تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
تاريخ
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
پرونده
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-01-02
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 12دی ماه 1388


کشف محموله 7 ميليارد ريالي از مخفيگاه راهزنان مسلح



هفت نفر به جرم راهزني مسلحانه، مالخري و پنهان کردن محموله گران قيمت دستگاههاي شنيداري و ديداري در عمليات ضربتي پليس کرمانشاه بازداشت شدند.






به گزارش ايسکانيوز، چندي پيش راهزنان مسلح به يک دستگاه تريلي «هوو» که حامل محموله هفت ميليارد ريالي «ال سي دي» سينماي خانگي و دوربين هندي کم «سوني» بود در حاشيه اراک دستبرد زدند.
اين خودرو از خرمشهر به تهران مي رفت که در سه راهي سلفچگان با تهديد دزدان متوقف شد و به مقصد نرسيد. سپس مشخصات تريلي به پليس آگاهي سراسر کشور اعلام و تحقيق مأموران آغاز شد.
بدين ترتيب خودروي سنگين که محموله آن غارت و در نقطه خلوتي رها شده بود با تلاش پليس شهرستان بيستون استان کرمانشاه کشف شد و تجسس به مرحله تازه اي رسيد.
کارآگاهان در گام بعدي عمليات تخصصي، با شگردهاي ويژه خود پي بردند دستگاههاي مورد نظر، درون کارگاهي در حاشيه محور اصلي «صحنه- بيستون» پنهان شده است تا در فرصت مناسب به فروش برسد. بنابراين، کارگاه دنج تحت مراقبت نامحسوس قرار گرفت و محاصره شد.
پليس وقتي فرصت را مناسب ديد عمليات ضربتي را در دستور کار خود قرار داد و راهزنان مسلح را غافلگيرانه دستگير کرد. اين گزارش مي افزايد، در همين رابطه پليس استان کرمانشاه اعلام کرد: در بازرسي اين کارگاه 38 دستگاه «ال سي دي» 42 اينچ، 178 دستگاه سينماي خانگي و 1288 دستگاه دوربين هندي کم «سوني» کشف شده است.
همچنين در مجموع هفت نفر به جرم راهزني، مالخري و پنهان کردن محموله هفت ميليارد ريالي بازداشت شده اند و تحقيق براي افشاي ساير خلافهاي احتمالي آنان ادامه دارد.
کارآگاهان به رانندگان خودروهاي سنگين هشدار مي دهند فقط در مکانهاي مناسب و استراحتگاه هاي امن توقف کنند تا از گزند دزدان در امان بمانند.

  


درخواست پليس از شهروندان؛ مخفيگاه متهم فراري را اطلاع دهيد



پليس آگاهي تهران از شهروندان خواست تا مخفيگاه متهم فراري را اطلاع دهند.






به گزارش فارس، 14 تير سال 84 مأموران کلانتري 126 تهرانپارس از طريق مرکز فوريتهاي پليسي 110 در جريان کشف جسد فردي در منطقه تهرانپارس قرار گرفتند.مأموران کلانتري 126 تهرانپارس بلافاصله در محل کشف جسد حاضر شده و دريافتند که جسد کشف شده متعلق به مردي ميانسال است.با تشکيل پرونده مقدماتي و به دستور اصغرزاده، بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران، کارآگاهان اداره ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ مأمور رسيدگي به پرونده شدند.
با انتقال جسد به پزشکي قانوني، بنا بر نظريه پزشکي قانوني علت مرگ مقتول اصابت ضربات جسم تيز و برنده به نقاط حساس بدن اعلام شد. با آغاز تحقيقات کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي، هويت مقتول به نام محمدعلي مشخص و تحقيقات از اعضاي خانواده و اطرافيان مقتول توسط کارآگاهان آغاز شد.کارآگاهان اداره دهم در تحقيقات خود متوجه ناپديد شدن يکي از آشنايان مقتول به نام جعفر، از زمان قتل محمد علي شدند.کارآگاهان با شناسايي محل سکونت جعفر در منطقه جنوب تهران، در تحقيقات خود متوجه شدند که وي به صورت ناگهاني با تخليه محل سکونتش ناپديد شده و هيچ کدام از دوستان و بستگان نيز از محل سکونت جديد او اطلاع ندارند.
کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در تحقيقات خود به منظور شناسايي مخفيگاه جعفر، در سال 88 ، در ادامه اقدامهاي فني و پليسي خود متوجه شدند که جعفر از تهران به استانهاي غربي کشور متواري شده است.
با تحقيقات صورت گرفته از سوي کارآگاهان اداره دهم، ضمن شناسايي آخرين مخفيگاه متهم در شهرستان اروميه، کارآگاهان متوجه شدند که متهم در طول مدت زماني که در شهرستان اروميه مخفي بوده از هويت جعلي شهرام رنگساز استفاده کرده و پس از آن هم مخفيگاه خود را مجدداً تغيير داده است.به دستور بازپرس پرونده، دستور انتشار بدون پوشش چهره متهم صادر شد تا در صورت شناسايي توسط شهروندان، مراتب به اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ واقع در خيابان وحدت اسلامي، اطلاع داده شود. از همه شهرونداني که از محل مخفيگاه متهم يا محلهاي تردد وي اطلاعي دارند درخواست شده تا اطلاعات خود را از طريق شماره تلفن 51055428 در اختيار کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار دهند.

  


مرد ميانسال همسر خود را از طبقه 19 ساختمان به پايين پرتاب کرد



مرد ميانسال در حين يک درگيري خانوادگي همسر خود را از طبقه 19 ساختماني به پايين پرتاب کرد.
به گزارش فارس، ساعت 6 بعد از ظهر روز پنجشنبه مأموران کلانتري 163 ولنجک از طريق مرکز فوريتهاي پليسي 110 تهران بزرگ از وقوع يک حادثه باخبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه واقع در منطقه مسکوني آتي ساز دريافتند، زن ميانسالي از طبقه 19 يکي از اين مجتمع هاي مسکوني به پايين پرت شده و فوت کرده است.
شهرياري، بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت: با آغاز اين تحقيقات مشخص شد اين زن 40 ساله در اين ساختمان و در طبقه 19 زندگي مي کرده و به ادعاي ساکنان اين ساختمان با شوهرش اختلافها و درگيريهاي قبلي داشته است.
وي ادامه داد: شوهر اين فرد که يک مرد 46 ساله است دستگير و مشخص شد وي اندکي قبل از سقوط همسرش با وي درگيري داشته و در جريان اين درگيري همسر خود را به پايين پرتاب کرده است.
شهرياري گفت: همچنين در صحنه وقوع اين درگيري و اين حادثه مرد ميانسالي که دوست شوهر اين زن بوده است حضور داشته که وجود اين مرد در زمان درگيري اين زن و شوهر نيز مشکوک است.
وي افزود: در حال حاضر شوهر اين زن و مرد ميانسالي که در صحنه قتل حضور داشته است هر دو بازداشت شده اند تا تحقيقات درخصوص زواياي پنهان اين پرونده ادامه يابد.

  


پايان زندگي پسر شيشه اي با شليک گلوله



پسري که پس از مصرف مواد مخدر دچار توهم شده بود در شيراز به مغز خود شليک کرد و در دم جان سپرد.به گزارش ايسکانيوز، افسران دايره جنايي اداره آگاهي شيراز وقتي باخبر شدند پسر 20 ساله اي به نام «همايون» در طبقه دوم خانه پدرش کشته شده است به همراه بازپرس کشيک به آنجا رفتند.آنان در رازگشايي ماجرا متوجه شدند «همايون» و دوستش سرگرم بازي با دستگاه «پلي استيشن» بودند که او باخت و بشدت عصباني شد. «همايون» که شواهد نشان مي دهد بر اثر مصرف شيشه دچار توهم شده بود تپانچه اي به دست گرفت و با شليک يک گلوله به زندگي خود پايان داد.با افشاي اين موضوع، پيکر قرباني به پزشکي قانوني و پرونده به شعبه 15 دادسراي امور جنايي شيراز سپرده شد. تحقيق پليسي و مقام قضايي درباره تپانچه اي که جان «همايون» را گرفت، ادامه دارد.

  


قاتل نامريي در راه است



با شروع سرماي هوا شهروندان راه هاي تهويه هوا مثل پنجره ها و دريچه هاي کولر و زير دربها را نيز مي بندند و در نتيجه عمل تهويه





هوا بدرستي انجام نمي شود و در اثر سوختن ناقص و وجود گازها در محيط براي افراد مسموميت ايجاد مي شود و در اثر اين مسموميت افراد در اندک مدتي جان خود را از دست مي دهند.
بسياري از مردم تصور مي کنند که پديده «گازگرفتگي» (مونواکسيد کربن) تنها در اثر سوختن ناقص ذغال چوب توليد گاز سمي مي شود و براي همين بسياري به اين گاز کشنده نام «گاز کرسي» و يا «گاز ذغال» داده اند در صورتي که اين گاز در اثر سوختن ناقص هر ماده سوختني ممکن است ايجاد شود.
مهمترين منابع توليد مونواکسيد کربن در منازل و ساختمان وسايل گاز سوز و گرمايشي بدون دودکش نقص در دودکش و نشت گاز به فضاي مسکوني، استفاده از وسايل خوراک پزي براي ايجاد گرما، به کارگيري روشنايي گازي به مدت طولاني در فضاي بسته ضعف در دودکش شومينه، معيوب بودن مشعل شوفاژ، آبگرمکن هاي ديواري و زميني بدون دودکش مناسب و اتومبيل روشن در پارکينگ مي باشد.
پيشگيري و اطلاع رساني رکن اصلي جلوگيري از بروز گازگرفتگي است و بهترين راه اين است که ما شناخت نسبي و اوليه در مورد اين گاز کشنده و چگونگي ايجاد آن داشته باشيم، طبعاً اگر شرايط بروز و ايجاد آن وجود نداشته باشد پديده گازگرفتگي و به دنبال آن مسموميت و در نهايت مرگ نيز بروز نخواهد کرد. اين گاز بسيار سمي بي رنگ، بي بو و بي طعم است و همين خصائص باعث آن شده که به آن «قاتل نامرئي» لقب دهند. اين گاز اگر چه سبک تر از هواست، اما قابليت انتشارش در محيط بسيار زياد است و به همين دليل در تمامي نقاط مثلاً يک اتاق اعم از بالا و پايين به سرعت متراکم مي شود و چون هموگلوبين خون ميل ترکيبي فوق العاده اي با اين گاز دارد، به طوري که 300 برابر ميل ترکيبي هموگلوبين با اکسيژن است، وقتي اين ترکيب صورت مي گيرد اکسيژن ديگر به بافتهاي بدن نرسيده لذا بسرعت باعث مسموميت شده و سلسله عصبي فلج و قدرت هر گونه اقدامي از مسموم سلب مي شود و مسموم به نوعي به خواب و مرگ آرام تن مي دهد.مهمترين عامل بروز اين نوع حوادث، غفلت و عدم آگاهي مردم است، با اينکه بارها از سوي کارشناسان اين سازمان در اين خصوص هشدار داده شده است، ظاهراً چون اين قاتل پنهان غيرقابل حس و لمس و بي بو و بي رنگ است مردم کشنده بودن آن را باور ندارند و براي همين به راحتي تسليم و قرباني آن مي شوند.توصيه هاي آتش نشاني به مردم براي حفاظت و پيشگيري از گازگرفتگي به شرح ذيل مي باشد:
1 - توصيه مي شود حتماً از وسايل گرمازاي استاندارد استفاده شود و قبل از استفاده از اين وسايل توسط افراد متخصص بازبيني و سرويس شود.
2 - تحت هر شرايطي عمل تهويه هوا را تسهيل کنيد، به عنوان مثال دريچه هاي باز کولر عمل مناسبي براي تهويه هواست. بازگذاشتن يک پنجره کوچک يا در به نحو مطمئن که بسته نشود، راه حل مناسبي براي تهويه هواست.
3 - دودکش هاي غير ثابت (غير ديواري) حتماً کنترل شود. اين دودکش ها بايد از مواد غيرقابل اشتعال و گالوانيزه (زنگ نزن) باشند و از مقاومت فيزيکي مناسبي برخوردار باشند و بايد در صورت ممکن کوتاه و مستقيم باشند و در محل اتصالات کاملاً محکم و غيرقابل نفوذ باشند.
4 - قدرت مکش دودکش ها هر چند وقت يک بار توسط سرويس کار و متخصص اهل فن بررسي شود.
5 - براي جلوگيري از برگشت دود و گازهاي مضر به داخل دودکش و در نهايت به داخل محيط که معمولاً بر اثر گرفتگي و يا وزش باد به وجود مي آيد، بايد دودکش ها داراي هواکش مخصوص باشد و کلاهک آنها حداقل 60 سانتيمتر از بلندترين نقطه ساختمان بالاتر باشد.
6 - دودکش ها بويژه در مورد شومينه ها هر سال بررسي و از دوده تميز شود.
7 - اتصالات دودکش ها و سرتاسر آن از هر گونه نقص و نشت گاز حفاظت شود.
8 - استفاده مشترک از يک دودکش بسيار خطرناک است و دودکش هاي فلزي بايد در مسير خود با بستهاي مخصوص محکم شده باشد، به نحوي که از جدا شدن اتصالات جلوگيري شود.
9 - قطر دودکش، طراحي آن، مسير عبور و... بايد با توجه به ظرفيت حرارتي محاسبه و اجرا شود.
10 - از وسايل پخت و پز براي گرمايش استفاده نشود.
11 - از کپسول هاي سفري (پيک نيک) در فضاي داخلي ساختمان استفاده نشود.
12 - در فضاي پارکينگ که بسته و فاقد تهويه است، اتومبيل روشن گذاشته نشود.
13 - نفوذ دود احتراق خودرو به فضاي داخل مسکوني خطرناک بوده و بايد مراقبت شود.
14 - در تبديل سوخت مايع به گاز شهري حتماً از سرويس کار ماهر و مجاز بهره گيري شود.
15 - در هنگام ساخت و ساز از ريختن مصالح به داخل دودکش و مسدود کردن آن مراقبت شده و مسير دودکش همواره در سرتا سر آن عاري از هر گونه موانع باشد.
16 - رنگ شعله آتش در وسايل گرمازا بايد کاملاً آبي باشد، در غير اين صورت نقص در سيستم سوخت رساني و يا فيتيله دستگاه وجود دارد و بايد بسرعت نقص را برطرف نمود.
با تشکر از سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني شهرداري مشهد

  


بازي سرنوشت



* خجسته ناطق
دل آدمها مانند پنجره خانه اي است که چون آن را بگشايي، از راز و درون آن آگاه خواهي شد، رازي که همراه آدمها و نهفته در دل آنهاست.اين ستون، پنجره اي است که براي خوانندگان گرامي گشوده شده تا بازتاب صميمانه و صادقانه سرگذشتها و سرنوشتهاي شما مهربانان باشد، بدان اميد که ساير خوانندگان از تجربه هاي تلخ و شيرين گشاينده پنجره پند و عبرت بگيرند و با وسعت ديد بيشتري به زندگي آن طور که هست چشم بدوزند.پنجره ها حديث نفس خوانندگان است با خود و با سنگ صبور خود و همواره به روي شما بازخواهد ماند تا شمعداني هاي مهربان در زير تابش آفتاب نگاه ياران، طراوت و شادابي خود را حفظ کنند و به يادمان آورند که زندگي زيباست.

من «حليمه» هستم. شايد پدر و مادرم با انتخاب اين نام مي خواستند صبر و حلم را به من توصيه کنند. چون سراسر زندگي من رنج و عذاب و فلاکت بود. موقعي که به دنيا آمدم به قدري زشت و سياه بودم که حتي مادرم رغبت نمي کرد مرا در آغوش بگيرد و به قول خودش هنگامي که از روي ترحم به من شير مي داد چشمهايش را مي بست، اما من بي خبر از سرنوشت غم انگيزم مثل همه کودکان ديگر به زندگي ادامه مي دادم و هر چه بزرگتر مي شدم بيشتر به تفاوتي که با ساير کودکان داشتم پي مي بردم، بخصوص که اطرافيان هم در اين مورد برايم «سنگ تمام» مي گذاشتند و مرا با القابي از قبيل «سياه سوخته»، «دده مدبختي» و «سياه دونه» مفتخر مي کردند.
در مدرسه هم اغلب مورد تحقير و تمسخر همشاگرديهايم قرار مي گرفتم، به همين دليل پس از پايان تحصيلات ابتدايي ترک تحصيل کردم و سالهاي زيادي را در خانه نشيني و انزوا گذراندم، اما خواهرم که بر خلاف من از زيبايي نسبتاً خوبي برخوردار بود خيلي زود ازدواج کرد و رفت. پدر و مادرم نيز يکي پس از ديگري فوت کردند و مرا با يک دنيا غم و غصه و محروميت تنها گذاشتند. مي دانستم شانسي براي ازدواج ندارم هنر و سواد قابل توجهي هم نداشتم که با کار کردن اموراتم را بگذرانم، به همين خاطر به پيشنهاد يکي از فاميل به عقد موقت يک مرد متأهل درآمدم، با اين شرط که هرگز صاحب فرزندي نشوم، چون نمي خواست نام زن و فرزندي در شناسنامه اش ثبت شود و خانواده اش به ازدواج مجدد او پي ببرند. اما من در آتش داشتن بچه مي سوختم يکي دو سال صبر کردم، ولي نتوانستم طاقب بياورم پيش خود فکر کردم اگر او مرا رها کند ديگر شانس ازدواج و داشتن بچه را نخواهم داشت بويژه که سنم نيز بالا رفته بود. سرانجام تصميم خود را گرفتم و باردار شدم، اما به شوهرم چيزي نگفتم تا اينکه خودش متوجه شد و آشوب بپا کرد. من خودم را به ناداني زدم و گفتم ناخواسته باردار شده ام و از وجود بچه اطلاعي نداشتم، حتي در ظاهر قبول کردم بچه را از بين ببرم، چون مي دانستم کسي حاضر نخواهد شد با بچه چهار ماهه مرا کورتاژ کند.
شوهرم تا مدتي اين در و آن در زد، اما وقتي ديد به هيچ وجه نمي تواند از شر بچه خلاص شود بي خبر مرا ترک کرد و رفت. با هر بدبختي بود پسرم را به دنيا آوردم سپس همان فاميل که مرا شوهر داده بود در يک مهد کودک کاري برايم پيدا کرد، بدين ترتيب هم مي توانستم در مهد کودک از فرزند خودم نگهداري کنم و هم کار نظافت و نگهداري بچه ها را به عهده داشتم، تا اينکه پسرم بزرگ شد و بايد راهي مدرسه مي شد.
يک روز به مغازه شوهرم رفتم و به او گفتم من تاکنون مزاحم تو نشدم، اگر مي خواستم موضوع ازدواجمان را به گوش زن و فرزندانت برسانم تاکنون اين کار را مي کردم، ولي اکنون بايد اين بچه را به مدرسه بفرستم و تو ناچاري براي او شناسنامه بگيري و در ضمن مخارج او را نيز بپردازي، در غير اين صورت شکايت مي کنم و مي داني که هم شاهد دارم و هم با آزمايش ثابت مي شود که اين بچه متعلق به توست. بناچار قبول کرد، به شرطي که هرگز پسرش را به او نشان ندهم، شناسنامه را گرفت و از آن پس ماهيانه مبلغي براي مخارج فرزندش مي پرداخت تازه پسرم به دانشگاه راه يافته بود که ناگهان مقرري او قطع شد، خيلي تعجب کردم چون تا آن تاريخ نه تنها در پرداخت مقرري وقفه اي نمي افتاد، بلکه هر سال مبلغي هم به آن افزوده مي شد، به همين دليل نگران شدم. يک روز به مغازه اش رفتم بسته بود تحقيق کردم گفتند در راه شمال تصادف کرده و زن و فرزندانش از بين رفته اند، اما خودش در بيمارستان بستري است.
نتوانستم طاقت بياورم، بي درنگ راهي بيمارستان شدم حالش بد نبود، اما قطع نخاع شده بود و از آن بدتر به دليل اينکه زن و فرزندانش را از دست داده بود کسي را نداشت که از او مراقبت کند. پسرم وقتي فهميد پدرش به اين حال و روز افتاده شتابان خودش را به بيمارستان رساند.
صحنه در آغوش گرفتن پدر و پسر واقعاً تکان دهنده بود. وقتي همسرم بهبود يافت او را به منزل برديم يا بهتر بگويم او ما را به منزل خودش برد سپس عقد مرا رسمي کرد. بدين ترتيب بازي سرنوشت پس از يک عمر رنج و سختي مرا به آرامش رساند. همسرم معتقد است به خاطر ظلمي که در حق من روا داشته خدا او را مجازات کرده است، ولي من معتقدم به خاطر لطفي که در حق من و فرزندم کرده و سالها سرپرستي و تأمين مخارج ما را به عهده گرفته خداوند متعال او را زنده نگه داشته است.

  


لحظه ها و حادثه ها



سرما و جان 6 انگليسي






در آستانه سال 2010 ميلادي 6 شهروند انگليسي جان خود را بر اثر سرما از دست دادند.به گزارش فارس، آمار تلفات ناشي از سرماي شديد در انگليس طي 24 ساعت گذشته به 6 تن رسيد.

حبس 8 ماهه در قفس
زوج روسي پسر 11 ساله خود را به مدت 8 ماه در قفسي چوبي 1/5 متري که پدرش آن را ساخته و در يکي از اتاقهاي خانه شان قرار داشت، محبوس کرده بودند.به گزارش فارس، کارآگاهان معتقدند والدين اين کودک براي توقف اذيتهاي فرزندشان که دچار عقب ماندگي ذهني است، او را زنداني کرده اند و در صورتي که والدين اين کودک مجرم شناخته شوند، به دليل اهمال در وظايفشان در قبال فرزندشان به 3 سال حبس محکوم خواهند شد.

قتل مادر، فرزند و همسر

مردي مادر، فرزند و همسر خود را با چاقو به قتل رساند.
به گزارش فارس، اين مرد روس در حالت مستي اين فاجعه را آفريد و پس از آن خود را به دار آويخت؛ مادر اين فرد 68 و فرزندش 8 سال داشتند.

شليک در تشييع جنازه

حمله خونبار يک گروه تبهکار در آيين تشييع جنازه در جنوب گواتمالا 10 کشته يا زخمي بر جا گذاشت.به گزارش ايسکانيوز، تشييع جنازه يک جوان در منطقه «سانتا ماريا لاپاز دوس» گواتمالا با تيراندازي گروهي تبهکار به خون کشيده شد.در اين ماجرا، پنج نفر در دم جان سپردند و يک نفر هم که به نزديکترين بيمارستان فرستاده شده بود، در اتاق عمل تسليم مرگ شد.

سرنگوني هواپيماي گردشگري

يک فروند هواپيماي «سسنا 185 » استراليا با 7 سرنشين در منطقه کوهستاني پاپواي گينه نو به پرواز در آمده بود که ناگهان موتور آن آتش گرفت.
سپس کنترل پرنده آهنين از دست خلبان خارج و هواپيماي گردشگري سرنگون شد.به گزارش ايسکانيوز، بر اثر انفجار مهيب اين هواپيما، 6 سرنشين از جمله دو کودک در دم جان سپردند و خلبان 68 ساله نيز بشدت آسيب ديد.از اندونزي نيز خبر مي رسد، يک فروند هواپيماي کوچک در ايالت «کاليمانتان» سرنگون شد و دو سرنشين آن کشته شدند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com