|
*مهدي جاويدي:وحيد شمسايي در چند سال اخير هرکجا رفته تيمش قهرمان شده به شکلي که تيم هاي با داعيه قهرماني از هم اکنون اين فکر را در سر مي پرورانند که چطور پاي کاپيتان را به تيمشان بازکنند. وي در آستانه ششمين قهرماني خود در فوتسال ايران در گفت وگويي ويژه با ما شرکت کرد که ماحصل آن در ذيل آمده است.
*آقاوحيد تا قهرماني فقط يک امتياز باقيمانده...
بله شکر خدا. به هرحال اين زحمت و تلاش مديران و بزرگان باشگاه بوده که از بهروز ريخته گران به عنوان بزرگ همه و علي طاهري مدير پرتلاشمان تا کادر فني و بچه هاي تيم همگي همت کردند تا دوهفته مانده به پايان ليگ به يک قدمي قهرماني برسيم. انشاا... يک امتياز هم از صدرا بگيريم کار تمام است.
*اما در چند سال اخير سابقه نداشته در فوتبال و فوتسال ما که يک تيم دوسال پياپي قهرمان شود!
بله و ما از اين لحاظ بسيار خوشحال هستيم که اولين باشگاهي خواهيم بود که دوبار پياپي قهرمان ايران مي شويم. اين افتخار در تاريخ قهرماني هايم کم بود که امسال در آستانه بدست آمدن است.
*دوسال قبل با تام، پارسال با ماهان و امسال هم که دوباره در آستانه قهرماني قرار داري؛ کلا هر جايي که باشي تيمت قهرمان مي شود،نه؟
اين لطفي است که شما به بنده داريد. من شاگرد اساتيد بزرگي در چند ساله اخير بوده ام و هرچه هست آموخته استادان بزرگي چون سيد مهدي ابطحي، امير شمسايي، حسين شمس و... است که حق زيادي بر گردنم دارند. سالي که از ايتاليا برگشتم خواستم خودم را محک بزنم و آن سال به ارم کيش رفتم که با وجود گذشتن بازي ها از نيم فصل تيم را از رده دهم به سوم جدول رسانديم. سال بعدش هم با آقاي شمس فقط به خاطر تفاضل نايب قهرمان شديم. معمولا موفق مي شوم چون هميشه سعي کرده ام در زمين مدير خوبي براي تيمم باشم و رابط مناسبي ميان بازيکنان و مسئولان باشگاه. بحث حاشيه اي و فني را در کنار هم کنترل مي کنم تا به عنوان کاپيتان تيمم کارش را بکند. با اين حال باشگاه هايي که در سال هاي اخير در آن بوده ام قهرماني را مي خواستند و همين روحيه کمک کرده تا به اين مهم دست پيدا کنم.
*چندبار در ليگ، قهرمان ايران شده اي؟
6 بار موفق شدم اين عنوان را بدست آورم که سال اول با امير شمسايي و رضا حيدريان شروع کردم، يک بار با پيمان تهران قهرمان شدم، دو بار با استقلال تهران، يک بار با تام و اکنون نيز در آستانه دومين قهرماني پياپي با ماهان هستيم.
*اما آقاي گلي را هنوز به دست نياورده اي...
آقاي گلي بدون قهرماني دو زار هم نمي ارزد. براي من اگر تيمم نتيجه نگيرد اصلا مهم نيست که آقاي گل بشوم يا نشوم. ضمن اينکه هم اکنون فاصله ام با صدر گلزنان 21 به 23 است که جرايد اشتباها آن را 25 به 28 قيد مي کنند. امسال در حدود 38 پاس گل داده ام که ارزشش خيلي بيشتر از آقاي گلي است و خيلي از توپهايي را پاس داده ام که خودم شانس داشتم آنها را گل کنم. من در 24 بازي که انجام دادم در حدود 18 بازي، بازيکن موثر تيمم بودم که اين خود يک موفقيت بزرگ تلقي مي شود.
*در مورد بازي هاي آسيايي بگو و اينکه چقدر از حريفان ماهان شناخت داريد؟
والا هنوز که فيلم بازي هاي تيم ها به حسين افضلي نرسيده که بتوان در مورد قدرت حريفان اظهارنظر کرد اما براي بازي تيم منتخب جهان که رفته بوديم مي گفتند لبناني ها و تايلندي ها به دنبال جذب بازيکنان برزيل بوده اند و حتي براي جذب فالکائو هم پيش پرداختي انجام شده بود. ذهني مي گويم آنها رقباي اصلي ما هستند اما بازهم هنوز شناختي نيست ولي نگران نيستيم و به قدرت خود در اين بازي ها که حساس ترين بازي هاي امسال آسيايي تلقي مي شود ايمان داريم.
* سرمربي تيم ملي اخيرا گفته شمسايي تا جام جهاني 2012 هم مي تواند در تيم ملي بازي کند، خودت نظرت چيست؟
اين لطف حسين آقا است. من قبلا هم گفته ام تا زماني که ببينم براي تيم ملي مفيد هستم بازي مي کنم و اگر روزي احساس کنم نمي توانم مفيد فايده باشم خودم کنار مي روم. من صبح و بعدازظهر تمرين مي کنم و به لحاظ بدني هيچ مشکلي احساس نمي کنم و اميدوارم همچنان براي تيم ملي موفقيت آفرين باشم.
*شمس معتقد است پس از کناررفتنش از سرمربيگري تنها تو مي تواني از عهده اين پست بربيايي به شرط آنکه علمت را بالاتر ببري...
خب من هميشه به نظر ايشان احترام مي گذارم و به خاطر اين حس اعتماد تشکر مي کنم. واقعيت اين است که من در زمان حضورم در اروپا و چه در ليگ ايران با مربيان بزرگي چون هرمانس، موروگا و بامنزوف و همچنين استاد شمس و سيد مهدي ابطحي کار کرده ام که از لحاظ تجربي فوق العاده تجربه ام را براي مربيگري بالا آورده اما هنوز به اين فکر نکرده ام که اصلا مي توانم مربي شوم يا خير. چون من در کارهاي مديريتي موفقيت بيشتري دارم. با اين حال سعي مي کنم با شرکت در کلاسهاي مربيگري به معلوماتم هم اضافه کنم.
*يعني در آينده مي خواهي مديرعامل يک باشگاه يا مثلا رئيس کميته فوتسال شوي؟
... (با خنده) نه يک زمان که بچه بوديم مي گفتيم مي خواهيم دکتر شويم که به زور ديپلم گرفتيم و حالا مي گوييم مدير شويم که حداقل به سرمربيگري برسيم. از الان بگوييم سرمربي مي شويم تدارکاتچي هم نخواهيم شد! |