|
* غلامرضا قلندريان
رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به نامه سفير انگليس در تهران تأکيد کرد، اکثريت نمايندگان مجلس ايران خواستار کاهش و حتي قطع رابطه ايران و انگليس هستند.
هفته گذشته، «سايمون گس» سفير انگليس در تهران در نامه اي سرگشاده به بروجردي با اشاره به درخواست نمايندگان براي کاهش روابط دو کشور، نوشت: «چنين اقدامي تأسف آور خواهد بود و اين اقدام به نفع هيچ يک از طرفين نخواهد بود.» سفير انگليس در اين نامه اتهامهاي وارده به کشورش مبني بر دخالت در امور داخلي ايران را رد کرده است.
شخصيت سياسي اين کشور در تاريخ مناسبات ايران و انگليس، بيانگر روابط ظالمانه از سوي لندن و ذهن هر شهروند ايراني مملو از ستمها و زورگويي هاي حقوقي، سياسي و امنيتي دولتهاي اروپايي بويژه دولت انگليس بوده است.
سراسر دوران قاجار تا پيروزي انقلاب اسلامي، انگليس يا به تنهايي مترصد چپاول ايران بوده است و يا با همراهي ديگر دولتهاي غربي، به نحوي از انحا، منافع ملت ايران را غارت نموده است. در اين نوشتار، مجال پرداختن به عملکرد اين دولت استعماري در ارتباط با ايران نيست، بلکه جهت تنوير افکار عمومي با عنايت به موضعگيري نمايندگان و مطالبه عمومي مبني بر کاهش و يا قطع رابطه با انگليس، به برخي از عملکردهاي ناصواب اين دولت در روابط پس از انقلاب اشاره مي شود.
پيروزي انقلاب اسلامي سبب گرديد، منافع دولتهاي استعماري در ايران تعطيل و جايگاه آنها در مناسبات منطقه اي و فراتر از جغرافياي همسايگان در شعاع گسترده تر جهان اسلام به خطر بيفتد و بيداري ملتها و دولتها متأثر از عنصر الهام بخش انقلاب اسلامي تحميل زور گويي هاي بلوک غرب را با چالشها و هزينه هاي متعددي براي آنها مواجه نمايد.
انگليس در سال 1359 رابطه خود را با تهران به خاطر تعطيل شدن لانه جاسوسي آمريکا و به خواست واشنگتن قطع کرد و اين وضعيت تا سال 67 به مدت 8 سال ادامه داشت. سپس به محض از سرگيري روابط با ايران، آشکارا پشت سر سلمان رشدي مرتد قرار گرفتند و با سلاح وي به مقدسات اسلامي اهانت نمودند. در نتيجه، اين رابطه پس از سه ماه، دوباره قطع شد.
در دوران 8 ساله جنگ عراق عليه ايران، انگليس از ديگر شرکاي سياسي غربي اش عقب نماند و در رقابتي تنگاتنگ، بر خلاف عرف ديپلماتيک از بغداد حمايت تسليحاتي به عمل آورد. گزارش 2000 صفحه اي قاضي اسکات به پارلمان انگليس در سال 1375 ، بيانگر نقض تعهدهاي بين المللي مبني بر عدم تأمين تسليحات طرفين درگير مي باشد و نشانگر آن است که انگليس مقادير زيادي اسلحه غيرمتعارف به ارزش ميلياردها دلار به عراق فروخته است.
پر واضح است، دولتمردان پير استعمار پس از رخداد سياسي سال 1376 با خرسندي از تحولات سياسي اجتماعي ايران، سير حوادث را متناسب با خواسته هاي زياده طلبانه خود ارزيابي مي کردند و به همين دليل در رقابتهاي سياسي که چهره هاي مورد نظر آنها از دستيابي به قدرت بازماندند، سکوت نکردند و با مواضع مداخله جويانه، پروسه دموکراتيک جمهوري اسلامي را مخدوش جلوه دادند.
پس از انتخابات دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي، جک استراو وزير خارجه انگليس، مدعي شد: «انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي ايران يک انتخابات ناقص بود. همه مي توانند به راحتي قضاوت کنند که اين انتخابات از ابتدا مشکل داشت؛ زيرا از همان ابتدا حداقل نيمي از نامزدهاي اصلاح طلب به صحنه رقابتي انتخابات دعوت نشدند.» وي در ادامه ادعا کرد ميزان رأي دهندگان 25 درصد کمتر از سطح رأي دهندگان در انتخابات آزاد سال 1376 بود.
در حوادث پس از انتخابات سال جاري، نقش بيگانگان در تحريک، ترغيب، تهييج و تشجيع اغتشاشگران قابل کتمان نيست. نقش سفارت انگليس، رسانه هاي اين دولت که مبين دخالت آشکار و خلاف رويه ديپلماتيک است، از مصاديق حمايت از براندازي و هواخواهي اغتشاشگران مي باشد. اين موضوع نمايندگان ملت را بر آن داشته است تا براي پاسخ به افکار عمومي، موضوع کاهش و حتي قطع رابطه را در دستور کار قرار دهند.
ميليبند وزير امور خارجه انگليس مي گويد: «ايران را بايد همچنان در قبال دل نگرانيهاي بين المللي، درگير نگه داشت.» وي در اظهاراتي بي ادبانه و گستاخانه که دخالت در امور داخلي ايران است، مي گويد: «ملازمات حوادث اخير در ايران را با نگراني جدي دنبال مي کنيم.»
رهبر معظم انقلاب در 29 تير 1388 در خصوص مداخلات بيگانگان و نقض حاکميت ملي، در سخناني فرمودند: «دشمنان ملت ايران از رسانه هاي خود، علناً براي گروه هاي غافل و نادان اغتشاشگر، دستورالعمل چگونگي ايجاد ناامني، تخريب و درگيري پخش مي کنند و از طرف ديگر مدعي مي شوند که در امور داخلي ايران دخالت نمي کنند، در حالي که آشکارترين دخالتها را انجام مي دهند.»
بدون ترديد، تعقيب مشي حمايت از مخالفان از سوي دولتمردان انگليس، جدا از استراتژي سياستهاي غرب، محور آنها نيست. همراهي لندن با واشنگتن در جهت گيري عليه ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بيانگر مخرج مشترک موضعگيريها نسبت به تهران مي باشد.
پيروزي اصولگرايي و تأکيد بر احياي انديشه بنيانگذار انقلاب اسلامي پس از سال 1384 و متعاقب آن پيروزي جريان ضد آمريکايي در کشورهاي عراق، لبنان، فلسطين و بحرين، بازي با حاصل جمع صفر را به نمايش گذاشت و آنها را مصمم نمود در انتخابات آتي با تلاشهاي گسترده، مانع وقوع حادثه مشابه سال 84 در ايران و منطقه شوند. اقدامهاي انگليس در عرصه هاي مختلف با اين هدف برنامه ريزي گرديد تا در وهله نخست طيف اصولگرايي و حامي گفتمان امام و رهبري در مصدر قدرت قرار نگيرد و در صورت توفيق نيافتن در اين زمينه، گام بعدي را با الگوي انقلاب رنگي پيگيري کنند که در اين زمينه بيداري مردم و تبعيت آنها از ولايت فقيه، بر ناکاميهاي مقامهاي لندن افزود.
بنابراين، بررسي سير روابط ايران و انگليس اين حقيقت را اثبات مي نمايد که اين دولت قائل به رعايت قاعده بازي در مناسبات بين دو کشور بر اساس رعايت موازين بين المللي نيست و تلاش مي کند با بازسازي حوادث اول انقلاب، سفارت انگليس در تهران را همچون سفارت آمريکا به لانه جاسوسي تبديل نمايد که شواهد پس از انتخابات و اعترافهاي برخي افراد، اين ادعا را تأييد نموده است.
لذا انتظار افکار عمومي از نمايندگان ملت، تحديد روابط ايران و انگليس به امور کنسولي است و در صورت استمرار اقدامهاي گذشته، قطع رابطه مي بايد در دستور کار قرار گيرد. |