|
* مسعود کوشش
بسياري از کشورهاي توسعه يافته با بهره گيري ظريف و هوشمندانه از شمشير دو لبه اي به نام تعرفه، توليد خود را گام به گام به

سمت بهره وري بيشتر و افزايش قدرت رقابت سوق داده اند و امروز کمتر اقتصاد رشد يافته اي را مي توان پيدا کرد که ميانگين تعرفه هاي وارداتش بيش از 10 درصد باشد، اين در حالي است که بر اساس آخرين آمار ارايه شده، در سال 2008 از بين 183 کشور جهان، ايران پس از باهاما و جيبوتي داراي بالاترين نرخ ميانگين تعرفه هاي وارداتي بوده است و با وجود اين فرياد اعتراض بخشهاي مختلف توليد، اعم از صنعت و کشاورزي نسبت به آنچه آنها اندک بودن تعرفه واردات مي نامند، همچنان بلند است.اين انتقادها و اعتراضها به خوبي نشان مي دهد بالا بودن تعرفه هاي واردات کشور طي چند دهه گذشته نه تنها سودي بلندمدت براي بخش توليد دربرنداشته، بلکه به مراتب به ايزوله شدن بيشتر و بالا رفتن آسيب پذيري اين بخش در مواجهه با توليدات جهاني منجر شده است.در تمام دنيا تعرفه، ابزاري حمايتي در دست دولتها براي حمايت از توليد داخل و کنترل و تنظيم بازار است. تعرفه ها گاهي تنها با هدف حمايت از توليد داخلي (البته با نگاهي هدفمند) بالا مي روند يا در مسير تنظيم بازار داخلي نوسان پيدا مي کنند و صد البته که در مواقعي نيز تعرفه ها با نگاه به هر دو عامل مذکور با کاهش يا افزايش رو به رو مي شوند.
حساسيت اين شمشير دو لبه تا آ نجاست که کارشناسان تعرفه را يک چاقوي جراحي توصيف مي کنند که اگر در دست طراح غيرماهري قرار گيرد، مي تواند به مرگ بيمار منجر شود، چه آنکه همان گونه که حذف تعرفه و ورود بي حساب محصولات باعث بروز بحران در توليد داخلي مي شود، وضع نابجا يا افزايش غيرمنطقي آن نيز پيامدهاي منفي زيادي در پي خواهد داشت که دامنه آن افزون بر بازار تا سطح توليد نيز گسترش مي يابد. نگاهي به تعرفه هاي واردات در کشورمان نشان مي دهد افزايش تعرفه ها بيشتر با استدلال حل مشکلات توليد بوده و در بسياري از مواقع به عنوان مسکني براي آرام کردن دردهاي شناخته شده توليد به کار رفته است.
اين همان نکته اي است که دکتر مهدي غضنفري، وزير بازرگاني بر مبناي آن، چند روز پيش در دومين کارگاه نهضت کاهش قيمت تمام شده، گفت: افزايش تعرفه به تنهايي براي حل مشکلات توليد کارساز نيست و نبايد با دادن آدرس نادرست و ارايه راهکارهاي نامناسبي مثل افزايش تعرفه ها، اقتصاد کشور را به بيراهه ببريم. وي مي گويد: بسيار از دستگاه ها و فعالان خصوصي در حالي با تکيه بر آمار واردات خواستار افزايش تعرفه هاي واردات هستند که بيش از 88 درصد واردات کشور را کالاهاي واسط و سرمايه اي، يعني کالاهايي در خدمت و اعتلاي توليد تشکيل مي دهند. کالاي واسطه اي و سرمايه اي کالاهايي هستند که در فرايند توليد به کار مي روند و متناسب با اينکه عمر کمتر يا بيشتر از يک سال داشته باشند، عنوان واسطه اي و سرمايه اي به آنها اطلاق مي شود.يکي از دم دست ترين مصاديق افزايش غيرمنطقي تعرفه ها، اين بار اما با نگاه افزايش درآمد، الزام بند 40 قانون بودجه سال 88 است که در آن مجلس شوراي اسلامي، دولت را موظف کرده است به منظور تحقق درآمدهاي مالياتي و حمايت از توليد داخلي، تعرفه محصولات نهايي مصرفي کشاورزي را معادل تعرفه خودرو ( 90 درصد) تعيين کند. کارشناسان و دست اندرکاران، افزايش تعرفه محصولات اساسي کشاورزي تا 90 درصد را عامل بروز تنش در بازار عنوان مي کنند و در عين حال به نکته بسيار مهمي نيز اشاره دارند: افزايش تعرفه واردات به طور طبيعي فشار بيشتري به منابع پايه کشور براي توليد داخلي بيشتر (جهت پاسخگويي به نياز بازار) وارد مي آورد که اين فشار در بلندمدت به دليل ضربه به منابع جبران ناپذير آب و خاک، به توليد هم ضربه سختي خواهد زد.
محمدحسين کريمي پور، رئيس کميسيون کشاورزي و صنايع تبديلي اتاق بازرگاني صنايع و معادن ايران معتقد است: اشتباهي در محافل مختلف اقتصادي وجود دارد مبني بر اينکه هر صادراتي را خوب و هر وارداتي را بد قلمداد مي کنند، حال آنکه هر دو ابزار، در صورت استفاده نابجا، به اقتصاد کشور آسيب مي زند. سيدعلي محمد بزرگواري، نماينده کهنوج در مجلس شوراي اسلامي از زاويه ديگري به موضوع نگاه مي کند. او مي گويد: برخي به هر قيمتي مي خواهند توليد را مورد حمايت قرار دهند، در حالي که اين حمايت وقتي بدون در نظر گرفتن تمام جوانب باشد، به مصرف کننده آسيب مي زند.اين در حالي است که اهداف سند چشم انداز و سياستهاي برنامه هاي توسعه اي کشور ايجاب مي کند يک بار براي هميشه، با هدف کمک به تسريع رشد اقتصادي کشور تکليف خود را براي تعرفه ها تعيين و مشخص کنيم که آيا برخلاف ساير کشورها قرار است تعرفه در کشور ما، با تداوم روند گذشته به ابزاري براي سرپوش گذاشتن بر ده ها مشکل ريشه اي بخش توليد تبديل شود يا مي خواهيم از توانمنديها و ظرفيتهاي اين ابزار در مسير رقابت پذير کردن توليدات مان استفاده کنيم. در اين ميان نبايد فراموش کنيم که در وهله نخست تعرفه، تنها راه حمايت از توليد داخلي نيست و از سوي ديگر هرگز نبايد به آن به عنوان منبعي براي افزايش درآمدها نگاه کرد. |