تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
گزارش
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-02-10
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 21بهمن ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * حجةالاسلام سيد هادي موسوي از جلوه هاي اخلاقي امام در سياست مي گويد؛
همه فرزندان امام خميني (ره)
 * پيام امام خميني به ملت ايران در 22 بهمن 57 ؛ مانع آشوب شويد
 * حکايت تاريخ از برگزاري مراسم عزاداري محرم و صفر در بارگاه رضوي؛
مرثيه اي براي آفتاب
 * بازديد قائم مقام توليت آستان قدس رضوي از نمايشگاه
و کارگاه آموزشي پژوهشگران نوجوان انقلاب
 * امام هشتم(ع) و مواجهه با مخالفان زمان
 * يادي ازشيخ بهايي؛ همسايه يکي از بهترين هاي جهان...
 * سؤال از شما پاسخ از ما؛ چگونه مي توان وقفيت مالي را اثبات نمود؟
 * توسط بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي؛
بزرگترين تذکره شرح احوال شاعران فارسي منتشر شد

حجةالاسلام سيد هادي موسوي از جلوه هاي اخلاقي امام در سياست مي گويد؛
همه فرزندان امام خميني (ره)



* عليرضا نخبه
حجةالاسلام سيد هادي موسوي از جمله مبارزيني است که سالهاي طولاني قبل از انقلاب در ايران و نجف و نيز پس از انقلاب در خدمت امام بوده است.






وي که از نزديک با روش و منش اجتماعي، سياسي و اخلاقي حضرت امام آشنايي دارد به بهانه سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي از روزهايي مي گويد که در محضر پير جماران جلوه هاي پرفروغ اخلاق را در سياست مشاهده کرد. مصاحبه پيش رو به بيان برخي از تجليات اخلاقي امام راحل در سيره سياسي مي پردازد که محصول نشست شاگرد امام خميني با «قدس» است.

آشنايي با حضرت آفتاب





حجةالاسلام سيد هادي موسوي، درباره نحوه آشنايي خود با امام خميني مي گويد: از همان روزهاي نخستي که در سال 1338 وارد حوزه علميه قم شده بودم شيفته امام شدم و پس از فوت مرحوم آيةا... بروجردي و شروع مبارزات امام با رژيم پهلوي اين ارادت شدت يافت. همزمان رفت و آمدم به بيت امام بيشتر شد تا اينکه ماجراي تبعيد حضرت امام به ترکيه پيش آمد. چند ماهي که گذشت زمزمه انتقال حضرت امام از ترکيه به نجف در حوزه مطرح شد از همان زمان تصميم به هجرت به نجف را گرفتم و با سختي خودم را به نجف رساندم. وي ادامه مي دهد: همان روزي که وارد نجف شدم خبر آوردند که امام از ترکيه به عراق آمده اند و در کاظمين هستند، همان شب به اتفاق تعدادي از طلاب با تمهيداتي که مرحوم حاج آقا نصرا... خلخالي انديشيده بودند به کاظمين رفتم، وقتي به محل اقامت حضرت امام رسيدم؛ حاج آقا مصطفي گفت: امام مشغول استراحت هستند. بالاخره نزديک اذان صبح که امام براي زيارت به حرم مشرف مي شدند، در صحن حرم امام علي(ع) خدمت امام رسيدم. اين ديدار طليعه حضور دوباره در محضر امام بود تا اينکه انقلاب پيروز شد و بعد از پيروزي انقلاب هم تا مدتي جماران در خدمت ايشان بودم.





امام هميشه وقت داشت

حجةالاسلام موسوي در خصوص برخورد امام با اطرافيان مي گويد: حضرت امام برخورد بسيار عاطفي و صميمي با اطرافيان داشتند و با گرمي برخورد مي کردند اما هيچ وقت تعصب نشان نمي داند و نسبت به خطاها و تخلفات اطرافيان عکس العمل نشان مي دادند حتي در اين جهت سختگير هم بودند. اين همان سيره اي بود که در زندگي اميرالمؤمنين(ع) هم ديده مي شود. امام در عين متانت و محبت و علاقه به دوستان واقعاً خلاف را خلاف مي دانستند و هيچ خلافي براي ايشان قابل اغماض نبود ولي به قدري با ظرافت برخورد مي کردند که نه تنها موجب رنجش دوستان نمي شد، بلکه باعث جذب بيشتر آنها مي شد.
وي با تأکيد بر استقبال همراهان امام خميني بر مواضع ايشان درباره خطاهاي صورت گرفته، مي افزايد: علت استقبال آنان اين بود که احساس مي کردند امام حتي در عرصه سياسي هم با دوستي و علاقه مندي رفتار مي کنند. همين برخورد عاطفي امام با دوستان در نجف خيلي سريع اثرگذار شد گرچه همه آن روزها با ديد متفاوتي به مسايل سياسي و حتي به امام نگاه مي کردند، اما به هر حال حتي آناني که از نظر سياسي انتقادهايي به امام داشتند، مجذوب اخلاق امام شده بودند.





وي اظهار مي دارد: امام شبها نيم ساعتي بعد از نماز مي آمدند بيرون مي نشستند وبا افراد مختلف (جوانها، طلبه ها و...) و ضمن اداي احترام به سؤالات آنان پاسخ مي دادند. لازم به ذکر است؛ مادامي که کسي سؤال نمي کردند ايشان حرف نمي زدند بلکه اجازه مي داد ديگران شروع کنند. در مجالسي هم که دعوت مي شدند در بين مردم عادي مي نشستند، در مسير حرم نسبت به روحانيون و طلابي که به حرم مشرف مي شدند بي اعتنا نبودند. اين رفتار امام در برخورد با زائران ايراني که براي ملاقات ايشان مي آمدند يا ميهمانان منزل هم عموميت داشت. امام به همه ما تفقد داشتند و نبود زماني که ايشان بفرمايند که وقت ندارم. هميشه قبل و بعد از سفر خدمت ايشان مي رسيديم و دعاي خيرشان به ما روحيه مي داد. هيچ گاه نشد که ابتداي به ساکن براي کاري که انجام داده ايم مؤاخذه شويم بلکه با دقت به سخنان ما گوش مي دادند و بعد راهنمايي مي کردند.

حتي اگر «احمد» باشد

حجةالاسلام موسوي درباره برخورد امام راحل با انحرافات اعتقادي دوستان و ياران خود، مي گويد: علي رغم اينکه رفتار امام خيلي عاطفي بود، اما در اين مورد اغماض نمي کردند. امام ازهيچ اشتباهي چشم پوشي نمي کردند ولي برخورد امام طوري بود که آموزش زندگي بود نه تنبيه.هنوز دست نوشته هاي امام در وسايل من هست. يکي دو مورد امام يک تذکري فرمودند که کساني که در بيت من هستند با همه علاقه اي که من به اينها دارم راضي نيستم له يا عليه کسي موضع داشته باشند و اگر من بدانم و بفهمم که موضع دارند من به شدت برخورد مي کنم حتي اگر فرزندم احمد باشد. در يکي از نامه هايشان مخصوصاً اين را قيد کردند. تذکر امام به خطاکار با ظرافت و غيرمستقيم بود. امام واقعاً در همه مسايل بدون استثناء ويژه بود، خصوصيات خاصي داشت. امام براي مسايل ديني يک پارچه غيرت بود، امام به معناي واقعي کلمه در اسلام خلاصه شده بود.

همه مخالفين امام

وي در ادامه با اشاره به حسن رفتار امام راحل در برخورد با مخالفين، بيگانگان و حتي معاندين تصريح مي کند: امام در نجف سه نوع مخالف داشتند؛ دولتمردان بعثي عراق و دولتهاي ديگر، گروه ديگر مسلمانان و حتي شيعياني بودند که با مسايل سياسي انس و الفتي نداشتند و ديگر گروه نيز مخالفيني بودند که در بدنه حوزه بودند. امام با اينها به قدري عاطفي برخورد مي کرد که طرف مجذوب امام مي شد. امام در خصوص مخالفين خود هيچ گاه ما را تشويق به موضع گيري نمي کردند و حتي اگر کسي قصد داشت از مخالفي بد بگويد، برخورد مي کردند. يادم هست برخي در فضاي حوزه نجف که خيلي موافق امام نبود به دنبال ايجاد تشنج بودند که بگويند حضور آقاي خميني باعث اين اتفاق شده است، ولي ايشان به قدري حساب شده با اين مسايل برخورد مي کردند که حادثه آفرين نشود و نشد و بعضي از آقايان به صراحت عقب نشيني کردند. کمک غيرعلني مالي و علمي و خانوادگي به مخالفين حوزوي بخشي از رفتار سياسي امام بود که باعث شد در مدت زمان کوتاهي کار به جايي برسد که اين افراد زبان به عذرخواهي باز کرده و به سمت امام و بيت امام رو آوردند، شاگردان امام دوستان امام را مورد تکريم قرار دادند. حتي کلاس درس هم مي آمدند اين چيزي بود که خيلي ويژه بود.

مصداق تفکر اسلامي

شاگرد امام راحل در ادامه اين بحث به سيره رفتاري امام در برخورد با سياستمداران اشاره کرده و مي افزايد: امام نهضت را در شرايطي شروع کردند که حداقل سه گروه مشخص با رژيم شاه مبارزه مي کردند. آنها کساني بودند که ادعاي مبارزات متمادي و پارلماني داشتند و افراد پخته و نخبه اي هم داشتند مردم هم طرفدار و هوادارشان بودند آنان وزنه هاي علمي را از سطح دانشگاه ها از اقشار مختلف جامعه جذب کرده بود ولي هيچکدام آنها آن جذبه امام را نداشتند و همه اين گروهها هم بعداً رهبري امام را پذيرفتند نه بالاجبار و با اکراه که به جان و دل پذيرفتند و قبول کردند.
حجةالاسلام موسوي در ادامه يادآور مي شود: علت اين جذبه امام تکيه ايشان بر آيات قرآن بود که مسلمانان را براي اقامه حق به مبارزه دعوت مي کرد. حتي زماني که به ايشان گفته شد شاه تا دندان مسلح است و شما دست خالي و مبارزه را رها کنيد، فرمودند که اگر در مبارزه شکست بخوريم مثل جدمان سيدالشهدا(ع) اجر و ثوابش را داريم. اگر پيروز شويم که حرف اسلام را داريم مي زنيم، ببينيد تفاوت امام با ديگران اين مسأله بود. حتي مبارزين غير ايراني در کشورهاي ديگر، به اين نتيجه رسيده بودند که تنها راه مبارزه با استکبار پيروي از اين رهنمود امام است. امروز در دنيا اين مسأله مطرح است که مبارزات مسلمانان تحت تأثير تفکر امام خميني است، نمي گويند تفکر اسلام، مي گويند تفکر خميني. اين يعني اينکه تفکر امام در دنياي اسلام ريشه پيدا کرده است بر همين اساس هم امام بحث اسلام ناب و اسلام آمريکايي مطرح کردند.

همه فرزندان خميني

وي با اشاره به تأثيرات امام راحل در مبارزات غيراسلامي در داخل و خارج کشور مي گويد: يادم هست که کومونيستها از امام خواهش مي کردند جلسه اي مشترک با ايشان داشته باشند. گرچه هيچ سنخيتي با تفکرات اين گروه در کار نبود ولي امام طوري توانست اين حلقه هاي زنجير را به هم مربوط کند که ديگر آنان نگويند من حزب توده اي ام، بلکه بگويند من فدايي خلقم. امام همه را در يک گردونه جمع کرد. طبقات مختلفي از نظر سني، فکري، تحصيلي در کنار جمع شدند. امام همه اقشار را با هم متحد کرد. اين در رابطه با انقلاب ايران؛ در رابطه با کشورهاي ديگر هم همين مسأله وجود داشت. حجةالاسلام موسوي ادامه مي دهد: در سال 57 در مکه با يک دانشجوي اقتصاد دانشگاه الرياض آشنا شدم صحبتهايي کرد خلاصه اش همين بود که شما فکر نکنيد ما مسلمان نيستيم، بلکه ما امروز به اينجا رسيديم که «تفکر خميني» دارد به ما الگو مي دهد. اين زماني بود که هنوز امام پاريس بودند. اين اواخر که هر کس يک روحاني مي ديد، مي گفت: «خميني» مخصوصاً اگر طرف سيد بود! اين يعني اينکه تفکر، تفکر خميني بود. اين در حالي بود که پيش از آن اعراب به ايرانيان به خاطر حمايت شاه در جنگ ژوئن سال 1967 (جنگ اعراب و اسرائيل)، ابن اليهود مي گفتند. استاد حوزه علميه قم اضافه مي کند: اما سياستهاي «حاج آقا روح ا...» حقيقت را به آنان نشان داد. آنها بعدها که فهميدند در دنيا هر فرودگاهي مي رفتيم مي گفتند خميني. يعني ايشان را نشان مي دادند. حتي بعد از پيروزي انقلاب ايراني ها را «فرزندان خميني» مي ناميدند.

امام رفيق خانواده اش بود

حجةالاسلام موسوي با اشاره به ارتباط امام با خانواده اش مي گويد: امام علي رغم اينکه اقيانوس بيکران سياست و علم بودند در مسايل خانوادگي سفارشات اسلام را اجرا مي کردند. در خانواده به عنوان يک رفيق بودند. امام هيچ وقت به خاطر کارهايي که داشتند از رسيدگي به خانواده غافل نمي ماندند بلکه کاملاً براي خانواده وقت مي گذاشتند.
امام با اطرافيان به عنوان يک رفيق برخورد مي کرد به قدري عاطفي، که زبانزد خاص و عام شده بود.وي تأکيد مي کند: اين برخورد امام با خانواده علاوه بر اينکه جنبه عاطفي داشت به نگاه ايشان به مسأله حضور زن در اجتماع نيز برمي گشت. امام نظر مثبتي در رابطه با حضور زنان البته حفظ شؤون زن بودن بر اساس تعليمات اسلامي داشتند. اين اعتقاد و روش عملي امام بود.امام معتقد بود که خانمها نقش اساسي در جامعه دارند و لذا مي فرمود که بانوان ايران ما جلوتر از مردها حرکت کردند و اين واقعاً باور نکردني بود. اينها شعار نبود بلکه امام معتقد بود که زن نقش بسيار مهمي مي تواند داشته باشد. همان نقشي که حضرت زينب(س) داشت همان نقشي که حضرت صديقه طاهره(س) داشتند.

  


پيام امام خميني به ملت ايران در 22 بهمن 57 ؛ مانع آشوب شويد



حضرت امام خميني(ره)، رهبر کبير انقلاب اسلامي، در روز 22 بهمن سال 57 خطاب به ملت ايران، پيامي صادر فرمودند.
متن پيام امام خميني(ره) در روز 22 بهمن 57 به اين شرح است:






بسم ا... الرحمن الرحيم
ملت مسلمان و قهرمان و مبارز ايران! در اين لحظه حساس که به لطف خداوند تعالي مبارزات قهرمانانه شما سدهاي استبداد و استعمار را يکي پس از ديگري مي شکند و انقلاب اسلامي شما شکوفه ها و ميوه هاي خود را آشکار مي سازد، لازم مي دانم ضمن اظهار تشکر و قدرداني از يک يک شما برادران و خواهران چند نکته را يادآوري نمايم:
شما در جريان مبارزات گذشته رشد اسلامي و انقلابي خود را آشکار کرده ايد و اکنون بيش از پيش لازم است که اين رشد را به جهانيان نشان دهيد تا جهانيان بدانند مردم مسلمان ايران مي توانند بدون قيمومت اين و آن، راه سعادت خود را انتخاب نمايند.
لهذا از شما مي خواهم که اولاً مانع آشوب و هرج و مرج بشويد و نگذاريد آشوبگران مغرض به عملياتي از قبيل غارت، آتش سوزي، مجازات متهمان و از بين بردن آثار علمي و فني و صنعتي و هنري و اتلاف اموال عمومي و خصوصي دست بزند. دشمن براي خراب کردن چهره نهضت از طريق نفوذ دادن افراد مفسد و مغرض در ميان توده مسلمان دست به چنين کارها مي زند تا نهضت ما را ارتجاعي و وحشيانه قلمداد نمايد. من اکيداً اعلام مي کنم که هر کس دست به چنين عملياتي بزند از جامعه انقلابي ملت مطرود و در پيشگاه خداوند متعال مسؤول است.
ثانياً توجه داشته باشيد که انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است. دشمن از انواع وسايل و دسايس بهره مند است و توطئه ها در کمين ماست. تنها هوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمانهاي رهبري و دولت موقت اسلامي است که همه توطئه ها را نقش بر آب مي سازد. ثالثاً افرادي از دشمن که به عنوان اسير در اختيار شما قرار مي گيرند هرگز مورد خشونت و آزار قرار ندهيد. همچنان که سنت اسلامي است به اسيران محبت و مهرباني کنيد و البته دولت اسلامي به موقع آنها را محاکمه و عدالت را در مورد آنها اجرا خواهد کرد.
از همه شما برادران و خواهران عزيزم مي خواهم که با دولت موقت انقلاب اسلامي که وارث يک سلسله خرابي هاي دولتهاي فاسد گذشته است همکاري نماييد تا به حول و قوه الهي هر چه زودتر با همکاري يکديگر ايران اسلامي آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان بسازيم.
والسلام عليکم و رحمةا... و برکاته
روح ا... الموسوي الخميني

  


حکايت تاريخ از برگزاري مراسم عزاداري محرم و صفر در بارگاه رضوي؛
مرثيه اي براي آفتاب



* معصومه فرماني کيا
داربستها که بالا مي رود پارچه هاي سياه و بيرقها از صندوقها بيرون مي آيد با لباسهاي مشکي همه اتفاقات مثل هر سال است،





حتي حسينيه ها، پارچه هاي مشکي ميخکوب شده بر ديوارها، رديف رديف استکانهاي کمر باريک و ظرفهاي قند و صداي يا رضا يا رضا(ع)... آخر صفر که مي شود روضه همان روضه ست، همان هايي که صدها سال است خوانده مي شود.
روايت همان روايت هميشگي است اما اين وسط يک چيزي است که هر قدر هم تکراري شود دل را مي لرزاند و اشک را مشتاق ريختن مي کند. هر اندازه که پاي کار و دغدغه و زندگي در ميان باشد و گناه هميشگي کار داشتن ها و دير رسيدن هايمان بهانه شود صداي دسته هاي عزادار که کوچه را بردارد دل ما را هم برمي دارد. تا براي چند لحظه هم که شده بفهميم عشق يعني چه؟ عشقي که هميشه تازه است و مي جوشد و قلب و روح را تعالي مي بخشد. اين روزها همراه است با برشهايي از حادثه هاي کوچک و بزرگ با روايتهاي ناب از آدمها. آن قدر که مي ماني کدام تکه از کدام حکايتش را انتخاب کني. اين حکايت همه کوچه ها، خيابانها و نسل هاست، اما در هواي مشهد غلظتش بيشتر است...

نقطه شروع سوگواري

تا قرن پنجم هنوز خبري رسمي از برگزاري مراسم سوگواري عمومي و رسمي نبوده است. هر چند شواهد تاريخي بيانگر اين است که جماعتي اندک مراسم هايي داشته اند.
چنانچه ابن اثير از مجلس وعظ روزهاي جمعه خبر داده و جمعي که در آن حضور داشته اند. او مي آورد اين مجلس در عاشورا به دليل اختلافات مذهبي به غائله اي ختم شده و عده اي در آن کشته مي شوند. با اين حال «کلاويخو» در اوايل قرن نهم از مشهد به عنوان شهر عمده زيارتي ياد کرده و از حضور سالانه مردم در اين شهر مي نويسد. همين قراين است که مي گويد: مشهد در دوره تيموري پايتخت مذهبي محسوب مي شده است. در عصر صفويه شدت اين توجه بيشتر شده تا آنجا که هم زيارت مورد اقبال قرار گرفته و هم توجه به تشکيلات. بزرگان شهر و ارادتمندان در کنار تأمين نيازهاي زائران به ديگر زائران دوران بعد از خود هم توجه دارند...

وقف نامه ها

گفته مي شود شاه سلطان حسين صفوي موقوفه اي براي تعزيه داري در نظر گرفته و مي نويسد: مبلغ چهارده تومان را در عشر اول شهر محرم هر سال در آستانه مقدسه صرف تعزيه سيدالشهدا، خامس آل عبا و اصحاب... و اطعام سوگواران نمايند. در متن وقفنامه مي آورد: ... و از جمله چهار تومان باقيمانده مبلغ دو تومان و هشت هزار دينار را هر سال در روز عاشورا صرف حلوا و نان به جمعي از فقرا و زائران و خدمه که در آن وقت باشند تقسيم و ثواب آن را به ارواح مقدسه سيدالشهدا و باقي ائمه نمايند.پژوهشگران از مراسم سوگواريها و وسعت آن خبر داده و مي نويسند: اطعام سوگواران سنتي رايج بوده و موقوفاتي به اين امر اختصاص داشته است به طوري که در موقوفه شاه طهماسب صفوي آمده که «نصف درآمد از نه عشر عايدات موقوفات کل مزرعه حسيني بايد همه ساله در ايام عاشورا هر روز و شب صرف تعزيه داري امام حسين شود.»
علاوه بر مرثيه سرايي و تعزيه داري ظهور و بروز برخي از مراسم و آيين ها شکل تازه تري به سوگواري ها داده است به گونه اي که يکي از کارشناسان اداره اسناد در تحقيقات خود با اشاره به مراسم نخل بندي از 56 سند در رابطه با اين موضوع خبر مي دهد.

شکل گيري دسته هاي عزاداري

دستجات مذهبي نيز از همين دوران شکل گرفته است. معمولاً رواق دارالضيافه، ايوان طلاي صحن عتيق و مسجد گوهرشاد و مدرسه پايين پا، محل برگزاري مجالس عزاداري بوده است.

تشکيلات وسعت مي گيرد

روز به روز به تعداد موقوفه ها و ساماندهي دستجات براي شکل گيري بهتر مراسم اضافه شده تا آنجا که در عهد افشاريه نيز مراسم در حرم برگزار شده و براي تأمين هزينه هاي آن موقوفاتي در نظر گرفته شده است به طوري که متن موقوفه «يلداش بيگ» به تاريخ 1158 حاکي از آن است که دهه اول محرم و اربعين و آخر صفر در مسجد گوهرشاد و ايوان طلاي صحن عتيق و پاي چهل چراغ و مدرسه پايين پا، مراسم سوگواري و روضه خواني برپا بوده است.
قصابيان علاوه بر وقف نامه ها از وجود نامهاي مجريان اين مراسم مثل «خطيب حافظ ملا» خبر داده و توضيح مي دهد: صورت هزينه هاي مربوط به روشنايي و طبخ حلوا و ماکولات ويژه سوگواران در متن طومار عليشاهي ثبت گرديده است. در دوران نادري به ويژه با کتابت طومار عضدالملک بر انجام اين مراسم نظارت بيشتري معمول گرديد، چنان که از محتواي برخي دستخط ها و نامه ها برمي آيد؛ برگزاري اين مراسم موکول به صدور مجوز از توليت وقت و ارايه درخواست براي وسايل لازم بوده است و مسؤولان بعد از دريافت وسايل بر حسن جريان امور نظارت داشته اند.

مشهد مرکز سوگواري ها

قصابيان در طبقه بندي اعصار تاريخي و رسيدن به عهد قاجار مي آورد: مشهد همچنان مرکز برگزاري مهمترين مراسم عبادي و سوگواري بوده تا آن جا که چون مراسم با وسعت بيشتري انجام مي شده علاوه بر صحن عتيق و دارالضيافه و مسجد گوهرشاد در رواق گنبد ا... وردي خان نيز مراسم برپا مي شده است. گنجينه تاريخ مشهد هنوز هم علايم و نشانه هاي آن دوران را نظير علامت فولادي زرکوب و پرده شبيه خواني با خود همراه دارد. با تدوين طومار عضدالملک رفته رفته نظم بر مراسم حاکم مي شود و همه چيز قوت بيشتري مي گيرد. قصابيان با اشاره به اين موضوع مي گويد: بر اساس آن تعداد روضه خوانان و زيارتنامه خوانان و خطيب ها و ملاها معين شده و مواجب و نوبتهاي کشيک و بودجه تأمين مراسم عزاداري نيز تعيين گرديد تا آن جا که اجراي مراسم مطابق با مقررات و آيين نامه ها صورت مي گرفت و در ايام سوگواري به ويژه در دهه اول محرم و آخر صفر و سالگشت شهادت معصومين ضريح مطهر رواقها و بدنه مناره ها و ازاره ايوان طلا و قسمتهايي از سقاخانه با پارچه ها و بيرقها سياهپوش مي شد و مکانهاي اجراي مراسم با نصب و تعويض پرده و چيدن چراغ و شمعدان آماده مي شد به طوري که قبلاً با دعوتنامه از ميهمانان، روضه خوانان و مرثيه سرايان خطبا و مداحان دعوت به عمل مي آمد تا در اين مراسم حضار با گوش کردن روضه و مناقب و ذکر فضايل مشغول شوند. تأکيد و نظارت مسؤولان براي اجراي بهتر مراسم که در اسناد قيد شده همه حاکي از اهميت اين مراسم در عهد قاجاريه است.

موقوفات و عزاداري ها

موقوفات محل مرسوم پرداخت هزينه هاي عزاداري بوده است. محمد شاه قاجار به سال 1254 ق، يک سوم از درآمد خالص يکدانگ و نيم يک مزرعه را براي تأمين هزينه هاي تعزيه داري معصومين و ساير شهدا اختصاص داده تا در اطراف حرم و مسجد گوهرشاد همه ساله در ايام خاص مصرف شود. گاه در ايام سوگواري خاصه در عاشورا و سالروز شهادت امام رضا(ع) نيز با آشي که در کارخانه زواري طبخ مي شد از سوگواران پذيرايي به عمل مي آمده و از محل موقوفات خاص مبالغي را براي خيرات و مبرات به نيازمندان و فقرا داده مي شده است. البته از محتواي برخي از وقف نامه ها نيز پيداست علاوه بر مراسم عمومي در اماکن متبرکه مراسمي اختصاصي در کشيک خانه خدام برگزار مي شده است. اسناد مربوط به هزينه اطعام سوگواران در عصر محمدعلي شاه قاجار مشخص مي سازد که پذيرايي از سوگواران به ويژه در شب عاشورا جزيي از مراسم سوگواري حرم مطهر بوده و هزينه هاي آن از محل موقوفات تأمين مي شده است. گاه وسعت برگزاري مراسم تا حدي بوده که چون چراغهاي موجود در حرم نياز را تأمين نمي کرده از چراغ هاي کرايه اي استفاده مي شده است.
در عهد پهلوي نيز اکثر مراسم همچون گذشته بر طبق مقررات و آيين نامه ها برگزار مي شده اما محدوديتهايي نيز از طرف عمال پهلوي اعمال مي شده است. آن طور که نقل است صحن عتيق و صحن نو، رواق دارالضيافه و ايوان طلا از مکانهاي برگزاري مراسم بوده است.و خدام قديمي برگزاري مراسم را عهده دار بوده اند. علاوه بر اين هيأتهاي مذهبي نيز در مراسم عاشورا، اربعين، آخر ماه صفر با نظم و ترتيبي خاص به آستان مبارکه مشرف شده و در صحن عتيق و مسجد جامع گوهرشاد و دارالضيافه به ذکر مصيبت مشغول مي شدند.
گفته ها در رابطه عزاداري ها زياد است تا آنجا مجموعه اسناد آستان قدس رضوي به بيش از 215 سند در مورد مراسم عزاداري در ماههاي محرم و صفر اشاره مي کند.

  


بازديد قائم مقام توليت آستان قدس رضوي از نمايشگاه
و کارگاه آموزشي پژوهشگران نوجوان انقلاب



قائم مقام توليت آستان قدس رضوي از نمايشگاه و کارگاه آموزشي پژوهشگران نوجوان انقلاب که به مناسبت ايام دهه فجر در مدرسه راهنمايي امام رضا(ع) برپا شده بود بازديد کرد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني آستان قدس رضوي، اين نمايشگاه با هدف جستجوي فعاليتهاي خارج از کلاس، حرکت جديد، پويايي و پرورش ابتکارات و نوآوريهاي دانش آموزان راه اندازي شده است.
علوي در حاشيه اين ديدار ضمن تقدير از تلاشهاي صورت گرفته از سوي مسؤولان آموزشگاه، تلاش در جهت فعاليتهاي تربيتي دانش آموزان را خواستار شد.
وي شناخت ويژگيهاي فردي هر دانش آموز و سعي در افزايش يادگيري و کشف استعدادهاي آنها را امري مهم در ارتقاي آموزشي مدارس امام رضا(ع) دانست.

  


امام هشتم(ع) و مواجهه با مخالفان زمان



* عزيز حسيني
دوره امامت امام رضا(ع) را بايد از مهمترين مراحل عطف تاريخ تشيع به شمار آورد. راهبرد عمومي امام(ع) در اين دوره در برخورد با





چالشهاي زمان خود عمدتاً راهبردي فرهنگي بود. ايشان در حل اين مسايل و در برخورد با هر يک از مخالفان خويش شيوه تعامل فرهنگي و گفتگو را انتخاب کرده بود و با شيوه روشنگري و توجه به تبيين حقايق به مناظره و گفتگو و مبارزه علمي مي پرداخت. امام(ع) در خلال جلسات علمي فراواني که با صاحبان انديشههاي غيرتوحيدي و مخالف داشت از عنصر عقل و استدلال و برهان، فراوان بهره ها مي برد و مخالفان را با اين روش استدلالي و عقلي به خضوع و اقناع و پذيرش حقايق وادار مي کرد. علم امام(ع) همچون ديگر امامان يکي از وجوه اختلاف ايشان با ساير مردم بود و همين مهم سلاح کارآمد ايشان براي ايستادن در برابر جبهه مخالفان.چنانکه پيش از ولادت ايشان امام موسي بن جعفر(ع) درباره اش فرمود که امام صادق(ع) درباره او گفته: وي عالم آل محمد است.
اباصلت هروي مي گويد: محمد بن اسحاق بن موسي بن جعفر از پدرش نقل کرده که مي گفت پدرم موسي بن جعفر به پسران خود مي فرمود: اي فرزندان من، برادر شما علي بن موسي عالم آل محمد(ص) است، از او معالم دين خود را سؤال کنيد و سخنان او را حفظ کنيد. همانا من بارها از پدرم جعفر بن محمد شنيدم که به من مي گفت: عالم آل محمد در صلب توست و اي کاش او را درک مي کردم.
آري، امام (ع ) در تمامي ابعاد،عالم آل محمد بود؛ زيرا بزرگ ترين مرجع و پناه علمي تمام علما و فقهاي زمان خود بود معلومات آن حضرت در زمينه الهيات، اديان و کتابهاي آسماني، علوم و معارف قرآني، احاطه به بحثهاي کلامي، پزشکي، اصول و فقه و ... همه حکايت از گسترش دامنه معلومات حضرت ثامن الائمه دارد.
بحثهاي ايشان با جاثليق- راس الجالوت، هرابز اکبر روحاني زرتشتي و عمران صابي آن متکلم معروف، مبين احاطه آن حضرت به کتابهاي آسماني و مباني توحيد و خداشناسي و بحثهاي حضرت درباره فلسفه احکام، مبين بينش عميق ايشان است. بحث درباره فلسفه غسل و وضو، فلسفه زکات، فلسفه حرمت ربا و فلسفه حرمت شراب و طرح مسايل اجتماعي و اخلاقي در زمينه احکام، برخورداري کامل آن حضرت را از فکر برهاني نشان مي دهد.
بحث امام درباره مسايل پزشکي و گفتار امام درباره فلسفه احکام حاکي از بينش وسيع او در زمينه هاي علمي و اجتماعي است. حضرت رضا(ع ) در فن خطابه و همچنين در زمينه شعر و ادب و در فصاحت و بلاغت يگانه بود. اين جامعيت علمي امام (ع) بود که مأمون را به اداي احترام نسبت به آن حضرت مجبور مي ساخت. بديهي است تجلي و شکوه وجه عقلاني دين، متوقف بر چنين موقعيت علمي خواهد بود که آن بزرگوار در نهايت کمال نسبت به آن قرار داشت.
نوع مذاکرات و گفتگوهاي امام رضا(ع) با سران و نمايندگان اديان و مذاهب مختلف که محتواي آن چيزي جز تبيين علوم و معارف اسلامي نبود، از يک ويژگي خاصي برخوردار بود و آن، تجلي بعد منطقي و عقلاني در نوع استدلال هايي بود که اقامه مي فرمود. از سوي ديگر برخورد امام(ع) با بخش زيادي از مخالفان همواره کريمانه است؛ به گونه اي که حتي اين مخالفان نيز در مورد حضرت رضا( ع ) به اخلاق پسنديده او شهادت داده اند. «ابراهيم بن عباس» مي گويد: هرگز شخصيتي را برتر از ابوالحسن رضا(ع) نديدم. هيچگاه نبود که به احدي، اندک ستمي روا دارد، يا سخن کسي را قطع نمايد، يا دست نيازش را رد کند؛ همچنين، هرگز پاي خويش را در مقابل همنشين، دراز نمي کرد و پيش از او تکيه نمي داد. خدمتگزارانش را دشنام نمي گفت، صدايش به قهقهه بلند نمي شد و همواره با غلامان و زيردستان خود، کنار سفره غذا مي نشست.
نويسنده تفسير عياشي در تفسير خود از صفوان نقل مي کند: از امام رضا(ع) اجازه گرفتم تا محمد بن خالد به محضر او شرفياب شود. ضمناً به آن حضرت گفتم که او دست از گفته هاي قبلي خود برداشته و اظهار مي دارد که منظورم از اين ملاقات پيروي از امام است.امام رضا(ع) فرمود: او را بياور. وقتي فرزند خالد بر امام وارد شد، اظهار داشت: فدايت شوم! بر گذشته پشيمانم و بر نفس خود ظلم کردم. او به امام عرض کرد: من از گذشته خود استغفار مي کنم و دوست دارم عذر مرا بپذيري و گذشته مرا عفو کني.
امام فرمود: آري، مي پذيرم؛ زيرا اگر نپذيرم، اين کار به معناي از بين بردن زحمات اين و يارانش است (و سپس به صفوان اشاره کرد) و چنين کاري مصداق گفته مخالفان است و خداوند به پيامبرش فرمود: به برکت رحمت الهي نرم و مهربان شدي و اگر خشن و سنگدل بودي، از اطراف تو پراکنده مي شدند. سپس از حال پدرش پرسيد. پاسخ داد: پدرم از دنيا رفته است.
حضرت براي او نيز استغفار کرد. منظور حضرت امام رضا(ع) اين بود که اگر عذر تو را نپذيرم، گفته هاي صفوان درباره ما از بين خواهد رفت و اين دستاويزي براي مخالفان ما نيز خواهد بود و خواهند گفت که چرا امام شما عذر يک نفر را نپذيرفت.
امام (ع) در طول زندگي پربرکتش با افراد و چهره هاي منفي و مثبتي رو به رو شده و با هر يک به فراخورحال خويش سخن گفته، و در برابر اظهار علاقه يا جسارت و بي ادبي آنها با رعايت آداب الهي و رهنمودهاي قرآني، کريمانه برخورد مي کرد.
منابع:
1 - جبهه مخالفان سياسي تشيع / عبدالرضا راستي
2 - نگاهي به حيات اجتماعي خورشيد هشتم / حسين شريف

  


يادي ازشيخ بهايي؛ همسايه يکي از بهترين هاي جهان...



يادها هميشه دفترکهنه اي است، پنهان در همين گوشه و کنار ها، به چشم نمي آيد اما هستند يک دفعه اما نه بي دليل جلوي





چشمت پيدا مي شود. دفتر آن قدر کهنه است که هر لحظه ممکن است شيرازه اش از هم بپاشد، اما پر از ياد و خاطره است، ياد کساني که دوست داري پا جاي پايشان بگذاري مثل آنها فکر کني راه بروي و... نام شيخ را وسط همين دفتر مي بينم، لابه لاي سطرهايي که از زندگي مشاهير مي گويد، هميشه وقتي نامش را مي شنيدم، ذهنم پر مي شد از آدمهايي که پس از پابوسي حضرت به ديدارش مي رفتند آن هم در گوشه اي از رواقي همنام با خودش «بهايي».
سرگذشتش را براي چندمين بار مرور مي کنم. از تولدش در بعلبک لبنان و تعصب دولتهاي عثماني نسبت به اقليتهاي مذهبي گرفته تا مهاجرت شيخ به ايران و اقامتش در شهر هاي اصفهان، قزوين، مشهد... خيلي از عبارات هم از استعداد و نبوغ ذاتي اش مي گويند، همان نبوغي که عباس ميرزا را پاي درسش مي کشاند و بعد هم همراهش مي کند، براي يک سفر زيارتي به مشهد، اداي نذر شاه عباس همان مي شود که شيخ سالها آرزويش را داشته است، براي همين است که با خريد خانه اي در مجاورت حرم وصيت مي کند پس از مرگش آرامگاهش باشد.
معلوم نيست به غير از همراهي ناصرالدين شاه چند بار ديگر به مشهد و زيارت آمده است اما گفته مي شود ديوار قديم صحن عتيق به دستور وي ساخته شد، به گونه اي که آفتاب در هر فصلي که باشد ظهر به اين ديوار برسد. خيلي جا ها هم نقل شده شيخ به علوم غريبه مسلط بوده تا جايي که با استفاده از همين علوم براي حرم مطهر دري ساخت تا افراد گناهکار نتوانند از آن عبور کنند .در هنگام مسافرت به معمار دستور نصب اين در را مي دهد، اما با خوابي که معمار از امام مي بيند از اين کار منصرف مي شود. شيخ در عرف مردم ايران به مهارت در رياضي و معماري مهندسي معروف است تا جايي که معماري مسجد شاه اصفهان و مهندسي حصار نجف را به وي نسبت مي دهند.
مکاشفات شيخ از مواردي است که خيلي از نويسندگان بر آن انگشت گذاشته اند. سعيد نفيسي در کتب «احوال و اشعار شيخ بهايي» مي آورد: روزي با جمعي به زيارت اهل قبور مي روند، ناگهان رو به آنها مي ايستد و مي گويد: «شنيديد، اطرافيان که نشنيده بودند تعجب مي کنند و از همان زمان تا دم مرگ در اصفهان مي ماند و گوشه نشين مي شود، همان شهري که يادگاري هاي زيادي از او به ارث مي برد».
«نان و حلوا» را براي سفرهايش مي نويسد، هر چند خيلي ها معتقدند: جامع عباسي در عين حال که از مهمترين منابع تحقيقات علماي شيعه به شمار مي رود، مهمترين کتاب شيخ هم محسوب مي شود. شيخ هيچ گاه دست از تاليف و تحقيق نکشيده است، اين را مي توان در تلاش خستگي ناپذيري که بر سطرسطر عباراتش سايه انداخته ديد. او هيچ زماني دست از تاليف و تدريس نمي کشد، به طوري که بنابر نقل «الذريعه» نسخه اي از حبل المتين را هم در حرم امام رضا (ع) به اتمام رسانده و همين کارنامه کاريش را پر بار نشان مي دهد. کارنامه اي که در همه زمينه ها حرفي براي گفتن دارد از ادب و شعر گرفته تا علوم تجربي و معارف الهي و ... در تاريخ عالم آرا آورده شده است: در چهارم شوال 1030 بيمار شده و هفت روز رنجور بوده تا اينکه شب يازدهم شوال درگذشت. اعيان شهر جنازه برمي دارند و در مسجد جامع با آب چاه غسل مي دهند و به مشهد مي برند تا او همسايه يکي از بهترين هاي جهان شود....

  


سؤال از شما پاسخ از ما؛ چگونه مي توان وقفيت مالي را اثبات نمود؟



* عبدالرضا اصغري
براي اثبات وقفيت مالي، چهار راه وجود دارد:
1 - اقرار خود واقف يا ديگران بنابراين هرگاه خود واقف اعلام کند که فلان پلاک ثبتي يا فلان ملک خود را وقف نمودم و اين نوع اعلام، اقراري است از سوي واقف براي وقفيت مالي، در نتيجه وقفيت آن مال اثبات مي شود يا کسي که رقبه اي يا ملکي در تصرفش است، اعلام کند، اين ملک يا رقبه وقف بر حرم حضرت رضا(ع) است، اين، اقرار بر وقفيت ملک يا رقبه مزبور محسوب مي شود.
2 - راه دوم براي اثبات وقفيت مالي، ارايه اسناد رسمي يا عادي که دلالت مي کند بر اينکه اين ملک يا رقبه يا خانه يا آپارتمان وقف حرم حضرت رضا(ع) است، بنابراين اگر ملکي داراي سند رسمي يا عادي وقفيت باشد، اين ملک نيز وقف مي باشد و وقفيت آن اثبات مي شود.
3 - راه سوم براي اثبات وقفيت مالي، اقامه شهادت بر وقفيت ملکي توسط شهود جامع الشرايط است بنابراين چنانچه براي وقفيت ملکي وقفنامه وجود نداشته باشد ولي اشخاصي شهادت و گواهي دهند که ملک مزبور، وقف است، وقفيت آن اثبات مي شود.
4 - در تصرف وقف باشد بدين معني که اگر مدت مديدي درآمد و عوايد ملکي به عنوان وقف صرف اموري مي شده است هر چند دليل ديگري نباشد به ملاک ماده 35 قانون مدني ملک مزبور وقف شناخته خواهد شد. در اين خصوص دادنامه و حکم شماره 699 - 1334/4/17 هيأت عمومي ديوان عالي کشور مي گويد: «پس از قرائت رأي هاي صادره از شعبه هاي 4 و 6 و استماع توضيحات آقايان رئيسان و مستشاران شعبه هاي نامبرده و مذاکره و بحث در اطراف مسأله روشن گرديد که نسبت به اصل و اساس حکم قضيه اختلاف نظر و رويه بين دو شعبه نبوده است و هر دو شعبه در مسايل زير متفق مي باشند: 1 - همان طور که طبق ماده 35 قانون مدني تصرف به عنوان مالکيت دليل مالکيت است تا خلافش ثابت شود، تصرف به عنوان وقفيت نيز دليل وقفيت است تا خلافش محرز گردد. 2 - تصرف به عنوان وقف قابل اثبات با شهادت شهود است. 3 - يد فعلي حاکم بر يد سابق است يعني تصرف فعلي به عنوان مالکيت تصرف سابق وقف، ولو ثابت شود، از اعتبار ساقط نمي کند مگر در صورتي که ضمن اثبات تصرف سابق وقف، محرز گردد که منشأ تصرف مالکانه فعلي غصب بوده است و بدون مجوز قانوني، عدواتاً عين موقوفه از تصرف وقف انتزاع شده است در اين صورت تصرف وقف معتبر است تا خلافش ثابت شود. با توافق نظر در سه اصل فوق مجال و موردي براي اختلاف نظر باقي نمانده تا براي رفع آن وحدت رويه، موضوع، طرح و اخذ رأي هيأت عمومي به عمل آيد.
* اگر کسي براي املاک وقف، تقاضاي سند بعنوان مالکيت بنمايد و متولي از اين قضيه مطلع شود و اعتراضي نکند تکليف چيست؟
در اين باره ماده 28 قانون ثبت مقرر مي دارد: «هرگاه نسبت به اين املاک (املاک وقف و حبس که در ماده 27 همان قانون آمده است) به عنوان مالکيت تقاضاي ثبت شده و متولي يا نماينده اوقافي که به موجب نظامنامه مکلف به دادن عرض حال اعتراض و تعقيب دعوي و حفظ حقوق وقف يا حبس يا ثلث باقي است در اثر تباني به تکليف خود عمل ننمايند به مجازات خيانت در امانت محکوم خواهند شد.
* اگر جهت و مقصد و مصرف وقف مشروع نباشد آيا وقف صحيح است؟
اينگونه وقف باطل است و در ماده 66 قانون مدني نيز به بطلان وقفي که جهت و مقصد آن نامشروع است، تصريح شده است: «وقف بر مقاصد غيرمشروع باطل است» مانند وقف بر معاصي و گناه از قبيل اينکه کسي باغي را وقف کند که از انگور آن شراب درست کنند و آن شراب را به مصرف مردم برسانند.
* اگر کسي اموال خود را وقف کند براي اضرار به طلبکاران خود و فرار از پرداخت ديون خود، آيا اين نوع وقف صحيح است؟
در ماده 65 قانون مدني آمده است: «صحت وقفي که به علت اضرار دُيان واقف واقع شده باشد، منوط به اجازه دُيان است».در اين ماده، صحت وقف را متوقف بر اجازه طلبکاران وقف دانسته است، بدين معني که اگر طلبکاران پس از مطلع شدن از اينکه بدهکارشان، اموال خود را وقف کرده است، اجازه دهند، اين وقف صحيح است و اگر اعلام کنند، ايشان حق نداشته است اين کار (وقف) را انجام دهد و وقف را رد کنند، اين وقف باطل مي شود. البته اگر واقف مال ديگري غير از آنچه را که وقف نموده است، داشته باشد و آن مال تکافي پرداخت ديون خود را داشته باشد، در اين خصوص، وقف بدهکار صحيح است چون اين وقف به حقوق طلبکاران او لطمه و ضرر وارد نمي کند و مشمول ماده 65 قانون مدني نخواهد شد.
همين حکم در بيع و معامله نيز پيش بيني شده است و در ماده 218 قانون مدني مقرر شده است: «هرگاه معلوم شود که معامله به قصد فرار از دين واقع شده آن معامله نافذ نيست» و از امام خميني(ره) نيز پرسيده شده است شخصي خود را در معرض ورشکستگي مي بيند و براي فرار از ديون مردم اموال خود را با مصالحه يا هبه و يا بيع از ملک خود خارج مي کند، آيا اين معاملات صحيح است يا خير و بر فرض صحت آيا طلبکاران يا حاکم شرع حق فسخ دارند يا خير؟ معظم له در پاسخ فرموده اند: «در فرض مذکور صحت معاملاتي که براي فرار از ديون انجام گرفته محل اشکال است و حاکم شرع مي تواند دخالت کند». و در ماده 4 قانون نحوه اجراي محکوميتهاي مالي مصوب 1377/8/10 اين نوع عمل جرم تلقي شده است و مقرر شده است: «هر کسي با قصد فرار از دين و تعهدات مالي موضوع اسناد لازم الاجرا و کليه محکوميتهاي مالي، مال خود را به ديگري انتقال دهد به نحوي که باقيمانده اموالش براي پرداخت بدهي او کافي نباشد، عمل او جرم تلقي و مرتکب به چهار ماه تا دو سال حبس تعزيري محکوم خواهد شد و در اين صورت اگر مال در مالکيت انتقال گيرنده باشد عين آن و در غير اين صورت قيمت يا مثل آن از اموال انتقال گيرنده بابت تأديه استيفا خواهد شد».

  


توسط بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي؛
بزرگترين تذکره شرح احوال شاعران فارسي منتشر شد



آفتاب هشتم- کهندل: بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي بزرگترين تذکره شرح احوال شاعران فارسي با عنوان «تذکره عرفات العاشقين و عرصات العارفين» را به کوشش سيدمحسن ناجي نصرآبادي، پژوهشگر اين بنياد در 7 جلد منتشر کرد.
به گزارش خبرنگار ما، تذکره عرفات العاشقين و عرصات العارفين تأليف تقي الدين محمد اوحدي دقاقي بلياني، از بزرگترين تذکره هاي عمومي فارسي است و از نظر شمول بر شرح حال و اشعار شاعران پارسي گوي بي همتاست.اين مجموعه شرح حال و نمونه اشعار 3 هزار و 452 شاعر قديم و جديد را از آغاز شعر فارسي تا زمان تأليف کتاب، به ترتيب حروف در بيست و هشت عرصه، هر عرصه مخصوص يک حرف و مشتمل بر سه غرفه متقدمين، متوسطين و متأخرين دربردارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com