تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
گزارش
سوسه
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-03-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 27اسفند ماه 1388


گزارش قدس از فراموشي سنت نوروز خواني؛ چاوشي بهار خوانده نمي شود



* مصطفي خدابخشي
اشاره: در عصر مدرنيته، فراموش شدن اصل ها چيزي دور از ذهن نيست! اما اين عصر مدرنيته که بسياري از اصول زير چرخ دنده





هايش تاب تحمل نياورده، به سنتها نيز رحم نکرد تا کم کم آئين هاي تاريخي مردمان ايران زمين در بين ضايعات اين دوره، چشم انتظار بازيافت شوند.به فراخور اين روزها، به سراغ يکي از اين سنتها رفتيم تا شايد تلنگري باشد براي احياي دوباره بسياري از سنتهاي فراموش شده که جاي خود را از سادگي به تجملاتي گذرا داده اند.

بهارخواني

نوروز به عنوان يکي از ديرينه ترين سنتهاي ايراني پيوند خورده با شادماني، خجستگي، خوشبختي و پيروزي است. در اين سنت، مردم از دو هفته مانده به تحويل سال با حاجي نوروز به پاي کوبي مشغول مي شدند و با نوروز خواني، رسيدن فصلي نو از جنس گل و ريحان را به يکديگر تبريک مي گفتند.در روز تحويل سال، همه گرد هم مي آمدند و در سفره اي که هفت سين مي خوانندش، گرد مي آمدند و با اين کار هم پيوستگي بين اعضاي خانواده در طول يک سال را طلب مي کردند و از سوي ديگر موهبتهاي الهي را پاس مي داشتند.
عيد و شادماني زماني که کم کم کوله بار خود را بر دوش حاجي نوروز مي گذاشت تا سال ديگر رخ نمايي کند، در روز سيزدهم باري ديگر همه را بر سر يک سفره مي نشاند تا نحسي از زندگي دور شود.
با گذشت سالها، اين سنت زيبا بتدريج کمرنگ و کمرنگ تر شد تا جايي که حاجي فيروز ويژه دوره گردانان شد و نوروز خواني کم کم به فراموشي سپرده شد.
همه حاجي فيروز را با آن چهره سياه، دايره زنگي و لباس جيغ قرمزش مي شناسند، اما نوروز خواني چيست و چه کساني به نوروز خواني مي پرداختند؟
اگر همنشين مردان و زنان سالخورده شويد، به اين نتيجه مي رسيد که تا چند دهه پيش، نوروزخواني يا بهار خواني به شکل گسترده در برخي از نواحي ايران بويژه مازندران، گيلان، کومش، طالقان و... رواج داشت و امروز نيز به شکل بسيار پراکنده در روستاهاي دور دست اين نواحي ديده مي شود.
نوروزخوانان، خنياگران گمنام و دوره گردي بودند که اغلب در گروه هاي 3 يا 4 نفره، همزمان با شکوفه زدن درختان، با سازهاي خود که اغلب سرنا و دهل، کمانچه و سنتور بود، به خيابانها مي آمدند و در دستگاه هاي چهارگاه، ماهور، دشتي و افشاري مژده دهنده بهار مي شدند و به پاس اين مژده، هديه طلب مي کردند.
نوروز خوانان زماني که پا به کوچه مي گذاشتند، يک به يک سراغ خانه هاي اهل محل مي رفتند و همزمان با نواي سازشان، اشعاري را که اغلب في البداهه به ذهنشان مي رسيد در وصف بهار، ائمه اطهار(ع) و سال نو مي خواندند. از خصوصيات مهم نوروز خوانان، بداهه سرايي و حافظه قوي شعري بوده است.
آنها در مقابل هر منزل اين کار را تا زماني ادامه مي دادند که صاحب خانه با رضايت قلبي و با رويي گشاده به آنها چيزي هديه دهد. آن چيز مي توانست پول، گندم، خروس و يا ... باشد. اين کار در بيشتر محله ها ادامه پيدا مي کرد تا اينکه نوروز فرا مي رسيد و نوروز خوان ها به کار خود پايان مي دادند.
براي نمونه، يکي از شعرهايي که در آن زمان خوانده مي شد، اين گونه بود.
بخوانم من امام اولين را
شه کشور اميرالمومنين را
و...
و يا اشعاري با اين مضامين:
بادبهارون اومده
نوروز سلطون اومده
مژده دهيد به دوستان
گل به گلستون اومده.
يا اينکه همين مضامين را با عبارات:
بهار آمد، بهار آمد، خوش آمد
علي باذوالفقار آمد، خوش آمد
نوروزتان نوروز ديگر
شما را سال نو باشد مبارک.

نغمه بهاري

جهانگير نصر اشرفي يکي از پژوهشگران موسيقي نواحي، در رابطه با نوروز خواني مي گويد: نوروزخواني گونه اي است که به عنوان يک مکتب و آيين مطرح است و هنوز مي توان ردپاي اين آيين را در مناطق حاشيه رشته کوه البرز مشاهده کرد. وي با اشاره به جشن بزرگ ايرانيان، آن را يکي از بزرگترين جشنهاي آسياي مرکزي مي خواند و مي افزايد: نوروز جشن کهن و باستاني ايران است. طبق نظر محققان، اين جشن يک جشن بزرگ کشاورزي و شهري است که آيينها و نغمه هاي زيبا و دل انگيزي را ايجاد کرده است که با روح انسانها تنيده شده و مانند ديگر آيينها با المانهاي گوناگون موسيقي عجين شده است .اين پژوهشگر موسيقي نواحي، در ادامه به انواع لحنهاي نوروز خواني اشاره مي کند و مي گويد: لحنهاي نوروز خواني سه بخش است: بخش اول، لحنهايي توام با آيين نوروز مانند «تکم خواني» و «کوسا گردي» است؛ اما بخش دوم از اين لحنها جنبه مستقل تري داشته و نغمه ها نشانه هاي بهاري دارند. يک بخش ديگر هم به طور ويژه به خود نوروز خواني اختصاص دارد و تحول فصل در ايران را مطرح مي کند. بنابراين، نوروز خواني منطبق با اندوخته هايي است که در طول يک سال اتفاق مي افتد به همين دليل نوروز خواني در مقام يک مکتب، حوادث اجتماعي را به عنوان يک مکتب ملي به مردم معرفي مي کند.
جهانگير نصر اشرفي در ادامه صحبتهاي خود، به انواع مراسم نوروزخواني در نقاط مختلف ايران اشاره مي کند و مي افزايد: مراسم «عروس کي» و «پيربابا» از مراسم نوروزخواني در مازندران است که بر زايش و تولد تاکيد دارد. يک دسته از آيين هاي نوروزي هم وجود دارد که در آذربايجان رايج است؛ مانند مراسم «تکم چي» و «ساياچي» است.
گفتني است، ساياچي به معناي حرمت کننده است که افرادي با لباسهايي برگرفته از رنگ طبيعت، نزديک عيد در روستاها مي چرخند و با دو چوب در دست شعرهايي در وصف طبيعت مي خوانند و انعام مي گيرند. نکته جالب اينکه مردم ساياچي ها را بسيار دوست دارند و هر عيد انتظار مي کشند تا آنها از راه برسند. «تکم» به معناي «بز نر» است و تکم خواني يکي ديگر از مراسم نوروزي است.
با توجه به منابع ادبي و فرهنگي منطقه، «تکم» يک عروسک چوبي سنتي است. واژه تکم ( Takam ) از دو بخش «تکه» و «م» تشکيل شده است.به کسي که تکم را مي رقصاند «تکم چي» مي گويند که اشعار مخصوص تکم را با آهنگي خاص مي خواند. شايان ذکر است، اشعار تکم در چند آهنگ که خاص تکم بوده، خوانده مي شود.

تکم، مظهر شادي

تکم، عروسکي است چوبين که روي آن را با مخمل يا پارچه هايي به رنگ قرمز مي پوشانند و روي اين پارچه را با پولک، زنگوله، سکه و نيز پارچه هاي الوان و حتي آئينه تزيين مي کنند. هر يک از تزئينات تکم علت و فلسفه اي داشته است: مثلا زنگوله و سکه براي ايجاد سروصداي بيشتر بوده تا مردم را از داخل خانه ها به کوچه ها و دم در خانه ها بکشاند. از سوي ديگر، يک ضرباهنگ براي حرکت تکم به وجود مي آورد. اينکه به دو طرف عروسک ( طرفين شکم عروسک ) آئينه نصب مي کردند، به اين دليل بود که تکم خبر فرا رسيدن سال نو را به مردم مي داد و با خود آئينه اي به رسم روشنايي و صفا داشت. اينکه در ساخت تکم هميشه از رنگ قرمز براي پوشاندن بدنه اصلي استفاده مي کردند، شايد به اين دليل بوده که درآذربايجان قديم لباس و توري سر و روي عروس به رنگ قرمز بوده و خواسته اند تکم نيز مثل هر عروسي مظهر شادي و خوشي باشد.تکم يا بز، در تاريخ خاورميانه و در تاريخ ايران زمين در اکثر داستانها آمده و يکي از اساسي ترين مؤلفه هاي اسطوره اي و به معناي برکت و زايش است. هر چند، بعدها تکم، جاي خود را به چوب دستي در دستان تعدادي به نام نوروزخوان و تکم خواني جاي خود را به نوروزداما داد، اما اصل موضوع که نوروز خواني بود ،بسيار مورد علاقه مردم بود.
جهانگير نصر اشرفي در ادامه به دسته بندي نوروزخواني به لحاظ موسيقي اشاره مي کند و مي افزايد: بسياري از محققان موسيقي، مراسم نوروز خواني را نغمات انتزاعي مي دانند و آن را به صورت يک فن در نظر مي گيرند، درحالي که موسيقي حافظ بخش مهمي از فرهنگ تاريخي ماست و اهميت اساسي در فرهنگ تاريخي و موسيقايي اين سرزمين دارد و همين مسأله در نوروز خواني ها هم ديده مي شود، زيرا اين مراسم تنها يک آيين صرف نيست بلکه مردم را در جريان حوادث مي گذارد، زيرا نوروز خواني موضوعات اساسي را دنبال مي کند و اساسا يک ملودي ثابت نمي تواند پاسخگوي ظرفيتهاي اين آيين باشد.اين پژوهشگر به فعاليتهاي نوروز خوانها اشاره مي کند: نوروزخوانها شعر خوان هستند و به نوعي راوي نقلهاي حماسي و داستانهاي عاشقانه و راوي حکمت و پند و اندرزهاي ملي و گاهي مذهبي هستند. نوروز خوانها 14 روز مانده به نوروز، يعني زماني که گل پامچال سر از خاک بيرون مي آورد، خانه به خانه مي چرخند و شعرهاي نوروزي را مي خوانند .وي مي افزايد: نوروز خوان ها محصول يک تمدن شهري هستند، اما به دليل اين که شرايط زندگي در شهرها تغيير کرد، نوروزخوانها در روستاها باقي ماندند و متأسفانه اين بخش از تاريخ فرهنگ اين سرزمين، فراموش شده است.
اکنون، با توجه به فراموشي اين ميراث کهن ايران زمين، بايد اقدامهاي شايسته اي براي بازگشت اين سنت فراهم آيد تا موسيقي اصيل ايراني کمتر در چنبره ارگ و گيتار محصور بماند.

  


جشن بزرگ آفرينش



امير روحپرور
در فرهنگ و سنن هر قوم و ملتي، روزهايي وجود دارد که ريشه تاريخي وفرهنگي داشته و جلوه اي از باورهايي است که هويت





فرهنگي و تاريخي آن جامعه را به نمايش گذاشته است. يکي از اين روزها آغاز سال نو است که از شايعترين آيين هاي جهاني به شمار مي رود و کمتر تمدني را خواهيم يافت که از آن تهي باشد، هر قومي بر اساس تاريخ و فرهنگ و مذهب خود آغاز سال نو را در قالب برپايي مراسم و جشنهاي ملي ومذهبي پاس مي دارد. در اين ميان «نوروز» بزرگترين جشن ملي ايرانيان، سابقه اي هزاران ساله دارد. از گذشته هاي دور آريايي هاي ساکن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزاري مراسم ويژه و توأم با سرور و شادماني اختصاص مي دادند. بسياري از محققان، نوروز را يک جشن همگاني در فرهنگ ايران و بين النهرين و آيين نوروزي را يک سنت کهن و احتمالاً رايج از هزاره سوم پيش از ميلاد و در منطقه مي دانند .
همچنين، بنا بر پژوهشهايي که روي آثار سنگ نگاره ها و کتيبه هاي مانده از دوره هخامنشيان انجام شده، مردم آن زمان به درستي با نوروز آشنا بوده اند و نوروز را به عنوان آييني کهن به هنگام گردش سال جشن مي گرفته اند.
در دوران اشکانيان و ساسانيان مردم نوروز را بنا بر سنتهاي فرهنگي رايج در فرهنگ مردم ايران، در آغاز سال نو جشن مي گرفتند.
در دوران اسلامي، بخصوص در دوره صفوي، جشن و آيينهاي نوروزي با برخي از آيينها و آداب اسلامي درآميخت و رنگ تازه و مفهوم ديني گرفت.
اما عاملي که «نوروز» را از ديگر جشنهاي ايران باستان جدا کرد و باعث ماندگاري آن تا امروز شد، «فلسفه وجودي نوروز» است؛ زايش و نوشدني که همزمان با سال جديد در طبيعت هم ديده مي شود. به هرحال، در آيينهاي باستاني ايران، براي هر جشن «خواني» گسترده مي شد که داراي انواع خوراکي بود. خوان نوروزي «هفت سين» نام داشت و بايد از بقيه خوانها رنگين تر باشد. اين سفره معمولاً چند ساعت مانده به زمان تحويل سال نو آماده بود و بر صفحه اي بلندتر از سطح زمين چيده مي شد.

پيام آور بهار
«حاجي فيروز» مردي است که لباسهاي قرمزرنگ به تن مي کند، در خيابانها مي چرخد و مي خواند. او در شب عيد يک دايره زنگي به دست مي گيرد و همراه با يک يا دو تن ديگر، در همه جا مي گردد و شادي و نشاط مي پراکند . گفته مي شود او و همراهانش نمادي از يک سنت کهن در آذربايجان هستند. اين سنت «قيشدان چيخديم» (از زمستان خارج شدم) نام داشت و براساس آن حاجي فيروز در خيابانها آواز مي خواند تا به همه خبر دهد که بهار آمده و زمستان به پايان رسيده است. در مقابل اين همه شادي و نشاط که حاجي فيروز براي مردم به ارمغان مي آورد، آنها نيز پول و شيريني و هداياي ديگر به او مي دادند. تاريخچه ظهور حاجي فيروز به درستي معلوم نيست اما در تمام متوني که به آيينهاي نوروزي در جاي جاي ايران در طول تاريخ اشاره کرده اند، از حاجي فيروز و عمو نوروز نيز ذکري به ميان رفته است. عمو نوروز نيز پيرمردي است که لباس سنتي ايرانيان قديم را دربردارد و نمادي از سال جديد است. عمونوروز به کودکان هديه مي دهد و با دادن پول، شيريني و تخم مرغ رنگي، دل آنها را شاد مي کند.

مير نوروزي؛ پادشاه سيزده روزه
نخستين روز بهار، آغاز زندگي نوين مردم است. در اين روزها، به مناسبت آغاز سال نو و نوروز شادماني مي کنند. در گذشته اي نه چندان دور، نمايشهاي خاص و اغلب هم دسته جمعي اجرا مي شد. در واقع، نو شدن سال و آمدن بهار، بهانه اي بود تا اهالي يک روستا، يا شهر دور هم جمع شوند و اشتياق خود را به اين تازه از راه رسيده، نشان دهند. به نظر کارشناسان هنرهاي نمايشي، مهمترين گونه نمايش نوروز، ميرنوروزي بود که هنوز در برخي از مناطق رواج دارد. مير نوروزي يک حاکم موقت بود که در مدت سيزده روز بر تخت مي نشست و حکم مي راند. درباره اين که اين هنر از کي و در کجا آغاز شده است، اطلاع چنداني وجود ندارد.

نوروز؛ از آسياي ميانه تا آفريقا
عيدنوروز و جشنهاي سال نو نزد ما ايرانيان با برخورداري از يک فرهنگ و تاريخ اصيل و طولاني و همچنين همزماني آن با حيات هستي و جان گرفتن مجدد زمين، اين امتياز خاص را به آن بخشيده که از اعياد سال نوي اقوام و ملل ديگر متمايز باشد و آيين باستاني آن فراتر از تجديد خاطره يک تمدن بلکه حلقه پيوند گذشته، حال و آينده است. به اين سبب است که پس از ظهور اسلام در اين سرزمين فضيلت بيشتر مي يابد و در بزرگداشت آيين و مراسم آن تاکيد ورزيده مي شود. مجموعه اين عوامل باعث گرديد باوجود گذر ساليان بسيار و سير پر فراز و نشيب تاريخ، نوروز نه تنها در ايران، بلکه هر آنجاي که فرهنگ و تمدن کهن ايران اثري دارد همچنان پايدار واستوار بماند .
منطقه اي که در آن جشن نوروز برگزار مي شد، امروزه شامل چند کشور مي شود. با وجودي که بسياري از آيينهاي نوروزي در اين کشورها به صورت مشابه برگزار مي شود، برخي آيينهاي نوروز در اين کشورها داراي تفاوتهايي با يکديگر هستند. در اين راستا جغرافياي نوروز با اسم نوروز يا مشابه آن به سراسر خاورميانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان و آسياي ميانه چين شرقي (ترکستان چين)سودان ،زنگبار، سراسر قفقاز تا آستراخان آمريکاي شمالي هندوستان ،پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال، تبت گسترش يافته است .همچنين، کشورهايي مانند مصر و چين جزو سرزمينهايي نيستند که در آنها نوروز جشن گرفته مي شد، اما امروزه جشنهايي مشابه جشن نوروز در اين کشورها برگزار مي شود.

  


نغمه بهاردر آيين ايران زمين



پيدايش نوروز هرچه باشد، با سنت و فرهنگ ايراني- اسلامي درآميخته است. در بستر اين فرهنگ، آيينها و جشنهاي متعددي پديد آمده و در حوزه فرهنگ شفاهي، بويژه موسيقي، آيين نوروز خواني جايگاه ويژه اي را به خود اختصاص داده است. ضمن آنکه موسيقي نوروز به شکلهاي متفاوت و گسترده روايت و اجرا مي شود.
نوروزخواني، آييني مربوط به نوروز است که در نواحي مختلف، به شکلهاي گوناگون اجرا مي شود. «نوروز خواني در مناطق مختلف با نامهاي نوروز نو سال، امام خواني، بهار خواني، نوروز نامه و... معروف است.
پيشينه و ريشه اين آيين تا دوران قبل از اسلام قابل رديابي است.
پس از اسلام، بسياري از آيينها با روايات و ذکرها و نقلهاي مذهبي اسلامي در آميختند و فصلي تازه در اجراي نوروزي ها پديد آمد.. مشحون نيز در کتاب «تاريخ موسيقي» خود مي نويسد: «سرودهاي نوروزي که با آهنگ مخصوص در مازندران و گرگان، در پيشباز سال نو و نوروز مي خوانند، ظاهراً سابقه بسيار قديمي دارد. اشعار قديمي آن را ايرانيان پس از اسلام، فراموش و يا دگرگون کردند و اکنون اصل آنها در دسترس نيست. ليکن از مضمون برگردان و موضوع آن مي توان دريافت که از يادگاريهاي پيش از اسلام است.» نوروز خواني ها، از نظر مضمون و نحوه اجرا، به بخشهاي مختلف قابل تقسيم است.
1 - امام خواني: تقريباً در تمام نمونه هاي شنيده شده، نوروزخوان از مدح معصومين و امامان، کار خود را آغاز مي کند. 2 - توصيف خواني: وصف بهار و طبيعت، رستاخيز زمين و ستايش پاکي و نيکي، بخش ديگري از آيين نوروز خواني است. معمولاً اين بخش با تغيير ملودي همراه است. ستايش و توصيف بهار و طبيعت، ممکن است توسط ترجيع خوانها، در ميان بخشهاي ديگر نيز خوانده شود.
3 - هجوخواني: اين مرحله که به انعام و خلعت مي انجامد، امکان ادامه طنز، هجو را براي نوروز خوان فراهم مي آورد. در آيين نوروزخواني، مرحله پاياني يعني مدح ، ويژگيهاي قابل توجهي را در آوازهاي مربوط به آن پديد آورده که قابل بررسي است.
- بداهه پردازي: موقعيت اجرا، شرايط و مکان اجراي آيين و نحوه انعام صاحب خانه، نوروز خوان را در شرايطي قرار مي دهد تا با توجه به موارد ذکر شده، اجراي خود را با شرايط تطبيق دهد. حافظه قوي، توان اجرايي و بداهه سرايي، بخصوص در زمينه خلق شعر مناسب، از ويژگيهاي مهم يک نوروز خوان است.
- انتقال فرهنگ: گرفتن انعام، در برخي مناطق، براي نوروزخوان امري نکوهيده بود؛ پس به مهاجرت مي پرداخت تا در منطقه اي ديگر به انجام آيين بپردازد. تسلط نوروز خوانان کومش به زبان طبري و نوروزخوانان طالقان به گيلکي و طبري، به حضور آنان در گيلان و مازندران، مي انجاميد. اين مسأله سبب انتقال بخشي از فرهنگ شفاهي و سنتهاي موسيقي در دو سوي البرز بوده است.
- گستردگي مضمون: مجالس نوروز خواني، مجموعه اي از عقايد، آداب و رسوم، شادي، و اطلاع رساني را در خود جاي داده است.
«توصيف و با زگويي احساسات مردم در بازنگري بهار و نوروز، تبليغ افکار آييني و اعتقادات مذهبي، بازگويي وقايع به شيوه تمثيلي و کنايي و اغلب در قالب طنز و هجو به منظور انتقال اخبار و وقايع از نقطه اي به نقطه اي ديگر، از جمله مضامين اين بحث است .
- جنبه هاي موسيقايي: گردش ملودي در نوروزي ها، ساده و روان است. راويان اين نوع موسيقي، از ميان مردم عادي برخاسته و موسيقيدان حرفه اي نبودند و اين خود به سادگي اجرا، انجاميده است. در هر منطقه، آوازهاي نوروزخوان، از آوازهاي منطقه تأثير پذيرفته است.
امروزه، نوروز خواني، به عنوان آييني کهن و باستاني با مجموعه اي از اعتقادات، اسطوره ها، ادبيات شفاهي و سنت، رو به فراموشي گذارده است. شکل تغييريافته و غيرآييني آن با تغيير حالت و ساختار اجرا، در سالهاي اخير اجرا شده است. اما بيشتر جنبه سرگرمي يافته و گاه کودکان و نوجوانان به قصد درآمدزايي، به آن مي پردازند. با وجود اين، مي توان با اطمينان اذعان کرد که «ديگر هيچ نوروز خواني آمدن بهار را مژده نمي دهد.»
* محمدجواد بشارتي

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com