تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
گزارش
سوسه
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-03-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 27اسفند ماه 1388


نگاهي به سري ال تلويزيوني « آشپزباشي » ساخته محمدرضا هنرمند؛
تکراري، اما دوست داشتني



* مهدي نصيري
کارگردان: محمدرضا هنرمند
بازيگران: فاطمه معتمدآريا، فرهاد اصلاني، پرويز پرستويي، مليکا و مهراوه شريفي نيا و...






خلاصه داستان: مينو و همسرش پس از سالها سعي و تلاش توانسته اند آشپزخانه کوچکشان را به يک رستوران بزرگ و معروف در شهر تهران تبديل کنند، اما در اوج موفقيت، مينو در يک برنامه زنده تلويزيوني عامل همه موفقيتها را مديريت خودش معرفي مي کند و از شوهرش که يک آشپز ماهر است تنها به عنوان سرآشپز رستوران ياد مي نمايد. همين مصاحبه عامل اختلاف و باعث ترک رستوران توسط همسر مينو مي شود و...
محمدرضا هنرمند، کارگردان پر کار سينما و تلويزيون حالا ديگر براي بينندگان تلويزيون يک نام آشناست. ملودرامهاي خانوادگي با لحن دلنشين کميک با کارگرداني هنرمند هر بار توانسته اند مخاطبان زيادي را ميهمان تماشاي سيما کنند و اين روزها سريال تلويزيوني «آشپزباشي» هم با همان سبک و سياق پيشين در حال پخش از شبکه يک سيماست و باز هم مورد استقبال بينندگان سيما قرار گرفته است.





«آشپزباشي» مثل همه سريالهاي ديگر سيماست؛ ساده و هميشگي و در بيشتر حوزه ها تکراري هم هست. اين سريال مثل اغلب مجموعه هاي تلويزيوني ديگر، همه عناصر لازم را براي يک ملودرام ساده داراست، يک خانواده که دچار بحران مي شود، مبارزه زنانه و مردانه که ظاهراً خيلي هم جذاب است؛ فضاها و مکانهاي شيک و رنگارنگ، چند دختر و پسر جوان و مجرد؛ حتي پير پسرها و پير دخترهاي جذاب و کميک و سرانجام بازيگران محبوب و معروف که به تنهايي قادر به جذب تعداد بسيار زيادي از علاقه مندانشان هستند.«آشپزباشي» ساده و بي پيرايه است و البته اين سادگي با لحن و روايتي يکدست و خوش پرداخت همراه شده است.
مثل خيلي از ديگر مجموعه هاي تلويزيوني که در سالهاي اخير توليد شده و به روي آنتن رفته اند. اما از سويي هيچ تازگي و تفاوتي را هم نمي توان در داستان، محتوا و يا در ساخت و فرم تصويري آن سراغ گرفت، هم چنان که تلويزيون و مديران آن و همچنين خيلي از کارگردانان سيما هم به دنبال چنين رويکردي- به ويژه در فرم تصويري و روايي- نيستند.





داستان ملودراماتيک و خانوادگي از شرايط عادي شروع مي شود و يکباره به بحراني جدي برخورد مي کند. بحران بسط پيدا مي کند و ديگر شخصيتهاي داستان هم وارد آن مي شوند، درگيري و کشمکش گسترش پيدا مي کند ودر کنار آن مسائل و توطئه هاي فرعي ديگر نيز مطرح مي شوند و کاملاً مشخص است که همزمان با حل شدن مشکلات درباره بحران اصلي (جدا شدن مينو از همسرش) ساير مشکلات فرعي نيز حل مي شوند و پاياني خوش، داستان مجموعه را به سرانجام مي رساند.
در واقع «آشپزباشي» هم مثل ديگر کارهاي تلويزيون براساس يک پازل تکراري طراحي شده و بر همين اساس پيش مي رود و به پايان هم مي رسد. نکته مهم در اين ارتباط شايد اين باشد که هيچ گونه تازگي و طراوتي را نمي توان در سريالهاي متعدد تلويزيون، مشاهده کرد و حتي کارگرداني مثل هنرمند که در سالهاي گذشته با کار متفاوت «کاکتوس» به تلويزيون آمده بود، در پروسه تکرارهاي تلويزيوني دچار ساده پردازي و پرهيز از آزمون شکلهاي نو ساخت برنامه شده است.
اما در هر حال «آشپزباشي» که به صورت هفتگي روي آنتن مي رود، در ميان همه داستانهاي سريالي مشابهش، مجموعه پر مخاطب و جذابي از آب درآمده است. بگذريم از اينکه سريال هنرمند يک عنصر مهم جذب مخاطب؛ يعني نشان دادن غذا و غذاخوري را هم در همه قسمتهايش دارد و اين نمايش خوردن ها هم ناخودآگاه و به صورت غريزي از عوامل جذب مخاطب براي آن خواهد بود!
سريال تلويزيوني محمدرضا هنرمند در عين تکراري و ساده بودنش، روايتي يکدست و خوش پرداخت دارد. حوادث و رويدادهايش را به درستي در محدوده هاي مشخص و مناسب گسترده است و اگرچه به طور کلي اتفاق خاصي در هر يک از قسمت آن رخ نمي دهد، اما حوادث کم اهميت و شايد ناچيز داستان در هر قسمت هم به گونه اي مناسب در زمان آن تکثير شده و جذاب به نظر مي رسند.
در هر صورت اختلاف ميان زن و شوهر و جدا شدن موقت خانواده آنقدر ظرفيتهاي داستاني را در اختيار کار قرار مي دهد که کارگردان بتواند از آنها در راستاي جذاب سازي اثرش استفاده کند.در فرصت ميان روي دادن حوادث، فضاي کافي براي بيان پيام اخلاقي و محتواي مهم يا کم اهميت نيز فراهم مي شود.
اينجاست که بحث درباره جايگاه خانواده و آسيبهاي اجتماعي و خانوادگي مطرح مي شود و مثلاً سؤال مهم «کار براي زندگي؟ يا زندگي براي کار؟» مطرح مي شود. اما در عين حال باز هم بايد اعتراف کرد که سريال هنرمند حتي در حوزه محتوا نيز حرف جديدي براي انتقال به بينندگانش ندارد. آنچه مي گويد، حتي اگر مهم باشد، دستمالي شده و نخ نما و تکراري است.
به جز اينها همچنان که گفته شد، حضور چهره هاي محبوب و آشناي سينما و تلويزيون در سريال «آشپزباشي» مي تواند از ديگر عوامل مهم جذب بيننده براي اين مجموعه به شمار آيد. حضور موفق «پرويز پرستويي» و «فاطمه معتمدآريا» در کنار بازيگراني چون «فرهاد اصلاني» و «شبنم مقدمي» و جوان ترهايي چون «مهراوه شريفي نيا» و «مليکا شريفي نيا» به اندازه کافي به جذابيتهاي سريال در زمينه جذب مخاطب مي افزايد. تنها با حضور همين تيم بازيگران درهر مجموعه تلويزيوني به راحتي مي توان بخشي از موفقيت آن را از پيش تضمين شده دانست.
«آشپزباشي» با سادگي و ظرافت پرداخت، به رغم اينکه تکرار نمونه هاي مشابهش است، توانسته به يکي از مجموعه هاي موفق اين روزهاي سيما تبديل شود. علاوه بر حضور موفق بازيگران آشنا مي توان وجود لحن کميک را که مشخصه هميشگي کارهاي محمدرضا هنرمند است نيز از عوامل موفقيت و جذابيت اين سريال دانست.

  


اخبار کوتاه



* نعمت حقيقي فيلمبردار قديمي سينماي ايران دوباره در بيمارستان بستري شد. او فيلم هايي همچون «گوزن ها»، «تنگسير»، «سفير»، «دزد عروسکها»، «عروس»، «ناصرالدين شاه آکتور سينما»، «روز فرشته»، «معجزه خنده»، «فصل پنجم»، «جهان پهلوان تختي» و «شوکران» را در کارنامه هنري اش دارد.
* حبيب ا... بهرامي شاعر و روزنامه نگار گفت: ادبيات در سال جاري عقبگرد کرده و از محتوا و تکنيک نيز بي بهره بوده و هيچ تأثيري در سطح و عمق انديشه و تفکر جامعه نداشته است. اين موضوع را به راحتي مي توان دريافت و به بررسي و کنکاش هم نيازي ندارد و به صرف به خدمت گرفتن تعدادي واژه بي روح و بي مغز به جامعه نمي توان آثار مانا و ارزشمند خلق کرد.
* ترجمه نسخه خطي ترکي تذکره شيخ صفي الدين اردبيلي منتشر شد. اين اثر حاوي کرامات و حکايات و آرا و انديشه هاي شيخ صفي الدين اردبيلي است که به زبان ترکي توسط محمد الکاتب معروف به نشاطي شيرازي و به دستور شاه طهماسب صفوي تصنيف شده است.
نسخه خطي اين اثر در کتابخانه سالتيکوف شچدرين سن پترزبورگ روسيه نگهداري مي شود که حاوي 10 باب و 27 فصل است و باب چهارم اثر شامل تفاسير آيات و احاديث و برخي شعرهاي عارفانه است.
* ايرج راد مديرعامل خانه تئاتر، افزايش امکانات سخت افزاري، اشتغالزايي و تشکيل گروههاي ثابت تئاتري را از مهمترين نيازهاي تئاتر کشور برشمرد و اظهار اميدواري کرد که اين موضوعات در سال جديد در معاونت هنري تازه وزارت ارشاد مورد توجه قرار بگيرد.او اضافه کرد: در حال حاضر امکانات موجود به هيچ وجه با تعداد هنرمندان تئاتر ما هماهنگ نيست و با اين امکانات نمي توانيم در جهت اشتغالزايي گام برداريم و از سوي ديگر براي گسترش تئاتر در سطح ممکلت نيز دچار مشکل خواهيم بود.






* «لي دانيلز» زندگي «مارتين لوترکينگ» رهبر سياهان آمريکا و مدافع حقوق بشر را به تصوير مي کشد. در اين پروژه سينمايي که «سلما» نام دارد، «ديويد اويلو» ايفاگر نقش «لوتر کينگ» خواهد بود. «سلما» روايتگر داستاني تاريخي است که به زندگي «لوتر کينگ» در حوالي سال 1965 ميلادي مي پردازد. «لوتر کينگ» در زمان حيات سخنراني ها، کتابها و آثار معروف خود را شامل قانون حق مالکيت معنوي کرده بود و اين اولين فيلمي خواهد بود که قرار است به شکل قانوني درباره زندگي «لوتر کينگ» ساخته شود.«مارتين لوتر کينگ» که در سال 1968 در سن 39 سالگي ترور شد، جوان ترين برنده جايزه صلح نوبل بود که به پاس تلاش براي مبارزه با تبعيض نژادي آن را دريافت کرد.

  


روزي حکايتي



ابوبکر رباني ] چون [ اکثر شبها به دزدي رفتي و چندانکه سعي کرد چيزي نيافت. دستار خود بدزديد و در بغل نهاد. چون در خانه رفت زنش گفت: چه آورده اي؟
گفت: اين دستار آورده ام.
گفت: اينکه از آن خود توست.
گفت: خاموش؛ تو نداني. از بهر آن دزديده ام تا آرمان دزدي ام باطل نشود.
رساله دلگشا / عبيد زاکاني

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com