|
پيدايش نوروز هرچه باشد، با سنت و فرهنگ ايراني- اسلامي درآميخته است. در بستر اين فرهنگ، آيينها و جشنهاي متعددي پديد آمده و در حوزه فرهنگ شفاهي، بويژه موسيقي، آيين نوروز خواني جايگاه ويژه اي را به خود اختصاص داده است. ضمن آنکه موسيقي نوروز به شکلهاي متفاوت و گسترده روايت و اجرا مي شود.
نوروزخواني، آييني مربوط به نوروز است که در نواحي مختلف، به شکلهاي گوناگون اجرا مي شود. «نوروز خواني در مناطق مختلف با نامهاي نوروز نو سال، امام خواني، بهار خواني، نوروز نامه و... معروف است.
پيشينه و ريشه اين آيين تا دوران قبل از اسلام قابل رديابي است.
پس از اسلام، بسياري از آيينها با روايات و ذکرها و نقلهاي مذهبي اسلامي در آميختند و فصلي تازه در اجراي نوروزي ها پديد آمد.. مشحون نيز در کتاب «تاريخ موسيقي» خود مي نويسد: «سرودهاي نوروزي که با آهنگ مخصوص در مازندران و گرگان، در پيشباز سال نو و نوروز مي خوانند، ظاهراً سابقه بسيار قديمي دارد. اشعار قديمي آن را ايرانيان پس از اسلام، فراموش و يا دگرگون کردند و اکنون اصل آنها در دسترس نيست. ليکن از مضمون برگردان و موضوع آن مي توان دريافت که از يادگاريهاي پيش از اسلام است.» نوروز خواني ها، از نظر مضمون و نحوه اجرا، به بخشهاي مختلف قابل تقسيم است.
1 - امام خواني: تقريباً در تمام نمونه هاي شنيده شده، نوروزخوان از مدح معصومين و امامان، کار خود را آغاز مي کند. 2 - توصيف خواني: وصف بهار و طبيعت، رستاخيز زمين و ستايش پاکي و نيکي، بخش ديگري از آيين نوروز خواني است. معمولاً اين بخش با تغيير ملودي همراه است. ستايش و توصيف بهار و طبيعت، ممکن است توسط ترجيع خوانها، در ميان بخشهاي ديگر نيز خوانده شود.
3 - هجوخواني: اين مرحله که به انعام و خلعت مي انجامد، امکان ادامه طنز، هجو را براي نوروز خوان فراهم مي آورد. در آيين نوروزخواني، مرحله پاياني يعني مدح ، ويژگيهاي قابل توجهي را در آوازهاي مربوط به آن پديد آورده که قابل بررسي است.
- بداهه پردازي: موقعيت اجرا، شرايط و مکان اجراي آيين و نحوه انعام صاحب خانه، نوروز خوان را در شرايطي قرار مي دهد تا با توجه به موارد ذکر شده، اجراي خود را با شرايط تطبيق دهد. حافظه قوي، توان اجرايي و بداهه سرايي، بخصوص در زمينه خلق شعر مناسب، از ويژگيهاي مهم يک نوروز خوان است.
- انتقال فرهنگ: گرفتن انعام، در برخي مناطق، براي نوروزخوان امري نکوهيده بود؛ پس به مهاجرت مي پرداخت تا در منطقه اي ديگر به انجام آيين بپردازد. تسلط نوروز خوانان کومش به زبان طبري و نوروزخوانان طالقان به گيلکي و طبري، به حضور آنان در گيلان و مازندران، مي انجاميد. اين مسأله سبب انتقال بخشي از فرهنگ شفاهي و سنتهاي موسيقي در دو سوي البرز بوده است.
- گستردگي مضمون: مجالس نوروز خواني، مجموعه اي از عقايد، آداب و رسوم، شادي، و اطلاع رساني را در خود جاي داده است.
«توصيف و با زگويي احساسات مردم در بازنگري بهار و نوروز، تبليغ افکار آييني و اعتقادات مذهبي، بازگويي وقايع به شيوه تمثيلي و کنايي و اغلب در قالب طنز و هجو به منظور انتقال اخبار و وقايع از نقطه اي به نقطه اي ديگر، از جمله مضامين اين بحث است .
- جنبه هاي موسيقايي: گردش ملودي در نوروزي ها، ساده و روان است. راويان اين نوع موسيقي، از ميان مردم عادي برخاسته و موسيقيدان حرفه اي نبودند و اين خود به سادگي اجرا، انجاميده است. در هر منطقه، آوازهاي نوروزخوان، از آوازهاي منطقه تأثير پذيرفته است.
امروزه، نوروز خواني، به عنوان آييني کهن و باستاني با مجموعه اي از اعتقادات، اسطوره ها، ادبيات شفاهي و سنت، رو به فراموشي گذارده است. شکل تغييريافته و غيرآييني آن با تغيير حالت و ساختار اجرا، در سالهاي اخير اجرا شده است. اما بيشتر جنبه سرگرمي يافته و گاه کودکان و نوجوانان به قصد درآمدزايي، به آن مي پردازند. با وجود اين، مي توان با اطمينان اذعان کرد که «ديگر هيچ نوروز خواني آمدن بهار را مژده نمي دهد.»
* محمدجواد بشارتي |