تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
تاريخ
شهرستانها
قدس امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-12-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 1دی ماه 1388


حماسه ديماه مشهد



نهم ودهم دي ماه 1357 ، از روزهاي خونين و فراموش ناشدني در تاريخ تحولات اجتماعي مشهد است؛ زيرا دهها نفر از مبارزان مسلمان توسط نيروهاي رژيم پهلوي به خاک و خون کشيده شدند. اين واقعه بازتاب گسترده اي در خارج و داخل ايران داشت و ضربه هاي سختي به بدنه پيکر نيمه جان رژيم منحوس پهلوي گذارد. از اين رو، بررسي علل اين رويداد و نتايج آن، گوشه اي از تاريخ انقلاب اسلامي را روشن مي سازد( 1 )... اتفاقهاي عصر نهم دي ماه که پس از پايان راهپيمايي صبح روز نهم و شهادت تني چند از مردم رخ داد، باعث شد تا «يکشنبه خونين مشهد» در تاريخ مبارزات مردم شکل گيرد.







صبحگاه ارتش در مشهد و پيامدهاي آن

فرماندهان لشکر 77 خراسان در راستاي دستورهاي تيمسار اويسي مبني بر کشتار فراگير در سطح شهر مشهد، اقدام به سازماندهي ارتش مي نمايند.
بر همين اساس، در مراسم صبحگاه ارتش، براي تحريک احساسات سربازان و درجه داران، اجساد ساواکي ها و مأموران را که شب گذشته به قتل رسيده بودند، به نمايش گذاشتند و بدين وسيله آنان را وادار کردند تا مردم را، در کوچه ها و خيابانها قتل عام کنند و با ايجاد رعب و وحشت، جلو قيام گسترده مردم را بگيرند.

کشتار در خيابانهاي مشهد

مردم مشهد در روز يکشنبه، بي خبر از تصميم نظاميان براي کشتار آنها، مانند روزهاي قبل به خيابان آمدند. چنانکه گفته شد، نظاميان رژيم مصمم به انتقام گيري از مردم به خاطر تظاهرات روز پيشين بودند.
اتومبيلها نيز در خيابانهاي شهر مشهد از خطر تانکهاي ارتش در امان نماندند. اگر کسي با وسايل نقليه شخصي خود براي انجام کاري از خيابانها و کوچه هاي شهر عبور مي کرد، مورد هدف گلوله قرار مي گرفت.





کاشف حسيني که خود از مجروحان حادثه دهم دي مي باشد، اين گونه نقل مي کند: «عصر همان روز ( 1357/10/9 ) سه نفر از ارتشي هايي را که به قتل رسيده بودند، در ميدان شهدا به دار آويختند. اما ظاهراً ارتش، جنازه ها را شب به داخل پادگان منتقل مي کند به همراه لباسهاي نو؛ حتي چکمه نويي که به پايشان کرده بود، در معرض ديد ارتشيان قرار مي دهد و به آنها مي گويد: نگاه کنيد؛ مردم شما را اين جوري مي کشند. ارتشيان با ديدن اين صحنه ها به شدت عصباني شدند... سربازان و درجه داران با دستور فرماندار نظامي، ديگر دنبال بهانه اي نمي گشتند. نياز به صفوف فشرده راه پيمايان نداشتند؛ با اسکورتي منظم، در شکل کارناوال مرگ حرکت کردند و پادگان را به قصد آدم کشي بي سابقه و به راه اندازي جوي خون تاريخي خويش، ترک نمودند.
تانکها در جلو قرار داشتند، نفربرها پشت سر و نعش کش ها به دنبالشان پيش مي رفتند. به محض اينکه از پادگان خارج شدند، آتش گشودند، هر که را در خيابان و کوچه ديدند، به رگبار بستند و هيچ کس از گلوله دژخيمان در امان نماند.» (خاطرات حجةالاسلام سيد محمد کاشف حسيني، آرشيو مرکز اسناد انقلاب اسلامي، ش. ب 13970 )

تيراندازي به اجتماعات

حمله به اجتماعات مردمي، يکي ديگر از جلوه هاي حملات خونين واقعه دهم دي ماه بود.
حضرت آية ا... خامنه اي ضمن تاريخي خواندن حادثه يکشنبه خونين، مي فرمايد: «... آن روز، روز عجيبي بود. خبرهايي که مي رسيد، نشان دهنده کمال وحشيگري و جنايت دستگاه بود. از جمله خبرها اين بود که ماشينهاي ارتشي در خيابانها راه افتادند و هر جا صف نفت يا صف نان، که آن روزها زياد ديده مي شد، مي بينند به رگبار مي بندند. عده اي از زنان و مردان، بچه و کوچک و بزرگ را در ميان صفها به رگبار بسته اند که بعضي شهيد و مجروح شدند. در چهارراه نادري ] چهارراه شهدا [ و خيابانهاي اطراف حملات سختي انجام شد.
در جاهاي مختلف شهر، همين طور برخورد با مردم انجام گرفت و هر کجا اجتماعي ديده مي شد، با حرکت مسلحانه و بسيار خشن با مردم رفتار مي کردند...» (آية ا... خامنه اي، روزنامه قدس، 1366/10/10 - به نقل از يکشنبه خونين مشهد/ مرکز اسناد انقلاب اسلامي)

تصرف ساختمان نيروي پايداري

در اين روز، عده اي از مردم به عنوان اعتراض به جنايتهاي روز گذشته و کسب تکليف و ادامه مبارزه، در اطراف بيت علما و روحانيون تجمع کرده بودند و بتدريج بر تعداد اجتماع کنندگان اضافه مي شد و به اين صورت در چهارراه شهدا، جمعيتي انبوه گرد آمده بودند.
تيراندازي مأموران از داخل ساختمان نيروي پايداري (نيروي پايداري در يازدهم خرداد ماه 1316 ه. ش به فرمان محمدرضا پهلوي تأسيس شد. عنوان نيروي پايداري همان سازمان مقاومت ملي سابق بود. هدف از تأسيس آن در ظاهر آشنايي همه ملت ايران با روشها و راه هاي جديد دفاع از خانه و کاشانه خود و در واقع ابزاري بود براي سرکوبي مخالفان رژيم شاهنشاهي؛ به همين دليل در دهم دي ماه 1357 جمع زيادي از مردم در مقابله با نيروهاي اين سازمان، به شهادت مي رسند.) و استقامت مردم براي تصرف آن پايگاه، آن جا را به ميدان نبرد، مبدل ساخته بود.
گروهي از مردم به سوي هتل مجاور- هتل امير- و گروهي ديگر بر پشت بام مسجد کرامت رفته و از آن جا قصد ورود به ساختمان نيروي پايداري را داشتند و سربازان ويژه نيز از داخل، مردم را به رگبار مي بستند.
در همين زمان، سرسپردگان رژيم به همراه تانکها و نفربرها به فرماندهي سرهنگ فريدوني و با دستور سرتيپ خسروداد که به عنوان معاون فرماندار نظامي به مشهد آمده بود، از پادگان حرکت کرده و ضمن تيراندازي در خيابانها و معابر عمومي، حدود ساعت يازده به خيابان شيرازي مي رسند و به کمک سربازان نيروي پايداري مي شتابند.
روزنامه آفتاب شرق، 1358/11/18 اين خبر را در روزنامه مي نويسد که: «در خبر آمده است روز گذشته يک طياره ارتشي، عده اي از سربازان کلاه سبز دست پروردگان خسروداد- قهرمان حمله به خانه آية ا... شريعتمداري در قم- را به مشهد ] آورده است [ تا با همکاري مأموران ساواک با لباس شخصي در اتومبيلهاي سواري قواي نظامي را تقويت کنند و مردم را به گلوله ببندند تا يزدگردي، فرماندار نظامي مشهد و حومه بتواند به دست آنها مسؤوليت قتل عام مردم را به عهده بگيرد.»
در جريان درگيري نيروي پايداري با عده اي انقلابيون، نظاميان مستقر در نيروي پايداري از مرکز فرماندهي تقاضاي کمک مي کنند.
سرتيپ خسروداد- معاون فرمانداري نظامي مشهد- بر اساس تقاضاي آنها، گروه ويژه اي به فرماندهي سرهنگ فريدوني براي سرکوب مردم اطراف نيروي پايداري و کمک به نيروهاي مستقر آن سازمان، اعزام مي کند. اين گروه همانند ديگر گروه هاي نظامي، در مسير راه مردم کوچه و خيابان را به رگبار بسته و چند نفر را به شهادت مي رسانند. بالاخره نيروي پايداري پس از چندين ساعت درگيري به تصرف مردم درآمد. در نتيجه، تزلزلي ديگر در ارکان رژيم سست شده پهلوي به وجود آمد و حرکت مردمي را گامي به جلوتر راند.

دستگيري و بازداشت مردم

نيروهاي نظامي رژيم در اين روز، علاوه بر اينکه مردم مشهد را مورد هدف رگبار سلاحهاي سبک و سنگين خويش قرار دادند، گروه زيادي را هم بازداشت کردند. بيشتر دستگيرشدگان از کساني بودند که آن روز، نزديک چهارراه شهدا، جلو منزل آية ا... سيدعبدا... شيرازي، مسجد کرامت، مقابل نيروي پايداري و کوچه هاي اطراف آن اجتماع کرده يا در حال عبور از اين مکانها بودند.

مسجد کرامت در معرض تهاجم تانک ها

مسجد کرامت واقع در چهارراه شهدا در دوران مبارزات ملت مسلمان مشهد، مرکز و ستاد عملياتي تظاهرات و راه پيمايي ها و رهبران انقلاب اسلامي بود. در اين روز- يکشنبه خونين- به دليل اجتماع مردم و به تصور اينکه رهبران نهضت در اين پايگاه مستقرند، نيروهاي نظامي به مسجد و مردم اطراف تعرض مي کنند و تعدادي از آنان را در اين مکان، شهيد و مجروح مي سازند.
حضرت آية ا... خامنه اي درباره موقعيت و وضعيت اين مرکز، مي گويد: «صبح دهم دي ماه که مي خواستيم به مسجد کرامت برويم، به ما گفتند صبر کنيد، ببينيم حول و حوش مسجد چه خبر است؛ براي ارزيابي درست تر، يک نفر را فرستاديم، بعد از مدتي برگشت و گفت آن جا غوغايي است، ماشينهاي ارتشي به ميزان زيادي سر چهارراه نادري (شهدا) که محل مسجد کرامت است، جمع شده اند. ] در دوران انقلاب [ چهارراه نادري (شهدا) حد و مرز حضور پليس و ارتش بود.
از چهارراه نادري به طرف حرم مطهر، معمولاً ارتش يا پليس هيچ وقت حضور پيدا نمي کرد. در ايام اوج مبارزه، آن جا خط قرمز بود و ديگر نمي توانستند به اين طرف ] حرم [ بيايند و واقعاً اگر مي آمدند، برايشان خطر جاني داشت. در اين قسمت خيابان ] به طرف حرم [ دائماً مردم در رفت و آمد بودند. شعار، گردهمايي و سخنراني رواج داشت و اصلاً از حوزه مأموريت و دخالت دستگاه خارج بود.
شنيديم ماشينهاي ارتشي و تانکها را در همين منطقه مستقر کرده اند و هيچ کس هم نيست و هر کس هم پيدا شود، او را مي زنند. کسي را نمي گرفتند، فقط افراد را مي زدند. عده اي در مسجد کرامت بودند و بالاخره از مسجد کرامت در خيابان شاه رضا آن روز- آزادي فعلي- که محل استقرار نيروهاي دولتي به اصطلاح مقاومت ملي يا پايداري بود، عده اي از جوانها، بالاي پشت بام آن جا و عده اي هم پشت بام مسجد کرامت بودند. اول صبح در اطراف مسجد در خيابان ] نادري [ يک اجتماع مختصري تشکيل شده بود که عمال رژيم آنها را به رگبار مي بندند و بعد هم با وحشيگري تمام حمله مي کنند و عده اي را در همان جا به شهادت مي رسانند.... در اين وضعيت به ما گفتند مصلحت نيست به مسجد کرامت برويم و همين طور هم بود. اگر مي رفتيم، مطمئناً خطر جاني در پيش بود و کارها متوقف مي ماند.
سرانجام آن روز را تا شب در منزل مانديم. روزي عجيب بود و خبرهايي که مي رسيد، نشان دهنده کمال وحشيگري و خباثت دستگاه بود. از جمله خبرها، اين بود که ماشينهاي ارتشي در خيابانها راه مي افتند و هر جا صف نفت يا صف نان را- که آن روزها زياد ديده مي شد- مي بينند، به رگبار مي بندند و مي روند. عده اي از مرد و زن، بچه و بزرگ را در ميان صف ها به رگبار بسته که بعضي شهيد و مجروح شدند.
در چهارراه نادري و خيابانهاي اطراف هم، حملات سختي شد». (روزنامه قدس، 1366/10/10 - به نقل از يکشنبه خونين مشهد/ مرکز اسناد انقلاب اسلامي)

وقايع اطراف منزل آية ا... سيد عبدا... شيرازي

منزل آية ا... سيد عبدا... شيرازي- که در آن زمان از مراجع معروف و شناخته شده اي بود- يکي از پايگاه هاي انقلابيون به حساب مي آمد و بر همين اساس، عصر آن روز- يکشنبه خونين- مردم براي اطلاع يافتن از اوضاع پيش آمده، در چهارراه شهدا- نادري سابق- و اطراف منزل آية ا... سيد عبدا... شيرازي حضور مي يابند. (ر. ک. به: سند شماره 14 از مجموعه حاضر) مأموران رژيم براي پراکنده ساختن مردم به آن جا يورش مي برند که بر اثر اين تهاجم، گروهي را مجروح و شهيد مي کنند.

نقشه حمله به منازل رهبران نهضت در مشهد

از ديگر نقشه هاي شوم مأموران رژيم در سرکوبي قيام سراسري مردم مشهد، از بين بردن رهبران نهضت در خراسان بود. بر همين اساس، قرار بود سياستگذاران شاه، شب هنگام در دهم دي 1357 به منازل رهبران نهضت در مشهد حمله کنند. مهاجمان با وجود اينکه با از ميان برداشتن رهبران خواهند توانست انقلابيون را متوقف سازند، چنين تصميم گرفتند که در سکوت شب، به منازل آنان حمله ور شوند و آنان را دستگير يا به شهادت برسانند.البته، اين عمل براي چندمين بار در زمانهاي پيشين تکرار شده بود، ولي از آنجا که رهبران خراسان از اين ترفند و سياست آگاهي داشتند، هيچ گاه در منازلشان به صورت مستمر توقف نمي کردند و شبها را در جاهاي خاصي به استراحت پرداخته و به مبارزات خود ادامه مي دادند.

بازتاب کشتار نهم و دهم دي ماه 1357 مشهد

وقايع نهم و دهم دي ماه مشهد بازتابهاي گوناگوني در پي داشت.
الف) مطبوعات
با توجه به اينکه حوادث ياد شده همزمان با اعتصاب سراسري روزنامه هاي کشور بود، اطلاع رساني جامع و دقيقي از تعداد مجروحان و کشته شدگان صورت نمي گرفت. آنچه در پي مي آيد، مطالبي است که روزنامه ها پس از پايان اعتصاب 61 روزه- که دگربار فعاليت خود را آغاز کرده بودند- بر اساس گزارشها و مسموعات پراکنده، اقدام به درج آنها کرده اند.
روزنامه کيهان در 16 دي ماه 1357 طي گزارشي از وقايع هفته اول دي ماه 1357 در مشهد نوشت: «مشهد در هفته اول دي ماه شاهد تظاهرات گسترده و خونيني بود و تنها در دو روز شنبه و يکشنبه ( 9 و 10 دي ماه 1357 )، به گفته مردم حدود پانصد نفر کشته و نزديک به يک هزار نفر مجروح شدند و حتي رقم کشته شدگان اين واقعه را در تهران تا دو هزار نفر هم ذکر کرده اند.
واقعه از آنجا ناشي شد که چون کارکنان استانداري و آستان قدس رضوي، پيوستگي خود را با نهضت مردم اعلام کرده بودند، گروهي از روحانيون عظام از جمله فرزند آية ا... العظمي سيد عبدا... شيرازي همراه با قريب به پنج هزار نفر از مردم براي تشکر و ارشاد به صحن استانداري در محوطه استانداري اجتماع کردند، در حالي که هزاران نفر نيز در خيابانهاي اطراف استانداري ايستاده و به سخنان آقايان روحانيون گوش مي دادند.
هنگامي که آية ا... سيدعلي خامنه اي ] رهبر معظم انقلاب اسلامي [ در محوطه استانداري مشغول صحبت بود، ده ها تانک و زره پوش و کاميون ارتشي خيابانهاي اطراف استانداري را محاصره کرده بودند و به طرف مردم آتش مي گشودند.
يک فروند بالگرد نيزاز آسمان مردم را به رگبار مسلسل مي بست. در اين حمله خونين مأموران انتظامي، حدود 500 نفر کشته و نزديک به يک هزار نفر مجروح شدند که بعداً نيز گروهي از مجروحان درگذشته و تعداد تلفات از پانصد نفر تجاوز کرد.
اين زد و خورد تا غروب ] روز /10/9 1357 ] ادامه داشت. روزنامه کيهان در ادامه، به نقل از خبرنگاران خود در مشهد، روزهاي نهم و دهم دي ماه 1357 را خونين ترين روزهاي مشهد در دوران انقلاب نام برده و مي افزايد: «خبرنگاران ما در مشهد اضافه کردند روزهاي 9 ، 10 و 11 دي ماه 57 را بايد خونين ترين روزهاي مشهد نام برد.»
در جريان اين برخوردها، مردم يک سرهنگ دوم ارتش به نام کماي ] کلامي [ را با ضربات مشت و لگد و چماق کشتند و فروشگاه ارتش را آتش زدند. همچنين، سه نفر را که گفته مي شد عضو ساواک بوده اند، به اتفاق دو مأمور انتظامي ديگر در ميدان شهدا به دار آويختند. ساختمان نيروي پايداري نيز به آتش کشيده شد. مردم ساختمان هتل هايت ] هما [ را به نام بيمارستان امام خميني نامگذاري کردند.
اعلاميه فرمانداري نظامي مشهد و خبرگزاري پارس تعداد کشته شدگان اين وقايع را 116 نفر مي داند، حال آن که مردم عقيده دارند حداقل مقتولين، پانصد نفر بودند». (روزنامه کيهان، 1357/10/16 )
روزنامه آفتاب شرق از به شهادت رسيدن دو هزار نفر در اين روز (دهم دي ماه 1357 ) سخن به ميان آورده و مي نويسد: «راديو لندن به گفتن چند صد تن اکتفا کرد، اما دولت تعداد تلفات را فقط 63 نفر و بعد تا 109 نفر اعلام نمود؛ البته اين آماري بود که به بيمارستانها داده شده بود، ولي از آمار کشته هاي خياباني که توسط کاميونهاي ارتشي به بهشت رضا انتقال مي يافتند، خبري در دست نيست.
اگر رقم دو هزار گواهي مردم را قبول نکنيم، همان خبر چند صد تن راديو لندن که از قول خبرنگار خودش در مشهد به عنوان شاهد عيني نقل کرد، براي شهر مشهد خيلي زياد است، چرا که در طول يک سال مبارزه مردم مشهد، کشتاري اين چنين وحشيانه در اين شهر ديده نشده بود». (روزنامه آفتاب شرق، 1357/11/18 )
روزنامه اطلاعات با گزارشي از حوادث خونين مشهد، شهداي نهم و دهم دي ماه را با توجه به اظهارات مردم، پانصد نفر و مجروحان را هزار نفر اعلام مي کند. (روزنامه اطلاعات. 1357/10/16 )
راديو بي بي سي، سه شنبه 1357/10/12 درباره کشتار 9 و 10 دي ماه مشهد به نقل از سخنگوي دولت ايران مي گويد: «سخنگوي دولت ايران گفته: کشته شدگان مشهد در حدود 170 نفر بوده، ولي مخالفان ] انقلابيون [ دولت گفته اند چند صد نفر در اين دو روز گذشته به قتل رسيده اند و امروز ] دوشنبه /10/11 57 ] سربازان ترسيده اند که به شهر بيايند».
راديو مسکو، آمار شهدا و مجروحان شنبه و يکشنبه را سه هزار نفر و روزنامه هاي عربي زبان السفير و الابناء، آمار شهداي شنبه را 14 نفر و مجروحين را 56 نفر اعلام کرد. (روزنامه السفير و الابناء، 2 صفر 1399 برابر 1357/10/13 )
خبرگزاري فرانسه و رويترز در گزارشي مخصوص، با اشاره به وقايع مشهد در نهم و دهم دي ماه، اظهار مي دارد: «امروز ] 1357/10/9 [ در جريان زد و خوردهايي که بين تظاهرات کنندگان و نيروهاي ارتش در مشهد روي داد، 41 نفر کشته و 250 نفر زخمي شدند که در بيمارستانهاي شهر بستري هستند.
منابع موثق مي گويند: «ارتش براي پراکنده کردن تظاهرات کنندگان، از تانک استفاده کرده است.» اين گزارش حاکي از آن است که تيراندازي تانکها به سوي مردم، زماني روي داد که يکي از سربازان، اونيفورم خود را از تن درآورد و از ديگر سربازان خواست تا از وي پيروي کنند.مردم نسبت به سربازان ابراز احساسات فوق العاده کردند. در اين هنگام، تانکها به سوي مردم شليک کردند و جمعي نيز در زير تانکها کشته شدند.گزارش سخنگوي آية ا... ] سيدعبدا... [ شيرازي در مورد کشته و زخمي شدن صدها نفر در رويدادهاي امروز مشهد، تاکنون مورد تأييد مقامهاي رسمي قرار نگرفته است. وي که در يک مکالمه تلفني از مشهد با رويترز سخن مي گفت، اظهار کرد قبل از شروع تيراندازيها، به خانه آية ا... شيرازي حمله شد و در اين جريان، چهارده نفر کشته و 56 نفر زخمي شدند.همچنين، افزود که دو بيمارستان امام رضا(ع) و قائم شهر پر از کشته شدگان و زخمي هاست. ضمناً ديده شده که نيروهاي انتظامي اجساد کشته شدگان را از خيابانها جمع آوري مي کنند و براي دفن در گودالها، به خارج از شهر مي برند». (تقويم تاريخ انقلاب اسلامي ايران، پيشين، ص 215 )
ب) علما و مراجع
در پي حوادث روزهاي خونين نهم و دهم دي ماه در سال 1357 ، حضرات آيات مرحوم ميرزا جوادآقا تهراني، علي فلسفي، مرحوم ابوالحسن شيرازي، سيد عزالدين حسيني زنجاني و حسينعلي مرواريد و... اعلاميه اي مبني بر محکوميت جنايتهاي رژيم پهلوي و حمله به منزل آية ا... العظمي سيدعبدا... شيرازي در مشهد، صادر کردند.
آية ا... سيدعبدا... شيرازي يکي از مراجع تقليد در مشهد، به دنبال حوادث نهم و دهم دي ماه 1357 ، اعلاميه اي در چهار بند صادر کرد و در آن ضمن افشاگري جنايتهاي رژيم، مردم و جوانان را به هوشياري و مقاومت در برابر رفتارهاي وحشيانه مأموران دعوت نمود.
پس از گذشت چند روز از حادثه غمبار و غرورانگيز يکشنبه خونين (دهم دي ماه)، از سوي جامعه روحانيت مبارز مشهد (آية ا... خامنه اي، آية ا... واعظ طبسي، آية ا... مهامي، شهيد هاشمي نژاد و...) مجلس ترحيمي در مسجد گوهرشاد مشهد برگزار شد که در اين مجلس گروه هاي مختلف مردم شرکت داشتند.
ج) استعفاي استاندار خراسان
از ديگر پيامدهاي حوادث خونين 9 و 10 دي ماه 1357 مشهد، استعفاي استاندار خراسان بود. در پي اوج گيري مبارزات مردم انقلابي مشهد بويژه واقعه فوق، سپهبد صادق امير عزيزي- استاندار خراسان- در 1357/10/14 مجبور به استعفا شد و مشهد را به قصد تهران ترک کرد.
پي نوشت:
1 - به نقل از يکشنبه خونين مشهد/ علي جان سکندري و احمد ذاکري راد/ مرکز اسناد انقلاب اسلامي/صص 183 - 120 با تلخيص

  


قاجارها و ايران ؛ روش تعزيه در دوره ناصري



جلال فرهمند
تعزيه در ايران پيشينه اي قديمي دارد و بايد ريشه آن را در عزاداريهاي ابتدايي بر شهداي کربلا جستجو کرد. شکل رسمي آن به





شکل تئاتر مذهبي از اوايل دولت صفويه شکل گرفت. اين سلسله که اولين حکومت وسيع شيعي را در ايران بنيان گذاردند به ترويج هرچه بيشتر اين امر همت گماشتند.
در شکل ابتدايي آن سرودها، اشعار مذهبي و دعا مي خواندند و به بيان تاريخ زندگاني امامان و خصوصا واقعه کربلا مي پرداختند. اما کم کم در گوشه و کنار بازيگراني پيدا شدند که براي گرياندن بيشتر مردم نقش شهيدان را بازي مي کردند. البته اين هنرپيشگان ابتدايي بدون اينکه متني در اختيار داشته باشند في البداهه نقش و متن سخنان خود را اجرا مي کردند. بعد از مدت زماني متون تعزيه که سينه به سينه گشته بود بر روي کاغذ مکتوب گرديد.
اوج اين هنر در دوران قاجار و خصوصا دوره سلطنت ناصرالدين شاه شکل گرفت. وي که علاقه زيادي به امور تفنني داشت و باتوجه به فرصت طولاني سلطنتش، فرصت بيشتري نيز کسب کرد که به اين گونه امور بپردازد.
وي حتي براي شکوه بخشيدن به تعزيه دستور به ساختن نخستين ساختمان ويژه براي تئاتر در ايران داد و ساختمان عظيم تکيه دولت که رهاورد سفر اروپايي وي بود در تهران بنا گرديد که گنجايش حدود بيست هزار نفر را داشت. پيشرفت اين هنر در اين زمان به حدي بود که اعضا اين هنر نمايشي داراي جايگاه و منزلتي فراوان بين مردم و درباريان گرديدند به طوري که بسياري از درباريان و اشراف به پيروي از شاه دستور تاسيس بسياري از تکايا و مجالس براي تعزيه دادند. بنابه روايت گوبينو در آغاز سلطنت ناصرالدين شاه بين دويست تا سيصد محل جداگانه براي برگزاري تعزيه اعم از تکيه و حسينيه و ميدان وجود داشته و هر کدام دويست يا سيصد نفر را جاي مي داد و ملاحظه مي شود که خيل تماشاگران تعزيه در تهران به چندين هزار نفر بالغ مي شده است.





تکيه هاي تهران به طور نسبي سه تا چهار هزار نفر جمعيت در خود جاي مي داده است که هر يک از آنها به نام باني آن معروف شده بود. در حدود سال 1285 هجري در تهران بيش از سي تکيه داير بود و بعدها ده الي پانزده تکيه بر آنها افزوده شد که تعدادي از آنها هنوز پا برجا و مراسم در آن برگزار مي شود. تکيه هاي معروف آن زمان از اين قرار بودند: تکيه حاج رجبعلي، ميرزاحسين حکيم باشي، زنبورکخانه، درخونگاه، دباغخانه، رضاقلي، حياط شاهي، چهل تن، سرپونک، عودلاجان، هفت تن ...
با مرگ ناصرالدين شاه که حامي اصلي نمايش تعزيه در ايران بود اين نمايش اندک اندک از رونق افتاد. عدم همراهي شاهان بعدي و نيز ايجاد کشمکشهاي سياسي ازجمله مشروطه، غبار فراموشي بر آن نشاند. البته بايد بر اين نکته توجه کرد که بسياري از علماي بزرگ و فقهاي آن روز با اينگونه نمايشهايي که شبيه در آوردن امامان را نيز شامل مي شد مخالف بودند و فقط حضور و پشتيباني محکم ناصرالدين شاه موجب آن مي شد که اين امر مسکوت بماند. بدين ترتيب از جلوه تعزيه در عزاداري محرم کاسته شد و به تدريج اين امر از حوزه کارهاي عمومي و دولتي کنار رفت و جاي آن را حرکت دسته هايي گرفت که در ضمن آنها برخي از مراسم صوري اين تعزيه خوانيها (از قبيل حرکت کاروان اسراي کربلا در شهر) حفظ شده بود.
سردسته تعزيه خوانان شخصي بود که تعزيه گردان ناميده مي شد. وي درحقيقت کارگردان و تهيه کننده تعزيه بود. نسخه اصلي تعزيه که نسخه گردان نيز مي گويند و نوبتها روي آن نوشته شده در دست او بود. وي معمولا تسلط بيشتري بر تعزيه و نقشها دارد. بنابه روايات و اطلاعات موجود تعزيه خوانان معروف به ترتيب معروفيت و قدمت يکي «حسين خان» نامي بود معروف و مشهور به «تعزيه گردان» و ديگري که شايد به دليل حضور در تعزيه هاي دوره ناصري مشهورترين آنهاست فرزند همين حسين خان يعني «ميرزاباقر» است که لقب «معين البکاء» را نيز براي خود يدک مي کشيد.
در اين هنگام نجفقلي صمصام السلطنه ( 1 ) به نخست وزيري رسيده بود. وي بر امر دستگيري محمدعلي شاه و طرفدارانش جوايزي تعيين کرد و حکومت نظامي در پايتخت اعلام نمود. ظاهراً مقررات حکومت نظامي موجب آن گرديد بسياري از امور ازجمله برگزاري مراسم تعزيه تعطيل گردد. همين امر موجب آن گرديد که معين البکاء به عنوان متولي اين نمايش از صمصام السلطنه استدعاي ياري کند.
البته ديگر اجراي تعزيه در سراشيبي سقوط قرار داشت. بعد از خلع محمدعلي شاه، ديگر استفاده از تکيه دولت براي تعزيه خواني موقوف شده بود. در سال 1306 مجلس موسسان در آن تشکيل يافت و راي به تغيير سلطنت داد. در سال 1306 نمايشگاه امتعه وطني در آن تأسيس شد و ويراني کامل اين تکيه در سال 1327 با تکميل بانک ملي بازار تکميل گرديد. ويراني و متروک شدن تکيه دولت نماد پس رفت تعزيه بود.
اين نمايش به تدريج به سطح روستايي عقب نشيني کرد. از آن زمان به بعد دسته بازيگران تعزيه غالبا مجذوب ارزش تجارتي اين نمايش بودند. آنها مجبور بودند براي تامين معاش در به دست آوردن بهترين جاها براي نمايش مبارزه کنند. افرادي که براي هزينه هاي تعزيه و حق الزحمه بازيگران پول مي پرداختند کم و کمتر مي شدند. بنابراين در موقع اجرا تعزيه بازيگران به جمع آوري پول از تماشاچيان مي پرداختند.
تعزيه گردان در حساس ترين قسمت اجراي تعزيه همچون برنامه هاي تلويزيوني تعزيه را قطع مي کرد و همچون آگهيهاي تجاري تماشاچيان را مجبور به شنيدن سخناني غير از تعزيه و گاه التماس آميز تعزيه گردان براي جمع آوري پول مي کرد.در زمان حال تعزيه از جايگاه صرف عزاداري خارج شده است و برخي نمايشهاي حرفه اي اين هنر به صورت رسمي در مهمترين صحنه هاي نمايش ايران و جهان اجرا مي شود.
منابع:
تعزيه در ايران، صادق همايوني، نشر نويد شيراز، 1368
مردم و ديدنيهاي ايران، کارلا سرنا، ترجمه غلامرضا سميعي، نشر نو، 1363
پاورقي:
نجفقلي صمصام السلطنه ( 1349 - 1267 ه. ق): وي فرزند حسينعلي خان ايلخاني بختياري بود. مدتي رئيس ايل بختياري بود. در سال 1327 ق اصفهان را تصرف کرد و حاکم آنجا شد. وي در مدت عمر خود، در کابينه هاي سال 1329 سه بار وزير جنگ و در سالهاي 1329 و 1336 ق سه بار وزير کشور و در سالهاي 1329 و 1330 و 1336 ق هفت بار رئيس الوزراء شد. تاريخ نامه بالا مربوط به اولين دوره نخست وزيري وي است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com