|
* کامران شرفشاهي
ادبيات ايران در شمار مقدس ترين جلوه هاي ادبيات جهان است و چه بسيارند اشعاري که با الهام از قرآن کريم، احاديث نبوي و روايات خاندان پاک وحي(ع) سروده شده و در شمار شاهکارهاي ادبيات ايران و جهان محسوب مي شوند.

به گواه تاريخ ادبيات، شعر ايران از ديرباز با مذهب پيوندي عميق و ناگسستني داشته و با گذشت زمان، بر دامنه اين شور و ارادت مقدس افزوده شده است. بخصوص از عصر صفويه به اين سو و توجهي که به شاعران متعهد و دلباخته عترت گرامي رسول اکرم(ص) مبذول شد، شاهد خلق آثار افزونتري در اين حوزه بوده ايم که هنوز نيز با قوت و قدرت فراواني اين راه ادامه دارد.
به عبارت ديگر شعر ديني در سرزمين ما همواره حرکتي رو به جلو و در جهت درک و بيان جلوه هاي تازه اي از دين و معارف الهي داشته است و بويژه شاعران شيعي هيچ گاه در اين طريق از بيان حقانيت و عظمت، کرامات و مظلوميت اهل بيت عصمت و طهارت(ع) باز نايستاده اند.

در مقايسه آثار پيشينيان و جوانان نمي توان تفاوتي قايل شد. عشق به اهل بيت(ع) با رگ و پوست و خون شاعران متعهد شيعه عجين است و سرودن از آن بزرگواران، فراتر از وظيفه و عشقي آسماني است که در دلهاي شاعران خانه دارد.
شاعران پيشکسوت امروز، شاعران جوان ديروزند، و شاعران جوان امروز، شاعران پيشکسوت فردا خواهند بود. البته پيروزي انقلاب اسلامي در ايران موجب شد تا نسلي از شاعران جوان ظهور کنند که با توجه به اعتقادات عميق و باورهاي مذهبي و انقلابي، آثار تازه اي خلق کرده و به ادبيات ديني جان تازه و حيات دوباره اي بدهند.
به همين لحاظ مي توان گفت که با پيروزي انقلاب شاهد خيزش بزرگ و باشکوهي در قلمرو ادبيات ديني بوده ايم که اين جريان همچنان ادامه دارد و شاعران جوان بسياري به اين جريان پيوسته و آثار ارزشمند و قابل تأمل فراواني پديد آورده اند.
در حرکت معاصر شعر ديني، نوآوري هاي متعدد و غيرقابل انکاري، هم در عرصه فرم و هم در عرصه محتوا به وقوع پيوست. به عنوان مثال برخي از قالبهاي شعر فارسي که تقريباً مهجور شده بودند، دوباره احيا شدند و مثنوي، رباعي، دوبيتي و حتي قصيده که از قالبهاي شعر کلاسيک بودند، مجدداً با توان بيشتري وارد ميدان ادبيات شدند، البته با زباني سرشار از تازگي و طراوت و نزديک به زبان مردم روزگار. در بعضي از قالبها مثل غزل، شاهد آفرينش آثاري با مضامين حماسي بوديم، تشبيهات و استعاره هاي نو هم به اين آثار حلاوت و تمايز افزون تري بخشيد و البته خلاقيت ها تنها محدود به قالبهاي کهن شعر فارسي نشد و در قالبهاي شعر نو نيز آثار بسيار ارزنده و دلنشيني خلق شد.
در زمينه محتوا نيز در شعر معاصر رويکردي حماسي و معرفت شناسانه تر حاکم شد و بسياري از شاعران به سمت بيان ناگفته ها و استفاده از سوژه هاي ناب تر و حرکت در فضاهايي که کمتر مورد تکرار قرار گرفته است، پيش رفته و تصويرهاي جديدي را در اين عرصه ارائه نمودند که با حال و هواي زمانه اي که در آن زندگي مي کنيم متناسب تر، صميمانه تر و تأثيرگذارتر است.
آثار خلق شده در طي سه دهه اخير بيانگر اين واقعيت است که بر خلاف تصور برخي از شاعران، قالبها نقش چنداني در موفقيت يا عدم موفقيت يک شعر با مضمون مذهبي نداشته اند، بلکه توانايي شاعر و عمق انديشه و احساس اوست که توانسته موجب آفرينش يک اثر ادبي، با قابليتها و ظرفيتهاي بالا و تأثيرگذار باشد.
مثنوي هاي استاد علي معلم و احمد عزيزي، غزلهاي قادر طهماسبي و عبدالجبار کاکايي، شعرهاي سپيد مرحوم دکتر حسن حسيني و دکتر قيصر امين پور و آثار بسياري از شاعران ديگر که در اين عرصه ها و در قالبهاي مختلف کار کرده اند، اين ادعا را به سادگي اثبات مي کند.
در واقع آنچه بيشتر موجب مقبوليت يک شعر مي شود، اخلاص و دردمندي شاعر است. به قول معروف سخني بر دلها مي نشيند که از عمق دل برخاسته باشد. پشتوانه علمي و ادبي شاعر در مرحله بعد به سراغ شعر مي آيد و نقش خود را به عنوان مکمل ايفا مي کند.
شاعر آييني لازم است، تاريخ صدر اسلام را خوب مطالعه کرده و بشناسد. تعريف يک شعر خوب و اثرگذار احساس به علاوه احساس نيست، بلکه احساس به علاوه انديشه است و لازمه اين مهم مطالعه، تدبر و تعمق در تاريخ است.
علاوه بر اين، مانوس بودن با قرآن کريم و آثار گرانبهايي همچون نهج البلاغه و صحيفه سجاديه، هر يک از اين آثار افقهاي ناب و شگفتي را در پيش روي شاعر مي گشايد و او را در راه حصول به هدفي که دارد، ياري مي رساند.
بسياري از ماندگارترين آثار ادبي، نتيجه اشراف شاعر به تاريخ است. به عنوان مثال مولانا با آگاهي از جنگ خندق و نبرد امام علي(ع) و عمر بن عبدود، مثنوي زيباي «از علي آموز اخلاص عمل» را سروده است و ناآگاهي از تاريخ موجب مي شود تا شاعر در سطح بماند و به کلي گويي رو آورد. از سوي ديگر ممکن است در گرداب تحريف گرفتار شود و با تکيه بر شنيده ها و يا استنباط هاي نادرست، اثري را خلق کند که به لحاظ محتوا هيچ گونه ارزشي نداشته باشد.
شايد به جرأت بتوان ادعا کرد که در هيچ سرزميني به اندازه ايران ادبيات ديني با زندگي مردم عجين نيست. استقبال مردم اين ديار از ادبيات ديني به راستي شگفت و ژرف است. اين استقبال شورانگيز بدون شک از کرامات اهل بيت(ع) است و عالي ترين جلوه آن در مراسم دهه محرم و ديگر مناسبتهاي مذهبي کاملاً قابل لمس است. هر چند که شيعيان همواره دل در گرو محبت خاندان وحي دارند و در تمام اوقات با خواندن يا شنيدن شعري عميق متأثر مي شوند.
شعر ديني، شعر لحظه هاي خلوت عارفانه مردم اين سامان است. شعر ديني تا ژرفاي قلبها نفوذ مي کند و چشمها را به ميهماني زلال ترين اشکها مي برد و انسانها را در راه تزکيه و تهذيب نفس مدد مي رساند.
اين استقبال باشکوه از شعر، نتيجه سفارشهاي نبي مکرم اسلام(ص) و حمايتها و تشويق هاي عترت گرامي آن حضرت است که با مطالعه تاريخ ادبيات اسلام، اين نکته را بخوبي مي توان دريافت. بخصوص پس از واقعه عاشورا، ائمه معصوم(ع) با دعوت از شاعران متعهد، جريان عظيمي را در ادبيات بنيان نهادند تا حماسه مظلوميت سالار شهيدان با زيباترين و رساترين شکل ممکن به مردم و نسلهاي آينده منتقل شود. همچنين اين نکته قابل ذکر است که در تمام طول تاريخ هنر، دلپذيرترين و بالاترين تقديرها و تجليلها از شاعران، مربوط به دوران صدر اسلام است. |