تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
تاريخ
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
پرونده
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-01-02
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 12دی ماه 1388

[ پرونده ]
 * مد يعني مصرف
 * ضرورت جهت دهي به حس زيبا دوستي جوانان ؛ مد؛ نقطه توافق به جاي محل تقابل!
 * چه بايد کرد؟ سلطه سياسي در پوشش مد
 * مد در حرمسراي شاه قاجار!
 * تحليل اشاعه فرهنگ مصرف در قالب مد؛ دلارهاي ايراني مفت حراج مي شوند
 * بنيانگذار مسابقات آرايشگري: مد در ايران خلق نمي شود
 * ضيافت پز در جلسات زنانه
 * کارشناسان از ضرورت ساماندهي يک پديده اجتماعي مي گويند؛
زندگي پشت نقاب مد!
 * وقتي که لجبازي مد مي شود؛ حکايت پسران دخترنما
 * گشتي در محله تاناکورا
 * بررسي رابطه مد با فساد در گفتگو با کارشناسان قضايي؛ وقتي «مد» جرم مي شود
 * غربت رستم پهلوان!
 * از مارک فروشي تا مارک دزدي
 * پوشاک در چنبره قاچاق
 * عقده هاي دروني در زير پوسته مد
 * مانتويي شبيه کت مردانه...
 * ديدگاه ايرانيان خارج از کشور درباره مد؛ طلاق، به خاطر جنون مد!
 * مالزي، پايتخت مد اسلامي جهان
 * در گفتگو با دکتر سالم، جامعه شناس و کارشناس امور جوانان بررسي شد؛
بومي سازي مد؛ اقدامي که هرگز انجام نشد!
 * کابوس ورشکستگي
 * خريد وسايلي که در حد دکور باقي مي مانند؛ اشرافيگري در خانه 45 متري!
 * يک طراح: دولت چرا سرمايه گذاري نمي کند؟
 * چند ساعت با بچه پولدارهاي پايتخت ؛ مي خواهم «تک» باشم
 * آنها انتظارش را نداشتند! ؛نگاه يک فيلم ايراني به پديده مد
 * تابلوهاي متحرک در خيابان
 * در عالم خيال
 * عضو کميسيون امنيت ملي با تشريح شيوه هاي جديد تهاجم فرهنگي تأکيد کرد؛
ترويج استفاده از لباسهاي بومي
 * اين رسم مسلماني نيست...

مد يعني مصرف



* غفار پارسا
مد يا همان fashion يکي ازشکلهاي رفتار جمعي است، و به معناي سليقه، اسلوب، روش و شيوه به کار برده شده است و در اصطلاح عبارت است از: روش و شيوه اي موقتي که بر اساس ذوق و سليقه افراد يک جامعه، سبک زندگي را تنظيم مي کند.






مد يک نهاد اجتماعي است يعني شبکه اي از روابط که متضمن ارزشها و هنجارهاست ونيازي را برآورده مي کند. مدگرايي حاصل زندگي معاصر نبوده بلکه در تمام دوران زندگي بشر بوده و هست و خواهد بود.ويژگي بارز مد اين است که در طول تاريخ و زمان الگوي خاصي داشته و به آهستگي شروع به حرکت مي کند و آنگاه رفته رفته نيرو مي گيرد و زماني که به اوج خود مي رسد رو به زوال مي گذارد و در نهايت از ميان مي رود و جاي خود را به مد ديگري مي دهد.خصوصيات واقعي «مد» ايجاب مي کند که در يک مقطع به وسيله بخشي از يک گروه معين، يعني اکثريت عظيمي که تنها در مسير پذيرش آنها هستند به مرحله اجرا در آيد. ولي به مجرد آنکه يک نمونه از مد مورد قبول عام قرار گرفت ديگر نمي توان از مد سخن گفت.اين پديده اجتماعي از جنبه هاي گوناگون اعتقادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، زيباشناسي و رواني قابل بررسي و کنکاش است. عده اي آن را نشانه رشد و تمدن و عده اي ديگر در مقابل آن را نشانه غرب زدگي مي دانند.
البته هستند کساني که نسبت به پديده مد، نظري حد وسط قائل و با جداسازي کارکردهاي مثبت و منفي آن، سعي دارند به جاي توصيف مد، زمينه ها و علت گرايش به مد را توضيح دهند. از لحاظ رواني نيز مي توان گفت که «مد» نوعي خودنمايي و نياز به جلب توجه ديگران درتمامي اقشار دارد که افراد سعي دارند، خود را از اين طريق نشان دهند.اريک فروم در کتاب گريز از آزادي مي گويد: « هر انساني به احساس خاص و منحصر به فرد بودن نياز دارد. اگر نتواند اين احساس را از طريق خلاقيت ايجاد کند، آن را از راه همانندسازي با انسانهاي ديگر تحقق مي بخشد». اين همان چيزي است که پروفسور فرامرز رفيع پور نيز از آن به عنوان نابرابري ياد مي کند.
وي معتقد است مدسازي ريشه در نابرابريهاي اجتماعي دارد و از آنجا که منابع اقتصادي و منزلتي محدود و پايان يافتني هستند، افراد همواره به دنبال به حداکثر رساندن سود واتخاذ رفتاري مناسب براي جذب اين منابع مي باشند.
نکته مهمي که در اين چرخه قابل توجه است لطمه هاي وارد شده بر فرهنگ مي باشد. در اين چرخه همان گونه که طبقات پايين تر جامعه از نوع و شيوه زندگي طبقات بالاتر جامعه پيروي مي کنند در بعدي وسيع تر نيز کشورهاي در حال توسعه از کشورهاي پيشرفته تر پيروي مي کنند و همين جاست که لطمات جبران ناپذيري بر فرهنگ ملتها وارد خواهد آمد.در واقع پيروي از مدها، جوامع را به سوي مصرف گرايي که اکثرا توليدات کشورهاي خارجي مي باشد، سوق مي دهد که به دنبال خود زندگي مصرفي و فرهنگ خاص کشورهاي مبدأ را به دنبال خواهد داشت که به تدريج باعث ايجاد تغييرات اساسي فرهنگي در سبک و شيوه زندگي کشورهاي مقصد مي گردد.
با نگاهي کوتاه به اين امر، پي مي بريم که پيروي کردن از فرهنگ مدگرايي، زيانهاي جبران ناپذيري به فرهنگ و روح وروان انسانها و بويژه جوانان که بنا بر مقتضيات سني و روحي بيشترين الگو پذيري را دارند، مي گذارد که يکي از آنها ايجاد نوعي بي هويتي و از خود بيگانگي است.هربرت مارکوزه، جامعه شناس آلماني در اين مورد معتقد است: در گذشته زمينه هاي بيشتري براي خلق انسانهاي قوي و استوار فراهم بود، افرادي براي خود تصميم گرفته و سبک زندگي مورد علاقه خود را انتخاب مي کردند. آنها درون دارتر از انسانهاي ضعيف امروزين بوده اند، در مقابل انسانهاي امروزي از توان لازم براي مقابله با جبرهاي اجتماعي و تحرکات بيروني برخوردار نيستند و بسته به ميزان تأثيرگذاري و شدت عوامل اجتماعي، سبکها و شيوه هاي زندگي گاهي ضد و نقيضي را پيش مي گيرند.او مي گويد: امروزه فرهنگ عوام گونه، مصرف گرا، غير خلاق و منفعل در جامعه رشد مي يابد و بدين ترتيب فرد مبدل به ابزاري براي برآوردن اهداف نظامهاي مدگرا مي گردد.

  


ضرورت جهت دهي به حس زيبا دوستي جوانان ؛ مد؛ نقطه توافق به جاي محل تقابل!



* رسول بهروش
مد و مدگرايي، کلمات و اصطلاحاتي هستند که در نگاه اول «دافعه» دارند و دست کم براي طيف سنتي جامعه، به نوعي آزاردهنده تلقي مي شوند.






بسياري از هواخواهان ارزشهاي کهن جامعه، تصور مي کنند گرايش نسل جوان و نوپا به «مد» مي تواند آرمانهاي اصلي اجتماعي را به مخاطره بيندازد و به ظاهرپرستي نسل جديد بينجامد. افسوس واقعي، البته آنجاست که رگه هاي پررنگي از چنين طرز تفکري، حتي در ميان مسؤولان، متوليان و سياستگذاران جامعه هم به چشم مي خورد و حتي آنان که خود به نوعي منشأ اثر در تحولات اجتماعي هستند، با زدن مهر مردودي روي جريان مدگرايي، اين «فرصت» مناسب را به يک «تهديد» خطرناک تبديل مي کنند.

اندازه نگه دار، که اندازه نکوست!
«خداوند زيباست و زيبايي ها را دوست دارد.» ترديدي نيست که براساس همين اصل آسماني، هر گونه گرايش انسانها به انواع کمال - حتي اگر از نوع جمال، آن هم در پوسته ظاهري اش باشد- قابل توجه است. بسياري از بزرگان دين و همچنين مشاهير سپهر علم، ادب و هنر، به آراستگي ظاهري شهرت داشته اند و به همين دليل، به هيچ وجه نمي توان رسيدگي به وضعيت ظاهري را امري نکوهيده تلقي کرد. حتي در جامعه بشدت جواني همچون ايران، برخاستن امواج گوناگوني از گرايشهاي مختلف پوشاکي و تزييني، اجتناب ناپذير است و نمي توان از آن جلوگيري کرد. طبع جوانان، به تنوع گرايش دارد و به همين دليل واضح است که آنچه «مد» خوانده مي شود در بين جامعه اي با معدل سني پايين - همچون ايران- جايگاه ويژه اي پيدا مي کند.
در اين بين، البته شکي نيست که پديده مدگرايي نيز مثل هر پديده اجتماعي ديگري مي تواند آفتها و آسيبهاي خاص خودش را داشته باشد.
اگر کساني لباسهاي بسيار جلف به تن مي کنند يا با طرز پوشش يا آرايش خود، هنجارهاي جامعه را زير سؤال مي برند، نمي توان اين کاستي ها را «ذاتي» خود مد و مدگرايي دانست. هر پديده مثبت ديگري - اگر مورد سؤ مصرف قرار بگيرد- مي تواند پيامدهاي منفي به همراه داشته باشد. اگر پسر بچه اي به دليل ناآگاهي، از فاصله نزديک و در ساعات طولاني مقابل تلويزيون مي نشيند و در نهايت دچار ضعف بينايي مي شود، نمي توان ايراد را متوجه دستگاه تلويزيون دانست.
در مورد مدگرايي هم داستان به همين منوال است. مي توان چنين نتيجه گرفت که نفس توجه به نوآوريها و موجهاي بديع ظاهري، امر مطلوبي است، اما همين پديده پسنديده مي تواند در اثر کجروي هاي گوناگون، به محاق زشتي ها کشيده شود.

به استقبال «تغيير اجتماعي» برويم
از بديهي ترين اصول جامعه شناسي تغييرات اجتماعي، يکي اين است که «تغيير» خواه ناخواه اتفاق خواهد افتاد و بنابه دلايل مختلف و متنوع نمي توان از وقوع آن پيشگيري کرد. بويژه در جامعه اي جوان با سيل دانشجويان و دانشآموزان ميليوني، وقوع تغييرات اجتماعي محتمل تر هم هست. با اين اوصاف و اگر گرايش به «مد» را نوعي تغيير اجتماعي به شمار آوريم، در خواهيم يافت که بهتر است سياستگذاران جامعه، به جاي فرار از آن و روي گرداندن از آن، به استقبالش بروند و آن را در حوزه اختيارات خود در آورند. اگر بدانيم توده علاقه مند به تنوع را مي شود با راهکارهاي نوانديشانه و جذاب، به سمت عناصر و ارزشهاي مطلوب و مقبول جامعه کشاند و مانع از جذب آنها در جبهه هاي مخالف شد، آنگاه است که کارخانه هاي پوشاک داخلي و تالارهاي نمايش ميهني، شروع به کار خواهند کرد و محصولاتي سازگار با هنجارهاي پذيرفته شده ايراني را ارائه خواهند داد؛ چنانکه طي ساليان اخير شاهد برگزاري شوهاي مد در ايران نيز بوده ايم.

اين يک نقطه توافق است
نگاه نو به مد و مدگرايي، مي تواند اين پديده اجتماعي را از محلي براي نزاع به نقطه توافق آحاد جامعه تبديل کند. کافي است آناني که دستي بر اين موضوع دارند و در دايره تحولات اجتماعي «نقطه پرگار» به شمار مي آيند، مشکلات ذهني شان را با علايق و سلايق پاکيزه جوانان و نوجوانان حل کنند تا نگاه تازه به مد، بتواند آن را به نقطه اتصال افکار و انديشه هاي گذشتگان و آيندگان بدل کند. اگر مسؤولان و فرهنگ سازان بتوانند با جهت دهي صحيح به گرايشهاي جوانان، محصولات کارآمد، جذاب و زيباي داخلي را در اختيار آنها قرار بدهند، علاوه بر ارضاي حس «زيبا دوستي» آنها، به تحکيم تعلق خاطر شان به هنجارهاي جامعه نيز کمک کرده اند و با بهترين سلاح ممکن، به جنگ تهاجم فرهنگي رفته اند.
فراموش نکنيم در جنگ ديجيتالي، بهترين اسلحه، خود «ديجيتال» است و برنامه ها و امواج مخرب برخي کانالهاي ماهواره اي را فقط با امواج برنامه هاي جذاب تر داخلي مي توان خنثي کرد، در دنياي مد هم به همين ترتيب است و به جاي قهر و غضب، با ارائه محصولات سالم جذاب تر مي شود به جنگ دشمني شتافت. اين طور نيست؟!

  


چه بايد کرد؟ سلطه سياسي در پوشش مد



* اختر ايرانپور؛ کارشناس آموزش و پرورش






مد هميشه در طول تاريخ بشر، همراه او بوده است و پديده منحصر به عصر حاضر نيست. اين پديده در هر دوره اي از تاريخ آگاهانه و با گزينش انتخاب و با توجه به فرهنگ و چهارچوبهاي فکري و اعتقادي جامعه صورت گرفته نه تنها موجب پيدايش نارسايي هاي فرهنگي و اجتماعي نشده، بلکه به عنوان يک دستاورد اجتماعي، به نوبه خود به رشد و تعالي فرهنگ و تمدن جوامع کمکهاي زيادي نموده و زمينه آراستگي ظاهري زندگي مردم و افراد را فراهم کرده است.
آنچه امروزه به عنوان مد و به صورت افراطي آن در جوامع مختلف رواج مي يابد، شکل مذموم و ناپسند آن است که عموماً از سوي کشورهاي سرمايه داري غربي به ساير کشورها رواج مي يابد. هدف از ترويج اين نوع از مد، تضعيف ارزشها، هنجارها، الگوهاي فرهنگي و در ادامه تضعيف اقتصاد، فرهنگ و سلطه سياسي بر ساير جوامع است. متأسفانه سودجويان در عرصه هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي براي رسيدن به اين اهداف به دنبال نوجوانان و جواناني هستند که در عرصه تجلي شکل گيري هويتي منسجم يا از هم پاشيدگي هويتي با مهم ترين جوانب رشد رواني اجتماعي خود دست و پنجه نرم مي کنند.
اين در حالي است که مهم ترين علت، فطرت و ذات انسانها و حس کمال جويي و زيبا دوستي آنهاست، اما صورتهاي افراطي آن يعني مدپرستي نتيجه جهل و ناآگاهي و ضعف ارزشهاي معنوي و تبليغات وسيع نظامهاي سرمايه داري و سودجو و يا آلوده شدن به رذايلي چون خودنمايي و فخر فروشي به وجود مي آيد.
در اين راستا رواج مدگرايي در کشورهاي جهان سوم به دليل اهداف سياسي و جان گرفتن فاشيسم اقتصادي يکي از راه هايي است که براي رشد و نمو در جهان پي گرفته شده است.
اعمال دلال هاي بين المللي بازرگاني و احساس خلا نسبت به فرهنگ سرزمين خود و پر کردن اين خلا با مدپرستي يکي ديگر از اهداف پشت پرده مد است.

چند راهکار
اما چگونه مي توان در چنين شرايطي از پديده مدگرايي و عوارض سؤ آن جلوگيري کرد؟براي پاسخ به اين پرسش به چند نکته اشاره مي شود.
ابداع مدهاي جديد با حفظ اصول اسلامي و فرهنگ ديني، عملي و ارائه زيبايي هاي پنهان در مقوله هاي اسلامي و ملي و ديني مان به جوانان و نوجوانان.
ترويج الگوهاي خوب در جامعه به جاي برخوردهاي خشک و افراطي.
پرکردن خلافرهنگي جامعه سنتي مان با حفظ اصول و طرح زيبايي هاي اسلام.
مدگرايي به يک خطر در زندگي انسان معاصر تبديل شده و نيروهاي فکري تأثير گذار، با استفاده از ابزار زندگي معاصر در جهت ترويج و تبليغ مباني مورد تأييد نظام ارزشي جامعه استفاده کنند. در نتيجه اين اقدام، نوجوان و جوان جامعه به جاي تأسي از الگوهاي غربي و جهاني، به الگوهاي خودي و مطابق ارزشهاي جامعه اسلامي تکيه خواهد کرد.
تلاش خانواده براي تربيت و پرورش نوجوانان و جوانان، کوششي براي بالا بردن سطح آگاهي خود و نظارت صحيح بر اوقات فراغت و معاشرت فرزندان.
آگاه سازي و آموزش استفاده صحيح از وسايل ارتباطي (کامپيوتر، اينترنت، ماهواره و...) توسط رسانه هاي جمعي که خود نيز يکي از مهم ترين کانال هاي رواج انواع مدهاي غربي هستند.
فرهنگ سازي و بالا بردن آگاهي عموم و بويژه جوانان از طريق بحث و نقد پيرامون مدهاي وارداتي و تأثيراتي که بر فرهنگ و ارزشهاي جامعه و آموزش تفکر چند بعدي در اين زمينه از راهکارهايي است که بايد مورد توجه قرار گيرد.
لباسها براساس فرهنگ ملي کشور طراحي شود، طراحي لباس نيازمند حمايت دولت است.

کلام آخر
تنوع طلبي غريزه انسان است. گاهي اين غريزه در مسير صحيح و همخوان با هنجارهاي اجتماعي پيش مي رود و زماني هم خلاف عرف جامعه حرکت مي کند. تنوع طلبي انسان راه را به روي بروز سليقه هاي گوناگون مي گشايد و از همين مسير است که بعضي سليقه ها بر اذهان افراد ديگر تأثير گذاشته و در جامعه شايع مي شود. در واقع مد همه گيرشدن يک فکر و سليقه در هيأت تقليد است.
بايد توجه داشت «مد» اين قديمي ترين پديده بشري که روزي به عنوان يکي از آثار تمدن انسان هاي کهن بوده است، امروزه به معضلي بويژه در کشورهاي جهان سوم تبديل شده است، بنابراين بررسي کارشناسانه و تأمل روي اين پديده از سوي مسؤولان، کارشناسان، والدين و تمامي دست اندرکاران تعليم و تربيت لازم و ضروري به نظر مي رسد.

  


مد در حرمسراي شاه قاجار!



اوايل سلطنت فتحعلي شاه قاجار که پاي مستشاران خارجي به ايران باز شد، پديده هاي نوظهور غربي نيز بتدريج به ايرانيان شناسانده شد و آداب و رسوم فرهنگي که ابتدا توسط خاندان سلطنتي تقليد شده بود، به مرور در طبقه هاي زيرين اجتماع نيز شيوع پيدا کرد.
ناصرالدين شاه اولين شاه ايران بود که به طور رسمي به فرنگ سفر کرده و توانسته بود مظاهر نوپاي تمدن غربي را از نزديک ببيند.
او با هديه هايي که از سفر اروپا براي حرمسراي خود آورد اولين پايه گذار مد غربي بود.
سلطنت 50 ساله ناصرالدين شاه سرآغاز آشنايي ايرانيان با تمدن و مظاهر غربي بود. فرستادن افرادي به فرنگ براي تحصيل از سوي عباس ميرزا و بازگشت آنها پس از اتمام تحصيل به ايران، آشنايي ايرانيان و بخصوص دربار با ماشين آلات صنعتي و غربي، آمدن سينما توگراف، تأسيس مدرسه جديد دارالفنون و روزنامه ها همه و همه مؤلفه هاي اين آشنايي بودند.
اين جريان بعدها نيز استمرار يافت و اغلب شاهان قاجار در سفرهاي خارجي خود تحت تأثير مظاهر و فرهنگ غربي قرار گرفتند.
به هر حال واژه مد در لغت به معناي سليقه، اسلوب، روش، شيوه و... به کار مي رود و در اصطلاح، عبارت است از روش و طريقه اي موقتي که براساس ذوق و سليقه افراد يک جامعه و سبک زندگي از جمله شکل لباس پوشيدن، نوع رفتار و... را تنظيم مي نمايد.
نکته قابل تأمل در اين تعريف، موقتي بودن آن است، بنابراين مي توان گفت مد به تغيير سليقه ناگهاني و مکرر همه يا بعضي از افراد يک جامعه اطلاق مي شود.
از نظر تاريخي، اين پديده از جنبش دانشجويي دهه 60 فرانسه و جنبش هاي ضد جنگ ايالات متحده در دهه 80 ميلادي، مدل لباس، مدل موسيقي، سر و وضع و آرايشي را به ارمغان آورد که حاصل جمع اين مدها به مرور در جهان انعکاس پيدا کرد و حال که عصر ارتباطات است، سرعت انتقال و کپي برداري از اين مدها و مدل ها بيش از پيش شده است.
در دهه 70 ميلادي جنبش هيپي ها و هيپيزم، در دهه 80 ميلادي مقوله پانک و پانکيزم و در دهه 90 ميلادي رپ ها و رپيزم و حالا هم که نوبت هوي متال ها و... است.
اين موج ها عمدتاً از ايالات متحده آمريکا به تمام جهان و بويژه کشورهاي جهان سومي فرستاده مي شود. جنبش پانک و پانکيزم از محله «هارلم» نيويورک رسميت پيدا کرد و اتفاقاً رپ هم با همان مشتقات پانک از جنوب نيويورک و از محلات فقيرنشين نيويورک به دنيا رسيد.

  


تحليل اشاعه فرهنگ مصرف در قالب مد؛ دلارهاي ايراني مفت حراج مي شوند



سرآغاز:
به سومين رديف مانتوها که رسيد با دست يکي، يکي آنها را کنار زد، نگاهش روي يکي از آنها ثابت شد.مادرش دستش را کشيد و





با دلخوري گفت: «اين چيه؟ نه جنس داره نه ريخت.»
دختر رو به مادرش اخم عميقي کرد، فروشنده جوان چند قدم جلو آمد. نگاهي به مانتو کرد؛ «اينها تازه برامون اومده، طرحش جديده، رنگش هم مد ساله، از صبح که آورديم خيلي از آن فروختيم، فقط همين چند تا مونده.»
مادر با نوعي زرنگي چند قدم جلوتر رفت به رديف آخر که رسيد براي جلب توجه دختر، صدا زد؛ «ليلا بيا، اين چطوره؟» دختر با بي ميلي نگاه کرد. رويش را برگرداند. با صدايي نسبتاً بلند گفت: «من همين را مي خواهم، مده، همه دارند مي پوشند.»
زن نيشخندي زد و آرام گفت: «مد،...»

مانيفست و اهداف
جريان مد و مدگرايي، ترويج مصرف کالاهايي نه چندان ضروريبا طرح، رنگ و نشانهاي خاص، بدون آن که از جمله نيازهاي اساسي محسوب شود، جرياني جهاني است که امروزه اکثر جوامع در نقاط مختلف دنيا با آن روبه رو هستند. اگر هنگام عبور از خيابانهاي شهر بخصوص مراکز اصلي خريد، نگاه اجمالي به ويترين مغازه ها بيندازيم به آساني متوجه خواهيم شد که مدل و رنگ خاصي از لباس در تمام آنها مشترک است.البته مسأله به همين جا ختم نمي شود، بلکه مد پديده اي است که تمام کالاها از جمله لوازم منزل، وسايل آرايشي و... را در برمي گيرد. لباسهايي با مدلهاي گوناگون که ما در زمانهاي مختلف شاهد آن هستيم، براي مدتي از سوي خريداران مورد استقبال قرار مي گيرد و با پيدايش مد جديد به فراموشي سپرده مي شود. از اين رو مي توان مد را يک پديده اجتماعي دانست.
پديده اي که از نظر جامعه شناسان داراي يک خصيصه همرنگي با جماعت است و باعث شباهت فرد به اشخاص داراي موقعيت بالاتر مي شود، به عبارتي مد اشاعه سريع کالا يا گرايش به يک رفتار در ميان قشر يا قشرهايي از جامعه است که مي تواند ناشي از نيازهاي رواني،نقاط ضعف افراد، حس برتري طلبي، تجددخواهي، نوجويي، تنوع طلبي، ميل و هوس شخصي، چشم و هم چشمي، احساس کمبود، تمکن مالي و... باشد و داراي رواج ناگهاني و کم دوام است و به سرعت تغيير مي يابد.
به روايتي مد همان چيزي است که ما امروزه در خيابانها شاهد آن هستيم، يا همان کالايي که در فروشگاه ها به فروش مي رسد و بارزترين شکل آن در شيوه لباس پوشيدن افراد يک جامعه ظاهر مي شود.
در ايران مسأله مد موضوع پيچيده اي است زيرا عوامل بسياري بر آن تأثير گذارند و يا از آن تأثير مي پذيرند عواملي چون بازار، زيرا که بخش عمده اي از مد به وضعيت اقتصادي جامعه مربوط است. افرادي مد را وارد بازار مي کنند و آن را رواج مي دهند که اين پديده برايشان منافع اقتصادي به همراه دارد.
بر اين اساس، هر يک از افراد جامعه با توجه به فرهنگ، باور و ارزشهاي خاص خود تعريف متفاوتي از اين پديده اجتماعي دارند.
در اين باره دکتر محمدتقي شيخي، جامعه شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه الزهرا(س) معتقد است: قشر جوان عمدتاً بي نهايت نوطلب، تنوع طلب و به دنبال الگوهاي جديد است و اين امر منجر به پيدايش الگوهاي جديد در ميان افراد مي شود.
شيخي با اشاره به اين که در گذشته چون عمدتاً دختران کمتر در جامعه حضور داشتند بهاي کمتري به مد و الگوهاي جديد مي دادند. همچنين پسران، چون کمتر با يکديگر در ارتباط بودند و وسايل ارتباط جمعي چنداني در اختيار نداشتند کمتر تحت تأثير شبکه هاي ارتباطي بودند، گفت: «تمام شرايط و عوامل ياد شده در گذشته کمک مي کرد تا افراد بيشتر به فرهنگ بومي، خودي، داخلي، منطقه اي و ملي بپردازند در حالي که در عصر حاضر تا حدي اين حرکت معکوس شده است. از اين رو مي توان گفت توجه به مد بيشتر در ميان نوجوانان و جوانان و تا حدي زنان نمود بيشتري يافته است.»

فروشندگان: بي «مد» نفس ما بند مي آيد
رضا، 30 ساله، فروشنده يکي از مغازه هاي تجاري تهران در اين خصوص مي گويد: «اولين اشخاصي که به سراغ مدهاي جديد و به روز مي آيند از طبقات مرفه و کساني هستند که قدرت خريد کالاهاي مد روز را دارند. بيشتر اين افراد زنان و دختران 20 تا 35 ساله و مردان 15 تا 30 ساله هستند اما بعد از اين که يک مد جا مي افتد و قيمتها به دليل کپي برداري توليدکنندگان ايراني پايين مي آيد، چيزي در حدود دو تا سه ماه، ساير افراد از قشرهاي پايين تر نيز به سراغ اين مدها مي آيند.»
اين فروشنده لباس، مد را به شرط استفاده صحيح از آن امري مطلوب مي داند و دليل وجود ذهنيت منفي برخي از افراد را تشکيل جامعه از خرده فرهنگهاي متفاوت ذکر مي کند که هر کدام هنجارها و معيارهاي خاص خود را براي قضاوت دارند و مي افزايد: «مدل لباس آقايان بيشتر از ايتاليا وارد مي شود ولي در خصوص خانمها ملاک مدلهاي فرانسه است! البته چون در ترکيه کمپاني هاي بزرگ سرمايه گذاري کرده اند بسياري از اجناس روز از اين کشور وارد مي شود. در حالي که همين کالاها، کالاهاي درجه سه توليد شده در ترکيه هستند که در ايران طرفداران زيادي دارند.»
مرضيه، 22 ساله فروشنده لباس، کيف و کفش چرم معتقد است: مد در جامعه به لباس يا فرم خاصي اطلاق مي شود که بيشتر مورد استفاده افراد قرار مي گيرد در صورتي که صحيح تر آن است که مد برترين و مرغوب ترين کالا باشد.
وي مي گويد: «شايد در طول سال خيلي چيزها مد شود اما من تنها از چيزهايي استفاده مي کنم که ضمن زيبايي با معيارهاي شخصي ام نيز تطابق داشته باشد. اما به عنوان يک فروشنده هيچ وقت تعبيري که از مد دارم را به خريدار نمي گويم و آن کالاي خاص را تنها به صرف مد بودن توصيه نمي کنم، چون ممکن است معيارهاي مد سال و سليقه خريدار با آنچه من مي پسندم تفاوت داشته باشد.»
وي در ادامه افزود: «بارها پيش آمده مشتريان مدل لباس و يا کيف را براي ما آورده اند و از ما خواسته اند مانند آن را برايشان بدوزيم اما مارک توليدي را روي آن نزنيم. چون مي خواهند ديگران متوجه نشوند که اين کيف يا لباس در داخل کشور دوخته شده است که به نظر من اين موارد نشانه ضعف افراد است و منشأ اصلي آن هم عدم اعتماد به نفس و چشم و هم چشمي است.

يک استاد دانشگاه: «مد» فراگير و بي هدف در جامعه حرکت مي کند
دکتر علي رجب لو، استاد دانشگاه با بيان اين مطلب که «مد» يک عنصر هويتي، ملي، بومي، ايدئولوژيکي و فرهنگي، اجتماعي است، سنن، آداب و عادات بومي، محيط سياسي و نگرشهاي ايدئولوژيک يک جامعه را مورد بررسي قرار داد و گفت: «در خصوص بد يا خوب بودن اين پديده بايد با توجه به معيارها و استانداردهايي که هر فرهنگي ارايه مي دهد بحث کرد، بنابراين خوب يا بد بودن يک مد بستگي به نوع فرهنگ انتخابي از سوي فرد و جامعه دارد.»
اين استاد دانشگاه مد را يک نوع جلوه گري فردي در محيط اجتماعي مي داند که منحصر به سن خاصي نيست و از اين رو همه رده هاي سني و جنسي را شامل مي شود، اما در يک مرحله جذابيت بيشتري دارد و آن دوره جواني است.
وي مي گويد: «در اين دوره فرد براي نمايش تمايلات دروني خود به جلوه گريهاي فردي متوسل مي شود. به همين دليل تنوع مد در دوره سني جواني بخصوص سنين 30 - 15 سال کاملاً مشخص است. اما در دوره هاي سني ديگر نيز متناسب با سن، نوع جايگاه اجتماعي، محيط و قرار گرفتن در قشر خاص نيز وجود دارد.

يک کارشناس: اشاعه فرهنگ مصرف در قالب مد
پيشرفت روزافزون فناوري و در نتيجه به وجود آمدن شبکه هاي ارتباطي و ماهواره اي بر تمام زواياي پنهان و آشکار زندگي تأثير گذار بوده است. رسانه هاي گروهي فاصله ميان سطوح گوناگون را از بين مي برد و به سرعت راه خود را در همه جا مي گشايد و به کمک تبليغات مي کوشد تا با رواج مدهاي جديد، اميال جديدي را در افراد ايجاد کند.
به عبارتي توليدکنندگان با تبليغ و تلفيق اين گونه نيازهاي کاذب و با تغيير جايگاه نيازها و تقاضاها، سعي در فراهم آوردن شرايطي دارند تا براساس آن، فرد نيازهاي کاذب ايجاد شده چون لباس با طرح نو و مد جديد را جايگزين نيازهاي اساسي خود کند. در اين ميان ماهواره و اينترنت نقش مهمي در ترويج و جهاني شدن مصرف يک کالا بازي مي کنند؛ زيرا مد جديد نيازمند تقاضا و بازاريابي است.
بنابراين اين قبيل وسايل ارتباطي، به نحو بارزي به اشاعه فرهنگ مصرف در کشورهاي مختلف کمک مي کنند، زيرا بسياري از مدلهاي رايج آرايشي، پوششي، غذا، موسيقي و... از سوي توليدکنندگان و مصرف کنندگان از مدلهاي ماهواره اي و اينترنتي الگوبرداري مي شوند و يا توسط واردکنندگان اين قبيل کالاها وارد چرخه بازار شده و رواج مي يابند.
محمد 26 ساله فروشنده لباسهاي اسپرت زنانه و مردانه، هدف افراد در استفاده از کالاهاي مطابق مد روز را خودنمايي و تنوع طلبي دانسته و مي گويد: «بيشتر اين مدها از جمله لباسهاي مد روز توسط شرکتهاي توليدکننده اي که اغلب خارجي هستند طراحي و توسط توليدکننده هاي داخلي کپي برداري مي شوند.»وي سهم ماهواره را در رايج شدن يک کالا يا مد شدن آن 60 درصد مي داند و 40 درصد بقيه را هم حاصل سفرهاي خارجي افراد و تبليغات فروشگاه ها معرفي مي کند.
وي سيکل زماني هر مد را بين چهارماه تا يک سال و نيم ذکر مي کند و مي افزايد:«کالاها و الگوهايي که به عنوان مد از اروپا به ايران مي آيد در مرحله اول وارد تهران مي شود و بعد از گذشت دو تا سه ماه و جا افتادن آن شهرستانها را نيز در بر مي گيرد.»
محمدتقي شيخي، يکي از صاحب نظران مسايل اجتماعي نيز در اين رابطه مي گويد:«در عصر حاضر که بخشهاي مختلف جامعه به دليل گسترش ارتباطات تحت تأثير فرهنگ غيربومي و غيرايراني قرار گرفته است و از آنجا که جوامع صنعتي و در حال صنعتي شدن به سرعت در حال توليد کالاهاي مختلف مصرفي هستند، با استفاده از اين قبيل وسايل سعي در افزايش ميزان تقاضا و ايجاد بازار براي توليدات خود دارند.
علاوه بر اين ارتباط زيادي بين گروه هاي سني جوان و نوجوان وجود دارد به اين معنا که اين افراد در مدرسه، کلاس و جامعه در تعامل با يکديگر هستند. اين نحو ارتباط باعث ايجاد حس رقابت در پاره اي از موارد از جمله نحوه پوشش وسايل مورد استفاده و... مي شود.
وي مي افزايد: اکثر اين افراد به يکديگر تأسي يا از هم الگوبرداري مي کنند. الگوهايي که منشأ اصلي آنها پاره اي از جوامع طراح و صادرکننده مد هستند. البته وضعيت ياد شده تنها در خصوص ايران صدق نمي کند بلکه بسياري از جوامع از جمله کشورهاي جهان سوم و در حال توسعه را شامل مي شود.

کلام آخر، ضرورت حفظ معيارهاي ملي
به روز بودن، نو بودن، زيبايي و... از جمله مواردي است که همواره مصرف کنندگان مد، از آن به عنوان تنها دليل خود براي پيروي از آن ياد مي کنند. به تعبيري ديگر مي توان مد را نوعي نياز به مشابهت با برخي از افراد جامعه و يا متمايز بودن شخص از ساير اشخاص دانست، چيزي که به فرد اين قدرت و جسارت را مي دهد تا خود را يک سر و گردن بالاتر از ديگران بداند!
بنابراين آنچه که در اين ميان حائز اهميت است، حفظ ارزشها و معيارهاي ملي، فرهنگي و مذهبي توسط افراد جامعه به منظور جلوگيري از تقليد نابجا از الگوهاي غربي است و تا زماني که جامعه به شناخت عيني و علمي از فرهنگ خود دست نيابد قادر به مبارزه با اين گونه محصولات فرهنگي خارج از مرزهاي خود نيست.

  


بنيانگذار مسابقات آرايشگري: مد در ايران خلق نمي شود



* کورش شرفشاهي
يک مدرس پيرايش مردانه با بيان اينکه مدل مو بيانگر شخصيت افراد است، مي گويد: بسياري از مدلهاي مو به حدي نامتعارف و در برخي موارد حتي زشت است که هر انساني حاضر نمي شود از آن الگو بگيرد اما در مجموع، مو ابزاري براي جلب توجه است.
علي عابدي که تاکنون 4 دوره مسابقات آرايشگري را در ايران برگزار کرده است، مي افزايد: قبل از آنکه در مورد مو و مد صحبت کنيم بايد اين را مشخص کرد که چه کساني، چرا، چگونه و با چه ابزارهايي مد را به وجود مي آورند يا ترويج مي دهند. ناگفته پيداست که بيشترين گروه هاي مدگرا، جوانان هستند زيرا به دنبال تنوع، طرحها و مدلهاي جديد مي گردند که در وهله اول برايشان جاذبه ايجاد کند و از اين طريق بر سايرين اثر بگذارند.
وي در تشريح چگونگي دنباله روي مد ادامه مي دهد: از آنجا که مد در ايران خلق نمي شود بنابراين بايد از ژورنالها، فيلمهاي غربي، شبکه هاي ماهواره اي و مواردي از اين دست به عنوان منبع و منشأ مد ياد کرد که مي تواند در حوزه هاي مختلف همچون لباس، وسايل زندگي، طرح گفتار و همچنين مو تقسيم شود.
وي افراد را به چند گروه تقسيم مي کند و مي گويد: عده اي وضع مالي خوبي دارند در نتيجه هر جا مي روند، هر چه مي خواهند مي خرند و در يک کلام آرزوهايشان به آساني برآورده مي شود.
گروه دوم تيپ خوبي دارند به نوعي که اگر گوني هم بپوشند جذابيت لازم را ايجاد مي کنند اما گروه سوم هيچ کدام را ندارند بنابراين به دنبال تنوع مي روند تا از اين طريق جذابيت ايجاد کنند و در همين گروه چهره هاي عجيب و غريب شکل مي گيرد.
عابدي مي گويد: توجه به مدل مو در مقطع سني جوانان از 15 تا 30 سالگي است و در اکثر موارد بالاتر از سن 30 سالگي، مد تعريف نمي شود زيرا فرد وارد مشغله زندگي گرديده و مسايل مهمتري جايگزين مد مي شود.
وي با تأکيد بر اينکه مو نقش تعيين کننده اي در زيبايي انسانها دارد، مي گويد: فرهنگ ايراني چهره به خصوصي را براي مردم تعريف مي کند اما قرار نيست همواره يک مدل مو براي همه سنين و همه دوران وجود داشته باشد بنابراين بايد عده اي طراح به دنبال طراحي مدل جديد مو باشند تا مدل موي خارجي وارد ايران نشود.
وي با تأکيد بر اينکه جوانان هيچ اهميتي به چهره خودشان نمي دهند بلکه فقط مي خواهند جلب توجه کنند، مي گويد: در نقد علمي آرايشگري، علمي به نام چهره شناسي وجود دارد که براي آناليز اصلاح موي سر، بايد توجه ويژه اي به آن داشت.
در اين علم، ابتدا اشکال هندسي جمجمه سر، اندازه و شکل گردن، ريخت گوش، فرمهاي گونه، چشم، ابرو، بيني و هر آنچه در مجموعه سر وجود دارد را در نظر مي گيريم و سپس براساس آن اطلاعات تعيين مي کنيم که موي سر چگونه پيرايش شود.
به عنوان مثال کسي که گردن بلند دارد مي تواند موي بلندتري داشته باشد.
وي از وجود فرهنگ غلط بين مشتري و آرايشگر خبر مي دهد و ادامه مي دهد: امروزه مشتري به آرايشگر مي گويد که چه مدلي برايش بزنند و در بسياري از موارد، مشتري يک مجله ژورنال، يک فيلم خارجي يا عکس يکي از دوستانش را به آرايشگر نشان مي دهد و همان مدل مو را مطالبه مي کند بدون آنکه بداند اين مدل مو با چهره اش همخواني دارد يا اينکه پس از پياده شدن مدل مو، به هيولايي عجيب تبديل مي شود که نمونه هاي آن را در خيابانها به وضوح مي بينيم.
وي مدل مو را در 3 حوزه تقسيم بندي کرده و مي گويد: هر فردي براي حضور در جامعه بايد برخي شرايط ظاهري داشته باشد که بنابر آن محيط خاصي، تعريف و تعيين مي شود.
فردي که مي خواهد در يک اداره يا نهاد دولتي فعاليت کند نمي تواند با هر ريخت و قيافه اي در اين اماکن حضور داشته باشد بلکه اجبار دارد وضع ظاهري و حتي رفتارش را با توجه به موقعيت خاص تغيير دهد.
وي گروه دوم را شامل افرادي دانست که به هر دليلي در خيابانها و مجامع عمومي ظاهر مي شوند و اضافه مي کند: اين افراد نيز با موانع اجتماعي رو به رو هستند اما آزاديهايي نيز دارند بنابراين مي توانند در محدوده خاصي مدل لباس و مدل موي متفاوت تري داشته باشند و گروه سوم افرادي هستند که در مراسم خاص مثل عروسي ها براي يک مدت مشخص ظاهر مي شوند.
عابدي الگوبرداري غيرمنطقي را در اين قبيل مراسم مي داند و مي گويد: اکثر افراد موها را پس از پايان مراسم فراموش مي کنند اما جواناني هم وجود دارند که شخصيت آنان شکل نگرفته است و به واسطه شرايط روحي متفاوتي که دارند تابع يا جوگير مي شوند و از فردا مدل موي خروسي، آشفته، برق گرفته و يا موارد ديگر را براي خودشان انتخاب مي کنند.
وي با تأکيد بر اينکه شخصيت جوان دايم در حال تغيير است، مي گويد: جواني که امروز با پرداخت هزينه اي قابل توجه مدل موهايش را تغيير داده شايد هفته ديگر، ماه ديگر، سال ديگر و در برخي موارد فرداي همان روز مدل ديگري را انتخاب کند زيرا هنوز شخصيت او شکل نگرفته است اما در سنين 30 سال به بالا مشاهده مي کنيم که مدل مو تا زمان مرگ ثابت مي ماند مگر آنکه به واسطه عوارض طبيعي همچون ريزش و يا سوانح همچون سوختگي- مدل ديگري جايگزين مي شود.
دبير سابق انجمن آموزشگاه هاي بهداشتي آرايشي تهران با تأکيد بر اينکه مسؤولان بايد به فکر ارائه مدل لباس و موي مناسب جوانان باشند، مي افزايد: اگر در داخل مدل جديد طراحي نشود اطمينان داشته باشيد که مدل غربي جايگزين خواهد شد.
وي در پاسخ به اينکه تاکنون به جوانان در مورد علم چهره شناسي و اينکه مدل موي درخواستي شان با چهره هماهنگي ندارند، توضيح داده ايد، مي گويد: اگر به جواني بگوييم اين مدل مو خوب نيست گمان مي کند که آرايشگر توان اجرا ندارد و يا غرض ورزي مي شود اما در اکثر مواردي که توضيح داده شده نيز جوان بر نظر خودش اصرار دارد.
عابدي سفرهاي خارجي را عامل ديگر انتقال مو مي داند و مي گويد: هنگامي که در ايران مدل طراحي نمي شود، با مشاهده هر مدلي در خارج از کشور، جايگزيني براي شرايط حال حاضر کشور به وجود آمده است.
وي با بيان اينکه براي اولين بار در سال 1382 مسابقات آرايشگري در سطح کشور برگزار شده است، مي گويد: همواره آرايشگراني احساس کرده اند که يک ضعف و کمبودي در ايجاد مد جديد مو وجود دارد، به همين دليل مسابقات آرايشگري را با شعار ابداع و طراحي مدل موي ايراني با هويت و فرهنگ ايراني براي جوانان اجرا کرديم.
وي با اعلام اينکه سازمان آموزش فني و حرفه اي طي 3 دوره در سالهاي 79 ، 80 و 81 المپياد آرايشگري براي جوانان برگزار کرده است، مي گويد: در سال 81 يکي از آرايشگران برگزيده به مسابقات جهاني آرايشگري اعزام شد اما در مجموع نمي توان اقدامها را مثبت ارزيابي کرد.

  


ضيافت پز در جلسات زنانه



* خجسته ناطق
مد چيست؟ اين کلمه گر چه اين روزها خيلي به گوشها آشنا و بر زبانها جاري است، ولي کمتر کسي به اصل و منشأ و علل پيدايش آن توجه دارد.






به باور صاحب نظران، مد تغييراتي است که بشر براي راضي کردن حس تنوع طلبي خود در لباس و دکوراسيون و لوازم منزل به وجود آورده است. شاهد اين مدعا نيز تغييراتي است که در دوره هاي گوناگون لباس پيدا شده است و به خوبي نشان مي دهد منظور از آن تغييرات، بهبودي در وضع پوشش و تطبيق آن با شرايط بهداشت و راحتي نبوده است.
چنانکه گاهي دامن لباسهاي خانمها به اقتضاي مد به قدري بلند بود که آسايش را از راه رفتن سلب مي کرد و زماني بقدري تنگ و کوتاه شد که ديگر جنبه لباس نداشت حتي مد را نمي توان براي زيبايي و مناسب ساختن اندام مؤثر دانست، زيرا بسياري از اقسام کفش و لباس و طرز آرايش مو و لباسهاي عجيب و غريب، مخالف زيبايي و ظرافت است.
با اين حال به محض اينکه رواج پيدا مي کند مورد استقبال واقع مي شود و همه از آن تقليد مي کنند، ولي همين که دمده شد پيروي از آن موجب تمسخر و استهزاي بينندگان مي شود.
اما در گذشته نه چندان دور مدپرستي نه تنها در جامعه معمول نبود، بلکه وصله زدن به لباس نيز عجيب و ايرادي به شمار نمي آمد. در آن زمان پشت و رو کردن لباس و تغيير فرم دادن آن نيز در بين مردم متداول بود، اما جنون مدگرايي بتدريج در جامعه رخنه کرد و جوانان بويژه خانمها را به زياده خواهي و مدگرايي واداشت، به طوري که بسياري از زنان و حتي آقايان حاضر نيستند با يک دست لباس در دو ميهماني شرکت کنند و معتقدند براي هر ميهماني بايد لباس جديد و مد روز بپوشند.
دوستي تعريف مي کرد چندي پيش دوره دوستانه اي داشتيم که هر ماه در منزل يکي از دوستان برگزار مي شد. اوايل همه ما خيلي ساده و بي پيرايه در اين دوره ها شرکت مي کرديم، ولي کم کم اين جلسات به سالن مد يا نمايشگاه لباس تبديل شد و خانمها در هر جلسه مدل جديدي از کفش و کيف و لباس را ارايه مي دادند، به همين دليل بعضي از دوستان که توانايي مقابله کردن با آنان را نداشتند رفته رفته خود را کنار کشيدند و جلسات بتدريج از رونق افتاد و منحل شد.
يک مقام مسؤول درباره مدگرايي بانوان مي گويد: در حال حاضر نسبت به سالهاي گذشته زنان و دختران تمايل بيشتري به پيروي از مد و الگوهاي کشورهاي غربي نشان مي دهند، به طوري که ما هر روز شاهد مدهاي جديدي از سوي آنها هستيم.
وي معتقد است، فرم و لباسي که براي بانوان در جامعه داريم نشان دهنده اين است که طراح لباسي وجود ندارد و فقط کورکورانه از غرب و مدلهاي غربي تقليد مي کنيم.
يک جامعه شناس نيز در خصوص نوع پوشش جوانان مي گويد: با توجه به پيشرفت وسايل ارتباطي جوانان ما به راحتي از تمام مدلها و جريانهاي نقاط ديگر جهان اطلاع پيدا مي کنند و محدود کردن آنان باعث بهبود وضعيت نمي شود.
صمدي راد معتقد است، پيروي از مد تا جايي که موجب سلب آرامش و آسايش ديگران نشود و با عفت عمومي و هنجارهاي جامعه منافات نداشته باشد، اشکالي ندارد، زيرا يک نوجوان نمي تواند مانند يک فرد ميانسال لباس بپوشد و اين امر را بايد پذيرفت.

  


کارشناسان از ضرورت ساماندهي يک پديده اجتماعي مي گويند؛
زندگي پشت نقاب مد!



* طيبه براتي
چنانچه به دکوراسيون و چيدمان وسايل منزل از تلويزيون ديواري، دي وي دي، رايانه و لپ تاپ گرفته تا ست ناهارخوري، مبلمان و وسايل برقي مارک دار خانه که از نظر رنگ و طرح با يکديگر هارموني و همخواني خاصي دارد، نگاهي بيندازيد همگي روح تازگي و طراوت مصنوعي را به افراد خانه القا مي کند. لوازمي که بنا بر سليقه خانم خانه براي ايجاد تنوع و پيروي از مد روز سالانه يا فصلي تغيير و تعويض مي شود و هزينه هاي اضافي را به اقتصاد خانواده تحميل مي کند.
گويا روح ساده زيستي و زندگي با حداقل وسايل ضروري و اوليه که در گذشته بين خانواده ها حکمفرما بود، با مدرن شدن و مدگرايي به فراموشي سپرده شده و ما را با موج تغيير و پرهيز از کليشه ها و تکرار همراه کرده است. اکنون پيروي از مد تنها در نوع پوشش و آرايش ظاهري افراد خلاصه نمي شود و بخش مختلف زندگي را به تسخير خود درآورده است. تغيير پي در پي لوازم منزل امروزه يکي از شيوه هاي رايج زندگي خانواده هاي ايراني شده است.جريان مد و مدگرايي و تشويق و ترغيب به مصرف کالاهايي نه چندان ضروري با طرح و رنگهاي مختلف بدون آنکه از جمله نيازهاي اساسي محسوب شود، رويکردي است که اکثر جوامع در حال توسعه به آن گرفتار شده اند. اشيا يا کالاهايي که در زمانهاي مختلف براي مدتي از سوي خريداران مورد استقبال قرار مي گيرند و با پيدايش مد جديد به فراموشي سپرده مي شود.
از اين رو مي توان مد را يک پديده اجتماعي دانست. پديده اي که داراي يک ويژگي، يعني يکدست شدن است و باعث شباهت فرد به اشخاص داراي موقعيت بالاتر مي شود. جامعه شناسان مد را نمادي از شيوه زندگي و ابزار نمايانگر ثروت، رفاه و پايگاه طبقاتي که فرد به آن تعلق دارد، تعريف مي کنند. شايد به اين دليل است که افراد مي خواهند، پايگاه طبقاتي خود را در پشت نقاب مد پنهان کنند.

ئ مديريت مد زيربناي توسعه اقتصادي
زندگي امروز شهروندان تحت محاصره خارق العادهِ مصرف ظاهري و فراواني خدمات، اشيا و کالاهاي مادي قرار گرفته است. به قول «جين بودليلارد» ديگر احاطه بشر بوسيله بشر پايان يافته و اينک شاهد محاصره بشر به وسيله اشيا ( objects ) هستيم.»
مصرف کالا کلمه جديدي نيست، اما «جامعه مصرفي» واژه کليدي است که اقتصاددانان نسبت به شيوع آن در جوامع در حال توسعه احساس نگراني و خطر مي کنند که چرا در شرايط کنوني فضاي جامعه ما به فضايي مصرف زده، سطحي و کاملاً صوري تبديل شده است که فقط توليدات کشورهاي طراح مد را مصرف مي کنيم.
دکتر احمد مشکاتي، تحليلگر مسايل اقتصادي از جريان مد و مدگرايي در جوامع به خوبي ياد مي کند و مي گويد: «پيروي از مد سبب پويايي و حيات جامعه مي شود؛ زيرا با مصرف يک کالا، توليد آن در جامعه بالا مي رود و به دنبال آن اشتغال ايجاد مي شود.
از سوي ديگر نيروي فعال جامعه همواره به خلاقيت و نوآوري جديدتري دست پيدا مي کنند، اما اين امتياز مثبت نصيب کشورهاي توليدکننده مد پوشاک و کالاست که از اين طريق هم به پويايي اقتصادي و توسعه فرهنگي دست پيدا مي کند.»
روستايي در ادامه مي افزايد: «متأسفانه در شرايط کنوني جامعه ما همواره مصرف کننده محصولات خارجي است که اين امر علاوه بر خارج کردن منابع اقتصادي سبب متکي بودن و عقب ماندگي نيروي فعال ما از نوآوريهاي روز دنيا مي شود و اين يعني هدر دادن نيروي انساني و از بين بردن روحيه خلاقيت و ابتکار.»
اين تحليلگر مسايل اقتصادي با بيان اينکه در حال حاضرمصرف کالا در جامعه ما بر اساس نياز واقعي افراد صورت نمي گيرد، بلکه به دليل پيروي از مد است، تأکيد مي کند: «تبليغ و ترغيب افراد به مصرف کالاهاي لوکس و جديد نياز کاذبي در افراد به وجود مي آورد که اين وضعيت سبب هدر رفتن منابع اقتصادي خانوار و تحميل هزينه هاي اضافي مي شود. از سوي ديگر با توجه به اقتصاد بيمار جامعه و استمرار اين رويه پيامدهاي تلخي براي ما به همراه خواهد داشت.»
دکتر روستايي اضافه مي کند: «اگر بخواهيم توسعه اقتصادي در جامعه داشته باشيم، بايد بر ورود مد مديريت کنيم. به عبارت ديگر با طراحي مد لباس يا کالا و توليد آن در جامعه روح تازگي و شادابي را هم به افراد القا کنيم و هم از نيروي فعال و کارآمد انساني براي توليد آن استفاده کنيم.»
ئ رقابت بين طبقه بالا و پايين
متأسفانه آنچه امروزه در قالب مد کالا و پوشاک «براند» در بازار مصرف عرضه مي شود، تنها مورد استقبال يک گروه يا پايگاه طبقه اجتماعي خاص قرار نمي گيرد، بلکه تمام گروه هاي جامعه به نسبت پايگاه اجتماعي و اقتصادي خود از آن استفاده مي کنند.
دکتر احمد استيفا جامعه شناس و استاد دانشگاه با تأييد اين مطلب مي گويد: «سبکهايي که به منظور تشخص پديد مي آيد، توسط طبقات پايين تر ساختار اجتماعي مورد تقليد قرار گرفته که به نوبه خود طبقات بالا را به نوآوري و ابداع در مد تشويق مي کند. در اين ديدگاه مدگرايي تنها يک رفتار نيست، بلکه کارکردي پويا ميان طبقات بالا و پايين جامعه است.»
به عبارت ديگر افراد طبقات پايين سعي مي کنند هر چه بيشتر شبيه افراد طبقات بالا شوند، از سويي ديگر نيز افراد طبقه بالا وقتي بين خود و طبقات پايين تفاوتي نمي بينند، سعي مي کنند وضع گذشته را رها سازند و با خريد کالاها و لباسهاي گران قيمت مانع از رسيدن طبقات پايين به سطح آنان شوند! اين شرايط به شکاف طبقاتي در جامعه دامن مي زند. اين در حالي است که پيروي از مد روز نيازمند يک اقتصاد تواناست که بيشتر خانواده ها فاقد وضعيت اقتصادي قابل قبول هستند، اما به اجبار از اين وضعيت پيروي مي کنند.
هر چند تمامي رفتارهاي انساني در راستاي برآورده کردن نيازهاي جسمي و روحي افراد است، اما همراه شدن و پيروي از مدگرايي نيز يکي از رفتارهايي است که ما طي آن به طور ناخودآگاه به نيازهاي خود پاسخ مي دهيم.

  


وقتي که لجبازي مد مي شود؛ حکايت پسران دخترنما



* علي زارعي
در دوراني زندگي مي کنيم که پديده هايي مشاهده مي شود که شنيدن رواج چنين پديده هايي در دوره اي نه چندان دور نه تنها





عجيب و غريب به نظر مي رسيد، بلکه از عجايب خلقت تلقي مي شد، چه رسد به مشاهده آن. گويي انسانها در مسلخ زندگي و مرگ گاهي چنان مسخ مي شوند که يادشان مي رود چيزي به نام ارزش، معنويت و انسانيت هم وجود دارد. البته همه دلايل چنين پديده هايي متوجه نوع نگاه انسانها به زندگي نيست، بلکه گاهي تبليغات و فشار رواني جامعه و حتي دلايل کوچکي مثل چشم و هم چشمي ها چنين شرايطي را پديد آورده است. در واقع از دوره کلاه شاپو، و سبيل داگلاسي تا خط ريش سوزني و ريش لنگري راه درازي در عرصه «مد» و عرضه کالاهاي زيبايي، آرايشي و بهداشتي طي شده است.

ئ نظر دانشمندان
طبق نظريه «جرج زيمل»، مد همان تغيير غيرمتمرکز جنبه هاي فرهنگي زندگي است و از يک تنش اساسي و پايه اي در وضعيت اجتماعي انسانها ناشي مي شود. طبيعي است که بعضي از ما بيشتر تمايل داريم از ديگران تقليد کنيم و در اصل به متحدالشکل شدن و يا وفق دادن خود با ديگران اهميت زيادي مي دهيم، در حالي که بعضي ديگر دوست دارند از بقيه افراد متمايز باشند و به عبارتي مايلند با ديگران تطابق نداشته باشند و مجزا از سايرين به نظر برسند. جريان مد به هر دوي اين تمايلات توجه مي کند و براي اين که بتواند خوب کار کند، بايد دل هر دو گروه را به دست آورد.«زيمل» که نظريات او درباره مد همچنان مورد استفاده قرار مي گيرد، معتقد است هر دوي اين تمايلات افراطي به ماهيت انسان بر مي گردد. انسانها از يک طرف دوست دارند عين همسايه خود عمل کنند و از طرف ديگر از او متمايز باشند. چشم به زندگي ديگران دوخته اند تا مثل آنها عمل کنند و از طرفي مايلند نسبت به همان آدمها تفاوت داشته باشند و همين مسأله است که بحث مد و مدگرايي را دامن زده است.

ئ هيپي هاي ايراني
علي گرانمايه پور درباره تاريخچه مد در ايران مي گويد: تاريخچه مد در ايران به دربار قاجارها مي رسد. البته در آن زمان مدهاي اروپا بخصوص فرانسه فقط در دربار مشاهده مي شد اما در دوره سياه رضا خان تجدد و مدگرايي به مردم عادي هم تسري پيدا کرد و با ايجاد مغازه هاي خيابان جمهوري و شکل گيري طبقه متوسط ايراني بحث مد داغ تر شد و هيپي گري اولين مدي بود که جوانان ايراني از غرب اقتباس کردند.
وي مي افزايد: رونق گرفتن تجارت فرامرزي، افزايش توليد و خدمات، افزايش تقاضاي مصرف کنندگان، به وجود آمدن رفاه نسبي در زندگي طبقه متوسط، انسانها را به سوي ظاهر آراسته و توجه بيشتر به ظواهر زندگي سوق داد.
وي تصريح مي کند: در عصر ارتباطات و رسانه هاي برون مرزي، دنياي بي انتهاي تبليغات، چرخه توليد و مصرف را چنان گسترش داده است که به دنبال آن خيابانهاي تهران پر مي شود از لباس هاي زرد، نارنجي و قرمز، کفش هاي هري پاتري، شلوارهاي کوتاه، مانتوهاي آستين کوتاه، بلوزهاي تنگ، رنگ موهاي فانتزي.
به هر تقدير بايد گفت: اگر روزگاري آرايش مدل مو، لباس آنچناني به تن کردن، زيور آلات وآرايش زننده، ماشين و منزل لوکس داشتن، تيپ ها مد مي شد و نشانه امروزي بودن و فخر فروختن و همرنگ زمانه شدن، اما امروزه در کمال ناباوري عمل هاي جراحي زيبايي چهره و اندام با هزينه هاي هنگفت که در حال حاضر ايران در اين زمينه در دنيا رقيب ندارد، ازدواج و طلاق هاي خياباني و مجازي در شبکه هاي اجتماعي و غير اجتماعي اينترنت،... خلاصه برخلاف هر موج مثبتي حرکت کردن هر چند آن موج مثبت به نفعمان باشد «مد» شده است.
يعني اگر گاهي لجبازي گروهي نوجوان و جوان براي لباس پوشيدن و مدل موي آنچناني زدن از ديدگاه روان شناسان تا حدودي طبيعت جواني خوانده مي شد و به والدين توصيه مي شد، زياد سخت نگيرند تا جوانشان روزي پخته شود. امروزه همين «لجبازي» خودش «مد» شده است! يعني لجبازي بر سر هر چه نظر پدر و مادر، معلم، مدير دلسوز يک مجموعه، يک کارشناس برجسته و... «مد» شده است.

ئ عوض شدن جاي دختر و پسر!
در اين راستا در هر کوي و برزني پسري را مي بيني که سعي دارد با نوعي تغيير در خود زنانه تر جلوه کند و دختري که تيپ خودش را چنان مي سازد تا به او بگويند: چقدر شبيه مردهاست! پسران با آرايش هاي خاص زنانه در چهره، دختران با نوع صحبت کردن مردانه و به قول خودشان لوطي وار، پسران با زير لفظي صحبت کردن ها و يا سرازکار ديگران درآوردن هاي زنانه، دختران با نوع لباس پوشيدن هايي که روزگاري در اين مملکت لباس مردانه تلقي مي شد. همه و همه به دنبال هنجار شکني هايي از نوع جديد آن هستند. تو گويي تابو شکني هاي بي منطق هم نوعي «مد» جديد است که رواج و دنباله روي از آن همرنگ جماعت شدن و به روز زندگي کردن است نه تيشه به ريشه زدن.اين در حالي است که تحقيقات نشان داده است که افراد مد زده و کساني که هميشه به دنبال تيپ و مد نو هستند، معمولاً يک شخصيت با ثبات ندارند و به همين دليل لباس پوشيدن لباس هاي نامناسب به دنبال جلب توجه ديگران و اثبات خودشان هستند.
دکتر نقابيان روان پزشک معتقد است: اصولاً چون جوان انسجام شخصيتي کامل پيدا نکرده و در حال فراز و نشيب جدي است، طبيعي است که ما شاهد مسايلي در رفتار فردي و اجتماعي و گاه حتي اغراق آميز از شادي ها و غم ها در جوان باشيم. نگراني از جايي شروع مي شود که افراطها و تفريط ها شروع مي گردد. جوان مثل يک موم قابل انعطاف و شکل پذير است که مي توان او را در مسير دلخواه حرکت داد، به شرطي که بتوان زبان وي را درک کرد. من فکر مي کنم بالاتر از همه بحرانهايي که در ارتباط با جوان مطرح است «بحران هويت» است و اين بحران هم ناشي از تضاد الگويي است.

ئ مخلص کلام
در نگاهي کلي تر در دوره هاي اخير شيب نمودار «مد» از مسائل کم اهميت تر و به نظرسطحي ترمانند تغيير لباس و آرايش مو و هرآنچه «تغيير فيزيکي» تلقي مي شود، به سوي «تغييرماهيتي» در حال صعود است و با چنين وضعي هيچ بعيد نيست که فردا روزي برسد که هر چيزي هم که نهايت بزهکاري افراد يک جامعه مي تواند باشد، نه تنها قبح خود را از دست بدهد و رواج يابد، بلکه عمل به آن تبديل به «توجه به مد» و «با مد روز زندگي کردن» تلقي گردد. کما اين که نمونه هاي آن در پديده هاي ناميموني که تا حدودي اين طرز تلقي نسبت به «مد» است، کاملاً مشاهده مي شود.

  


گشتي در محله تاناکورا



* صناعي
فروشندگاني که لباس دست دوم را به جاي نو به مردم قالب مي کنندشايد هيچ کس نتواند تصور کند لباسي را که به عنوان نو مي خرد و به تن مي کند، توسط کسي قبل از او پوشيده شده باشد.
وقتي به بازار لباس محله عبدل آباد تهران مي روي با خيابان طويلي مواجه مي شوي که دو طرف آن را مغازه هاي لباس فروشي متعددي احاطه کرده است.
برخي از اين مغازه ها به صورت بوتيک هاي بسيار جديدي هستند و با مدلهاي امروزي و مانکن هايي که لباسهاي عکس دار عجيب و غريب بر تن دارند تزيين شده اند.
در اين ميان بعضي از مغازه ها درست در قالب و شکل مغازه هاي لباسهاي دست دوم فعاليت مي کنند؛ هنگامي که وارد مي شوي از سقف تا پايين با لباسهاي مختلف که گاهي مارک دار هم هستند، پوشيده شده است و در گوشه اي از مغازه ها لباسهايي در سايزهاي مختلف و با کيسه هاي چروکيده بسيار نامناسبي جلب توجه مي کند.
به هر فروشنده اي که مي گفتم چه تضميني مي دهيد که در ميان اين لباسهاي نو، لباسهاي تاناکورا يا همان دست دوم را به مردم نمي دهد، اکثريت از پاسخ دادن طفره مي رفتند و جواب قانع کننده اي نمي دادند، بعضي ها هم به شدت عصباني مي شدند.فروشنده يکي از بوتيکها مي گويد: اين لباسها اصلاً تاناکورايي نيست و برخي از آنها با کارت بازرگاني مجوز دار از مرز کشورهاي ترکيه، پاکستان، چين و تايلند وارد کشور مي شود. اين فروشنده ادامه مي دهد: حتي برخي از اين لباسها توليد داخل است و به هيچ وجه ما دست دوم يا تاناکورا نداريم و اصلاً خبر ندارم که از بازار لباس دست دوم مهاباد به اين سمت مي آيد يا نه !
يکي ديگر از فروشندگان اين لباسها مي گويد: قيمت اين لباسها بسيار خوب است و به عنوان نمونه شلوار توليد داخل با قيمت 15 هزار تومان، اينجا تنها 7 هزار تومان است.
وي ادامه مي دهد: اين لباسها از چين، تايلند، پاکستان و حتي ايران به بازار عبدل آباد مي آيد و به سبب عمده بودن از جاهاي ديگر ارزان تر است. به بهانه آنکه مي خواهيم قيمت تمام شده لباس برايمان ارزان تر تمام شود با يکي از فروشندگان صحبت کرديم.او در ابتدا وجود لباسهاي دست دوم را انکار مي کرد اما پس از مدتي دستش را به سمت لباسها مي برد و مي گويد: در ميان اين لباسها، لباس دست دوم هم داريم که اگر تعداد زياد بخواهيد برايتان ارزان تر تمام مي شود.وي ادامه مي دهد: کاپشن حدود 18 هزار تومان با قيمت 13 هزار تومان و پليور 14 هزار توماني را حدود 7 هزار تومان مي فروشيم.
در مغازه ديگري نيز فروشنده اذعان مي کند که در بين لباسهاي نو، لباسهاي دست دوم نيز وجود دارد.
در ادامه وارد يکي از مغازه هاي کفش فروشي شديم و از فروشنده تقاضاي يک کتاني مارک دار خارجي استوکي يا همان دست دوم را کرديم، فروشنده که با تعجب نگاه مي کرد، در ميان کتاني هاي نو ، کتاني هاي دست دوم مارک دار را نشان داد.وي مي گويد: اين کتاني ها از کشورهاي چين، تايوان و تايلند مي آيد.
يک متخصص پوست و مو مي گويد: درباره استفاده از لباسهاي دست دوم ديگران که در کشور ما به لباسهاي تاناکورا معروف شده و سالها در ميان برخي از مردم جا بازکرده اند، از لحاظ بهداشتي و پزشکي مشکلاتي را براي استفاده کنندگان مي توانند ايجاد کنند.
مجتبي اميري عنوان مي کند: مهمترين علت آن اين است که به سبب اينکه اين لباسها از مبادي قانوني وارد کشور نشده و به صورت قاچاق وارد مي شود هيچ نظارتي بر نحوه استفاده قبلي آنها و نحوه نگهداري شان وجود ندارد.وي ادامه داد: عواملي مانند ويروسها و قارچها در محيط خارج از بدن مي توانند به مدت طولاني زنده بمانند که وقتي شرايط مورد نظر را در بدن فرد استفاده کننده مانند رطوبت پيداکنند، مي توانند سبب ايجاد بيماريهاي مختلف پوستي شوند.

  


بررسي رابطه مد با فساد در گفتگو با کارشناسان قضايي؛ وقتي «مد» جرم مي شود



* محمود صادق زاده
دخترک آرام و خونسرد روي صندلي چوبي شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي تهران نشسته بود، انگار نه انگار که چه اتفاق ناگواري برايش افتاده است و چرا مادرش، قاضي تحقيق پرونده و حتي خبرنگاران حادثه نويس از ديدن او که به تقليد يک گروه غربي لباس پوشيده و آرايش کرده بود متعجب شده اند.
«يلدا» که فقط 12 بهار از عمرش مي گذشت و پليس او را پس از يک هفته فرار از خانه به جرم ارتباط نامشروع و سرقت دستگير کرده بود در خصوص انگيزه اش که باعث حيرت بيشتر و انگشت به دهان شدن جمع حاضر در اتاق بازجويي شده بود، مي گفت: «ديگر از دست خانواده و مادرم خسته شده بودم. آنها نمي گذاشتند هر جور دوست دارم و دلم مي خواهد لباس بپوشم و يا آرايش و رفتار کنم.»
با اين مقدمه مي خواهيم با بررسي پديده مد ببينيم نوع پوشش، آرايش، خالکوبي و رفتارهاي خاصي که از سوي برخي جوانان جامعه صورت مي گيرد تا چه اندازه با وقوع جرم ارتباط دارد.
قاضي محمد حسين احمدي شاملو از شعبه اول بازپرسي دادسراي جنايي تهران با اشاره به اينکه وقوع جرم در عوامل مختلفي چون وضعيت خانوادگي و شرايط اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي جامعه مان ريشه دارد، مي گويد: مدگرايي مي تواند در وقوع جرم تأثير داشته باشد. البته اگر آن چيزي که به عنوان يک مد مطرح مي شود در جهت منفي به پيش برود.
اين مقام قضايي با بيان اينکه بعضي از دختران و پسران جوان فقط به خاطر تقليد کورکورانه از نوع آرايش و پوشش لباس گروه هاي غربي در دام افراد فرصت طلب و مجرمان افتاده اند، مي گويد: طبق قانون، پوشيدن لباسي و يا تقليد از مدي که ترويج کننده گروه هاي منحرف که فرهنگ فساد و فحشا را تبليغ مي نمايند جرم تقلي شده و مجازات دارد.
همچنين محمد شهرياري بازپرس ويژه قتل از شعبه هفتم دادسراي جنايي مرکز نيز رواج بعضي از مدها را با افزايش آسيبها و ناهنجاريهاي اجتماعي در ارتباط مي داند و مي گويد: مدهايي که تضعيف کننده هنجارها و ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي هستند اين امکان برايشان قابل تصور است که رفتارهاي غلط را گسترش دهند.
وي از خالکوبي به عنوان يک مد و پديده اي که در ميان برخي جوانان و مجرمان در حال گسترش است ياد و تصريح مي کند: خالکوبي نه تنها در شيوع بيماريهاي پرخطر، بلکه در وقوع و رشد برخي از جرايم مثل کسب درآمدهاي نامشروع و روابط اقتصادي پنهان و بيمار اثرگذار است.
به باور اين مقام قضايي افرادي که با آرايش و پوششهاي خاص در اجتماع ظاهر مي شوند بيشتر در معرض جرم آدم ربايي و تعرضات به عنف قرار مي گيرند.
عليرضا ميلاني استاد دانشگاه و جرم شناس نيز با اشاره به اينکه تغيير ناگهاني و مکرر همه يا بعضي از افراد يک جامعه که به گرايش انجام رفتاري خاص يا مصرف کالاي بخصوص يا در پيش گرفتن رفتار خاصي در زندگي منجر شود، مد گفته مي شود، مي افزايد: مد في النفسه بد نيست. با اين حال مد گاهي در يک جهت مثبت و گاهي اوقات در جهت منفي است، به همين خاطر نيز شايد رشد نوعي از مد در يک کشور مثبت و در سرزمين ديگري منفي باشد.
وي مي افزايد: جامعه بايد بداند چه چيزي را دارد مي گيرد و چرا؟ در نتيجه نقش آموزش پررنگ مي شود، يعني ذهن مردم آماده شود که از چه مدي تبعيت و از چه مدي دوري گزيند.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اينکه بعضي مواقع مد زمينه ساز ارتکاب جرايم ديگري مي شود، مي گويد: پديده مد بويژه در ميان جوانان امري گذرا و از آن جمله واکنشهاي رسمي و اقدامهاي فاصله گير از قانون است که مي تواند در رشد و توسعه شخصيتي افراد آثار منفي بيشتري به وجود آورد، لذا بهتر است از ظرفيتهاي اجتماعي در اين رابطه استفاده کنيم.

  


غربت رستم پهلوان!



برخي معتقدند قهرمانان شاهنامه و مفاخر ادبي ايران زمين بايد برچسب کتاب و دفترها شود زيرا سالهاست که خانواده ها با بازاري





مواجهند که پر از عکسهاي مرد عنکبوتي، سوسانو، جومونگ و ديگر شخصيتهاي کارتوني، فيلم کره اي و چيني است.
برخي خانواده ها برايشان مهم نيست که پسر يا دخترشان با کيف و کفش و لوازم التحرير جومونگ و سوسانو و مرد عنکبوتي به مدرسه برود يا با کفشهايي که طرحهاي گرافيکي، رنگارنگ و ساده دارند، فقط اين برايشان مهم است که فرزندشان چه چيزي دوست دارد و همان را برايش مي خرند و به قول خودشان دوران فرزندسالاري است.
اما بعضي خانواده ها روي اين مسأله حساس هستند و به هيچ دليلي راضي نمي شوند که اين شخصيتها وارد زندگي تحصيلي فرزندانشان شود.
داستان به همين جا ختم نمي شود و وقتي وارد لوازم التحريري مي شوند، با انبوه تصاوير رنگارنگ و ريز و درشتي از بازيگران فيلمهاي کارتوني و سينمايي بيگانه روبه رو مي شوند که اگر لحظه اي خود را جاي فرزندشان بگذارند، مي فهمند که واقعاً بچه هاي پر از انرژي که دنيايي پر از تخيل و احساسات و بازيگوشي دارند، بايد هم عاشق اين تصاوير شوند.
يک ناظم مدرسه ابتدايي پسرانه در اين باره مي گويد: سال گذشته بيشتر بچه ها با کيف و کفش مرد عنکبوتي که مد شده بود به مدرسه آمدند و حرکتهاي اين بازيگر را تقليد مي کردند اما چون نمي توانستند از در و ديوار بالا بروند به مرور از ذهنشان گذشت.
سيدعلي اصغر واعظ موسوي ادامه داد: امسال هم با پخش سريال جومونگ شاهد کودکاني هستيم که در کوچه و خيابان و منزل با شمشيرها و کارتهايي که با مارک جومونگ و تصاوير بازيگران اين سريال به بازار آمده، با هم بازي مي کنند و ادا درمي آورند اما چون اين وسايل را نمي توانند به مدرسه بياورند مانند سال گذشته با کيف و کفش و لوازم التحريرهايي با تصوير اين بازيگران وارد مدرسه شدند.
وي گفت: روزهاي نخست سال تحصيلي گذشته بيشتر با دانش آموزاني روبه رو بوديم که نه تنها روي کيف و کفش آنها تصوير مرد عنکبوتي بود بلکه يکي از بچه ها غير از پيراهنش همه وسايل و پوشاکش تصوير مرد عنکبوتي داشت.
وي با بيان اينکه بچه ها عاشق شخصيتهاي عجيب و غريب و خارق العاده هستند، گفت: خانواده ها بايد حتي الامکان کودکان را از خريد چنين وسايلي منصرف کنند يا اينکه حد و اندازه اي براي خريد وسايل در نظر بگيرند، نه اينکه براي يکسال تحصيلي آنها وسايلي با تصاوير بازيگران بخرند، زيرا سبب مي شود فرزندشان تا پايان سال با افکار و حرکتهاي افسانه اي به مدرسه بيايد.
اما در اينجا اين پرسش مطرح مي شود اگر هم بهانه اين است که شخصيتهاي افسانه اي براي کودکان جذاب و ديدني هستند چرا افسانه اساطيري کتاب شاهنامه فردوسي که پر از اسطوره هاي اصيل ايراني چون رستم، زال، سهراب و آرش است را تبليغ نمي کنيم.
مگر نه اينکه آرش کمانگيري که فردوسي به نمايش گذاشته است صدها بار از جومونگ کره اي ماهرتر است و هفت خواني را که رستم پهلوان پيموده است رزمنده تر و شجاع تر از جومونگ ظاهر شده و پيوند زال و رودابه بسي فرخنده تر از پيوند سوسانو با جومونگ است و سيمرغ افسانه اي ايرانيان هم هزار بار تأثيرگذارتر از پرنده سپاه گوگوريو است، به راستي چرا اسطوره هاي ايراني مد نمي شوند؟

  


از مارک فروشي تا مارک دزدي



*مرضيه کوهستاني
يک شلوار 270 هزار تومان، يک عينک آفتابي 430 هزار تومان، يک جفت کفش کتاني 194 هزار تومان،چتر 70 هزار تومان و کلاه 76





هزار تومان، اينها قيمتهايي است که فروشنده فروشگاههاي مارکي مثل آديداس و نايک و ورساچه و ... به راحتي به زبان مي آورند و خريدارانشان هم با غرور و بدون هيچ شکايت و چانه زدني آن را مي پذيرند. مد که از واژه مدرن وارد فرهنگ واژگاني ما شده، همان چيزي است که باعث مي شود چنين افرادي لباسهاي مارک دار غربي را با قيمتهاي بسيار بالا بخرند واز خريد آن هم راضي باشند.

آنقدر پولدار نيستم که جنس ارزان بخرم
کارشناسان استاندارد بر اين باورند که يک مارک زماني مي تواند اسم و رسمي براي خود به دست آورد که استانداردهاي لازم را به لحاظ کيفيت و زيبايي داشته باشد. و البته افراد زيادي بر اين باورند که اجناس مارک را با کيفيت بهتر و کارآيي طولاني مدت تري دارند.علي رضا اميدي که در يکي از شعبه هاي کفش کار مي کند، مي گويد خودش کفشهاي خارجي مارک دار را زماني که حراج دارد، مي خرد.او به کفشهاي قهوه اي ساده اش اشاره مي کند و مي گويد: اين کفشها را 4 سال پيش 80 هزار تومان خريدم و بعد از 4 سال استفاده هنوز هم با يک واکس زدن، نو به نظر مي رسد.
او مي گويد: اجناس مارک دار هم جلوه خوبي دارند و هم لازم نيست بعد از دو ماه استفاده آنها دور بيندازي.اجناس مارک دار که در بازار جهاني عرضه مي شود براي ثبت و تداوم عرضه بايد زيبايي، راحتي و دوام را توأمان داشته باشند.شايد از همين رو باشد که در برخي از فروشگاههاي مارک، اگر کالاي مارک داري را که داراي نقص هر چقدر کوچکي باشد با قيمت ارزان تر بخريد، فروشنده از شما مي خواهد که مارکش را جدا کنند.

ابراز خود با مارک پوشي
البته همه در مارک پوشي به دنبال کيفيت نيستند. مارک و مد پوشي براي تعدادي از افراد تبديل به نوعي ابراز خود و ابزار کسب هويت شده است. افرادي که اغلب لباسهاي مارک داري را که مد مي شود، مي خرند و در پايان يک فصل به کلي از گردونه استفاده خود خارج مي کنند، کيفيت و دوام لباسها مهم نيست و البته خريد از حراجهاي پايان فصل را هم دون شأن خود مي دانند!
پدرام يکي از جوانهايي است که به قول دوستانش از فرق سر تا نوک پا مارک است.با خنده هاي تند و تيزي مي گويد: لباس مارک دار با کلاس تراست و در ضمن ديگران به کسي که لباس هايش شيک و مد باشد بيشتر توجه مي کنند.پدرام ميل به مارک پوشي و مد را فقط در لباس و عينک و کفش خلاصه نکرده است و حتي د ر عوض کردن خودرو، تلفن همراه و انتخاب رستورانش هم به دنبال مارکهاي معروف و چشم پر کن است.او مي گويد: اگر بدانم فردي لباسهايش از مارکهاي گران قيمت و معروف است و يا رستورانهاي لوکس را مي شناسد و ... نا خود آگاه برايش ارزش بيشتري قايلم و فکر مي کنم ديگران هم در مورد من با همين شيوه قضاوت مي کنند!

مدها همه چيني شده اند
اما کساني که بضاعت خريد از فروشگاههاي مارک دار را ندارند، به مد پوشي ارزان تر قناعت مي کنند. خوراک اين مد پوشي ها کالاهاي چيني است که با قيمت و البته کيفيتي پايين مي تواند تنوع طلبي مصرف کنندگان را ارضا کند.همين ميل به مد پوشي و افزايش خريد کالاهاي چيني باعث شده است که توليد کنندگان ايراني دچار رکود بازار شوند. بنا بر اين بسياري از توليد کنندگان لباس و کفشهاي ايراني به بازار بزرگ تهران و حجره هاي مارک فروشي ابتداي بازار فرش فروشان مي روند که مارکهاي مختلفي را به صورت کلي و با قيمت هر عدد 12 تومان به صورت فله اي بخرند.بعد هم چرخه توليد ايراني وارد مرحله اي ديگر که مارک دوزي ( و طبق قوانين بين المللي مارک دزدي) نام گرفته است، مي شود. همين مارکهاي 10 - 12 توماني چنان ارج و قربي براي پوشاک يا کفش توليد شده به ارمغان مي آورد که گاهي قيمت آن جنس را 30 و يا 40 هزار تومان افزايش مي دهد. البته که بسياري از اين اجناس با مارکهاي تقلبي هم با قيمتهاي بسيار ارزان تر به مشتريان عرضه مي شود.ميترا بزاز مي گويد: هرگز حاضر نيست پولش را به لباسها و اجناس مارک دار بدهد و ترجيح مي دهد که اجناس ارزان را با مارکهاي تقلبي تهيه و زود به زود هم آنها را عوض کند.
او که در يک فروشگاه لباس در مرکز شهر کار مي کند مي گويد: با وجودي که خانه ما در شمال شهر است اما من هميشه براي خريد به مرکز شهر مي آيم و لباسهايي مشابه آنچه در فروشگاههاي گران قيمت نزديک خانه مان ديده ام را با قيمتي به مراتب کمتر مي خرم.

حساب روشنفکران را جدا کنيد
اما حساب مد در برخي از جمع ها کاملاً به آنچه در باره مد مي بينيم و مي شنويم متفاوت است. اين روزها در مکانهايي که محل تجمع افراد فرهيخته است سبکهاي پوشش سنتي ايراني بيش از پيش به چشم مي خورد. زنان و مردان زيادي هستند که از پوشيدن لباسهايي با پارچه هاي سنتي و روسري و کلاههايي با رنگهاي اصيل ايراني و پوشيدن گالش، چاروق و ... حساب خود را از مدهاي طراحي شده در کشورهايي با فرهنگ هايي متفاوت از فرهنگ ايراني و اسلامي جدا مي کنند.اين لباسهاي سنتي که اغلب قيمتهاي بسيار مناسب تري نسبت به لباسهاي ترکي، اروپايي و حتي چيني دارند، طراحي برگرفته از فرهنگ نقاط مختلف ايران و سنتهاي اسلامي دارد. لباسهايي که با تن پوش فرهيختگان ايراني شدن، جلوه اي دو چندان به خود مي گيرد و امروز در مجامع روشنفکري جاي خود را باز کرده اند.الهام را که شاعر است در مقابل سالن اصلي تئاتر شهر مي بينم. نوع پوشش ساده و خوش رنگي که دارد مرا به سمتش جذب مي کند.
او مي گويد: از اينکه قيمت ارزان لباسهايي را که به دست توليد کنندگان شريف ايراني دوخته شده است بگويم خجالت نمي کشم. اين لباس نيست که به من تشخص مي دهد، اين من هستم که با رفتار، تفکر و گفتار خودم و البته به خرج دادن کمي سليقه در انتخاب رنگ و جنس لباس و نحوه پوشش به لباسم جلوه مي دهم.

  


پوشاک در چنبره قاچاق



*مصطفي مسلمي
پوشاک يکي از آن دست کالاهايي است که هميشه حجم وسيعي از سبد خانواده را به خود اختصاص مي دهد به نحوي که هر ساله افراد براي تأمين آن هزينه هاي بسياري را متحمل مي شوند. در همين راستا کشورهاي مختلف براي خودکفايي در اين عرصه برنامه هاي مدوني را در دستور کار قرار داده اند تا از اين طريق سرمايه هاي داخلي به گردش بيفتد و عرصه براي خروج ارز و ورود کالاي خارجي و ورشکستگي توليد کنندگان داخلي تنگ تر و تنگ تر شود.
يکي از راهکارها براي موفقيت در اين زمينه بالا بردن نرخ حقوق و عوارض گمرکي است. اين موضوع اگر در کوتاه مدت براي حمايت از صنايع نو پا به صورت هدفمند برنامه ريزي شود مي تواند کيفيت توليد داخلي و قدرت آنها در مقابل کالاهاي مشابه خارجي را افزايش دهد. اما اگر اين حمايت غيرمنطقي بوده و تداوم داشته باشد زيانهاي غير قابل جبراني به اقتصاد کشور وارد مي نمايد زيرا با وجود چنين حمايتهايي توليد کننده داخلي ديگر به دنبال توليد کالايي با کيفيت بالا و قيمت کم نيست.
به هر حال وقتي اين حرکت نزولي توليد داخل چه از لحاظ قيمت و چه از لحاظ کيفيت بستر خود را بيش از پيش مي گستراند، جريان قاچاق به طور گسترده در عرصه اقتصادي نمود پيدا مي کند.
اين موضوع در صنعت پوشاک به وضوح مشاهده مي گردد به نحوي که هم اکنون بسياري از لباسهاي موجود در بازار از کشورهاي مختلفي همچون چين، عربستان و دوبي با کيفيتي دسته چندم عرض اندام مي کنند و با تمام بي کيفيتي شان بازار را به قبضه خود در آورده اند. اين تسلط بر بازار به حدي است که به آساني مي توانيد در جزيره اي مانند قشم چندين کيلو لباس را با قيمتي بسيار نازل خريداري کنيد، در حالي که لباسها فقط براي بر طرف کردن نيازهاي چند روزه توليد شده اند و قابليت ماندگاري بالايي ندارند.
شايد علت اصلي اين موضوع به همان بحث کنترل ناصحيح دولت در توليد و توزيع پوشاک و فراهم نشدن بسترهاي مناسب براي معرفي مارکهاي داخلي برگردد تا صداي بسياري از توليد کنندگان صاحب برند در کشور به آسمان برود و بگويند از ما حمايت صحيحي نمي شود.
رقابت بر سر بي کيفيتي تنها به جنسهاي قاچاق و بي مارک يا با مارک تقلبي محدود نمي گردد بلکه در داخل مرزها رقيبان سر سختي وجود دارند که در عرصه توليد بي کيفيت گوي سبقت را از ديگران ربوده و براي اجناس خود حسابي بازار گرمي کرده اند.
گذري بر کوچه کلانتري بازار و به اصطلاح خود بازاري ها کوچه کيلويي، نشان مي دهد در اين جا لباسهايي در حال فروش است که نه توليد کننده آن مشخص است و نه توزيع کننده اصلي آن، در حالي که اين اجناس از هيچ ويژگي خاصي جز بي کيفيتي برخوردار نيستند.
يکي از کسبه اين محل مي گويد: لباسهايي که در اين محل به فروش مي رسد عمدتاً به صورت فله اي ارائه مي شوند و کمتر کسي اقدام به تک فروشي مي کند.
احمد ولي زاده مي افزايد: هيچ وقت نمي توان توليد کنندگان اين لباسها را پيدا کرد چون هر روز پارچه هايشان را در يک برش کاري برش مي زنند و در جايي ديگر مي دوزند. آنها مانند دستفروشاني هستند که هر روز در يک جاي شهر بساط شان را پهن مي کنند.
اين کيفيت نامطلوب خود کم دردسري براي بازار پوشاک کشور به حساب مي آمد، که ناگهان خبر پخش شلوارهايي که بر روي جيب پشتشان نام مقدس چاپ شده بود شوکي تازه به بازار وار نمود تا اما و اگرها در عرصه توليد پوشاک و واردات آن به حد نهايت خود برسد.
در همين راستا چندي پيش پليس در نامه اي به رئيس اتحاديه پوشاک و لباس دوخته تهران اعلام کرده بود که نمايش، عرضه و فروش لباسهاي داراي مارک خارجي و تصاوير مبتذل و استفاده از مانکن هاي غيرمتعارف و بسيار زننده توسط برخي از توزيع کنندگان پوشاک به منظور جلب مشتري مورد توجه قرار گرفته است که اين موضوع علاوه بر تبعات سؤ، باعث نارضايتي مسؤولان فرهنگي و شهروندان شده است.
به گفته بعضي از فروشندگان و فعالان عرصه پوشاک، اين حرکت نيروي انتظامي از جنبه مثبت و منفي بر خوردار است. مثبت از اين لحاظ که مارکهاي داخلي مي توانند زمينه لازم براي فعاليت را کسب کنند و منفي از اين جهت که بازار رقابت در توليد به کمترين حد خود مي رسد.
اما بعد از گذشت 2 ماه از صدور اين نامه، گذري بر بازار کويتي ها نشان مي دهد که بازار مارک خري و نمايش لباسهاي خارجي در ويترين ها همچنان ادامه دارد... .

  


عقده هاي دروني در زير پوسته مد



* کامران شرفشاهي
پديده «مد» از دير باز در جوامع بشري وجود داشته و همواره ذهن بشر را به خويش معطوف کرده است. در واقع بشر هميشه از مد به عنوان وسيله اي براي جلب توجه ديگران و زيباتر جلوه کردن سود جسته است.در عصر حاضر مفهوم مد مفهومي گسترده تر از گذشته است و ديگر همانند گذشته هاي دور فقط به پوشاک محدود و منحصر نمي شود. به عبارت ديگر در قرون اخير بتدريج دايره تعريف مد، روز به روز وسيع تر شده است.اگر روزگاري مد تنها در زندگي درباريان و اشراف نمود چشمگيري داشت، با دگرگونيها همه جانبه اي که در زندگي بشر رخ نماياند، بتدريج اين پديده به دغدغه اي عمومي مبدل شد و به واسطه حمايت سرمايه داري غرب و به مد و تبليغات پر حجم و مستمر به چنان مرتبه اي رسيد که جنبه افراط به خود گرفت و نگراني فرهيختگان و انديشوران جوامع را برانگيخت.

ئ دستورات اسلام
در آيين مبين اسلام که آييني جامع و کامل است و برپايه شناخت حوايج انسان استوار است تا آنجا که رسول اکرم(ص) مي فرمايند:
پاکيزه کنيد لباسهايتان را و کم کنيد موهايتان را، مسواک بزنيد و آراسته و تميز باشيد.
با آنکه در احاديث متعدد و متواتري نسبت به استفاده از لباس مناسب، عطريات و زينت آلات سفارش شده است، اما براي اين امر نيز حدود و قواعدي ذکر شده است، چنانکه پيامبر اکرم (ص) در حديثي هر لباسي را که موجب انگشت نما شدن انسان شود را نهي فرموده و در اين خصوص هشدار مي دهند که شيطان دوستدار چنين جلوه هايي است، همچنين در احاديث ديگري از آن حضرت آمده است که حتي در پوشيدن لباس بايد نيت انسان پاک و زيبا باشد و لباس وسيله اي براي گمراهي انسان و غفلت او در مقابل خالق يکتا که آفريدگار تمامي زيباييهاست نشود.به اين ترتيب پيروي انسان از مد اگر به دنبال تکبر و فخر فروشي به ديگران باشد، اين امر نشانه اي از بيماري روح انسان و در نتيجه فاصله گرفتن او از پروردگار متعال خواهد بود، لذا اين مراقبه دائمي بايد همواره در انسان وجود داشته باشد که ارزشهاي پسنديده را در سايه جهل و خودپرستي به ضد ارزشهاي مذموم مبدل نکند و جلوه هاي رنگين و فريبنده دنيوي او را آنچنان اسير و اغفال نکند که مرتبه او را تنزل دهد.
در سيره و گفتار ارجمند پيشوايان عاليقدر مکتب تشييع نيز در اين باره نکات بسيار ارزنده و آموزنده اي وجود دارد که حکايت از ژرف نگري و دورانديشي آن بزرگواران در اين خصوص دارد، از جمله در روايتي آمده است که روزي حضرت امام علي(ع) در بازگشت از بازار دو جامه خريداري کردند، سپس جامه اي را که زيباتر و گرانقيمت تر بود به يکي از اصحاب خود هديه فرمودند، وقتي علت اين کار را از ايشان جويا شدند، آن حضرت پاسخ دادند که آن شخص جوان است و جوانان به زيبايي جامه بيشتر اهميت مي دهند.همچنين در احاديثي آمده است که در هنگام نماز و نيز در ايام اعياد با بهترين لباسهايتان حاضر شويد و در عين حالي که نسبت به پوشيدن لباس مناسب و آبرومندانه سفارشهاي فراواني ديده مي شود اما اين نکته بسيارمورد تأکيد قرار گرفته است که مبادا توجه به ظاهر، آدمي را از توجه به باطن و آراستگي درون بازدارد و حجابي بر ديگر حجابهاي او با آفريدگارش بيفزايد.
ئ خطرات جمال پرستي
در اين راستا ايرانيان به عنوان مردماني داراي تمدن و فرهنگ غني، از دير باز به آراستگي و حفظ ظاهر اهميت ويژه اي مي دادند و با ذوق و سليقه هنرمندانه اي به طراحي و تهيه لباس همت ورزيده اند. چنانکه با مطالعه پوشش ايرانيان در طول قرون و اعصار شاهد صدها نوع مدل لباس و زيورآلات هستيم که به تناسب موقعيت جغرافيايي متغير و متفاوت است و در هر گوشه اين مرز و بوم، با وجود گذشت زمان، لباسهاي محلي با طرحها و رنگهاي بسيار زنده، زيبا، شاد و چشم نواز هنوز هم در بين مردم هواداران بسياري دارد. با اين حال در فرهنگ ايراني نيز همواره اين رويکرد ژرف انديشانه وجود داشته است که آدمي نبايد آنچنان در ورطه جمال پرستي فرو افتد که از بصيرت و دانايي محروم شود، در چنين نگرشي جمال و جلال گرايي متفقاً مورد توجه قرار گرفته است و اين ديدگاه در ادبيات پارسي که يکي از عاليترين جلوه انديشه ايرانيان است نمودي چشمگير دارد. به عنوان مثال سعدي در اين باره مي گويد:
تن آدمي شريف است به جان آدميت
نه همين لباس زيباست نشان آدميت
در اشعار، امثال و حکايات فارسي اين تذکر به چشم مي آيد که نبايد فريفته سر و وضع ظاهري اشخاص شد و شيک پوشي نمي تواند دليلي بر فضليت و صلاحيت آدمي باشد، چنانکه اشخاص سودجو و فرصت طلب اغلب براي گول زدن افراد ساده لوح ظاهر خود را مي آرايند و از اين وسيله به عنوان حربه اي سود مي جويند.همچنين روان شناسان بر اين باورند که انسانهايي که همت بلندي ندارند تا استعدادهاي نهفته خويش را شناخته و در پرتو اراده و پشتکار به ثمر برسانند بيش از ديگران درصدد برمي آيند تا از طريق مد و روشهاي نا متعارف مورد توجه ديگران قرار گيرند، همچنين کساني که داراي سرخوردگي هايي در زندگي شخصي و اجتماعي هستند، با روي آوردن به رنگهاي تند، طرحهاي نامتجانس و حتي خلاف عرف و عفت که به تيپ «جيغ» معروف است مي کوشند تا عقده هاي دروني خويش را بيرون ريخته و از اين کار لذت ببرند.برخي شيوه هاي مد امروز جهان نيز متأثر از نگرشهاي اعتراض گونه اي است که وضع موجود را نشانه گرفته، ظهور «هيپي ها» در غرب با سر و وضع ژوليده و لباس هاي ژنده و پاره که به نشانه مخالفت با سيستم سرمايه داري و تبعات آن پديد آمد، يکي از اين جلوه هاست و جالب آنکه اين مدل در کشورهاي کم توسعه و توسعه نيافته در حالي مورد تقليد قرار مي گيرد که هدف و فلسفه پيدايش چنين مدي در اين کشورها ناشناخته است!

ئ غارت اقتصادي
برخي از جلوه هاي مد غرب که به سرعت در کشورهاي شرقي مورد تقليد کورکورانه قرار مي گيرد، حکايت مضحک و مسخ گونه اي از واقعيتي است که در يک سوي جهان برآيند طبيعي جامعه اي است ديگر گون با دردها و روياي متفاوت، و آرمانها همين حس تقليد کورکورانه و يا به تعبير متفکراني مانند جلال آل احمد «غربزدگي» موجب شده است تا غرب، به طور آگاهانه از پديده پوشش و يا مد براي استحاله فرهنگي و غارت اقتصادي ملل ديگر به عنوان يک تاکتيک شناخته شده سود جويد. در اين شيوه استعمار غرب به جاي اعزام نيروهاي نظامي، با صادرات انواع البسه و وسايل توليدي خود ضمن فتح بازارهاي اين کشورها، به ترويج فرهنگي نيز پرداخته و بتدريج هويت جوامع را دستخوش پريشاني و تغيير مي سازد. چنانکه در کشورهايي با باورهاي فرهنگي و اعتقادي شاهد عرضه و فروش البسه و زيورآلاتي هستيم که به تبليغ برتري غرب مي پردازند.
متأسفانه اين موضوع در کشور ما نيز مصداق دارد و بر بازار عرضه پوشاک و زيورآلات نظارت جدي و مستمري وجود ندارد، عرضه انواع پوشاک و زيورآلات نامناسب با فرهنگ ملي، البسه هايي با نقش پرچم کشورهاي غربي مانند آمريکا و انگليس که نماد سلطه و امپرياليسم هستند، لباسها و زيورآلاتي با نقش گروههاي منحرف شيطان پرست و حتي کفش ها و لباسهايي که در آن اسلام مورد اهانت قرار گرفته، دانسته و نادانسته به ويترين بوتيک ها راه يافته و نگراني آگاهان و دلسوزان جامعه را برانگيخته است.بخش عمده اي از البسه و اين گونه وسايل به شکل قاچاق به کشور وارد شده و بخش ديگري نيز توسط مسافران و يا تجار پوشاک وارد و در فروشگاهها عرضه مي شود.

ئ دلار براي واردات چادر!
واردات بي رويه پوشاک و هر آنچه با مد مرتبط است، علاوه بر تهديدهاي فرهنگي که شمه اي از آن ذکر شد، سالانه ميليونها دلار از سرمايه کشور را به خارج منتقل مي کند که در صورت مديريت هوشمند و برنامه ريزي صحيح و هدفمند اين سرمايه مي تواند در خدمت رشد اقتصاد ملي قرار گرفته و به توليد، اشتغال و درآمدزايي مؤثر که بهبود اوضاع اجتماعي منجر مي شود، قرار گيرد.تجربه موفق برخي از کشورهاي اسلامي همانند ترکيه و کشورهاي آسياي جنوب شرقي در زمينه سرمايه گذاري در خصوص صنعت نساجي و توليد پوشاک بيانگر غفلتها و کوتاهي هايي است که در کشور ما در اين زمينه به وقوع پيوسته تا جايي که حتي پس از گذشت 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي در اين سرزمين و نياز گسترده و هميشگي بانوان کشور، ميليونها دلار صرف واردات پارچه چادر از کشورهاي غيراسلامي شده است و هنوز در اين خصوص خودکفايي حاصل نشده است!
حمايت نکردن از توليد کنندگان و مدليست هاي بومي نيز يکي ديگر از گفتني هايي است که بسيار تأثرآور است و در سالهاي اخير با انبوه واردات البسه از کشورهايي نظير چين، هند، ترکيه، تايلند و... عملاً شرايطکار براي اين گروه دشوارتر شده است، در حالي که بد نيست يادآور شويم که دولت انگليس در اوايل قرن بيستم با وضع ماليات و عوارض سنگين نسبت به واردات پارچه و حمايت از توليد کنندگان خود، موفق شد تا صنعت نساجي خود را به مقام ممتازي در جهان برساند.اگر چه در کشور ما کار گروه ساماندهي مد ولباس و سازمانهايي از اين قبيل تاسيس شده است، اما به نظر مي رسد تا رسيدن به نقطه مطلوب و فعال شدن در اين عرصه به مفهوم عميق کلمه هنوز فاصله بسياري در راه است.

  


مانتويي شبيه کت مردانه...



* تينا خدامي
بعد از عبور از ترافيک خيابان شريعتي، چشمم به ثانيه شمار چراغ قرمز چهارراه تجريش که مي خورد تصميم مي گيرم، بقيه راه را پياده طي کنم. از پياده رو که شلوغي آن بي شباهت به شلوغي خيابان نيست عبور مي کنم. به نزديکي يکي از پاساژهاي منطقه که مي رسم، گويي وارد سرزمين ديگري مي شوم. که بوي غربت غرب را مي دهد از ميان جمعيت توجهم جلب مغازه اي مي شود که در آن چند دختر جوان مشغول چانه زدن با فروشنده هستند.
مريم 24 ساله- دانشجوي کارشناسي ارشد مديريت، يکي از دختران جوان داخل مغازه است. براي او پوشيدن لباس مرتب و البته مارک دار بسيار مهم است تا آنجا که به گفته خودش حاضر است هر مبلغي را براي تهيه آن پرداخت کند.
امير و حسين دو فروشنده جوان ديگري هستند که در مغازه شان بيشتر شلوارهاي جين و مانتوهاي مختلف ديده مي شود. آنها معتقدند که ظاهر افراد اهميت چنداني ندارد و آنچه در اولين برخورد اهميت دارد، آداب معاشرت خريدار يا طرف مقابل است.
امير مي گويد: اکثر لباس هاي مغازه ام را از ترکيه يا تايلند تهيه مي کنم و در آنجا برخي از اين به اصطلاح مانتوها به جاي بلوز استفاده مي شود اما در ايران کاربرد ديگري دارد!
او ادامه مي دهد: برخي از جوانان براي بروز شخصيت واقعي خود از زيبايي هاي ظاهري بهره مي گيرند اين در حالي است که براي اين کار راه هاي ديگري چون ارزشهاي دروني مطرح است.
از پاساژ که خارج مي شوم، هوا رو به تاريکي مي رود و من هنوز به صحبتهاي فروشنده فکر مي کنم. به خيابان مي رسم، دختر جواني را مي بينم با کت قهوه اي رنگ که کوتاهي اش بيشتر به کتهاي مردانه شباهت دارد و چهره رنگينش من را به ياد پوسترهاي تبليغاتي يا همان مانکن هاي بي هويت غربي مي اندازد... در خيابان قدم مي زنم، در هياهو شهر آدمهايي را مي بينم که نشاني از ايراني بودن ندارند؟! انگار تفريح يکسري از آدمها شده رفتن توي خيابانها و پز دادن مارکهاي که براي به دست آوردنش جيب شان را خالي کرده اند. براستي چرا بعضي ها هويت ايراني خود را فراموش مي کنند؟ آيا به بهانه مد مي توان از هويت عبور کرد و به مرز خود باختگي رسيد؟ آيا نمي توان با مد زندگي کرد و ارزشهاي اصيل ملي و اسلامي را نيز پاس بداريم؟

  


ديدگاه ايرانيان خارج از کشور درباره مد؛ طلاق، به خاطر جنون مد!



* پروين محمدي
بحث درباره مد فراوان است، اما آيا در تمام دنيا به اندازه ما به «مد» اهميت مي دهند؟ و آيا مد، در زندگي اين قدر مهم است که آسايش و آرامش ما را به مخاطره بيندازد؟گفتگوي ما را با چند ايراني مقيم خارج از کشور بخوانيد تا با ديدگاه «آن طرف آبي ها» هم آشنا شويد.
** مهرانگيز ابراهيمي که 15 سال است به آمريکا رفته، نظر خود را درباره «مد» اين گونه بيان مي کند: تنوع در زندگي باعث مي شود انسان يک نوع احساس سرزندگي و نشاط پيدا کند و مد اين تنوع را به زندگي مي بخشد؛ يعني با مد پيش رفتن رنگ و روي تازه به زندگي انسان مي دهد، اما به شرط آنکه در حد متعادل و متعارف باشد بخصوص در مورد خانمها که بيشتر از ساير گروه ها پيرو مد هستند و کاري نکنند که شوهر و زندگي شان را به خاطر «مدگرايي»، از دست بدهند.
وي با اشاره به دوراني که در ايران زندگي ميکرده است، مي گويد: ما در ايران وقتي به مجلسي دعوت مي شديم حتماً مقيد بوديم کفش و کيف و لباسمان نو باشد، به طوري که قبلاً آن را نديده باشند. طبعاً انتخاب آنها هم براساس مد بود.
در اينجا نيز در افراد معمولي جامعه پيروي از مد خيلي زياد است ولي در مجامع علمي و سطوح بالا کمتر اين مسأله مشاهده مي شود.
** مينا احمدي که مدرس يکي از دانشگاههاي لندن است و دکتراي زبان انگليسي دارد، در اين خصوص مي افزايد: به نظر من پيروي از مد يک نوع سرگرمي است که آدمهاي کم کارتر يا بيکار بيشتر به آن گرايش دارند؛ زيرا وقت اضافه خود را بايد به گونه اي پر کنند.
به اعتقاد وي پيروي از مد دو جنبه مثبت و منفي دارد. اگر در حد اعتدال باشد و به فرد اعتماد به نفس بدهد، باعث نشاط و سرزندگي در او شود، اثر مثبت داشته و اگر با شرايط فرد تناسب نداشته باشد، براي پيروي از مد، شخص به زحمت بيفتد و تمام هم و غمش رسيدن به ايده آلها باشد، تأثير منفي خواهد گذاشت و سرخوردگي و يأس و نااميدي براي فرد به همراه خواهد داشت.
مينا احمدي که خود فرزند ندارد، ولي از سه بچه بي سرپرست نگهداري مي کند، مي گويد: من تمام تلاشم براي اين است که بتوانم اين سه کودک را به تحصيلات عالي برسانم و در نهايت آنها را به کشورهاي خودشان (ژاپن، آفريقا و آمريکا) برگردانم. براي من تدريس در دانشگاه و به ثمر رساندن اين کودکان از هر مدي زيباتر و با ارزش تر است.
از او درباره انگليسي ها و مد پرسيدم، در پاسخ گفت: انگليسي ها از قديم الايام به سخت خرج کردن معروفند. آنها ترجيح مي دهند يک کت و شلوار با دوام بپوشند حتي اگر 10 سال باشد.اغلب انگليسي ها دنبال مسايل اقتصادي هستند تا «مد». به قول خودشان: آنقدر پولدار نشده اند که جنس ارزان بخرند. خب وقتي جنس خوب و گران مي خرند، آن را زود دور نمي اندازند و سالها از آن استفاده مي کنند. البته اين موضوع در بين افراد عادي جامعه فرق مي کند و در سطوح معمولي، جوانها و... گاهي «مدگرايي» هم ديده مي شود.
آذردخت که چند ماهي است ازدواج کرده و به آلمان رفته، درباره آلماني ها و پيروي از مد بر اين باور است که افراد مرفه اين کشور از مد استقبال مي کنند و در فروشگاه هاي بالاي شهر هر روز يک مدل عرضه مي شود و تنوع بسياري در پوشاک آنهاست، اما در سطوح پايين فقط کار و کار و کار.
او که فوق ليسانس ادبيات فارسي است، ميگويد: «مد» چيز خوبي است، به شرط آنکه سبب از بين رفتن «هويت» انسان نشود.
شهلا معتمد که مقيم کاناداست و در آموزشگاه نقاشي خود هنرجو مي پذيرد و سالهاست با اين کار اوقات فراغت خود را پر مي کند، اعتقادش بر اين است که: «مد» اگر انسان را از حالت روزمرگي در آورد، چيز خوبي است و مي تواند ايده هاي جديد، حال و هواي تازه و طراوت و شادابي به زندگي بدهد.
او «مد» را در صورتي که توسط کارشناسان و متخصصان ارائه شود، سازنده مي داند و خاطرنشان مي کند: «مد» حتي در خلق آثار هنري هم مي تواند جايگاه خاصي داشته باشد.
وقتي از او مي پرسيم، غير از آثار هنري «مدگرايي» يا «مدپرستي» چه جايگاهي در زندگي شخصي يک هنرمند دارد پاسخ مي دهد: تا جايي که منطق و عقل حکم مي کند، سعي ميکنم با زمان پيش بروم و از آخرين فناوري براي زندگي راحت تر استفاده کنم، ولي هرگز اجازه نمي دهم مثلاً پيروي از «مد» لباسي که فلان هنرپيشه بر تن داشته، شخصيت فرزندم را دچار تزلزل کند.
** دکتر بهروز محمدي هم که سالهاست در آمريکا زندگي مي کند، در بحث «مد» اين گونه اظهارنظر مي کند: در آمريکا بستگي به شهرهاي مختلف و امکانات مردم مقوله «مد» و «مدگرايي» تعريف متفاوتي دارد؛ مثلاً در شهرهاي نيويورک، لس آنجلس و... خيلي شديد مردم از مد پيروي مي کنند و به طور وحشتناکي «مدگرا» هستند؛ چون پول دارند و مي خواهند از تمام امکانات روز براي خودشان استفاده کنند، اما در شهرهاي کشاورزي مثل داکوتا و... مردم با مد بيگانه اند.
وي نظر شخصي خود را درباره «مد» اين گونه بيان مي کند: به اعتقاد مد چيز بدي نيست. البته تا حدي که انسان را «وابسته» نکند.
وي معتقد است: پيروي از «مد» سرمايه هاي ملي ما را هدر مي دهد.
دکتر ايرج وثوق در پايان اين بحث به ما کمک کرده و «مد» را از ديدگاه روان پزشکي بيان مي کند: «مد» در واقع چيزي است که نسل جوان ما به دنبال آن است.
منتهي ما نمي توانيم به گونه اي رفتار کنيم که جوانها به سمت آن نروند؛ چون «مدگرايي» به عنوان گرايش انسان به کار نو و چيز جديد در زندگي است، ولي بايد به سمتي برويم که «مد زده» نشويم.
وي ادامه مي دهد: در واقع بايد واقعيتهاي جامعه را لمس کنيم و بشناسيم و به خاطر «مدگرايي» از خانواده و جامعه و فرهنگ خودمان دور نگرديم. با اين حال کارشناسان معتقدند، بسياري از اختلافات خانواده ها ريشه در مدگرايي دارد.

  


مالزي، پايتخت مد اسلامي جهان



*تايمز

در دنيايي که صنعت مد در آن روز به روز در حال پيشرفت است، طراحي مد اسلامي هم به يکي از مهمترين مباحث طراحي لباس تبديل شده، به گونه اي که بسياري از طراحان عربي و اروپايي هزينه بسياري را به اين امر اختصاص داده اند.
البته در اين ميان مالزي بيش از ساير کشورها روي صنعت مد اسلامي سرمايه گذاري کرده است. اين کشور در نظر دارد خود را به پايتخت مد اسلامي جهان تبديل کند.
«عفت و حيا مي تواند زيبا باشد» شعار سازمان دهندگان جشنواره مد اسلامي در کوالالامپور براي مخاطبان مسلمان و غيرمسلمان است. توم آبنگ سائوفي، طراح مد مالزيايي مي گويد، بسياري از غيرمسلمانان فکر مي کنند پوشش اسلامي تنها پوشيدن لباسهاي سياه است.
او مي گويد: «برخلاف باورهاي موجود، يک نفر هم مي تواند به اصول مذهبي خود پايبند بماند و در عين حال پيرو مد هم باشد.»
طراحان مد اسلامي براي طراحي لباسهاي خود البته بايد مؤلفه هايي را که در دين اسلام بر آن تأکيد شده، در نظر بگيرند. با وجود اين مدهاي لباسهاي اسلامي داراي تنوع فراواني است و از طراح به طراح و از کشور به کشور متفاوت است.
جشنواره مد اسلامي بخشي از هفته بين المللي مد مالزي است. «رجا» رئيس و مؤسس اين جشنواره مي گويد در اين جشنواره گروه هاي مختلف طراحان شرکت خواهند کرد.
او که در سال 2006 اين جشنواره را بنا نهاده، هدف خود از اين کار را آشنا کردن جهانيان با صنعت مد اسلامي توصيف مي کند. از سال 2006 تاکنون بيش از 200 طراح از سراسر جهان در اين جشنواره شرکت کرده اند که نزديک به نيمي از آنها غيرمسلمان بوده اند.
او در اين باره مي گويد: «من مفتخرم بگويم اين فعاليت ما علاوه بر جذب طراحان مسلمان با استقبال طراحان غيرمسلمان هم مواجه شده است.» به اعتقاد او، صنعت مد اسلامي ظرفيت هاي فراواني دارد و مالزي در حال حاضر بيشترين پيشرفت را در اين زمينه داشته است.
اين در حالي است که رسمه منصور، همسر نخست وزير مالزي هم در نظر دارد يک مرکز مد اسلامي در اين کشور بنا کند.
وي اظهار داشت: در اين مرکز انواع مدلهاي زيبا و جذاب لباس اسلامي مطابق با جديدترين مدلهاي روز به نمايش درمي آيد که سعي شده در طراحي آنها از هنرها و ارزشهاي اصيل اسلامي استفاده شود. اين طرح با هدف حمايت از پوشش و حجاب اسلامي و با حمايت دولت برگزار مي شود.
يکي از دلايل موفقيت مالزي در صنعت مد اسلامي را مي توان تعداد زياد مسلمانان در اين کشور دانست. بيش از نيمي از جمعيت مالزي مسلمان هستند و در عين حال اين کشور همسايه اندونزي است که بيشترين تعداد مسلمانان جهان را به خود اختصاص داده است.
از زمان برگزاري شوهاي مد اسلامي در مالزي بوتيک هاي بيشتري در اين کشور به فروش لباس هاي اسلامي روي آورده اند. مد اسلامي به قدري جاي خود را در دنياي مد باز کرده است که کمپاني معروف کريستين ديور هم به توليد پوشاک اسلامي روي آورده است.
اورکت هاي اسلامي از ديگر طرحهاي اسلامي اين شرکت محسوب مي شود. اين در حالي است که روسري به سرعت در حال تبديل شدن به يک مد جديد در غرب است و مشهورترين طراحان مد اروپا نگاه ويژه اي به استفاده از اين پوشش اسلامي در طراحي هاي خود دارند.

  


در گفتگو با دکتر سالم، جامعه شناس و کارشناس امور جوانان بررسي شد؛
بومي سازي مد؛ اقدامي که هرگز انجام نشد!



* مهران فرجي

چقدر شلوغ است اينجا. ويترين هاي پر زرق و برق و لباسهاي رنگارنگ انگار صدايت مي کند و وادارت مي کند وارد مغازه شوي و يکي





از لباسها را امتحان کني و دست پر به خانه برگردي. حکايت اين ويترين ها که هر ماه يا هر فصل به رنگ خاصي در مي آيند حکايت غريبي است. گاهي در آنها رنگ آبي غالب است و گاهي سبز. گاهي قرمز و گاهي زرد! انگار هر فصل سال، ضيافتي از رنگها دارد و مجبورت مي کند آن رنگي را بپوشي که شايد حتي دوستش نداري يا به قول معروف به تو نمي آيد.
بعضي ويترين ها کمي عجيب تر است. پشت شيشه کوچکش لباسهايي را مي بيني که در نگاه اول آنقدر ساده هستند که با ديدن برچسب قيمت بالايشان چشمانت از تعجب گرد مي شود اما وقتي به علامت کوچکي که بالاي لباس حک شده دقت مي کني، قانع مي شوي که قيمت کاملاً مناسب است! و اگر مارک باز باشي ترديدي براي خريدن لباس مارک دار به خودت راه نمي دهي! حتي اگر مجبور باشي به پدر و مادرت يا مادربزرگت درباره قيمت لباس دروغ بگويي و با خود مي انديشي که دليل قانع کننده اي براي دروغت داري! پدر و مادرت چيزي راجع به مد و لباس پوشيدن امروزي نمي دانند.
ئئئ
«مد» واژه اي فرانسوي است و در زبان فرانسه به معني طرز، اسلوب، عادت، شيوه، سليقه، روش، رسم، و باب روز آمده است. Mode از ريشه لاتين Modus گرفته شده است.
اين واژه پس از جنگ جهاني اول، به دنبال نفوذ تمدن غرب، وارد زبان فارسي شد. فرهنگ دهخدا مد را اين گونه تعريف مي کند: لغتي فرانسوي به معني روش و طريقه موقت که طبق ذوق و سليقه اهل زمان، طرز زندگي و لباس پوشيدن و... را تنظيم مي کند.
در زبان انگليسي اصطلاح « fashion » براي مد به کار مي رود و تقريباً همان تعاريفي که براي مد در زبان فارسي و فرانسه آورده شد در ذيل واژه fashion نيز به کار مي رود. روشي براي لباس پوشيدن، رفتارکردن، دکوراسيون يا يک علاقه که مد نظر قرار مي گيرد. دايرَ المعارف تطبيقي علوم اجتماعي هم مد را اين گونه تعريف مي کند: شيوه هاي نسبتاً زودگذر کنش در آرايش شخصي يا طرز گفتار و بسياري ديگر از رفتارها.
تفاوت مد با رسم در آن است که خلاف رسم که دوام و ديرپايي ويژگي آن است، تازه تر محسوب مي شود و تبعيت از آن بيشتر به دليل تازگي آن است.
به زبان ساده مي توان گفت، مد يعني آن چيزي که طراحان لباس تصميم مي گيرند که مردم بپوشند و معمولا در آغاز هر فصل جديد کمپاني هاي معروف، طراحان لباسشان را جمع مي کنند و مد تابستان، پاييز، زمستان و بهار آن سال را ارايه مي دهند. مد آن سال به اين معناست که شما نمي توانيد روي لباسي که امسال خريده ايد براي سال آينده هم برنامه ريزي کنيد چون آن طراحها پول مي گيرند که تصميم ديگري براي پوشش سال بعد ارايه بدهند. اين يک پديده جهاني است و تنها ايران نيست که دچار فرهنگ مدزدگي است.
دکتر محمد سالم، جامعه شناس و کارشناس امور جوانان در اين باره مي گويد: براي نسل جوان به روز بودن يک نوع لذت خاصي دارد و اعتماد به نفس را در جوانان افزايش داده و نگاه آنها را به زندگي تغيير مي دهد.
وي مي افزايد: الگوهاي مد با سرعت در حال تغيير و تحول هستند آنقدر سبکهاي متنوع وجود دارند که هر جواني مي تواند به راحتي مدل دلخواه خود را پيدا کند.
در واقع پديده مد در ميان جوانان يک نوع احساس شبيه بودن به «ديگران» از يک سو و در همان حال متفاوت بودن از «ديگران» از سوي ديگر را به همراه دارد.
وي ادامه مي دهد: در جوامع مختلف پديده مد همواره از سوي طبقات بالا يا پولدار به جامعه عرضه مي شود و سپس به طبقه متوسط انتقال يا سرايت مي يابد. اما در ايران پديده مد يک کالا و رفتار عام شده است که همه طبقات اجتماعي به شکلي خود را از طريق مد از ديگران متمايز مي کنند.
معمولاً در عرصه جهاني مصرف کنندگان مد طبقات پايين ولي ابداع کنندگانشان طبقات بالا هستند. در کشور ما اين وضعيت بسيار پيچيده و به هم ريخته است. در ايران طبقات بالا چندان نفوذ فرهنگي به اين معنا ندارند و در حوزه اقتصاد بيشتر اثر گذارند.
در واقع طبقات بالا در جامعه به لحاظ فرهنگي جنبه حاشيه اي دارند و مي توان گفت که چندان تأثيرگذار نيستند. در رابطه با مسايل فرهنگي عموماً طبقات متوسط و در درجه بعد هم طبقات پايين جامعه تأثيرگذاري بيشتري دارند. با اين حساب در اين شرايط طبقات بالا مصرف کننده و طبقات متوسط سازنده مد هستند!
به گفته اين جامعه شناس، مد لباس از معدود پديده هاي اجتماعي جامعه ما است که مرجع، منبع و دستگاهي آن را توليد يا تشويق نمي کند و نيز رسماً رسانه اي در کشور نيست که براي آن تبليغ کند؛ اما ساخته مي شود، شناسايي مي شود و گسترش مي يابد. در کشمکش ميان جوانان و مردمي که به دنبال پيروي از پديده هاي تازه هستند و مسؤولاني که براي کنترل و هدايت اين پديده ها نقشه طراحي مي کنند.
در واقع پديده مد غيرقابل حذف و نسبتاً عمومي است که برخورد با آن نبايد به عنوان يک معضل اجتماعي مطرح شود و نمي توان با بخشنامه، قوانين تحميلي يا اجباري و دستور العمل به راحتي برآن مسلط شد.
دکتر سالم معتقد است که مد پديده بدي نيست: «مد به معناي تنوع در نوع پوشش است اين بد نيست که رنگها و مدلهاي جديد به بازار مصرف ارايه شود و در پوشش تنوع ايجاد شود. آنچه که مد را بد نام کرده اين است که همه بخواهند از آن پيروي کنند بدون آنکه توجه کنند آيا مناسب آنها هست يا نه! »
در هر حال آنچه مسلم است، توليدکنندگان داخلي براي کنترل مد و رواج مد در کشور نقش بنيادي و اساسي دارند. ضعف طراحان داخلي و کمبود توليدات داخلي، باعث روي آوردن مردم به جنسهاي کشورهاي غربي و آسيايي مي شود. در سالهاي اخير چين با يک جامعه شناسي عميق در ايران، تبديل به توليد کننده اي بزرگ براي پوشاک ايرانيان شده است در حالي که توليدکنندگان و طراحان داخلي با کمي تلاش مي توانند مد را در ايران بومي سازي کنند و لباسهايي را توليد کنند که نه تنها نياز جوانان را براي نوگرايي و زيباپوشي ارضا کند بلکه با فرهنگ اسلامي- ايراني جامعه ما سازگار باشد.
دکتر سالم نيز همگام با ساير کارشناسها معتقد است که در ايران بايد «مد بومي» داشته باشيم.
وي مي گويد: همچنين مسؤولان بايد راهکاري فرهنگي براي جا انداختن پوششهايي مطابق با عرف جامعه انجام دهند
وي معتقد است: در جامعه ما نمي توان مد را کنترل کرد، اما مي توان با آموزشهاي علمي و رفتاري به جوانان ياد داد که اين نوع مدگرايي، خود باختگي است. جوانان ما بايد با هويت ديني و ملي کشورشان آشنا شوند. اين آموزش بايد از مدرسه و کتابهاي درسي آغاز شود و با رسانه هاي جمعي ادامه پيدا کند.
شايد اگر جوانان با فرهنگ اصيل اسلامي- ايراني بيشتر آشنا شوند و به هويت خود پي ببرند، پوششي معقول و مطابق با فرهنگ خود را انتخاب کنند که براي ايجاد چنين فضايي احتياج به فرهنگ سازي داريم. در مورد ارايه الگوهاي داخلي بايد اين نکته را در نظر داشت که جوان تنوع طلب است. درنتيجه بهترين راهکار، ايجاد بستر فرهنگي مناسب و خلق الگوهاي شايسته براي جوانان است.

  


کابوس ورشکستگي



نگاهي به بحران صنعت مد در آلمان

ترجمه: زهرا صابري
چندي است دست اندرکاران مد در آلمان، و قبل از همه صنف پوشاک، دل و دماغ چنداني ندارند. روز به روز بر تعداد لباسهايي که روي دست فروشندگان باد مي کند، افزوده مي شود. به طوري که در طي چند هفته اخير برخي از مارکهاي مشهور لباس نظير «هوگو باس» فروش خود را به کلي از دست داده و برخي ديگر از مارکهاي مشهور نيز در پي کاهش فروش، از بازارهاي مد اين کشور ناپديده شده است.
اين وضعيت که آشکارا اسباب وحشت و هراس توليدکنندگان و فروشندگان آلماني شده، ناشي از بحران مالي اخير در جهان است که اين بار گويا صنعت مد آلمان را هدف قرار داده است. اين نوشتار ترجمه گزارش روزنامه «دي ولت» آلمان در اين باره است که با هم مي خوانيم.
اين روزها اگر به مراکز خريد آلمان سري بزنيد با دريايي از ارقام و اعداد روبه رو خواهيد شد. چند وقتي است پشت ويترين تقريباً همه مغازه هاي آلمان اعدادي با ابعاد بسيار بزرگ ديده مي شود، اين اعداد رنگي با آن علامت درشت «درصد» در پشت شان، تنها يک چيز را به رهگذران مي فهماند و آن اوج تخفيف ساليانه در خرده فروشي هاي اين کشور است. به طوري که، براي اجناس باقي مانده در انبار توليدکنندگان 50 ، 60 ، 70 ، گاهي هم 80 درصد تخفيف داده مي شود.بحران مالي اخير جهان که در طي چند هفته گذشته ظاهراً سر از فروشگاه هاي مد آلمان درآورده، تأثيرات مخرب بسياري بر جاي گذاشته است. فروشندگان آلماني مي گويند حتي از تصور اينکه در پايان سال با انبوهي از توليدات روبه رو خواهيم شد که روي دستمان مانده، وحشت مي کنيم.
به گفته اشوارتسل مشاور مؤسسه «آکسناتور»، مصرف مد بستگي به وسع مالي افراد دارد، ضمن آنکه هيچ کس مصرف کالاي مد را يک ضرورت نمي داند، بنابراين طبيعي است که وقتي شرايط مالي افراد تنگ مي شود نخستين راهکاري که به ذهنشان خطور مي کند، پس انداز در مصرف کالاهايي است که به اصطلاح جنبه مد دارد؛ به ويژه در مناطقي که، بيشترين تعداد توليد کنندگان خودرو و مهندسان مکانيک را دارد، لذا در اين مناطق برخي از فروشندگان در حال حاضر تخفيفهاي بسيار بالايي در مقايسه با سالهاي گذشته براي اجناس خود تعيين کرده اند.
به گفته معاون مدير عامل صنف منسوجات آلمان، بحران مد در اين کشور نه تنها به نمايشگاه هاي خودرو، که به همه نقاط اين کشور راه يافته است. به طوري که اين روزها نه تنها شاهد تخفيفهاي بسيار بالا از سوي اغلب فروشندگان کالاهاي مد هستيم، بلکه روز به روز بر ميزان فروش ويژه و پستي نيز افزوده مي شود زيرا تاجران زيرک اضافه توليدات را خريداري مي کنند تا مصرف کنندگان را با قيمتهاي ويژه اي که براي مارکهاي مشهور پوشاک آلمان مانند «تيم برلند» تعيين کرده اند، به مغازه هايشان بکشانند. برخي کارشناسان مي گويند در حال حاضر نمي توان براي قحطي پيش آمده، هيچ پاياني را تصور کرد.بنابراين اتحاديه مد در آلمان امسال نيز انتظار دارد کاهش فروش به همان ميزان سال پيش باشد.
طبق آمار، سال گذشته ميزان فروش صنعت مد در آلمان با حدود 5 درصد به 10/4 ميليارد يورو کاهش يافت.
اشوارتسل با پيش بيني کاهش 10 درصدي فروش صنعت مد در آلمان، معتقد است ما اواسط سال 2010 به شرايط تثبيت خواهيم رسيد.در طي چند روز گذشته کريستين لاکروئيس، فروشنده مشهور طلا در آلمان اعلام کرده در شرف ورشکستگي است.در حال حاضر براي همه مارکهاي موجود در بازار آلمان تخفيفهاي شديدي درخواست مي شود و فروشندگان هم چاره اي جز تخفيف ندارند چون در غير اين صورت هيچ گونه سفارشي نخواهند داشت.

  


خريد وسايلي که در حد دکور باقي مي مانند؛ اشرافيگري در خانه 45 متري!



* روانخواه
پيش از خواندن اين گزارش، در ابتدا کمي به اطراف خود و وسايلي که در گوشه و کنار منزلتان خاک مي خورند نگاه کنيد! چه تعداد از





لوازم منزل شما تنها جنبه تشريفاتي دارند و کاربرد چنداني در زندگي روزمره ندارند و در واقع شما آن را تنها با هدف تن دادن به مدشدن خريداري نموده ايد که پس از استفاده کوتاه مدت در گوشه اي قرار داده و خيلي زود به وسيله دکوري خانه شما تبديل شده است. دستگاه هايي مثل پوست کن برقي، تخم مرغ آب پزکن، گردگير برقي، دستگاه ماست مايع کن، رنده کن برقي، گوشت کوب برقي، ظرف شوي برقي و...
به نظر ما دليل اين روند و گرايش چيست؟ و چرا هر روز به تعداد اين قبيل لوازم اضافه مي شود! ؟

تجملات؛ يک رفتار نادرست
يک خانم خانه دار در پاسخ به اين پرسش به خبرنگار ما مي گويد: به نظرم مهمترين علت اين موضوع نگاه فرهنگي و اجتماعي حاکم بر جامعه است.
مريم علي نژاد تصريح مي کند: به هر حال نمي توان انکار کرد که در جوامع صنعتي و ماشيني امروز اشرافيگري، مصرف زدگي و استفاده از وسايل لوکس و تجملاتي به يک رفتار نادرست تبديل شده است.
وي با اشاره به تنوع کالا در جوامع پيشرفته مي افزايد: آنان کمتر به خريد وسايل غيرضروري يا انباشت اين وسايل تأکيد دارند. براي نمونه يکي از بستگان من که سالها در اروپا زندگي مي کند در زمان ازدواج به خريد چند وسيله مورد نياز بسنده کرد. در حالي که خويشاوندم در ايران با وجود درآمد کمتر، به خريد وسايل متعدد و حتي بدون کاربرد پرداختند. وسايلي که مطمئن هستم در تمام عمر يک بار هم استفاده نخواهند کرد.
وي مي افزايد: همچنين تجربه به من ثابت کرده، بعضي ها بيشتر براي نگاه و خواسته ديگران زندگي مي کنند، زيرا دنبال اين هستند که چه چيزي در وسايل منزل مد شده تا آن را تهيه کنند، بدون آنکه نيازها و امکانات مورد نياز خودشان را مدنظر قرار بدهند. براي مثال بسياري از خانواده ها که حتي در آپارتمانهاي زير 50 متر مستأجرند، وسايل غيرضروري را خريداري مي کنند، به عنوان نمونه قهوه ساز يا شيشه پاکن برقي کارايي زيادي ندارند، ولي چون مد شده فرد آن را براي منزلش خريداري مي کند.
وي در ادامه صحبت هايش به نکاتي ديگر اشاره مي کند و مي گويد: جالب اينجاست که حتي اگر فرد به اين جريان تمايل نداشته باشد آن قدر از سوي اطرافيان تحت فشار قرار مي گيرد که ناگزير تن به اين مسايل مي دهد.

چشم و همچشمي
بدون شک يکي از دلايل افزايش گرايش خانواده هاي جوان به تبعيت از مدشدن استفاده از وسايل غيرضرور منزل معضل چشم و همچشمي است که اين جريان را تقويت و گسترش مي دهد.
يک کارمند در اين باره مي گويد: حساسيت بعضي از خانواده ها به جاي امور مهم بر مسائل برنامه ريزي نشده معطوف است؛ در حقيقت برخي با خريد وسايلي همچون دستگاه پوست کن، تخم مرغ آب پزکن، گردگير برقي يا رنده کن برقي مي خواهند به نيازهاي خود پاسخ دهند نه نياز خانواده.
وي ادامه مي دهد: الگوهاي غلط مصرف در خانواده، چشم و هم چشمي، گرايش به تجمل گرايي موجب مي شود که آنها از صرفه جويي فاصله گيرند و از وسايلي استفاده نمايند که تنها باعث اسراف بيشتر در برق يا آب منزل مي شود.
شجاعي بيان مي کند: بايد دانش و آگاهي خانواده و درک اقتصادي آنها نسبت به طريقه مصرف بالا رود تا هم در خريد لوازم ضروري زندگي و هم در اصلاح الگوي مصرف مؤثر باشند.

تلويزيون در خدمت مد
«گاهي اوقات تلويزيون با پخش تبليغات مي تواند تجمل گرايي را در افراد جامعه تقويت کند.»
اين نگاه نادر قلم بر به عنوان يک روان شناس به موضوع گرايش خانواده ها به تجمل گرايي و پيروي از برخي مدها در خريد لوازم منزل است.
وي تصريح مي کند: بعضي ها تلاش مي کنند به آنچه در تلويزيون مي بينند، گرايش پيدا کنند يعني اقدام به خريد لوازمي مي کنند که تنها برايشان جنبه فخر فروشي و تجمل گرايي دارد و آن را متأثر از فضاي حاکم بر جامعه و گرايشهاي تازه- مدگرايي- مي دانند، البته معمولاً 15 تا 20 درصد از آنها به اين خواسته ها دست نمي يابند و تلاش بي مورد مي کنند.
اين روان شناس مي گويد: زناني که تحصيلات بالاتري دارند، کمتر به دنبال تجمل گرايي و فخرفروشي مي روند؛ برعکس زناني که احساس کمبود عاطفي دارند، به دنبال آن هستند که ضعف فرهنگي خود را از طريق روي آوردن به تجمل گرايي تأمين نمايند.
وي مي افزايد: در منازل اين افراد لوازم و ابزارهايي مي بينيد که تنها جنبه دکوري دارند و کاربردي برايشان ندارد، ولي اگر از آنها اين مسأله را سؤال کنيد آنها نام چندين نفر از اطرافيان خود را مي آورند که چنين وسايلي در خانه شان وجود دارد، اما اينکه چقدر استفاده مي کنند... بماند!

  


يک طراح: دولت چرا سرمايه گذاري نمي کند؟



* بيژن شايان
علي قربانزاده، عضو اتحاديه چاپ پارچه از سال 69 در کار طراحي است.او معتقد است: مد يک شبه به وجود نيامده که يک شبه تغيير کند، بلکه ميلياردها دلار سرمايه گذاري شده و براي تغيير آن بايد ميلياردها دلار هزينه شود.
وي با تأکيد بر اينکه مد در سنين مختلف تعريف گوناگوني دارد، مي گويد: در مورد کودکان تا 5 سال که تفاوت رنگي سوسني، نارنجي و قرمز را به خوبي درک نمي کنند رنگها در قرمز و آبي خلاصه مي شود، اگر نگاه کنيد لباس سوپرمن، مرد عنکبوتي، بتمن و رابين و دهها شخصيت ديگر ترکيبي از اين دو رنگ است، زيرا براي اين سنين همين دو رنگ جذابيت دارد اما در سنين بالاتر که بين رنگها تفاوت قايل مي شوند، رنگها متنوع تر مي شود.
وي در پاسخ به اينکه چرا از چهره هاي رستم و سهراب و اسطوره هاي ايراني طرح نمي کشيد، اظهار مي دارد: شخصيت پردازي تعريف خاص خودش را دارد. در يک مقطع براي جلوگيري از تهاجم فرهنگي تصميم گرفتند دارا و سارا خلق کنند، عده اي هم طرح اين دو شخصيت را روي لباسهايشان چاپ کردند، اما اکنون 5 سال است که لباسهايشان خاک مي خورد زيرا در وهله اول اين شخصيتها دايم در حال خلق کارهاي بزرگ نبودند و هر لحظه در عرصه تلويزيون تبليغ نمي کنند و چون مد تعريف خودش را دارد و در مدت زمان مشخصي بايد دچار تحول شود، دارا و سارا متحول نشدند و در نتيجه از صحنه حذف شدند.
وي با تأکيد بر اينکه دولت بايد چهره ها را به طراحان بسپارد و دست آنان را نيز باز بگذارد مي گويد: امروزه بايد قهرمانان را زيبا، محبوب و در عين حال پرقدرت طراحي کرد، مرد عنکبوتي هيکل درشتي ندارد و انساني ضعيف است اما يک باره با عنکبوت ترکيب مي شود و بدون آنکه هيکل بزرگي پيدا کند به قدرت بزرگي تبديل مي شود، در نتيجه کودک با آن ارتباط برقرار مي کند.
وي با اظهار تأسف از اينکه پشتوانه اي براي ايجاد مد ايراني وجود ندارد، مي گويد: در مقطعي روي روسري ها با خط نستعليق چاپ زديم، مانتوها با طرح عشايري توليد شد اما مدتي طول نکشيد، زيرا حمايت نشد.
قربانزاده به چهره هايي همچون سياه ساکتي در آموزشهاي ترافيک اشاره کرده و اضافه مي کند: اين شخصيت، تلويزيوني شده اما يک فرد مثبت هيبت منفي دارد و به حدي است که نمي تواند شخصيتي براي ايجاد مد جديد باشد، در صورتي که اگر صدا و سيما، راهنمايي و رانندگي، وزارت خانه هاي مرتبط با مد و توليد هماهنگ بود نه مي شد چهره اي را طراحي کرد که دايم در حال خلق رفتار جديد باشد و حتي به چهره اي سينمايي تبديل شود، آنگاه از فروش محصولات با آرم اين چهره ها هزينه ها را جبران کرد، اما چه کنيم که بايد براي مد ايراني، طراح خارجي تصميم بگيرد!
وي با بيان اينکه در حال حاضر توليدکنندگان از توليد انبوه وحشت دارند مي گويد: توليدکننده هزينه طراحي مي پردازد و کار جديد توليد مي کند اما مطمئن نيست که کارش به فروش برسد، زيرا امکان دارد در همان لحظه يک کار جديد خارجي به صورت قانوني يا غيرقانوني وارد کشور شود و مد جديدي را تعريف کند، در اين صورت توليدکننده داخلي ورشکست مي شود.
وي با اشاره به اينکه اگر دولت قصد دارد با مد غربي و تهاجم فرهنگي مقابله کند، بايد هزينه بپردازد مي گويد: اکنون ترکيه و ژاپن براي اروپا طراحي مي کنند و لباس مي دوزند، زيرا دولت از توليدکننده حمايت مي کند و اجازه نمي دهد ريسک کند.
قربانزاده با تأکيد بر توان ايرانيان در خلق مدهاي جديد تصريح مي کند: کافي است دولت با توليدکننده هماهنگ باشد و به شرط ضمانت فروش از او بخواهد که لباس مد روز توليد کند و از سوي ديگر با ورود غيرقانوني و يک باره کالاي جديد مقابله کند.

  


چند ساعت با بچه پولدارهاي پايتخت ؛ مي خواهم «تک» باشم



تنوع طلبي و نوگرايي از خصايص جدايي ناپذير جوانان امروزي است و هميشه او را به سمت نو شدن براي يک زندگي بهتر سوق مي





دهد، اما در اين ميان بايد با يک تفکر عالمانه به اين مسير جهت داد تا به بي راهه نرود.اينجا تهران است، زمستان سرد فرا رسيده، اما باور کنيد توجه به مد و زيبايي گرايي همچنان با موتور پر سرعت خود در حال حرکت است و کاري به سوز زمستان هم ندارد .براي خريد وارد يکي از مجتمع هاي تجاري شدم، اما چيزي که بيشتر از خريد وسايل مورد نيازم توجهم را به خود جلب کرده بود، مدل ابروهاي تيغ زده، موهاي سيخ سيخي، شلوارهاي تنگ با مارکها و شکلهاي عجيب و غريب بود با مانتوهايي که هيچ شباهتي به مانتو ندارند. باور کنيد، بهت چند ثانيه اي با ديدن اين جور پوششها اصلاً اشکالي ندارد؛ چون در پاسخ به اين پرسش خود تنها به اين مي رسيد که مد شده است!

عقده تحسين
پس از کمي قدم زدن در ميان آدمهايي با تيپ هاي عجيب، وارد مغازه به ظاهر شيکي شدم و با فروشنده آن گفتگو کردم، نا گفته نماند که او خودشم هم پيرو مد روز بود و سليقه هاي اين چنيني را تحسين مي کرد. او معتقد بود، بيشتر افرادي که به سراغ مدل هاي جديد وبه روز مي آيند، از طبقه مرفه جامعه هستند و برايشان قيمت بالاي آن کالا اهميت ندارد. فقط مهم است که به خاطر نوع انتخاب و به روز بودنشان در محافل و جمع هايشان مورد تحسين قرار گيرند و بيشترين توجه را به خود جلب کنند .
پس از خريد از مغازه خارج شدم و خودم را هر جور که شده وارد يک جمع دوستانه البته با تيپ و قيافه عجيب و غريب کردم. به بهانه خريد لباس سر صحبت را با مريم که 24 ساله به نظر مي رسيد، باز کردم او مي گفت که بيشتر اوقات خود را براي خريد انواع و اقسام لباس در پاساژهاي مختلف سپري مي کند.اوعوض کردن لباس ،گوشي تلفن همراه و گاهي اوقات خودرويش البته با مدلهاي به روز و پيرو ماهواره را ضامن حفظ آبرويش در ميان دوستانش مي دانست و مدعي بود تنها با اين کار راحتي و آرامش را در وجودش احساس مي کند.
يکي از دوستان ديگر مريم که خود را زيبا معرفي مي کرد، سريع وارد بحث داغ ما شد و گفت: باور کنيد، براي رسيدن به خواسته هايم ساعتها وقت خود را پاي اينترنت و ماهواره تلف مي کنم تا جديدترين مدلها را بيابم و خود را شبيه فلان هنرپيشه مورد علاقه ام کنم تا برتري ظاهري خود را به دوستانم نشان دهم.
بايد گفت، پيشرفت فناوري و به وجود آمدن پديده هايي مثل ماهواره و اينترنت تأثير بسيار زيادي در زندگي مردم داشته است. همين باعث مي شود بسياري از والدين که به فرهنگ اصيل ايراني و سنتها پايبندند، با فرزندان خود مقابله کنند که احتمالاً نتيجه اي در بر نخواهد داشت، زيرا جوانان به الگويي که از جامعه مي گيرند، اهميت بيشتري مي دهند.
از آنجا که دنيا هر روز و هر ثانيه در حال تحول است و بهره گيري از صنايع فناوري پوشاک و... نياز به تنوع دارد تا بتواند نياز روحي جوان را نيز برآورده کند پس بايد در پي آن باشيم که نوآوري متفکرانه داشته باشيم تا بتوانيم قدم اول پيشرفت را برداريم.

ضرورت آگاه سازي جوانان
«محمدحسين فرجاد»، استاد دانشگاه در رابطه با ترويج مد در کشورمان مي گويد: «مدي که هم اکنون در کشور وجود دارد، از غرب گرفته شده و به همين دليل بسيار زننده و آزار دهنده است؛ در حالي که مد ايراني بسيار جذاب و در عين حال با پوشش مناسب اسلامي همراه است.وي ادامه مي دهد : تنها آگاه سازي جوانان مي تواند در اين رابطه کمک کند تا آنان را با عوارض گرايش به مد آشنا و مطلع کنيم.
وي ادامه مي دهد: با فشار و زور نمي توانيم به جوانان چيزي را بقبولانيم؛ زيرا آنها مطمئنا در مقابل، واکنش منفي نشان مي دهند.
وي ادامه مي دهد: بايد جوانان ما با فرهنگ اصيل ايراني بيشتر آشنا شوند و به هويت خود پي برده، و پوششي معقول و مطابق با فرهنگ اصيل ايراني خود انتخاب کنند که براي ايجاد چنين فضايي احتياج به فرهنگ سازي گسترده و همه جانبه داريم.»اين جامعه شناس تأکيد مي کند: بايد به دنبال ارائه الگوي مناسب باشيم، در اين زمينه کار کارشناسي انجام نشده و هميشه به طور سليقه اي عمل کرديم. مي توان از مدلهاي قديمي ايراني استفاده کرد، علاوه بر اينکه رنگهاي روشن در مدلهاي سنتي بيشتر به کار رفته و با پوشش اسلامي همراه است. بايد الگوي معرفي شده جذاب و مورد پسند جوانان باشد، ضمن اينکه در عين جذاب بودن، حجاب و پوشش مناسب را نيز دربر گيرد.

پاسخ به نيازهاي رواني
در همين باره دکتر «محمد عسگري»، روان شناس معتقد است : يکي از دلايل گرايش جوانان به مد به خاطر مورد توجه قرار گرفتن و پاسخگويي به نيازهاي رواني آنها به شمار مي رود.
جوانان به دليل داشتن روحيه تأثيرپذيري آمادگي بيشتري براي پديده هاي نو و جديد را دارند. دليل ديگر هم مي تواند سرخوردگي ها و نداشتن اعتماد به نفس و از همه مهمتر چشم و همچشمي در ميان دوستان و فاميل باشد که افراد را به سوي مدهاي مختلف مي کشاند.
البته عده اي هم هستند که هيچ دليل خاصي براي تبعيت از مد ندارند و فقط به خاطر اينکه اين پديده در جامعه رواج پيدا کرده از آن استقبال مي کنند.وي مي گويد: از سويي ديگر مي توان گفت، افرادي که خريد کالاهاي مد روز را انتخاب مي کنند، مي خواهند جاي خود را در ميان اطرافيان و همسن و سالهاي خود باز کنند و در اين ميان بابت آن هزينه هاي بسيارزيادي را به دوش مي کشند.

  


آنها انتظارش را نداشتند! ؛نگاه يک فيلم ايراني به پديده مد



* کميل سهيلي
تفاوتي ندارد که تحول مثبت باشد يا منفي، هرگونه تغييري معمولاً خارج از تحمل تفکرات زيربنايي جامعه سنتي است.
سالهاست در کشورمان مقابل پديده مد جبهه گيريهاي سختي مي شود. تبليغات منفي، شرايطي را به وجود آورده که شنيدن کلمه «مد» براي بيشتر پديده هاي تمام غربي و مربوط به جهان سرمايه داري را برايمان تداعي کند تا امري اجتماعي! مد از نظر بسياري با منش انساني ما ايرانيان نمي خواند. آنها مد را تنها پديده اي مي دانند که احتمالاً فقط به درد بچه پولدارهاي شمال تهران مي خورد.ايران، به عنوان کشوري در حال گذار به سوي مدرنيته، همواره با اين مسائل به شکل فراگيري درگيري داشته و دارد. اما براي ماندگاري فرهنگ، چاره اي جز انطباق پذيري با شرايط جديد وجود ندارد. بايد نيازهاي جديد جامعه را شناخت، قبول کرد و مطابق با فرهنگ و بدون گرفتاري در دام افراط و تفريط، آن را به روز کرد.
البته بايد اضافه کرد سرانجام در سالهاي اخير، اهميت مد مورد تأييد مسؤولان نيز قرار گرفته است که اين توجه در نهايت به برگزاري چند نمايشگاه مد ايراني و اسلامي مختلف در سطح تهران(! )منجر شد. البته بگذريم که اين همه هيچ گاه نتوانست خارج از درهاي نمايشگاه و در سطح جامعه نمودي پيدا کند.
* يک فيلم ايراني در رابطه با مد
از سينما به عنوان کامل ترين هنر انتظار مي رود همواره، انعکاس دهنده نيازها و تغييرات جامعه باشد. با اين همه در سينماي کشورمان کمتر فيلمي را مي توان يافت که مشخصا به پديده مد پرداخته باشد. «غير منتظره» ساخته محمد هادي کريمي، شايد تنها فيلمي باشد که تا امروز مشخصاً در رابطه با مد لباس ساخته شده است.داستان فيلم در رابطه با مانکن جواني است که هميشه در زندگي اش فکر مي کند زيبايي نقطه قوت او است. اين تصور او را تا جايي مي برد که مشکلات و حوادث زيادي برايش به وجود مي آيد.
«غيرمنتظره» همچنان از الگوي غربي و غير ضروري بودن پديده مد پيروي مي کند. افرادي که در رابطه با مد کار مي کنند، همگي انسانهايي بدون احساس، غربزده و پول پرست نشان داده شده اند که از انسانيت هيچ نياموخته اند. مانکن قصه هم بيشتر جوان ساده اي است که فريب اين شيادان را مي خورد (گرچه عملاً آنها کار خلافي انجام نمي دهند). همين که شخصيت اصلي قصه سراغ مدل بودن(مد؟) مي رود، زندگي خانوادگي اش از هم پاشيده و به انساني خودخواه و تحمل ناپذير مبدل مي شود. او تا وقتي در اين کار است، هيچ انعطافي براي بازگشت به زندگي معمولي و شيرين خود نشان نمي دهد، تا اينکه بر اثر يک بيماري، زيبايي چهره اش را از دست داده و لذا از کار اخراج مي شود؛ و پر واضح است که دوري از آن فضا مساوي است با بازگشت عشق و محبت به خانه!
صحنه پاياني فيلم تصوير بيلبوردي را مي بينيم که روزي عکس شخصيت اصلي فيلم بر روي آن نصب شده بود، منتهي امروز عکس جوان خوش پوش ديگري بر آن جاي دارد. در واقع نويسنده تلاش داشته با اين تصوير نشان دهد دوره زيبايي محدود است و نبايد فريب لحظات زودگذر زندگي را خورد.
مي بينيد که نويسنده کاملاً از مؤلفه هاي کاملاً سنتي در اين موضوع استفاده کرده و هيچ نشاني از عوامل مثبت احتمالي چنين جرياني نمي دهد. با اين حال، همين نويسنده وقتي در مقام کارگردان قرار مي گيرد، براي ساخت همين فيلمنامه از جذابيتهاي مد براي کشاندن تماشاگران به سالنهاي سينما استفاده مي کند! و اتفاقاً فيلمش هم فروش خوبي مي کند.
به نظرم يکي از دلايل اصلي فروش نسبتا مناسب فيلم، کنجکاوي و علاقه تماشاگران به ديدن فيلمي در رابطه با مدل لباس بود. چيزي که کم و بيش نياز آن در ميانشان احساس مي شود، اما در جامعه روي آن توجهي نمي شود.
گرچه براي اولين قدم، انتظار مي رفت «غيرمنتظره» با نگاهي منفي به موضوع بپردازد، اما بايد توجه داشت که امروزه نياز مد در ميان جوانان قابل کتمان نيست.
مد، همان اندازه که ممکن است مضر باشد، مي تواند روح بخش، نشاط آور و حتي وحدت بخش نيز باشد. نگاهي که سرانجام بايد از نمايشگاه ها به جامعه برسد و از جامعه به شکل واقع گرايانه تري در سينما نمود پيدا کند...

  


تابلوهاي متحرک در خيابان



* مصطفي خدابخشي
انگار دستش را در پريز برق فرو برده که اين چنين موهايش هواي پرواز به سرشان زده. همچين بادي به غب غب انداخته که انگار





کسي مانند او در دنيا نيست که اين چنين بتواند در محدوده اي يک متري حواس همه را به سوي خود جلب کند. چون او خروس سيخ سيخي است. هر روز دوست دارد سيخ سيخي تر باشد تا بيشتر به چشم بيايد و شعاع توجه به خود را افزايش دهد.
شايد اين وسط آرايشگرها بي تقصير نباشند. آنها که اين روزها ديگر مدلهاي مردانه برايشان قديمي شده، اغلب آنها زدن مو به رسم امروزي را بر هر نوع آرايش ديگر ترجيح مي دهند زيرا دستشان در انواع به پرواز در آوردن موها هنرمند شده و مي ترسند اين هنرشان به هرز برود. شايد آنها به مانند بعضي از ساندويچي ها که فلافل فروختن را افت کلاس مي دانند، مي ترسند چرق چرق قيچيشان خرج دموده ها شود. آنها فقط به دنبال جوانان هايي هستند که از 7 تا 25 هزار تومان برايشان مايه داشته باشد و دخلشان را پر و پيمان کند.
اين مدل موها نه تنها تنور آرايشگرها را داغ کرده بلکه نان فروشندگان لوازم آرايشي را هم چرب و نرم نموده به گونه اي که متقاضيان سيخ سيخ شدن حاضرند براي هر قوطي چسب مو از دو هزار تومان تا 12 هزار تومان و براي انواع اسپري تافت از دو تا پنج هزار تومان و براي هزار قلم جنس جور واجور ديگر که معلوم نيست فرد را کچل مي کند يا خير جيرينگي پول خرج کنند و در يک کلام بگويند «بکش ولي خوشگلم کن»
اگر يک روز وقت شريفتان را در يکي از اين سلماني هاي به اصطلاح امروزي و جوان پسند بگذرانيد و بتوانيد با داش...، آرايشگر محل رفيق شويد متوجه خواهيد شد که اين موهاي چشم خراش انواع و اقسامي دارد که بعضي از آنها خروسي، بک اسليپ، سيخ سيخي، ميکروبي، تايسوني، آناناسي، مارمولکي، تيفوسي، سامورايي، زيگزاکي، دم عقربي و... نام دارند. اسم هايي که شايد هيچ يک از ما تا کنون به جز سيخ سيخي نشنيده باشيم. آري اين ها آخرين مدل موهاي پسرانه اي است که در خيابان، پياده رو، مترو، تلويزيون و... به نمايش در مي آيند تا پروژه «منو بيشتر ببين» به معناي واقعي عملي شود و «فشن» بودن مايه افتخار آنان شود!
اين فشنها که هر از چند گاهي به چشمانمان سيخونک مي زنند و به زور توجهمان را به خود جلب مي کنند شايد اصلا از زيبايي شناختي بويي نبرده اند که به اين نحو خود را به تابلوي متحرک در خيابانها مبدل ساخته اند. تابلويي که در نگاه اول نه تنها چشم نواز نيست بلکه عاملي براي تکان خوردن سر و اين گفته که «چرا اين اين شکليه»؟!
متأسفانه در کشور ما نگاه ساده انگارانه اي نسبت به اين پديده ها شکل گرفته به طوري که از نهاد جامعه هيچ آهي بر نمي آيد که جوانان ما به کدام سو مي روند که با اين قدرت از خود سلب اختيار مي کنند و حرکت به سوي انحطاط را روشن ترين راه مي يابند.
شايد جامعه منتظر است چهار ستون بدنش حسابي به لرزه بيفتد تا به فکر درمان باشد؛ ولي مطمئنا آن موقع، زماني ديگر باقي نيست زيرا نوشدارو بعد از مرگ سهراب بي اثر است.
* خود باختگي فرهنگي
نفوذ بي پرده رسانه هاي جمعي در محيط خانواده يکي از عوامل تأثيرگذار در بروز اين دست از رفتارها که گاهي خطرناک جلوه مي کنند به حساب مي آيد. اين رسانه ها با استفاده از تأثيرپذيري جوانان و پيروي آنها از مد، از شخصيتهاي سينمايي با آگاهي و جهتدهي خاص بهره مي گيرند و باعث مي گردند تا جوانان ديگر کشورها از فرهنگ خودي جدا شده و به نوعي خود باختگي فرهنگي دچار شوند تا از اين طريق سلطه خود را از طريق اين قشر بر جامعه هدف اعمال نمايند.
در اين رابطه مجيد نعيمي، جامعه شناس مي گويد: وقتي فرد در خود خلاهاي متفاوتي را احساس مي کند، مي خواهد به نحوي بر روي آنها سر پوش بگذارد و از طرق مختلف در اذهان عمومي به چشم آيد و به نحوي بگويد که من هم هستم و نيم نگاهي نيز به من داشته باشيد.
وي مي افزايد: وقتي جوان اقدام به بر طرف کردن اين خلاها مي نمايد ديگر به اين فکر نميکند که من در چه خانواده اي بزرگ شده ام و من نسبت به اين محيط چه ديدي مي بايست به جامعه داشته باشم تا جامعه نگاهي مناسب به من و خانواده ام داشته باشد. او فقط به اين انديشه است که گوشه اي از ذهن اطرافيان را با نوع ظاهري که برگزيده به خود اختصاص دهد.
نعيمي وجود اطلاعات براي جوانان را ضروري مي داند و مي گويد: نبود مطالعه در بين جوانان باعث گرديده تا ما هر روز شاهد ظهور طرحهايي نو و شگفت آور در سطح جامعه باشيم که هر کدام از آنها به عنوان نمادي از بي هويتي است.
از جوانان قرن 21 اين توقع مي رود تا با استفاده از احکام الهي بينش و شعور اجتماعي خود را به حدي از کمال برسانند که به سادگي بازيچه گروهک هاي منحرف قرار نگيرند و به رايگان عمر و سرمايه وجودي خود را در اختيار مرزهاي نابودي قرار ندهند.
بايد به اين نکته توجه داشت که دين مبين اسلام توجه ويژه اي به نوع پوشش و ظاهر افراد داشته است به نحوي که پوشيدن لباسي که در شأن فرد نباشد و موجب شهرت کاذب و انگشت نما شدن وي شود را عامل خسران و گناه او معرفي مي نمايد.
امام صادق (ع) نيز در اين مورد فرموده اند: «خداوند دشمن کسي است که به واسطه لباس انگشت نما شود.»
بنابراين مي طلبد متوليان با برنامه ريزي دقيق، فرهنگي را که در تعارض با فرهنگ اسلامي است اصلاح نمايند.

  


در عالم خيال



* عمادالدين قرشي
- معرفي کتاب
عنوان کتاب: «ريش و قيچي را دست خودمان بدهيم»
«ريش و قيچي را دست خودمان بدهيم» يا «وارياسيون هاي مختلف ريش و مو» در حقيقت يک راهنماي جامع و سريع چگونه باکلاس شويم است که در زمينه مد و لباس و آرايش، رفتار اجتماعي و... نگاشته شده است.
در نگاهي گذرا به سرفصلهاي کتاب با عنوانهاي اين چنيني آشنا مي شويم.
چگونه ست کنيم؟، توصيه هايي به خانم هاي چاق و مردان شکم بزرگ، تکنيک آرايش 5 دقيقه اي، چگونه به روز و بهروز باشيم،. از تاتو تا ناتو به سمت نانو، ساختمان موي سر، رايحه ثانويه ادکلن در منابع حيواني عطرشناسي، اصول مقاومت در برابر مد، کاشت، داشت و برداشت مو و...
همچنين نويسنده در ديباچه انتهاي کتاب در ذيل باب «گفتني ها که کم نيست، دلم اهل شکايت نيست !! » با آوردن شعري، هدف خود را از نگارش کتاب، زيرپوستي عنوان مي کند.
گويا وي در زندگي اش دچار مشکلات عديده اي در زمينه مد با همسرش بوده و با نوشتن اين کتاب و فروش آن مي خواسته قسمتي از بدهي هايش را جبران نمايد.
- درخشش طراحان لباس
درخشش طراحان ايراني در جشنواره جهاني مد و لباس به نتيجه رسيد، تعدادي از خطاطان جوان که براي خريد لباس مشترک الشکل به بازار مي روند و نمي توانند جنس مورد نظرشان (پيراهن با پارچه کرباسي) را پيدا کنند. بنابراين به تفکر و تعمق در اين رابطه پرداخته و با توجه به اصل «هنر نزد ايرانيان است و بس» بعد از صرف ساعتهاي زيادي کار پژوهشي و کارشناسي و بررسي چند صد طرح و ايده مختلف منطبق با فرهنگ و هويت ايراني، به راهکاري جديد و پويا مي رسند که عبارت است از توليد لباسهاي وطني با نوشتار ابيات شعراي ايراني به خط نستعليق روي آن.
در راستاي همين اتفاق، يکي از اين خطاطان جوان به خبرنگار ما گفت: چند وقتي بود که بيکار شده بوديم و نمي دانستيم چه بکنيم. از شما چه پنهان ديگر اين قدر خط نوشته بوديم که دلمان را زده بود. اين شد که تصميم گرفتيم با پوشيدن لباس متحدالشکلي کمي متفاوت تر جلوه کنيم. در بازار همه رقم لباس موجود بود اما قيمت جنسي که با جيب ما سازگار باشد، پيدا نمي شد. بعد متوجه شديم چقدر ظرفيت هاي بالقوه اي در اين زمينه وجود داشته و ما از آن بي خبر بوديم.
کمي بيشتر که دقت کرديم، باز متوجه شديم که ما نه تنها چيزي از شرکتهاي توليدکننده لباس کم نداريم، بلکه به لحاظ تنوع، بسيار هم از آنها جلوتريم. اين شد که با دوستان جلسه اي گذاشتيم و از آنجايي که با تحقيقات ميداني دريافته بوديم مردم به علت مشغله زياد، فرصت مطالعه ندارند، گفتيم هم يک کار فرهنگي کنيم هم يک کار اقتصادي و هم چند کار ديگر از جمله اشتغالزايي.
در جلساتي که داشتيم اشعار زيادي را مورد نقد قرار داديم، اما از آنجايي که مي خواستيم در نمايشگاه جهاني مد و لباس حضور داشته باشيم و مشکل خاصي هم برايمان ايجاد نشود و ثابت کنيم که چقدر تأثير گذاريم، در دوره اول ابياتي را انتخاب کرديم.
گمانه زني ها نشان مي دهند که با توجه به استقبال خوب مردم فرهنگ دوست کشورمان و ابراز علاقه شديد آنها، قرار است شال، شلوار، کمربند، کيف و... را به اين شيوه توليد کنيم.

  


عضو کميسيون امنيت ملي با تشريح شيوه هاي جديد تهاجم فرهنگي تأکيد کرد؛
ترويج استفاده از لباسهاي بومي



* محمد جعفر شرفي

فاطمه آليا، يکي از طراحان قانون ساماندهي مد و لباس در مجلس هفتم بود که به عنوان ناظر در کميته ساماندهي مد و لباس





وزارت ارشاد حضور مي يافت.وي با اعلام اينکه ترکيب اين کميته شامل وزارتخانه هاي صنايع، بازرگاني، آموزش و پرورش و نيز صدا و سيما و... به رياست وزير ارشاد است مي گويد: مد را بايد در 2 بخش ساختاري و محتوايي بررسي کنيم که حساسيت جامعه روي بحث محتوايي است.
وي با تأکيد بر اينکه گرايش نسل جوان به مد يک امر طبيعي است، مي افزايد: مد بايد در عرصه اجتماعي و خصوصي تعريف شود. در عرصه خصوصي به دليل آنکه در انظار عمومي نيست، مي تواند تعريف خاص خود را داشته باشد اما در عرصه اجتماعي که جايگاههايي مختلفي همچون دانشگاه، محل کار، محل ورزش، عرصه هاي علمي و... مطرح مي شود، بايد با شأن ملت، تمدن، فرهنگ و تاريخ ايران تناسب داشته باشد.
آليا معتقد است که ناهنجاري در مد در 2 بخش تعريف مي شود و مي گويد: گاهي لباس مد و گاهي نيز انتخاب افراد اشکال دارد، هنگامي که پوشش و نحوه مد اشکال دارد، اشکال در کلان قضيه است اما هنگامي که يک فرد مسن يا شخصيت علمي از پوشش نامناسب استفاده مي کنند، يک اتفاق ديگري رخ داده است.
وي با انتقاد از اينکه افرادي مثلاً با سايز 44 از پوشش سايز 36 استفاده مي کند ادامه مي دهد: اين رويکرد ناهنجاري است و نياز به فرهنگ سازي دارد که نظام تعليم و تربيت از جمله آموزش و پرورش، رسانه ها بويژه صدا و سيما، وزارت فرهنگ و ارشاد و کميسيون فرهنگي مجلس بايد حضور فعالي داشته باشند.
آليا با تأکيد بر اينکه انتخاب پوشش و رفتار ارتباط مستقيم با شخصيت افراد دارد مي گويد: بايد بررسي شود که استفاده از مد نامناسب به دليل عقده حقارت و خود کم بيني است يا مسايل تربيتي و اجتماعي در اين انتخاب نقش داشته است.
وي به تشريح بحث ساختاري مد پرداخته و اضافه مي کند: مدهاي ناهنجار در بحث اقتصادي، ورود بي رويه کالاي خارجي بويژه به صورت قاچاق يا همراه مسافر را به همراه دارد. در بحث واردات کالاي همراه مسافر، معضل در آنجاست که افراد به جاي آنکه پوشش وارداتي را در عرصه خصوصي به کار گيرند، در عرصه هاي اجتماعي از آن استفاده مي کنند.
عضو کميسيون امنيت ملي مجلس مي گويد: همواره در بحث واردات بويژه در بخش لباس، توليد داخل از کالاي خارجي گرانتر تمام مي شود بنابراين، با اعمال تعرفه بالا، مي توان از ورود کالاي خارجي جلوگيري و از توليد داخل که با فرهنگ جامعه همخواني داشته باشد حمايت کرد.
وي خاطر نشان مي کند: اگر مدهاي ناهنجار ناشي از ضعف فرهنگي يا به عبارت بهتر تهاجم فرهنگي و از سر ناآگاهي باشد، افراد از طريق اطلاع رساني متوجه جايگاه خودشان مي شوند، اما افرادي که بر مدهاي نه تنها غير متعارف بلکه ناهنجار اصرار مي ورزند، مأمور ترويج فرهنگ منحط غربي هستند.
وي ادامه مي دهد: مردم گلايه دارند که هنوز آن تنوع و تکثر در مد را پيدا نکرده ايم تا بتوانيم پوشش مورد نظرمان را از بين گزينه هاي گوناگون پيدا کنيم، به همين دليل لزوم مد و تنوع در آن امري انکارناپذير است.
آليا با تأکيد بر اينکه در حال حاضر خلا بزرگي به عنوان نبود متولي در مد وجود دارد مي گويد: مد يک نياز ضروري براي اقشار گوناگون جامعه است و همانگونه که در جلسات هم انديشي کميته مد و لباس با طراحان و دست اندرکاران پوشاک مطرح شد، مشخص نيست که متولي مد در کشور چه نهاد يا شورايي است که بتوان مصداق تأييد يا تکذيب يک مد را با استناد به نظرهاي آنان ارايه داد، به همين دليل هر کس و در هر مقامي مي تواند بنابر سليقه شخصي اش يک پوشش را تأييد کند و يا آن را تأييد نکند.
وي با بيان اينکه قرار بود زمينه حمايت از غير دولتي ها، صنوف و طراحان پوشاک فراهم شود ادامه مي دهد: اين مهم شروع شد اما گاهي متوليان امر گلايه مي کنند که بودجه کم است اما من گمان مي کنم اگر عزم لازم در مسؤولان باشد کمبود بودجه زياد هم دخيل نيست.
وي با تأکيد بر اينکه به نظر من متولي مد کشور همان کميته مد و لباس کشور است مي گويد: اين کميته بايد به رياست وزير ارشاد تشکيل جلسه دهد تا ساير اعضاي آن نيز فعال شوند. اما تغيير دولت و جا به جايي وزير ارشاد، يک وقفه اي را در برگزاري اين جلسات ايجاد کرده است.
نماينده تهران در مجلس هشتم از تشکيل کميته کارشناسي با حضور متخصصان پوشاک و مد خبر داده و تصريح مي کند: قرار است طرحهايي که ارايه مي شود، در اين کميته بررسي شود و طرح هايي که با شأن نظام و ملت مغايرت ندارد، مورد تأييد قرار گيرد و براي توليد انبوه حمايت شود.
به هر حال اگر دولت از طرحهاي معقول و منطقي حمايت کند، کساني که طرحهاي ناشايست ارايه مي دهند، متوجه خواهند شد که مورد حمايت قرار نگرفته اند به همين دليل سعي مي کنند، به فضاي سالم مد و لباس بپيوندند.
آليا با تأکيد بر اينکه روند عمومي فضاي مد در کشور نسبت به گذشته بهتر شده است مي گويد: امروزه از لباسهاي بومي و محلي که ريشه در فرهنگ ايراني و اسلامي دارد بيشتر استفاده مي شود.
وي با تأکيد بر اينکه تهاجم فرهنگي همواره نگران کننده بوده است مي گويد: تهاجم فرهنگي ابزارهاي گوناگوني دارد که يکي از آنها مد است و دشمنان نظام نيز ساکت ننشسته اند و گاهي از نمادهايي استفاده مي کنند که نه تنها مد نيست، بلکه ناهنجاري است.
عضو کميسيون امنيت ملي مجلس هشتم با تأکيد بر اينکه برخي از اين رفتارها تهاجم فرهنگي نيست، بلکه پا را فراتر گذاشته و به مقدسات و باورهاي ديني هجوم آورده اند مي گويد: نمونه اين امر را مي توان در شلوارهاي چيني مشاهده کرد اين موارد حاکي از هجمه فرهنگي به زشت ترين شکل ممکن است و چنانچه برخورد جدي با آن صورت نگيرد، چراغ سبز به تهاجمات فرهنگي بيشتر در آينده خواهد بود.
وي اضافه مي کند: هرگز نگفته ايم که محدوديت در رنگ يا طرح وجود داشته باشد، اما آنچه انتظارات مردم و جامعه را برآورده کند، هنوز اتفاق نيفتاده و فاصله بسيار زيادي است. به هر حال انتظار داريم طرحهاي متنوعي در داخل کشور ارايه شود که بتواند نيازهاي نسل جوان را اغنا کند، مجلس هم قول مي دهد هر گونه همکاري را در اين زمينه به عمل آورد.

  


اين رسم مسلماني نيست...



* سيد اسماعيل داودي
به قصد خريد از پله هاي مجتمع [ ...] بالا رفتم، وارد مجتمع شدم و تصميم گرفتم از سمت راست مجتمع حرکت کنم. ويترين ها را





نگاه مي کردم و به دنبال لباس مورد نظرم سعي مي کردم هيچ ويتريني را از دست ندهم. جلوي ويترين ها مي ايستادم و کل محتويات ويترين را با نگاهم زير و رو مي کردم و چون هيچ کدام از آنها آنچه من مي خواستم نبودند آنها را رها مي کردم و به سراغ ويترين بعدي مي رفتم.
بعد از اينکه اين اتفاق چندين مرتبه تکرار شد به اين نتيجه رسيدم که شايد بهتر است وارد فروشگاهها شوم و از فروشنده ها راهنمايي بگيرم؛ شايد در اجناس داخل مغازه اش آنچه من مي خواستم پيدا مي شد.
وارد اولين مغازه شدم، کل ويژگي هاي آنچه مي خواستم را براي فروشنده تشريح کردم و او در کمال خونسردي و بدون اينکه حتي به اجناس نگاه کند، گفت: «نداريم آقا، همه لباسهاي ما مد روزند». تشکر کردم و از مغازه خارج شدم. نزديک پله هاي طبقه دوم دو جوان ايستاده بودند و با يکديگر صحبت مي کردند. يکي از آنها که پاکت خريدهايش را به دست داشت تي شرت زرد رنگ کوتاهي که کلمه love به طور درشت روي آن نوشته شده بود پوشيده بود.
او زنجير بلندي که تا نزديکي زانوهايش مي رسيد به شلوارش آويزان کرده بود. اما دوستش که به نظر مي رسيد سن بيشتري دارد، موهايش را با تيغ زده بود و گوشواره طلايي رنگ کوچکي به يکي از گوش هايش آويزان کرده بود.
آنچه که توجه من را بيشتر به او جلب جلب مي کرد آرم گروه هاي منحرف روي لباسش بود که احتمالاً خودش هم از معني آن بي خبر بود.
از کنار آنها رد شدم و به اين نتيجه رسيدم که مکان مناسبي براي خريدم انتخاب نکرده ام و بدون اينکه به طبقه هاي ديگر و ويترين هاي ديگر سربزنم از پله هاي مجتمع پايين آمدم.
فکرم از خريد لباس خالي شده بود و به جاي آن پرشده بود از سؤالهاي کوچک و بزرگ و پاسخي براي چرايي به وجود آمدن شکلهاي غيرمتعارفي که براي من ايراني مسلمان، به شدت غريبه است.
من، ايراني مسلماني که آراستگي، ويژگي هميشگي ام در طول تاريخ بوده، مني که کشورم را کهن مي خوانم و هميشه با غرور مي گويم در هيچ کدام از آثار بجا مانده از تمدن ايراني تصوير انسان برهنه ديده نمي شود.
بهتر است غريبه بودن شکلهاي غيرمتعارفي که اين روزها هر جايي که هستيم به چشممان مي آيند را به مجالي ديگر بسپاريم و به دنبال پاسخي براي پوشش «هدف چيست» بگرديم که اگر هدف، متفاوت به چشم آمدن است و از طريق اغراق در نوع پوشش و غلو کردن در آرايشها، تابلوي «به من نگاه کن» به دست بگيريم و فقط و فقط متمايز بودن هدف عالي ماست که هيچ، زيرا اين عمل با اين هدف به بهترين شکل هماهنگ و هم سو است! ؟
اما اگر به دنبال آراستگي و زيبايي هستيم خودمان را در چاه انداخته ايم و اين راه جز به ترکستان، به جاي ديگري ختم نمي شود.
مگر مي شود با ايجاد آرايش و پوشش نامنظم به آراستگي رسيد؟
مگر مي شود فارغ از آموزه هاي ديني بود؟ و مگر مي شود ايران و ايراني بودنمان را به راحتي به باد فراموشي سپرد و خود را غرق در الگوهاي ديگر سپرد و خود را به خميري در قالب آنچه براي ما نيست تبديل کرد.
نمي شود، نمي دانم چگونه مي شود ايراني بودنمان را فراموش کنيم و نمي دانم به چه شکل مي توان مسلمان بودنمان را از ياد ببريم، اما اين را خوب مي دانم آنچه در خيابانها و مغازه هاي ما موج مي زند هيچ ارتباطي به زيبايي ندارد و تنها يک چيز است: متفاوت بودن و متفاوت بودن و باز هم متفاوت بودن.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com