تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
تاريخ
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
پرونده
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-01-02
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 12دی ماه 1388


هنوز هم هنديها گروهي از هموطنان خود را بيگانه مي دانند ؛ بدترين شغل دنيا



* وحيد عماد
بدترين شغل دنيا از نظر شما چيست؟ البته هر کسي با توجه به رضايت يا نارضايتي خود از شرايط کار يا حقوق پرداختي يا





محيطهاي کاري اين پاسخ را به گونه اي خاص خواهد داد، اما بسياري از کساني که از هندوستان ديدن کرده اند شرايط کاري کارگران بخش تخليه فضولات و لجنهاي سيستم فاضلاب شهري دهلي نو را بدترين شغل عالم مي دانند !
اين نه به خاطر حقوق فقط 2 دلار در روز يا مدفون بودن تا کمر در فضولات و کثافتهاي انساني و شهري است،بلکه به تفاوت طبقاتي بخشي از جمعيت فقير هند اشاره دارد که در پايين ترين رده بندي انساني قرار دارند و در واقع «نجس» يا داليت و غير قابل لمس دانسته مي شوند و هميشه در حاشيه زندگي هنديها قرار دارند.





راکش، با سرپرستي زن و سه دخترش بيش از 10 سال است براي شرکت متصدي تخليه فضولات از سيستم فاضلاب پايتخت 16 ميليون نفري هند با حقوقي کمتر از 100 دلار در ماه کار مي کند! شرکت کارفرماي راکش در حدود 8 هزار نفر را براي اين کار در استخدام دارد و فقط در 7 سال گذشته هزار نفر از آنها را به سينه قبرستان سپرده است که در اين ميان 200 نفر بر اثر استنشاق گازهاي سمي و 800 نفر بر اثر هپاتيت و سل جان سپرده اند! (بنا به ادعاي کارفرما وسايل ايمني شخصي موجود است، ولي بنا به تکذيب سرکارگران و حتي مهندسان مجموعه، اين وسايل در اختيار نجسها گذارده نمي شود! )
پس از استقلال هند، همه شهروندان از حقوق برابر برخوردار شدند و براي توهين به اين قشر مجازات در نظر گرفته شد. مهاتما گاندي واژه «بندگان خدا» را به جاي برچسب «نجس» به آنان اعطاء کرد. اما با وجود همه اين تمهيدات 60 سال پس از استقلال هنوز «نجس ها» از ابتدايي ترين حقوق انساني محروم هستند. آنها پست ترين کارهاي جامعه را انجام مي دهند و تنها براي زنده ماندن مبارزه مي کنند. جمعيت داليت ها حدود 260 ميليون نفر است و رييس جمهور فقيد هند، نارايانان و روشنفکر بزرگ تاريخ هند، دکتر آمبدکار، هر دو داليت بودند !
پافشاري سرسختانه داليت ها در برابر ادامه رويه «لمس ناپذيري» سبب شد تا هندوها در يک روستاي ايالت تاميل نادو دست به خشونت بزنند. در 18 فوريه 2008 سيزده زن و بچه داليت در حمله هندوها مجروح شدند. داليت ها در آن موقع پس از شرکت در يک تظاهرات عليه تبعيض در منطقه، بي خبر به خانه هايشان بازمي گشتند که 500 نفر ناگهان با داس و چوب و آهن به خانه هاي داليت ها حمله ور شدند و سه آلونک و يک کومه را به آتش کشيدند.
حادثه 18 فوريه اوج روابط تيره بين داليت ها و هندوها بود. اين حادثه وقتي شروع شد که مالکان بعضي قهوه خانه ها به تعدادي داليت که روي سکوي جلو قهوه خانه نشسته بودند پرخاش کردند و از دادن چاي به آنان خودداري نمودند. داليت ها که براي شرکت در يک مراسم سوگواري حضور پيدا کرده بودند متوجه شدند تمام قهوه خانه هاي روستا که تحت کنترل هندوها هستند رويه «لمس ناپذيري» را در دادن چاي به کار مي برند. بدين معنا که در ليوان هاي يک بار مصرف براي داليت ها و در ليوانهاي شيشه اي براي ديگران چاي مي ريزند.( نظام دو استکاني آنچنان که مشهور است يکي از شکلهاي متعدد سنت «لمس ناپذيري» است که با وجود منع قانوني اجرا مي شود)
داليت هايي که شاهد اين ماجرا بودند، خبر انجام اين عمل را پخش کردند و يک سازمان حامي داليت ها گزارشي را خطاب به پليس منتشر کرد. هندوها از اينکه سازمان داليت ها درگزارش ارائه شده به پليس خواستار تعطيلي همه 13 قهوه خانه شده بود، خشمگين شدند.
چند روز بعد، پليس ترتيب يک نشست صلح بين داليت ها و غير داليت ها را در پاسگاه داد. در اين نشست وقتي مالکان قهوه خانه ها گفتند آماده هستند تا در ليوانهاي يک بار مصرف به همه چاي بدهند، داليت ها خواستار آن شدند که به همه (داليت ها و غير داليت ها ) در ليوان هاي شيشه اي يا استيل چاي داده شود! اين خواسته براي غيرداليت ها قابل پذيرش نبود و بنابراين آشتي صورت نگرفت !
در اين نشست همچنين داليت ها خواهان آن شده بودند که اجازه يابند به معبد محلي وارد شوند و از سالن اجتماعات روستا استفاده کنند، اما غيرداليت ها با آن مخالفت کرده بودند و نشست صلح نمي توانست به نتيجه اي دست يابد. يک روز پيش از نشست مالکان دو قهوه خانه سعي کرده بودند تا مغازه هايشان را باز کنند، اما هندوها آنها را مورد حمله قرار داده و از باز کردن مغازه ها جلوگيري کردند.
يک مطالعه انجام شده در ايالت تاميل نادو نشان داد پستچي ها نيز عمل «لمس ناپذيري» را انجام داده اند. در دو روستاي بخش «مادوري» پستچي ها، بسته هاي پستي را به آدرس داليت ها ارسال نکرده اند و داليت ها ملزم شده بودند بسته هايشان را در اداره پست تحويل بگيرند.
اين مطالعه که به وسيله «جبهه نابودسازي لمس ناپذيري تاميل نادو» انجام شده است همچنين به موارد نقض قانون عليه لمس ناپزذري در ميان وسائل حمل و نقل عمومي دست يافته است. در ميان اين موارد قانون نانوشته اي است که براي سوار شدن هندوها به اتوبوس نسبت به داليت ها ارجحيت قائل است. اتوبوسها در مناطق داليت نشين توقف نمي کنند، کارمندان بخش حمل و نقل بدون دليل به مسافران داليت پرخاش مي کنند و داليت ها حق استفاده از اتوبوسهاي سقف دار را ندارند. بدتر از آن نقش مدارس و معلم ها در جاودانه کردن «لمس ناپذيري» و افشاندن بذر تبعيض در ذهن کودکان است.
مطالعه دريافته است کودکان داليت اغلب توسط معلم ها و به پيروي از آنها به وسيله دانش آموزان متعلق به گروه هاي اجتماعي هندو، سرخورده و مأيوس شده بودند. در بسياري از مدارس دانش آموزان داليت مجاز به استفاده مشترک از آب با دانش آموزان هندو نبودند.
براي تنبيه يک پسربچه شيطان داليت، معلم ها مي دانستند که براي سرزنش کردن وي، بايد او را با نام داليتش صدا بزنند. اگر بنا به تصميم معلمي يک دانش آموز داليت براي تنبيه شدن بايد کتک مي خورد، اين وظيفه به دانش آموز داليت ديگري محول شده بود. فراتر از همه اينها، مطالعه به خودداري سيستماتيکي در مدارس پي برده است که برابر آن از دانش آموزان داليت ثبت نام به عمل نيامده بود. از يافته هاي ديگر اين مطالعه اين بود که در بعضي مناطق حتي در فروشگاه هاي «نظام توزيع عمومي» لمس ناپذيري مراعات شده بود.
بنا به گزارش از داليت ها خواسته شده بود که براي گرفتن کوپن در روزهاي خاصي از هفته مراجعه کنند.
گذشته از اينها مطالعه به بعضي از محدوديتهاي خاص اعمال شده بر داليت ها دست يافته است. براي مثال آنها از غذا دادن به سگها منع شده بودند. در بعضي روستاها در جريان جشنهاي مذهبي، داليت ها مجبور شده بودند دور از چشم هندوها به نظاره جشن بايستند.
نظام دو استکاني در آن داليت ها و غير داليت ها در دو ظرف جداگانه چاي مي نوشند، هنوز در بسياري از مناطق مرسوم است و داليت ها مجبورهستند براي نوشيدن چاي روي زمين بنشينند، بر خلاف هندوها که روي صندلي يا نيمکت مي نشينند.

  


کريسمس را با درخت مشهور آن مي شناسند...؛ صنوبر آرزوها



کريسمس در آلمان يک جشن خانوادگي و از جمله مراسمي است که در اين کشور به شکل ويژه اي جشن گرفته مي شود. از حدود





يک ماه پيش از آغاز سال جديد ميلادي و شب ميلاد مسيح در هر گوشه و کناري در شهرها، بازارچه هاي خريدي برپاست که سوسيس و سيب زميني سرخ کرده، از اجزاي دائمي آنها هستند. اگر در سالهاي گذشته، نام بازارچه هاي ايام کريسمس، همه را به ياد شهر نورنبرگ آلمان مي انداخت، امروزه در هر ميدان کوچک در هر شهر دور افتاده اي، بازارچه اي برپا مي شود.گذشته از بازارچه هاي کريسمس، نشانه هاي ديگري نيز براي اين ايام وجود دارد، نشانه هايي چون درخت صنوبر تزئين شده، «تاج گل کريسمس» و «مسيح کوچک». اما تاريخچه بسياري از آداب و سنن رايج امروزي در آلمان، به قدمت ريشه هاي مذهبي کريسمس نيست. بسياري از سنن اين ايام به قرن 19 ميلادي باز مي گردند و برخي اصلاً ريشه مذهبي ندارند. بابانوئل معروف ترين شخصيت کريسمس است، پيرمردي مهربان با ريش سفيد پرپشت، شنل قرمز و کوله اي پر از هديه براي کودکان. کارت پستالهاي قديمي نشان مي دهند اين شخصيت دست کم از قرن نوزدهم ميلادي وجود داشته است. البته لباس قرمز و سفيد بابانوئل به تبليغ شرکت کوکاکولا در سال 1931 بازمي گردد. يکي از شخصيت هاي کريسمس در آلمان «مسيح کوچک» است.
بسياري از شعرهاي کريسمس در مورد اين شخصيت فرشته مانند سروده شده است. اين همان شخصيتي است که به گفته پدران و مادران، وقتي کودکان خوابند براي شان هديه مي آورد. «مسيح کوچک» را مارتين لوتر، کشيش آلماني، در سال 1530 به دنياي مسيحيت معرفي کرد.
هديه کودکان لوتر را نه پاپانوئل، بلکه «مسيح کوچک» براي شان آورد. اين گونه بود که اين شخصيت، کم کم وارد جشنهاي خياباني شد، با پوششي شبيه فرشته و با همراهي ديگر فرشتگان در خيابانها به راه افتاد، به خانه ها رفت، به خانواده ها سر زد و به کودکان هديه داد. از زمان مارتين لوتر بود که ارزش ويژه اي به مراسم کريسمس نهاده شد. سالهاي سال به اشتباه تصور مي شد او درخت صنوبر را نيز وارد اين مراسم کرده است. نقاشان قديمي، مارتين لوتر و خانواده اش را در زير درخت صنوبر تصوير کرده اند. اين آثار اما ريشه در قرن 19 ميلادي دارند و طرح آنها واقعي نيست. پيشينه درخت صنوبر به تصوير بهشت در کليساي قرون وسطي باز مي گردد. در آن زمان درخت صنوبر در روز 24 دسامبر به عنوان «درخت معرفت» آراسته مي شد، در حالي که آدم و حوا زير آن نشسته بودند. درخت صنوبر تزئين شده کم کم از کليساها به ميدان شهر و کاخ اعيان و اشراف راه پيدا کرد و سرانجام در قرن 19 ميلادي به خانه مردم عادي وارد شد. مدت زيادي طول نکشيد که ديگر کريسمس بدون درخت صنوبر براي آلماني ها کريسمس نبود. جنگ آلمان با فرانسه در سالهاي 1870 - 1871 نقش مؤثري در فراگير شدن صنوبر داشت. در اين نبرد، به دستور فرماندهان ارتش و به نشانه اتحاد براي حفظ ميهن، در خاکريز تيراندازان درخت صنوبر برپا مي شد.
«تاج گل کريسمس» حلقه اي (معمولاً) از برگ صنوبر است که 4 شمع روي آن قرار دارد. اين شمعها به نوبت از چهار هفته مانده به تولد مسيح، (هر يکشنبه يکي از شمعها) روشن مي شوند. به گفته آلوئيس دورينگ، مردم شناس، اين تاج در قرن 19 ميلادي توسط هاينريش فن ويشرن، استاد آلماني رشته الهيات، به مراسم کريسمس وارد شد. اين تاج که در ابتدا 24 شمع داشت، امروزه در خانه ها، ساختمانهاي عمومي، بيمارستانها و مراکز خريد آلمان، در کنار درخت صنوبر قرار مي گيرد. دورينگ سنت هديه دادن و هديه گرفتن در کريسمس را قديمي ترين سنت در ميان آداب اين ايام مي داند که ارتباطي با مذهب ندارد. به گفته او، جشنهايي در زمان روم باستان، در اين فصل سال برگزار مي شدند که در آنها هديه داده مي شد. هديه دادن به مناسبت سال جديد نيز بعدها رواج پيدا کرد. سنت هديه دادن، از جشنهاي رومي وارد مسيحيت و مراسم کريسمس نيز شد.به باور دورينگ، سنت هديه دادن در سده هاي آينده هم ادامه خواهد داشت، حتي اگر جشن خانوادگي با تاج گل کريسمس، صنوبر يا «مسيح کوچک» برگزار نشود.

  


به انتخاب پنجره







ماهيگيران صبور اهل استان جيلين چين، به شيوه سنتي طعمههاي خود را با وسايلي ويژه به دام مي اندازند.





اعضاي اين خانواده ظاهراً شجاع(! ) در حياط خانه شان در ونکوور آتش را وسيله نمايش خود قرار داده اند.





برخورد يک شير آرژانتيني با توله هاي بازيگوشش در باغ وحش سن ديگو براي همه ما عبرت آموز است!





شهرت اين بچه فيل نوزاد را مي توان از تعداد عکاساني که او را در باغ وحش مونيخ احاطه کرده اند، فهميد.

  


ژرمن ها در پي خلق سرگرمي هاي تازه مردانه؛ غريبه ها در آشپزخانه!



ناشران مجلات در آلمان اغلب از کاهش شمار فروش شان شکايت دارند و از آمار پايين آگهي هايي مي گويند که براي چاپ به دفتر مجله ارسال مي شوند.






در بحبوحه کسادي فروش، يکي از ناشران آلماني با چاپ سه مجله مخصوص براي مردان در پي جذب مشتري برآمده است.
البته اين مجله ها هيچ کدام درباره صنعت خودروسازي يا دستاوردهاي تازه فناوري نيست که مردان عادت به خواندن آنها دارند، بلکه قرار است تا مردان را به دنياهاي ديگري علاقه مند کنند؛ مجله اي که با ديدي مردانه از دنياي ثروتمندان و افراد سرشناس مي گويد يا مجله ديگري که از دنياي تجارت و اقتصاد خبر مي دهد.
اما در اين بين شايد سومين مجله را بتوان نماينده شايسته اي براي اين «حمله انتشاراتي» دانست؛ مجله «بيف»، اولين مجله ويژه آشپزي و زندگي براي مردان اهل آشپزخانه.

صرفه جويي در وقت
شايد اين نکته چندان به چشم نيايد، اما طي ساليان اخير رفته رفته آشپزخانه براي بسياري از مردان به يکي از مکانهايي تبديل شده است که مي توان اوقات بيکاري را در آن گذراند.
يان اشپيل هاگن، سردبير مجله «بيف " ، مي گويد: «در اينجا بحث بر سر اين نيست که غذا سريع طبخ شود، سالم و از نظر مالي مقرون به صرفه باشد، يا اينکه بچه ها خوششان بيايد، بلکه نکته مهم تنها تفريح و تفنن است.»
به دليل همين تفريح و دور هم جمع شدن هم بوده است که در اين مجله مي توان دستورهاي طبخ غذايي را پيدا کرد که براي شش نفر يا بيشتر نوشته شده اند. طبيعي است زنان هم مي توانند از اين دستورها استفاده کنند، اما به احتمال قوي اين تنها مردان خواهند بود که از تبليغ اين مجله براي خريد آنلاين مواد غذايي استفاده خواهند کرد تا بدين وسيله به خود زحمت راه افتادن در فروشگاه ها را ندهند.
طبيعي است که آشپزي کردن به صرف وقت نياز دارد که گاهي ممکن است چندين ساعت هم به طول بينجامد. سردبير اين مجله مي گويد: «اما قطعا به اندازه سوار شدن به هوايپما و رفتن به يک شهر ديگر براي تماشاي مسابقات فوتبال جام قهرماني اروپا وقت نخواهد گرفت.»

پيوند مردان و بيف
بيف يعني گوشت گاو و انتخاب اين نام براي اين مجله ممکن است کمي پرسش برانگيز باشد. شايد پرسيده شود چرا نام سبزيجات يا غذاهاي گياهي براي اين مجله مردانه انتخاب نشده است؟ يان اشپيل هاگن براي اين پرسش هم پاسخي دارد: «براي اينکه ما مي خواستيم تأکيد مردانه محکمي داشته باشيم و سبزيجات چيزي نيست که در اين رابطه در لحظه اول به ذهن خطور کند. به صورت کليشه اي بيشتر سبزيجات را با خانمها و آشپزي مرتبط مي کنند.»
مجله بيف در يک کلام داراي همان خصوصياتي است که مردان نيز از آن بي نصيب نيستند: پيچيدگي، علاقه به خريدن چيزهاي گران، خوب، ظريف و کمياب.
البته اين مجله هنوز در اول راه است و بايد ديد آيا مردان اهل آشپزي به آن روي خوش نشان خواهند داد يا خير.

  


براي اين مرد، پول و طبيعت از ارزش يکساني برخوردارند ؛ «آقاي قهرمان»



آيا مي توان از راه شرافتمندانه به سود دست يافت؟ آيا ممکن است ابتکار موفق، سود سرشاري نصيب فرد نوآور کند و تأثير مثبتي





هم برمحيط زيست داشته باشد؟ براي مايکل برمنس، مبتکر بلژيکي، پاسخ مثبت است.
برمنس مدير اجرايي اکوور است؛ شرکت توليد کننده مواد شوينده و پاک کننده ساخته شده از ترکيبات گياهي و طبيعي. محصولات اين شرکت به لحاظ کيفيت و قيمت با ساير محصولات مشابه رقابت مي کند. صابون مايع، پودرهاي شوينده و مواد ضدعفوني کننده توليد اکوور حاوي فسفات و کلرين مضر براي محيط زيست نيستند و همه محصولات شرکت در بطريهاي پلي اتيلن قابل بازيافت عرضه مي شوند.
محصولات سازگار با محيط زيست، براي مصرف کنندگان هشيار درمورد مسائل زيست محيطي که رفته رفته بخش بزرگتري از جمعيت را تشکيل مي دهند، جذابيت زيادي دارند. اين جذابيت زياد البته به معناي فروش زياد هم هست که به نوبه خود سود خوبي براي شرکت اکوور در بر دارد ( 15 ميليون دلار در سال 2007 ). در اين ميان، همه برنده هستند: فرد نوآور، مصرف کننده، و مام طبيعت.
چنانچه قيمت محصولات برمنس با قيمت محصولات مشابه يکي بود و يا گران تر به فروش مي رسيد، داستان فرق مي کرد. محصولي خوب اما گران تر، حتي با داشتن برچسب سبز، نمي توانست موفق باشد. مصرف کنندگان به دنبال کيفيت، قيمت و سازگاري با محيط زيست هستند. اين کار ساده اي براي شرکتها نيست. معمولاً توليد محصولهاي ساخته شده از مواد طبيعي، گران تر است، که در نهايت قيمت تمام شده محصول را براي مصرف کنندگان بالا مي برد. به همين جهت، شرکتهايي که مواد طبيعي سازگار با محيط زيست توليد مي کنند، بايد با کارداني وارد عمل شوند.
برمنس که مجله تايمز در سال 2008 لقب قهرمان محيط زيست را به او داد، معتقد است در هر تشکيلاتي نتيجه تصميم گيري مبتني بر تمرکز زدايي، کارايي و نوآوري بيشتر است.
برمنس مي گويد، در تشکيلات جديد، نوآوري بايد زنده باشد و تنفس کند و اين امر همه سطوح را شامل مي شود- حتي کارگران کارخانه. در ضمن چه کسي بهتر از آنان که هر روزه با شيوه کار، روند آن، ماشين آلات و محصولات سرو کار دارند، مي تواند با اين امور بهتر آشنا باشد؟
جذب افکار و نظرهاي همه کارمندان، شايد به نظر کاملاً واضح باشد، اما در اکوور هميشه هم اين طور نبوده است. وقتي برمنس کار خود را آغاز کرد وضعيت به روش سنتي سلسله مراتبي اداره مي شد: «وقتي من کارم را در اکوور شروع کردم، ارائه نظرهاي تازه درمورد اينکه شرکت چه راهي بايد در پيش بگيرد، با بخش تحقيقات و پژوهش بود، اما اکنون همه بخشهاي شرکت در رشد کار و درآمد نقش دارند.»
براي اين اکوور نمونه اي در نوآوري، نه تنها درمورد توليد محصولات سازگار با محيط زيست، بلکه در پيشبرد روندي است که نتيجه آن دستيابي به محصولات با کيفيت برتر و مقرون به صرفه است.
موفقيت شرکت اکوور در 26 کشور جهان نشانگر اين امر است که مي توان با نوآوري و ارائه کار خوب، سود خوبي نيز کسب کرد- و همه اين کارها را با هم انجام داد.

  


آنتن



تلويزيون اچ دي با قابليت اتصال به اينترنت
به گزارش پي سي ورلد، اين نمايشگر فوق باريک تصاوير را با کنتراست يک ميليون به يک پخش مي کند و به پردازنده تصويري BRAVIA3 Engine مجهز شده است. شرکت سوني براي اين نمايشگر قابليت پخش تصاوير به صورت سه بعدي را نيز در نظر گرفته و اعلام کرده کيفيت تصوير در اين محصول به صورت HD است.
اين نمايشگر قابليت اتصال به اينترنت را نيز دارد و از طريق فناوري BRAVIA Sync به رايانه ها متصل مي شود. براي نمايشگر پيشرفته 10 - XBR سوني چهار ورودي HDMI در نظر گرفته شده است و فناوري Light Sensor به کار رفته در آن باعث مي شود نور پس زمينه به صورت خودکار، بر اساس نور محيط تنظيم شود.
اين نمايشگر در دو اندازه 52 و 46 اينچ ساخته شده است که به ترتيب با قيمت 5000 و 4500 يورو فروخته مي شوند.

باريک ترين دستگاه چند رسانه اي قابل حمل جهان ساخته شد
به گزارش پي سي ورلد، اين شرکت محصول جديدي با نام 1304 - CVSJ - به بازار معرفي کرده است که به گفته کارشناسان، باريک ترين Player MP3 در جهان محسوب مي شود.
ضخامت اين دستگاه فقط 4/5 ميلي متر است و شما مي توانيد 4 گيگابايت اطلاعات مورد نظر خود را در آن ذخيره کنيد. دستگاه صوتي قابل حمل 1304 - CVSJ که قابليت پشتيباني از فرمت ASF را هم دارد، امکان اجراي تمام فايلهاي صوتي را فراهم مي کند.
اين دستگاه برنامه هاي موج FM راديو را هم پخش مي کند و با ورودي 2/0 USB ، به شما امکان مي دهد فايلهاي صوتي مورد نظر خود را در کوتاه ترين زمان ممکن انتقال دهيد.
ضخامت اين دستگاه ديجيتالي به اندازه ضخامت 4 کارت اعتباري بوده و هم اکنون با قيمت 39/55 دلار وارد بازارهاي جهاني شده است.

فاير فاکس 3/5 پيشرو در بين مرورگرها
سجززغت سبخثشبمدير مؤسسه Stat Counter مي گويد: امروزه فاير فاکس 3/5 محبوب ترين مرورگر دنياست.
وي همچنين اضافه مي کند؛ تمام نسخه هاي فاير فاکس به اندازه تمام نسخه هاي اينترنت اکسپلورر مورد استفاده قرار نمي گيرد. آمارها نشان مي دهد سهم بازار فايرفاکس در حال افزايش است، در حالي که سهم بازار اينترنت اکسپلورر در حال کاهش است. سرعت بالا آمدن صفحات در فاير فاکس بالاتر از اينترنت اکسپلورر است و بسياري از ويروسها فقط از طريق اينترنت اکسپلورر وارد مي شوند.

ارمغان ميکروسافت؛ کمکهاي تکنولوژيکي در حوادث
بززدسشپمدير ارشد مديريت حوادث ميکروسافت، گروه کوچکي است که حمايتهاي نرم افزاري قوي براي سازمانهاي دولتي و غير دولتي که مسؤوليت کمک به حوادث سراسر جهان را دارند.
به گزارش Infoworld ، در شرايطي مثل حوادث طبيعي که به قطع کامل ارتباط منجر مي شود، افراد تيم او مي توانند به آن منطقه سفر کنند و شبکه Wireless را کار بگذارند که توسط امدادگران مي تواند مورد استفاده قرار بگيرد.
وي گروه هفت نفره اي را مديريت مي کند که در سه سال گذشته به 24 بحران در سراسر جهان ياري رسانده اند. ( از قبيل زلزله Sichua در چين). خدماتي که مايکروسافت ارائه مي دهد شامل فناوري و محصولات ارتباطي و خدماتي رايگان است که شامل وب سايتهاي دولتي است که افراد مي توانند اطلاعات فوريتي را در زمان حادثه داشته باشند.

  


محبوبيت پيامک در ميان کاربران سالمند



طبق يک بررسي که توسط فراهم کننده راهکارهاي ارسال پيام Tekelec انجام گرفته، پيام نويسي در ميان افراد سالمند بيشتر رايج شده و 44 درصد از افراد 35 تا 44 سال و 14 درصد افراد بالاي 45 سال بيش از 30 پيامک در هفته ارسال مي کنند.
با اين همه، پيام نويسي همچنان در ميان گروه سني 25 تا 34 سال محبوب مانده و 40 درصد از افراد متعلق به اين گروه سني بيشتر احتمال دارد از تلفن همراه شان به جاي انجام مکالمه، براي ارسال و دريافت پيام استفاده کنند.
همچنين بر اساس اين بررسي، پيام نويسي در ميان زنان محبوب تر از مردان بوده و در مقايسه با 30 درصد از مردان، بيش از 40 درصد زنان، خود را ارسال کننده پيام توصيف کرده اند که تا اندازه اي به محبوبيت رأي گيري تلويزيوني از طريق پيامک براي برنامه هاي معروف مربوط مي شود.

  


وقتي تلفن همراه جهان را تسخير مي کند



بر اساس گزارش 424 صفحه اي اينترنت موبايل اين مؤسسه، سيکل اينترنت موبايل که پنجمين سيکل رايانشي 50 سال گذشته ناميده شده، تازه شروع شده است و در مدت پنج سال کاربران بيشتري با استفاده از دستگاه هاي قابل حمل در مقايسه با رايانه هاي دسکتاپ به اينترنت متصل مي شوند که خبر خوبي براي اپراتورها، سازندگان گوشي و طراحان نرم افزار محسوب مي شود.
اين تغيير بخشي از فرآيند فناوري جديد است که تا اندازه اي توسط شرکتهايي مانند اپل، فيس بوک، گوگل و آمازون و با ظهور دستگاه هايي مانند تبلت ها به پيش رفته است.
رشد و به کارگيري فناوري نسل سوم، شبکه اجتماعي، محتواي ويديويي، VoIP ، سخت افزار پيشرفته و همچنين فرصتهاي موجود در بازارهاي نوظهور از عوامل رشد اينترنت موبايل شمرده شده اند و طبق اين گزارش، پنجمين سيکل رايانشي متفاوت تر از سيکلهاي قبلي بوده و سريع تر، بزرگ تر و جهاني تر خواهد بود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com