|
* غلامرضا قلندريان
حجةالاسلام محمدحسن ابوترابي درباره اولتيماتوم دو ماهه جمهوري اسلامي ايران به غرب و آژانس براي تأمين سوخت راکتور تهران -که کمتر از يک ماه ديگر پايان مي يابد- اظهارداشت: ايران به طور جدي آماده است تا آژانس و غرب به طريقي که توافق صورت گرفته است، نسبت به تأمين سوخت راکتور تهران که مصرف پزشکي و درماني دارد، اقدام نمايند.
مناسبات هسته اي جمهوري اسلامي با کشورهاي غربي تاکنون بيانگر اعتنا نکردن آنها به مطالبات مشروع و قانوني ايران بوده است که در صورت اصرار بر اين موضع، تهران با جديت تلاش خود را براي تأمين نيازهايش به کار خواهد بست.
دستيابي به دانش هسته اي، حق مسلم هر کشوري از جمله ايران است. تاريخ مبارزات ملتها مؤيد اين ادعاست که همواره ابر قدرتها از دستيابي ديگر کشورها به فناوريهاي نوين و پيشرفته ناخرسند بوده اند و فعاليتهاي معطوف به نتيجه براي کشورهاي مستقل بدون هزينه نبوده است. جمهوري اسلامي ايران نيز با توجه به ايدئولوژي خويش از اين موضوع مستثنا نيست.
هدف اصلي ايران تأمين منافع ملي است و اين کشور حق دارد بر اساس اولتيماتوم، سوخت نيروگاه هاي خود را تأمين کند.
پر واضح است، ضرب الاجل يک ماهه ايران به 1 + 5 براي تأمين سوخت راکتور تحقيقاتي تهران در پي اثبات اين واقعيت است که مذاکرات و پيشنهادهاي چند ماهه اخير پيرامون مسائل هسته اي به نتيجه نرسيده است.
مهلت ياد شده نشان داد ايران به دنبال تأمين سوخت راکتور تهران است و تأمين سوخت را حق خود مي داند و جامعه بين الملل بايد طبق وظيفه، اعلام کند تا چه زماني و چگونه قرار است سوخت راکتور تهران را تأمين کند.
طرف مقابل بايد نسبت به موضوع هسته اي ايران واقع بينانه رفتار کند و حل مشکل تنها با تفاهم ممکن است، در غير اين صورت نتايج نامناسبي به دست خواهد آمد.
از سوي ديگر، اذعان به اين موضوع حايز اهميت است که تهديد به تحريم و صدور قطعنامه همان گونه که تاکنون نشان داده است، نه تنها راه حل مفيدي نمي تواند باشد، بلکه توسل به اقدامهاي غيرحقوقي، واکنش ايران را در ارتباط با سطح همکاري با آژانس بين المللي به دنبال خواهد داشت.
به سخن ديگر، رسيدن به نتيجه تنها از راهکار تفاهم حاصل مي شود و طرف مقابل بايد حقوق هسته اي ايران را به رسميت بشناسد.
گفتني است، همکاريهاي فراتر از تعهدهاي جمهوري اسلامي با آژانس به منزله رفع دغدغه ها و ابهامهاي طرف مذاکره کننده بوده است، به گونه اي که بازرسان آژانس تاکنون از طريق انواع بازرسيها و برخورداري از فناوريهاي نظارتي، فعاليتهاي هسته اي ايران را زير نظر داشتند تا از اين رهگذر از سلامت فعاليتهاي هسته اي جمهوري اسلامي اطمينان حاصل کنند.
بر کسي پوشيده نيست، آژانس بين المللي بر اساس مقررات، متعهد است نيازهاي تحقيقاتي و صلح آميز هسته اي کشورهاي عضو را تأمين نمايد. اين در حالي است که روند مناسبات هسته اي آژانس و گروه 1 + 5 بيانگر اين موضوع است که آنها به وظيفه خود در قبال ايران عمل نکرده اند، با وجود اين، ايران پيشنهاد تبادل سوخت 3/5 درصد با 20 درصد را ارائه داده است تا حسن نيت خود را در خصوص استمرار مذاکرات ثابت نمايد، ولي طرف غربي با بي تفاوتي اين موضوع را مسکوت گذاشته است.
غرب بايد درباره پذيرفتن پيشنهاد جايگزين ايران براي فروش سوخت هسته اي يا معاوضه آن در قبال اورانيوم غني شده تصميم خود را اتخاذ کند. در غيراين صورت، تهران اورانيوم خود را به اندازه اي که براي سوخت هسته اي مورد نياز است، غني سازي خواهد کرد.
بدين ترتيب، هيچ دليلي براي محروم کردن ايران از چرخه سوخت وجود ندارد. بايد در نظر داشت، مصوباتي که در شوراي حکام يا شوراي امنيت درباره پرونده هسته اي ايران تصويب شده است، استناد قانوني ندارد.
طرف غربي بايد بداند که ناديده گرفتن مسير حقوقي و فني، نه تنها مشکلي را از آنها حل نمي کند، بلکه بر پيچيدگي موضوع بيش از پيش مي افزايد. هجمه امنيتي و سياسي به انرژي هسته اي ايران تاکنون مسير احقاق حقوق ملت ايران را نتوانسته است مسدود نمايد و اگر چه روند پيشرفت را در برخي مواقع با کندي مواجه کرده، ولي هيچ گاه متوقف نکرده است.
اينک بايد دولتهاي غربي اين مهم را فراموش نکنند که 6 سال تلاش براي متوقف کردن پروژه هسته اي ايران بي نتيجه بوده و آنها بايد با احترام به حقوق ملتها، ضمن شناسايي حق آنان، از تخريب مسير تعاملات ديپلماتيک بين کشورها پرهيز کنند.
تعلل و ناديده گرفتن پروسه مذاکرات که منجر به تضييع حقوق جمهوري اسلامي گردد، پذيرفته شده نيست و تاکنون توانمنديهاي بومي و داخلي اين موضوع را اثبات نموده است که ايران در مقاطعي که کشورهاي ديگر از هر گونه همکاري سرباز زده اند، به پيشرفتهاي خود ادامه داده است، لذا اکنون نيز در صورت بي توجهي به درخواست ايران، جمهوري اسلامي قادر است نياز سوخت خود را با غناي لازم بر اساس نيازهايش تأمين کند. |