مخاطب شناسي مطبوعات است؛ امروزه مطبوعات ما با مشکل شمارگان مواجه هستند و اين مساله به اين دليل است که مخاطبان از مطبوعات موجود استقبال متوسطي دارند.
رضائيان آسيب مديريتي را ديگر مساله مطبوعات مي داند و اضافه مي کند : کسي که روزنامه نگار نيست، حق ندارد وارد يک روزنامه بشود. قانون مطبوعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مجلس و تمامي دلسوزان انقلاب بايد اين نقيصه را برطرف کنند.
وي، ديگر مشکل حاضر مطبوعات را آسيب آموزشي مي داند و خاطر نشان مي کند: مطبوعات حرفه اي دنيا به کارکنان خود آموزشهاي کاربردي و ضمن خدمت ارائه مي دهند. امروزه دنيا پيشرفت چشمگيري در عرصه ژورناليسم داشته است و روزنامه ها تحول و پيشرفت بسياري در اين خصوص کرده اند که ما از آن غافل بوده ايم. روزنامه بايد به نيازهاي امروز مخاطب پاسخ دهد. نيازهاي امروز مخاطب بسيارعميق است. برگزاري يک مراسم در يک محل نياز مخاطب نيست. همين خبر در رسانه هايي چون راديو و تلويزيون و سايتهاي اينترنتي نيز منعکس شده است. آنچه يک روزنامه بايد به آن بپردازد اين است که در آن مراسم چه گذشته است؟ روزنامه بايد به سراغ عنصر چگونگي و تشريح و تحليل خبر برود.
آسيب ديگر، کار حرفه اي و تکنيکال است. روزنامه نگاري در ابتدا يک هنر و سپس مهندسي، رياضيات، محاسبه و علاوه بر اين، طبابت است. من بايد در قلم خود سرشار از هنر، عکاسي، طنز، خبر، گزارش، مقاله، نقد و مصاحبه سرشار از هنر باشم و قبل از نوشتن نياز مخاطب خود را بشناسم که آيا مخاطب به اين عکس نياز دارد. اين در حالي است که بايد به موضوع نيز اشراف داشته باشم. ابتدا بايد خود ديده باشيد سپس به ديگران بگوييد ببين. مصداق «عالم با عمل» در روزنامه نگاري است؛ دل ببيند و قلم بنويسد و اين مفهوم يعني طبابت روحي - فرهنگي ناب و اصيل.
افرادي که کار تکنيکال کرده اند، محدودند . خبرنگاران بايد در يک حوزه خبري، معادل آن حوزه خبري ارزش داشته باشند، نه آنکه مثلاً امروز اخبار حوزه دادگاه خانواده، فردا حوزه ارتباطات و روز بعد حوزه اقتصاد را پوشش دهند. سرانجام چنين خبرنگاري اين است که خود نمي داند خبرنگار کدام حوزه است.
آسيب اقتصادي ديگر، آسيب جدي است که رضائيان به دليل اختلاف فاحش فاصله درآمدها و هزينه ها و وجود حاميان دولتي آن را با اهميت مي داند. وي مي گويد : بايد کمک کرد تا مطبوعات بويژه در بخش خصوصي واقعيت مسأله اي به نام اقتصاد مطبوعات را درک کنند و راهکاري براي آن بشناسند.
وي با تاکيد بر اهميت توجه به آسيبهاي سياسي مطبوعاتي معتقد است: هدف از اجراي قانون اين نيست که به نام قانون، آزادي را ناديده بگيريم و يا به نام آزادي، قانون را ناديده بگيريم. اگر مي گوييم مطبوعات در چارچوب آزادي مي توانند اين قدمها را بردارند، بدين معنا نيست که قانون ناديده گرفته شود. ما به تعريف آزادي اطلاع رساني نياز داريم. اگر مطبوعات اين وجه و قدرت مانور را نداشته باشند، مردم سراغ سايتها مي روند. سايتها چه خبرشان خبر باشد و چه شايعه، مخاطب آن را مي خواند، پس ما کاري نکنيم که مخاطب به آن سمت برود و مطبوعات افت کنند.
رضائيان امنيت شغلي را نيز دغدغه فعاليت روزنامه نگاري مي داند و مي گويد: بايد از مسائل صنفي در مطبوعات تعريف صنفي نمود. اين مسائل نبايد غيرصنفي و سياسي شود. خبرنگار بايد مثل يک قاضي و يک ديپلمات و حتي بيش از آنها مصونيت داشته باشد.
* رسانه هاي ديجيتال در خدمت رسانه هاي نوشتاري




بيژن نفيسي مدرس دانشگاه و روزنامه نگار نيز در خصوص آسيبهاي روزنامه هاي نوشتاري بويژه در مواجهه با رسانه هاي سايبر مي گويد: با وجود توسعه رسانه هاي الکترونيکي مثل وبلاگ نويسي که خود گونه اي از فعاليت مطبوعاتي است، باز هم نمي توان گفت که مطبوعات نوشتاري از رسانه هاي ديجيتال صدمه خواهند خورد، بلکه برعکس مطبوعات نوشتاري مي توانند اين ابزار را به عنوان ابزاري براي تقويت کار خود به خدمت گيرند. امروزه تحول در اخذ اطلاعات از منابع مختلف، حروفچيني و صفحه آرايي مصداق اين بهره گيري است.
اگر قرار بود با پيشرفت رسانه هاي الکترونيکي رسانه هاي نوشتاري رو به افول بروند، اکنون از شمارگان ميليوني کتاب در دنيا خبري نبود .
وي مي افزايد: شمارگان پايين نشريه ها در کشور ما نيز ربطي به پيشرفت رسانه هاي الکترونيکي ندارد، زيرا حتي قبل از توسعه رسانه هاي الکترونيکي و اينترنت، شمارگان کتاب و مطبوعات در کشور اندک بود.
بهترين تحقيق و تفحص در اين زمينه را مارشال مک لوهان انجام داده است. او مي گويد: مللي که توقفشان از زمان اختراع چاپ تا زمان اختراع راديو در کهکشان گوتنبرک کم بوده است، فرهنگ شفاهي دارند. مثل کشور ما که اين فاصله کم بوده است. ما در زمان قاجار با آنکه در کشور روزنامه رسمي منتشر مي گرديد، اما تا زمان استفاده از راديو ميزان استفاده از آن بسيار اندک بود ؛ زمان کوتاهي در آن زمان به مطالعه عادت نکرديم و همين زمان کوتاه باعث مي شود که فرهنگ ما شفاهي باشد.
پس پيشرفت وسايل الکترونيکي باعث شمارگان پايين نشريه هاي نوشتاري مي شود و ما مي توانيم از نشريه هاي الکترونيکي براي پيشرفت نشريه هاي نوشتاري استفاده کنيم.
* دستورالعمل زبان خاصي نداريم




دکتر مهدخت بروجردي مدرس ارتباطات نيز در خصوص يکي از آسيبهايي که متوجه رسانه هاي نوشتاري است، مي گويد: يکي از مهمترين آسيبها در اين عرصه، شيوه نگارش در مطبوعات است. متأسفانه مطبوعات ما دستورالعمل مصوب فرهنگستان را در نوشته هاي خود رعايت نمي کنند و از آنجا که مطبوعات به عنوان دانشگاه عمومي شناخته مي شوند، مي توان گفت ما از طريق رسانه ها غلط نوشتن را رايج کرده ايم. به نظر من، کليه رسانه ها بايد موظف شوند از دستورالعمل واحد نوشتاري که فرهنگستان زبان و ادب فارسي آن را تدوين کرده است، استفاده کنند. وزارت فرهنگ و ارشاد نيز بايد عزمش را جزم کند و با تشکيل کميته اي ويژه، آن را به تمامي رسانه ها ابلاغ کند که از يک دستورالعمل واحد پيروي کنند.
نکته دوم اينکه بايد در جشنواره هاي مربوط به مطبوعات به «نوشتار» بهاي بيشتري داده شود . هنوز رسانه هاي ما واژه هاي عربي داراي همزه را اشتباه مي نويسند و يا اگر مي خواهند آن را به فارسي تبديل کنند، در آن افراط مي کنند. آنها هنوز پيوسته نويسي را رعايت نمي کنند و خلاصه آنکه خواندن مطبوعات را براي مردم لذت بخش نمي کنند .

  


دشواريهاي تعريف هنر



* حسين فرزانه

مقدمه
ما در عصري زندگي مي کنيم که اميدمان را براي ارائه تعريفي جامع و مانع از هر چيزي از دست داده ايم. مي دانيم همان طور که



ارائه تعريفي از انسان، جهان، معرفت، حقيقت، صداقت و فضيلت سخت و دشوار است، تعريف کردن هنر هم دشوار و سخت است. به تعبير ديگر هر تعريفي که ما از حوزه اي چون هنر و يا معرفت صورت مي دهيم، تلاشي است براي نزديک شدن به مشخصه ها و کيفيات اين حوزه. اگر سخن ويتگنشتاين را در مورد زبان بپذيريم، حتي بايد به اين نکته تن دهيم که براي هنر هيچ تعريف جامع و مانعي نمي توان ارائه کرد، يعني هيچ کيفيت يا کيفياتي نيستند که ذات هنر را شامل شوند. هر کيفيتي که در اين زمينه برجسته مي شود، جزو ذات هنر نمي تواند باشد. تنها کاربرد ما در زبان است که تعريفي از واژه ارائه مي کند وگرنه واژه ها نشان دهنده ذات و ماهيتي نيستند. به تعبير ديگر اگر از ويتگنشتاين تعريف هنر را بپرسيم، به ما خواهد گفت که ببينيد کساني که در مورد هنر سخن مي گويند، چگونه آن را به کار مي برند. طبق اين ديدگاه اگر بدانيم که در مورد هنر با گستره اي رو به رو هستيم که هر روز در آن آثار هنري زيادي خلق مي شوند، درمي يابيم تا چه اندازه ارائه تعريفي جامع و مانع از هنر دشوار و سخت است.
پژوهشگران هنر و فيلسوفان هنر معمولاً در صدد بوده اند معياري ارائه کنند که با آن هنر شناخته مي شود. فردي ممکن است بگويد گوهر هنر تازگي يا بديع بودن است. اما آيا واقعاً هر چيزي که تازگي دارد اثر هنري است. بسياري از امور بديع ممکن است امور تکنولوژيک و حتي علمي و حتي ديني باشند. ارسطو مي گفت انواع برجسته زيبايي عبارتند از نظم و تقارن و تعين که اينها را بيش از همه دانشهاي رياضي نشان مي دهند و اثبات مي کنند. مشخص است که اين تعريف، تعريفي متکي و مبتني بر عقل است. در مقابل افراد و متفکران ديگري هستند که معتقدند بار و وزن عقل در اثر هنري آنچنان که ارسطو نشان مي دهد نيست. اين نکته در مورد معيارهاي ديگر چون زيبايي و الهام و مهارت و استادي و شبيه سازي و بازنمايي طبيعت و احساسات وجود دارند. در مورد همه اين معيارها مي توان چالشهاي بزرگي را مطرح کرد.
شرطهاي لازم و کافي براي تعريف هنر
همانطور که گفتيم، معمولاً مسأله تعريف را به لحاظ شرايط لازم و کافي در نظر مي گيرند. فرض کنيد صفت الف يک از شرطهاي تعريف هنر باشد. آنگاه مي توانيم تعريف را به دو شيوه بيازماييم. اول اينکه بپرسيم آيا نمونه هايي از هنر است که صفت الف را نداشته باشد (اگر چنين باشد الف شرط لازم براي هنر نيست). دوم اينکه مي توانيم بپرسيم آيا ممکن است چيزي صفت الف را داشته باشد، ولي هنر نباشد (اگر چنين باشد الف شرط کافي براي هنر نيست) . به سخن ديگر تعريف بر اساس الف در صورتي موفق است که هر چيز که هنر است صفت الف را داشته باشد ( شرط لازم) و هر چيز که صفت الف را داشته باشد، بايد هنر باشد ( شرط کافي).
براي مثال زيبايي را در نظر بگيريد. بسياري از افراد، هنر و زيبايي را با هم مرتبط مي دانند. ولي آيا زيبايي شرط کافي هنر است. نه زيرا بسياري از چيزهاي طبيعي مانند منظره زيبا هستند، بودن آنکه اينها اثري هنري محسوب شوند. آيا زيبايي شرط لازم هنر است، يعني آيا اثر هنري بايد زيبا باشد، بازهم پاسخ منفي است زيرا ممکن است بسياي از امور زشت را هم ما هنر بدانيم، هرچند در اين باب هم مناقشه و چون و چرا بسيار است.
اين سخن ارسطو را در نظر بگيريم که ميگفت شاعر مانند نقاش يا ديگر سازندگان شباهت ها، هدفش بازنمايي زندگي است. آيا بازنمايي زندگي مي تواند شرط لازم براي هنر باشد. اگر موسيقي و ديگر هنرهاي غيرنمودي چون نقاشي انتزاعي بايد در زمره هنرها محسوب شوند، پاسخ منفي خواهد بود. يا اين گفته تولستوي را در نظر بگيريد که کار هنري هدفش منتقل کردن احساسات است. اما آيا هر اثر هنري بايد چنين شرط لازمي را داشته باشد. لزوماً نه، زيرا ممکن است هنرمندي اثري هنري را خلق کند ،بدون آنکه قصد انتقال احساسي را که تجربه کرده است داشته باشد.
در مورد هر شش شاخصي که براي يک اثر هنري برشمرده اند يعني توليد زيبايي، بازنمايي، همانندسازي، آفرينش فرم ها، بيان احساسات از سوي هنرمند و توليد تجربه زيبايي شناسي و همچنين ايجاد تکان يا ضربه مي توان همين روند را دنبال کرد، ولي جاي ترديد است که هيچ يک از اين شش شاخص بتواند شرط لازم و کافي براي هنر باشد.
خود هنرمندان هم معمولاً وجوه غيرعقلاني و خلاقيت هنر را برجسته مي کنند و چندان به تعريف هنر روي خوش نشان نمي دهند. گويي همچنان که در هنر، خلاقيت حرف اصلي را مي زند براي ارائه تعريف هنر هم بايد اجازه خلاقيت را به صاحب نظران بدهيم و تن به تعريفي نهايي ندهيم! برخي از هنرمندان چون جويس و ولف حتي در صدد بوده اند تعريفهاي رايج از هنر را با آثار خود به چالش بکشند.
نسبي گرايي هنري
نکته اي که ويتگنشتاين در مورد نقش زبان در تعريف هنر گفت، ما را به موضوع مهم نسبي گرايي هنري مي کشاند. مي دانيم نسبي گرايان چيزي را معطوف به چيز ديگر در نظر مي گيرند. به طور مثال نسبي گرايان معرفت را تابع عوامل مختلفي چون اقتصاد و فرهنگ و زبان و تاريخ و سياست مي کنند. به طور مثال فردي چون فوکو که نسبتي تام ميان قدرت و معرفت برقرار مي کند و منشأ هر معرفتي را قدرت در نظر مي گيرد، مروج گونه اي نسبي گرايي معرفتي است. از سوي ديگر ما نسبي گرايي اخلاق را هم داريم. در اين فضا اخلاق و ارزشهاي اخلاقي تابع اقتصاد و سياست و فرهنگ و زبان و تاريخ مي شوند. به طور مثال کارل مارکس تصريح مي کند نظام اخلاقي هر گروه تابع اقتصاد آن گروه است. در اينجا البته مي توان نسبي گرايي هنري را هم ديدگاهي دانست که طبق آن اين سياست و اقتصاد و فرهنگ و تاريخ است که به ما مي گويد چه هنر است و چه هنر نيست. به تعبير ديگر يک معيار عام و جهان شمول براي تعريف هنر و زيبايي وجود ندارد. سياستي خاص ممکن است تعريفي از هنر ارائه کند که کاملاً با سياست دولت و کشور ديگر متفاوت باشد. به مشکلات اين ديدگاه در همين نوشتار اشاره خواهيم کرد.
تجربه هنري
يکي از راه هاي نزديک شدن به مفهوم هنر توجه به تجربه هنري است. توسل به تجربه براي فهم هنر مانند توسل به تجربه براي فهم دين و علم و فلسفه و... با مکتب پديدارشناسي رواج گرفت. پديدارشناسي مکتبي است که ماهيت اشيا را در پرانتز قرار مي دهد و از مواجهه ما با اشيا سخن مي گويد. به طور مثال نمي پرسد که تکنولوژي چيست؟ بلکه نسبت ما و تکنولوژي پرسش اصلي پديدارشناسي است. در اينجا هم سخن از تجربه اي است که ما از آن به عنوان تجربه هنري ياد مي کنيم. فيلمي مي بينيم، موسيقي اي را گوش مي کنيم و به تابلويي نگاه مي کنيم. همه اين کنشها با خود تجربياتي را به همراه دارند. واژه هايي هم که بر اين تجربيات متکي هستند مي توانند شورانگيز، هيجان انگيز، الهام بخش و احساس برانگيز باشند. همچنان که تجربياتي که ما از يک امر خوب داريم مي توانند در قالب واژه هايي چون: خوب، درست، انساني و شرافتمند عرضه شوند. رابطه اي هم که ما با امر قدسي در ساحت دين داريم مي تواند در قالب واژه هايي چون: مقدس، متعالي، معظم خود را به ما نشان دهد. مشخص است که تجربيات هر حوزه چون حوزه هنر، حوزه دين و حوزه اخلاق را مي توان با واژه هايي برجسته کرد. يکي از راه هاي نزديک شدن به مفهوم هنر و فهم تفاوت آن با اخلاق و دين و علم ... همين تکيه بر تجربيات هنري است.
نظريه نهادي در مورد تعريف هنر
طبق اين نظر، آنچه چيزي را اثري هنري مي سازد کيفيت خاصي نيست که بتوان درون اثر مشاهده کرد، بلکه شأني خاص است که جهان هنر براي آن قايل است. جهان هنر هم مجموعه هنرمندان ( نقاشان و نويسندگان و آهنگسازان، کارگزاران، مديران موزه ها، بازديدکنندگان موزه ها، تماشاگران تئاتر، گزارشگران مطبوعات، منتقدان، تاريخ نگاران هنر، نظريه پردازان هنر، فيلسوفان هنر و غيره هستند. اينها هستند که تعيين مي کنند چه اثري هنري باشد. ممکن است اثري در کوچه اي بدون استفاده افتاده باشد و هيچکس بدان اثر هنري نگويد اما همين که موزه داري آن را در موزه خود قرار مي دهد، باعث مي شود ما بدان اثر هنري بگوييم. اين نظريه رويه ديگري از نظريه اي است که ويتگنشتاين مطرح مي کند. زيرا در آنجا هم تأکيد بر زبان و کاربرد در زبان، براي تعيين آنچه به عنوان اثر هنري ناميده مي شود مي شد. در اينجا هم تأکيد بر جامعه اي که اثري را اثر هنري مي گويد مي شود.
در انتقاد از اين نظريه هم مي توان گفت که يک اثر هنري مي تواند اثر هنري باشد، بدون آنکه از سوي افرادي خاص به عنوان اثري هنري شناخته شده باشد. علاوه بر اين ما در جامعه با موزه داران و هنرشناسان مختلفي رو به رو هستيم که هر يک تلقي خاصي از اثر هنري دارند. يکي فيلمي را به جشنواره اي راه مي دهد و جشنواره ديگر مجوزي براي اين کار صادر نمي کند. فردي تابلويي را به يک گالري مي آورد و فرد ديگر آن را رد مي کند. در اين موارد کدام نظر را بايد به عنوان نظر مرجع پذيرفت؟ به تعبير ديگر اين موضع به گونه اي نسبي گرايي که در باب آن سخن گفتيم منجر مي شود. موضع نسبي گرايي هم راه را بر هرگونه قضاوتي ميان دو نظريه متعارض مي بندد.
اهميت هنر
عده اي هستند که پرسش از اهميت هنر را مهم تر از پرسش تعريف هنر مي دانند. در اين عرصه معمولاً اهميت هنر را با اهميت اخلاق مقايسه مي کنند. شکي نيست که اخلاق نقش مؤثري در زندگي ما ايفا مي کند و شايد بدون آن کوچک ترين کار ما به درستي سامان نمي پذيرد. اما آيا هنر هم چنين اهميتي را دارد. برخي از شکاکان به اهميت هنر تصريح مي کنند که هنر با ديگر سرگرمي ها هيچ تفاوتي ندارد. در اين زمينه البته افلاطون نيز به کمک اين شکاکان مي آيد. بسياري از افرادي که مي خواهند جلوي اين انتقادها بايستند، از تمايز ميان غايت و وسيله سخن مي گويند.عده اي هنر را صرفاً وسيله مي دانند، درحالي که عده ديگري آن را غايت محسوب مي کنند. هريک از اين دو نقش را که در نظر بگيريم، نمي توانيم از اهميت هنر غفلت کنيم. هنر به غايت که بي نياز از توجيه است. اما حتي هنر را اگر وسيله اي براي بيان مضاميني مابعدالطبيعي يا اخلاقي توجيه کنيم - همان گونه که عده اي اين تصور را داشته اند - نمي توانيم اهميت هنر را ناديده بگيريم.
بسياري هنر را در کنار اخلاق و معرفت، سه رکن وجود انساني مي دانند. اين افراد فردي را که گونه اي کار خلاقانه و هنري از خود نشان نمي دهد، پايين تر از شأن انسان اصيل در نظر مي گيرند.

  


دانشگاه بولونيا



دانشگاه بولونيا قديمي ترين دانشگاه در جهان ناميده مي شود که گرچه تاريخ دقيق تأسيس آن معلوم نيست، اما بررسي بيشتر مدارک تاريخي سال 1088 ميلادي را براي تأسيس آن بيان مي کند.
اين دانشگاه که در کشور ايتاليا قرار دارد، مجوز فعاليتي را از فردريک اول باربارسوآ در سال 1158 ميلادي دريافت داشته است، اما در قرن 19 ميلادي کميته اي متشکل از مورخان به سرپرستي گيوسو کاردوسي نشانه هاي پيدايش اين دانشگاه را تا سال 1088 پيدا کرد که نشان مي داد اين دانشگاه قديمي ترين دانشگاه در حال حيات در غرب محسوب مي شود.
از دانشگاه بولونيا به عنوان مرکز معتبري براي آموزش قوانين شرعي و مدني ياد مي شود که اخيراً نيز به عنوان يکي از 50 دانشگاه برتر دنيا رتبه بندي شده است. اين دانشگاه در حال حاضر حدود 100 هزار دانشجو و 23 عضو هيات علمي و شعبه هاي فرعي ديگري نيز در شهرهاي رگيو اميليا، ايمولا، راونا، فورلي، کسنا، و ريميني و نيز يک شعبه فرعي خارجي در بئونوس آيرس دارد. علاوه بر اين مي توان به مدرسه معتبر اين دانشگاه به نام کالج سوپريور دي بولونيا نيز اشاره نمود.
تاريخ دانشگاه بولونيا يکي از بزرگترين انديشه ها در علم و بشريت محسوب مي گردد و ساخت آن را بايد يکي از نکات ضروري در چشم انداز فرهنگ اروپايي دانست. اين مؤسسه که امروز آن را دانشگاه مي خوانيم با شکل گرفتن در بولونيا در پايان قرن يازدهم ميلادي وقتي استادان دستور زبان، علم بديع و منطق وقت خود را به حقوق اختصاص دادند شروع شد.اولين پژوهشگراني که نامشان در اين دانشگاه ثبت شده است مي توان به پپون و ايرنريوس اشاره کرد. در سال 1158 ميلادي فردريک اول اعلام نمود که اين دانشگاه از اين پس رسماً به عنوان محلي که مي تواند پژوهشهاي خود را مستقل از هر قدرت ديگر انجام دهد شناخته مي شود.
در قرن 14 ميلادي که مي توان آن را قرن هنرمندان ناميد، دانش پژوهان پزشکي، فلسفه، حساب و نجوم، منطق، علم بديع و گرامر همکاري خود را با مدرسه حقوق آغاز کردند.
در سال 1364 تدريس الهيات نيز در اين دانشگاه آغاز شد. با ظهور انقلاب صنعتي در قرن هجدهم دانشگاه پيشرفتهاي فني و علمي خود را توسعه داد.
در اين دوره مطالعات لويگي گالواني که يکي از مؤسسان مطالعات الکترونيکي مدرن بود همراه با الساندرو ولتا، بنجامين فرانکلين و هنري کاونديش آغاز شد. در پي آن دولت متحد ايتاليا شکل گرفت که با خود دوره بزرگي را براي دانشگاه به ارمغان آورد.
در سال 1888 ميلادي هشتمين سده تاسيس دانشگاه با برپايي جشن باشکوه گرامي داشته شد و ضمن آن نمايندگاني از دانشگاههاي سراسر جهان به احترام «مادر دانشگاهها» در بولونيا گرد هم آمدند.
دانشگاه بولونيا جايگاه مرکزي اش را در چشم انداز فرهنگ جهاني تا دوره اي بين جنگ جهاني اول و جنگ جهاني دوم حفظ کرد و پس از آن تأثيرات نفوذش کاهش يافت و ديگر دانشگاهها جاي آن را گرفتند. بولونيا به دليل ارتباطش با انستيتوهاي مختلف در بيشتر کشورهاي پيشرفته به منظور مدرنيزه کردن فعاليتهايش نيز شناخته مي شود. پس از بسياري از چالشهايي که اين دانشگاه آنها را با موفقيت پشت سرگذاشت، دانشگاه خود را متعهد نمود با معيارهاي اروپايي تطبيق دهد و اينک سکان رهبري اقتباس سيستم نوين دانشگاهي را در دست دارد.

  


عطار و ماندگاري عرفان ايراني - اسلامي



* شيدا اميني
25 فروردين ماه، روز بزرگداشت عطار نيشابوري شاعر و عارف معروف قرن هفتم هجري نام گرفته است. اين مناسبت بهانه اي است



تا نگاهي هرچند اجمالي بر برخي از مؤلفه هاي نظري و معنوي اين نخبه بزرگ ديارمان بيندازيم. در ميان شاخص هاي زيادي که مي توان در پروژه عرفاني و معرفتي عطار برجسته کرد يکي نقش وي در ماندگاري عرفان و تصوف ايراني - اسلامي است.
در عرفان و تصوف مانند هر حوزه معرفتي ديگر مي توان آثاري نوشت تا بدان وسيله اخلاف و پيروان از آن آثار استفاده کنند و آراي عارف و صوفي و متفکر معروفي را فهم و درک کنند. اين کاري است که عطار نيشابوري در چند اثر، خود آن را به انجام رسانده است. او آثاري را نگاشته است که نمايانگر انديشه ها و آراي خود وي هستند. اما زماني پيش مي آيد که جمع و جور کردن و گردآوري انديشه ها و آرايي که از گذشتگان به ما به ارث رسيده است اهميت مي يابد و اين کاري است که عطار در ساحتي ديگر از حيات معنوي و فکري خود آن را انجام مي دهد.
طرفه آنکه عطار خود از بزرگترين عارفان زمانش است و چيزي از بسياري از عارفان و نخبگاني که در صدد ماندگاري آرايشان است کم ندارد. اما او اين ضرورت را حس مي کند و به معرفي اين عارفان و نخبگان دست مي زند. او پي مي برد که اگر به ثبت اين اقوال و آرا اقدام نکند، بخشي مهم از اين سنت به فراموشي سپرده مي شود. به همين دليل است که در کنار آثار زيادي که عطار در زمينه عرفان و فلسفه و شعر دارد، خود دست به کار تدوين آراي ديگر عارفان هم مي زند.
متفکران و مورخان برجسته يادآور شده اند که شرح آراي گذشتگان زماني بيشتر ضرورت مي يابد که ما در برابر دوراهه ها و بحرانهاي مهيب و وحشتناکي قرار داشته باشيم. در اين مواقع است که بايد آراي مختلف را فراروي مخاطبان قرار داد تا آنها بهتر بتوانند در مورد اين آرا قضاوت و داوري کنند. به نظر مي رسد اين مشي و شرايط دقيقاً در مورد عطار هم صادق است. زمانه عطار زمانه گفتگوهاي جدي فقه و عرفان و فلسفه است. اين زمانه پرآشوب مي طلبد که متفکري برجسته که خود علقه هايي غريب به فلسفه اشراق دارد و بنابراين با ابزار فلسفه هم آشناست دست به کار نگاشتن گونه اي تاريخ معنوي و عرفاني شود.
از اين جنبه عطار را مي توان عارفي آشنا به زمانه و زمينه عرفان ايراني - اسلامي قلمداد کرد. به همين دليل است که هرکس که بخواهد تسلطي به آراي عرفاني عارفان برجسته ديار و فرهنگ ما داشته باشد، از آثار عطار بي نياز نيست.
با تکيه بر اين نکات مي توان گفت که عطار نه صرفاًً يک شاعر بزرگ و معتبر و نه يک عارف بزرگ است. او آشنايي دقيقي از منظومه فکري - فرهنگي کشور و تمدنش دارد. تذکرَالاوليا با توجه به اين آشنايي و تضلع به منظومه فکري و فرهنگي ايران زمين نگاشته مي شود. ايران زميني که درگير يکي از مهمترين تاخت و تازها و هجمه ها به خود توسط حمله مغول بوده است. به نظر ما اگر عطار هيچ کار ديگري نکرده بود و تنها اين اثر و آثاري ديگر را که شرح اقوال و احوال ديگر عارفان است با آن نظم و زبان جادويي به رشته تحرير در آورده بود جاودانه مي شد. اين آثار در آن عصر بحراني نقشي مهم در انتقال عرفان ايراني - اسلامي به نسلهاي بعد ايفا مي کنند. با اين همه همان طور که ذکر آن شد طرح فکري - عرفاني عطار به اين محدود نيست و وجوهي بسيار زياد را شامل مي شود.
همان طور که برخي از پژوهشگران ايراني هم بدان اشاره کرده اند، گويي عطار در اين اثر به گونه اي گفتگو با عارفان برجسته فرهنگ خود دست زده است. اين گفتگو البته از جنس گفتگوهاي مدرن نيست، اما همين گفتگوها نماد و نمودي از گونه اي گفتگوي عارفانه اي است که به نظر ما هنوز مي تواند تداوم داشته باشد. کسي نگفته است که ضرورت دنياي ما گفتگوي مدرن است، اما مي توان تأکيد کرد که گفتگو در صورت کلي و عام آن ضرورت اصلي عصر ما است.
در اين ميان جنس گفتگويي که عطار با ديگر نخبگان انجام مي دهد، حرف هايي شنيدني براي ما به همراه دارد. اگر در جهان ما تکثر و تنوع عنصري بسيار مهم است، تکثر در شيوه گفتگو هم اهميت دارد و گفتگوي عطار البته شيوه اي منحصر به فرد در جهان جديد است. اين منحصر به فرد بودن اما، به معناي مهجور بودن و استثنايي بودن نبايد تلقي شود. حرف عطار را اين گونه مي توان بيان کرد که اگر نقد و نقادي در گفتگو اهميت دارد، همدلي و هم نفسي هم در آن ارزش دارد. شايد چندان نتوان نقادي را از عطار آموخت، اما همدلي و شفقت ورزي را مي توان از وي آموخت. اين شفقت اگر اهميت بيشتري نسبت به نقادي در گفتگو نداشته باشد، اهميت کمتري را هم دارا نيست. گفتگوي عطار البته اگر هيچ کاري انجام نداده باشد، به ماندگاري عرفان ايراني - اسلامي مدد بسيار رسانده است.

  


کنفرانس «قرآن و جهان معاصر» در آکسفورد برگزار مي شود



کنفرانس دو روزه «قرآن و جهان معاصر» به همت رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در لندن و با همکاري مؤسسه قرآني آکسفورد از 25 مرداد برگزار مي شود.
به گزارش فارس، در اين کنفرانس موضوعاتي از جمله چگونگي ارتباط مؤثر قرآن با مخاطبان در قرن 21 ، قرآن و چالشهاي عصر حاضر، چگونگي فهم قرآن در جوامع غربي، قرآن و رسانه هاي جهان و... از سوي صاحب نظراني از بريتانيا، ايران و ديگر کشورهاي اروپايي که مقالات آنها پذيرفته شده باشد، مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت.
پايگاه اينترنتي org . uk . institute - www.quran پاسخگوي علاقه مندان است.

  


عرضه تازه ترين کتاب فلسفي ديناني در نمايشگاه



غلامحسين ابراهيمي ديناني از عرضه کتاب «فيلسوفان و يک مسأله بزرگ» در بيست و دومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران خبر داد.




ديناني گفت: اين کتاب که در حال حاضر مراحل نهايي نشر را طي مي کند به بررسي آراء فيلسوفاني از قرون وسطي تا عصر حاضر مي پردازد.
«وجود رابط و مستقل در فلسفه اسلامي» ديگر اثر ديناني است که در نمايشگاه کتاب در معرض ديد علاقه مندان قرار خواهد گرفت.

  


وزير علوم: پذيرش مربي در دانشگاهها متوقف شد



وزير علوم، تحقيقات و فناوري از توقف پذيرش مربي در دانشگاهها خبر داد.




به گزارش ايسنا، دکتر محمد مهدي زاهدي در نشست رؤساي دانشگاهها، در خصوص نحوه رسمي شدن مربيان دانشگاهها، اظهار کرد: در آينده اين بند از آيين نامه جذب حذف مي شود چراکه در آيين نامه جديد استخدام افراد داراي مدرک کارشناسي ارشد ممنوع است و فقط در جاهايي با موارد خاص مي توان آنها را به عنوان مربي آموزشيار آن هم با تأييد معاون آموزشي وزارت علوم جذب کرد.
وي با بيان اينکه در آينده ديگر مربي نخواهيم داشت که بخواهند براي رسمي شدن به مرتبه استادي ارتقا يابند، اظهار داشت: ولي چون در حال حاضر با اين موضوع مواجه هستيم آن هم به دليل اينکه تعدادي از بورسيه ها داراي اين وضعيت هستند، اين بند در نظر گرفته شده است.
دکتر زاهدي در خصوص نحوه جذب اعضاي هيأت علمي در دانشگاه تربيت معلم، گفت: اگر شخصي بخواهد در دانشگاه تربيت معلم عضو هيأت علمي شود بايد سابقه دفاع از نظام جمهوري اسلامي را داشته باشد.
اين گزارش حاکي است؛ در ادامه اين نشست که روز گذشته در سازمان سنجش برگزار شد امروز رؤساي دانشگاه هاي سراسر کشور با رئيس جمهور ديدار مي کنند تا مسايل و مشکلات موجود در دانشگاه ها را مطرح کنند.
محمد مهدي زاهدي وزير علوم نيز در اين زمينه گفت: گزارشي از فعاليتهاي دانشگاه ها فردا به رئيس جمهوري ارايه خواهد شد و اگر لازم باشد مواردي نيز از وي درخواست مي شود.

  


سيزدهمين همايش ملاصدرا برگزار مي شود



سيزدهمين همايش بزرگداشت ملاصدرا روز پنجشنبه 31 ارديبهشت ماه از سوي بنياد حکمت اسلامي صدرا با عنوان «تربيت فلسفي و فلسفه تربيت» برگزار مي شود.
به گزارش مهر، همايش ملاصدرا، با سخنراني آية ا... سيد محمد خامنه اي، رئيس بنياد حکمت اسلامي صدرا در محل مجموعه فرهنگي تلاش وابسته به وزارت کار برگزار خواهد شد.اطلاعات بيشتر از طريق پايگاه اطلاع رساني بنياد حکمت اسلامي صدرا به نشاني org . mullasadra . www قابل دسترسي است.

  


معاون اجرايي نمايشگاه بين المللي کتاب تهران:
غرفه ها از 10 ارديبهشت تحويل ناشران مي شود



معاون اجرايي نمايشگاه بين المللي کتاب تهران از تغيير آيين نامه نحوه اختصاص غرفه ها به ناشران خبر داد و گفت: امسال نه تعداد کتابهاي ارايه شده بلکه تعداد صفحات اين کتابهاست که ملاک تخصيص فضاي نمايشگاهي به ناشران خواهد بود.حميدرضا قبادي معاون اجرايي بيست و دومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران در گفتگو با مهر، با اشاره به روند آماده سازي مصلي براي برگزاري نمايشگاه، گفت: استقرار گمرک نمايشگاه و ورود کتابهاي خارجي زودتر از موقع ناشران اروپايي، از جمله اتفاقات مهم اين دوره است و نشان از استقبال خوب ناشران بزرگ و فعال آنها از نمايشگاه دارد که به رغم مسايل حاشيه اي که برخي کشورهاي غربي نسبت به جمهوري اسلامي ايران به وجود آورده اند، صورت مي گيرد.قبادي در خصوص زمان تحويل غرفه به ناشران تأکيد کرد: سعي مي کنيم دست کم يک هفته مانده به آغاز نمايشگاه و حتي چند روز قبل از 10 ارديبهشت، کار تحويل غرفه به ناشران را انجام دهيم تا آنها بتوانند با فراغت بال به غرفه بندي شان برسند و آماده آغاز نمايشگاه در روز 16 ارديبهشت باشند.
بيست و دومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران از 16 تا 26 ارديبهشت ماه امسال براي سومين سال متوالي در مصلي امام خميني(ره) برگزار خواهد شد.

  


فلسفه ذهن: يک راهنماي مقدماتي



يک راهنماي مقدماتي تأليف ايان ريونز کرافت با ترجمه حسين شيخ رضايي از سوي انتشارات صراط منتشر شده است. دکتر شيخ رضايي در مقدمه خود بر اين کتاب گفته است: فلسفه ذهن علي رغم تاريخچه، اهميت، گستردگي و اقبال فيلسوفان تحليلي به آن کمتر در ترجمه ها و تأليفهاي فارسي انعکاس داشته است. اين کتاب... متني درسي در فلسفه ذهن است که بي اغراق تا حد امکان ساده و دقيق نگاشته شده است. مخاطب اصلي کتاب دانشجويان مقطع کارشناسي رشته فلسفه اند. ضمن آنکه کتاب نکات بديعي نيز براي مخاطبان متخصص تر دربردارد.
دوگانه انگاري، دوگانگي در جوهر، استدلالهايي به نفع دوگانگي در جوهر، رفتارگرايي فلسفي، استدلالهايي به نفع رفتارگرايي فلسفي، استدلالهايي عليه رفتارگرايي فلسفي، استدلالهايي عليه رفتارگرايي روش شناختي، در باب نظريه اين هماني، استدلالهايي به نفع نظريه اين هماني، شاهدي از مطالعات علوم عصبي، معرفي کارکردگرايي، کارکردگرايي و حالات مغزي، حذف گرايي و پندارگرايي و از نظريه به واقعيت عنوانهاي برخي از فصلهاي اين کتاب هستند. کتاب از سوي انتشارات صراط در شمارگان 2000 نسخه منتشر شده است.

  


فلسفه مرلوپونتي



کتاب «فلسفه مرلوپونتي» تأليف لورنس هاس از سوي انتشارات دانشگاه اينديانا در 255 صفحه و هفت فصل منتشر شده است.
نويسنده در مقدمه کتاب، به طور خلاصه اشاره اي به فلسفه مرلوپونتي دارد و در فصول بعدي، عناصر اصلي نظام فکري او را مورد نقد و بررسي قرار مي دهد.
مؤلف معتقد است آنچه در کتاب به رشته تحرير درآورده در واقع تجلي فرايند بيست ساله اي مي باشد که توسط مردم طي اين مدت لمس شده است.
او اعتقاد دارد که اگرچه از منظر تاريخ فلسفه، بسياري از آرا و انديشه هاي فيلسوفان با گذشت زمان کمرنگ مي شود، ولي انديشه مرلوپونتي پس از مرگ او( 1961 ) هنوز مورد بحث است.نويسنده در اين کتاب مؤلفه هاي مهمي از فلسفه مرلوپونتي از جمله پديدارشناسي مرلوپونتي به عنوان يک شيوه و روش فلسفي، پديدارشناسي تجربه ادراکي، فلسفه تجسم، هستي شناسي متأخر او از جسمانيت، فلسفه بيان و فلسفه زبان را مورد تحليل و بررسي قرار مي دهد.
احساس اشتباه: به سوي پديدارشناسي ادراک؛ حيات خصوصي اشيا؛ «خود» و «ديگري»؛ توسعه اخير: برگشت پذيري و جسمانيت جهان؛ «بيان» و ريشه هاي هندسه؛ حيات گوياي زبان برخي عناوين اين کتاب هستند.مرلوپونتي فيلسوف فرانسوي يکي از بزرگترين فيلسوفان اگزيستانسياليست- پديدارشناس قرن بيستم است. نظريه وي در باب ادراک در فلسفه جايگاه ويژه اي دارد.

  


دفاع از دين شناسي کانت



کتاب «دفاع از دين شناسي کانت» تأليف کريس فيراستون و ناتان جاکوبس از سوي انتشارات داشنگاه اينديانا منتشر شده است.
مؤلفان در اين کتاب سعي کرده اند با مطالعه تمامي آثار کانت به ديدي جامع و نزديک به واقع از دين شناسي کانت دست يابند.آنها سعي کرده اند از آثار مختلف کانت استفاده کنند تا کتاب «دين در محدوده هاي عقل محض» وي را فهم کنند.
دين شناسي کانت بي ارتباط با کل دستگاه فکري وي نيست. همين جمله معروف که من جا را براي عقل تنگ کردم تا جايي براي دين باز کنم مؤيد اين نکته است.

  


شبکه تلويزيوني تقريب راه اندازي مي شود



دبيرکل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با اشاره به اينکه تلاش مي کنيم تا سطح کاري و فعاليت مجمع را تا 20 درصد افزايش دهيم، از راه اندازي شبکه تلويزيون تقريب مذاهب اسلامي در مهر ماه خبر داد.
آيةا... محمدعلي تسخيري دبيرکل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در گفتگو با مهر، با اشاره به اولويتهاي برنامه هاي امسال اظهار داشت: ساختمان تحقيقاتي مجمع در قم تکميل مي شود تا علاوه بر قوت بخشيدن و تقويت بخش تحقيقاتي مجمع، ارتباط عميق و گسترده تري با حوزه علميه قم برقرار شود.
وي با بيان اينکه تلويزيون تقريب مذاهب اسلامي امسال راه اندازي مي شود، زمان آغاز فعاليت اين تلويزيون را ماه دهم ميلادي (اکتبر- مهر) اعلام کرد و افزود: مخاطبان اين تلويزيون فعلاً کل جهان هستند و به زبان عربي است و بعدها به زبانهاي ديگر نيز پخش مي شود.
تسخيري هدف کلي و مشخص اين برنامه ها را گسترش ايده تقريب مذاهب به منظور فراهم کردن زمينه هاي فکري و فقهي مسايل وحدت اسلامي خواند تا در اين زمينه به سوي هدف مورد نظر حرکت شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com