|
*دکترکاظم جلالي
دستور روز گذشته رئيس جمهور درخصوص توليد سوخت 20 درصد در داخل کشور را بايد يکي از تحولات مثبت در پرونده هسته اي ايران ارزيابي کرد.جمهوري اسلامي ايران طي ماه هاي اخير تمام تلاش خود را به کار بست تا از طريق مذاکره و طرح موضوع خريد يا مبادله سوخت مورد نياز راکتور تهران، گامهاي مثبتي بردارد؛ اين در حالي بود که طبق قوانين بين المللي، هر کشوري حق دارد اين سوخت را داشته باشد و اتفاقاً آژانس بين المللي انرژي هسته اي نه تنها نبايد در دستيابي کشورها به اين سوخت مانع تراشي کند، بلکه بايد بسترهاي تهيه اين سوخت را نيز فراهم کند.
متأسفانه با وجود تأکيدات قانوني، آژانس کار را به مذاکره با 1 + 5 محول کرد و سپس موضوع تبادل سوخت مطرح شد که اگرچه جايگاه قانوني نداشت، اما مقامهاي کشورمان با توجه به اينکه هيچ سؤنيتي نداشته و همچنين با در نظر گرفتن موضوع اعتمادسازي، تصميم گرفتند موضوع مبادله سوخت را هم در دستور کار خود قرار دهند.غربيها اما باز هم کارشکني هاي خود را ادامه دادند و در يک اقدام تعجب آفرين، اعلام کردند ايران بايد اورانيوم توليد شده خود را در يک کشور ثالث تحويل بدهد تا پس از آن سوخت مورد نياز راکتور تهران به اين کشور تحويل شود.اين در حالي است که حدود 800 هزار نفر از بيماران، مستقيم و غيرمستقيم به راکتور تهران و عملکرد آن وابسته هستند ضمن اينکه اين راکتور با توجه به عمر مفيد باقي مانده، تنها به 40 کيلوگرم سوخت با غناي 20 درصد نياز دارد که کارشناسان اذعان مي داشتند براي اين مقدار سوخت، ارائه 400 کيلو اورانيوم ايران کفايت مي کند.به هر حال، ايران باز هم تلاش کرد موضوع تبادل سوخت را در يک فضاي توأم با آرامش بررسي کند، ولي گويا غرب در پس اين پيشنهادها، هدفهاي ديگري را دنبال مي کند.
بر کسي پوشيده نيست که آمريکا و هم پيمانانش تنها به دنبال محدود کردن دانشمندان کشورمان در دستيابي به فناوريهاي برتر هستند. آنها به خوبي مي دانند که ايران قدم در راهي گذاشته است که ادامه آن کشورمان را به قله هاي دانش و فناوري نزديک تر مي کند. اين موضوع براي غرب که سالهاست پروژه هاي متعدد تحريم و تهديد را در قبال ايران دنبال مي کند، پذيرفته نيست و آنها نمي خواهند کشوري قدرتمند در دنيا به وجود آيد که بدون حمايت آمريکا، هدفهاي جديدي را پيگيري کند و نداي استقلال طلبي و آزادي خواهي را فرياد بزند.
در واقع، آمريکايي ها حتي نگران گرفتن اورانيوم ايران و ندادن سوخت 20 درصد هم نيستند، زيرا افکار عمومي دنيا براي آنها تفاوتي ندارد و طي سالهاي گذشته بارها ثابت کرده اند براي افکار عمومي و قوانين بين المللي اهميتي قايل نيستند.
در اين خصوص نيز نمونه هاي بسياري وجود دارد که موضوعات ايران مانند کودتاي 28 مرداد، عمليات طبس و حتي موضوعات جهاني مانند حمله بدون دليل به عراق و... از جمله موارد متعدد آن است.
دستور توليد سوخت 20 درصد در داخل کشور در حقيقت دستور ادامه استفاده از توان دانشمندان ايراني در دستيابي به فناوريهاي برتر دنيا با هدفهاي صلح آميز است و اين موضوع علاوه بر ملت ايران و دانشمندان ما، براي همه ملتهاي آزاديخواه جهان نيز خبري مسرت بخش و اميدوارکننده است.غرب بايد بداند که ايران امروز قدرتمندتر و تواناتر از آن است که حتي کشوري مانند آمريکا با همه قدرت نظامي و اقتصادي خود بتواند آن را محدود کند. دانشمندان ما امروز به فناوريهايي دست پيدا کرده اند که سلب کردني نيست و هيچ کس نمي تواند از ادامه رشد و تعالي ايرانيان جلوگيري کند.
مسؤولان هسته اي ايران پيش از اين نيز با حضور در کميسيون امنيت ملي، بر توان توليد سوخت مورد نياز راکتور تهران تأکيد کرده بودند، اما اين غرب است که با محاسبات اشتباه خود، مرتب پروژه هاي شکست خورده سابق را تکرار مي کند در حالي که آنها مي توانستند با استفاده از حسن نيت مداوم ايران، راه گفتگو و مذاکرات و رسيدن به توافقات را باز کنند، ولي مشکل اينجاست که آنها گويا اساساً نمي خواستند ايران به سوخت 20 درصد دست پيدا کند و گرنه ايران همه راه ها را براي تعامل سازنده بازگذاشته بود. |