تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
گزارش
تاريخ
پنجره
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-03-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 22اسفند ماه 1388


قدس از دردسرهاي نو شدن گزارش مي دهد ؛ تب مصرف و بازار داغ نوروزي سمساري ها



*کوروش شرفشاهي
تمام روزها و مناسبت هاي سال يک طرف، عيد نوروز هم يک طرف، البته براي اثبات اين ادعا هزاران دليل ريز و درشت وجود دارد. به





عنوان مثال شيشه مي شکند مي گوييم باشد نزديک عيد عوض مي کنيم.
بچه روي ديوار با خودکار آنچنان خط خطي مي کند که پيکاسو در خلق اين اثر حيران مي ماند باز هم مي گوييم باشد دم عيد يکباره ديوار را رنگ مي کنيم.
وسايل آشپزخانه يک لايه از چربي سوخته را در خود ذخيره کرده مي گوييم باشد دم عيد پاک مي کنيم. لباس نو را نزديک عيد خريد مي کنيم و خلاصه هر اتفاقي که در چهارچوب خانه واقع شود، چشمهايمان را به رويشان مي بنديم به اميد آنکه سال نو شود و آثار آن واقعه را برطرف کنيم.

حکايت زندگي سه دسته از مردم

اما سال نو و عيد نوروز براي هر کس با هر توان مالي و فکري يک جور خاص معنا و مفهوم مي يابد، آنهايي که يک مقدار به خط فقر نزديک هستند، وسايل را به زور مواد پاک کننده و بازوان زن و مردخانه سرو سامان مي دهند، فرش ها را مي شويند، ديوارها را به جاي نقاشي، رنگ مالي مي کنند که لکه هاي روي ديوار پوشانده شود و اگر کمدي ترک برداشته باشد، يه جورايي سرهم بندي مي کنند که بتواند يک سال ديگر هم گوشه خانه را پر کند و بقيه اش اگر شد سال بعد عوض کنند.
دسته دوم آنهايي هستند که خيلي خيلي بالاتر از خط فقر هستند که براي اين عده نظافت و عيد و سال نو فقط به معناي عوض کردن دکوراسيون خانه با قيمت هاي سرسام آور و صد البته با توجه به مد روز ايران و اروپا است و در بين اين دو گروه هم عده اي سرگردانند که نه خط فقري هستند و نه در طبقه مرفهان بي درد جاي مي گيرند، اين افراد هم تلفيقي از 2 گروه ديگر هستند، يعني برخي وسايلشان را تعمير و برخي را تعويض مي کنند.
به هر حال در اين آشفته بازار سال نو، يک صنف عجيب و غريبي کاسبي پررونقي دارند به طوري که در مدت دو ماه براي 10 ماه بقيه سال پول درمي آورند.
اگر سري به مراکز وسايل دست دوم بزنيم و به خريداران و فروشندگان توجهي کنيم، خيلي چيزها دستگيرمان مي شود و همين امر، انگيزه اي شد تا سري بزنيم و گوش و چشم شما باشيم.

بازار داغ سمساري ها

براي آنکه اين مراکز را بشناسي کافي است به سمساري محل سري بزني و يک چيز عجيب و غريب بخواهي آن وقت خود اين مغازه دار آدرس مرکز سمساري همان شهر را مي دهد و شما هم راه مي افتي ببيني که در بازار دست دوم فروشي شهرتان چه خبر است، به محل موردنظر که نزديک مي شوي، وانت بارهايي را مي بيني که هر کدام چند جنس دست دوم پشت وانت و مقداري هم روي زمين گذاشته اند، مقداري که جلوتر مي روي، به دريايي از وسايل دست دوم مي رسي، وارد اولين مغازه مي شوي و مي پرسي يک فرش 12 متري مي خواستم و مغازه دار مي پرسد که قيمتش چقدر باشد. تعجب مي کني. مگر فرش دست دوم ماشيني چقدر تفاوت قيمت داره که مغازه دار ادامه مي دهد از 30 هزار تومان داريم تا 500 هزار تومان. البته سمسارها مشتري هايشان را مي شناسند و مي دانند تا چه قيمت جنس دست دوم برايشان معرفي کنند.
محمد-ف سمسار يکي از مغازه هاي بورسي دست دوم فروشي هاست و مي گويد: بيش از 20 سال است که کارم دست دوم فروشي است، مشتري که از دور مي آيد مي دونم خريداره يا فقط آمده دور بزند.
او در خصوص کالاها و اجناس دست دوم مي گويد: فرش داريم که هنوز شسته نشده و يک زدگي يا پارگي يا لکه هم ندارد، فقط مال يه آدم پولداري بوده که چند وقتي انداخته توي اتاقش و بعد هم دلش رو زده و داده دست دوره گرد.
فرش هم داريم که زدگي يا سوختگي داره، اما همه اينها به آدمش بستگي داره، يکي مي آد اون فرش شسته نشده رو مي بره، يک شامپو فرش هم رويش مي کشه و به هر کس مي رسه مي گه نو خريدم، يعني به عنوان فرش نو «پز» مي دهد. يکي هم فرش زده دار يا سوخته را نگاه مي کنه و نيم ساعت تصميم مي گيرند که چه چيزي روي پارگي يا سوختگي فرش بگذارند که خودش رو نشان ندهد اين قضيه در مورد همه اجناس دست دوم صدق مي کند، مي خواهد اجاق گاز باشد، يخچال باشد، کابينت آشپزخانه باشد يا چرخ خياطي.

ايام عيد عاليه!

او در مورد اينکه بازار داغ سمساري چه موقع است مي گويد: ايام عيد عاليه.
همين حالا به قيافه اين مردم نگاه کن، از پولدار تا بي پول مي ريزن توي سمساري ها. بارها شده که اومدن و «دراور» يا اجاق گاز يا هر چيز ديگه اي روخريده اند و آدرس خونه شون را داده اند که وسيله خانه شان را به ما بفروشند و جالب اينکه خيلي از مواقع کلي پول مي دهند اما وسايل خانه خودشان دست کمي از جنس دست دوم که تازه خريده اند ندارد.
محمد- ف در پاسخ به اينکه درآمد سمساري چطور است مي گويد: روزي که شروع کردم با يک گاري دستي توي خيابانها داد مي زدم، اما حالا خداروشکر، خونه و ماشين و همين مغازه رو هم دارم.
او در پاسخ به اينکه قيمت اجناس دست دوم را چه کسي تعيين مي کند مي گويد: اون ديگه مونده به کاسب. اگر مشتري از جنس خوشش بياد، پول خوبي مي دهد، اما اگر دو دل باشد، اينقدر تعريف مي کنيم که يکدل بشه و در مواردي هم نظرش رو نمي گيره.
او در پاسخ به اينکه اگر جنس دست دوم را نخرند چه مي کنيد مي گويد: اين جنس ها را مي بيني حتي کمد در شکسته هم مال خود مردم است بالاخره يک نفر مي خرد اما اگر کسي نخريد و بعد از مدتي شکسته شد، بايد تاوانش را بدهم.
محمد- ف بدترين نوع دست دوم را وسايل چوبي و مبل مي داند و مي گويد: الان يک عده رنگکار خبره هستند که مبل، کمد، ويترين و اجناس چوبي دست دوم را مي خرند و پس از آنکه دستي به سرش کشيدند، به اسم جنس نو مي فروشند، اما در کل جنس چوبي را که موقع خريد يک ميليون تومان پول داده باشي، همان موقع که خريدي اگر سمسار بالاي سرش ببري زير 400 هزار تومان قيمت مي گذارد، چون خصلت چوب اين است.
از مغازه سمساري بيرون مي آيم و به صحبت هايشان گوش مي دهم خانمي در حالي که به ميز تلفن دست دوم اشاره مي کند به دختر جوانش مي گويد: اين ميز جون مي دهد براي اون گوشه اتاق که خاليه و هنگامي که دخترش پاسخ مي دهد ما که تلفن رو روي ميز زير تلويزيون گذاشته ايم مي گويد: عيبي نداره همين جا يه تلفن تميز هم پيدا مي کنيم و مي گذاريم روي اين ميز. يکي ديگه دنبال يخچال مي گردد و ديگري هم دنبال «اطو»، اما جالب اينجاست که يک عده نمي دانند چه مي خواهند فقط مي گردند و قيمت همه اجناس را مي پرسند، انگار کلي وقت اضافه براي هدر دادن دارند.

عجله براي فروش

حسن- ح چند قلم لوازم خانگي روي وانت بارش گذاشته و منتظر مشتري است، از او مي پرسم از اينکه توي خيابانها با بلندگو فرياد مي زني تا جنس دست دوم مردم را بخري هيچ کس ناراحت نمي شود و اعتراض نمي کند که او پاسخ مي دهد: هر کاري سختي هاي خودش را دارد، هر کس ماهي مي خواهد بايد توي آب يخ بنشيند و خيس شود.
او بهترين زمان براي دوره گردي (نامي که خودش روي اين کار گذاشته است) را ايام عيد مي داند و مي گويد: مردم يک سال هر چي گيرشان مي آيد توي انباري و گوشه کنارخانه شان جمع مي کنند تا اينکه ايام عيد فرا مي رسد و يکباره همه آنها را به دوره گردها مي دهند.
حسن- ح در پاسخ به اينکه چگونه روي اجناس قيمت مي گذارد مي گويد: در طول سال، مردم عجله اي براي فروش وسايل اضافي خانه شان ندارند، بنابراين اگر دوره گردها را صدا مي زنند سر يک ريال هم چونه مي زنند اما قربونش برم، عيد که مي شه فقط مي خوان از شر وسايل اضافي خلاص بشن، بنابراين به قيمت خوبي مي شه ازشون بخري.
او بهترين جا براي خريد اجناس دست دوم را بالاشهر مي داند و مي گويد: يه دفعه مي ري توي يه خونه و 600 - 700 هزار تومان جنس را 100 هزار تومان مي خري، بعد هم به زرنگي خودت بستگي داره که بتوني خوب آبش کني.
حسن مي گويد: لوازم دست دوم به نوع جنس و درصد سلامتش بستگي داره. مثلاً يه موقع لوستر مي فروشند که از جنس مس يا برنج است خوب توي اين بازار که ضايعات مس و برنج کيلويي 6 هزار تومان است و يه لوستر از اين جنس 10 کيلو وزن داره، اگر اين لوستر رو 20 تا 30 هزار تومان بخريم برد کرديم، چون در وهله اول سعي مي کنيم اونو 80 - 90 هزار تومان بفروشيم و اگر کسي نخريد، اوراقش مي کنيم.

برکت عيد و بهار

او تأکيد مي کند: عيد چيز عجيبي شده، انگار مردم لوطي مي شن. همونهايي که تا ديروز 2 ريالي رو تو هوا مي زدن، امروز واسه 100 هزار تومان ارزش قائل نمي شن که فکر مي کنم از برکت عيد و بهار باشد.
او در مورد عجيب ترين روزکاري اش اظهار مي دارد: يه روز که تو خيابون مي چرخيدم يه خانم جووني مارو صدا کرد و يک فرش ماشيني 6 متري، مقداري رختخواب و پتو و چند تکه هم وسايل چوبي، صندلي چرخدار و از اين جور چيزها رو بهمون داد ولي پولي در مقابل اين وسايل نخواست، وقتي علت را جويا شديم گفت که پدرش روي اين وسايل فوت کرده و دلشان نمي آيد توي خونه بمونه.
حسن در پاسخ به اينکه آيا تا کنون اجناس دست دوم را به خانه خودش برده است مي گويد: همانطور که گفتم دم عيد وسايل خوبي گيرمون مي آد، بنابراين جنس خوب رو براي خونه خودم مي برم و اجناس خونه خودم را توي بازار مي فروشم.
او مي گويد: اگر چه در واقع جنس دست دوم مي خرم، اما دلم نمي خواهد فاميل، دوست و آشنا بدانند که جنس دست دوم مي خرم. اما جنس هاي خوبي گيرم مي آيد. بالاخره بالا شهري ها که وسايلشان را عوض مي کنند، چيزي هم گير ما که توان مالي کمتري داريم مي آيد.
وي مي گويد: لازم نيست آدم کم درآمد باشد تا جنس دست دوم بخرد، بلکه اگر مي تواند با خريد اجناس دست دوم نيازهايش را برآورده کند، اشکالي ندارد، بويژه آنکه لازم نيست کسي بداند که آن وسايل نو نيستند.

بازار را تخريب نکنيد!

يک سمسار ديگر نيز مي گويد: الان همه چيز دست دوم دارد از گوشي موبايل گرفته تا کامپيوتر، طلا و جواهر.
وي نابود کردن کالاي دست دوم را اسراف مي داند و مي گويد: بهتر است به جاي آنکه فرهنگ استفاده از اجناس دست دوم را تخريب کنيم، اين قبيل مراکز را تقويت کرده و قانونمندش کنيم.پژماني نسب مي گويد: در همين بازار دست دوم فروشي ها، همسايه و فاميلمان را ديده ام و حتي بارها به اتفاق آنها براي خريد آمده ايم، به عبارت بهتر هم ما مي دانيم که آنها از اين محل خريد مي کنند و هم آنها مي دانند که ما خريد مي کنيم، بنابراين پنهان کردن درست نيست.
از مغازه ها دور مي شوم و بالاي پل عابر پياده مي روم تا دست دوم فروشي ها را نظاره کنم تا چشم کار مي کند اجناس دست دوم که زن و مرد در بين آنها حرکت مي کنند گردش مالي اين مکان نتيجه تفکر ميليونها انساني است که عده اي از آنها به دليل توان مالي و عده اي به دليل احساس مصرف زدگي زمينه فعاليت اين چرخه اقتصادي را فراهم آورده اند. البته اميد آن مي رود که حس تجمل گرايي و تعويض وسايل خانه کانون خانواده ها را متزلزل نکرده باشد.

  


از شيرمرغ تا جان آدميزاد!



روز هاي پاياني سال است و مردم در تکاپو که مطابق رسم و سنت ديرينه، با دلي شاد و خانه و کاشانه اي پاک و آراسته، به استقبال سال جديد بروند.
خانه تکاني و زدودن گرد و غبار از دل و کاشانه نيز سنتي است که از زمانهاي قديم تاکنون رواج داشته و در مورد آن بسيار سفارش شده است.
سنتي که به واسطه پيروي از آن، مردم روز هاي پاياني سال را به انجام کار هايي از قبيل شستشوي فرش و پرده و...، نقاشي ساختمان و تعويض لوازم کهنه و فرسوده با لوازم جديد و نو اختصاص مي دهند.
به همين دليل است که اواخر اسفندماه، کسب و کار شرکتهاي خدمات نظافت منزل، کارگران خانگي، قاليشويي و خشکشويي ها نيز رونق مي يابد.
يکي از شغل هايي که اين روز ها، کسب و کار پررونقي دارد، سمساري يا امانت فروشي است. سمساري هايي که اقدام به خريد و فروش لوازم مستعمل و کارکرده مي کنند.
شايد از نظر گروهي از مردم، اين شغل يک شغل کاذب باشد که نمي توان آن را جزو فعاليتهاي مفيد اقتصادي به شمار آورد. اما در عمل شاهد هستيم بسياري از افراد براي رفع نياز خود به سمساري ها مراجعه مي کنند.
اما اينجا هرچه بخواهي هست. از شيرمرغ گرفته تا جان آدميزاد! از گرامافون و آفتابه لگن عهد مادر ناصرالدين شاه و صندلي هاي لهستاني قديمي و زهوار دررفته گرفته، تا آخرين مدل ضبط و سينماي خانگي که به قول فروشنده يک ماه بيشتر کار نکرده است، همه زير سقف يک مغازه کوچک و خاک گرفته جاخوش کرده اند.
بعضي از اين لوازم آنقدر کهنه و قديمي هستند که با اشاره اي نابود مي شوند و بعضي آنقدر لوکس و زيبا که نمي تواني چشم از آنها برداري.
همه اين لوازم پشت شيشه مغازه در انتظار مشتري لحظه شماري مي کنند.
در حالي که خيلي ها اين صنف را سنتي و فعاليت آن را رو به رکود مي دانند، نياز جامعه به اين صنف را نمي توان کتمان کرد. سمساري ها به خانه موقتي کالاهاي دست دوم تبديل شده اند. به گونه اي که براي خريد و فروش چنين کالاهايي از هر نوع که باشد مي توان به سمساران مراجعه کرد. فعاليت سمساران به صنف يا کالاي خاصي محدود نمي شود بلکه آنها مجازند هر کالايي را فقط در صورت نو نبودن مورد معامله قرار دهند.
اما يکي از دست اندرکاران بازار سمساران و امانت فروشان مي گويد: «فعاليت صنف ما به دو گروه تقسيم شده است، يکي خريد و فروش لوازم دست دوم منزل و اداري است و قسمت دوم هم خريد و فروش کالاهاي فرسوده اي است که امکان بازسازي آنها وجود دارد. در کالاهاي خانگي سمساران مي توانند به صورت امانت حتي لوازم آک بند را نيز بفروشند.»
وي کادوها را يکي از اصلي ترين کالاهاي مورد معامله اين صنف قلمداد مي کند: «متاسفانه در کشور ما بعد از عروسي از يک جنس براي عروس و داماد 15 تا کادو مي آيد، مثل ساعت و ظروف چيني. طبيعتاً اين کالاها مورد مصرف خانواده قرار نمي گيرند و براي فروش به ما واگذار مي کنند.»
وي درخصوص ميزان درآمد واحد هاي صنفي سمساري مي گويد: «واحد هاي صنفي به لحاظ گردش مالي بسيار متغير هستند، البته بايد اين نکته را در نظر گرفت که صنف سمساري ازجمله صنوف قديمي محسوب مي شود.
وي درباره ميزان درآمد سمساران رقم مشخصي را ارائه نمي کند: «از لحاظ مالي تفاوت زيادي ميان واحد ها وجود دارد. سابق بر اين سمساران و امانت فروشان اجناسي را خريداري مي کردند که بسيار کوچک و جزئي بود، به عنوان مثال کرسي، چراغ، پشتي و فرش از اجناس مورد معامله سمساران بود اما بتدريج لوازم زندگي ها جديدتر شد .
وي درخصوص عوامل رونق کار سمساران مي گويد: «متأسفانه بخصوص در شهر تهران مقوله چشم و هم چشمي مردم را دچار چالش کرده است، به گونه اي که وسيله اي را خريداري مي کنند و پس از مدت کوتاهي با توجه به چشم و هم چشمي نسبت به فروش يا تعويض آن اقدام مي کنند. اين موضوع يک خرج هنگفت برايشان به همراه دارد». او مي افزايد: «سمساران علاوه بر اين موضوع از راه ديگر هم صاحب اموال دست دوم مي شوند، به اين ترتيب برخي از اجناس نو کارخانه ها که در حين نقل و انتقال آسيب مي بينند يا با مشکل مواجه مي شوند، اقدام به تعمير آن مي کنند اما ديگر نمي توان آن را دستگاه نو محسوب کرد و با عنوان آکبند فروخت، به همين دليل به سمساري ها مراجعه مي شود و اين دستگاه ها با قيمت هاي پايين فروخته مي شود، شايد اين وسايل براي کادو دادن مناسب نباشد اما براي مصرف کننده ها موقعيت خوبي است».
وي درخصوص فعالان اين صنف مي گويد: «کسي که در بدو ورود به اين صنف است با کسي که در اين کار خبره است يا با اين کار آشنايي دارد تفاوت دارد. تقريباً مي توان گفت کسي نمي تواند به تنهايي و بدون آشنايي اوليه با اين صنف وارد اين شغل شود، مگر اينکه پيش زمينه داشته باشد».
وي در خصوص مکانيزم قيمتگذاري توسط سمساران مي گويد: اساس صنف سمساري توافق ميان طرفين است. وي ادامه مي دهد : «همه اجناس فقط در صورت دست دوم بودن جزو حدود فعاليت صنف ما قرار مي گيرد. فقط آن دسته از اجناسي که اتحاديه مربوط به آنها کار فروش انواع دست دوم آن را به طور رسمي انجام مي دهند، در حوزه فعاليت ما نيست.»
وي مي افزايد: «در گذشته، مردم اعتماد بسياري به سمسارها داشتند و لوازم دست دوم منزل خود را در اختيار اين افراد مي گذاشتند، به همين دليل هم به شغل سمساري، امانت فروشي نيز گفته مي شد. ولي هم اکنون به دليل ورود افراد ناآگاه به اين صنف، بسياري از افراد به سمسارها به چشم ارزان خر و گران فروش مي نگرند.»
با اين حال در حال حاضر بسياري از خريد و فروش هاي اجناس دست دوم به فضاي مجازي منتقل شده است. خيلي ها هستند که از طريق اينترنت کالاي دست دوم خود را عرضه مي کنند و عده زيادي هم براي خريد اجناس دست دوم به اينترنت يا روزنامه ها مراجعه مي کنند. خريد و فروش از طريق آگهي هاي نشريات نيز در حال جا افتادن است، به گونه اي که روزبه روز بر تعداد آگهي ها اضافه مي شود. اين موضوع بتدريج فعاليت سنتي سمساران را تحت الشعاع قرار داده است اما به نظر مي رسد تا عيد نوروز هست بازار سمسارها هم هست !

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com