تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
حوادث
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-03-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 18اسفند ماه 1388


محمد بلوري؛ روزنامه نگار با تجربه کشور : خبرنگاران چله نشين کامپيوترها شده اند



*قسمت دوم و پاياني
*جواد صبوحي






اشاره:
54 سال تلاش بي وقفه در حرفه اي چون روزنامه نگاري با تمام فراز و نشيبهاي آن زمان زيادي است. بيش از نيم قرن چالش با رخدادهايي ناهمگون آدمي را آبديده مي کند.
محمد بلوري؛ روزنامه نگار با تجربه کشورمان که نامش با شکل گيري حادثه نويسي مطبوعات کشور رقم خورده است يکي از همين آدمهاست. با کوله باري پر از تجربيات ارزشمندي که مرور هر يک از آنها مي تواند دريچه تازه اي را به روي زندگي حرفه اي روزنامه نگاران و علاقه مندان کشور باز کند. در بخش نخست گفتگو با اين روزنامه نگار کهنه کار بخشي از تجارب ارزنده وي تقديم خوانندگان گرامي شد.
در اين بخش نيز بخش ديگري از اين تجارب با توصيه هاي وي به شاغلان اين حرفه ارائه مي گردد:
***





* کار روزنامه نگاري در آن روزها با امروز چه تفاوتي کرده است؟
** آن روزها ما دو گروه کاري بوديم؛ تعدادي که در صفحات رويي کار مي کردند از صبح تا ظهر در روزنامه مي ماندند و عصرها نيز تحريريه ديگري با سردبير ديگري مي آمد و صفحات مياني را که معمولاً مطالب تازه تري را شامل مي شد مي بستند. فرصت پرداختن به موضوعات مختلف در صفحات خبري خيلي محدود بود. امروز هم اين طور است، با اين تفاوت که خبرنگاران ديگر به دنبال اخباري که ابعاد متفاوتي را در بر مي گيرد نيستند. من وقتي مي بينم به ابعاد خيلي از خبرها توجهي نمي شود خيلي افسوس مي خورم. متأسفانه امروز روزنامه نگاران گرفتار رايانه شده اند. چندي پيش سردبير يکي از روزنامه ها مرا دعوت به کار کرد. روزي به يکي از خبرنگاران آن روزنامه سوژه اي خبري دادم و گفتم به فلان جا برو و اين خبر را تهيه کن. او از من ناراحت شد. نزد مدير مسؤول رفت و گفت؛ فلاني مي خواهد مرا بيرون بفرستد؟ براي همين است که خبرنگاران چله نشين کامپيوترها شده اند. اينکه ديگر روزنامه نگاري نيست. به ياد دارم آن روزها 60 خبرنگار در کيهان مشغول به کار بودند. ساعت 9/30 ديگر پرنده در تحريريه پر نمي زد. اگر کسي در تحريريه مي ماند مي گفتند چرا پشت ميز نشسته اي مگر کسالت داري؟ هر يک از 60 خبرنگاري که تحريريه را ترک کرده بودند هنگام ظهر با يک خبر توليدي به روزنامه بر مي گشتند. اين گونه بود که کيهان، کيهان و اطلاعات، اطلاعات مي شد؛ يعني بيش از 90 درصد از مطالب روزنامه توليد خبرنگاران تحريريه بود، ولي امروز برعکس است. شبي که انقلاب به پيروزي رسيد بيش از يک ميليون و 200 هزار نسخه روزنامه چاپ شد. چون مردم مي خواستند مطالب تازه تر اين دو روزنامه را بخوانند.
*آن روزها موضوع خريد خبر هم از سوي روزنامه ها مطرح مي شد؟
** نه، خريد خبر به آن صورت وجود نداشت؛ چون خبرنگاران در کار خود تخصص زيادي کسب کرده بودند مثلاً خبرنگاري تنها به موضوع نفت مي پرداخت و در اين حوزه تخصص داشت، بنابراين نيازي به خريد خبر نبود، مگر آنکه مسأله اي مثل سقوط هواپيما رخ مي داد و عکاسان حرفه اي عکسي را تهيه مي کردند آن عکس را مي خريدند. براي تهيه بسياري از اخبار مجبور بوديم به شهرها و شهرستانهاي دورافتاده سفر کنيم، در طول سفر روي ميز قهوه خانه هاي ميان راه مي خوابيديم. رقابتها هم خيلي شديد بود مثلاً روزي يکي از عکاسان روزنامه را براي تهيه عکس از قاتلي معروف به شهرباني فرستادم. همزمان روزنامه اطلاعات نيز عکاس خود را به شهرباني اعزام کرده بود. عکاس روزنامه که از شهرباني بازگشت در دستش تنها عکسي که از وسط به دو نيم شده بود ديده مي شد. وقتي ماجرا را پرسيدم گفت افسر شهرباني تنها يک عکس از قاتل بيشتر نداشت. من و عکاس روزنامه اطلاعات براي گرفتن عکس از افسر شهرباني با هم درگير شديم و عکس از وسط به دو نيم شد!
* مي گويند روزنامه نگار بايد اقيانوسي به عمق يک وجب باشد، يعني از هر حوزه به اندازه اندکي بداند و مطلع باشد. شما که مدتي تنها در حوزه حوادث کار کرديد اين موضوع را قبول داريد؟
** من هم با اين موضوع که خبرنگار بايد تا حدودي از آنچه در ساير حوزه ها مي گذرد مطلع باشد موافقم، اما تخصص او بايد در يک حوزه باشد. در بسياري مواقع وقتي خبرنگار در حوزه خبري در محل کار خود حضور ندارد خبرنگار ديگري از سرويس ديگري خبر او را پوشش داده است، اما قبل از تهيه خبر، گزارش و يا مصاحبه خبرنگار زماني را نيز صرف تهيه اطلاعات مورد نياز خود از منابع آرشيوي مي کرد. من بارها به خبرنگاران گفته ام وقتي خبرنگار در مقابل مديري براي انجام مصاحبه مي نشيند جنگ رواني پنهاني ميان آن دو وجود دارد؛ آنها يکديگر را ارزيابي مي کنند. در اين ميان اگر خبرنگار خالي از اطلاعات باشد حتي اگر مصاحبه شونده حرفها و اطلاعات بي ربط هم به او ارائه دهد، او چيزي براي گفتن ندارد و تنها مي داند که تا پايان مصاحبه اسير گفته هاي او بوده است. خبرنگار بايد به موضوع مسلط باشد و بتواند مصاحبه شونده را با پرسشهاي خود به چالش بکشاند.
* پس از نيم قرن چگونه اطلاعات و تجربه هايتان را به خبرنگاران منتقل مي کنيد؟
** من در دو کتاب مجموعه خاطرات خود را منتشر کرده ام که خبرنگاران تازه کار مي توانند با مراجعه به آنها از تجربيات کار روزنامه نگاري استفاده کنند. وقتي روزنامه ايران کار خود را آغاز کرد آقاي وردي نژاد نيروهاي قديمي و با تجربه روزنامه ها مثل من را به اتفاق تعدادي از روزنامه نگاران تازه کار دعوت به کار کرد. تلفيقي از اين دو گروه به حرکت رو به رشد اين روزنامه منجر شد.حوادث اين روزنامه توانست در ميان روزنامه هاي ديگر جاي خود را به خوبي باز کند. روزنامه نگاري هم حرفه اي مثل نجاري است که با کتاب خودآموز نمي توان آن را فراگرفت بلکه بايد استادي در روزنامه حضور داشته باشد تا فوت و فن کار را به نوآموزان آموزش دهد. هر روزنامه اي اگر اين روال را در پيش بگيرد پيشرفت خواهد کرد. من اگر دعوت مدير روزنامه اي را نيز براي همکاري قبول کرده ام تنها براي انتقال همين تجربيات است. شيوه هاي کسب خبر در روزنامه نگاري از اهميت بسزايي برخوردار است. به ياد دارم قتل مهمي در تهران رخ داده بود و ماجراي آن تا يک ماه در صفحه حوادث منتشر مي شد. اين واقعه به دادگاه جنايي کشيده شد. براي تهيه خبر به اين دادگاه رفتم، اما با درهاي بسته مواجه شدم و هيچ خبرنگاري را به دادگاه راه نمي دادند. تمامي خبرنگاران تصميم گرفتند تنها به ذکر اين مطلب که دادگاه در پشت درهاي بسته برگزار شد اکتفا کنند. همين کار را هم کرديم، اما سردبير کيهان با ديدن اين مطلب برآشفت و گفت: خبري که يک ماه تيتر اول و دوم روزنامه شده است را نمي توان به يک باره قطع کرد. به ناچار با دادگستري تماس گرفتم. رئيس دادگاه گوشي را برداشت و تلفن را قطع کرد. دو - سه دقيقه بعد دوباره تماس گرفتم و به تلفنچي گفتم شعبه دو جنايي را مي خواهم. تلفنچي دوباره تلفن را وصل کرد و رئيس دادگاه بار ديگر تلفن را قطع کرد. همين رويه را چند بار تکرار کردم و آخرين بار رئيس دادگاه براي اينکه دوباره کسي مزاحمش نشود گوشي را قطع نکرده کنار دستش روي ميز گذاشت. من هم ازپشت ميزم در تحريريه تمام جزئيات دادگاه را از پشت تلفن نوشتم و اين مطالب يک صفحه روزنامه را به خود اختصاص داد. فرداي آن روز اين مطلب با تيتر: «جزئيات دادگاه در پشت درهاي بسته» منتشر شد. معمولاً خبرهايي که از قهوه چي، دفتردار و يا تلفنچي ديوان عالي کشور به دست مي آمد به مراتب دقيق تر و کامل تر از اخبار و اطلاعاتي بود که مقامهاي بالا ارائه مي کردند. آن موقع تجربه ها اين طور به روزنامه نگاران منتقل مي شد و خبرنگاران از آن استفاده مي کردند.
* دليل عدم پيشرفت روزنامه ها و کاهش شمارگان آنها را در چه مي دانيد؟
** يکي از دلايل عدم پيشرفت روزنامه ها اين است که مديران مطبوعات از جنس رسانه نيستند. قبلاً وقتي خبري با کيفيت بالا در روزنامه منتشر مي شد مديران روزنامه به خبرنگاري که اين خبر را تهيه کرده بود هديه نفيسي مي دادند و او را تشويق مي کردند، چون مي دانستند اين مسأله ارتباط مستقيمي با شمارگان روزنامه دارد، اما امروز بسياري از مديران روزنامه ها براي رسيدن به موقعيتي و يا حفظ آن موقعيت روزنامه را به ارگان خود تبديل مي کنند. دليل ديگر اين است که تجربه ها در تحريريه ها جاري نمي شود؛ خبرنگار جوان گمان مي کند نشستن در پشت رايانه و استخراخ مطلب روزنامه نگاري است و همين موضوع باعث مي شود جوانها با تمامي اشتياق و علاقه اي که به اين حرفه دارند روزنامه نگار تربيت نشوند.

  


آخرين نامه سيد جمال الدين اسدآبادي ؛ خوشم براي آزادي کشته مي شوم



سيد جمال، آخرين نامه خود را از زندان باب عالي اسلامبول به همکيشان خود چنين نگاشت: دوست عزيز! من در موقعي اين نامه را به دوست عزيز خود مي نويسم که در محبس محبوس و از ملاقات دوستان خود محرومم. نه انتظار نجات دارم و نه اميد حيات، نه از گرفتاري متألم و نه از کشته شدن متوحش. خوشم بر اين حبس و خوشم بر اين کشته شدن.
خوشم براي آزادي نوع، کشته مي شوم، براي زندگي قوم. ولي افسوس مي خورم از اينکه به آرزويي که داشتم کاملاً نائل نگرديدم. شمشير شقاوت نگذاشت بيداري ملل مشرق را ببينم، دست جهالت فرصت نداد صداي آزادي را از حلقوم امم مشرق بشنوم. اي کاش من تمام بذر افکار خود را در مزرعه مستعد افکار ملت کاشته بودم. چه خوش بود بذرهاي بارور و مفيد خود را در زمين شوره زار سلطنت فاسد نمي نمودم. آنچه در آن مزرعه کاشتم، به نمو رسيد. هرچه در اين زمين کوير غرس نمودم فاسد گرديد. در اين مدت، هيچ يک از تکاليف خيرخواهانه من، به گوش سلاطين مشرق فرو نرفت. همه را شهوت و جهالت مانع از قبول گشت. اميدواريها به ايرانم بوده، اجر زحماتم را به فراش غضب حواله کردند. با هزاران وعده و وعيد، به ترکيه احضارم کردند، اين نوع مقهورم نمودند. غافل از اينکه انعدام صاحب نيت اسباب انعدام نيت نمي شود. صفحه روزگار، حرف حق را ضبط مي کند.
باري من از دوست گرامي خود، خواهشمندم اين آخرين نامه را به نظر دوستان عزيز و هم مسلکهاي ايراني من برسانيد و زباني به آنها بگوييد: شما که ميوه رسيده ايران هستيد و براي بيداري ايراني دامن همت به کمر زده ايد، از حبس و قتال نترسيد، از جهالت ايراني خسته نشويد، از حرکات مذبوحانه سلاطين متوحش نگرديد. با نهايت سرعت بکوشيد با کمال چالاکي کوشش کنيد، طبيعت با شما يار است و خالق طبيعت مددکار. سيل تجدد به سرعت به طرف مشرق جاري است. بنياد حکومت مطلقه منعدم شدني است. شماها تا مي توانيد در خرابي اساس حکومت مطلقه بکوشيد، نه به قلع و قمع اشخاص. شما تا قوه داريد در نسخ عاداتي که ميانه سعادت و ايراني سد سديد گرديده کوشش نماييد، نه در نيستي صاحبان عادات.
هرگاه بخواهيد اشخاص را مانع شويد وقت شما تلف مي گردد. اگر بخواهيد به صاحب عادت سعي کنيد، باز آن عادت، ديگران را بر خود جلب مي کند. سعي کنيد موانعي را که ميانه الفت شما و ساير ملل واقع شده رفع نماييد. گول عوام فريبان را نخوريد.(تاريخ بيداري ايرانيان، جلد 1 ، ص 88 - 87. )

  


نگاهي به شيوه برخورد سيد جمال الدين اسد آبادي با فرهنگ غرب؛
چتر انديشه اسلامي بر سر گفتمان مدرنيته



* طيبه مروت
امروز بزرگداشت سيد جمال الدين اسد آبادي، است. کسي که پيشگام در راه مبارزه با استعمار و رهايي مسلمين از سيطره





فرهنگ غرب است. «مصلح شرق» ضمن تربيت طبقه نخبگان متعهد و سفرهاي تحقيقاتي به کشورهاي آسيايي و اروپايي؛ به انتشار روزنامه «عروَ الوثقي» -در پاسخ به «ارنست رنان» که مقالاتي عليه اسلام در يکي از روزنامه هاي پاريس مي نوشت- پرداخت. اين تنها بخش کوچکي از آنچه بود که اين بزرگ مرد مبارز از خود به جاي گذاشت و شيوه اي را در جوامع اسلامي بنا نهاد که هنوز هم غرب از آثار آن زيرگامهاي «سيد» مي لرزد.
سيد جمال الدين اسدآبادي ( 1217 - 1275 ) متفکري که پيشگام جنبشهاي اسلامي در دوره معاصر و مصلح انديشه در مشرق زمين ناميده مي شود، يکي از چهره هاي نامداري است که در دوره بحران جوامع اسلامي با درک درست خود از چالشهاي پيش روي مسلمانان با ميهمان تازه واردي که «مدرنيته غربي» خوانده مي شد، برخوردي در خور توجه داشت. مسلمانان، غرب متمدن را با استعمار شناختند. اين سؤ برداشت مسلمين از مظاهر تمدن نوين او را براي آگاه سازي مسلمانان از استعمار نوين غرب مصمم ساخت. او هرگز درصدد نفي پيشرفت و تمدن نبود و آن را در تعارض با اسلام نمي ديد. او که فقدان دانش، آزادي و استقلال را عامل انحطاط جوامع اسلامي مي دانست، با پيرايش و بازسازي تفکر اسلامي سعي در ايجاد هويتي مستقل و غيرغربي براي انديشه ورزي اسلامي و رهايي جغرافياي سياسي و فرهنگي اسلام از جنبه استعماري مدرنيته داشت. از نظر سيد جمال الدين حاکميت گفتمان مدرنتيه ضرورتي اجتناب ناپذير است. چنان که خطاب به هم مسلکهاي ايراني خود چنين مي نويسد: سيل تجدد به سرعت به طرف مشرق جاري است، بنياد حکومت مطلقه از بين رفتني است شماها تا مي توانيد در خرابي اساس حکومت مطلقه بکوشيد.
در واقع سيدجمال پاره اي از اين منطق مدرن را مي پذيرد و پاره اي از آن را رد مي کند. به عقيده وي جامعه مسلمانان براي دستيابي به استقلال و پيشرفت بايد به نوسازي در وضع و ساختار زندگي اجتماعي، سياسي و فرهنگي خود براساس دستورات شريعت جاودانه اسلام بپردازند.
او که توجه به علوم وفنون، پيدايش احزاب سياسي، تأکيد بر آزادي مطبوعات و آزادي بيان، حرکت به سوي مدنيت منطبق بر شرع اسلام را رهايي بخش مسلمانان از استعمار غرب مي دانست؛ اولين گام در رفع استعمارزدگي جوامع اسلامي را تکيه بر عقلانيت و رفع خرافه زدايي از تفکر مردم عنوان مي کرد. به عقيده وي محک بودن عقل در آزاديخواهي هاي سياسي و ساير حقوق انساني، موجب اتحاد مسلمين و قدرت يافتن اسلام در جهان مي گردد. همين انديشه او بود که در عرصه بازسازي هويت اسلامي، انديشه خردگرايي و خرافه زدايي را در طبقه نخبگان و سپس توده مردم پايه گذاري کرد. سيدجمال الدين ضمن تأکيد بر لزوم رفتار مبتني بر عقل و پذيرش عقايد منطقي، معتقد بود اگر جامعه، ايده هاي اسلامي را بپذيرد و متحد باشد، مدنيت و عمران را براي خود رقم خواهد زد.
او «دين» را اساس قدرت و مدنيت مسلمانان دانسته و ريشه ها و مباني عقلانيت و روشنگري را در انديشه اسلامي جستجو مي نمود.
او با بازسازي ذهنيت جمعي مسلمانان به عنوان هويت غيرغربي، اما مدرن به مقابله با شکل استعماري مدرنيته پرداخت.
سيدجمال الدين با تأکيد بر ذهنيت جمعي از طريق گفتمان اصلاحي، به بازسازي هويت اسلامي مبادرت کرد. در نظر او ذهنيت مدرن در کنار فضائل اسلامي معنا مي يافت. اين ترکيب همان ابزار مقابله با استعمار و هويت غربي بود که سيد از آن بهره مي جست. چنين است که گفتمان جديد سيدجمال الدين را در کلي ترين مفهوم آن مي توان آزادي جمعي به علاوه فضايل اخلاقي دانست.

  


جورج ايستمن



جورج ايستمن مخترع فيلم عکاسي ژلاتيني نواري و ساير ابزارهاي عکاسي و صاحب و مؤسس کارخانه کداک که از او به عنوان پدر



صنعت عکاسي مدرن و نوين ياد مي کنند در سال 1854 در يکي از روستاهاي نيويورک متولد شد.
وي پس از مرگ پدر، براي سرپرستي و حمايت مالي دو خواهرش ناچار به ترک تحصيل شد و ابتدا در شرکت کوچک بيمه مشغول به کار شد و پس از آن به استخدام بانک محلي درآمد. او در سال 1880 توانست ماشيني با قابليت کارايي با نگاتيو خشک براي تهيه عکس اختراع نمايد و به ثبت رساند. جورج يک سال بعد از بانک استعفا داد و در سال 1884 توانست فيلمهاي حلقه اي را جايگزين نگاتيوهاي شيشه اي نمايد که با استقبال بي نظيري روبه رو شد. وي در سال 1885 فيلم کاغذي را توليد و در سال 1889 آنها را فيلمهاي سلولوئيدي تغيير داد. اولين دوربيني که ايستمن ارائه داد به «کداک» معروف شد و در سال 1888 به فروش رفت. دوربين کداک جعبه اي ساده بود که از لنز فاصله کانوني ثابت و سرعت شاترتک استفاده مي کرد و به دليل پايين بودن قيمت، مناسب قشر متوسط جامعه آن زمان به حساب مي آمد.
در سال 1900 کداک بخش عمده اي از بازار را به دست گرفت و يک قدم از رقيب خود «بروني» پيش بود. بروني دوربينهاي جعبه اي ساده و ارزان قيمتي بودند که مفهوم تصوير لحظه اي را معرفي کردند. دوربين بروني تا دهه 60 از شهرت و فروش بالايي برخوردار بود. با وجود اينکه دوربين کداک از مزيتهاي زيادي برخوردار بود اما دوربينهاي صفحه خشک به دليل ارائه عکسهاي باکيفيت تا قرن 20 ميلادي همچنان مشهور و پرطرفدار بودند. شعار کداک با فرستادن اين دوربينها به بازار اين بود: «شما تنها يک دکمه را فشار دهيد ما بقيه کارها را انجام مي دهيم.» در مدت زمان بسيار اندکي دوربينهاي عکاسي کداک در سراسر جهان شهرت يافت و ميزان تقاضاي آن بشدت سرعت گرفت و در نتيجه در چاپ کردن عکس پيشرفت حاصل شد.
اختراع فيلم شفاف عکاسي، نوار فيلم نرم، دوربين عکاسي کداک و فيلم سينمايي 35 ميلي متري و... نيز از ديگر اختراعات ايستمن به حساب مي آيد. سال 1925 ايستمن مديريت مستقيم و هر روزه کداک را رها کرد و تنها رئيس هيأت مديره آن شد. وي دو سال پايان عمر خود را با درد و بيماري گذراند و براي ايستادن يا راه رفتن به علت بيماري که آن روزها ناشناخته بود دچار مشکل بسيار بود از اين رو در 14 مارس با شليک يک گلوله به قلب خود به زندگي اش پايان داد. هنگامي که جسد جورج ايستمن را به خاک مي سپردند آخرين جمله وصيتنامه او توجه همگان را به خود جلب کرد: «من کارم را انجام دادم پس ماندن ديگر جايز نيست.» شايد همين تفکر بود که وي را به اين فکر انداخت که زندگي خود را به جاي استراحت روي صندلي چرخدار با يک شليک گلوله پايان بخشد.

  


رئيس سازمان سنجش خبرداد : توقف ثبت نام آزمون فني حرفه اي تا اطلاع ثانوي



رئيس سازمان سنجش آموزش کشور با اعلام مکانيزه شدن کليه فرايند ثبت نام آزمونهاي سازمان از سال آينده گفت: شيوه برگزاري کنکور 89 همانند سال گذشته است و تفاوت چنداني ندارد. به گزارش ايسنا، وي در نخستين نشست مطبوعاتي خود با اشاره به ثبت نام يک ميليون و 187 هزار داوطلب در کنکور سال آينده از پذيرش 500 هزار نفر در اين آزمون خبر داد و افزود: بر اين اساس از هر 2/5 داوطلب، يک نفر در دانشگاههاي دولتي پذيرفته خواهد شد.وي در خصوص چرايي عدم ثبت نام از داوطلبان آموزشکده هاي فني حرفه اي در سال جاري تصريح کرد: سازمان سنجش مجري برگزاري آزمونهاست، بنابراين وزارت آموزش و پرورش که پذيرنده داوطلبان فني حرفه اي است بايد ظرفيتهاي خود را به ما اعلام مي کرد که متأسفانه تاکنون پاسخي در اين زمينه به ما نداده اند و از آنجايي که بايد 12 اسفند ماه ثبت نام صورت مي گرفت آنها بايد دو هفته قبل از آغاز ثبت نام ضوابط و اطلاعات را در اختيار سازمان قرار مي دادند که اين اتفاق نيفتاد، بنابراين تا اطلاع ثانوي ثبت نام آزمونها متوقف شده است ولي آنچه که بنده از مصاحبه وزير آموزش و پرورش فهميدم اين است که امسال نيز مانند سال گذشته پذيرش صورت خواهد گرفت ولي هنوز چيزي به ما اعلام نشده است!

  


آمادگي ايران براي تبديل شدن به قطب منطقه اي برنامه حافظه جهاني



چهارمين اجلاس دوسالانه کميته منطقه اي آسيا و اقيانوسيه برنامه حافظه جهاني روزگذشته با سخنراني علي اکبر اشعري مشاور فرهنگي رئيس جمهور و رئيس سازمان اسناد و کتابخانه ملي کشورمان در ماکائو برگزار شد. مشاور فرهنگي رئيس جمهور در اين اجلاس گفت: تاکنون 3 اثر از ايران ثبت جهاني شده اند. رئيس کميته ملي حافظه جهاني افزود: ايران آمادگي دارد به قطب منطقه اي برنامه حافظه جهاني در غرب و جنوب غربي آسيا تبديل شود. لازم به ذکر است در اين اجلاس علاوه بر مشاور فرهنگي رئيس جمهور کشورمان، مسؤولان يونسکو و رؤسا و هيأتهاي نمايندگي کميته هاي ملي برنامه حافظه جهاني منطقه آسيا و اقيانوسيه نيز شرکت دارند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com