تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
تاريخ
پنجره
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
پرونده
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-01-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 3بهمن ماه 1388

[ هنري ]
 * گفتگو با ابراهيم وحيدزاده / کارگردان فيلم «تاکسي نارنجي» ؛
تلويزيون، سطح سليقه مخاطب را پايين مي آورد
 * نگاهي به مجموعه تلويزيوني « کلانتر 3 » ؛ در حسرت يک پليس آرماني
 * اسامي نامزدهاي آکادمي در بخش خارجي زبان اعلام شد؛ اصغر فرهادي در حسرت اسکار
 * با حضور وزير ارشاد و 150 شاعر و نويسنده؛
چهارمين جشنواره بين المللي شعر فجر امروز افتتاح مي شود
 * بازار تئاتر ايران جشنواره فجر را افتتاح کرد
 * شيشه گران:درباره برخي نقاشي ها با نام سهراب شک دارم
 * روزي حکايتي

گفتگو با ابراهيم وحيدزاده / کارگردان فيلم «تاکسي نارنجي» ؛
تلويزيون، سطح سليقه مخاطب را پايين مي آورد



ابراهيم وحيدزاده اگرچه کارگردان چندان پر کاري نيست و تا به امروز تنها شش فيلم از جمله؛ تحفه ها، مجسمه، عشق فيلم و ... در





کارنامه اش موجود است ،اما درهمين تعداد آثارنيز دو ويژگي هميشه وجود داشته است که شامل وجود يک نگاه طنز در تمامي فيلمهايش است که اين نگاه هيچ گاه به ورطه لودگي و هزل کشيده نشده و دومين ويژگي را ترجيحا بعد از ديدن آخرين فيلمش "تاکسي نارنجي "خودآگاه يا ناخودآگاه متوجه مي شويد. طي فرصتي که برايمان مهيا شد با وي درباره آخرين فيلمش به گفتگو نشسته ايم که حاصل آن را مي خوانيد.
جناب وحيد زاده، در زمان ساخت اين فيلم مصاحبه اي با شما در پشت صحنه گرفتيم که در آنجا شما به نمايش عمومي «تاکسي نارنجي» در تابستان اشاره کرديد، در حالي که فيلم در زمستان به پرده سينما رسيد. چرا برنامه ريزي در سينماي ما اين گونه است؟
اين مساله به اين خاطر است که هميشه همه چيز دست ما نيست که براساس برنامه ريزي ما اتفاق بيفتد. در واقع وقتي فيلمي را مي سازيد و قصد نمايش عمومي آن را داريد، بايد در ابتدا پروانه نمايش بگيرد و اين يعني طي کردن مراحل اداري و در نوبت ماندن جهت بازبيني که اين خود پروسه اي دارد! پس از آن بايد يک پخش کننده داشته باشيد که او زمان مناسب مورد نظر خودش را تشخيص دهد و بعد با سينمادار هماهنگي صورت بگيرد و ادامه ماجرا! در واقع يک سلسله عوامل دست به دست هم مي دهند تا يک فيلم نمايش داده شود.
در حال حاضر از زمان نمايش عمومي فيلمتان راضي هستيد؟
به نظرم تابستان و اوايل پاييز زمان بهتري براي نمايش فيلم است، زيرا تماشاچيان فرصت بيشتري براي ديدن فيلم دارند، ولي اين فرصت در زمستان کمتر است. به هرحال کاري نمي توان کرد، زيرا اگر مي خواستيم تا تابستان سال آينده صبر کنيم، معلوم نبود شرايط برايمان مهيا مي شد يا نه و احتمال کهنگي براي فيلم نيز وجود داشت.
بيشتر منظورم از زمان تقارن نمايش فيلمي با مضمون کمدي در ايام محرم است که شرايط اجتماعي چندان با آن هماهنگ نيست.
بله، اين مساله تاثير گذار است ولي دست ما نبود. البته فيلم «تحفه ها» هم در چنين شرايط زماني نمايش داده شد و با استقبال مخاطب مواجه شد، البته بازهم در تابستان بود. تابستان 1367.
سوژه اوليه فيلم چطور شکل گرفت و چه مراحلي را طي کرد تا به آنچه که امروز بر پرده سينماست برسد؟
در سال 82 و در پشت صحنه فيلم «معادله» يکي از بازيگران برايم از ماجراي واقعي زني که در کيش راننده تاکسي بود و به دليل بروز مشکلاتي کار خود را رها کرد، صحبت کرد. موضوع نظرم را جلب کرد و با اين خانم درباره شرايط کارش در کيش صحبت کردم و او بصورت شفاهي برايم خاطراتش را تعريف کرد و سوژه فيلم از آن زمان در ذهنم بود و تلاش کردم در اين مدت سوژه را پرورش بدهم تا سرانجام به شکل يک فيلمنامه درآيد.
ولي اگر اين خاطره يعني زني که با مشکلات زياد دست و پنجه نرم مي کند و راننده تاکسي است را کارگردان ديگري مي شنيد، يک فيلم تلخ اجتماعي مي ساخت.
يقينا به همين شکل است. به هرحال بايد يک فيلمنامه با سلايق، فرهنگ و دانش يک کارگردان تطابق داشته باشد تا يک اتفاق هنري رخ دهد، من هم معتقدم امکان داشت از همين داستان يک فيلم تلخ اجتماعي ساخته مي شد و حتي فيلمسازي ديگر از کنار اين داستان بي تفاوت عبور مي کرد.
ششمين فيلم شما بازهم داراي نگاه طنز است، چرا هميشه ژانر کمدي را انتخاب مي کنيد؟
اين ژانر را دوست دارم و تصور مي کنم در اين قالب راحت تر مي توانم حرفم را بازگو کنم. در چنين فضايي، صادقانه به مخاطب کارم را عرضه مي کنم و شاهد استقبال از سوي مخاطب نيز هستم. من هميشه به کار کمدي علاقه خاصي داشته و دارم و «تاکسي نارنجي»، تلفيقي از کمدي موقعيت و کلامي شمرده مي شود.
حالا که حرف از ژانر کمدي شد، در سالهاي اخير فيلمهايي با مضامين طنز که بسيار سطحي و ضعيف هستند بسيار زياد شده است. شما اين مسأله را چطور ارزيابي مي کنيد؟
ممکن است فيلمي را که ما مي بينيم و با آن ارتباط برقرار نمي کنيم احساس کنيم کار ضعيفي است، اما همان فيلم فروش مي کند و اين يعني فيلم مخاطب دارد، پس اگر بگويم کارهاي طنز ضعيف هستند، فقط اين موضوع به سازندگانش باز نمي گردد و مخاطب هم نقش دارد. فيلم يک کالاي فرهنگي است و اگر تقاضا نباشد عرضه هم کمتر خواهد شد.
ولي وقتي چند سالن سينما چند فيلم طنز بسيار ضعيف را نمايش مي دهند، مخاطب از بين بد و بدتر مجبور به انتخاب مي شود و چندان در اين مسير تصميم گيرنده نيست.
رسانه هاي جمعي بايد به سليقه مخاطب کمک کنند تا سطح آن بالا برود، تلويزيون در اين امر نقش مهمي دارد. وقتي اين رسانه به سمت پخش مجموعه هاي نود قسمتي طنز- که من اسم طنز به آنها نمي دهم- را پخش مي کند، سطح سليقه و انتظار مخاطب را پايين مي آورد و باعث مي شود سليقه وي تنزل يابد و همين روند به سينما هم وارد مي شود که نتيجه اش را مي بينيم.
پس در بحث عرضه و تقاضا مخاطب چندان مقصر نيست؟ و در واقع وارد کنندگان و ناظران مسبب اين امر هستند؟
بله! من حرفم را اصلاح مي کنم.
شما چطور توانستيد در طول سالهاي متمادي نگاه و سطح طنزتان را حفظ کنيد و آن را دستخوش نظر سرمايه گذاران و شرايط آني ننماييد؟
اين لطف شما است. من از ابتدا به يک راه و روش قائل بودم و هميشه آن را دنبال کردم اگرچه خيلي سخت بود. من به جز فيلم «شام عروسي» ديگر تهيه کننده حرفه اي در فيلمهايم نداشتم و هميشه وقتم را صرف پيدا کردن يک سرمايه گذار نموده ام که همين امر باعث کم کاري من نيز شده است ولي نتيجه اش برايم خوب بود و هيچ گاه به توليد يک اثري که دوست نداشته باشم وادار نشده ام. خط مشترک تمامي فيلمهاي من اين است که هيچ کدام براي جشنواره يا بازار تجاري جلوي دوربين نرفته اند.
به موضوع فيلم برگرديم، ترکيب بازيگران فيلم از ابتدا همين افراد حاضر در فيلم بودند يا براساس شرايط توليد انتخاب شدند؟
به هرحال وقتي مي خواهيم يک فيلم بسازيم، براي شخصيتهاي آن يک شناسنامه تعريف مي کنيم و براساس آن بازيگر مناسب را انتخاب مي کنيم، در اين راه ممکن است بازيگر مورد نظر شما مشغول کار ديگري باشد و ناچار مي شويم از گزينه اول صرفه نظر کنيم وبه گزينه هاي دوم يا سوم فکر کنيم. البته ترکيب بازيگران ديگر به گزينه اول بستگي دارد .
در کار شما بازيگران همگي گزينه اول بودند؟
من تقريباً با همان گزينه هايي که مد نظرم بود کار کردم.
اين سؤال را به خاطر حضور خانم حاجيان و پطروسيان در سن هاي جوانتر و پير تر از سن واقعي شان در فيلم پرسيدم و فکر کردم گزينه هاي ديگري مد نظرتان بوده است؟
خانم حاجيان را از سالها قبل مي شناختم و درسه فيلم با يکديگر همکاري داشتيم. به نظرم او گزينه خوبي براي بازي در اين فيلم بود و تمامي ويژگيهاي مورد نظر را داشت، تنها از لحاظ سني کمي با «سيمين» قصه ما تفاوت داشت که با گريم جوانتر شد و خانم پطروسيان که به نظرم يکي از چهره هاي موفق طنز در بازيگران زن است را سعي کرديم با پير نشان دادنشان حتما در فيلم داشته باشيم.
فيلم در جزيره کيش ساخته شده، چرا اين محل را انتخاب کرديد، در شرايطي که آب و هواي آنجا مي تواند تاثير منفي بر روند کار بگذارد؟
بله، آب و هوا تاثير زيادي بر کارمان مي گذاشت، اما داستان واقعي فيلم در جزيره کيش رخ داده بود و ما مي خواستيم در همانجا فيلم را بسازيم .علاوه براين ، اين منطقه از کشور ويژگيهاي جالب توجهي دارد. در اين منطقه يک گروه مردمان بومي که اغلب گله دارند و يا ماهيگير، زندگي مي کنند. در بخش ديگر گروهي که کارشان تجارت است و در پاساژهاي لوکس مستقر هستند، زندگي مي کنند. در اين فضا راحت تر از محيط ديگري مي توان تضاد بين فقير و غني و تلاشهاي يک زن را براي تامين زندگي نشان داد.
چرا ما در فيلمهاي کمدي مان نقش اصلي طنز زن کمتر داريم؟
اين بدين خاطر است که اکثر فيلمنامه نويس هاي ما مرد هستند و جامعه، جامعه مردسالاري است و آگاهانه و نا آگاهانه به اين سمت گرايش بيشتري دارند.
از کار جديدتان چه خبر؟ آيا براي نمايش به جشنواره فيلم فجر مي رسد؟
فيلمبرداري فيلم عروسک چندي پيش پايان يافت و در حال حاضر مراحل مونتاژ را طي مي کند و بعيد مي دانم به جشنواره برسد.

  


نگاهي به مجموعه تلويزيوني « کلانتر 3 » ؛ در حسرت يک پليس آرماني



* مازيار شيباني فر
شايد توجه به ايجاد هيجان و تعليق در يک اثر پليسي و جنايي مهم ترين وجه تمايز آن نسبت به ساير ژانرهاي تلويزيوني باشد، ولي





وقتي مخاطب با يک اثر پليسي مواجه مي شود که بيشتر آن را ديالوگ ميان بازيگران تشکيل مي دهد، سرگردان مي ماند که به راستي اين سريال يک اثر پليسي است يا در حاشيه آن، يک اتفاق رخ مي دهد. نکته اي که در مورد سريال «کلانتر» به وجود آمده است و بيننده از تماشاي اين اثر اقناع نمي شود.

حادثه و ايجاد هيجان
حادثه مهم ترين وجه ايجاد کننده هيجان در يک اثر تصويري محسوب مي شود. زماني که يک حادثه به وقوع مي پيوندد مسايل و موضوع هاي مختلفي را با خود به همراه مي آورد که گاه پاي ديگر بخشهاي اجتماع را نيز به موضوع باز مي کند.براي نمونه، خودرويي که در حال فرار از دست پليس با خودروهاي ديگر تصادف مي کند يا واژگون مي شود پاي آتش نشاني و اورژانس را نيز به موضوع باز مي کند و شرايط را بيش از پيش حاد مي کند. در اين شرايط دست نويسنده و کارگردان يک اثر حادثه اي و پليسي باز مي شود تا به قصه پردازي و ايجاد هيجان بيشتر بپردازد.سريالهايي که بر اساس ژانر پليسي شکل مي گيرد از چنين گستره عظيم سوژه و ايجاد تحرک و تعليق برخوردار است، به همين دليل انتظار مي رود سازندگان يک اثر پليسي چنان شور و هيجاني در کار به وجود بياورند که بيننده را مسحور کند. پخش آثار خارجي مشابه از تلويزيون اين ظرفيت بالاي وجود حادثه و تعليق را به اثبات رسانده است. مجموعه تلويزيوني «هشدار براي کبري 11 » و «ناوارو» اين موضوع را به خوبي در معرض ديد مخاطب ايراني قرار داده است.

يک پليس آرماني؟
گذشته از بحث تعليق، يک نکته مهم در مورد سريالهاي پليسي مدرن و قابل اعتنا وجود دارد که به نظر مي رسد در سريالهاي ايراني توجه چنداني به آن نمي شود و آن اينکه کارگردان سعي نمي کند يک کارآگاه پليس را فردي در بطن اجتماع معرفي کند، بلکه تلاش مي کند تصويري خارق العاده و بسيار متفاوت از وي ارايه دهد، طوري که انگار هيچ کس نمي تواند شبيه او باشد.
«کلانتر 3 » سعي کرده است تا حدود زيادي به سريال «ناوارو» نزديک شود، اما در عمل اين اتفاق نيفتاده است. شايد مهم ترين مشکل اين بخش را در ريتم کند سريال بايد جستجو کرد. يعني به طور قطع سريال در قسمتهاي تعقيب و گريز و مبارزه بايد ريتم تندي داشته باشد و در قسمتهاي خانوادگي آرامش را با ريتمي کند القا نمايد، اما به دليل ديالوگهاي زياد، سکوت و سکونهاي بي جا و خسته کننده و ريتم بسيار کند اتفاقها، در عمل قصه، جان و حس خود را از دست مي دهد و براي بيننده کسالت بار مي شود.شايد بهتر باشد سريال سازان ايراني به جاي الگوبرداري از برنامه سازان خارجي سعي کنند يک الگوي مشخص را پيش روي خود قرار دهند و عيناً آن را اجرا کنند و به سنتها و فرهنگ ايراني توجهي نشان بدهند.

امکانات فني
يکي از دلايل موفقيت سريالهاي پليسي خارجي، بدون ترديد استفاده از امکانات فني و بودجه مناسب است. زماني که يک اثر پليسي بودجه لازم براي خلق صحنه هاي هيجان آور را داشته باشد، بدون ترديد حاصل کار جذاب و قابل توجه از آب در مي آيد و بيننده را نيز راضي خواهد کرد. امکانات فني نيز شرايطي را فراهم مي کند که بهترين تصويربرداري و صدابرداري صورت بگيرد و جذابيت اثر افزايش پيدا کند، ولي همه اين مطالب بدين مفهوم نيست که کارگردانهاي ايراني مي توانند آثار ضعيف توليد کنند!
حقيقت اين است که وقتي يک گروه توليدي مي پذيرند اثري را توليد کنند و به نمايش بگذارند، به صورت نانوشته بر اين موضوع تأکيد دارند که قرار است اثري با کيفيت و تماشاگر پسند ارايه کنند. کمبود و نبود امکانات توجيه مناسبي براي ارايه اثري ضعيف محسوب نمي شود. بايد تکنسين هاي ماهر در کنار امکانات موجود قرار بگيرند و اثري قابل تأمل ارايه کنند.

نبود بدلکاران حرفه اي
در حال حاضر مشکل کمبود بدلکاران حرفه اي در کشور و نبود يک شهرک سينمايي ويژه براي استفاده در سريالهاي پليسي و حادثه اي شرايطي را فراهم کرده است که بسياري از کارگردانها اهتمام خاصي به اين نوع اثر نداشته باشد. در حالي که ظرفيت بسيار بالاي اين نوع آثار مي تواند مخاطبان زيادي را به خود جذب کند.
زماني شهرک سينمايي غزالي فقط نشانگر تهران قديم بود، اما وقتي بخش عمده اي از دکورهاي سريالهاي تاريخي و مذهبي در اين شهرک ساخته و ارايه شد، شهرک سينمايي غزالي به مرکزي براي توليد و ارايه اين آثار با هزينه اي معقول تبديل گرديد. در عين حال دکورهاي اين سريالها براي بسياري از فيلمها و سريالهاي ديگر مي تواند مورد استفاده قرار بگيرد.
شهرک سينمايي دفاع مقدس نيز با آنکه تاحدودي دير ساخته شد و زماني به عرصه وجود رسيد و در اختيار فيلمسازان قرار گرفت که در عمل توليد فيلم دفاع مقدس با استفاده از امکانات و ابزار نظامي بسيار کاهش يافته بود و در عمل اين شهرک نتوانست آن طور که بايد در اين زمينه به فعاليت بپردازد، اما به هر حال محلي است که اگر کارگرداني تلويزيوني يا سينمايي بخواهد در اين ژانر فعاليتي داشته باشد، به راحتي مي تواند از فضا و محل مناسبي در اين زمينه برخوردار شود.
مشکل امکانات و نبود فضاي لازم براي توليد فيلم و سريالهاي پليسي و حادثه اي آنجا خود را بيش از پيش به رخ مي کشد و به يک مسأله آزار دهنده تبديل مي شود که پيمان ابدي به عنوان يکي از حرفه اي ترين و دوره ديده ترين بدلکاران کشور در اثر يک اتفاق جان خود را از دست مي دهد. اين در شرايطي است که وي صحنه هاي بسيار دشوارتر از اين را در خارج از کشور با موفقيت به انجام رسانده بود.

نقش و جايگاه بازيگران
يکي ديگر از مسايلي که مانعي در جهت رشد نيافتن سريالهاي پليسي و حادثه اي محسوب مي شود، مشکل جذاب نبودن بازيگرها و شخصيت هايي است که توسط آنها خلق مي شود. يکي از دلايلي که باعث مي شود سريال «ناوارو» تا اين اندازه در جهان مشهور شود و فروش بالايي را به خود اختصاص دهد اين است که بازيگر اصلي آن از چنان جذابيت قابل توجهي برخوردار است که بدون ترديد هر انتخاب ديگري غير از او نامناسب به نظر مي رسد.
بازيگر يک سريال پليسي که قرار است چند بعدي عمل کند و غير از وظايف شغلي و حرفه اي که انجام مي دهد، در جامعه نيز به عنوان يک انسان شايسته و الگو معرفي شود بايد از چهره و اندامي خاص برخوردار باشد که بتواند اين موضوع را انعکاس دهد، نکته اي که در مورد سريال «کلانتر 3 » چندان رعايت نشده است.
اينجا بحث از مسايل فني و تکنيکي بازيگري و توانايي و ناتواني بازيگري همانند نوذري نيست، بلکه موضوع روي انتخاب تيپ و چهره و گريم است تا شخصيت مورد نظر بتواند در نظر مخاطب جلوه کند.
در نظر بگيريد اگر فيلم «پدرخوانده» را هر کس ديگري غير از مارلون براندو و آل پاچينو بازي مي کردند، بدون شک نتيجه کار چيز ديگري بود. چه بسا فيلمهايي در اين ژانر با همين مضمون قبل و بعد از پدرخوانده ساخته شدند، اما هيچ وقت نتوانستند جايگاه آن را در نظر مخاطب به دست بياورند.البته وقتي بحث از انتخاب درست بازيگر مي شود، بسياري از تهيه کنندگان و کارگردانها موضوع نبود بازيگر مناسب هنگام توليد و کمبود بازيگر خوب و مطابق با نقش را مطرح مي کنند، اما وقتي سازندگان «کلانتر 3 » از نوذري در سه سري از اين مجموعه استفاده مي کنند، نشان دهنده اين موضوع است که آنها روي اين بازيگر نظر داشته اند. در صورتي که اگر آنها به اندازه کافي انعکاس مناسبي از مخاطب دريافت نکرده بودند، بايد در جهت تغيير آن اقدام مي کردند.

استفاده از بهترين پرونده هاي پليسي
نکته ديگري که در مورد توليد و ارايه سريالهاي پليسي همانند «کلانتر 3 » بسيار مهم به نظر مي رسد اينکه سازندگان اين اثر بايد با استفاده از پرونده هاي پليس طي سالهاي گذشته بهترين ها را انتخاب کنند و با بهترين قصه پردازي آن را در معرض ديد عموم قرار بدهند. نکته اي که به نظر مي رسد در خصوص بسياري از قسمتهاي اين سريال به درستي مورد توجه قرار نگرفته است.

  


اسامي نامزدهاي آکادمي در بخش خارجي زبان اعلام شد؛ اصغر فرهادي در حسرت اسکار



با وجود اميد فراوان به حضور فيلم سينمايي «درباره الي» به کارگرداني اصغر فرهادي در فهرست فيلم هاي غيرانگليسي زبان اسکار،





نماينده سينماي ايران از حضور در اين رقابت بازماند.
به گزارش مهر، در اين سالها سينماي ايران به اندازه امسال اميدوار نبوده تا نماينده اش در فهرست نيمه نهايي جاي بگيرد و خاطره خوش «بچه هاي آسمان» مجيد مجيدي زنده شود، اما اعلام فهرست نيمه نهايي بر اميدواري ها پايان داد.
آن طور که انتظار مي رفت «روبان سفيد» به کارگرداني ميشائيل هانکه نماينده آلمان در اين فهرست قرار دارد و مي توان از همين حالا او را برنده اسکار بهترين فيلم غيرانگليسي زبان دانست.فيلم هاي سينمايي «زمستاني در دوره جنگ» از هلند، «کلين» از قزاقستان، «دنيا بزرگ است» از بلغارستان، «آجامي» رژيم صهيونيستي، «راز چشم هاي آنها» از آرژانتين، «سامسون و دليله» از استراليا و «يک پيامبر» از فرانسه با «روبان سفيد» رقابت مي کنند.
آکادمي اسکار نام پنج نامزد اصلي رشته بهترين فيلم خارجي و ديگر رشته هاي اسکار را در تاريخ دوم فوريه اعلام مي کند. مراسم اسکار 16 اسفند ماه برگزار مي شود.

  


با حضور وزير ارشاد و 150 شاعر و نويسنده؛
چهارمين جشنواره بين المللي شعر فجر امروز افتتاح مي شود



گروه هنر- مراسم افتتاحيه چهارمين جشنواره بين المللي شعر فجر ساعت 9 صبح امروز سوم بهمن ماه با حضور سيدمحمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، دکتر محسن پرويز معاون امور فرهنگي، امام جمعه بوشهر، استاندار و مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان بوشهر و 150 شاعر کشور در بوشهر برگزار مي شود.
در اين مراسم بعد از سخنرانيهاي پيش بيني شده براي مسؤولان کشوري و استاني سمير مُقبل شاعر عراقي در خصوص تأثير شعر ايران در ادبيات زبان عرب سخنراني مي کند.همچنين شعرخواني تعدادي از شاعران نام آشناي کشور، از ديگر برنامه هاي تدارک ديده شده براي اين مراسم است. اين گزارش حاکي است، بيش از 40 خبرنگار داخلي و خارجي براي پوشش اين برنامه در محل برگزاري حضور دارند.

  


بازار تئاتر ايران جشنواره فجر را افتتاح کرد



بيست و هشتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر، ساعاتي زودتر از آغاز اجراها، کارش را با برپايي بازار تئاتر ايران آغاز کرد.به گزارش ايسنا، نخستين بازار تئاتر ايران صبح روز گذشته برپا شد.
در اين بازار که از روزهاي 2 تا 6 بهمن ماه در طبقه دوم تالار وحدت برپاست، تعدادي از گروههاي تئاتري به همراه دفاتر زيرمجموعه مرکز هنرهاي نمايشي، خانه تئاتر دانشگاهي، کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان و... غرفه هاي ويژه خود را برپا کرده اند.آنچه در نخستين روز برگزاري بازار جلب توجه مي کند، حضور نسبتاً پر تعداد نمايندگاني از گروههاي گوناگون بود، سيامک احصايي، علي اصغر دشتي، زهرا صبري، فهيمه ميرزاحسيني، سهراب سليمي، رضا گوران، کتايون فيض مرندي و حسن باستاني و... از جمله هنرمندان حاضر در بازار بودند.

  


شيشه گران:درباره برخي نقاشي ها با نام سهراب شک دارم



کورش شيشه گران نقاش صاحب نام احتمال جعل امضاي سهراب سپهري در بعضي تابلوهاي نقاشي را تأييد کرد.
شيشه گران به مهر گفت: مگر سهراب چند کار ناشناخته داشته است که ما نديده ايم و الان به عنوان آثاري که در اين سالها هيچ وقت خبري از آنها نشنيده بوديم فروخته مي شوند.
کورش شيشه گران، نقاشي که آثار او در سطح جهان مورد استقبال قرار گرفته و از سوي ديگر با نوع کارهاي سهراب سپهري آشناست، در مورد احتمال درست بودن ادعاي پروانه سپهري مبني بر جعل امضاي برادرش گفت: به نظر من جعل امضاي طرحهاي او مي تواند کاملاً درست باشد. وقتي در چند حراجي که براي فروش آثارم در خارج از کشور برگزار شده بود، شرکت کردم، تعدادي از کارهاي سهراب با امضاي او ديدم. اين کارها برايم غريب بودند چون با ديد و سبک کاري سهراب هماهنگ نبودند. اين موضوع را با يکي دو هنرمند ديگر هم مطرح کردم و آنها نيز با من موافق بودند.

  


روزي حکايتي



رنج خلايق
مريدي گفت پير را: چه کنم کز خلايق به رنج اندرم، از بس که به زيارت من همي آيند و اوقات مرا از تردد ايشان تشويش مي باشد؟
گفت: هر چه درويشانند مر ايشان را وامي بده و آنچه توانگرانند از ايشان چيزي بخواه که ديگر يکي گرد تو نگردد.
* گلستان سعدي

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com