|
* جواد نعيمي
«انتظار» تنها يک واژه است، اما قاموسي را در دل خويش نهفته دارد
انتظار يعني دويدن براي رسيدن به سپيده و نور!
انتظار يعني رويش بالهاي پرواز بر تن کبوتران راز و نياز!
انتظار يعني درآميختن با ذات نور و در آويختن با همه اهريمنان کور!
انتظار يعني دل سپاري به روشنايي آب و آيينه و آفتاب!
انتظار يعني به دست آوردن آمادگي براي پرواز به افقهاي صفا و فضيلت و پاکي!
انتظار يعني پويه با همه نيروهاي معنويت گرا، در گوشه گوشه دنيا!
انتظار يعني پيوستن به سپاه حق و دوري جستن از لشکر باطل!
انتظار يعني به دوش داشتن سلاح و صلاح و پايمردي در راه کسب فلاح! انتظار يعني تطهير شدن در زير باران ايمان و يقين و عمل کردن به رهنمودهاي کتاب مبين!
انتظار يعني گوش سپاري به فرامين نايب خورشيد، ولي فقيه زمان و ياري رساندن به اهداف آن گل بي خزان و خورشيد غايب فروزان! |