|
* وحيد زينالي
فرهنگ و هنر ايران بيانگر شور و عشق مردمي خداباور است که در جوهره خود، دل در تپش رستگاري آدمي دارند، در اين ميان، گاه آثاري مکتوب، گاه منظومه ها، گاه عمارات و ابنيه و زماني دست ساخته ها، تجليگاه اين عشق هستند.
بي شک آن گروه از توليدات فرهنگي که در حوزه صنعت نيز داخل شده و به اين اعتبار به ديگران عرضه مي شوند، نه تنها از جنبه درآمدزايي قابل طرح و درخور تأمل هستند، بلکه بيش از هر چيز به عنوان رسولان فرهنگي، مي توانند بار تعامل ارزشهاي انساني را با خود داشته و رساناي توانمنديهاي يک ملت باشند.
قالي ايراني همچون درختي کهن، همواره ريشه در ژرفناي خاک ملت ايران داشته است، ملتي که نه تنها پيوند خود را از ديرباز تاکنون با آن نبريده، بلکه در طي قرون و اعصار بر تنوع و کيفيت آن نيز افزوده است.
اما افسوس که در اين ميان، اخباري مبني بر کپي برداري از نقشه هاي ايراني، شيوه تهيه رنگ طبيعي و نحوه نصب دار قالي به شيوه ايراني در خارج از کشور شنيده مي شود و بي شک علت آن را بايد در نوسانات به وجود آمده در توليد و عرضه قالي ايراني دانست که مجال را به سودجويان داده است تا آنها از فرصت موجود استفاده کرده و آغاز به توليد و فروش قاليهايي به نام قالي ايراني کرده و اعتبار صنعت قالي کشورمان را تضييع کنند.
شايد بد نباشد اشاره اي داشته باشيم به اين موضوع که صادرات قالي به تنهايي حدود يک سوم کل صادرات غيرنفتي کشور را تشکيل مي دهد و قالي دومين منبع ارزي پس از نفت و مهمترين کالاي صادراتي غير نفتي کشور است.
حال ضرورت به وجود آمده ايجاب مي کند که براي حفاظت از اين سرمايه و هويت ملي تحقق دو هدف اصلي را در دستور کار قرار داد، اول هويت بخشيدن به قالي ايراني و دوم ممانعت از جعل طرحهاي قالي ايراني از طريق ديگر کشورها که براي تحقق اين دو مهم چاره اي جز شناسنامه دار کردن قالي ايراني نيست.
يا به عبارت ساده تر براي اينکه قالي ايراني جايگاه خود را در سطح بازارهاي جهاني حفظ کند و توان رقابتي خود را نسبت به ديگر توليدکنندگان قالي جهان از جمله هند و چين بالا ببرد، لازم است وجه تمايز اين کالا با ديگر کالاهاي خارجي موجود در بازارهاي جهاني را آشکار کرد و قدمت چند صد ساله اين هويت ملي را به اطلاع مصرف کنندگان رساند.
شنيده ها حاکي از آن است که برخي از نهادها، ضرورت اين موضوع را بيش از ديگران درک کرده و کمتر همت را براي اصلاح شرايط موجود محکم بسته و حتي اجراي اقدامات زيرساختي را نيز در اين خصوص آغاز کرده اند و عالي تر اينکه برخي از اين اقدامات از تبريز، پايتخت قالي ايران صورت مي گيرد و شايد بتوان اتحاديه توليدکنندگان و بافندگان قالي کلانشهر تبريز را از فعالان جدي اين حرکت معرفي کرد.
در اين ارتباط چندي پيش اسماعيل چمني، رئيس اتحاديه توليدکنندگان و بافندگان قالي شهرستان تبريز اعلام کرده بود که اين اتحاديه از ابتداي سال 87 ، طرح شناسنامه دار کردن قاليهاي نفيس آذربايجان را با استفاده از فناوري RFID آغاز کرده و در خرداد 88 مراحل تحقيقاتي آن را به پايان رسانده است و مي کوشد در سال جاري مراحل اجرايي طرح را نيز به اتمام برساند.
در صورت تحقق اين طرح قالي آذربايجان به تراشه هاي شناسايي از طريق امواج راديويي ( RFID ) مجهز مي شود و قاليهاي توليدشده با برچسبهاي RFID شناسنامه کامل خود را از اعم مشخصات فني، مشخصات خالق طرح، رنگرز، مواد اوليه، بافنده، فروشنده و... را به همراه خواهند داشت و به اين ترتيب از طريق سامانه نرم افزاري در مراجع ذي صلاح قابل شناسايي و بازرسي خواهند بود.
اميد است با تمهيدات انديشيده شده ضمن تحقق رؤياي ديرينه فعالان صنعت قالي (شناسنامه دار کردن قالي ايراني)، حراست از هويت ملي و نهاديه کردن قانون کپي رايت، همگامي صنعت ديرپاي ايراني با فناوريهاي روز دنيا را به نمايش گذاشته و بالندگي هرچه بيشتر اين سفير فرهنگي را به ارمغان بياورد. |