صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-04-20
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 31فروردین ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * امپرياليسم رسانه اي ؛ مقدمه رخنه اطلاعات نادرست در شبکه اطلاعاتي
 * سرانجام طراح موزه تاريخ ملي و فرهنگ آفريقايي آمريکايي مشخص شد
 * «رسانه اي به نام احمدي نژاد» در نمايشگاه کتاب
 * دانشجويان کشورهاي همسايه از نمايشگاه کتاب بازديد مي کنند
 * پهناي باند اينترنت نمايشگاه کتاب افزايش مي يابد
 * اينترنت شايد به بحران روزنامه ها کمک کند
 * پذيرش دانشجو در مقطع پست دکتري علوم پايه پزشکي براي نخستين بار
 * ذکايي به مهر خبر داد ؛ زمان برگزاري نمايشگاه چاپ و بسته بندي به تعويق افتاد

امپرياليسم رسانه اي ؛ مقدمه رخنه اطلاعات نادرست در شبکه اطلاعاتي



مباحث امپرياليسم رسانه اي اندکي پيش از 1970 ميلادي؛ هنگامي که کشورهاي در حال توسعه انتقادهايي را بر چگونگي نظارت



کشورهاي توسعه يافته بر روي رسانه ها وارد مي ساختند، مطرح گرديد. سرآغاز و منشأ اين کشمکش در يونسکو بود؛ جايي که دستورالعمل دنياي نوين اطلاعات و ارتباطات در آن شکل گرفت و رشد يافت و با گزارش مک برايد با عنوان «صداهاي بسيار در يک جهان» شدت يافت. انتقاد کشورهايي چون هند، اندونزي، و مصر در اين نشست آن بود که کمپاني هاي بزرگ رسانه اي، دسترسي کشورهاي در حال توسعه را به اطلاعات محدود کرده اند. اين انتقاد يکي از دلايل ترک نشست يونسکو از سوي ايالات متحده و انگلستان بود. پس از آن طي سالهاي 1980 تا 1990 ميلادي مجموعه رسانه هاي چند مليتي رشد بيشتر و بزرگتري کردند و اين در حالي بود که بسياري بر اين باور بودند که هر روز روزنه حيات براي رسانه هاي کوچک محلي به طور فزاينده اي کوچکتر از قبل مي شود. نويسندگان برجسته و انديشمنداني همچون رابرت مک چيسني، آرماند ماتلار، نوآم چامسکي، بن باگديکيان و اِدوارد س هرمن اند، با ارايه چنين برداشتي به نقد اين جريان پرداخته اند.
پوشش خبري کمپاني رسانه اي آمريکا از رخدادها همواره با محدود کردن آزادي بيان توأم بوده است؛ واقعيتي که در ميان هياهوي غولهاي رسانه اي مغفول مانده و در عين کنترل و کاهش جريان اطلاعات با مفاهيمي چون بي طرفي و صحت اخبار در هم آميخته است. امپرياليسم رسانه اي همواره رخدادي بين المللي نيست، هرچند وقتي شرکت و يا بنگاهي رسانه اي به تنهايي تمامي رسانه هاي کشوري را تحت سيطره خود دارد، همين مسأله مبين گونه اي از امپرياليسم رسانه اي است. کشورهايي همچون ايتاليا و کانادا بارها به داشتن ساختار امپراتوري رسانه اي متهم شده اند، به اين دليل که بسياري از ابزارهاي رسانه اي آنها توسط يک مالک و يا بنگاهي رسانه اي کنترل و نظارت مي شود؛ همان منابع رسانه اي که از بيان واقعيات در اين کشورها چشم مي پوشند و با سانسور موضوعات و رخدادهاي مهم، شديداً به آزادي اطلاعات آسيب مي رسانند. بسياري از تابلوئيدهاي مدرن امروزي و شبکه هاي خبري 24 ساعته و ديگر منابع رسانه هاي جاري، براي پيروي نکردن از استانداردهاي همگاني مربوط به روزنامه نگاري مورد انتقاد قرار مي گيرند.
در حقيقت، بايد گفت امپرياليسم رسانه تئوري اي است که شرح مي دهد چگونه کشورهاي کوچکتر هويت خويش را در نتيجه تغذيه اجباري رسانه هاي کشورهاي بزرگتر از دست مي دهند. اين مسأله را مي توان در جامعه اي کوچک تر به فروشگاهي تشبيه نمود که با آمدن فروشگاه هاي بزرگ و به دست آوردن انحصار در فروش تعطيل مي شود. پوشش رسانه اي ملتهاي بزرگتر همواره به واسطه پوشش مبهم و غيرشفاف از رخدادهاي جهان، مورد نقد کارشناسان رسانه اي قرار گرفته است. محتواي اين رسانه ها ممکن است متاثر از توانايي آنها براي نظارت بر محتوا و ميزان پوشش آن رسانه در يک موضوع خاص باشد. بنابراين تصور آن عده که گمان مي کنند ظهورامپرياليسم رسانه مقدمه اي بر رخنه اطلاعات نادرست در شبکه اطلاعاتي است، چندان دور از واقعيت نيست.
امروزه حجم انبوهي از خروجي رسانه ها تنها توسط گروهي اندک و يا حتي يک کمپاني رسانه اي توليد مي شود، چنانکه همان گونه که پيشتر نيز اشاره شد، ميزان قابل توجهي از توليدات رسانه اي دو کشور کانادا و ايتاليا تنها توسط يک کمپاني رسانه اي توليد و ارايه مي شود. بنابراين صاحبان اين گونه کمپاني ها مي توانند تصميم بگيرند که اطلاعات چگونه ارايه و يا اينکه چگونه سانسور شود. امپرياليسم رسانه با فقدان آزادي اطلاعات پيوند خورده است. در اين ميان، حتي پاره اي از دولتها از کمپاني هاي بزرگ صنعتي دستور مي گيرند، زيرا حجم وسيعي از ثروت کشورها از سوي اين شرکتها تأمين مي گردد. اگر هيچ نشريه مخالفي درباره اين شرکتها وجود نداشته باشد، آنها به سادگي مي توانند مهره هاي مورد نظرخود را از جايي به جاي ديگر حرکت دهند. يکي ديگر از دلايل براي وجود امپرياليسم رسانه اي، نشأت گرفته از انبوه آگهي هاي تبليغاتي است که کمپاني هاي مختلف براي افزايش کالاهايشان با صاحبان رسانه ها منعقد مي کنند؛ چنانکه بنگاه هاي رسانه اي در کانادا حداقل 25 درصد از درآمدهاي برنامه هاي خود را از اين گونه آگهي ها تأمين مي سازند؛حال آنکه محتواي آنها به واسطه همين سود سرشار تنزل بسيارکرده است، به گونه اي که بسياري از توليدات رسانه اي در اين کشور، منعکس کننده هويت کانادايي ها نيست.
در بريتانيا نيز مالکان بنگاه سخن پراکني انگليس را بايد امپرياليسم رسانه اي ناميد. بودجه تمام بخشهاي شبکه بي بي سي غير از بخش جهاني آن، از هزينه اي که مردم بريتانيا براي تماشاي تلويزيون بايد بپردازند، تأمين مي شود. بودجه عمومي که اين شبکه دريافت مي کند، از محل مبلغ ماهانه اي تأمين مي شود که هر يک از خانواده هاي صاحب تلويزيون در بريتانيا بايد بپردازند. بودجه بخش جهاني بي بي سي نيز توسط دولت و وزارت خارجه بريتانيا تأمين مي شود. اين شبکه مجوزي ساليانه دارد که شما براي آنکه بتوانيد يک تلويزيون داشته باشيد، الزاماً بايد آن را دريافت کنيد؛ صرف نظر از اينکه بي بي سي را تماشا کنيد يا نکنيد. درست مثل آنکه بخواهيد براي خريد به فروشگاهي برويد و به شما بگويند نمي توانيد به اين فروشگاه وارد شويد، مگر اينکه قبل از ورود مبلغ معيني وجه بپردازيد، حتي اگر از ما خريد نکنيد. اجاره مجوز تلويزيون بي بي سي که در حال حاضر براي تلويزيونهاي رنگي بيش از يازده پوند در ماه است، بحثهاي بسياري را در پي داشته است. اگر شما اين مبلغ را نپردازيد، تا مبلغ 5 هزار پوند يعني حدود 10 هزار دلار جريمه مي شويد. با وجود آنکه تعدادي کانال تلويزيوني براي ديدن در دسترس تلويزيون انگليس وجود دارد، تنها بي بي سي مبلغي را براي شارژ در نظر گرفته است. تصورامپرياليسم اين گونه است در حالي که محتواي بي بي سي اساساً انگليسي است، اما حتي ممکن است از نمايش چند گانگي فرهنگي نيز سخن نگويد.
«نوني شوارتز» کارشناس تبليغات تلويزيوني شرح مي دهد که تلويزيون مي تواند با هدايت افکار عمومي به رخدادهاي همسان در وضعيتهاي مشابه و اهميت دادن به آنها مسير يک جنگ را تغيير دهد، يک شاه و يا رئيس جمهور را از کار برکنار کند و يا وي را به اوج برساند و خلاصه آنکه انساني پست را عزيز وانساني عزيز را خوار کند. امپرياليسم رسانه در ابتدا براي تمامي دولتها در کشورهاي در حال توسعه حائز اهميت است. حدود 50 سال پيش يعني همان زماني که پاکستان استقلال پيدا مي کرد، «جرج اورول» اثر معروفش « 1984 » را نوشت. اثري کلاسيک با ترسيم يک پيش بيني باورنکردني و مشي بي طرفانه از واقعيت و رخدادهايي که گويا براي فاش کردن در زمان حال شکل گرفته بود. انديشه قابليت کنترل از سوي قدرتهايي که از آن سوي اورلئان ما را با خيالبافيها و خيالپردازي هايمان نشانه رفته اند؛ ما که آن قدر شرطي شده ايم که گاهي شعارمان اين شده است که «ناداني قدرت است». او که عنوان اين کتاب را با جابه جا کردن دو رقم آخر 1948 که سال شروع نوشتن کتابش بود، خلق کرد در اين اثر، اوضاع جهان، محدوديتهاي انسان و گسترش ابزارهاي کنترل را در قالب داستان پيش بيني کرده بود و در قالب داستان به بررسي زندگي انسان با حاکميت ماديات در اواخر قرن بيستم مي پردازد. در اين ميان، دولتها نيز با استفاده از وسايل الکترونيک، به کنترل زندگي خصوصي مردم مي پردازند. در زمان انتشار اين کتاب، منتقدان آن را داستاني بي محتوا خوانده بودند و حتي تي.اس.اليوت نويسنده بزرگ زمان با تروتسکيستي خواندن انديشه هاي منعکس شده در کتاب، انتشار اين رمان را محکوم کرده بود.
در جامعه او هيچ عقيده غلطي در ذهن شکل نخواهد گرفت، زيرا عقايد تفتيش مي شوند و افکار سانسور و هيچ عملي از چشم افراد حزب پنهان نمي ماند، زيرا تلويزيونها، وسيله اي براي ضبط و ارسال صدا و تصوير هستند و همه چيز با شستشوي مغزي انکار مي شود. 2 + 2 مي شود 5 و حقيقت چيزي نيست مگر فرمان حزب.
بازوهاي اين ماشين شستشوي مغزي، رسانه هاي جمعي کشورهاي توسعه يافته اند که براي اداره کشورهاي در حال توسعه به کار برده مي شوند. با اختراع چاپ و اداره افکار عمومي، راديو و تلويزيون فرآيندهاي بعدي را بر عهده گرفتند.
«اورول» به اين حقيقت اشاره دارد که حکومتهاي ديکتاتوري براي تداوم شستشوي مغزي شهروندان اقيانوسيه و فرمانبرداري آنها بر يک صفحه فلزي مستطيل شکل شبيه به يک آينه کدر تکيه خواهند کرد. اين ابزار که تلويزيون نام دارد، مي تواند تار و کدر شود اما هيچ راهي براي خاموش کردن آن به طور کلي وجود ندارد. گرچه پيشگويي او به دليل آنکه امروزه مي توانيم آن را متوقف و يا خاموش کنيم، براي تلويزيون صادق نيست اما با پيدايش ابزارهاي ارتباطي ديگر نمود ديگري يافته است. يکي از تأثيرگذارترين ابزار ارتباطي موجود که تقريباً در دسترس هر خانه اي قرار گرفت و به دورترين نقاط رسيد، کنترل هاي دستي تلويزيونها بود، به گونه اي که هر کسي با داشتن وسيله اي در دستانش به راحتي مي تواند رشته افکار ما را از هم بگسلد.
امپرياليسم رسانه از سوي ديگر در 4 موضوع عدم توازن در مکالمات شمال و جنوب، تأثير بر آژانسهاي اطلاعاتي، ظهور انحصارهاي رسانه اي و پروپاگاندا و ستيز رسانه اي قابل بررسي است. بزرگترين نقش يک بازيگر اطلاعات در مناسبات بين المللي، هم به عنوان ابزار ارتباطي ميان افراد و هم به عنوان ابزار شناخت بين ملتها ايفا مي گردد. امروزه در عين تداوم گفتگوهاي شمال و جنوب، از اين گردش اطلاعات با عدم توازن ياد مي گردد.
عدم تعادل و ناهمگوني ميان حجم اخبار و اطلاعات صادر شده از سوي جهان توسعه يافته براي کشورهاي در حال توسعه، نمايانگر تبعيضي است که در اين خصوص وجود دارد. حدود 80 درصد از اخبار جهان از آژانسهاي مهم خبري کشورهاي توسعه يافته نشأت مي گيرد، در صورتي که تنها 20 تا 30 درصد از پوشش خبرها را به کشورهاي در حال توسعه اختصاص مي دهند. بر اساس گزارش يونسکو، نسبت گردش اطلاعات از شمال به جنوب 5 به 1 است. آمارمنتشر شده اي که به تبليغات مجله بين المللي تايم از مارس 1923 تا ژانويه 1977 پرداخته است، نشان مي دهد در شرايطي غير متعادل همواره توجه اين مجله معطوف به شخصيتهاي يک کشور غربي در شرايط جامعه شناختي، اقتصادي و موضوعات سياسي يکسان بوده است.
پنج خبرگزاري مهم با انحصار خبري توانسته اند سهم عمده اي از ظرفيت انساني را به خويش اختصاص دهند، در حالي که تقريباً يک سوم کشورهاي در حال توسعه هنوز يک خبرگزاري ملي ندارند. تقريباً 90 درصد منابع از قبل کنترل مي شوند. در مقايسه با تلويزيون نه تنها 45 درصد از کشورهاي در حال توسعه براي خود تلويزيون ندارند که مجبورند شماري از برنامه هاي توليدي در کشورهاي در حال توسعه را ببينند. جوليوس نايرره رئيس جمهور تانزانيا يک بار به طور طعنه گفته بود: ساکنان کشورهاي در حال توسعه بايد حق رأي دادن در انتخابات رياست جمهوري آمريکا را داشته باشند، براي آنکه بمباران اطلاعاتي در خصوص نامزدهاي رياست جمهوري از سوي رسانه هاي آمريکايي بر سر مردم اين کشورها همچنان ادامه دارد.
امروزه رخدادهاي رايج در کشورهاي در حال توسعه از طريق رسانه هايي به جهان گزارش مي شوند که توسط کمپاني هاي بزرگ استعماري فيلتر مي شوند، و پس از تحميل آنچه خود مي خواهند، اطلاعات خويش را به جهان ديکته مي کنند. در دوره اي آنها فشارهاي اجتماعي جوامع، اعتصابها، راهپيمايي هاي خياباني، کودتاها و يا فجايع طبيعي را مخابره و گزارش مي کنند تا به ابزاري براي تمسخر و ريشخند ديگران تبديل شود.

  


سرانجام طراح موزه تاريخ ملي و فرهنگ آفريقايي آمريکايي مشخص شد



گروه فرهنگي- ترجمه: گام پاياني يکي ديگر از رؤياهاي يک قرن گذشته، سه شنبه گذشته با انتخاب تيم مؤسسه اسميتسونين طراح موزه تاريخ ملي و فرهنگ آفريقايي آمريکايي توسط ديويد آجاي معمار تانزانيايي به واقعيت نزديک تر شد. اين موزه که در «نشنال مال» واشنگتن احداث مي شود، در سال 2015 افتتاح مي شود.
مؤسسه اسميتسونين که بزرگ ترين موزه علمي- فرهنگي- تحقيقاتي جهان است، از نظر حيطه کاري و نوع برنامه ها و فعاليتها، بي شباهت به سازمان ميراث فرهنگي ايران نيست. اين مؤسسه که بودجه خود را از منابع خصوصي و دولت فدرال آمريکا دريافت مي کند، متشکل از 19 موزه و 9 مرکز علمي- فرهنگي در چند ايالت آمريکاست. 156 موزه در آمريکا وابسته به اين مؤسسه مي باشند. مرکز اين مؤسسه در شهر واشنگتن دي سي قرار دارد و نزديک به /2 2 ميليارد دلار هداياي نقدي دريافت نموده است. اين موزه که 005 ميليون دلار ارزشگذاري شده است، بايد پس از طي يک دوره سه سال طراحي نزديک بناي يادبود واشنگتن ساخته شود. تأسيس اين موزه در سال 3002 توسط مصوبه کنگره آمريکا در دستورکار قرار گرفت. نيمي ازهزينه اين موزه توسط دولت فدرال و باقيمانده توسط بخش خصوصي تأمين خواهد شد. تلاشها براي ساخت موزه ملي تاريخ سياهان به قبل ازسال 0091 ميلادي برمي گردد، اما اين تلاشها يکي پس از ديگري توسط مخالفان سياسي آن خنثي شد. در ميان مخالفان، «جيس هلمز» جمهوري خواه کاروليناي شمالي بود که در 4991ميلادي مانع تصويب لايحه سنا مجوز موزه شد.
«ديويد آجايه» در لندن کار مي کند و اخيراً دفتري را در نيويورک و برلين براي طرحهاي برگزيده و رنگارنگش داير کرده از جمله مرکز صلح نوبل در اسلو و موزه هنر کانتنبري در دنور، علاوه بر اين براي خانه ها و استوديوهايي که طراحي کرده است . ديويد آجايه قبول اين مأموريت را به عنوان يکي از «رؤياهاي شغلي اش» دانست و گفت : در سراسر تاريخ آفريقا گ آمريکا منازعه و جشن وجود داشته و اين لحظات هر يک قابل تحسين است. انتشارخبر تعيين برندگان طراحي اين موزه، يادآور چالشهايي است که از زمانهاي طولاني براي تعيين محل ساخت موزه شکل گرفته بود. در اين چالشها، برخي گروه ها براي ساخت آن در شمال مال به ايراد سخنراني مي پرداختند، با اين استدلال که موزه جديد به تأمين نيازهاي مادي و معنوي زياد حومه مال کمک مي کند.اما شوراي مشورتي موزه که شامل شماري از رهبران با نفوذ سياه پوست مثل ريچاد دي پارسونز - که اخيراً از وي به عنوان رئيس سيتي گروپ ياد مي شود است- و ديگراني همچون روبرت ال جانسون مؤسس تلويزيون تفريحي سياهان و اپرا وينفري 51 زمين مختلف را معرفي مي کردند که سرانجام سراسر خياباني از موزه تاريخ ملي آمريکا براي اين منظور انتخاب شد. در مصاحبه اي در سال 6002، آقاي جانسون به مديران عالي رتبه مؤسسه اسميتسونين گفته بود اگر محلي غير از مال تعيين شود، از کارش استعفا خواهد داد.

مجمع مسلمانان آمريکاي شمالي

مجمع مسلمانان آمريکاي شمالي يک گروه حمايتي مهاجران مسلمان است که خود را به عنوان بزرگترين سازمان اسلامي در آمريکاي شمالي معرفي مي کند. مبناي کار اين سازمان که بيش از چهل سال قدمت دارد الگوي اتحاد در آمريکاي شمالي است تا به اصلاح جمعيت و جامعه مسلمانان کمک کند. خط فکري اسلامي اين سازمان با انتشار يک دو ماهنامه دنبال مي شود.
اين نشريه که «پيام بين الملل» نام دارد به منظور معرفي هويت اسلامي و تحقيق مسايل مربوط به مسلمانان در سراسر آمريکا و کانادا منتشر مي شود. جامعه اسلامي مسلمانان آمريکاي شمالي خدماتي را به مسلمانان مهاجر و ساير انجمنهاي اسلامي در آمريکاي شمالي ارايه مي کند و با انتشار اطلاعاتي با هدف آگاهي دادن به مسلمانان و غير مسلمانان مي کوشد به تقويت مباني ديني در ميان جامعه آمريکايي کمک کند، به همين منظور نيز هر ساله همايشي را در آخرين هفته قبل از ماه سپتامبر برگزار مي کند.
در اين نشستها ساليانه نزديک به 03 هزار نفر شرکت مي کنند. اين مجموعه را در ابتدا دانشجويان و فارغ التحصيلان کشورهاي عربي تأسيس نمودند و شامل انجمنهاي ديگر مانند انجمن اسلامي دانشمندان و مهندسين، انجمن اسلامي پزشکي و همچنين انجمن اسلامي دانشمندان علوم اجتماعي مسلمان است. هدف از تأسيس آن در آمريکاي شمالي فراهم کردن پايگاهي براي تبليغ اسلام و گسترش دعوت از طريق آموزش و خدمات اجتماعي است که تعاليم قرآن را به زندگي روزمره بر گرداند و هويت اسلامي را در جامعه مسلمانان تقويت کند تا فرد بتواند در جامعه اي غيراسلامي ارزشهاي اسلامي را حفظ نمايد.
اين جامعه خود اهداف سازماني اش را کمک به تأسيس مدارس اسلامي تمام وقت و مديريت آنها (از طريق مرکز آموزش اسلامي آمريکاي شمالي)؛ توسعه اطلاعات و بهبود فعاليتهاي مربوط به دعوت، به ويژه در زندانها و محيط هاي نظامي، کمک به اجتماعات در پرورش خانواده هاي مسلمان از طريق تشويق فعاليتهاي جوانان در اين زمينه، کمک به سازماندهي فعاليتهايي که مسلمانان را با مسايل اجتماعي آمريکاي شمالي درگير مي سازند، کمک به آموزش کارگران، معلمان و مبلغان و همچنين کمک به جوامع مسلمان براي راه يافتن به عرصه سياست عنوان مي کند.
با اينکه جامعه فراگيرترين سازمان مسلمانان سراسر آمريکاست، برخي آمريکاييان آفريقايي تبار آن را سازماني مي دانند که فعاليت آن در جهت رفع نيازهاي جامعه مهاجران مسلمان است.

  


«رسانه اي به نام احمدي نژاد» در نمايشگاه کتاب



کتاب «رسانه اي به نام احمدي نژاد» توسط مؤسسه خانه کتاب در بيست و دومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران عرضه مي شود.
به گزارش ستاد خبري بيست و دومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران، مطالب اين کتاب حاوي کليه گزارشهاي خبرنگار همراه رئيس جمهور در آخرين سفر به مجمع عمومي سازمان ملل است که از سوي مؤسسه خانه کتاب در نمايشگاه کتاب تهران ارايه خواهد شد. اين کتاب که در شمارگان 0005 نسخه و در 821 صفحه منتشر شده است توسط ساسان والي زاده بر اساس گزارشهاي آخرين سفر رئيس جمهور به مجمع عمومي سازمان ملل نوشته شده است.

  


دانشجويان کشورهاي همسايه از نمايشگاه کتاب بازديد مي کنند



پانزده کاروان دانشگاهي از کشورهاي همسايه براي بازديد از بيست و دومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران به پايتخت مي آيند.
به گزارش ستاد خبري بيست و دومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران، دانشجويان کشورهاي تاجيکستان، عراق، افغانستان، آذربايجان و ارمنستان براي بازديد از نمايشگاه کتاب تهران عازم پايتخت مي شوند.
اين کاروانها در قالب تورهاي دانشجويي براي بازديد از نمايشگاه کتاب تهران اعلام آمادگي کرده اند.
بيست و دومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران 61 لغايت 62 ارديبهشت ماه در مصلي بزرگ امام خميني(ره) تهران برگزار خواهد شد.

  


پهناي باند اينترنت نمايشگاه کتاب افزايش مي يابد



پهناي باند اينترنت بيست و دومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران نسبت به سال گذشته دو برابر افزايش مي يابد.
افرادي که داراي لب تاپ باشند مي توانند از اينترنت داخل سالن نمايشگاه استفاده کنند. لازم به ذکر است؛ نقاط کور سالن ها در نمايشگاه سال گذشته شناسايي شده است و مشکل آن در اين دوره از برگزاري رفع مي شود.

  


اينترنت شايد به بحران روزنامه ها کمک کند



گروه فرهنگي- ترجمه: مدير گزارشگران رسانه اي فاينشنال تايمز با انتشار مقاله اي عنوان نمود گروههاي روزنامه نگاري با شمار زيادي روزنامه رايگان مي کوشند ضمن رقابت و ستيز با شرکتهاي تجاري براي خود کسب عنوان کنند.
واقعيتي که اسلاي بايلي مدير ارشد اجرايي گروه ترينتي ميرور نيز با آن موافق است؛ چنانکه مي گويد: روزنامه هاي رايگان سنگرهاي مقدم اين نبرد محسوب مي شوند، چرا که تنها محل درآمدهاي آنها جلب آگهي است.
اين نکته درست همان موضوع مورد اشاره فنتون به شمار مي آيد که مدعي است ناشراني مثل «مکوم» انگليسي با دفاتري در اروپاي مرکزي و اسکانديناوي به شدت از بحران اقتصادي ضربه خورده اند.
فنتون يادآور مي شود؛ فهرستي از 232 روزنامه رايگان همچون ترينيتي ميرور و رقيبش جانسون در انگلستان را در اختيار دارد که هر يک در حال انتشار نتايج پريشان کننده فعاليتهاي خود هستند.
او معتقد است که در حقيقت روزنامه هاي رايگان براي سر و کار داشتن با بحران اقتصادي مستعدترند و واقعيت اين است که صاحبان نشريات ترجيح مي دهند نسخه هاي بهتري از روزنامه ها را بدون داشتن نسخه هاي رايگان در اختيار داشته باشند. بحران اقتصادي در حال پيشرفت و تغييرات بنيادين در درون صنعت به انضمام رفتار مصرف کننده و ظهور تکنولوژيهاي نوين به نتيجه اي چون فرآيند يک بازي دومينو منجر شده است؛ همان ولوله اي که در صنعت رخ داده است. از سويي ادعا مي شود قربانيان اين تغيير يکي پس از ديگري روزنامه هاي چاپي اند، چه پولي و چه رايگان.
فنتون در خاتمه به نقل از سيمون باکر؛ تحليلگر شرکت بازرگاني کرديت سيوس پيشنهاد نمود که اگر روزنامه هاي اروپايي مي خواهند از بحران اقتصادي نجات پيدا کنند بايد بهاي روي جلدشان را افزايش دهند.
در عين حال وي يادآور مي شود که به نظر نمي رسد نسخه چاپي به تنهايي قادر به رقابت با اينترنت باشد. روزنامه ها بايد براي تعامل با اينترنت بينديشند و ببينند که اينترنت چگونه مي تواند به سودآوري آنها کمک کند. آن وقت روزنامه ها درک مي کنند که اينترنت دشمن آنها نيست و حتي شايد بتواند به پريشاني مالي آنها نيز پاسخ دهد.

  


پذيرش دانشجو در مقطع پست دکتري علوم پايه پزشکي براي نخستين بار



دبير شوراي آموزش علوم پايه پزشکي، تخصصي و بهداشت از آمادگي دو دانشگاه براي ايجاد دوره پست دکتري و پذيرش دانشجو تا يک ماه آينده در اين مقطع خبر داد.
دکتر محمدحسين اسدي در گفتگو با مهر افزود: اين دوره براي استادان و اعضاي هيأت علمي دانشگاه هاي علوم پزشکي و توسعه علمي کشور تعريف شده است و استاداني که داراي پشتوانه تحقيقاتي هستند مي توانند از اعضاي هيأت علمي ديگر به جاي کارآموزان خود با تعريف يک پروژه تحقيقاتي مشترک بهره گيرند و هر دو عضو هيأت علمي مي توانند در پايان طرح تحقيقاتي خود از نتايج آن بهره ببرند.
دوره تکميلي پژوهشي علوم پزشکي با عنوان «پست دکتري» Postdoctorate سال گذشته از سوي وزارت بهداشت تصويب شد. اين دوره به منظور ارتقاي توانايي هاي پژوهشي دارندگان مدرک دکتري تخصصي ( Ph.D ) رشته هاي علوم پزشکي و يا دانشنامه تخصصي و فوق تخصصي باليني در يک زمينه خاص در دانشگاه هاي علوم پزشکي يا مراکز تحقيقاتي مصوب وزارت بهداشت اجرا مي شود.

  


ذکايي به مهر خبر داد ؛ زمان برگزاري نمايشگاه چاپ و بسته بندي به تعويق افتاد



نمايشگاه چاپ و بسته بندي که قرار بود طبق قول محسن پرويز معاون فرهنگي وزير ارشاد در مراسم افتتاحيه پانزدهمين دوره نمايشگاه بين المللي چاپ و بسته بندي وعده داد، در شهريور ماه برگزار شود باز هم در سرماي زمستان برپا مي شود.
مدير اداره امور چاپ وزارت ارشاد اين خبر را به «مهر» داد و گفت: پيگيريها براي برگزاري اين نمايشگاه در شهريور ماه سال جاري به نتيجه نرسيده است و احتمالاً اين نمايشگاه امسال هم در فصل سرما برگزار خواهد شد.
جلال ذکايي تصميم گيري نهايي درباره زمان برگزاري اين نمايشگاه را بر عهده شرکت سهامي نمايشگاههاي بين المللي خواند و گفت: مذاکرات درباره انتقال زمان اين نمايشگاه به يکي از ماههاي گرم سال به دليل عدم موافقت اين شرکت به نتيجه نرسيد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com