تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
گزارش
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-02-10
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 21بهمن ماه 1388


معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در گفتگو با قدس:
امسال جشنواره فيلم فجر به استانداردهاي جهاني رسيد



* حسين پورحسين
جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر که از ابتدا و حتي قبل از برگزاري با حاشيه هايي همراه بود، سرانجام به پايان رسيد اما حديث





اين حاشيه ها حتي در مراسم اختتاميه هم ادامه داشت.حاشيه هايي مثل عدم ورود خبرنگاران و عکاسان به سالن اختتاميه، ماجراي علي معلم، نامزدي آل و ادعاي او مبني بر اينکه نوشته اي که در اختيارش بوده اشتباه بوده است و...
در فرصتي که دست داد، گفتگوي کوتاهي داشتيم با «جواد شمقدري» معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و پاسخهاي جالب او را به برخي پرسشها شنيديم.
جناب آقاي شمقدري، به عنوان يک سينماگر جشنواره را چگونه ديديد؟
جشنواره بين المللي فيلم فجر در بيست و هشتمين سال برگزاري با وجود هجوم تبليغاتي و رواني از سوي مخالفان نظام مقدس جمهوري اسلامي که مي خواستند با تحريم، اين جشنواره را نماد رويارويي اصحاب فرهنگ و هنر با وضعيت موجود تلقي نمايند و مشارکت نکردن سينماگران را که بعضاً فيلمي هم توليد نکرده بودند به نوعي مخالفت تعبير نمايند، باشکوه برگزار گرديد.
به عنوان سکاندار سينماي ايران بفرماييد اين جشنواره با جشنواره هاي گذشته چه تفاوتي داشت؟
شور و شوق برگزاري جشنواره در محل کاخ جشنواره در سالن اصلي برج ميلاد، تصوير متفاوتي را در اين جشنواره رقم زد و دشمنان نظام را که نمي خواستند چنين شور و شوقي را شاهد باشند نااميد کرد و اين خود دستاورد بزرگي براي اين جشنواره بود که تصوير متفاوتي نسبت به خواسته بدخواهان نظام رقم زده شد.
چه تفاوت ديگري در اين جشنواره از نظر تعداد فيلم به چشم آمد؟
تعداد آثار ارسالي به دفتر جشنواره و تعداد فيلمهايي که در جدول نمايش در بخشهاي مختلف قرار گرفت، گواه پرباري جشنواره است. 79 اثر براي هيأت انتخاب ارسال شد و نزديک به 60 فيلم در جشنواره به نمايش درآمد و اين در حالي است که در سالهاي قبل حداکثر فيلمهاي نمايش داده شده به حدود 45 فيلم مي رسيد. ما از 61 کشور جهان در بخش بين الملل ميهمان داشتيم و از 45 کشور فيلم در جشنواره نمايش داده شد و بازار فيلم سينماي ايران با حضور 70 توزيع کننده داخلي و خارجي به مدت 5 روز در طبقه سوم سالن همايش برج ميلاد برگزار شد و اينها را بايد لحاظ کرد تا تفاوتها روشن شود.
از ويژگيهاي ديگر جشنواره بگوييد.
تجميع حوزه هاي ستادي و اجرايي جشنواره به همراه سالن اصحاب رسانه و مطبوعات و بخش ميهمانان خارجي، بازار فيلم، سالن بازبيني فيلمها توسط هيأت داوري بين الملل و سالن همايش سينماي ايران و دهها فعاليت فرهنگي و خدماتي و رفاهي در سالن همايش برج ميلاد، اقدام منحصر به فردي بود که براي اولين بار در جشنواره بين المللي فيلم فجر انجام شد و اين جشنواره را به استانداردهاي جهاني رسانيد.
با همه ويژگيهايي که بر شمرديد، باز هم عده اي از کاستيها و کمبودها گلايه داشتند و اخبار نااميدکننده اي را در بعضي از رسانه ها انتشار دادند. نظر شما در باره اين گونه گلايه ها چيست؟
کساني که اين موفقيت را بر نمي تافتند به جوسازي و ايجاد موج خبري کاذب دست زدند و سعي کردند معايبي بزرگ براي اين موفقيت بتراشند. متأسفانه يک بيماري فرهنگي در ميان بعضي ها وجود دارد که گويي حتماً بايد با اخبار منفي و بزرگنمايي بعضي وقايع کوچک، اقدامهاي بزرگ و سازنده را ناديده گرفت و البته مواردي هم در اثر تراکم جمعيت داشته ايم که نشان دهنده شور و نشاط مشتاقان سينماست و جنبه مثبت دارد که متأسفانه بد انديشان آن را منفي جلوه داده اند.
جشنواره بين المللي فيلم فجر را چگونه معنا مي کنيد؟
اين جشنواره با توجه به اينکه درباره فيلم است، با سينما دوستان معنا مي يابد، براي همين است که براي مراسم اختتاميه استقبال آنچنان دور از انتظار است که در سالن 1700 نفري بيش از سه هزار نفر به هر طريقي که ممکن شده است، حضور پيدا کرده اند و مهمتر از آن با اين تراکم جمعيت مشتاقان واقعي سينما با نظم و آرامش سه ساعت نظاره گر مراسم مي شوند و مراسم با نشاط و پر و پيمان در ميان تشويق حاضران، باشکوه برگزار مي گردد.
ظاهراً عده زيادي از خبرنگاران نتوانسته اند وارد سالن شوند. آيا براي حضور خبرنگاران تدبيري انديشيده نشده بود تا کساني که در طول جشنواره براي انعکاس خبرها در تلاش بودند، دچار مشکل نشوند؟
البته در اين شرايط که هجوم مشتاقان سينما به سالن اختتاميه را در بر داشت، ممکن است تعدادي هم نتوانند وارد سالن شوند و البته گروهي هم متأسفانه نتوانستند شرايط را درک کنند و ناخواسته همراه جرياني که تلاش مي کرد جشنواره ناموفق برگزار شود، شدند و به اصطلاح خود جشنواره و اختتاميه را تحريم کردند!
شما اين حرکت را چگونه تعبير مي کنيد؟
اگرچه اين تحريم خبري خود يک موج خبري کاذب بود، ولي به هر حال همراهي اندکي از خبرنگاران و سپس اظهارات مکرر و مبالغه آميز بعضي مبني بر بي نظمي، توانست تا حدي کساني را که دل خوش کرده بودند جشنواره فيلم فجر امسال يا برگزار نشود و يا ضعيف برگزار شود، کمي تسکين دهد.
به هر حال، ما که بخيل نيستيم اگر آنها تسکين يافته اند نوش جانشان، اما واقعاً بايد با يک جشنواره ملي به خاطر تسکين خاطر چند نفر و گروهي اندک حاضر باشيم همه دستاوردها و موفقيتها را ناديده بگيريم؟ اين از انصاف به دور است و اين رفتارها در نزد مردم آگاه و مخاطب هوشمند نابخشودني است.
براي آگاهي مردم از چگونگي برگزاري جشنواره و دور شدن از حاشيه هايي که از آن ياد کرديد، چه مدرکي ارائه مي دهيد؟
اين مراسم از سيما پخش شد و در آينده نسخه کامل آن را منتشر خواهيم کرد تا با دقت ببينند و ملاحظه شود که چه کسي راست مي گويد! نبايد با بعضي از ناهماهنگي ها که در همه مراسم ها هم به وجود مي آيد، اين همه شور و شوق و استقبال را ناديده بگيريم.
و حرف آخر...
بد نيست بدانيد که يک خبرنگار سوئيسي که در مراسم حضور داشت، اظهار کرد براي من اين همه شور و شوق و استقبال مردم از جشنواره غافلگيرکننده بود و من مشابه آن را در هيچ يک کشورهاي جهان نديده ام!

  


خوانش شعري از « موسي بيدج » ؛ «با/ بي اعتنايي» به حقيقت



* حميدرضا شکارسري
اين اتوبوس
چقدر نمي آيد
اين آدمها
چقدر ثابتند
اين تابلو
چقدر واريس گرفته است
و اين درخت
چقدر خرده نان و کاغذ و سيگار
تعارف مي کند( 1 )






نه در هنر کلاسيک و نه در هنر مدرن، زندگي روزمره به تمامي ظهور و بروز نيافت. هنر پيشامدرن که اساساً به علت بنيان والا، مقدس و اسطوره اي که در فرمي کاملاً متقارن و موزون عرضه مي شد، نمي توانست به امور روزمره نزديک شود. هنر مدرن هم اگرچه کوشيد از المانهاي نو و بي سابقه در آفرينشي خلاق بهره ببرد، اما نتوانست به طور کامل از ساخت سمبليک، اسطوره اي و به ناچار تعالي طلب خود رها شود و به امر روزمره بپردازد.توجه به روزمرگي و اجراي آن در هنر اما در وضعيت پست مدرن ممکن گرديد. وضعيتي که در آن نه ايماژي از حقيقت بود و نه ايماژي از واقعيت. بلکه خود واقعيت بود. اما از آنجا که هيچ واقعيتي هم در اين وضعيت قطعيت، حتميت، جزميت و اصالتي ندارد، امر واقعي هم که از دل زندگي روزمره برمي خاست، آميخته با طنزي فلسفي ارايه شد تا از جديت واقعيت کاسته شود!
شعر «موسي بيدج» با وجود به کارگيري صور خيال و شگردهاي زباني آشنايي زدا، واقعيت روزمره را بصراحت نمايش مي دهد و به سخره مي گيرد. اين تمسخر اما برآمده از طنزي اجتماعي نيست، بلکه برخاسته از نگاهي طنزآميز و تمسخرآميز به هستي و واقعيت هاي آن است.او به جاي پرداختن به موضوعات کلي و ازلي- ابدي به آنچه در دسترس ترين موضوعات زندگي روزمره به شمار مي رود مي پردازد و به مفاهيم کلي ظاهراً بي اعتناست.
بر قيد «ظاهراً» تأکيد مي کنم. يک پست مدرنيست مثل ديگر انسانها نمي تواند نسبت به وقايع جهان بي اعتنا باشد، اما چون نسبيت گرا هم هست از دريچه نگاهي ارزشگرا به جهان نگاه نمي اندازد.به قول «نيچه» انواع زيادي چشم وجود دارد، از اين رو انواع زيادي حقيقت وجود دارد. از اين رو هيچ حقيقتي وجود ندارد. پس بي اعتنايي هنرمند پست مدرن به مفاهيم کلي به معناي نفي آنها نيست، بلکه به معناي عدم اصالت تعاريف مربوط به اين مفاهيم است. جالب اين جاست که اين عدم اصالت از منظري پارادوکسيکال مترادف با اصالت تک تک اين تعاريف هم هست! و اين تضاد/ پارادوکس در ذات نسبيت گرايي و پست مدرنيسم نهفته است.
«موسي بيدج» در اين «با/ بي اعتنايي» به مفاهيم کلي، به استخدام و گزينش واژگاني در شعرش اقدام مي کند که از شدت روزمرگي مورد بي اعتنايي شعر کلاسيک و حتي مدرن فارسي قرار گرفته است. کلماتي که از ظرفيت شاعرانه تهي به نظر مي رسند. پس «بيدج» با احضار کلمات روزمره در لوکيشني روزمره چون صف معطل اتوبوس، روزمرگي را اجرا کرده است. اجرايي بشدت نمايشي، آرمان گريز، بي تفاوت و بدون قضاوت که از نمونه هاي خوب شعر پست مدرنيستي محسوب مي شود.
( 1 ) شعرهايي که در کوچه مي دوند- موسي بيدج- نشر تکا- 1386 - صفحه 21

  


18 قسمت از سريال آماده است؛ مديري در نقش «گيو» وارد «قهوه تلخ» شد



مهران مديري در نقش «گيو» وارد مجموعه «قهوه تلخ» شد.
تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» به کارگرداني «مهران مديري» در لوکيشن اصلي اين سريال واقع در خيابان بوسني و هرزگوين ادامه دارد و «مهران مديري» در نقش گيو پسر پادشاه داستان وارد قصه اين سريال شد.مهران مديري که گريمش در اين سريال به گريم شير فرهاد شبهاي برره نزديک است، با شکستن در و ورود به محفل خواستگاري به افراد قصه «قهوه تلخ» پيوست.بنابراين گزارش، تصويربرداري اين سريال در لوکيشن اصلي آن ادامه دارد و تا به حال حدود 18 قسمت از سريال آماده شده است. همچنين شنيده مي شود اين پروژه به خاطر کمبود بودجه و برخي مشکلات مالي فعلاً متوقف شده و تصويربرداري انجام نمي شود. در حال حاضر بازيگراني نظير رضا نيک خواه، رضا فيض نوروزي، محمدرضا هدايتي، اليکا عبدالرزاقي و آرام جعفري جلوي دوربين مديري هستند.
«قهوه تلخ» بناست در 50 قسمت ساخته شود و لوکيشنهاي اين سريال يک کاخ و يک بازار است که از مضموني تاريخي برخوردار است و داستانهاي آن در يک کاخ مي گذرد.به گزارش فارس، «قهوه تلخ» 33 بازيگر اصلي دارد و داستان آن با بازي سيامک انصاري در نقش مورخ آغاز شد. او در ابتداي داستان که در دنياي امروز مي گذرد، يک فنجان قهوه تلخ مي خورد و با خوردن آن به تاريخ سفر مي کند. او در طول زمان به مورخي تبديل مي شود که در مرور خاطرات تاريخي خود، هربار دچار مسائلي مي شود که اين مسائل داستانهاي سريال را رقم مي زند. داستانهاي مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» توسط امير مهدي ژوله و خشايار الوند نوشته شده است.

  


سرشار دبير جايزه کتاب سال



محمدرضا سرشار نويسنده و قصه گو به عنوان دبير بيست و هشتمين جايزه کتاب سال جمهوري اسلامي ايران معرفي شد.به گزارش مهر، محمدرضا سرشار پس از اهداي جوايز کتاب سال در تالار وحدت حکمش را از دست محمود احمدي نژاد دريافت کرد.وي جايگزين علي اوجبي که يک ماه دبير علمي اين جايزه بود شده است.محمدرضا سرشار که فعاليت ادبي اش را عمدتاً با نام مستعار رضا رهگذر به انجام رسانده داراي بيش از 100 عنوان کتاب ادبي و پژوهشي است و سابقه داوري درچند دوره از جايزه کتاب سال جمهور اسلامي ايران را دارد.
وي همچنين عضو هيأت امناي دو بنياد ادبيات داستاني و جلال آل احمد است. سرشار علاوه بر آن عضو هيأت مؤسس و نايب رئيس هيأت مديره انجمن قلم ايران و عضو کميته تخصصي شوراي ارزشيابي نويسندگان و شاعران است.

  


حرفه اي ترين تماشاگر تئاتري که سيمرغ سينمايي گرفت



يزدان بخش که سيمرغ بلورين بهترين بازيگري مکمل زن جشنواره فيلم فجر را از آن خود کرد، مايل است يک تماشاگر تئاتر باقي بماند.
به گزارش مهر، شيرين يزدان بخش بيشتر از آنکه به عنوان يک بازيگر حرفه اي سينما شناخته شود به عنوان يک تماشاگر حرفه اي تئاتر در بين خانواده و اهالي تئاتر شناخته شده است.وي بيش از 10 سال است که به تماشاي آثار نمايشي اجرا شده در سالنهاي مختلف تئاتري تهران نشسته و اهالي تئاتر به او لقب «خاله» داده اند.در طول سال گروههاي مختلف نمايشي همواره خاله را به عنوان يکي از تماشاگران خود پذيرا هستند که گاهي سه بار به تماشاي يک اثر نمايشي مي نشيند.يزدان بخش مي گويد: تماشاي تئاتر و اجراهاي موسيقي برايم در اولويت قرار دارد و در اوقات ديگر به تماشاي فيلمهاي سينمايي مي روم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com