تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
تاريخ
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-01-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 29دی ماه 1388

[ هنري ]
 * گپ و گفتي با زهرا رکوعي/ گوينده خبر سيما؛ نبايد از تصوير عقب بماني
 * نگاهي به فيلم چهره به چهره ساخته علي ژکان ؛ نوسان ژنريک احساس و عاطفه
 * «آواتار» گوي طلايي را برد
 * ايتاليا، فرانسه و آلمان ميزبان سمفوني صلح و دوستي
 * مجموعه شعر تازه اي از علي باباچاهي منتشر شد
 * «لطفاً مزاحم نشويد» در انتظار قرار گرفتن در بخش جديد جشنواره
 * کارگردان فيلم «شکارچي شنبه»: بعضي از مديران سينما محتاط هستند
 * در نشست خبري بيست و هشتمين جشنواره تئاتر فجر عنوان شد:
در هر جشنواره عده اي تمايل به حضور ندارند
 * «شفيعي جم» روي صندلي کارگرداني!
 * روزي حکايتي

گپ و گفتي با زهرا رکوعي/ گوينده خبر سيما؛ نبايد از تصوير عقب بماني



* مليحه پژمان
زهرا رکوعي، گوينده خبر سيما، چهره آشنايي دارد. وي متولد سال 1360 است و از سال 1378 فعاليتهاي خبري اش را از باشگاه





خبرنگاران جوان شروع کرده و چند سالي است به عنوان گوينده خبر در بخشهاي خبري شبانگاهي و 20/30 فعاليت مي کند. هرچند هماهنگي گفتگو با اين گوينده جوان چندان هم ساده نبود، ولي در يک گپ و گفت کوتاه، رکوعي ميهمان «الو سلام» اين هفته شد.
وي از نحوه حضورش در اين حرفه اين چنين ياد مي کند: 17 ساله بودم و سرشار از شور و نشاط جواني از طريق آگهي باشگاه خبرنگاران جوان، پايم به عالم خبرنگاري باز شد. ناگفته نماند که از کودکي علاقه بسياري به اين حرفه داشتم، زيرا جذابيتهاي بسياري در اين حرفه است که تا وارد آن نشوي، هرگز آنها را درک نمي کني، به هر حال چند سالي به عنوان خبرنگار سياسي، اجتماعي و فرهنگي در باشگاه خبرنگاران جوان حضوري فعال داشتم و در طي اين مدت رتبه هاي متعددي را کسب کردم.
در فاصله سالهاي 82 - 81 به راديو معرفي شدم و تا سال 84 به عنوان گوينده خبر و گزارشگر در راديو ماندم. تا اينکه در سال 84 پيشنهاد گويندگي خبر سيما به من داده شد. تست گويندگي دادم و قبول شدم. از آن تاريخ تا امروز، گوينده خبر شبانگاهي شبکه 3 و خبر 20/30 شبکه 2 هستم. البته دبير خبري را هم دنبال مي کنم.
رکوعي در بخشهايي از صحبتهايش به جاذبه هاي خاص خبر اشاره مي کند و اين طور ادامه مي دهد: دنياي خبر، مملو از هيجان و اتفاقهاي متنوع است و اساساً يکي از ويژگيهاي مهم خبر، تازه و بکر بودن آن است. ضمن اينکه اين جاذبه در کار گوينده و خبرنگار تأثير بسزايي دارد. مي پرسم چطور؟ که در ادامه مي گويد: خلاقيت را در خبرنگار چند برابر مي کند، نگاه او را حساس تر و ريشه اي تر مي کند، زيرا اگر اين نگاه عميق نباشد، خبر، خالي از مغز خواهد بود. مثل گردويي که ظاهري خوب و باطني خراب دارد.
اما چرا در عالم خبر رقابت تا اين اندازه شديد است؟ اين گوينده جوان در ادامه مي گويد: از آنجا که مردم نيازمند دسترسي سريع به اطلاعات هستند؛ رسانه ها بخش اعظم اطلاع رساني را عهده دار هستند. طبيعي است که در اين عرصه رقابت شديد و نزديک باشد. چون همه رسانه ها در تلاش هستند، مخاطبان بسياري را به خود اختصاص دهند.
خبر 20/30 و شبانگاهي داراي ريتمي تند است. علت را از رکوعي جويا مي شوم که مي گويد: البته اين روزها بخشهاي مختلف خبري تفاوت عمده اي نسبت به گذشته داشته اند و به نوعي تند خواني به تمام بخشها راه پيدا کرده اما 20/30 و شبانگاهي از ابتدا رويکرد ويژه اي در ارائه اطلاعات، آن هم در سريعترين زمان ممکن داشته و دارند.
يعني ارائه اطلاعات به صورت کوتاه و گويا. البته گوينده فقط 6 ثانيه فرصت دارد خبر را بخواند چون همراه خبر تصوير پخش مي شود و نبايد از تصوير عقب بيفتي. پس در اين شرايط انرژي زيادي از گوينده صرف يک بخش خبري 10 تا 15 دقيقه اي مي شود.
رکوعي اضافه مي کند: نه تنها براي من، بلکه براي تمام گويندگان اين بخشهاي خبري صرف اين انرژي لازم است. البته از آنجا که من شخصيت پرانرژي و هيجاني اي دارم، کنار آمدن با تند خواني آن قدرها هم برايم سخت نبود.
اما گويندگي راديو با تلويزيون چه تفاوتي دارد؟ رکوعي در اين مورد مي گويد: تفاوت بسياري در اين زمينه وجود دارد. چون در تلويزيون گوينده مي تواند از حالات چهره و حرکت دست استفاده کند و حتي ارائه تصاوير همراه خبر کار را آسان تر مي کند، ولي در راديو بايد گوينده انتقال دهنده حس به شنونده باشد که بسيار سخت است. به هر حال هر کاري سختي هاي خودش را دارد.
مي پرسم در کارش چقدر به تجربه پيشکسوت ها اهميت مي دهد که با تأکيد مي گويد: من براي تمام اساتيد گويندگي که پيش از ما فعاليت داشته اند حرمت بسياري قايل هستم، زيرا آنها صاحب کوله باري تجربه در طي سالهاي فعاليت شان هستند که اين تجربه ها بسيار قابل توجه اند.
مي پرسم بهترين و غم انگيزترين خبري که تا به حال خوانده اي؟ و او مي گويد: نمي شود گفت، بهترين يا بدترين خبر. چون هر کدام جاي خودش را دارد. ولي هيچ خبري تکان دهنده تر از خبر سقوط هواپيما 130 C و هرگز خاطره تلخ آن سقوط را فراموش نمي کنم. هنوز باور نکرده ام که همکارانم از آن مأموريت برنمي گردند. يادشان گرامي...

  


نگاهي به فيلم چهره به چهره ساخته علي ژکان ؛ نوسان ژنريک احساس و عاطفه



* رضا خسروزاد
«چهره به چهره» از جمله آثار اخير علي ژکان، فيلمساز خوش نام است که مدتي است بر پرده سينماها به نمايش گذاشته شده





است. ژکان اگرچه با اثر «سايه به سايه» گونه اي از ژانر پليسي- معمايي را تجربه کرده است، اما در «چهره به چهره» تلاش دارد تا با ترفند فريب در ارايه اطلاعات، شکل ديگري از اين ژانر را تجربه کند. طرح کلي داستان اگرچه به نحوي تکراري است به گونه اي که يادآور قسمتي از سريال «شرلوک هلمز»، «گداي شکسپيرخوان» است، اما با گذشت از اين اشاره، در اين مقال سعي مي شود تا خود اثر مورد نقد و بررسي قرار گيرد.
در «چهره به چهره» گونه اي کشمکش دو جانبه مطرح است، کشمکش دو جانبه يا دو سويه به معناي دو راهي نيست، بلکه ترديد و نوساني است ميان دو قطب مثبت و منفي نوعي نوسان دايم ميان خوب و بد است و در واقع معرف مسايل لاينحل داستاني است. اين ترديد نه تنها نبايد تکراري و خسته کننده باشد، بلکه پاياني بر آن نيز نبايد متصور باشد، اما نوسان ميان خوب و بد، زماني واقعاً مجذوب کننده مي شود که موقعيتي سه جانبه يا سه سويه ايجاد کنيم.در زندگي واقعي نيز تصميمها و انتخابهاي بامعنا، همواره سه جانبه هستند براي پرهيز از تکرار، ميان خوب و بد، خنثي را نيز اضافه کنيم. به عبارتي، جدل ميان الف، ب و ج رخ مي دهد و قهرمان براي به دست آوردن ب يا ج بايد دست به انتخاب بزند. اين انتخاب مي تواند ميان دو شخص، يک شخص، يک سبک زندگي، دو سبک زندگي يا دو گرايش مختلف در باطن و ذات شخصيت باشد. ميان هر نوع تمايلات متضاد در هر سطحي از کشمکش يعني آنچه در «چهره به چهره» به نمايش گذاشته مي شود.
فيلمهاي گنگستري، پليسي، جنايي- معمايي، کارآگاهي و... عنوانهاي جور واجوري هستند که به ژانر خاص تلقي مي شود، اما به سبب نوع پرداخت و شکل ظاهري داستان، اگرچه قواره آنها يک گونه مي نمايد، سبب تداخل نامگذاري بر آنها مي شود. اثر ژکان از جمله همين آثار است که در گام نخست عنوان دقيق ژنريک آن مشخص نيست و يا دست کم ما را با چالش مواجه مي سازد.
اگر در حوزه کارگرداني، پرداخت مناسب تري در نظر گرفته مي شد، خلق و انتقال احساسي که در پايان فيلمنامه براي تزريق شوک مهيا شده بود، تأثير شديدتري مي گذاشت، در حالي که هم اکنون ميان غافلگيري سطحي و حقيقي سرگردان است. استفاده از نماهاي بسته صورت مهران و گاه زياد بودن بي دليل آنها، ديالوگهاي گاه نالازم و گاه جانيفتاده و تقطيع هاي بسته و درون پرشها، چندان خوب از کار در نيامده است.
گر چه کليت اثر قابل توجه است، زيرا ساختن فيلم پليسي- جنايي به واسطه نبود و کمبود امکانات فني و اجرايي و عدم بهره بري از جلوه هاي ويژه مورد نظر سازنده، کاري سخت است؛ درهر حال ديدن اين اثر دوستداران وي را قطعاً خوشحال مي کند.
در ادامه اشاره مي کنيم به دو نوع غافلگيري سطحي و حقيقي. غافلگيري حقيقي، ناشي از فاش شدن ناگهاني شکاف ميان پيش بيني و نتيجه است. حقيقي است، چون آگاهي و بصيرت ناگهاني منجر مي شود و حقيقتي را فاش مي کند که زير سطح ظاهري داستان مخفي شده است.
در مقابل، غافلگيري سطحي از آسيب پذيري بيننده سؤ استفاده مي کند. بيننده در سالن سينما افسار عواطف خود را به دست سازنده مي دهد تا با او با برش به چيزي که انتظارش را نداريم، ما را غافلگير سازد. با قطع ناگهاني يا توجيه ناپذير داستان، همواره مي توان تماشاگر را از جا پراند؛ اما ارايه اطلاعات زيربنايي داستان که سبب چرخش آن مي شود، «غافلگيري» است که سخت تر است و ژکان سعي در دستيابي به آن را دارد، با اين آگاهي که چنين ترفندي، اجرايي سخت و تسلطي کامل را مي طلبد.
به عواطف اشاره کرديم؛ بد نيست بگويم که نظر آنها به دو دسته تقسيم مي شود؛ لذت و رنج. هر يک از اين دو، انواع و شکلهاي فراواني دارد. ما به عنوان بيننده، زماني يک حالت عاطفي را تجربه مي کنيم که قصه ما را درگير يک انتقال ارزشي کند. نخست بايد با شخصيت همدلي و همدردي کنيم و بدانيم که شخصيت چه مي خواهد و آرزو کنيم آن را به دست آورد.
در مرحله بعدي بايد ارزشهاي حاکم بر زندگي شخصيت را درک کنيم. در اين شرايط، تغيير در ارزشها باعث تحريک عواطف ما مي شود.اما وقتي يک انتقال ايجاد مي شود يا تغيير ارزشي حادث مي گردد، نوعي حالت عاطفي ايجاد مي کند، «احساس» پا به ميان مي گذارد و اگرچه شايد با هم اشتباه گرفته شوند، اما احساس و عاطفه يکي نيستند.عاطفه، تجربه اي کوتاه مدت است که به سرعت اوج مي گيرد و به انتها مي رسد؛ اما احساس نوعي پس زمينه طولاني، فراگير و حسي است که به روزها، هفته ها، حتي سالهايي از زندگي ما رنگ و بويي خاص مي دهد. هنگام تماشاي فيلم «چهره به چهره» و پس از آن، با لمس عاطفه و احساس، مي توانيد ميزان رضايت خود را پس از فيلم تعيين کنيد. اگرچه اين گونه آثار بيشتر تمايل به سرگرم نمودن تماشاگر دارند. تا درگير احساس و عاطفي ساختن آنها.

  


«آواتار» گوي طلايي را برد



همان طور که انتظار مي رفت فيلم «آواتار» به کارگرداني جيمز کامرون با دريافت جوايز بهترين فيلم و کارگردان ستاره شصت و





هفتمين دوره جوايز گوي طلايي شد.به گزارش مهر، مراسم جوايز گلدن گلوب 2010 بامداد روز دوشنبه برگزار شد و در بخش فيلمهاي سينمايي فيلم بسيار پرهزينه «آواتار» که در چهار بخش نامزد دريافت جايزه بود، جوايز بهترين فيلم درام و بهترين کارگردان را از آن خود کرد.
«آواتار» در بخش بهترين فيلم درام فيلمهاي «قفسه درد»، «پرسش»، «لعنتي هاي بي آبرو» و «روي هوا» را به عنوان رقيب پيش روي خود داشت.جايزه گلدن گلوب بهترين فيلم کمدي يا موزيکال به فيلم بسيار موفق «خماري» ساخته تاد فيليپس اعطا شد.در بخش بازيگري، جف بريجز براي بازي در نقش يک خواننده به آخر خط رسيده در فيلم «قلب ديوانه» برنده جايزه بهترين بازيگر مرد درام شد و ساندرا بولاک براي درام ورزشي «نقطه کور» جايزه بهترين بازيگر زن درام را برد.در بخش موزيکال يا کمدي نيز جايزه بهترين بازيگر مرد به رابرت داوني جونير براي بازي در نقش کارآگاه افسانه اي در «شرلوک هلمز» و جايزه بهترين بازيگر زن به مريل استريپ براي فيلم زندگينامه اي «جولي و جوليا» اعطا شد.
فيلم «روي هوا» با بازي جرج کلوني که در شش رشته نامزد دريافت جوايز گلدن گلوب بود تنها در بخش بهترين فيلمنامه برنده شد و موزيکال « 9 » ساخته راب مارشال نيز که در پنج بخش بخت دريافت جايزه را داشت، مراسم گلدن گلوب را دست خالي ترک کرد.جايزه گلدن گلوب بهترين فيلم انيميشن به «بالا» توليد ديسني و پيکسار رسيد و درام سياه و سفيد «روبان سفيد» ساخته ميشائل هانکه از آلمان برنده جايزه بهترين فيلم غيرانگليسي زبان شد.در مجموع سه فيلم «آواتار»، «بالا» و «قلب ديوانه» هر يک برنده دو جايزه گلدن گلوب شدند و هشت فيلم نيز هر کدام يک جايزه بردند. مارتين اسکورسيزي فيلمساز آمريکايي هم به خاطر دستاوردهاي خود در حوزه سرگرمي يک جايزه ويژه دريافت کرد.
در بخش آثار تلويزيوني نيز سريال «مردان ديوانه» جايزه بهترين مجموعه تلويزيوني درام را گرفت و «گِلي» برنده جايزه بهترين مجموعه تلويزيوني موزيکال يا کمدي شد.
ريکي جرويز بازيگر، نويسنده و کارگردان بريتانيايي مجري مراسم گلدن گلوب امسال بود که از مهمترين جوايز سينمايي آمريکا و پيش درآمدي بر جوايز اسکار است.
* حواشي جايزه گلدن گلوب
* مراسم اهداي جوايز گلدن گلوب که بامداد ديروز در لس آنجلس برگزار شد، واکنشهاي متناقضي برانگيخت.
* شصت و هفتمين دوره مراسم جوايز اتحاديه روزنامه نگاران خارجي لس آنجلس با اهداي دو جايزه مهم بهترين فيلم و بهترين کارگرداني به جيمز کامرون و فيلم پر فروشش يعني «آواتار» باعث شده تا پايگاه اينترنتي نشريه معتبر ورايتي، اين جوايز را «عوام زده» بنامد.
* حتي خود جيمز کامرون پس از دريافت جايزه بهترين کارگرداني گفت: صادقانه بگويم فکر مي کردم اين جايزه حق مسلم کاترين بيگلو براي فيلم «قفسه درد» باشد. اما اشتباه نکنيد! از اين که جايزه بهترين کارگردان را دريافت کرده ام بسيار مفتخرم.
کامرون پيشتر يک بار ديگر براي کارگرداني فيلم «تايتانيک» برنده جايزه گلدن گلوب شده بود.
* از آنجا که جوايز گلدن گلوب تأثير به سزايي در نتيجه نهايي جوايز اسکار دارد، پيش بيني مي شود جوايز اسکار امسال نيز به مانند سال گذشته که فيلم متوسط و تجاري «ميليونر زاغه نشين» جوايز گلدن گلوب و اسکار را درو کرد، به آثاري با کيفيت نه چندان بالا تعلق گرفته و فيلمهايي با ارزشهاي هنرمندانه ناديده گرفته شوند.

  


ايتاليا، فرانسه و آلمان ميزبان سمفوني صلح و دوستي



گروه هنر- «سمفوني صلح و دوستي» ساخته مجيد انتظامي در پايتخت 5 کشور اروپايي از جمله ايتاليا، فرانسه و آلمان توسط ارکستر سمفونيک تهران اجرا مي شود.
به دنبال اجراي سمفوني صلح و دوستي(انقلاب) در پايتخت 5 کشور اروپايي، تاکنون اجراي اين اثر در کشورهاي ايتاليا، فرانسه و آلمان به قطعيت رسيده، اما همچنان اجرا در دو کشور ديگر مشخص نشده است.
«سمفوني انقلاب» ساخته مجيد انتظامي که به نام «صلح و دوستي» تغيير نام داد، سال گذشته به سفارش معاونت هنري ارشاد و با حمايت انجمن موسيقي ايران در 4 موومان با عنوان طلوع فجر، هجران آفتاب، تداوم نور و سازندگي و به سوي ايران 1404 ساخته و توسط ارکستر سمفونيک تهران و گروه کر دفتر موسيقي ارشاد به خوانندگي سالار عقيلي و نيما مسيحا اجرا شد.

  


مجموعه شعر تازه اي از علي باباچاهي منتشر شد



مجموعه شعر تازه اي از علي باباچاهي منتشر شد.به گزارش ايسنا، اين مجموعه با نام «فقط از پريان دريايي زخم زبان نمي خورد» حدود 170 صفحه و شامل دو مصاحبه است که به گفته شاعر، از مهر سال گذشته براي دريافت مجوز انتشار ارائه شده بود و چندي پيش با حذف دو شعر، مجوز گرفت.مجموعه يادشده دربرگيرنده شعرهاي سال 85 تا خرداد 86 باباچاهي است که از سري مجموعه حلقه نيلوفري نشر نويد شيراز منتشر شده است.

  


«لطفاً مزاحم نشويد» در انتظار قرار گرفتن در بخش جديد جشنواره



گروه هنر -قاآني: فيلم سينمايي «لطفاً مزاحم نشويد» که به دليل قرار گرفتن در بخش فيلمهاي اول و دوم با اعتراض عوامل سازنده قرار گرفت در انتظار جابجا شدن براي حضور در يکي از بخشهاي ديگر جشنواره است.
محمد احمدي تهيه کننده فيلم در گفتگو با خبرنگار ما گفت: ما اعتراض عوامل سازنده خود را به صورت شفاهي و کتبي به مديران جشنواره داده ايم و اميدواريم اقدامي در اين خصوص انجام دهند.
احمدي گفت: با اشتباهي که از سوي جشنواره صورت گرفته بود «لطفاً مزاحم نشويد» در بخش فيلمهاي اول و دوم پذيرفته شده بود و با توجه به اينکه فيلم سومين تجربه کارگرداني محسن عبدالوهاب است قرار شد، در بخش ديگري به نمايش درآيد که هنوز اعلام نشده است.

  


کارگردان فيلم «شکارچي شنبه»: بعضي از مديران سينما محتاط هستند



گروه هنر- قاآني: پرويز شيخ طادي که امسال با فيلم «شکارچي شنبه» در بخش مسابقه جشنواره فجر حضور دارد درباره





سياستهاي جديد اعمال شده مديران جشنواره گفت: براي قضاوت درباره سياستها نيازمند گذشت زمان هستيم البته مديران سينمايي ما در اجراي سياستهايشان هميشه محتاط هستند.
وي در گفتگو با خبرنگار ما افزود: امسال يک سري قول و وعده ها در نمايش فيلمها و برخي سياستهاي ديگر اعلام شده که بايد منتظر ماند و بعد قضاوت کرد.
شيخ طادي افزود: فيلم مراحل فني خود را طي کرده و آماده نمايش است و نسخه اوليه فيلم به دفتر جشنواره ارائه شده و به طور حتم اولين نمايش شکارچي شنبه در جشنواره بيست وهشتم فيلم فجر خواهد بود.
گفتني است، «شکارچي شنبه» روايتگر داستان کودکي است که در ميان اقوام مختلف سفر مي کند و از هر قوم ويژگي خاصي را مي گيرد و از اين طريق به ويژگيهاي مليت خودش پي مي برد.
دارين حمسه بازيگر لبناني و آريه سولياسيان بازيگر ارمنستاني در کنار علي نصيريان واميريل ارجمند بازيگران اين فيلم هستند.

  


در نشست خبري بيست و هشتمين جشنواره تئاتر فجر عنوان شد:
در هر جشنواره عده اي تمايل به حضور ندارند



گروه هنر- نوروزي: دبير بيست و هشتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر در نشست خبري دو شنبه 28 دي ماه گفت: مجموع دلايل و شرايط ستاد برگزاري جشنواره را بر اين داشت که در فضايي مستقل از جشنواره ميزبان اجراي نمايش «مفتش بزرگ» و پيتر بروک باشد.
مديرکل هنرهاي نمايشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي درخصوص تکميل بخشهاي ناتمام بازسازي مجموعه تئاتر شهر خاطرنشان کرد: دفتر طرحهاي عمراني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار است بازسازي مجموعه تئاتر شهر را در اولويت کار خود قرار دهند ولي تا به اين لحظه اقدامي جدي در اين خصوص صورت نگرفته است. البته شايد مشکل اصلي اعتبارات باشد.
پارسايي درباره انصراف برخي هنرمندان از حضور در جشنواره بيست و هشتم تئاتر فجر اظهار داشت: به طور طبيعي در هر جشنواره اي عده اي متقاضي حضور هستند و عده اي هم تمايل به حضور ندارند. برخي هنرمندان که در جشنواره حضور ندارند قبل از جشنواره يا بعد از آن اجراي عمومي داشته يا خواهند داشت.
دبير جشنواره بيست و هشتم از حضور خبرنگاران رسانه هاي خارجي در اين دوره جشنواره خبر داد و گفت: تعدادي از رسانه هاي خارجي نظير تلويزيون ZDF آلمان، AP ، رويترز، تلويزيون يوميوري ژاپن، NBC ، الجزيره انگليسي و المنار لبنان در جشنواره بيست و هشتم تئاتر فجر حضور دارند.
پارسايي درباره حضور گروههاي شهرستاني در جشنواره بيست و هشتم تئاتر فجر گفت: در مجموع حداقل هفت تا 9 اثر شهرستاني در بخش مسابقه و در بخشهاي تجربي و چشم انداز جشنواره حضور دارند. همچنين ديده شده که چند اثر شهرستاني در تهران اجراي عمومي داشته باشند. بيست و هشتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر از دوم تا 11 بهمن ماه در تهران برگزار مي شود.

  


«شفيعي جم» روي صندلي کارگرداني!



گروه هنر- بهاردوست: رضا شفيعي جم کمدين معروف سينما و تلويزيون براي اولين بار روي صندلي کارگرداني فيلم تلويزيوني «آسانسور» مي نشيند.
شفيعي جم در اين باره به خبرنگار ما مي گويد: تله فيلم «آسانسور» درباره ماجرايي است که در يک آسانسور اتفاق مي افتد و باعث مي شود شرايط خاصي بوجود بيايد.
شفيعي جم مي افزايد: فيلمنامه «آسانسور» را خودم نوشته ام و مسعود جعفري جوزاني تهيه کنندگي اين کار را برعهده دارد.
وي ادامه مي دهد: من يکي از نقشهاي اين تله فيلم را بازي مي کنم، اما هنوز ساير بازيگران اين تله فيلم انتخاب نشده اند.
به گفته شفيعي جم لوکيشن اين تله فيلم در تهران است و طبق برنامه ريزيهاي انجام شده، تصويربرداري اين تله فيلم نزديک به يک ماه به طول خواهد انجاميد.
گفتني است شفيعي جم در حال حاضر مشغول بازي در پروژه سينمايي آرش معيريان است و بلافاصله پس از پايان کارش در اين فيلم سينمايي، توليد آسانسور را آغاز خواهد کرد.

  


روزي حکايتي



دوست
نقل است که يک روز «شيخ ابوبکر شبلي» يکي را ديد که زار مي گريست.
گفت: چرا مي گريي؟
گفت: دوستي داشتم، بمرد.
گفت: اي نادان! چرا دوستي گيري که بميرد؟
* تذکرَ الاولياء

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com