تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
حوادث
تاريخ
گزارش
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-02-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 20بهمن ماه 1388


دفاع 4 متهم جنايت دره جاجرود در دادگاه کيفري



گروه حوادث- مصدق: متهم اصلي جنايتي که در آن جواني براي ازدواج با زن مورد علاقه اش نقشه قتل همسر او را طراحي و به کمک





برادر و دوستش اجرا کرده بود، برخلاف اعترافهاي صريحش در نخستين جلسه رسيدگي به پرونده دوست خود را عامل جنايت معرفي کرد.
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز بيست و يکم مهرماه سال 86 سقوط يک دستگاه پرايد نقره اي به داخل دره جاجرود واقع در جاده آبعلي به کلانتري 144 جواديه گزارش شد.
با حضور مأموران کلانتري و عوامل راهنمايي و رانندگي در محل حادثه و بررسي صحنه سقوط خودروي ياد شده از سراشيبي جاده به ته دره صحنه سازي و مرگ مرد ميانسالي که جسدش در صندلي عقب خودرو افتاده بود و کفش و جوراب به پا نداشت مشکوک تشخيص داده شد.بر اين اساس و با گزارش موضوع به قاضي اصغرزاده بازپرس کشيک وقت دادرسي جنايي تهران تحقيقات اوليه آغاز شد.
معاينات پزشک تيم جنايي از جسد نشان مي داد مرحوم که «عسکر» نام داشت حدود 6 ساعت قبل بر اثر انسداد مجاري تنفسي اش به قتل رسيده است.
از اين رو کارآگاهان براي رديابي عامل يا عاملان احتمالي جنايت در همان ابتدا «زرين تاج» همسر 30 ساله مرحوم را که به تازگي بچه سومش را در بيمارستان به دنيا آورده بود تحت بازجويي قرار دادند که نامبرده ادعا کرد شب حادثه در منزل مادرش بوده و از چگونگي قتل شوهرش اطلاعي ندارد.
با وجود اين ادعاها کارآگاهان که به رفتارهاي اين زن مشکوک شده بودند با کسب دستور از قاضي تحقيق پرونده به بررسي پرينت مکالمات تلفني او پرداختند و پي بردند صبح روز بيست و يکم مهرماه (روز حادثه) جواني به نام «اميد» با وي تماس داشته است.
بدين ترتيب با بازجويي مجدد از «زرين تاج» تيم جنايي پرده از راز جنايت «عسکر» برداشت و دريافت نامبرده قرباني عشق و رابطه پنهاني همسرش با «اميد» شده است.
با کشف راز اين جنايت «اميد» متهم اصلي پرونده دستگير شد و گفت: من و «زرين تاج» پس از آشنايي با هم تصميم به ازدواج گرفتيم، اما چون شوهرش حاضر به جدايي نبود نقشه قتل وي را طراحي کرديم. بدين منظور من و برادرم امير و دوستم «احمد» با کليدي که زن مورد علاقه ام درشب حادثه در اختيارم گذاشته بود به خانه «عسکر» رفتيم.
مرحوم خوابيده بود که ما به طرفش حمله کرديم ابتدا مي خواستيم به زور او را جلوي لوله گاز ببريم و با وادار کردنش به استنشاق گاز مسمومش کنيم، اما وقتي بيدار شد و مقاومت کرد مجبور شدم با شيلنگي که از قبل تهيه کرده بودم او را خفه کنم. سپس براي آنکه مرگ وي را ناشي از تصادف جلوه دهيم دست به صحنه سازي زديم.با اين اعتراف و دستگيري دو متهم ديگر جنايت، پرونده با صدور قرار مجرميت به دادگاه کيفري ارجاع شد.
صبح دوشنبه ششم مهر ماه سال جاري چهار متهم پرونده اين جنايت با حضور در شعبه 113 دادگاه کيفري استان تهران به دفاع از خود پرداختند.
در آن جلسه «اميد» که طبق کيفرخواست صادره از سوي دادستاني تهران متهم به مباشرت در قتل و مشارکت در تخريب خودروي «عسکر» بود وقتي مقابل هيأت قضايي ايستاد با صراحت تمام اتهامات وارده عليه خود را پذيرفت و گفت: برادرم و دوستم هيچ نقشي در ارتکاب قتل نداشتند. اين من بودم که شيلنگ را دور گردن مرحوم انداختم و او را خفه کردم.
صبح ديروز آخرين جلسه محاکمه متهمان اين پرونده به رياست قاضي هميار برگزار شد. در ابتداي اين جلسه و پس از طرح شکايت از سوي فرزند ارشد برادرزاده و برادرزاده مقتول به عنوان قيم اتفاقي وراث «اميد» بار ديگر به دفاع از خود پرداخت و برخلاف اعترافاتش در اولين جلسه دادگاه و مقابل هيأت قضايي گفت: من مرحوم را نکشتم، بلکه دوستم «احمد» با شيلنگ او را خفه کرد.
وي با بيان اينکه «احمد» براي همکاري در اين جنايت مبلغ 8 ميليون تومان از وي دريافت کرده است، گفت: براي اثبات ادعايم فقط رسيدي که از بانک داشتم و نشان مي داد مبلغ ياد شده را به حسابش واريز کردم در جريان آتش سوزي کارگاه مبل سازي از بين رفت.
«اميد» در خاتمه و به عنوان آخرين دفاع از خود گفت: اتهام قتل عمد را قبول ندارم و در جلسه قبل هم فقط براي اينکه «احمد» را بي گناه جلوه دهم قتل را گردن گرفته بودم.
در ادامه جلسه و بر خلاف زرين تاج همسر مقتول که ادعا مي کرد هيچ دخالتي در قتل شوهرش نداشت و اساساً ازنقشه قتل وي بي اطلاع بود، دو متهم ديگر پرونده به دفاع از خود پرداختند و اتهام معاونت در قتل و مشارکت در تخريب خودرو مرحوم را پذيرفتند.
گفتني است، با ختم جلسه دادگاه، متهمان تا صدور حکم قانوني راهي زندان شدند.

  


اگر تهران بلرزد



تهران در يک منطقه زلزله خيز واقع شده و احتمال لرزه خيزي اين شهر، بسيار بالا و تا 7/4 دهم ريشتر پيش بيني مي شود، اما در عين حال با يک ساخت و ساز صحيح و مقاوم مي توان از وقوع فاجعه در تهران پيشگيري کرد. اين امکان از نظر علمي و نيز از نظر اجرايي وجود دارد که در تهران ساخت و ساز مناسبي صورت گيرد تا در صورت وقوع يک زلزله با شدت 7/4 دهم ريشتر، نه خرابي اي در ساختمانها ايجاد شود و نه حتي يک نفر کشته شود.
ما ابزار اينکه ساختمانهاي خوب بسازيم را داريم. فقط بايد نوعي شعور و آگاهي اجتماعي ايجاد شود تا به خاطر اينکه ارزان تر اما خراب تر و صدمه پذيرتر بسازيم، صرفه جويي هاي 5 درصدي و 10 درصدي نکنيم.
براي اصلاح روشهاي ساخت و ساز، يک سري گرفتاريهاي ديگر هم هست؛ مانند اينکه بايد به آموزش کادرهاي فني، تکنسين هاي فني و کارگر ماهر، بهاي بيشتري داده شود و اين عرصه را هم پر کنيم. مهندسان خوب داريم، اما مملکت در اين عرصه ضعيف است و اين گونه نيروهاي متخصص مياني را کم دارد.
توانايي ايران در زمينه مقاوم سازي بسيار کم است و در عرصه مقاوم سازي خيلي عقب هستيم. واقعيت اين است که از وضعيت مطلوب خيلي دوريم. چون در اين کار دقيقاً بايد همه جامعه داخل شود. يعني اصلاً کاري نيست که دولت به تنهايي انجام بدهد. دولت در برخي بخشها که خود مالک آن است، بايد اين کار را انجام دهد. بقيه آن به عرصه تمهيدات و استراتژيهايي بر مي گردد که مردم تشويق شوند؛ قوانيني گذاشته شود که مردم اگر عمل نکنند، يک سري جريمه ها را بپردازند و اگر هم در اين جهت اقدام کنند، تشويقات کلاني را به دست بياورند که يک حرکت و موجي در مقاوم سازي ساختمانهاي عادي شهري ايجاد شود.
وجود اين مشکلات در کلانشهر تهران برخي از کارشناسان را به فکر تغيير پايتخت انداخته است، اما اين کار، تنها پاک کردن صورت مسأله است، ضمن اينکه تمام مناطق مسکوني ايران که بين دو رشته کوه البرز و زاگرس قرار دارند، زلزله خيز هستند و وضعيتي بهتر از تهران ندارند.
اصلاً فکر نمي کنم انتقال پايتخت دردي دوا کند. به هر حال 8 تا 9 ميليون آدم در اين شهر زندگي مي کنند. گذشته از آن که 13 ميليون آدم در روز در تهران تردد مي کنند. جابه جايي پايتخت، اين آدمها را جابه جا نمي کند. بايد مسأله را در جاي خود حل کرد. جابه جا کردن وزارتخانه و بخشهاي اداري و دولتي ممکن است افراد کمتري را در روز به تهران بياورد، ولي جمعيتي که در تهران ساکن است که از آنجا نمي روند.
ايران در سالهاي اخير در زمينه مطالعاتي و پيش عملياتي براي زلزله بسيار پيشرفت کرده، اما هنوز از نقطه ايده آل دور است. بعد از زلزله منجيل در سال 1990 و پس از زلزله بم، در 20 سالي که من خودم به طريقي دارم مي بينم و درگير هستم، جهشها و حرکتهاي بسيار بزرگي انجام شده است. با اين حال هنوز به جايي نرسيده ايم که امروز رضايتبخش باشد، گرچه نمي توان منکر کارهايي هم که انجام گرفته، شد. چه در عرصه تهيه مدارک فني و چه در عرصه حتي همين آموزشها و عرصه مديريت بحران زلزله، يک سري حرکات انجام شده و با انجام اين حرکات، وضع مان بهتر است. ولي من هم به عنوان يک متخصص که نگاه مي کنم، مي گويم از نقطه ايده آل، بسيار دوريم و بايد براي رسيدن به آن وضع ايده آل بسرعت حرکت کنيم.
دکتر بهروز گتميري
استاد ژئوتکنيک لرزه اي و مديريت سوانح طبيعي دانشگاه پاريس
تلخيص از خبرآنلاين

  


سلطان کلاهبرداران ايران



هميشه دانشمندان يا هنرمندان نبوده اند که با انجام کارهايي که قبلاً کسي آن را انجام نداده و يا با خلق اثري که مشابه آن وجود نداشته، به تاريخ پيوسته باشند. کلاهبرداران هم در تاريخ جايي براي خود دارند:






* ح - ک
کلاهبردار وطني، مردي که کاخ دادگستري را فروخت، حدود 70 سال پيش در شهريار متولد شد. حسين. ک مردي بي سواد ولي باهوش بود و بي ترديد اگر تحصيلات مناسبي داشت، به يکي از بزرگان ادب و علم کشور تبديل مي شد. اما او از جواني به راهي غير از آن کشيده شد.
حسين.ک با کلاهبرداريهاي کوچک روزگار مي گذراند، اما اين کارها براي مردي با هوش چون او کارهايي کوچک محسوب مي شدند. تا اينکه يک روز طعمه بزرگترين کلاهبرداري خود را در برابر سفارت انگليس شکار کرد؛ دو گردشگر آمريکايي ساده لوح که به دنبال خريد يک هتل در ايران بودند. «حسين» آنها را به دفترش که در خيابان گيشا بود دعوت کرد و در آنجا به آنها پيشنهاد خريد يک ساختمان بزرگ و مجلل را به قيمت بسيار مناسب داد. اين ساختمان، کاخ دادگستري بود که در خيابان خيام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستري از آن استفاده مي شود. قرار بازديد از کاخ براي فرداي آن روز گذاشته شد و «حسين» همان روز عصر به آنجا رفت و با تطميع اتاقدار وزير وقت دادگستري، دفتر کار وزير را براي مدت يک ساعت اجاره کرد. فرداي آن روز پيش از آمدن مشتريها، 200 جفت دمپايي پلاستيکي تهيه کرد و جلوي در اتاقهاي کاخ که يک ساختمان اداري محسوب مي شد و در آن ساعت خالي بود، گذاشت. به اتاق وزير رفت و منتظر شکارهايش شد. آمريکايي ها سروقت آمدند و «حسين» به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتي مشتريها درخواست ديدن داخل اتاقها را داشتند، به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپايي ها، آنها را منصرف مي کرد. مشتريان ساختمان را پسنديدند و به پول رايج آن زمان 500 هزار تومان به «حسين» پرداخت کردند و خوشحال از اين معامله پرسود، براي تحويل ساختمان 10 روز ديگر مراجعه کردند.
اما همان جا بود که فهميدند چه کلاه بزرگي سرشان رفته است. «حسين» همان روز معامله، به مصر فرار کرد و پس از چند ماه زندگي در آنجا، به ايران بازگشت. اما در ايران بازداشت و به زندان محکوم شد و چند سال بعد از وقوع انقلاب اسلامي فوت کرد.«حسين» يک کلاهبردار ذاتي بود، حتي در زندان! او تلويزيون زندان را به يکي از زندانيان به قيمت 100 تومان فروخت و وقتي آن زنداني پس از آزادي تلويزيون را زير بغل زد و مي خواست آن را با خود ببرد، فهميده بود که چه کلاهي سرش رفته و مضحکه بقيه شده است !

  


لحظه ها و حادثه ها



خودکشي براي جلوگيري از جدايي
يک مرد مصري به دليل باز نگشتن همسرش به خانه و اصرار او براي جدايي، خودکشي کرد.به گزارش خبر آنلاين، اين حادثه در استان الشرقيه مصر رخ داد و پيکر نيمه جان اين مرد 25 ساله به بيمارستان انتقال يافت.

تقلب با تلفن همراه
ميزان استفاده از mp3 پليرها و تلفنهاي همراه در جلسات آزمونها در ميان دانشجويان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي انگلستان بشدت در حال افزايش است. به گزارش ايسنا، طي يک سال گذشته اين ميزان 6 درصد افزايش يافته و به 4500 مورد رسيده است.

اجازه از پليس براي کشتن پدر
مردي در مصر پس از اينکه مادرش را به قتل رساند، از مأموران پليس خواست تا به او اجازه بدهند به خانه برود و پدرش را نيز بکشد.به گزارش خبر آنلاين، اين حادثه در استان مطروح مصر رخ داد و اداره پليس در جريان قتل زن 50 ساله اي در يکي از مناطق شهر قرار گرفت.

اجاره زندان
دولت هلند زنداني را به بلژيک اجاره داد.به گزارش خبرآنلاين، دولت هلند که جاي خالي زيادي در زندانهايش دارد، با نگهداري 500 زنداني بلژيکي در زندان شهر تيلبرگ، واقع در جنوب اين کشور موافقت کرده است.

رکورد زني حمايت از مجازات مرگ

نتايج نظرسنجي هاي دولتي که به تازگي در ژاپن انجام شده نشان دهنده رکوردزدن حمايت مردم اين کشور از مجازات مرگ از سال 1994 تا کنون با 85/6 درصد بوده است.به گزارش فارس، از زمان شروع نظرسنجي ها در سال 1994 اين بالاترين ميزان حمايت از اين مجازات است که نشان دهنده حمايت جامعه ژاپن از اعمال اين مجازات براي جرايم فجيع پس از بروز چند مورد از اين اتفاقها مانند حادثه چاقوزني در منطقه آکي هاباراي توکيو در سال 2008 است.

راننده مست و 49 کودک

پليس آفريقاي جنوبي يک راننده مست را به اتهام جاي دادن 49 کودک در يک تاکسي دستگير کرد.به گزارش ايسنا، مأموران پليس اين جوان 26 ساله را در حالي که مست بود، در استان «کوآزولو- ناتال» دستگير کرده و خودروي او را نيز به پارکينگ منطقه منتقل کردند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com