|
* جواد رستم زاده
کوتاه از اردوي پيام
رسايي فر- درآستانه ديدار هفته پاياني مسابقات ليگ برتر مراسم ويژه اي از سوي کانون هواداران باشگاه پيام برگزار شد.

اين مراسم که در حضور بازيکنان، کادر فني و مسؤولان اين باشگاه برگزار گرديد با حواشي جذابي همراه بود.
*جشن تولد براي ديوگو،برگي زر و بهرامي
مرتضي برگي زر، ديوگو ماکسيمو و روح ا... بهرامي سه بازيکني بودند که همزماني تولد آنها با جشن پيامي ها باعث شد تا با اهداي هدايايي از سوي کانون هواداران و مدير عامل باشگاه شبي به ياد ماندني براي آنها رقم بخورد. ضمن اينکه محمد حسن رجب زاده نيز با همزماني جشن نامزدي اش از اين هدايا بي نصيب نماند.
*پرداخت پاداش 50 ميليوني
جواد ايزدي، مديرعامل باشگاه پيام که از پيروزي اين تيم مقابل مقاومت سپاسي در شيراز به بازيکنان قول پاداش 50 ميليوني داده بود، از پرداخت اين پاداش تا قبل از بازي استقلال ياد کرد و گفت: مبلغ قابل توجهي از قراردادهاي بازيکنان نيز روز بازي به آنها پرداخت خواهد شد.

* قول حضور استاندار در اردو
يکي از خبرهاي ديگري که در اين جشن به پيامي ها داده شد، حضور محمد جواد محمدي زاده استاندار خراسان رضوي دراردوي اين تيم قبل از بازي با استقلال بود.
*توسل به امام هشتم(ع)
در حين برگزاري اين مراسم و هنگام اجراي سرودي در مدح امام رضا(ع) بازيکنان و کادر فني پيام براي موفقيت در بازي روز يکشنبه ضمن توسل به امام هشتم براي موفقيتشان دست به دعا برداشتند.
زير چنارهاي سال خورده ميدان سعد آباد نگراني و اضطراب توي هم وول مي خورند. نيمکتهاي دور ميدان اين روزها ميزبان قديمي هاي ابومسلم و پيام است که عصرها دور هم جمع مي شوند و از اميدها و نااميدي هايشان مي گويند. تن «مشهد» دارد در تب مي سوزد. تب سقوط و ماندن.
رمقي براي کري خواندن نيست. يعني وقتش هم نيست. ابومسلمي ها و پيامي ها در اين چند روز آنقدر نگراني و درد براي سوختن و ساختن دارند که مجالي براي سوزاندن دل يکديگر ندارند. لعنت به اين اقبال. سهم مشهد از اين ليگ بي مروت شد يک مشت گردن خشک شده که تا ثانيه آخر بايد به همان پايين جدول خم بمانند.
پيرمرد ابومسلمي که دارد توي ساندويچي دور ميدان سعدآباد ساندويچ کالباس و خيارشورش را گاز مي زند، حرف خوبي مي گويد: «برو خدا را شکر کن برق و داماش بودند و گرنه الان بايد براي ليگ يک غصه مي خوردي» بعد يک قورت نوشابه سياهش را بالا مي دهد و مي گويد: «ببين کارمان به کجا کشيده که بايد از ملواني ها براي ماندن، امتياز بگيريم. حيف آن همه امتيازي که توي مشهد ريختيم تو حلقوم تيمهاي شهرهاي ديگر».
پسرک يک جا بند نمي شود. به زمين و زمان بد وبيراه مي گويد: از نگاه او، همه مقصرند و از همه بيشتر مسؤولان تيم. دنبال شماره تلفن همراه احمد زاده است. مي خواهد التماسش کند که هواي ابومسلم را داشته باشد. با بغض مي گويد: «اگر بيفتد، بالا آوردنش کار حضرت فيل است». منظورش ابومسلم است، تيمي که همه زندگي اش است. ياد فرهاد کاظمي و ميثاقيان مي کند که از مشکي پوشان براي ديگر تيمهاي ليگ هيولايي ساخته بودند. با حسرت مي گويد: «با اين تيم چه کار کردند بي انصاف ها. کجا روز آخر ما اين همه حرص مي خورديم؟».
ابومسلمي ها دارند توي زمين سعدآباد تمرين مي کنند. اوضاع به نظر بد نيست. همه با انگيزه اند. حتي غيربومي ها هم غيرت نشان مي دهند. يکي از ليدرها در حالي که ليوان پلاستيکي يک بار مصرف را پر از چاي کمرنگ کرده و قند را مي جود، مي گويد:«آقا! ملوان تيمي نيست که جلوي ما را بگيرد. سه تا مي زنيم و برمي گرديم. سرمان را بريدند مقابل سپاهان و گرنه کار تمام بود. اهوازي ها کور خواندند که در ليگ مي مانند. بدون ميثاقيان هم داغ ماندن را به دلشان مي گذاريم».
دو سه نفري حرفهايش را تأييد و البته چند نفري هم چپ چپ نگاهش مي کنند و لبخند تلخي مي زنند.
دل هواداران شده مثل هواي بهاري مشهد. گاه ابري است و گاه آفتابي. اگر ابومسلم بماند که محشر مي شود. اگر پيام هم بماند که شهر در پوستش نخواهد گنجيد.
آخ، اگر استقلال مقابل پيام زانو بزند، چه مي شود؛ يک ابقا شکوهمندانه و ماندگار. دلشوره هاي پيامي ها کمتر از ابومسلم ها نيست، اما همين که مي دانند آخرين بازي را در مشهد ميزبان هستند، باز اميدوارترند. يکشنبه عصر، يکشنبه مرگ و زندگي است. همه ايران چشمشان سنجاق شده به مخمل ثامن است.
استقلالي هاي زخم خورده مي آيند تا براي قهرمان شدن جان دهند. آنها مي آيند از مشهد سه امتياز بگيرند، نه کمتر و نه بيشتر. اما آبي ها بايد از جنازه پيامي ها رد شوند که پيروز شوند. شکست براي پيام يعني ليگ برترکات. يعني باز چند سال مصيبت بار در انتظار صعود. همين 90 دقيقه جهنمي را پيامي ها تا ماندن در ليگ برتر فرصت دارند.
همه چيز براي پيروزي پيام مهياست. حتي نصف جهان هم پشت سر اين تيم براي شکست استقلال دعا مي کند.
سر تمرين پيام، مجيد حسيني پور مثل هميشه يک تکه آتش است. دايم به تمرين هيجان مي دهد و بچه ها را وادار مي کند که با تمرکز بالا تمرين کنند و تمرين. کسي حرف از توقف مقابل استقلال نمي زند. صداي خنده و شاديشان سعدآباد را برداشته است.
توي مشهد کسي نمي خواهد به غير از پيروزي پيام و ماندن ابومسلم به چيز ديگري فکر کند. تصور کنيد پيام در مشهد از استقلال جلو بيفتد و از انزلي هم خبر برسد که ابومسلم سه امتياز را گرفته است. اين اصلاً غيرممکن نيست. فقط بايد مردانه جنگيد و دعا کرد. |