تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
تاريخ
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
پرونده
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-01-02
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 12دی ماه 1388

[ هنري ]
 * گفتگو با فريد سجادي حسيني /کارگردان مجموعه تلويزيوني «بانو» ؛مبارزه براي آرمانها
 * عليرضا اميني: ترجيح مي دهم صحبت نکنم!
 * نگاهي ديگر به آيين نمايشي «تعزيه» ؛ پرواز رنگ به رنگ صداها
 * ميرباقري: «رضا عطاران» مشکلي براي حضور در تلويزيون ندارد
 * با فروش 11 ميليارد دلاري؛ گيشه جهاني سينما رکورد شکست
 * آغاز سري جديد «سينما چهار» با تقسيم بندي ژانري فيلم ها
 * کنسرت مشترک خواننده هاي چند کشور براي مولانا
 * روزي حکايتي ؛ دوستدار محمد (ص)

گفتگو با فريد سجادي حسيني /کارگردان مجموعه تلويزيوني «بانو» ؛مبارزه براي آرمانها



* تکتم بهاردوست
شبکه 3 سيما اين شبها مجموعه تلويزيوني «بانو» به کارگرداني فريد سجادي حسيني را در حال پخش دارد.






داستان اين مجموعه در سال 1316 مي گذرد و به ماجراي کشف حجاب در دوره رضاشاه اشاره دارد. قصه درباره زني است که پس از سالها به شهري بر مي گردد که مردمانش تصوري نادرست درباره او دارند. زن مي خواهد اين تصوير نادرست را عوض کند....
به بهانه پخش اين مجموعه با «فريد سجادي حسيني» کارگردان جوان آن گفتگو کرده ايم که از نظر خوانندگان مي گذرد:
آقاي سجادي، داستان مجموعه «بانو» در شهر يزد اتفاق مي افتد. چرا اين شهر را براي ساختن آن انتخاب کرديد؟
همان طور که مي دانيد، تقريباً اکثر آثاري که موضوعي تاريخي دارند در شهرک سينمايي تصويربرداري مي شوند. من فکر کردم بيننده ديگر از اين همه فضاهاي تکراري خسته شده و دلش مي خواهد يک مجموعه تلويزيوني با يک فضاي تصويري جديد ببيند، براي همين تصميم گرفتيم براي تصويربرداري اين کار به يزد برويم چون شهر يزد به دليل بافت سنتي، قديمي و البته تکراري نبودنش، بهترين مکان براي اتفاقهاي اين مجموعه بود.
البته در همين شهر هم ما بخشي از دکورها را ساختيم، بخشي را بازسازي کرديم وبخش ديگر همانطور که بود در کار استفاده شد.
اين کار براساس فيلمنامه اي از نادر وحيد کارگرداني شده است. درباره داستان و ارتباطش با اين ايام بگوييد؟
اين مجموعه تلويزيوني داستان خانمي را در يک دوره خاص بيان مي کند. يکي از مسائلي که در آن دوران اتفاق افتاد، مخالفت رژيم پهلوي با حجاب و عزاي حسيني بود. وقتي ما قصه اي را تعريف مي کنيم که در اين فضا مي گذرد، طبيعتاً مرتبط با اين ايام خواهد بود.
از چه عواملي براي ايجاد جذابيت اين کار استفاده کرديد؟
خود داستان اين کشش و جذابيت را داشت که بتواند بيننده را با خود همراه کند. يکي از عوامل جذابيت اين کار، انتخاب همين دوره تاريخي بود. ما مي توانستيم 50 سال قبل يا 20 سال قبل را انتخاب کنيم، اما اين دوره انتخاب شد تا براساس آن مناسبات تاريخي و اجتماعي را به تصوير بکشيم.
در خبرها آمده بود ابتدا قرار بود حسن هدايت کارگرداني اين مجموعه را بر عهده بگيرد، چه شد که کار به شما واگذار شد؟
ظاهراً شرايط اين کار چندان برايشان دوست داشتني نبود و از طرفي هم گرفتار تدوين و جلوه هاي ويژه مجموعه «کارآگاه علوي» بودند. بالطبع، زماني براي کار نداشتند و چون من آن زمان دستيار ايشان و در جريان کارهايشان بودم، کارگرداني اين کار را به من پيشنهاد کردند.
فکر کنم فيلمبرداري مجموعه پارسال به اتمام رسيد؟
کار در هفت ماه و در پاييز 87 تمام شد و بخشي از کار هم در زمستان همان سال.
از اول هم قرار بود «بانو» يک مجموعه مناسبتي باشد؟
نه، بعداً اين تصميم گرفته شد. اصلاً زماني را براي پخش تعيين نکرده بودند. حتي زماني به ما گفتند ممکن است اين کار در بهمن ماه پخش شود. چون اين کار موضوعي دوجانبه دارد؛ هم مسائل اجتماعي در آن نمايان است و هم تلاش و مبارزه براي ايده ها و آرمانهاي انقلابي- مذهبي در آن ديده مي شود. اين اثر دوره خاص اجتماعي را نشان مي دهد که به هر حال نمي توان آنها را ناديده گرفت.
آقاي حسيني، هر چند شما سوابق کار تصوير داشته ايد، اما بايد گفت «بانو» اولين تجربه جدي تان در کارگرداني تلويزيوني است. خودتان چطور آن را ارزيابي مي کنيد؟
همان طور که گفتيد، من قبلاً تجربه کار تصوير داشتم، ضمن اينکه 75 درصد از فيلمبرداري فيلم سينمايي «خط آتش» را به پايان رساندم. دو تله تئاتر داشتم و سريالي به نام «حج سرخ» را هم در سال 73 براي شبکه 5 در همين ايام محرم داشتم. اما «بانو» اولين تجربه جدي سريال من محسوب مي شود. همان طور که گفتم، واقعاً سخت بود. اميدوارم همه راضي باشند.
از فعاليتهاي جديدتان بگوييد؟
در حال حاضر مجري طرح کارهاي کيانوش عياري هستم. اين کارها به سفارش سيمافيلم ساخته مي شود. يکي از آنها قصه «داوود قمري» است که به کارگرداني «آيدا پناهنده» براي شبکه سه تهيه و ساخته مي شود.

  


عليرضا اميني: ترجيح مي دهم صحبت نکنم!



گروه هنر- قاآني: سي و سه روز به بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر باقي مانده و تب و تاب جشنواره چه در مسؤولين و چه در عوامل سازنده فيلمها، در حال افزايش است.

* «هفت دقيقه تا پائيز» در جنگلهاي شمال
کارگردان فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» از وضعيت نامعلوم فيلم براي رسيدن به جشنواره فيلم فجر خبر داد.عليرضا اميني در گفتگو با خبرنگار ما، در اين باره اظهار داشت: در حال حاضر همراه با گروه مشغول فيلمبرداري سکانسهاي باقي مانده در جنگلهاي شمال هستيم و نمي دانم واقعا فيلم به جشنواره مي رسد يا نه! اميني در ادامه، در خصوص جشنواره فيلم فجر و اهميت آن اظهار داشت: ترجيح مي دهم در مورد جشنواره صحبت نکنم، چرا که نمي خواهم در زمان فيلمبرداري ذهنم را درگير مسائلي همچون رسيدن يا نرسيدن فيلم به جشنواره کنم چرا که اين مسأله بر کيفيت کارم تاثير منفي مي گذارد.وي درباره پنجمين ساخته اش افزود: فيلمبرداري تا اواسط دي ماه به پايان مي رسد و در حال حاضر تدوين آن به طورهمزمان توسط هايده صفي ياري صورت مي گيرد و ساخت موسيقي را عليرضا کهن ديري انجام مي دهد.«هفت دقيقه تا پائيز» تازه ترين فيلم اميني است که هديه تهراني پس از چند سال دوري از سينما در آن به همراه حامد بهداد، محسن طنابنده، خاطره اسدي و اميرحسين رستمي بازي مي کند.

* حضور فارابي با 6 فيلم و مرکز گسترش سينماي مستند با 10 فيلم
مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي با ارائه 40 فيلم مستند، کوتاه داستاني و انيميشن به بيست و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر، مشارکت گسترده اي در برپايي مهمترين رويداد سينمايي کشور داشته است. گفتني است، اين مرکز با ارائه 10 فيلم سينمايي اول نيز در بيست و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر شرکت خواهد نمود.بنياد سينمايي فارابي نيزبا شش فيلم از توليدات کودک و نوجوان در بيست و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر حضور دارد که اين فيلمها عبارتند از: «نخودي» به کارگرداني جلال فاطمي، «پرواز مرغابي ها» به کارگرداني و تهيه کنندگي علي شاه حاتمي، «خوابهاي دنباله دار» به کارگرداني و تهيه کنندگي پوران درخشنده، «همبازي» به کارگرداني غلامرضا رمضاني، «روشن خاموش روشن» به کارگرداني حميدرضا چارکچيان و «ترانه کوچک من» به کارگرداني مسعود کرامتي.

  


نگاهي ديگر به آيين نمايشي «تعزيه» ؛ پرواز رنگ به رنگ صداها



* دکترحسين طوسي
نمايش تعزيه از گذشته دور براي جهانگردان و ايران شناسان اروپايي حائز اهميت بوده و در سفر نامه هاي خود به آن پرداخته اند. در





زمان ما نيز پژوهشگران و استادان جهاني تئاتر مانند: له من، ويرت و بروک به زيبايي شناسي نمايش تعزيه پرداخته از عظمت آن حيران و شگفت زده شده و به ستايش آن پرداخته اند. اما تعزيه همچنان در زادگاه خود به تحقيق و پژوهش هاي علمي، نشستها و همايش هاي تخصصي نياز دارد تا به فراموشي سپرده نشود.
تعزيه، شکل مذهبي نمايش در ايران است که واقعه مصائب و شهادت امام حسين (ع) در روز عاشورا در صحراي کربلا را به اجرا مي گذارد.اين آئين اسطوره اي و نمايشي، مراسمي است گروهي که ويژگي اين مراسم شرکت همگان در آن است، هنر و مراسم زمان ويژه خود را دارد؛ مفهومي اسطوره اي که با تداوم و روز شمار زمان تقويمي متفاوت است.پس تعزيه رهگذري است که در آن باورهاي ذهني و حوادث گذشته نزد همگان به حال تبديل مي شود، اسطوره پديدار مي شود و اين اتفاق چنان مي افتد که همگان در روز عاشورا، در آن زمان متوقف مي شوند. تقويم روزمره ديگر مفهومي ندارد، بلکه عاشورا زمان اين رويداد و کربلا مکان اين رخداد براي حاضران است. پس مراسم تعزيه مفهومي است گروهي و در شکل هنري زمان خاص خود را دارد.
فراموش نکنيم که در اروپا، پاسيونهاي مذهبي در مراسم عيد پاک، زمان ويژه خود را داراست و همچنين در يونان قديم مراسم ديونيزوس بزرگ در انتهاي ماه مارس برگزار مي شد که در سه روز مشخص، سه شاعر، سه تراژدي را به نمايش مي گذاشتند. پس هر اثر هنري با شکوه و شگرف زمان منحصر بفرد خود را دارد.
جايگاه تماشاچي
شرکت تماشاچي در بازي تعزيه و تبديل بازيگر به تماشاچي و تماشاچي به بازيگر يکي از مهمترين ويژگي هاي نمايش تعزيه است. تماشاچيان در حرکاتي مانند نوحه خواني، سينه زني و صلوات فرستادن بازيگران را همراهي نموده و همچنين شرکت فعال آنها در گرداندن تابوت، همکاري در ساخت صحنه، همياري براي تدارک مجالس تعزيه قابل مشاهده است، يعني لحظاتي تماشاچي به بازيگر بدل شده و در لحظات ديگري بازيگر به تماشاچي تبديل مي شود. فراموش نکنيم که در اروپا خصوصيت آشکار تئاتر آوانگارد و پيشرو، مشارکت فعال تماشاگر در اجراي نمايش است که باعث بقاي تئاتر پيشرو مي باشد.
حداقل گرايي يا ميني ماليزم
يکي ديگر از ويژگي هاي نمايش تعزيه، ميني ماليزم و حداقل گرايي است. به عنوان مثال دکور نمايش تعزيه بسيار مختصر، طراحي صحنه کاملاً فقيرانه، شکل و نوع لباسهاي بازيگران ساده مي باشد و در مجموع فضا و شکل اجرا بسيار ميني ماليستي و خلاصه نگارانه است.
فراموش نکنيم که تئاتر پيشرو اروپا در 50 سال اخير به سمت تئاتر ساده، فقير و بي چيز حرکت کرده و در حال ديگرگوني بوده است و ميني ماليزم ويژگي آشکار تئاتر آوانگارد است.
بازيگران
بازيگران تعزيه آماتور و غير حرفه اي هستند و نوع بازيها در اين نمايش همراه با فاصله گذاري است. شبيه خوان يک بازيگر روايتگر است و با نقش خود فاصله و مرز دارد. پس نياز به يافتن روان نقش ندارد. زيرا شخصيت اصلي خود را به نفع يک شخصيت خيالي از بين نمي برد.
اولياء خوانان خود را در حدود و اندازه شخصيتهاي اسطوره اي و آرماني نمي دانند و بدين سبب از نقش فاصله گرفته و اشقياء خوانان نبايد خود را در پليد ترين و شرورترين شخصيتها بيابند و بدين جهت از نقش فاصله مي گيرند و نمايش را روايت مي کنند و همه گروههاي بازيگران، اولياء خوانان، اشقياء خوانان و نسخه خوانان بر نمايشي بودن اجرا از طريق انجام حرکات و اعمال تصنعي و اغراق آميز و همچنين نوع بازي غير واقعي و نمادين تأکيد دارند.
فراموش نکنيم که در تئاتر يونان باستان و پاسيونهاي مذهبي اروپا فاصله گذاري وجود داشت. در تئاتر حماسي برتولت برشت فاصله گذاري و بيگانه سازي قابل مشاهده است اگرچه نوع و شيوه اين فاصله گذاري متفاوت با فاصله گذاري در تعزيه مي باشد.
تعزيه، نمايشي سمبوليک
نمايش تعزيه، يک نمايش نمادين و سمبليک است که در آن نشانه ها براي همگان معناي خاص خود را دارد.
شکل بازي ها در تعزيه نمادين است.
امام خوان با نگاه به دور و حائل کردن دستها بر روي پيشاني، کثرت لشگر اشقياء و هيبت آنان را بيان مي کند.
شمرخوان با انگشت به دهان گذاشتن و دست روي پاي نهادن حيرت و تعجب خود را به تماشاچيان و حاضران نشان مي دهد.
اکسسوارها در تعزيه نمادين هستند.
تشت آب: نشانه رود فرات است.
دست بريده آهني يا چوبي: نشانه دست حضرت عباس.
سري از گچ يا کاغذ يا چوب که چهره آن نقاشي شده: نشانه سر بريده امام حسين (ع) است.
کفن سفيد: نشانه شهادت و خاکسپاري.
کاه و خاک بر سر ريختن: نشانه متواضع و متأثر شدن.
عصا: نشانه تجربه و عقل و دانش.
شمشير: نشانه جنگ و درگيري.
حجله: نشانه عروسي و شهادت حضرت قاسم.
حيوانات نيز در نمايش تعزيه نمادين هستند.
اسبها در جنگ تعيين کننده و بسيار قيمتي بودند. در ايران باستان، سياوش به معني اسب سياه مي باشد. شبرنگ، اسب سياوش فرنگيس را بعد از کشته شدن سياوش به مرزهاي ايران مي رساند.
و باز هم نشانه ها
ذوالجناح، اسب امام حسين (ع) در نمايش تعزيه پس از شهادت امام، شهربانو را به مرزهاي ايران مي رساند. وظيفه اسب در ايران حفاظت و همراهي با خانواده بوده است.
شتر نشانه زندگي در صحرا، خشکي، صبر و همچنين کاروان است.
در نمايش تعزيه، خانواده امام بر روي شترها در شکل يک کاروان، کربلا را ترک مي کنند که اين حرکت با موسيقي همراه است. همچنين در مراسم دسته هاي عزاداري، کودکان بر روي شتر ديده مي شوند که ياد آور حماسه کربلا است.
شير سلطان جنگل، در ايران باستان نماد محافظت از درگذشتگان است. بدين جهت بر روي سنگ قبرها و در سردر گورستانها ديده مي شود. در نمايش تعزيه، بعد از شهادت امام حسين (ع)، شير متأثر از اين شقاوت گريه کنان کاه و خاک بر روي سر خود ريخته و محافظت از جنازه ها را به عهده مي گيرد.
کبوتر نامه رسان در ايران باستان، نماد پاکي، روح و آزادي است. در نمايش تعزيه پرواز کبوترها نشانه شهادت است.
رنگ لباسها در تعزيه نمادين است.
لباسهاي اولياء رنگ سبز و سفيد دارد. سفيد نشانه پاکي، همچنين از دنيا رفتن و سبز نشانه سرسبزي، فراواني و نعمت است. لباس هاي اشقياء رنگ قرمز دارد. قرمز نشانه سوزندگي خورشيد، قحطي، خشکي و در تعزيه خونريزي و شقاوت مي باشد.
گريز از داستان اصلي
گريز، قرار گرفتن اپيزودها در کنارهم و ساختار موازي از ديگر ويژگي هاي نمايش تعزيه هستند. گريز از داستان اصلي بدين صورت است که در ميان سير منطقي و حادثه اصلي داستان ناگهان فردي وارد صحنه شده و داستان يا موضوع ديگري را روايت مي کند که ارتباط ما با داستان يا حادثه اصلي موقت قطع مي شود، اين عمل، گريز از سير منطقي نمايش است. نمايش تعزيه در حقيقت اپيزودها يا تابلوهايي است که در کنار هم قرار مي گيرند. داستان هاي نمايش تعزيه براي همگان روشن ولي نوع اجراي اين تابلوها و اپيزودها در خور اهميت است.
ساختار موازي در نمايش تعزيه بدين معناست که در صحنه نمايش دو بازيگر متفاوت را همزمان در مکانهاي مختلف مي بينيم که هرکدام مونولوگ خود را بيان مي کنند ولي براي حاضران شکل ديالوگ پيدا مي کند.
فراموش نکنيم که اجرا در تئاتر يونان باستان، مهمترين ويژگي محسوب مي شد و در تئاتر پست دراماتيک اساس کار به شيوه اجراي نمايش متکي است. در تعزيه نيز ساختار موازي، تابلوها و اپيزودها در کنارهم، و در هم شکستن درام از خصوصياتي است که در تئاتر پيشرو و آوانگارد اروپا هم ديده مي شود و از اين حيث تعزيه داراي بسياري از قابليتهاي تئاتر مدرن امروز است.

  


ميرباقري: «رضا عطاران» مشکلي براي حضور در تلويزيون ندارد



معاون سيما درباره فعاليت «رضا عطاران» که پس از «بزنگاه» در تلويزيون فعاليتي نداشته، گفت: «رضا عطاران» مشکلي براي حضور در تلويزيون ندارد و مي تواند با اين رسانه همکاري کند.
مرتضي ميرباقري در گفتگو با فارس درباره شايعاتي پيرامون ممنوع الفعاليت شدن رضا عطاران در تلويزيون گفت: ما مشکلي براي حضور عطاران در تلويزيون نداريم و ايشان مانند سابق مي توانند با اين رسانه همکاري کنند.وي افزود: آقاي عطاران تا به حال طرحي براي ساخت سريال يا تله فيلم به ما ارائه نداده است و ما براي همکاري با ايشان مشکلي نداريم.

  


با فروش 11 ميليارد دلاري؛ گيشه جهاني سينما رکورد شکست



جدول گيشه نمايش سينماها در سطح جهاني در سال 2009 شاهد يک رکوردشکني جديد بود و گزارش هاي اوليه در اين رابطه، خبر از يک فروش 11 ميليارد دلاري مي دهند.
رکورددار قبلي در اين رابطه،سال 2007 با يک رقم کلي فروش /5 9 ميليارد دلاري است. رقم رکوردشکني فروش 11 ميلياردي سينما در سال 9002 در شرايطي نصيب دنياي سينما مي شود که «آواتار» فيلم پر سر و صداي «جيمز کامرون»، در آخرين هفته سال ميلادي به روي پرده سينماها رفت و نمايش موفقيت آميز آن هنوز ادامه دارد.

  


آغاز سري جديد «سينما چهار» با تقسيم بندي ژانري فيلم ها



کارگردان و تهيه کننده برنامه «سينما چهار» ضمن پاسخگويي به پرسشهايي درباره رويکرد حال حاضر اين برنامه، از پخش سري جديد «سينما چهار» از بهمن ماه 88 خبر داد.
محمد حميدي مقدم در گفتگو با ايسنا، با اشاره به تقسيم بندي ژانري فيلمهاي «سينما چهار» در سري جديد، خاطرنشان کرد: در سري جديد برنامه «سينما چهار» فيلم ها براساس ژانر انتخاب مي شوند و در طول يک ماه آثاري در قالب اين برنامه به روي آنتن مي روند که با هم پيوند مشترکي داشته باشند.
حميدي مقدم از اين رويکرد به عنوان تجربه اي بزرگ در عرصه توليد برنامه هاي سينمايي ياد کرد و افزود: تاکنون هفت بسته آماده پخش شده است که براساس آن فيلمهاي هفت ماه «سينماچهار» مشخص شده اند.
اين تهيه کننده سپس اعلام کرد: برنامه «سينما چهار» با ژانر فانتزي آغاز مي شود و پس از آن وارد ژانر کشورها مي شويم و سينماي اسکانديناوي را داريم؛ پس از آن وارد ژانر دادگاهي - جنايي خواهيم شد و يک فاصله گذاري خواهيم داشت.
در اين مدت طي چهار هفته فيلمهاي منتخب جشنواره کن، برلين، سن سباستين و ونيز را پخش مي کنيم و مروري بر خط و ربط و سياست گذاريهاي اين جشنواره ها خواهيم داشت و پس از آن وارد حوزه نوآر خواهيم شد.
وي پرداختن به سينماي انيميشن و نئورئاليسم ايتاليا را از ديگر بخش هاي سري جديد برنامه «سينما چهار» برشمرد.
تهيه کننده «سينما چهار» پرداختن به سينماي رئاليستي را از ديگر بخشهاي سري جديد اين برنامه برشمرد و افزود: ما در تمام اين حوزه ها سعي مي کنيم فيلمهايي را انتخاب کنيم که به لحاظ هنري قابل اعتنا و در زمره فيلمهاي پرفروش و مهم سينماي هنري دنيا باشند.
وي ادامه داد: در اين برنامه همچنين فيلمهايي را پخش مي کنيم که جوايزي را از جشنواره هاي کشورهاي سازنده و همچنين جشنواره هاي معتبر دنيا دريافت کرده اند و به لحاظ پخش جهاني موفق بوده اند.

  


کنسرت مشترک خواننده هاي چند کشور براي مولانا



رئيس مؤسسه فرهنگي اکو از برگزاري کنسرت و توليد آلبوم موسيقي مولانا توسط کشورهاي اين منطقه به خصوص ايران، ترکيه و افغانستان خبر داد.
حجت ا... ايوبي رئيس مؤسسه فرهنگي اکو در گفتگو با فارس اظهار داشت: در اين مؤسسه تمام فعاليتهاي مولانايي منطقه را شناسايي مي کنيم تا براساس آن به توليد کارهاي مشترک بپردازيم.
وي افزود: قصد داريم با خوانندگان برجسته کشورهايي که نسبت مستقيم با مولانا دارند به خصوص ايران، ترکيه و افغانستان صحبت کنيم تا بتوانيم يک کنسرت مشترک را براساس آن برنامه ريزي کنيم و آلبوم موسيقي مشترکي نيز ارائه دهيم.
ايوبي اظهار داشت که در اين راستا با خواننده ايراني که مشخص شده وارد مذاکره شده ولي هنوز برنامه اي قطعي نشده است.

  


روزي حکايتي ؛ دوستدار محمد (ص)



[اويس قرني [ گفت: شما دوستدار محمديد؟ گفتند: بلي.
گفت: اگر دوستي درست بوديد، آن روز که دندان مبارک او بشکستند، چرا به حکم موافقت دندان خود نشکستيد؟
پس دهان خود بنمود؛ يک دندان نداشت.
* تذکرَ الاوليا

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com