تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
ويژه جشنواره فجر
حوادث
گزارش
پنجره
تاريخ
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-01-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 10بهمن ماه 1388


پايان 25 سال سرقت مرد 45 ساله در تهران



متهم به سرقت پس از آخرين دستگيري، آدرس واهي به مأموران داده و با قرار آزاد شده بود که همين باعث شد تا مأموران پليس





چند ماه به دنبال آدرس واقعي او بگردند و سرانجام او را دستگير کنند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، 25 خردادماه سال جاري، با مظنون شدن مأموران گشت کلانتري 101 تجريش به راننده يک خودرو پژو پارس نوک مدادي که مرد 45 ساله اي بود، او را دستگير کرده و تحويل پايگاه يکم پليس آگاهي دادند.
با دستگيري اين مرد که خود را عليرضا صفري معرفي کرده بود، مأموران، ابتدا با استعلام از شماره پلاک خودرو متوجه شدند، يکي از عددهاي پلاک عوض شده و با بررسي دقيق تر مشخص شد که خودرو در اسفندماه سال 86 در شمال تهران سرقت گرديده است.
متهم در برابر پرسشهاي مأموران مبارزه با سرقت خودرو پايگاه يکم ادعا کرد: من اين خودرو را خريده اما قولنامه را گم کرده ام و هم اکنون هم پيگير انتقال سند هستم.
روز بعد، مادرمتهم با مراجعه به پايگاه و ارايه مدرک هويتي متعدد، وي با نام عليرضا صفري، با ادعاي اينکه فرزندش مرتکب هيچگونه تخلفي نشده است، پيگير وضعيت فرزندش بود اما با تشکيل پرونده، متهم به دادسراي جنايي تهران اعزام شد.

پس از بررسي موضوع و به دستور داديار شعبه چهارم دادسراي جنايي تهران، متهم با قرار وثيقه در اختيار مأموران قرار گرفت که با سپردن وثيقه توسط خانواده اش آزاد شد تا براي ادامه تحقيقات در رابطه با پرونده و هرموقع که نياز به حضور وي در پليس آگاهي يا مرجع قضايي باشد خود را معرفي کند.
براساس اين گزارش، چندروز پس از آزادي متهم، با اعلام نتيجه انگشت نگاري مشخص شد که اين متهم از سارقان سابقه دار در زمينه سرقت خودرو و لوازم داخل خودرو و جعل پلاک و اسناد و مدارک خودرو است که از سال 63 تاکنون در 15 مرحله از سوي مأموران پليس تهران بزرگ و استان تهران دستگير و در هر مرحله پس ازرسيدگي به پرونده درمرجع قضايي به زندان و رد مال درحق مالباختگان محکوم شده اما پس ازطي محکوميت زندان، دوباره دست به سرقت خودرو و لوازم خودرو مي زده است.
وي در يکي از عملياتهاي دستگيري درسال 71 با پرتاب نارنجک به سمت مأموران پليس قصد فرار داشت، اما ناکام مانده و دستگير شده بود.
با مشخص شدن اين موضوع، داديار پرونده دستور دستگيري متهم را داد اما با مراجعه مأموران به محل مشخص شد که آدرس اعلامي از سوي متهم واهي بوده و وي متواري شده است.
با تلاش مأموران براي شناسايي و دستگيري اين سارق حرفه اي، نشاني هايي از وي در کرج به دست آمد که 18 آذرماه امسال مأموران با دريافت نيابت قضايي و با 10 ساعت تعقيب و مراقبت، درحالي که متهم با يک دستگاه خودرو سواري پرايد وارد مخفيگاه خود شده بود، در اقدامي غافلگيرانه وي را دستگير کردند.
تاکنون بيش از 40 نفراز مالباختگان که خودرو يا وسايل داخل خودرو آنها سرقت شده بود شناسايي شده اند و ارزش اموال مسروقه از 40 نفر مالباخته اي که تاکنون شناسايي شده، بيش از 500 ميليون تومان است.

  


طي سال جاري: سهم قتل عمد توسط اتباع غيرمجاز 20 درصد است



رئيس پليس آگاهي تهران از افزايش 12 درصدي دستگيري مجرمان بيگانه و 2 برابرشدن کيف قاپي اتباع بيگانه خبر داد.
چند برابر بودن نرخ ارتکاب به جرم اتباع بيگانه غيرمجاز نسبت به اتباع ايراني، گرايش مجرمان افغان به ارتکاب جرايم خشن و سهم 20 درصدي وقوع قتل عمد توسط اين افراد در 10 ماهه امسال، بخشي از صحبتهاي رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ در ارتباط با جرايم اتباع غيرمجاز در پايتخت است که لزوم ساماندهي و چاره انديشي وضعيت اتباع بيگانه غيرمجاز را يادآور مي شود.
سرهنگ محمديان با اشاره به اينکه طي اين مدت در مجموع وقوع جرايم خشن توسط اتباع بيگانه نزديک به 35 درصد افزايش را نسبت به مدت مشابه سال گذشته نشان مي دهد، ادامه داد: سهم وقوع قتل عمد طي 10 ماهه امسال توسط اتباع افغان غيرمجاز 20 درصد بوده، در حالي که اين آمار طي مدت مشابه سال گذشته 13/8 درصد و در 10 ماهه سال 86 ، 11/4 درصد بوده است.
رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ اضافه کرد: همچنين آمار کلاهبرداري توسط اتباع بيگانه در سال جاري رشد داشته و کيف قاپي نيز توسط اين افراد در پايتخت دو برابر شده است.
به گفته سرهنگ محمديان، ميزان دستگيريهاي مربوط به اتباع بيگانه طي 10 ماهه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته، 12 درصد افزايش نشان مي دهد.

  


20 کشته و زخمي؛ در برخورد اتوبوس ايراني با تريلي ترکيه اي



دست کم دو مسافر بر اثر برخورد يک دستگاه اتوبوس ايراني با تريلي ترکيه اي کشته و 18 نفر زخمي شدند.
به گزارش ايسکانيوز، بامداد پنجشنبه اتوبوس حامل دهها مسافر ايراني به نزديکي مرز گوربولاغ - نقطه مقابل مرز بازرگان - رسيده بود که ناگهان به يک تريلي خورد و واژگون شد.
به دنبال اين رخداد دلخراش، دست کم دو هموطن در دم کشته و 18 زخمي به بيمارستانهاي «آغري» و «دوغوبايزيت» فرستاده شدند.کارشناسان سرگرم بررسي علت اصلي بروز اين رخداد هستند و حال آسيب ديدگان رضايت بخش اعلام شده است.
اتوبوس ايراني، حامل زائراني بود که از سوريه به ايران بر مي گشتند.

  


فوت کارگر 23 ساله در آسانسور



گروه حوادث: کارگر جواني بر اثر گيرکردن در آسانسور جان خود را از دست داد.






به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني شهرداري مشهد، ساعت 10/10 دقيقه صبح پنجشنبه گذشته توسط ساکنان مجتمعي مسکوني در هاشميه 49 به مرکز فرماندهي آتش نشاني ( 125 ) اطلاع داده شد فردي داخل چاهک آسانسور سقوط کرده است.
در پي دريافت خبر، بلافاصله گروه نجات و امداد ايستگاه 25 به محل حادثه اعزام و در فاصله اي کمتر از 5 دقيقه خود را به محل رساندند و مشاهده کردند فردي در آسانسور گير کرده است. نجاتگران آتش نشاني، که به رغم گزارش اشتباه تماس گيرندگان با آتش نشاني مبني بر سقوط فرد در چاهک آسانسور، با تجهيزات کامل ايستگاه خود را ترک نموده بودند، با استفاده از جک هيدروليک، اقدام به ايجاد فاصله بين ديواره هاي کابين آسانسور و چاهک نموده و پيکر بي جان حادثه ديده را که متأسفانه به شکلي دلخراش جان خود را از دست داده بود، از بين ديواره ها، آزاد و از آسانسور خارج کردند.
بر پايه اين خبر برادر حادثه ديده صبح همان روز در جستجوي برادر گمشده خود در مي يابد که اين جوان کارگر، مشغول امور فني ساختمان بوده و به دليلي نامشخص به دور از چشم ديگران بر روي سقف کابين داخل چاهک سقوط مي کند و با فرمان حرکت آسانسور از بيرون، کابين حرکت کرده و موجب گيرکردن جسم کارگر 23 ساله مي شود و ساعتها در آنجا مي ماند. در ادامه اين گزارش آمده علت اصلي فوت و وقوع حادثه توسط کارشناسان پزشک قانوني و نيروي انتظامي در دست بررسي است.
گفتني است در اين روز، سه حادثه محبوس شدن در آسانسور نيز در بولوارهاي جلال آل احمد، ابوذر و جانباز به آتش نشاني اعلام گرديد که نجاتگران ايستگاه هاي 3 و 7 آتش نشاني با حضوري سريع و به موقع، ضمن اقدام به نجات و خارج کردن حادثه ديدگان از آسانسور، براي رفع نقص آسانسورها هشدار لازم را به ساکنان مجتمعها متذکر شدند.

  


در راهرو دادگاه



ادامه تحصيل و طلاق
* سرور هاديان
فريبرز 37 ساله کارمند يکي از کارخانه هاست، اما هاشورهاي سفيد ميان موهايش او را مسن تر نشان مي دهد. تنها در گوشه اي از راهرو دادگاه ايستاده است. به سراغش مي روم، علت حضورش را که مي پرسم، مي گويد: 11 سال از ازدواجم با سيمين مي گذرد. او تازه ديپلم اش را گرفته بود که توسط يکي از آشنايان به خانواده ام معرفي شد. من سربازي ام را رفته بودم و سه سالي بود که در کارخانه اي در بخش اداري آن مشغول به کار شدم.
متأسفانه به دليل ورود به کار و بلافاصله ازدواج ديگر نتوانستم تحصيلاتم را ادامه دهم. در شروع زندگي خوبي داشتيم. خيلي زود خداوند «فرزين و رژين» را به ما هديه کرد. سيمين پس از تولد فرزندانمان از من خواست به فکر خريد خانه باشم. همين کار را هم کردم. وامي گرفتم و با اندک پس اندازمان سرانجام صاحب خانه کوچک اما پر از مهر شديم، کم کم ماشيني خريدم و بچه ها بزرگ شدند.
اما سيمين يک روز به من گفت دوستان دوران دبيرستانش را دوباره پيدا کرده است و هر کدام وارد دانشگاه شده اند و تحصيلاتشان را ادامه داده اند. آن شب سيمين با غصه به من گفت، کاش ازدواج نکرده و او هم درسش را ادامه داده بود. فرداي آن روزبه سيمين گفتم اکنون هم دير نيست، مي تواند درسش را ادامه دهد. همه تلاشم را کردم تا او بتواند به آرزويش برسد.
دانشگاه قبول شد اما براي پرداخت هزينه هاي آن با توجه به قسط هاي خانه و ماشين دچار مشکل بودم اما باز هم گفتم، اضافه کاري مي کنم، توي آژانس بعد از اضافه کاري کار کردم، مسؤوليت بيشتر کارهاي منزل و بچه ها را به عهده گرفتم تا سرانجام بعد از 4 سال سيمين توانست در رشته حقوق فارغ التحصيل شود. خيلي خوشحال بودم که به آرزويش دست يافت.
اما نمي دانم چه اتفاقي افتاد که به يکباره همه زندگي مان دگرگون شد. خسته بودم و از سيمين خواستم مسؤوليت بچه ها و زندگي را دوباره به دست بگيرد و به وضعيت درسي بچه ها بيشتر رسيدگي کند اما سيمين گفت: مي خواهد از درس خواندنش استفاده کند و خيلي زود در يکي از دفاتر وکالت در کنار يک وکيل زبده مشغول به کار شد.
سيمين تمام وقتش را بيرون از خانه به دنبال پرونده هاي مختلف بود و به کلاس هاي آمادگي براي کارشناسي ارشد مي رفت. وقتي از او خواستم بين کار و درس و زندگي تعادلي برقرار کند، گفت: چرا مثل مردان عصر قاجار حرف مي زنم و او را محدود مي کنم. اما من فقط از او مي خواستم اولويت اول را بچه ها بداند و از پشتکار و کار او بسيار خوشحال بودم اما در کمال ناباوري سيمين گفت: تو بي سوادي و حرف مرا نمي فهمي و ديگر دلم نمي خواهد با مردي بي منطق و بي کلاسي مثل تو زندگي کنم.
باور کنيد به يکباره همه غصه هاي عالم روي دلم آمد، باور نمي کردم زني را که خودم امکان تحصيل و پيشرفتش را فراهم کرده بودم امروز مرا بي سواد و بي منطق بخواند. آن روز گذشت و سعي کردم توهين هاي سيمين را به حساب خستگي از کار بدانم.
دوباره سعي کردم از او دلجويي کنم که من مخالف فعاليت اجتماعي و کار و ادامه تحصيل او نيستم اما سيمين گفت: دوستان و همکارانم مي گويند حيف تو براي شوهر بي کلاسي مثل فريبرز است ديگر نمي خواهم همه عمرم را در کنار مردي مثل تو باشم. او گفت: طلاق مي خواهد چون بدون من امکان پيشرفت و شانس هاي بهترين زندگي برايش بيشتر است. هر چه به او گفتم که به زندگي با او علاقه مندم و به آينده بچه ها فکر کن. سيمين گفت يا با طلاق توافقي موافقت کن، در غير اين صورت خودش اقدام خواهد کرد. حالا هم مهريه اش را اجرا گذاشته است تا مرا در فشار بگذارد امروز به دادگاه آمده ام تا در خصوص دادخواست سيمين صحبت کنم. باور کنيد هيچ گاه تصور نمي کردم حمايت هاي مالي و عاطفي خودم برايم مشکل ساز شود.بچه ها بسيار نگران هستند، خانواده هاي هر دو ما مضطربند اما سيمين حاضر نيست عاقلانه فکر کند.

  


خبر


بازداشت قاتل 3 مأمور پليس
يک قاچاقچي مسلح که سه مأمور پليس را به دنبال درگيري خونبار در هرمزگان به شهادت رسانده بود بازداشت شد.
به گزارش ايسکانيوز، 25 مهر 1388 گروهبان يکم «منصور عامري» گروهبان يکم «محمد قنبري» و پليس وظيفه «نورالدين شجاع» از پاسگاه «احمدآباد» شهرستان «حاجي آباد» هرمزگان به يک مأموريت رفته بودند که به هنگام بازگشت، در نزديکي روستاهاي «مازگرد» و «پور» با حمله اشرار مسلح رو به رو شدند.
مأموران جان بر کف به دنبال تيراندازي بي رحمانه اشرار به شهادت رسيدند و پيکرهاي آنان با حضور پرشور مردم و مسؤولان در هرمزگان تشييع شد.پيکر «منصور عامري» در زادگاهش در روستاي «سياهک» حاجي آباد، «محمد قنبري» در قزوين و «نورالدين شجاع» در «داراب» فارس به خاک سپرده شد.
در همين رابطه، سرهنگ اصغر محمودي - معاون اجتماعي فرماندهي پليس هرمزگان - گفت: اين سه نفر از مأموران سخت کوشي بودند که در دورترين نقطه استان خدمت مي کردند و براي حفظ امنيت از جانشان گذشتند. گزارش ايسکانيوز مي افزايد، با گذشت چهار ماه از اين ماجرا، يک قاچاقچي مسلح در کرمان بازداشت شد و به کشتن 3 مأمور ناجا اعتراف کرد.
نام وي هنوز اعلام نشده اما پليس گفته در پرونده جاني بي رحم، قاچاق محموله هاي سنگين مواد مخدر و درگيريهاي مسلحانه به چشم مي خورد. تجسس گسترده براي رديابي همدستان اين شرور پيشينه دار ادامه دارد.


کتيبه مسجد جامع کبير يزد دزديده شد!
کتيبه مسجد کبير يزد (مسجد جامع) حدود 10 روز قبل توسط سارقان از داخل هشتي اين اثر 700 ساله دزديده شد. اين در حالي است که پيگيري براي دستگيري سارقان ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي، «ذات ا... نيکزاد»، معاون ميراث فرهنگي يزد در اين باره گفت: خبر سرقت از مسجد جامع کبير يزد صحت دارد اما به دلايل امنيتي از درج اخبار در اين رابطه خودداري شد.
نيکزاد درباره سرقت اين کتيبه گفت: اين کتيبه از هشتي مسجد دزديده شده و اخباري که درباره خروج اين شي از کشور گفته مي شود بي اساس است.
پيگيري براي دستگيري سارقان ادامه دارد و به گفته معاون ميراث فرهنگي هنوز اطلاعي از روند پيگيري اين پرونده به سازمان ميراث فرهنگي داده نشده است.
به گزارش CHN به نقل از سايت اطلاع رساني تدبير آنلاين، اين کتيبه قدمتي بيش از 750 سال داشت که دوشنبه شب هفته گذشته توسط افرادي به سرقت رفته است.
هر چند اين سرقت توسط دوربينهاي مدار بسته مسجد جامع يزد فيلمبرداري شده است اما به دليل بستن ماسکهايي، چهره افراد قابل رؤيت نيست.
بعد از اين سرقت، مسؤولان استان جلسه فوق العاده شوراي تأمين را برگزار کرده و استاندار يزد تأکيد کرده است، کليه امکانات براي رديابي و بازگرداندن اين اثر تاريخي به محل اصلي خود صورت گيرد.
گفته مي شود، سنگ کنوني تاريخچه و شناسنامه مسجد جامع بيش از 750 سال قدمت داشته است.

ساختمان سه طبقه در جنت آباد فرو ريخت






خارج شدن به موقع ساکنان ساختمان سه طبقه در جنت آباد قبل از فرو ريختن اين ساختمان، جان آنها را نجات داد.
به گزارش ايلنا، ساعت 18/27 دقيقه روز پنجشنبه با تماس ساکنان يک ساختمان در غرب تهران، مأموران ايستگاه 27 و گروه نجات 3 آتش نشاني به محل حادثه در خيابان جنت آباد، خيابان چهارباغ شرقي، 16 متري دوم رفتند.
ساکنان يک ساختمان 3 طبقه 6 واحدي با شنيدن صداي فرو ريختن سنگهاي نما، بي درنگ ساختمان را تخليه کرده و با 125 تماس گرفته بودند که پس از خارج شدن همه 21 ساکن ساختمان، ناگهان قسمت غربي و شمالي ساختمان فرو ريخت و باعث مسدودشدن مسير راه پله و پارکينگ شد.
آتش نشانان بلافاصله ساکنان ساختمانهاي مجاور محل حادثه را نيز براي پيشگيري از حادثه و خسارت احتمالي به خارج از ساختمانها هدايت کردند و پس از ايمن سازي محل و قطع کردن جريان برق و گاز و آب ساختمان، بررسيهاي خود را براي اطمينان از نماندن کسي در ساختمان انجام دادند و پس از اجراي عمليات ايمن سازي، به مأموريت خود پايان دادند.
علت بروز اين حادثه در دست بررسي است.

  


لحظه ها و حادثه ها



شکستن دست براي غيبت
معلمي در مصر به دليل غيبت يک دانش آموز در کلاس خصوصي، او را مورد ضرب و شتم قرار داد و دستش را شکست.
به گزارش خبرآنلاين، يک مرد 38 ساله مصري به اداره پليس مراجعه و از معلم فرزندش شکايت کرد.

ممنوعيت خوردن گربه و سگ در چين
دولت چين اولين پيش نويس قانوني را تصويب کرد که براساس آن افرادي که گوشت سگها و گربه ها را مي خورند، به 15 روز زندان محکوم مي شوند.
به گزارش روزنامه خبر آنلاين، اين قانون با هدف حمايت حيوانات از بد رفتاري و کشتن آنها تصويب شده است.

افزايش مصرف الکل
افزايش مصرف مشروبات الکلي ميان نوجوانان در انگليس موجب نگراني جدي مقامهاي اين کشور شده است.
به گزارش واحد مرکزي خبر، پليس انگليس براي مقابله با اين پديده اختيارات بيشتري يافته است. نوجواناني که جرم خود را تکرار کنند، جريمه خواهند شد و فروشگاه هايي نيز که به نوجوانان زير 18 سال مشروبات الکلي بفروشند، مجازات سخت تري از جمله باطل شدن مجوز کاري شان خواهند داشت.

مرگ، يک روز پس از گرفتن مدرک
دريافت مدرک دانشگاه در رشته آموزش دبستان هميشه از آرزوهاي هيرت ريچاردسون بود و او سرانجام به اين آرزويش رسيد.
ريچاردسون سه هفته پس از اينکه تولد صد سالگي اش را جشن گرفته بود موفق به دريافت مدرکش شد، اما يک روز پس از اين واقعه درگذشت. او 79 سال پيش در سال 1931 مدرک مقدماتي آموزش را از کالج دولتي کين گرفته ودر سال 1971 بازنشسته شده بود.

نجات معجزه آسا






در شرايطي که پايتخت هائيتي «جهنم غم» لقب گرفته است، نجات معجزه آساي يک دانش آموز 16 ساله پس از 15 شبانه روز زندگي در زير آوار، ذره اي از آلام مردم «پورتوپرنس» کاست.اين نوجوان در شرايطي با تلاش کمک رسانان از محوطه اي بسته بيرون کشيده شد که بي هوش بود.
وي به هنگام زلزله، درون مدرسه بود اما هنوز معلوم نيست چگونه بيش از دو هفته زير آوار نفس کشيده است.

قاچاق مواد در سنگ قبر ايراني
دو تن در شهر ونکوور به خاطر ارسال سنگ قبري مملو از ترياک به آدرس آنها سخت به دردسر افتاده اند و بايد هفته آينده در دادگاه حاضر شوند.
اين سنگ قبر که 550 کيلوگرم وزن داشت از ايران به ونکوور ارسال شده بود و در فرودگاه بين المللي ونکوور مأموران متوجه وجود 56 کيلوگرم ترياک در آن شدند.

لغو پروازها
با تداوم برودت استخوان سوز آلمان، بيش از 80 پرواز ديگر در فرودگاه بين المللي «فرانکفورت» لغو شد.
به گزارش ايسکانيوز، باند فرودگاه «فرانکفورت» که به طور کامل يخ بسته است موقتا بسته شد اما احتمال دارد به زودي پس از پاکسازي و برف روبي باز شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com