تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
گزارش
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-02-08
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 19بهمن ماه 1388


روايتهايي از فرجام انقلاب اسلامي؛ آينده انقلاب اسلامي تاسيس دولت آرماني شيعه



*قسمت دوم و پاياني
*دکتر عبدالوهاب فراتي
در وراي نگاهي که به سرشت انقلاب اسلامي وجود دارد، اکنون بايد پرسيد آينده انقلاب چگونه مي شود و تداوم يا انسداد آن بر چه عواملي تکيه مي زند؟ پاسخ به اين پرسش را مي توان در چند رويکرد مهم، مطالعه و بررسي کرد.







نظريه اول؛ تکيه بر جبر تاريخي انقلابها

نظريه فروپاشي و استحاله انقلاب اسلامي نه ايده اي فراگير بلکه ايده در خور توجه کساني است که از منظري بيروني به تحليل آسيب شناسي انقلاب اسلامي مي پردازند. با اين همه، طرفداران اين نظريه، رويکردهاي متفاوتي در تحليل يا تعليل آن بيان داشته اند:
الف) عده اي از تحليلگران سياسي با تکيه بر برخي از نظريه هاي به ظاهر عام در مباحث نظري انقلابها مثل نظريه کرين برينتون، از مرحله اي بودن همه انقلابها و پايان آنها در آخرين مرحله سخن مي گويند. برينتون که ادوار يک انقلاب را دوراني نسبتاً طولاني مي انگارد، اعتقاد وافري به همساني انقلابها در طي مراحلي مشابه و يکسان دارد. از نظر وي، انقلابها، پس از گذشت سه مرحله، به فرجام خود مي رسند: نخست، ميانه روها به قدرت مي رسند، اما در سايه سهل انگاري در برآوردن خواستهاي انقلابيون، جاي خود را به تندروها مي دهند، به علت تندرويهاي اين گروه و پديد آمدن دشواريهاي گوناگون در راه پيشبرد هدفهاي انقلابي، آنان نيز کاري از پيش نمي برند؛ سرانجام با فرارسيدن دوران ترميدور تب انقلابي از ميان مي رود و جامعه به پايداري گذشته خود بازگشت مي کند.
آنچه در اين نظريه اهميت دارد، مفهوم «ترميدور» است که از منظري بيروني به تحليل آسيب شناسي يا فروپاشي انقلابها مي پردازد. مفروض اين نظريه، يکنواختي انقلابهاي سياسي و اجتماعي است که به نوعي بر جبر تاريخي انقلابها تکيه دارد.
گرچه خود کرين برينتون (که ايده خود را يازده سال پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در اثر معروفش يعني «کالبد شکافي چهار انقلاب» در سال 1967 به نگارش در آورده است) اصراري بر تعميم چنين الگويي بر همه انقلابها ندارد و تنها انقلاب فرانسه، انگليس، آمريکا و روسيه را مصداق يکنواختي خود مي داند، اما برخي از تحليلگران ايراني با اقتباس از ايده هاي برينتون، دوره اي از تاريخ جمهوري اسلامي را که در آن نگاه هاي ليبراليستي به عرصه هاي مختلف توسعه يافتگي بسط يافته بود، نشانه اي بر ترميدور انقلاب اسلامي دانسته و تلاشهاي صورت گرفته را مانعي جهت بسط اين ترميدور مي دانند.
با اين همه، هاشمي رفسنجاني در پاسخ به اين پرسش که آيا انقلاب ايران دچار ترميدور شده است يا نه؟ معتقد است؛ اتفاقات رخ داده در اين سالها، نه به معناي بازگشت به گذشته بلکه به معناي عقلاني تر شدن امور است. در واقع انقلاب در حال رسيدن به وضعيتي عقلاني است و آسيبهاي فرا روي آن در اين مرحله نه به معناي شرايط غير عادي و آسيب يافتگي انقلاب، بلکه به مفهوم بالندگي انقلاب است. (کتاب نقد: 9 - 12 )
ب) برخي ديگر ترجيح مي دهند با بهره مندي از مباحث «ماکس وبر» از اصطلاح عادي سازي در جنبشهاي اجتماعي استفاده کنند. از نظر «ماکس وبر» انقلابها در کشاکش تحولات و رويدادهاي سياسي و اجتماعي، فرايندي را پشت سر مي گذارند که او از آن به عنوان عادي سازي ياد مي کند. او، برجسته ترين شکل روزمره شدن را مربوط به سياست انقلابي کاريزما مي داند.(به نقل از، مهدوي زادگان: 13 ) عادي سازي، در يک معنا، فرايند گذار از جنبش مردمي يا وضعيت انقلابي به حالت عادي است که ممکن است تداوم جدي تر وضعيت پيش از وقوع جنبش مردمي يا تأسيس نظام اجتماعي جديد باشد. جامعه در اين نوع عادي سازي با دگرگوني مشروعيت سياسي روبروست و به تعبير ماکس وبر، سياست انقلابي کاريزماتيک، به مشروعيت سنتي يا عقلاني و يا ترکيبي از اين دو تبديل مي شود. اما اگر جنبش مردمي، هويت معنويت خواهانه (نه سنتي) داشته و از رهبري مذهبي بهره مند باشد،عادي سازي معناي ديگري مي يابد و آن دنيوي شدن وعرفي شدن است؛ زيرا جامعه در فرايند عادي سازي، بتدريج از خواسته هاي معنوي و آخرتي فاصله گرفته، نيازهاي مادي و دنيايي را جايگزين آنها مي کند. جامعه عرفي شده، يعني جامعه اي که از مرزها و آرمانهاي انقلابي و معنويت خواهانه عبور کرده و در ساحت دنيايي قرار گرفته است. مهدوي زادگان، در نقد معاني ياد شده از مفهوم عادي سازي، به نقش عرف گرايان و کساني که کارگزاري عادي سازي جنبش اسلامي را بر عهده دارند، مي پردازد و معتقد است هر دو آنها به نوعي ائتلاف تاکتيکي رسيده و پروژه عادي سازي جنبش اسلامي ايران را بر عهده گرفته اند.
اين بدين معناست که تبديل شدن وضعيت انقلابي به حالت عادي، پروژه اي نرم افزاري از سوي روشنفکران سکولار، به منظور به انسداد کشيدن ماهيت ضد غربي انقلاب اسلامي است. از نظر مهدوي زادگان، هدف روشنفکران سکولار، خنثي سازي تفکر انقلابي و آلوده کردن انقلابيون به نيازهاي مادي است، و اين پروژه اتفاق نمي افتد مگر به رخنه کردن تفکرات دگر انديشانه به ذات انقلاب، جدا سازي شريعت اسلامي از تفکر اسلامي و حذف روحيه تعبد در برابر اصل تعقل بشري يا همان نفي عبوديت و بندگي خدا. با اين همه، او با توجه به نشانه هايي که از فرايند عادي سازي، از يک سو، و نيز پتانسيل قدرتمندي که در ذات انقلاب اسلامي مشاهده مي کند از سوي ديگر، فرجام روشني براي علاقه مندان به عادي سازي در جنبش ديني مردم ايران، نمي بيند. ( مهدوي زادگان: 13 ، 255 و 314 ).
دليل آن نيز به ماهيت و غايت انقلاب اسلامي ايران بر مي گردد که تکاپويي تمدني در سر دارد، همواره مي کوشد آرمانها و شعارهاي خويش را هنجارمند سازد و تمام ايده و آرمان خود را به هنجارهاي همگاني و پايدار تبديل نمايد. اين دگرگوني نه به معناي گذار از وضعيت انقلابي، بلکه به معناي تعميق و همگاني تر شدن فرهنگ انقلاب است.(همان: 13 - 15 )
ج) برخي نيز احتمال فروپاشي يک انقلاب را هنگامي مي دانند که جنبش انقلابي به نهاد تبديل شود، يعني با وارد شدن انقلاب به مرحله تشکيل نظام، روحيه انقلابي گري و رضايت نداشتن از وضع موجود، به روحيه رخوت و سکون و دفاع از وضعيت موجود تبديل مي شود و ايمان متحجر جايگزين ايمان انقلابي گردد. اينان با ترسيم دو نوع ايمان يعني؛ ايمان متحرک و ايمان متحجر، رمز بقاي نهضت را به حفظ ايمان متحرک مي دانند و معتقدند عامل اصلي رخوت و سکون در نهضت اسلامي، ايمان متحجر است. ايمان متحجر به دنبال يافتن راههايي براي سازش با وضعيت موجود است و به گونه اي از محافظه کاري مؤمنانه حمايت مي کند.
د) و سرانجام اينکه، برخي ديگر نيز با استناد به بحران کارآمدي در نظام جمهوري اسلامي و ظهور مشکلات سياسي و اقتصادي در آن، به انسداد و شکست جمهوري اسلامي معتقدند و ظرفيتهاي نهفته در قانون اساسي آن را ناتوان از عبور جمهوري اسلامي از مرحله انسداد به مرحله انفتاح در کارآمدي مي دانند.اين عده که اغلب رابطه غير همدلانه اي با جمهوري اسلامي دارند، با بزرگ نمايي مسايل آن، از ظرفيتهاي ديگر اين نظام در بازسازي مسايل دروني خود غافلند والا بسياري از مسؤولان جمهوري اسلامي نيز از بحران ناکارآمدي نظام سياسي، نگرانند و آن را مهمترين چالش فراروي آينده انقلاب اسلامي مي دانند (روحاني: 18 ) بدون ترديد، بزرگ جلوه دادن بحران کارآمدي در صحنه داخلي و افکار عمومي جهان، ريشه در تخاصم رسانه هاي تبليغاتي غرب با جمهوري اسلامي دارد. (عسگري، همان: 83 )

نظريه دوم؛ تقابل با مدرنيته

نظريه تداوم بي قيد و شرط انقلاب اسلامي.اين ديدگاه که به تداوم بلاشرط انقلاب اسلامي معتقد است، بيشتر تحليل خود را بر ظرفيتي از انقلاب اسلامي مستقر مي سازد که از مسير غيريت سازي آن با تفکر مدرن به دست مي آورد. از نظر آنان، بخشي از هويت انقلاب اسلامي، در تقابل با مدرنيته شکل مي گيرد و تا زماني که غرب، حامل بحرانهاي متعددي در خود است، اين انقلاب به حيات خود ادامه مي دهد.
با افول غرب، بتدريج انقلاب اسلامي، هويت جديد خود را جايگزين هويت بر باد رفته غرب مي کند و بدين گونه بر تداوم خود صحه مي نهد. در واقع، غرب با افول خود بر بقاي انقلاب اسلامي مي افزايد و بدين گونه با هژمونيک شدن تفکر انقلاب اسلامي به حاشيه مي رود. (زرشناس: 5 و 6 ) البته، اين تحليل که بعضاً ريشه در مباحث کتاب« هراس بنيادين» نوشته «بابي سعيد» دارد ضمن خوش بينانه بودن آن (عسگري، همان: 84 ) از مسايل ديگري نيز رنج مي برد.نخست آنکه اين روايت به انقلاب اسلامي هويتي ثانوي مي بخشد که تداوم آن، به تحولات نانوشته غرب وابسته مي شود. درست است که اکنون غرب در بحران به سر مي برد، اما اين به معناي افول تمدن غرب نيست و احتمال دارد همچنان خود را برافراشته نگه دارد. اساساً غرب در نظر برخي از غرب شناسان، ماهيتي علي حده دارد که در برخورد با بحران، سريع به تکاپو مي افتد و بتدريج آن را مديريت مي کند. از اين رو، وابسته کردن بقاي انقلاب اسلامي به تداوم بحران در غرب، نشانه اي بر ناپايداري اين تحليل است.
وانگهي، به انقلاب اسلامي ماهيتي ضد مدرن بخشيدن، امري است که با رويکرد تمدن گرايانه انقلاب اسلامي سر ناسازگاري دارد. انقلاب اسلامي، بيش از هر چيز با غربگرايي مخالفت دارد و نه با مدرن شدن، به همين دليل، انقلاب اسلامي با زيستن در مناسبات قديم مخالفت مي ورزد و به روز کردن معيشت آدميان مي انديشد. اين بدين معناست که انقلاب اسلامي ميان دو مفهوم نو شدن و غربي شدن تمايز مي نهد و خواهان ستيز با غربگرايي در تمام ابعاد زندگي انسان است.

نظريه سوم؛ لزوم حفظ ماهيت حقيقي انقلاب

نظريه تداوم بشرط شيء انقلاب اسلامي، برخي از تحليلگران مسايل انقلاب اسلامي نيز در باره تداوم حيات اين انقلاب معتقدند انقلاب اسلامي به شرط حفظ ماهيت حقيقي خود، به مسير و روش خويش ادامه خواهد داد و به موفقيت بيشتري خواهد رسيد. اگر انقلاب اسلامي همچنان بر پايه اصول و مباني اي که بر آنها شکل گرفته، حرکت کند و وفاداري خويش به همان اصول و مباني را گسترش دهد، هيچ تهديد خارجي و ناکاستيهاي داخلي نمي تواند مانع تداوم و بقاي آن شود. (محمدي: 1370 ) اين ديدگاه معتقد است همه اتفاقهايي که فراروي انقلاب رخ مي دهد نه وقايعي نگران کننده، بلکه جرياني است طبيعي که در مقابل هر انقلابي رخ مي دهد. اين بدين معناست که انقلاب اسلامي از چنان توان بالقوه اي برخوردار است که از همه اين بحرانها عبور کرده و به مقصد نهايي خود مي رسد.
البته، همچنان که عسگري تأکيد مي کند، اين به معناي نفي مسؤوليت انقلابيون در حراست از انقلاب و پاسداري از اصول و مباني آن نيست. (عسگري، همان: 85 ) بيش از همه، انقلابيون در حفظ و بسط دعاوي معنويت گرايانه اين انقلاب نقش مهمي دارند و افت و خيز آنها در قبض و بسط آن تأثير بسزايي مي نهد.

نظريه چهارم؛ حرکت تا دستيابي به دولت آرماني شيعه

نظريه تداوم لابشرط انقلاب اسلامي و تداوم مقيد جمهوري اسلامي، بر خلاف سه نظريه فوق، از منظر اين مقاله، انقلاب اسلامي پديده اي در حال تداوم است و تا به حقيقت کامل خويش دست نيابد، به فرجام خود نمي رسد. اين انقلاب که بر ولايت خدا تکيه دارد، شورش باطن عالم بر ظاهر دنياي کنوني يا همان ظلمت آخر الزمان به حساب مي آيد که تجليات متعددي در همه عرصه هاي زندگي انسان معاصرکنوني يافته است.
اين باطن که بر حقيقت روح محمدي(ص) وفادار است، تا به دولت آرماني شيعه در پايان تاريخ متصل نگردد به فرجام خويش دست نمي يابد. اين حقيقت در مقطعي از تاريخ، در کالبد جمهوري اسلامي، ظهور يافته و بخشي از حقيقت خود را در آن به نمايش گذاشته است. اين ظرفيت همان ويژگيهاي چهارگانه اي است که مطهري در ذات جنبش اسلامي ايران مي بيند: عدالت، آزادي، معنويت و استقلال، چهار آرمان و خصلت نهفته در جمهوري اسلامي اند.(مطهري: 1379 ، 79 - 177 ) که در قانون اساسي آن وجودي کتبي يافته اند. اين خصايص که حقيقت انقلاب اسلامي را تشويق به ماندن در جمهوري اسلامي مي نمايند، زماني به تداوم در بستر آن ترغيب مي شوند که چنين نظامي بر تعهد خويش در حفظ ماهيت انقلاب اسلامي باقي بماند و اين ميسر نمي شود، مگر به عدالت، آزادي، معنويت و استقلال.
«من تأکيد مي کنم اگر انقلاب ما در مسير برقراري عدالت اجتماعي پيش نرود، مطمئناً به نتيجه نخواهد رسيد و اين خطري است که انقلاب ديگري با ماهيت ديگري جاي آن را بگيرد» (مطهري، همان: 60 )
منابع:
1 - عادي سازي جنبشهاي مردمي/ داوود مهدوي زادگان
2 - در آمدي بر مشروعيت و کارآمدي/ حسن روحاني
3 - غرب زدگي شبه مدرن و انقلاب اسلامي/ شهريار زرشناس
4 - تحليلي بر انقلاب اسلامي/ منوچهر محمدي
5 - کالبد شکافي چهار انقلاب/ کرين برينتون/ محسن ثلاثي

  


فردا در مشهد صورت مي گيرد ؛ اختتاميه جشنواره علوم قرآني



رشته هاي حفظ چهار جزء قرآن، حفظ شش جزء نخست قرآن با مفاهيم آن، مسابقات اذان در دو بخش مجزاي خواهران و برادران، عکاسي با مضامين قرآن، قصه هاي قرآني در قالب داستان کوتاه، قرائت زير 16 سال، هنرهاي قرآني شامل خوشنويسي و نقاشي از جمله بخشهاي برگزار شده جشنواره علوم قرآني است. سرپرست دفتر توسعه و ترويج فعاليتهاي قرآني با اعلام اين خبر گفت: مسابقات مرحله استاني با حضور برگزيدگان مرحله شهرستاني در 5 بخش حضوري و 4 بخش غيرحضوري در روزهاي 13 و 14 بهمن ماه سال جاري در مجتمع فرهنگي و هنري امام رضا(ع) برگزار شده و بخشهاي حضوري شامل مسابقات حفظ برادران و خواهران، قرائت اذان برادران و خواهران و مفاهيم قرآن کريم بود که نفرات نخست کليه شهرستانها در اين بخش شرکت نمودند و بخشهاي غيرحضوري شامل بخشهاي هنري و ارايه مقالات و بخش تجليل از پيشکسوتان بود که با ارايه آثار و گزارشها داوري و گزينش نهايي در استان انجام پذيرفت. گفتني است؛ اختتاميه جشنواره علوم قرآني 20 بهمن ماه در سالن آمفي تئاتر مجتمع فرهنگي و هنري امام رضا(ع) با حضور حضرت آيةا... علم الهدي امام جمعه مشهد، حجةالاسلام محمدي رئيس مرکز هماهنگي، توسعه و ترويج فعاليتهاي قرآني کشور برگزار مي شود. برگزاري نمايشگاهي از فعاليتهاي قرآني مؤسسات قرآني از برنامه هاي جنبي اختتاميه اين جشنواره مي باشد.

  


دکتر محمد صادق علمي: دهه فجر دهه تجلي قرآن است



دهه فجر را بايد دهه قرآن ناميد. دکتر محمد صادق علمي رئيس دانشگاه علوم قرآني مشهد با بيان اين مطلب گفت: نهضت امام حسين(ع) که سال 61 هجري در کربلا آغاز شد توسط امام خميني(ره) در دوران معاصر با تکيه به قرآن و اهل بيت(ع) به پيروزي رسيد





و قرآن در اين کشور فرصت حاکميت يافت. وي افزود: همه مسلمانان، ايران را به عنوان ام القراي جهان اسلام و منادي و احياگر قرآن در دوران معاصر مي شناسند، بنابراين وظيفه داريم با برنامه ريزي، فعاليتهاي گسترده و عميقي پيرامون قرآن انجام دهيم.

  


سيسکو



«سيسکو سيستمز» نام يک شرکت آمريکايي توليدکننده تجهيزات شبکه است که مرکز آن در شهر سن خوزه در ناحيه سيليکان ولي در ايالت کاليفرنيا قرار دارد. اين شرکت که محصولات مربوط به شبکه و ارتباطات را طراحي مي کند و با سه نام تجاري مختلف سيسکو، لينکسيس و ساينتيفيک آتلانتا به فروش مي رساند در سال 1984 توسط لن بزاک و سندي لرنر زوجي که در بخش کامپيوتر دانشگاه استنفورد کار مي کردند تأسيس شد. عنوان سيسکو مخفف سانفرانسيسکو است. با توجه به اظهارات جان مرگريج، کارمند 34 ساله و مدير پيشين شرکت، مؤسسان شرکت زماني که داشتند به سمت ساکرامنتو رانندگي مي کردند تا شرکت را به ثبت برسانند، با تصوير پل گلدن گيت در نور آفتاب مواجه مي شوند و اسم و نماد شرکت را بر اين اساس انتخاب مي کنند.
نماد شرکت منعکس کننده اصليت سان فرانسيسکويي آن است، که نشان دهنده پل گلدن گيت است که به سبک خاصي طراحي شده است. در اکتبر 2006 ، سيسکو نماد جديد خود را که از نماد قبلي ساده تر و ساخت يافته تر بود به معرض نمايش گذاشت.
شرکت سيسکو هم اکنون با 51480 کارمند داراي بازده 28/48 ميليارد دلار در سال 2006 و سود خالص 5/58 ميليارد دلار مي باشد.
شعار فعلي سيسکو اين است: «به شبکه انسان خوش آمديد». اين کمپاني در سال 2003 موفق به دريافت جايزه رياست جمهوري ران براون براي کيفيت عالي در روابط کارمندان و جامعه گرديد. سيسکو اولين شرکتي بود که يک روتر(مسيرياب) چند پروتکل موفق توليد مي کند که اجازه ارتباط بين پروتکل هاي مختلف شبکه را مي دهد.
در سال 1990 ، سيسکو به سهامي عام تبديل شد و سهام آن در بازار بورس NASDAQ عرضه شد. بزاک و لرنر با 170 ميليون دلار از شرکت خارج شدند و بعد از مدتي جدا شدند. زمان انفجار اينترنت در 1999 ، سيسکو شرکت کرنت در کاليفرنيا را به قيمت 7 ميليارد دلار خريداري کرد. اين شرکت گرانترين خريد سيسکو در آن زمان بود.
در اواخر مارس 2000 ، در اوج رشد دات کام، سيسکو با ارزش مالي بالغ بر 500 ميليارد دلار ارزشمندترين شرکت دنيا بود. سيسکو در 150 کشور دنيا مرکزهايي آموزشي به منظور تعليم افراد براي طراحي و نگهداري شبکه هاي کامپيوتري تأسيس کرده است. سيسکو مدارکي را براي متخصصين در زمينه هاي مختلف شبکه ارايه مي کند. از ميان اين مدارک مدرک CCIE پيشرفته ترين و بالاترين مدرک در زمينه شبکه هاي کامپيوتري است.يکي از انتقادهايي که به سيسکو وارد مي شود، همکاري سيسکو با چين براي سانسور اينترنت در آن کشور است. سيسکو تأسيسات زيربنايي لازم را براي بستن وب گاه ها براي دولت چين تأمين مي کند. با اين وجود، سيسکو ادعا مي کند که تأسيسات و يا خدمات خاصي براي فيلترينگ وب گاه ها به دولتها نمي فروشد و فقط تجهيزاتي را به چين فروخته که در تمام دنيا عرضه مي کند.

  


از نگاه دوربين







حسين پرتويي؛ عکاس تصوير ماندگار انقلاب اسلامي که پيوستن همافران به امام خميني (ره) در 19 بهمن 57 را به تصوير کشيد، به علت کسالت از پذيرش مصاحبه با روزنامه قدس امتناع و از مردم عذرخواهي کرد.










  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com