تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
گزارش
ضربان
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-02-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 9اسفند ماه 1388


فاطمه حبيبي زاد نخستين بانوي نقال ايراني: شاهنامه کارت ملي ماست!



در حوالي امروز- تکتم بهاردوست: متولدسال 1355 شهرستان اهواز است. ورود به حلقه پيران عرصه نقالي، که بي ترديد قرنها،





عرصه مردانه بوده باعث شد تا فاطمه حبيبي زاد از سوي استادانش لقب «گرد آفريد» بگيرد. او همچنان تا به امروز شاگرد اين مکتب است و همواره در برابر مرشدان شاگردي مي کند و بشدت مورد تأييد و احترام آنان است .
او نخستين بانويي است که در تاريخ نقالي پهلواني ايران به نقل حماسه هاي شاهنامه، داستانهاي ملي و فولکلور و پرده خواني پرداخته است.سالها شاگردي در محضر مرشدان، نقالان و سخنوران جهت ياد گيري شاهنامه خواني و نقل پهلواني او را به اعتباري رساند که استاد مسلمش مرشد ولي ا... ترابي در مراسم اختتاميه جشنواره نمايشهاي آييني گ سنتي سال 1380 در سالن اصلي تئاتر شهر در پي يک مراسم آييني عصاي خود را به «گرد آفريد» به عنوان شاگرد خلف خود اعطا کرد.
حبيبي زاد تا کنون در کشورهاي مختلفي به اجراي برنامه پرداخته است.
گفتگوي ما با او، به بهانه برپايي تور خارج از کشورش با عنوان «شب اساطير ايراني» شکل گرفت. اين گفتگو را بخوانيد:

*خانم حبيبي زاد! خيلي ها معتقدند با وجود رسانه هاي ديداري وشنيداري، جايي براي نقالي باقي نمانده است. شما به عنوان يک نقال چه پاسخي به اين تحليل داريد؟
** من طبيعتا اين تحليل را قبول ندارم. با وجود رسانه هاي ديداري و شنيداري، تنها توجه به هنرهاي آييني کم شده اما اين نياز همچنان باقي است.
زماني در خانه ها و در شب نشيني ها بزرگترها خودشان نقالي مي کردند وحکايت مي گفتند، اما در اين روزگار، ديگر آن دور هم جمع شدنها را نداريم. عوضش همه دور تلويزيون جمع مي شوند.
با تغيير زندگي و شيوه زندگي و آمدن رسانه هاي جديد اين شد که شيوه هاي کهني که جنبه سرگرم کننده داشت، فراموش شده اند، حال آنکه همه کارکرد اين هنرها سرگرمي شان نبود. در کنار آن سرگرمي، مسائل ديگري نيز مدنظر بود. نخست اينکه عرق ملي تبليغ مي شد، مفاخر ملي شناسانده مي شد، تخيل بارور مي شد. ما به سنتها بي تفاوت شده ايم و پيامدهاي اين غفلت را امروز به شکل بعضي ناهنجاريهاي اجتماعي مي بينيم.
در پکن، همچنان نمايش اپرايي اجرا مي شود که هنوز در آن مي شود شيوه هاي مختلف داستان گويي چيني و نمايشهاي کهن آن سرزمين را ديد. آنها توانسته اند به خوبي بين سنت ومدرنيته توازن برقرار کنند، ما نتوانسته ايم! ما در اين زمينه کم کاري کرده ايم، مديريت فرهنگي نداشته ايم. نتوانسته ايم از آن همه سنت، چيزي براي امروز مان خلق کنيم، پس روي همه سنتهاي مان خط مي کشيم.
ما درقصه گويي آبا و اجدادي مان، يک دنيا ويژگي هاي منحصر به فرد داريم که بايد امروز ما را به قصه گو ترين ملت دنيا تبديل مي کرد، ولي بدبختانه نتوانسته ايم داشته هاي مان را درست خرج کنيم.
اما همين امروز درنروژ فقط 2 هزار نفر، کارشان قصه گويي است و براي خودشان سنديکا هم دارند.
ما حتي نتوانسته ايم اسطوره هاي مان را حفظ کنيم. چند نفر امروز سهراب و سياوش را مي شناسند؟ چند نفر بلدند شاهنامه بخوانند؟ شاهنامه کارت ملي ماست.
*با اين حساب بايد براي نقالي در عصر جديد، کارکردهاي جديد هم تعريف کرد.
**همين طور است. من امروز نقالي را يک ابزار مناسب براي انتقال مفاهيم به نسل بعد مي دانم. مردم ما هنوز هم که هنوز است دوست دارند دور هم جمع بشوند. حتي در شهر، مکانهايي که شلوغ تر است، خواهان بيشتري دارد. سيزده بدرها ترجيح مي دهيم جايي برويم که آدمهاي بيشتر حضور دارند، نه يک طبيعت بکري که هيچ کس آنجا نيست. براي همين ما هنوز مي توانيم در جاهاي عمومي، در مدارس، در گردهمايي ها و... نقالي کنيم. البته متناسب با اقتضائات روز و امکانات آن. باور کنيد شاهنامه ظرفيت آن را دارد که همچنان در روزگار معاصر هم بستر نقالي باشد.
*چه ويژگي هايي در شاهنامه وجود دارد که آن متن را به متني مناسب براي نقالي مدرن تبديل مي کند؟
** بن مايه شاهنامه، حماسه و پهلواني است. شاهنامه پژوهان شاهنامه را سه بخش مي دانند.
بخش اساطيري تا دوران جواني رستم است. بخش پهلواني و حماسي که تمام دوران رستم و مرگ او را دربرمي گيرد. از آنجا به بعد دوره هاي تاريخي در شاهنامه شروع مي شود. هر کدام از اين بخشها مي تواند براي نقالي مناسب باشد. البته در گذشته بخش حماسي شاهنامه عمدتا براي نقالي انتخاب مي شده است، اما امروز با توجه به نيازهاي متفاوت و گسترده مخاطبان، از همه ظرفيتهاي شاهنامه مي شود براي نقالي استفاده کرد.
*يک خانم براي نقال شدن ،با چه سختي هايي روبه رو است؟
**شايد اصلا قرار نبوده زني نقال بشود. زيرا برخلاف قصه گوها وشاهنامه خوان هايي بوده اند که در مجالس زنانه، مجلس مي گفته اند، نقالي با تعريفي که داريم منحصراً مردانه بوده است. هيچ گاه هم براي اين هنر مدرسه و دانشگاه نداشته ايم، تا اين چند ساله اخير.
اما نقالي براي خودش سلسله مراتبي دارد. کسي که مي خواهد نقال شود و به مرتبه خطابه گويي برسد بايد مي رفته و سالها شاگردي مي کرده. طبيعتا اين شاگردي و پيدا کردن استاد براي يک زن به مراتب سخت تر از يک مرد بوده است.
*شما چطور شد که به نقالي گرايش پيدا کرديد؟
** خب، من از همان دوران کودکي به ادبيات و تاريخ علاقه داشتم. يادم مي آيد دبيرستان بودم که با دو، سه نفر از دوستانم درباره شاعران مختلف بحث مي کرديم. يکي از دوستانم گفت: من بين شاعران، فردوسي را از همه بيشتر دوست دارم. پرسيدم چرا؟ گفت: چون فارسي تر حرف زده! آن زمان تلنگري به من خورد و فردوسي در ذهنم ماند، تا اينکه بعدها در دوره دانشکده، در پارک دانشجو، موزه سيار زديم و بچه ها بودجه کمي به من دادند و گفتند چون با بچه هاي تئاتري آشنايي، برو و نقال بياور. مسؤول تئاتر هم به من گفت، با اين پول، کسي مثل مرشد ترابي نمي آيد، ولي مي توانيم از شاگردانش کسي را دعوت کنيم.
براي آن مراسم ساسان مهرپويان آمد و در پارک نقالي کرد، من شوکه شدم. به خانه رفتم و کتاب «مشکين نامه» را که تولد فريدون و قيام کاوه آهنگر است، حفظ کردم. حتي شروع کردم بر اساس تخيلات خودم يک چيز هايي اضافه کردم. گذشت تا اينکه يک بار يکي از دوستان قديمي ام، مرا دعوت کرد به کانون بازنشستگان و گفت، بيا اين جا، يک گروه از هنرپيشه هاي قديمي و شاعران هستند. به آن دوستم گفته بودم که دلم مي خواهد نقالي کنم. آن جا مرحوم جعفر بزرگي بود و خيلي از هنرمندان پيشکسوت ديگر. من داشتم با چند نفر خوش و بش مي کردم که يک نفر آمد و گفت: بدو بيا، دارند پشت ميکروفن مي گويند اولين نقال زن ايران! من هم نفس نفس زنان رفتم روي سن. مرحوم بزرگي ديد دارم نفس نفس مي زنم، گفت: بگذاريد يک نفسي تازه کند. گفتم: نه، مي توانم. رفتم بالا و به «نام خداوند جان و خرد» را در کمال پررويي و به همان شيوه آواز هاي زور خانه اي خواندم. سپس نقل قيام کاوه آهنگر و تولد فريدون را نيم ساعت خواندم .
موضوع آن مجلس زبان به زبان چرخيد. ديدم اي داد بيداد، قضيه دارد جدي مي شود. بايد از کسي کمک مي گرفتم. با بدبختي توانستم شماره مرشد ترابي را پيدا کنم. زنگ زدم و ماجرا را گفتم. گفت بايد بيايي کارت را ببينم. رفتم، ديدم پيرمرد لاغر و تکيده اي نشسته است، رفتيم در يکي از سالنهاي اداره تئاتر. گفت: اجرا کن، ببينم قضيه چيه؟ برايش اجرا کردم. خودکار درآورد و يک چيز هايي را يادداشت کرد. وقتي تمام شد، گفت: آفرين! جوهره کار را داري. ايراد هايت هم اينهاست، با عجله حرف مي زني، استرس داري و... بايد اين ها را حل کني.
اکنون هم به قولي عصاي دست مرشد ترابي هستم. او تقريباً برنامه اي را بدون من نمي رود.
*به عنوان آخرين سؤال، در شاهنامه نام 32 زن آمده. چي شد که از بين همه آنان شما «گرد آفريد» را به عنوان لقب انتخاب کرديد؟
**اين نام را من براي خودم انتخاب نکردم. اولين بار هوشنگ جاويد که پژوهشگر موسيقي مقامي است، لقب گرد آفريد را به من داد و گفت: «تو گرد آفريدي که گرد آفريدانه وارد ميدان شاهنامه شدي» به همين ترتيب، باقي افراد به همين نام من را صدا زدند و کم کم خود من هم باورم شد!

  


دانش امروز



محقق ايراني کشف کرد؛ نقش رنگها در پيروزي هاي ورزشي
محقق ايراني دانشگاه يورک طي مطالعات خود دريافته است ورزشکاراني که در هنگام رقابت لباس قرمز بر تن مي کنند بيشتر به موفقيت دست پيدا خواهند کرد زيرا چشم اجسام قرمز رنگ را سريعتر از ديگر رنگها درک مي کند و داور نيز تحت تاثير خواهد بود.
به گزارش مهر، مازيار فلاح پروفسور حرکت شناسي و علوم سلامت در دانشگاه يورک کانادا دريافته است پوشيدن رنگ قرمز مي تواند براي ورزشکاران رشته هاي ورزشي مانند ژيمناستيک يا پاتيناژ نمايشي که داوري در جزئيات اين بازي ها نقشي اساسي به عهده دارد بسيار سودمند باشد.
فلاح با اشاره به عناصري که در چشم داوران امتياز به حساب مي آيند مي گويد: «يکي از مهمترين اين عناصر سرعت بر روي يخ است و به همين دليل در صورتي که به جاي پوشيدن لباس آبي رنگ، لباسي به رنگ قرمز به تن ورزشکار باشد و وي همان حرکات برنامه ريزي شده را انجام دهد، چشم حاضران اين حرکات را کمي سريعتر از رنگ آبي خواهند ديد.» وي در آزمايشي با حضور هزاران نفر از داوطلبان درخواست کرد نقاط رنگي را بر روي صفحه نمايشگر رايانه رديابي کنند، سپس حرکات چشم اين افراد با استفاده از رديابهاي مادون قرمز رديابي شد. نتايج نشان داد سرعت حرکت چشم افراد متناسب با نوع رنگ نقاط، تغيير مي کند.

پرواز به کمک زباله ها
گروهي از پژوهشگران آمريکايي روشي را پيدا کردند که به کمک آن مي توان سوخت هواپيماهاي جت را به روشي ارزان از زباله ها تهيه کرد.
به گزارش مهر، محققان دانشگاه ويسکونسين- مديسون يک فرايند اقتصادي را براي تبديل زباله هاي کشاورزي به هيدروکربورهاي مايعي که امروزه براي تامين انرژي هواپيماها استفاده مي شود يافته اند. گياهان يک منبع بسيار مناسب براي توليد سوخت به شمار مي روند چرا که بخش اعظم گياهان از سلولز تشکيل شده است.سلولز مولکولي است که مي تواند به قند و ديگر ترکيباتي تفکيک شود که اين ترکيبات در مراحل بعدي مي توانند به سوخت تغيير يابند.

مرگ يک سياره به صورت مستقيم رصد شد
ستاره شناسان بين المللي براي اولين بار موفق شدند مرگ يک سياره فرامنظومه شمسي را که توسط ستاره خود بلعيده مي شود به صورت مستقيم رصد کنند.
به گزارش مهر،قرباني، سياره اي به نام 12b - Wasp است که در اطراف ستاره اي در ابعاد خورشيد مي چرخد. زماني که اين سياره در سال 2008 کشف شد بلافاصله غيرعادي بودن خود را در ميان بيش از 400 سياره فرامنظومه شمسي که تاکنون کشف شده اند نشان داد و به همين علت از آن زمان توسط اين تيم بين المللي زير نظر گرفته شد.اين جرم آسماني سياره اي گازي شکل است که 6 برابر بزرگتر از سياره مشتري بوده و بسيار نزديک به ستاره خود است. در واقع فاصله آن 75 برابر نزديکتر از فاصله زمين به خورشيد است. اين نزديکي بسيار زياد اثراتي منفي بر روي اين سياره گذاشت و نيروي جاذبه زياد ستاره سبب بدشکلي و گرم شدن بيش از حد 12b - Wasp شد. به طوري که دماي اين سياره به بيش از دو هزار و 500 درجه سانتيگراد رسيد و اين جرم آسماني تبديل به يک توپ جوشان کيهاني شد.براساس گزارش نيچر، نيروي جاذبه زياد موجب شد مواد لايه هاي خارجي 12b - Wasp جذب ستاره شده و در اطراف سياره حلقه هايي شبيه به حلقه هاي زحل ايجاد شوند. ميزان ماده جذب شده از سياره به ستاره بسيار زياد است به طوري که دانشمندان جرم کم شده سياره را 6 ميليارد تن بر ثانيه محاسبه کرده اند. به اين ترتيب سياره 12b - Wasp تا 10 ميليون سال ديگر کاملا توسط ستاره خود بلعيده خواهد شد.

  


خطر نابودي مرجانهاي خليج عمان



توسعه بندري در چابهار و اتصال جاده اي اسکله هاي شهيد بهشتي و شهيد کلانتري زيستگاه مرجانها در خليج عمان را در معرض نابودي قرار داده است.
به گزارش مهر، محمد نايب پور با بيان اينکه ساحل چابهار به دليل مرجانهاي درياي عمان يکي از بي نظيرترين نقاط دنيا براي غواصي است، ادامه داد: براي نجات مرجانها پيشنهاد جابه جايي آنها داده شده که تا کنون به صورت آزمايشي اقدام به جابه جايي بخشي از اين مرجانها کرده ايم.
وي با اشاره به اينکه قرار است چابهار مگاپورت (ابربندر) شده تا جنوب قاره آسيا را به شمال آن وصل کند و با توجه به اين قابليت جزو چهار نقطه استراتژيک دنيا محسوب مي شود، افزود: اگر چه اجراي اين طرح در توسعه اقتصادي منطقه داراي اهميت است، ولي تخريبهاي زيست محيطي را به همراه خواهد داشت.وي با اشاره به اينکه ما جزو نادرترين مناطق دنيا هستيم که براي حفاظت از محيط زيست اقدام به جابه جايي مرجانها کرده ايم، گفت: بزودي بقيه مرجانهاي چابهار نيز براي حفاظت از تخريب منتقل مي شوند.
نايب پور تأکيد کرد: تا کنون به هيچ وجه اجازه تخريب نوار ساحلي و مرجانها را نداده ايم و پس از اين نيز نخواهيم گذاشت مرجانها آسيب ببينند.
رئيس باشگاه غواصي چابهار تصريح کرد: با تخريب نوار ساحلي سايت غواصي چابهار نيز فضايي براي فعاليت نخواهد داشت و عملاً غواصي چابهار به تعطيلي منجر مي شود، مگر اين که دوباره مجوز استقرار سايت غواصي در منطقه آزاد چابهار داده شود.
وي افزود: از آنجا که مرجانها محل تجمع، توليد مثل و تکثير انواع ماهيان و آبزيان دريايي است مناطق مرجاني از مهمترين زيستگاههاي دريايي به شمار مي روند و مي توان نواحي مرجاني را نوعي زايشگاه و پرورشگاه دريايي براي تولد و رشد ناميد.
رئيس مدرسه غواصي چابهار تصريح کرد: نتيجه اوليه نابودي اين توده هاي مرجاني نابودي بچه ماهيان و کاهش توليد مثل آبزيان در خليج چابهار است. اين امر در درازمدت سبب کاهش تعداد ماهيان و کمبود منابع صيادي و بيکاري خيل عظيم مردم بومي در منطقه که به اقتصاد ماهيگيري متکي هستند مي شود.

  


پرخوري، علت مرگ کاهنان معابد مصر



بررسي هاي باستان شناسان روي اجساد موميايي شده کاهنان مصري نشان داد که پرخوري، علت اصلي مرگ آنها بوده است.






به گزارش ميراث آريا بررسي هاي صورت گرفته از فهرست غذاهاي حک شده روي ديوار معابد مصري نشان داد، اين غذاها که براي خشنودي خدايان در اختيار کاهنان قرار مي گرفت پر از چربي بوده که باعث مسدود شدن شريان ها و در نتيجه مرگ کاهنان مي شده است.مدارک و نمونه هاي به دست آمده از 60 موميايي مصري و بررسي هاي صورت گرفته روي بدن هاي خشک شده آنها به کمک عکس هاي راديولوژي در مدت 30 سال اخير نشان داد که بيماري تصلب شرايين سابقه اي چندين هزار ساله داشته و به هيچ وجه بيماري مدرن نيست.به گفته باستان شناسان، نوشته هاي موجود روي ديوارها، که نشان دهنده امور مذهبي روزانه بودند، به همراه بررسي هاي صورت گرفته روي موميايي ها نمونه هايي از رژيم غذايي کاهنان را نمايان ساختند.
باستان شناسان اعلام کردند، تمام شواهد و اسناد به دست آمده از اين نوشته ها، به معناي آن بود که کاهنان، تنها به دليل پرخوري بيش از حد ، جان داده اند.

  


ورود اولين ميهمانان بهاره به تهران



اولين دسته از پرندگان مهاجر بهاره از آفريقا به تهران رسيدند.






به گزارش خبرگزاري محيط زيست ايران، بادخورکها اولين پرندگان مهاجري هستند که به ايران رسيدند. بادخورک و پرستوها (چلچله ها) در ميان پرندگان، چابک ترين و سريع ترين پرندگان اند. آنها مي توانند ساعت ها بدون توقف پرواز کنند.
بادخورک ها بال هاي بلندتري دارند و مي توانند بالاتر از پرستوها پرواز کنند. آنها به ندرت در زمين مي نشينند.
پرستوها در ارتفاع پايين تر پرواز مي کنند و گاهي وقت ها براي استراحت در روي سيم هاي برق و تلگراف، پشت بام ها و درختان مي نشينند.

  


ساعت مچي بدون صفحه و عقربه!



ساعت Aurora طراحي زيبايي است که صفحه شماره و عقربه از آن حذف شده است و پرتوهاي رنگي ليزر جايگزين عقربه هاي آن شده اند.






به گزارش مهر، شرکت ساعت سازي Aurora يا «شفق» هيچ علاقه اي به ساخت ساعتهاي سنتي با عقربه هاي ثانيه شمار و دقيقه شمار ندارد حتي ساعتهاي اين شرکت صفحه شماره نيز ندارد و کاربر بايد بر اساس صفحه شماره ذهني خود ساعت دقيق را دريابد.
ساعت جديد اين شرکت پرتوهاي ليزري را جايگزين عقربه هاي معمول ثانيه و دقيقه شمار کرده است. دو پرتو آبي و قرمز هر يک وظيفه نمايش دادن زمان دقيق را دارند. اين ساعت توسط طراحي به نام «ژي هون يئوم» طراحي شده و توليد آن هنوز در دست بررسي قرار دارد.
در اين ساعت، ليزر آبي رنگ نمايانگر عقربه ساعت شمار و پرتو قرمز رنگ نمايانگر دقيقه شمار است و زمان تنها پس از ضربه زدن به لبه قاب ساعت نمايان مي شود. در ديگر مواقع اين ساعت تنها دستبندي ساده به دور مچ افراد خواهد بود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com