|
تهران در يک منطقه زلزله خيز واقع شده و احتمال لرزه خيزي اين شهر، بسيار بالا و تا 7/4 دهم ريشتر پيش بيني مي شود، اما در عين حال با يک ساخت و ساز صحيح و مقاوم مي توان از وقوع فاجعه در تهران پيشگيري کرد. اين امکان از نظر علمي و نيز از نظر اجرايي وجود دارد که در تهران ساخت و ساز مناسبي صورت گيرد تا در صورت وقوع يک زلزله با شدت 7/4 دهم ريشتر، نه خرابي اي در ساختمانها ايجاد شود و نه حتي يک نفر کشته شود.
ما ابزار اينکه ساختمانهاي خوب بسازيم را داريم. فقط بايد نوعي شعور و آگاهي اجتماعي ايجاد شود تا به خاطر اينکه ارزان تر اما خراب تر و صدمه پذيرتر بسازيم، صرفه جويي هاي 5 درصدي و 10 درصدي نکنيم.
براي اصلاح روشهاي ساخت و ساز، يک سري گرفتاريهاي ديگر هم هست؛ مانند اينکه بايد به آموزش کادرهاي فني، تکنسين هاي فني و کارگر ماهر، بهاي بيشتري داده شود و اين عرصه را هم پر کنيم. مهندسان خوب داريم، اما مملکت در اين عرصه ضعيف است و اين گونه نيروهاي متخصص مياني را کم دارد.
توانايي ايران در زمينه مقاوم سازي بسيار کم است و در عرصه مقاوم سازي خيلي عقب هستيم. واقعيت اين است که از وضعيت مطلوب خيلي دوريم. چون در اين کار دقيقاً بايد همه جامعه داخل شود. يعني اصلاً کاري نيست که دولت به تنهايي انجام بدهد. دولت در برخي بخشها که خود مالک آن است، بايد اين کار را انجام دهد. بقيه آن به عرصه تمهيدات و استراتژيهايي بر مي گردد که مردم تشويق شوند؛ قوانيني گذاشته شود که مردم اگر عمل نکنند، يک سري جريمه ها را بپردازند و اگر هم در اين جهت اقدام کنند، تشويقات کلاني را به دست بياورند که يک حرکت و موجي در مقاوم سازي ساختمانهاي عادي شهري ايجاد شود.
وجود اين مشکلات در کلانشهر تهران برخي از کارشناسان را به فکر تغيير پايتخت انداخته است، اما اين کار، تنها پاک کردن صورت مسأله است، ضمن اينکه تمام مناطق مسکوني ايران که بين دو رشته کوه البرز و زاگرس قرار دارند، زلزله خيز هستند و وضعيتي بهتر از تهران ندارند.
اصلاً فکر نمي کنم انتقال پايتخت دردي دوا کند. به هر حال 8 تا 9 ميليون آدم در اين شهر زندگي مي کنند. گذشته از آن که 13 ميليون آدم در روز در تهران تردد مي کنند. جابه جايي پايتخت، اين آدمها را جابه جا نمي کند. بايد مسأله را در جاي خود حل کرد. جابه جا کردن وزارتخانه و بخشهاي اداري و دولتي ممکن است افراد کمتري را در روز به تهران بياورد، ولي جمعيتي که در تهران ساکن است که از آنجا نمي روند.
ايران در سالهاي اخير در زمينه مطالعاتي و پيش عملياتي براي زلزله بسيار پيشرفت کرده، اما هنوز از نقطه ايده آل دور است. بعد از زلزله منجيل در سال 1990 و پس از زلزله بم، در 20 سالي که من خودم به طريقي دارم مي بينم و درگير هستم، جهشها و حرکتهاي بسيار بزرگي انجام شده است. با اين حال هنوز به جايي نرسيده ايم که امروز رضايتبخش باشد، گرچه نمي توان منکر کارهايي هم که انجام گرفته، شد. چه در عرصه تهيه مدارک فني و چه در عرصه حتي همين آموزشها و عرصه مديريت بحران زلزله، يک سري حرکات انجام شده و با انجام اين حرکات، وضع مان بهتر است. ولي من هم به عنوان يک متخصص که نگاه مي کنم، مي گويم از نقطه ايده آل، بسيار دوريم و بايد براي رسيدن به آن وضع ايده آل بسرعت حرکت کنيم.
دکتر بهروز گتميري
استاد ژئوتکنيک لرزه اي و مديريت سوانح طبيعي دانشگاه پاريس
تلخيص از خبرآنلاين |