|
*سيدعمادالدين قرشي
فکر کن يک بعدازظهر، ليوان چايي شيرين به دست، بنشيني روي صندلي هميشگي ات، پايت را گير بدهي به لبه ميز رايانه، آن سه دبيليوي معروف را تايپ کني و دکمه واردشدن به فضاي مجازي را بزني؛ موجي از رنگ و تصوير و خبر به استقبالت مي آيند. کل ماجراي اين هفته بخش طنز ويژه نامه پرونده، از يک آگهي اينترنتي در صفحه کاريابي مجازي آغاز شد. آگهي که از شما چه پنهان، کمي مرا قلقلک داد و باعث شد بعد از خنديدن، به فکر فرو بروم. متن آگهي اين چنين بود: ماساژور با مدرک و ضامن معتبر/ آشنا به طب سنتي، آبهاي معدني/ حداقل دو سال سابقه کار، روابط عمومي بالا و مسلط به زبان انگليسي(تافل) / فوري نيازمنديم! تلفن تماس: همه روزه در ساعات اداري....بله؛ حتماً شما هم با من موافقيد که اين ديگر از آن آگهي ها بود.... تعبير خودماني ام، در لحظه اول اين بود: «دلاک و کيسه کش براي حمام هاي طبيعي، نيازمنديم» توي همين عوالم بودم که نگاهم به يکي از شرايط استخدام افتاد که همان مسلط بودن بر زبان انگليسي و تافل و روابط عمومي بالا بود. بيشتر از يک کمي، قلقلکم داد و باعث شد از روي شيطنت، با شماره اش تماس بگيرم، هم حس کنجکاوي ام را برطرف کنم و هم ذکر حکايت را زنده. شک ام درست از آب درآمده بود.... يک شرکت معتبر ايراني، با توجه به استقبال زياد توريستها و هموطنان عزيز خودمان از چشمه هاي آب گرم، با کمک گرفتن از پزشکان و متخصصان ارتوپد و با تکنيکهايي نظير طب سوزني و آب درماني و تجهيزات کاملا مدرن و مطابق با استانداردهاي روز دنيا، به ارائه خدمات، در اين چشمه هاي آب معدني مي پرداخت و اتفاقاً کارآفرين نمونه هم نام گرفته بودند! آوازه شان آنچنان تا آن ور آبهاي سرد و گرم رسيده، که از همه جاي دنيا، به شوق نشستن توي قل قل اين آب هاي گرم و جوشان، چهارفصل سال را در رفت و آمدن.... از شما چه پنهان، من هم آن طور که آن اپراتور مي گفت، هوس کردم يک سفري به آن حوالي داشته باشم و تني به آب بزنم آنهم از نوع معدني آن! ! |