تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
گزارش
تاريخ
پنجره
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-03-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 22اسفند ماه 1388


ازدواج در هند دردسرهاي خاص خود را دارد ؛ قيمت داماد



* وحيد عماد
برتري داشتن فرزند پسر بر دختر در هندوستان باعث شده تا نسبت تعداد دختران به پسران در بسياري از مناطق اين کشور با اختلاف شديد مواجه شود.






مهمترين نتيجه اين وضعيت کاهش شديد دختران دم بخت است. کمبود دختران دم بخت در بسياري از ايالتهاي هند، جوانان علاقه مند به ازدواج را وادار کرده تا براي يافتن و البته خريد دختران مناسب ازدواج، به ديگر مناطق فقير نشين کشورشان بروند!
تريلوکان سينگ کشاورز در ايالت بنگاب از مناطق ثروتمند نزديک به شهر دهلي مجبور شده صدها کيلومتر به مناطق فقيرنشين شرق اين کشور مسافرت کند تا همسري بخرد.
سينگ مبلغ 500 دلار را به عنوان هزينه براي خريد همسرش پرداخت تا بتواند وي را از روستاي فقيري در ايالت بيهار به روستايش بياورد.
وي قبل از اين بايد بين دو گزينه يکي را انتخاب مي کرد. يا همچنان مجرد و بدون همسر و وارث مي ماند يا اينکه عروسي را از جاي ديگري اختيار مي کرد.
راضي پشت، کشاورز در ايالت هاريانا نيز مي گويد که در روستايش بسياري از کشاورزان با وجود داشتن 30 سال سن، هنوز ازدواج نکرده اند.
بسياري از آنها تمايل دارند زمين خود را در مقابل دريافت 750 دلار بفروشند تا بتوانند از ايالت هاي فقير مانند بيهار، کرالا، بنگال غربي يا حتي کشور بنگلادش همسايه هندوستان دختري را بخرند.
معمولاً به دختري که از منطقه ديگري خريداري و به عنوان عروس به خانواده جديد آورده مي شود لقب بارو يا دخالت کننده داده مي شود.
قرار گرفتن مرد به عنوان محور و همچنين وجود فشار ناشي از تهيه جهيزيه که ريشه در فقر اقتصادي مردم هند دارد، عملاً موجب شده تا عموماً خانواده ها خواستار داشتن پسر باشند.
اين موضوع که بطور مستقيم بر نهاد خانواده نيز اثر گذاشته، موجب شده تا در جامعه هند اصولاً براي مرد ارج بيشتري (در آيين هاي مختلف) قايل شوند و به همين خاطر نيز به هنگام ازدواج اصولاً خانواده دختر در تلاش براي پيدا کردن داماد مناسب باشد. در همين راستا لازمه يافتن داماد مناسب و خوب، ارايه شرايط مناسب و خوب بوده و در نهايت انتخاب داماد با وضعيت طبقه، امکانات مالي و شرايط اجتماعي خانواده دختر رابطه پيدا کرده است. به هر تقدير پيشنهاد ازدواج در هندوها اصولاً از جانب خانواده دختر مطرح مي شود و پدر و مادر دختر، پس از انتخاب داماد به منزل او رفته و پيشنهاد را مطرح مي کنند. در اين هنگام دختر و پسر هيچ نقشي در رد يا قبول ازدواج نداشته و حتي گاه همديگر را تا قبل از مراسم ازدواج نيز نمي بينند.
بعد از حضور خانواده دختر در منزل پسر، پدر و مادر داماد به منزل عروس مي روند و در اين رابطه مراسم مختلفي وجود دارد. در جنوب هند خانواده داماد پس از قبول عروس همراه با يک دست لباس به منزل دختر رفته و نظر نهايي خود را اعلام مي کنند. در شرق هند يعني ايالت پنجاب، خانواده داماد با يک قطعه جواهر (گردنبند يا انگشتر) همراه با لباس و با يک نوع ظرف نقره به منزل عروس مي روند که به اين رسم «سگاتي» نيز گفته مي شود.
در هر حال حضور خانواده پسر در محل خانواده دختر در حقيقت قبول دختر به عنوان عروس است. در اين نشست پيرامون جهيزيه «دوري» و برنامه عروسي گفتگو مي شود. در شهر «ساورات» ايالت بيهار در شرق هند، پسرها به قيمت خوبي در يک نمايشگاه به فروش مي رسند و خريداران آنها والدين دختران دم بخت هستند!
در اين شهر از 600 سال پيش تاکنون پسرها همراه با بزرگان خانواده خود در يک باغ انبه جمع مي شوند و خانواده دختران دم بخت، داماد خود را انتخاب مي کنند! اين کار به خانواده دختر حق انتخاب را مي دهد ولي موضوع پس از توافق طرفين در مورد مبلغي که خانواده دختر بايد بپردازد قطعي مي شود. خانواده دختر چند داماد را انتخاب کرده و پس از بحث مفصل درباره پيشينه خانوادگي، سوابق تحصيلي و ساير دارايي هاي پسر و سرانجام تعيين ميزان جهيزيه، مسأله ازدواج نهايي مي شود.
دامادها به قيمت هايي از 3 تا 300 هزار روپيه به فروش مي رسند که قيمت بر اساس شغل آنان تفاوت مي کند. بهاي دامادهاي کارگر روزمزد از 3 تا 5 هزار روپيه، پاسبان 5 تا 8 هزار روپيه، کارمند بانک از 10 تا 16 هزار روپيه و افسر پليس از 16 تا 30 هزار روپيه و يک موتورسيکلت براي داماد است. همچنين دامادهايي که کارمند دولت ايالتي باشند، از 16 تا 50 هزار روپيه، معاون رئيس پليس 30 تا 60 هزار روپيه به اضافه يک خودرو، کارکنان خدمت اداري هند، با اعتبارترين شغل در هند، از 150 تا 300 هزار روپيه به اضافه يک دستگاه اتومبيل براي داماد، يکي براي پدر وي و يکي هم براي فردي که دو خانواده را به هم معرفي کرده به فروش مي رسد. بهاي دامادهايي که استاد دانشگاه باشند، از 15 تا 30 هزار دلار، کارگران شاغل در بمبئي، دهلي و ساير شهرهاي بزرگ هند 15 تا 45 هزار دلار و روزنامه نگاران در ايالتها از 6 تا 15 هزار و روزنامه نگاران در شهرهاي بزرگ 15 هزار دلار به اضافه يک خودرو تعيين شده است.
اما هنديها براي ازدواج به سبک خودشان فيل هم اجاره مي کنند. سونال شاه که مدير يکي از اين مؤسسه هاست، مي گويد: استفاده از فيل به جاي ماشين عروس در بين هندي ها مد شده است. تقاضا براي استفاده از آنها بسيار زياد شده است. قيمت اجاره يک فيل با توجه به فاصله اي که فيل براي رسيدن به جشن عروسي بايد طي کند متفاوت است و گاه به هزاران دلار مي رسد که تنها هنديهاي پولدار قادر به پرداخت چنين پولهايي هستند.

  


اين رستوران براي فقيران بي شمار آلماني، يک هديه ويژه است ؛ قلب مهربان



آنگليکا تمايلي ندارد تا نام فاميل خودش را بگويد، زيرا براي اين زن مسن آلماني خوشايند نيست که آشنايان و دوستانش متوجه





شوند که او به رستوران «قلب» مي آيد. چيزي که باعث مي شود اين زن آلماني آمدنش را به اين رستوران از ديد نزديکانش مخفي کند، اين است که در اين مکان يک روز در هفته به نيازمندان و فقرا غذاي رايگان عرضه مي کنند.
چندين سال است که آنگليکا کارش را از دست داده و با پسرش به تنهايي در يک مجتمع مسکوني در شهر لايپزيگ زندگي مي کند. مدتهاست که او اميدش را براي يافتن يک شغل جديد از دست داده و از تلاش هم دست کشيده است. هر چه باشد در شرايط سني آنگليکا يافتن يک کار جديد چندان ساده نيست.
پولي که ماهانه دولت به افرادي همچون آنگليکا مي دهد، در حدود 350 يورو است که اين مبلغ هنوز به پايان ماه نرسيده، ته مي کشد: «وقتي من براي خريد مي روم هميشه نگاه مي کنم که چه چيز ارزان تر است و يا اينکه از تاريخ انقضاي چه محصولي گذشته، زيرا قيمت آنها اغلب چيزي در حدود 20 تا 25 سنت است. در هر حال آدم بايد مراقب باشد که چقدر پول خرج مي کند و دائم در فروشگاه پول هايش را بشمارد.»

هتل سازان نيکوکار
منوي رستوران «قلب» در شهر لايپزيگ براي آنگليکا و چند صد نفر ديگري که مشتري غذاي رايگان آن محسوب مي شوند، تنوع خوبي به شمار مي آيد. تقريباً يک ساعت مانده به باز شدن سالن غذاخوري، چند نفر در مقابل در ورودي صف کشيده اند و وقتي هم که درها باز مي شوند، همه بر سر يک ميز دراز مي نشينند.
در اين مکان تنگ و کوچک صندلي خالي به ندرت پيدا مي شود که اين امر البته براي سرپرست رستوران و کافه «قلب» چندان عجيب نيست: «تعداد افراد زيادتر هم مي شود، بخصوص خانواده هاي بچه دار، بي خانمان ها و دريافت کنندگان خدمات دولتي و بازنشستگاني که حقوق کمي دارند و در خانه هم تنها هستند. آنها چند ساعتي اينجا مي نشينند و حتي براي خودشان پاتوق هم دارند که اگر غريبه اي را در آنجا ببيند، احتمال دارد درگيري هم به وجود بيايد.»
ايده به راه انداختن چنين پروژه اي در شهر لايپزيگ در اصل از فرانسه مي آيد. سنگ بناي اين کار را مسؤولان هتل هاي زنجيره اي «ايبيس» که متعلق به کشور فرانسه است بنا نهادند. بعد از آن بود که افرادي داوطلب شدند تا از کمکهاي غذايي و مالي اهدا شده از طرف مردم و شرکت ها چند وعده غذاي گرم براي نيازمندان بپزند. در روزهاي جشن سال نوي ميلادي چهار هفته تمام، هر روز و در يازده ماه باقي مانده سال هميشه در روزهاي آخر هفته.

آشپز بي خانمان
اين پروژه از سوي شمار زيادي از شرکتها حمايت مالي مي شود، براي نمونه اداره آب و برق شهر لايپزيگ يک آشپزخانه قديمي به همراه يک سالن غذاخوري در اختيار مسؤول رستوران «قلب» قرار داده است و يک اتوبوس نيز نيازمندان را به طور رايگان از مرکز شهر به سالن غذاخوري منتقل مي کند. 100 نفر داوطلب به همراه 4 نفر که از سوي اداره کار استخدام شده اند، وظيفه پخت و پز را بر عهده دارند و چند نانوايي و فروشگاه در شهر هم مواد غذايي مورد نياز را اهدا مي کنند.
در اين بين البته نبايد مردم عادي را از قلم انداخت که برخي با اهداي مواد غذايي و برخي هم با کمکهاي مالي خود به ياري اين پروژه مي آيند.زابينه کليکوفسکي، مدير رستوران و سرپرست اين پروژه در سخنانش به اهميت اين کمک هاي غيردولتي اشاره مي کند: «بدون کمکهاي اهدايي هيچ کاري نمي توان کرد. اينجا فقط از راه اين کمکهاست که مي چرخد. امسال تعداد زيادي از مردم و شرکتها براي کمک به اين پروژه اعلام آمادگي کرده بودند که من حتي اسمشان را هم نمي دانستم.»
البته خانم کليکوفسکي با کمکهاي روحي و رواني هم به سراغ نيازمندان مي رود. او تقريباً از سرگذشت همه کساني که به اين مرکز مراجعه مي کنند خبر دارد و تلاش مي کند تا راه هاي چاره اي را نيز به آنها پيشنهاد دهد. يکي از همين افراد که با کمکهاي وي توانست موقعيت خود را بهبود ببخشد، آشپز رستوران «قلب» است.
تا مدتي پيش، وضعيت اين مرد 45 ساله چندان تعريفي نداشت، همسر و فرزندانش وي را ترک کرده بودند و بيکار شده بود و ماشين و خانه اش را هم از دست داده بود. ينس موبيوس همچنان قدردان اين پروژه و سرپرست آن است: «اينجا براي من معناي زيادي دارد، من کاملاً زمين خورده بودم و حالا مي توانم به آدمهايي مثل خودم کمک کنم و بگويم: ببينيد، من هم توانستم دوباره روي پاهايم بايستم. شما هم امتحان کنيد. نه اينکه هر روز صبح زود از خواب بلند شويد و روز را تلف کنيد. راه جديدي را بيابيد که به شما احساسي بدهد که بگوييد، آها، صبح زود بلند مي شوم، کاري دارم که انجام بدهم و مي توانم به مردم کمک کنم.»

  


چشم ديجيتال







اين باغ زيبا که در يک مرکز خريد در شهر درسدن آلمان برپا شده، انباشته از شکوفه هايي است از جنس کاغذ سيگار! اولين باغ شکوفه هاي ساخته شده از کاغذ سيگار در سال 1934 در شهر درسدن بر زمين نقش بست.





«تران وان هاي»؛ مرد ويتنامي با بلندترين موي جهان درگذشت. به گفته همسرش، او از 25 سالگي ديگر به آرايشگاه نرفت، چون هر بار پس از کوتاه کردن موهايش بيمار مي شد. طول موهاي وان هاي 80 / 6 متر بوده و 5 / 10 کيلو هم وزن داشته اند.





«سيگار مرا کشت! »؛ اين عبارتي است که يک شهروند بريتانيايي وصيت کرده تا به هنگام خاک سپاري، آن را بالاي قبرش قرار دهند تا عبرتي براي ديگران باشد. او در اثر استعمال سيگار، سالهاي آخر عمر خود را به بيماري گذرانده است.





اين دو خرس قطبي از جمله بدشانس ترين موجودات روي کره زمين هستند؛ چرا که پس از بيدار شدن از خواب خوش زمستاني، خودشان را بر روي تکه يخ شناوري ديده اند که مقصد حرکتش چندان روشن نيست!

  


گذري بر گذرگاه هاي مشترک علم و تجارت در دنياي امروز ؛ چهار رمز نوآوري



در اقتصاد جهاني متکي بر علم امروز که تمامي تلاشش نوآوري است، شايد شگفت آور باشد بگوييم که علم و تجارت، در طي تاريخ ديرينه خود کاري به کار يکديگر نداشته اند.






اگر به يک نقره کار که در چين باستان کار مي کرد، يا يک ناخداي کشتي بازرگاني درعصر اکتشافات مي گفتيد که علم مي تواند به بهبود تجارت کمک کند، آنها ممکن بود فکر کنند شما عقلتان را از دست داده ايد. حتي امروز هم، ارائه تعريفي در مورد ارتباط ميان علم و تجارت- و دريافتن اينکه علم و سياست در زمينه صنعت چگونه ممکن است طراحي شوند تا به نفع هر دو باشد- نوعي چالش محسوب مي شود.
اين کار به دو دليل دشوار است. نخست اينکه، علم و تجارت، هدفهاي متحرک هستند، به همين دليل، هر آنچه مناسب يکي از اين دو باشد، ممکن است براي ديگري نامناسب شمرده شود: آزمايشگاه هاي وسيع پژوهش و توسعه ( R&D ) شرکتها که قادر به ارائه اصلاحات و پيشرفتهاي فزاينده هستند، ممکن است در بازارهاي نوپايي که به سرعت رشد مي کنند، با ناکامي روبرو شوند. دوم اينکه، طرز کار انديشه علمي و استعداد، شباهتي به ساير داده هاي اقتصادي ندارد: مشکل مي توان آنها را کنترل و انحصاري کرد. در نتيجه، ارتباط ميان علم و صنعت را مشکل مي توان مشخص کرد، و معين کردن منافع اقتصادي علم هم دشوارتر از آن است که انتظار مي رود.
در حالي که نمونه هاي زيادي مبني بر اينکه دانشمندان اختراعاتي براي منفعت تجاري آن کرده اند، وجود دارد- مانند تلسکوپ گاليله و ميله سنجش برق بنجامين فرانکلين- اما تا زمان پديد آمدن صنايع شيميايي و الکتريکي در قرن نوزدهم، علم سهم اندکي در تجارت داشته است. اين ها عرصه هاي نخستيني بودند که دانشمندان، با کمک تازه ترين نظريه ها و تجربيات، مي توانستند بيشتر از استادکاراني که با پيروي از قوانين آزمون و خطا کار مي کردند، در آن مشارکت داشته باشند.
در پايان قرن، معدودي از شرکتها- دوپون، آ ا گ، جنرال الکتريک- براي انجام پژوهش و توسعه، و حمايت از گسترش محصولات جديد و حل مشکلات ناشي از سيستم هاي فناوري که پيوسته در حال رشد بودند، آزمايشگاه هاي داخلي تأسيس کردند. ساخت داروي پني سيلين، رادار، هواپيماي جت، و بمب اتم در پايان جنگ جهاني دوم نشان داد که مي توان براي منافع رقابتي از علم بهره گرفت. بعد از جنگ، غالب شرکتهاي بزرگ، آزمايشگاه هاي R&D راه اندازي کردند؛ بعضي از آنها مانند سيستم آزمايشگاه هاي بل، هزاران نفر را در استخدام خود داشتند.
اما حتي در اين دوران طلايي پژوهش و توسعه، هنوز کاملاً روشن نبود که علم چگونه مي تواند در بازده اقتصادي مؤثر واقع شود. آزمايشگاه ها براي کارايي بيشتر در انجام پژوهش به استقلال نياز داشتند، اما انتقال کشفيات به خط توليد هميشه با مشکل روبه رو بود. در بعضي موارد شناخته شده، شرکت ها بودجه پژوهش هاي معيار شکني را تأمين کردند اما موفق نشدند به سود دهي برسند: مرکز تحقيقاتي زيراکس در پالوآلتو ( PARC ) اولين کامپيوترهاي شخصي را توليد کرد، اما به دليل اينکه زيراکس نمي دانست با آن چه کند، تعداد زيادي از پژوهشگران اصلي آن، خود را به شرکت رايانه اي اپل و پروژه مکينتاش منتقل کردند. (شرکت زيراکس به کار چاپ ليزري روي آورد که در همان زمان در PARC پيش برده مي شد و ميلياردها دلار سود از طريق اين فناوري به دست آورد.)
البته، رايانه شخصي موجب پديد آمدن عصر تازه اي درعلم و نوآوري هاي اقتصادي گرديد. رايانه شخصي، با استفاده از حسگرهاي ارزان قيمت به همراه اينترنت، نرم افزار عمومي، ميکروفلوديسک ها که در سيستم هاي «آزمايشگاه يک تراشه اي» به کار مي رفت، و فن آوري هاي ديگر، موجب شکستن قيمت گزاف فن آوري نوين گرديد و امکان انجام پژوهش هاي مبتکرانه رابراي شرکت هاي کوچک فراهم کرده، و علم را به نيروي بر هم زننده در اقتصاد تبديل کرد که خارج از کنترل راهبرد شرکتي و سياستهاي دولتي بود. نمونه هايي از قبيل PARC نشان مي دهد که شرکت ها با پيشبرد طرحهاي کاربردي و جمع و جورتر، در کارشان موفق ترند تا پروژه هاي بي انتهايي که در نهايت امکان دارد به نفع رقبايشان تمام شود. و آنچه در مورد شرکتها صادق است، در مورد کشورها نيز صدق مي کند: کشور چين خيلي کمتر از ايالات متحده براي پژوهش و توسعه هزينه مي کند، اما شرکتهاي چند مليتي آمريکايي نمي توانند آن گونه که بايد، بسرعت به تأسيس آزمايشگاه هاي R&D در چين بپردازند. به نظر مي رسد وارد عصر تازه اي شده ايم که در آن، علم ضروري تر از هر زمان ديگري براي نوآوري است، اما، با نتايج پيش بيني نشدني، به دست آوردن سود از آن نيز دشوارتر است. در دوراني که نوآوري ارزش يافته است، شرکتها و کشورها مشکل تر مي توانند به تشويق علم پرداخته و از اين راه سود برند.اما آيا اين موضوع به اين معنا است که سياست مبتني بر علم ديگر ممکن نيست؟ البته که نه، و کشورها و منطقه هاي موفق، به رمز و رازهايي پي برده اند.

ملاحظات فرهنگي
نخستين و بزرگ ترين رمز اين است که ميان علم و تجارت، رابطه تک بعدي و ساده اي وجود ندارد. اين انديشه که اکتشافات ناب علمي ناگزير به پيشرفت هايي در علوم کاربردي مي انجامد که آن نيز به نوبه خود به فناوري نوين و تجارت منجر مي شود، غلط است. انتقال انديشه علمي از آزمايشگاه به اتاق نشيمن، يک فرايند مکانيکي نيست؛ بلکه فرايندي انساني است. اين امر مستلزم وجود مترجمان و واسطه هايي است که بتوانند به توليد کنندگان و شرکت ها، در درک نيروي بالقوه تجاري انديشه هاي جديد کمک کنند. اين کار اغلب به سرمايه گذاران و کارآفريناني نياز دارد که بتوانند سازمان هايي براي حمايت از پژوهش هاي تازه و توسعه توليدات آن به وجود آورند. و همين طور شرکت هايي که قادر به ساخت، توزيع، و بازاريابي براي محصولات جديد باشند. در بسياري از کشورها، براي رسيدن به بازده مستقيم، در مورد دانشگاه ها و پژوهش هاي پايه سرمايه گذاري شده؛ در واقع، سياست گذاران بايد در چهارچوب ايجاد زيرساختهاي فرهنگي بينديشند. فرهنگهاي مبتني بر نوآوري، کارشان تنها حمايت از نوآوري نيست؛ آنها منشأ نوآوري هستند. اين دومين رمز است: در حالي که داده هاي علمي ممکن است متحرک باشند، اما تجارت مبتني برعلم، اغلب در خاستگاهي غني از فرهنگ محلي ومهارتهاي حرفه اي ريشه پيدا مي کند. درهوشمندترين مناطق هم به هيچ وجه کوشش نمي شود مراکزي براي فناوري نانو يا انرژي جايگزين يا رايانه هاي کوانتومي ايجاد شود؛ چنين سرمايه گذاري هاي خطرناکي نه تنها ممکن است بسيار پرهزينه باشند، بلکه گروه هاي پژوهشي که حول بهترين دانش پژوهان شکل مي گيرند نيز ممکن است جذب منافع بيشتري گردند که به آنها پيشنهاد مي شود. سياست گذاران خردمند، عوض اينکه به دنبال الگو هاي کلي باشند، بيشتر به اهدافي توجه دارند که تازه ترين پژوهش ها را با مهارتهاي محلي مرتبط مي کند.
براي مثال، کشور دانمارک در حال تبديل شدن به يکي از مراکز استفاده فراگير از رايانه است. چرا؟ زيرا استفاده فراگير از رايانه- که نشان مي دهد چگونه با استفاده از آن در امور روزمره، مي توان کاربرد آن را هر چه بيشتر گسترش داد- مستلزم به کارگيري علوم الکترونيک، نرم افزار، روانشناسي و کارپژوهي است. موفقيت دراين عرصه، مستلزم شناخت عميقي از چگونگي استفاده مردم از فناوري است و دانش پژوهان دانمارکي اين شناخت را در جامعه طراحان کشور که عملکردي در سطح جهاني دارد، يافته اند.
به همين صورت، سيليکون هم با رجوع به تجربيات ديرين خود در طراحي باتري، در شرف تبديل شدن به مرکزي براي انرژي جايگزين است. شايد به نظر چشمگير نيايد، اما دانش لازم براي اينکه يک لپ تاپ، نيم ساعت بيشتر کار کند، براي شرکت نوپاي سازنده خودروهاي برقي تسلا موتورز يک امتياز واقعي محسوب مي شود. در نظر سياست گذاران، مهم است صنايعي تشويق شوند که مهارتهاي موجود را به کار مي گيرند. اين امر نه تنها شرکتهاي جديد را متمايز مي کند و سرقت طرح هاي آنها را غيرممکن مي سازد، بلکه براي صنايع موجود هم سودآور است.

  


دستاورد اين هفته گوگل؛ DocVerse



گوگل نرم افزار اداري Doc Verse را به جمع برنامه هاي کاربردي خود افزود. به گزارش مجله وال استريت پيوستن برنامه Doc Verse که به نوعي کاربرد Microsoft Office را دارد، به جمع برنامه هاي ديگر گوگل هزينه کرد مبلغي 25 ميليون دلاري را در برداشته است.
سرويس و نرم افزار Doc Verse به اين منظور طراحي شده است تا اين امکان را به کاربران Office که هنوز به قدرت و ويژگي هاي بيشتري از ورژن دسکتاپ آن نرم افزار جهت به اشتراک گذاري اسناد نياز دارند ياري لازم را برساند. Doc Verse که بر مبناي دانش و اطلاعات مايکروسافت بنيان نهاده شده است، چهارمين دستاورد هفته هاي اخير گوگل مي باشد.از ابتداي سال جديد ميلادي گوگل به خريد فناوري هاي Picnik, Remail, Aardvark اقدام نموده است.

  


مايکروسافت: کليد F1 را در ويندوز XPنفشاريد



متخصصين مايکروسافت هشدار مي دهند؛ کاربران به هيچ يک از وب سايتهايي که با ظاهر کردن يک پنجره pop - up از آنها مي خواهند که کليد Help را فشار دهند توجهي نکنند.
در يک توصيه امنيتي که دوشنبه گذشته انتشار يافت مايکروسافت تاييد کرد که باگ unpatched در سيستم ويندوزهاي XP انتشار يافته است که جمعه گذشته توسط Maurycy Predeus محقق لهستاني کشف شده است.در اين توصيه امنيتي آمده است که آسيب پذيري اين کد ناخواسته همچنان وجود دارد و هنگام استفاده از اينترنت اکسپلورر سبب تعامل VBScript با فايلهاي Help ويندوز مي شود. اگر يک وب سايت بدخواه يک کادر محاوره جعلي را به نمايش گذارد و از کاربر بخواهد که يک کليد F1 را بفشارد، کد مطلق را مي تواند در محتواي امنيتي کاربري که هم اکنون log on است اجرا نمايد.
ويندوز 2000 ، ويندوز XP و ويندوز سرور 2003 و نسخه هاي پشتيباني شده از اينترنت اکسپلورر که برروي سيستمهاي عامل IE6 و ويندوز XP اجرا مي شوند، از اين باگ تاثير مي پذيرند.به گفته مايکروسافت کاربراني که از ويندوز ويستا، ويندوز سرور 2008 ، ويندوز 7 يا ويندوز سرور 2008 بهره مي برند، در برابر اين حملات مصون هستند.

  


حمله Auroraتابستان گذشته آزمايش شده بود



بر طبق گزارشات موسسه Damballa حمله هايي که عليه سايت گوگل و ساير سايتها در اواخر سال گذشته ميلادي رخ داد، به پيچيدگي حمله هاي صورت گرفته در تابستان همان سال نبود.
ثزطشقشچسدآخرين شرکتي است که به تحليل اين حمله ها مي پردازد و نظر خود را اين گونه اعلام مي دارد؛ فعاليت به کار رفته در اين حمله ها فرمان و کنترل بوده است که از طريق دستورالعمل هاي دريافتي رايانه شخصي که از سرورهاي خارجي ارسال مي شده است صورت گرفته است و امکان کنترل از راه دور آنها را فراهم آورده است.
تاکنون شرکتهاي Adobe Systems, Google و Rackspace که مورد هدف اين حملات بودند را تأييد نموده اند.با اين حال گزارشات و منابع خبري حاکي از اين است که Yahoo, Symantec و Rand در بين بيش از 30 هدف اين حمله بوده اند. Damballa گزارشي اعلام نمود که منشا اين حمله ها از يک تيم عملياتي botnet چيني مي باشد و پخش و توزيع اين حمله ويروسي ابتدا از ادارات چيني آغاز شده است.
McAfee ضمن پيچيده و پيشرفته خواندن اين حملات آن را «عمليات آرورا» « Operation Aurora » ناميد.

  


رئيس ياهو: در وضعيت خوبي هستيم



کارول بارتز، رئيس شرکت ياهو اعلام کرد: اين شرکت در وضعيت خوبي قرار دارد و در حال رشد است.






وي که 13 ماه است رياست شرکت ياهو را بر عهده گرفته، معتقد است ياهو روزهاي بد را پشت سر گذاشته و توانسته با تغييراتي در شيوه هاي مديريتي و برخي سرويس هاي ارائه شده، خود را متحول کند.
از زمان رياست کارول بارتز بر شرکت ياهو، وي صدها نفر از کارکنان ياهو را اخراج کرده و به همين علت با انتقادهاي شديدي مواجه شد، ولي همين اقدام وي موجب شد تا اين شرکت بتواند دوران رکود اقتصادي را با موفقيت پشت سر بگذارد و موقعيت خود را در حوزه جستجوي آنلاين و تبليغات اينترنتي تا حدي حفظ کند. بارتز اگر چه مشکلات شرکت ياهو را به رسميت شناخت، اما تاکيد کرد باوجود از دست رفتن توان مهندسي اين شرکت، در برخي حوزه ها و زمينه ها ياهو تلاش خواهد کرد از سال 2010 دوباره توان و ظرفيت از دست رفته خود را به دست آورد و به موفقيت برسد.
ياهو هم اکنون بعد از گوگل و با اختلاف زياد دومين موتور جستجوي برتر اينترنتي است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com