صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-04-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 8اردیبهشت ماه 1388


جزئيات دستگيري 15 عضو شبکه بزرگ زمين خواري در مشهد



گروه حوادث- زنجاني: 15 عضو شبکه بزرگ زمين خواري که با ترفندهاي خاص اقدام به فروش اسناد زمينهاي شهرک گلبهار و اطراف



چناران به شهروندان کرده و از اين طريق کلاهبرداري مي کردند در تهران شناسايي و دستگير شدند.
اين افراد با داير کردن دفتري در منطقه تهرانپارس تهران با ارسال پيامک به سراسر کشور براي شهروندان، مدعي برنده شدن جايزه سند منگوله دار يک قطعه زمين براي افراد مي شدند و از اين طريق زمينهايي باارزش حدود 100 هزار تومان را به 10 برابر قيمت به فروش مي رساندند.
اين در حالي است که حدود و متراژ اين زمينها مشخص نبوده و شهروندان بدون اطلاع از حيله اين افراد، دارايي و وجوه نقد خود را به کيسه زمين خواران سرازير مي کردند.
با توجه به گستردگي فعاليت اعضاي اين شبکه که در شهرهاي مختلف کشور طعمه هاي خود را به دام انداخته و افراد را فريب مي دادند با سرهنگ عباس مقدسي، فرمانده انتظامي شهرستان چناران گفتگويي را انجام داديم.
وي در تشريح فعاليت کلاهبرداران زمين خوار گفت: حدود 12 سال قبل با احداث شهر جديد گلبهار به عنوان يک شهرک اقماري در حومه مشهد، برنامه هاي زيادي براي توسعه اين شهرک مطرح شد و عده اي از زمين خواران که مدعي هستند فکر اقتصادي دارند از حدود 10 سال قبل اقدام به خريد و فروش زمينهاي اطراف گلبهار کردند.
اين افراد فقط سندهاي زمين ديمه زار و آبي در اراضي خيج و جماب را خريداري کرده و در حالي که هيچ گونه تصرفي روي اين زمينها نداشته و فقط سند در اختيار داشتند، رؤياي پولدار شدن و ثروت باد آورده را از اين طريق در سر مي پروراندند.اسناد اين اراضي که ابتدا به صورت مشاع بود کم کم توسط افراد و با همکاري برخي ادارات و نهادها تفکيک شده و به طور مثال براي هر هکتار 400 سند تهيه شد، اين در حالي بود که کشاورزان و زارعاني که روي اين زمينها کار مي کردند از اين موضوع اطلاعي نداشتند.
فرمانده انتظامي چناران اظهار داشت: از اواسط سال 86 خريد و فروش اين سندها در بنگاههاي معاملاتي در شهرهاي مشهد، تهران، شيراز و کرمانشاه با طرح نقشه هاي واهي و تزئيني که اين زمينها را در اراضي شهر جديد گلبهار در طرحها و نقشه ها نشان مي داد، آغاز شد و از طريق اغفال خريداران که قطعه زميني 250 متري که حدود 100 هزار تومان قيمت داشت تا مبلغ چهار ميليون تومان به فروش رسيد.کم کم بازار اين افراد داغتر شد و مرحله به مرحله جلو آمدند تا اين که از روستاهاي خيج و جماب به کوههاي خرم آباد، داش بلاغ، دهنه اخلمد، اخلمد، موچنان و دامنه کوه بينالود و حتي اراضي دولتي کشيده شد و سندهاي منگوله دار اراضي به افراد مختلف و تعاوني ها فروخته شد.
در اين ميان زمينهايي که صاحب مشخصي نداشت توسط برخي افراد تصاحب شده و اين افراد نيز سعي در فروش اين زمينها داشتند تا اين که سه باند عمده کلاهبرداري توسط پليس اطلاعات و امنيت عمومي چناران شناسايي و دستگير شدند و ضمن پلمب تعدادي از بنگاهها که در اين زمينه فعاليت داشتند، متهمان به مراجع قضايي معرفي شدند.وي گفت: اين جريان تا اواسط سال 87 ادامه داشت تا اين که عطش مردم براي خريد زمين فروکش کرد و از آنجا که اسناد زمين روي دست عده اي از دلالان مانده بود، اخيراً با ترفندي خاص و با داير کردن دفتري در منطقه تهرانپارس تهران با عنوان «شرکت مسکن شرق» فعاليت خود را براي فروش اسناد زمينها آغاز کردند.
فرمانده انتظامي چناران گفت: اين افراد با ارسال پيامک براي شهروندان در شهرهاي مختلف کشور و با اين ترفند که شما در قرعه کشي برنده شده ايد، افراد را اغفال مي کردند.
وي ادامه داد: اين افراد قطعه زميني را که 100 هزار تومان هم ارزش نداشت، با ترفند اين که شما برنده شده ايد، تنها با ارايه سند در سراسر کشور به فروش مي رساندند و بابت اين قطعه زمين يک ميليون تومان دريافت مي کردند و اظهار مي داشتند 100 هزار تومان بايد براي هزينه سند بپردازند.
سرهنگ مقدسي گفت: در پي جمع آوري برخي اطلاعات درباره فعاليت اين افراد توسط پليس اطلاعات و امنيت عمومي فرماندهي انتظامي چناران، موضوع به ناجا و فرماندهي انتظامي تهران بزرگ اعلام شد و با شناسايي اعضاي اين شبکه، حدود 15 نفر در اين ارتباط دستگير شدند.وي خاطرنشان کرد: اگر چه ظاهراً اسناد اين زمينها قانوني است ولي مردم در اين باره اطلاع ندارند که اين زمينها براي هيچ کس قابل استفاده نيست چرا که زمينهايي بي حاصل در حاشيه کوه هستند که نه قابل سکونت و نه قابل کشاورزي است.
* هشدار
رئيس پليس اطلاعات و امنيت عمومي فرماندهي انتظامي چناران نيز با اظهار اين که طي سال گذشته تعدادي اسناد منگوله دار که جعل شده بود کشف شده و 20 متهم نيز دستگير و تحويل مراجع قضايي شده اند، گفت: چنانچه افراد بنگاه دار بدون رؤيت اسناد اصالتي زمينها، اقدام به خريد و فروش زمينهاي فاقد مالکيت و زمينهاي ديگران نمايند برابر قانون با آنان برخورد مي شود و خريداران نيز بايد قبل از خريد زمين، اسناد آن را مشاهده کنند.
سروان محسن داوودي گفت: در همين ارتباط چند بنگاهدار به علت رعايت نکردن مقررات صنفي در خريد و فروش زمين تحت پيگرد قانوني قرار گرفته اند.

  


گروگانگير 70 هزار دلاري در انتظار اعدام



گروه حوادث- ماني قرباني: با تأييد حکم اعدام عامل گروگانگيري 70 هزار دلاري اصفهان از سوي قضات ديوان عالي کشور، مرد تبهکار به زودي اعدام مي شود.




به گزارش خبرنگار ما، بعدازظهر هشتم خردادماه گذشته مردي با مراجعه به پليس آگاهي اصفهان، از ناپديد شدن دختر هشت ساله اش ابراز نگراني کرد و گفت: دخترم براي خريد از خانه بيرون رفت اما تأخير چند ساعته داشت و با وجود اينکه دنبال او گشتيم اثري از وي پيدا نکرديم.
همزمان با آغاز تحقيقات، مردي در تماس با پدر دختر بچه ادعا کرد اين کودک را ربوده است.
مرد ناشناس يک آدرس ايميل به پدر کودک داد و گفت: از اين به بعد فقط از طريق اينترنت با او در تماس خواهد بود و خواسته اش را اعلام مي کند.
در حالي که سه روز از ربوده شدن دختربچه مي گذشت، گروگانگيران در تماسي اعلام کردند تا 48 ساعت ديگر براي دريافت 70 هزار دلار تماس مي گيرند. گروگانگيران در تماس بعدي خود از مرد ميانسال خواستند پولها را در يک ساک بگذارد و به حاشيه زاينده رود در شهرستان قهدريجان برود. پس از اينکه محل ملاقات مشخص شد مأموران آنجا را زير نظر گرفتند اما در محل قرار اثري از آدم ربايان نبود. در اين لحظه گروگانگيران از يک خط اعتباري با او تماس گرفتند و دستور دادند ساک دلارها را همان جا بگذارد و منتظر تماس بعدي باشد. در حالي که تحقيقات فني پليس و بازرس پرونده به نتيجه رسيده بود، از آنجا که جان گروگان در معرض خطر قرار داشت، مأموران واکنش نشان ندادند تا اينکه ساعت چهار صبح روز بعد متهمان از طريق يک تلفن عمومي با پدر دختربچه تماس گرفتند و خبر دادند کودک را در کوه صفه رها کرده اند.
در ادامه تحقيقات نيز مشخص شد، مرد اصفهاني مقدار زيادي دلار را در يک صرافي در تهران به ريال تبديل کرده است. بلافاصله گروهي از مأموران راهي تهران شده و با انجام تحقيقات گسترده هويت متهم به نام سعيد که از مجرمان سابقه دار بود را شناسايي کردند.
بررسي زندگي سعيد فاش کرد، او اهل قهدريجان است و مدتي قبل از اين شهر به مشهد مهاجرت کرده، در آنجا با زن 40 ساله اي به نام فاطمه که دو فرزند 16 و 17 ساله به نامهاي مهرداد و مهرنوش دارد، آشنا شده و همراه اين خانواده دوباره به اصفهان برگشته است.پس از آنکه معلوم شد، اين افراد در خانه اي اجاره اي در منطقه قائميه زندگي مي کنند. کارآگاهان به آنجا رفتند اما متهمان يک روز قبل از آنجا نقل مکان کرده بودند. وقتي صاحبخانه با فاطمه تماس گرفت متوجه شد آنها به اروميه رفته اند. به اين ترتيب گروهي از مأموران با اخذ نيابت قضايي راهي اين شهر شدند و پس از رديابيهاي گسترده سرانجام چهار متهم را در حالي که سوار يک لنج تفريحي شده بودند روي درياچه اروميه بازداشت کردند.
متهمان پس از دستگيري به جرم خود اعتراف کردند که دادستان اصفهان با توجه به اقدامهاي مجرمانه سر دسته شبکه و پرونده سياهش او را محارب شناخت و برايش تقاضاي قصاص کرد.
در ادامه اعضاي اين باند در شعبه 121 دادگاه جزايي اصفهان محاکمه شدندکه رئيس دادگاه پس از محاکمه، سعيد را به اعدام محکوم کرد و ديگر اعضاي اين شبکه نيز به حبس محکوم شدند.
صبح ديروز با تأييد حکم اعدام از سوي قضات ديوان عالي کشور، پرونده براي اجراي حکم به دادگستري اصفهان فرستاده شد.

  


دستگيري زني که با ضربات کارد همسرش را به قتل رساند



گروه حوادث- ماني قرباني: زن جوان که در جريان درگيري مرگبار همسرش را با ضربه کارد از پا در آورده بود در عمليات مأموران پليس آگاهي دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، اواخر فروردين ماه سال جاري طي تماس تلفني شهروندان با مرکز فوريتهاي پليسي 110 مبني بر درگيري زن و مردي که با چاقو به جان هم افتاده اند مأموران براي بررسي موضوع به محل موردنظر اعزام شدند.
پس از حضور مأموران در محل، با بدن خون آلود مرد 30 ساله که از ناحيه سينه مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود مواجه شدند، اما از همسرش خبري نبود.
بنابراين فرد مجروح بي درنگ به بيمارستان منتقل شد، اما بر اثر شدت جراحات وارده و خونريزي زياد تلاش پزشکان براي نجات وي بي نتيجه ماند و جان باخت.
قاتل متواري و در مکان نامعلومي مخفي شده بود، بنابراين تمامي منازل بستگان و دوستان وي که احتمال مي رفت در آنجا مخفي و يا تردد کند تحت کنترل قرار گرفت تا اينکه پس از تعقيب و مراقبتهاي ويژه و انجام کارهاي اطلاعاتي متهم به نام «معصومه» 23 ساله در منزل يکي از دوستان خود شناسايي و دستگير شد.
متهم دستگيرشده درباره علت و چگونگي قتل همسر خود گفت: سه روز قبل از وقوع قتل، همسرم در يکي از پاساژهاي ورامين و در ملاء عام مرا به باد کتک گرفت، من هم همان روز تصميم گرفتم از او طلاق بگيرم، بنابراين بدون آنکه مطلع شود به دادگاه رفته و تقاضاي طلاق کردم و پس از آن با تماس تلفني از همسرم خواستم شناسنامه اش را براي انجام مراحل طلاق در اختيار من بگذارد.متهم ادامه داد: همسرم در پاسخ به خواسته من قرار ملاقات گذاشت و گفت در خيابان 15 خرداد مراجعه کنم تا شناسنامه را به من تحويل دهد.قاتل ادامه داد: وقتي به آدرس موردنظر رسيدم ديدم همسرم آنجا منتظر من است، اما به محض ديدن من دوباره مرا به باد کتک گرفت و با نشان دادن چاقو گفت اگر بخواهم خواسته ام را عملي کنم من را خواهد کشت، من هم عصباني شدم و چاقويي را از داخل کيف دستي ام بيرون آوردم و در يک فرصت مناسب آن را در سينه او فرو کردم و بي درنگ با خودرويي که دربست کرايه کردم به منزل يکي از دوستانم در تهران رفتم و در آنجا مخفي شدم.وي افزود: اما پس از مدتي پولم تمام شد و خرجي روزانه نداشتم، به همين خاطر به ورامين برگشتم و در منزل يکي از دوستانم مخفي شدم، اما هنوز چند ساعتي از حضورم در آنجا نمي گذشت که از سوي مأموران دستگير شدم.
گفتني است، متهم پس از تشکيل پرونده جهت سير مراحل قانوني تحويل مراجع قضايي و از آنجا روانه زندان شد.

  


محاکمه 3 جوان به جرم تزريق خون آلوده به ويروس ايدز



گروه حوادث- مصدق: سه متهم به جرم اقدام به شروع قتل عمد جواني از طريق سرنگ آلوده به ايدز به زودي تحت محاکمه قضايي قرار مي گيرند.
در اين پرونده يک قاچاقچي داروهاي سقط جنين وقتي فهميد دوستش او را به پليس لو داده با اجير کردن دوجاني و مبتلا کردن وي به بيماري کشنده ايدز انتقام سختي از او گرفت.
به گزارش خبرنگار ما؛ صبح هشتم آذرماه سال 85 مرد 36 ساله اي به نام عزيز با مراجعه به شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي مرکز و با ارائه دادخواستي به قاضي سليماني از حمله شخص ناشناسي به خود به وسيله دو عدد سرنگ آلوده خبرداد.وي در شرح ماجرا گفت: عصر ديروز وقتي براي تعويض لاستيک خودروام که به وسيله جسم تيزي پاره شده بود به طرف آپارتي محل حرکت کردم، در بين راه ناگهان جواني که در دو دستش سرنگ داشت از پشت شمشادها به طرفم حمله کرد و پس از تزريق خون سرنگها به دو زانويم پا به فرار گذاشت.
وي با اشاره به اينکه فردي که به او حمله کرده بود ظاهري معتاد داشت گفت: فکر مي کنم او از سوي يکي از دوستان سابقم اجير شده باشد.
عزيز در خصوص ادعايش بيان داشت: سالها قبل با جواني به نام صادق آشنا شدم. از آنجايي که نامبرده داروهاي سقط جنين قاچاق مي کرد من نيز پس از مدتي به قاچاق دارو روي آوردم، تا اينکه دچار عذاب وجدان شدم و خودم را به پليس معرفي کردم، در نتيجه مأموران آگاهي پس از بازجوييهاي مفصل دوستم صادق را نيز دستگير کردند. بدين ترتيب هر دو نفرمان محاکمه و به زندان محکوم شديم.
شاکي ادامه داد: با اتمام مدت محکوميتمان از زندان آزاد شديم اما اين پايان ماجرا نبود چون صادق مرا خائن مي دانست و تهديدم مي کرد از من انتقام خواهد گرفت تا اينکه اين اتفاق افتاد. بنابراين حدس مي زنم جوان معتادي که به من حمله کرد از سوي او اجير شده باشد.به دنبال اين ادعا، به دستور قاضي سليماني از شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي سرنگهاي کشف شده و شاکي پرونده از سوي تيم پزشکي قانوني تحت آزمايش و معاينه قرار گرفت.با اعلام نظر پزشکي قانوني مبني بر اينکه سرنگها آلوده به ايدز بوده و شاکي مبتلا به بيماري ايدز است به دستور قاضي تحقيق صادق به عنوان مظنون اصلي پرونده از سوي کارآگاهان پليس آگاهي مرکز دستگير شد.اين مرد 39 ساله درجريان بازجوييهاي پليسي و قضايي پرده از راز جنايت برداشت و گفت: پس از آزادي از زندان و براي اجراي نقشه ام به اتفاق يکي از دوستانم به نام مهران به شهرستان آبادان رفتيم. در آنجا با شخصي به هويت سعيد که جوان معتاد و مبتلا به ايدز بود آشنا شديم. در نتيجه با دادن پول او را به تهران آورديم و در ميدان آزادي از وي خون گرفتيم، سپس «مهران» با گرفتن پول از من سرنگهاي خون آلوده به ايدز را به پاهاي عزيز تزريق کرد.با اين اعترافهاي تلخ، «سعيد» و مهران نيز بلافاصله شناسايي و از سوي تيم جنايي دستگير و صريحاً به جرم خود اعتراف کردند.با اين اعترافها و صدور قرار مجرميت عليه اين سه متهم، آنها بزودي به جرم اقدام به شروع قتل عمد از سوي قاضي دادگاه عمومي و جزايي دادسراي جنايي مرکز تحت محاکمه قضايي قرار خواهند گرفت.
صفر خاکي، داديار اظهار نظر دادسراي جنايي مرکز با اعلام اين خبر گفت: در صورت مرگ شاکي بر اثر بيماري ايدز، متهمان به جرم قتل عمد تحت محاکمه کيفري قرار مي گيرند.

  


پايان شوم خواستگار کلاهبردار



* فرزانه عمادي
* نام مرتضي * سن 23 سال * جرم، فريب در ازدواج * دادگاه خانواده
از مهمترين مسائلي که در ازدواج جوانان مطرح است، شناخت درباره خانواده و بخصوص طرفين است که بارها از سوي مراجع قضايي و رسانه هاي گروهي در مورد آن بحث شده است.متأسفانه مشاهده مي شود برخي از خانواده ها با علم به اين موضوع از اهميت آن غافل هستند. ليلي جوان 22 ساله به مراجعه به دادگاه خانواده و طرح مسأله طلاق يکي از نمونه هاي فراواني است که به نوعي قرباني کلاهبرداري شده است، او عنوان مي کند: جواد، همسرش، که خود را مهندس معرفي کرده است و صاحب شرکت بزرگ پخش مصالح ساختماني است، در واقع جواني بي سواد است که از ابتدا با نيرنگ پا به زندگي او گذاشته است. با دستگيري جواد و حضور او در دادگاه خانواده گفتگوي کوتاهي با او انجام داده ايم.
* به چه جرمي دستگير شدي؟
** فريب در ازدواج
* در مورد جرمي که مرتکب شدي توضيح بده؟
** مدتها بود که به ليلي علاقه مند بودم، اما جرأت بروز آن را نداشتم تا اينکه با کمک يکي از دوستانم به نام سياوش که شرکت مهندسي داشت، با ليلي ارتباط برقرار کردم و خودم را صاحب شرکت معرفي کردم، ليلي يکي دو بار به محل شرکت آمد و من با کمک سياوش طوري رفتار کردم که او هيچ شکي به من نبرد.
بعد از گذشت مدتي به ليلي درخواست ازدواج دادم و او بعد از مطرح کردن با خانواده اش به من جواب مثبت داد.
* شغل اصلي ات چه بوده؟
** سي دي مي فروختم.
* ميزان تحصيلاتت چقدر است؟
** دوم دبستان.
* خانواده ات با ازدواج تو موافق بودند؟
** پدرم فوت کرده است و مادرم در روستا زندگي مي کند و اطلاعي از ازدواج من ندارد.
* يعني به تنهايي به خواستگاري رفتي؟
** بله
* خانواده ليلي در مورد عدم حضور پدر و مادرت توضيحي نخواستند؟
** نه آنقدر که مانع ازدواج ما بشوند، به گفته ليلي پدرش چنان شيفته من شده بود که چندان کنکاشي در اين باره نکرد، به خانواده ليلي گفتم که پدر و مادرم اروپا هستند، بعد از خواستگاري من از ليلي من به راحتي با خانواده آنها ارتباط و رفت و آمد داشتم و گاهي با کمک دوستانم که نقش پدر و مادر مرا بازي مي کردند، با ليلي تلفني صحبت مي کردند و از اينکه نمي توانند عروس خود را از نزديک ببينند ابراز ناراحتي مي کردند و من به ليلي قول دادم بعد از سرو سامان دادن به امور شرکت در اولين فرصت به اروپا مي رويم که ليلي نيز حرفهاي من را قبول مي کرد.
* فکر نکردي اگر دروغت برملا شود چه خواهي کرد؟
** نه، فکر مي کرديم بعد از ازدواج اگر هم بفهمد مجبور است سکوت کند و با من زندگي کند.
* درآمدت به اندازه اي بود که بتواني زندگي را اداره کني؟
** نه زياد اما موقعي که خانواده ليلي به ازدواج من جواب مثبت دادند، تصميم داشتم که در شرکت سياوش کار کنم.
* به چه شغلي؟
** سياوش گفت که من مي توانم با او کار کنم مثل بازارياب يا سر ساختمان.
* چه شد که ليلي به دروغي که به او گفته بودي پي برد؟
** به طور خيلي اتفاقي ليلي با همسر سياوش دوست شد و بعد از آنکه متوجه شد محل کار من و سياوش در يک ساختمان تجاري است، با يکديگر قرار ملاقات گذاشتند و اين شروع آشنايي آنها بود که متأسفانه بعد از مدتي ليلي به شرکت مشکوک شد و موضوع را با خانواده اش در ميان نهاد و پدر ليلي شروع به تحقيق در مورد شرکت کرد و پي به دروغ من برد.
* چطوري دستگير شدي؟
** ليلي با سياوش تماس گرفت و عنوان کرد که از دروغي که به او گفته ام با خبر است و سياوش را تهديد نمود که به علت همراهي کردن و کلاهبرداري از دست او نيز شکايت خواهد کرد.
سياوش با من تماس گرفت و من از ترس خانواده ليلي در باغي که متعلق به سياوش بود پنهان شدم، پدر ليلي از دست من و سياوش به عنوان کلاهبردار به دادگاه شکايت کرد و با دستگيري سياوش او محل مخفي شدن مرا لو داد.
* به خاطر دروغي که به ليلي و خانواده اش گفتي چه توضيحي داري؟
**شرمنده ام. به آنها حق مي دهم که از دست من ناراحت باشند و از اينکه بلند پروازي کردم و از ابتدا راست ماجرا را نگفتم ناراحتم.
* چه پيامي به هم سن و سالهايت که به نوعي قصد ازدواج دارند داري؟
** هيچ چيز بهتر از راستي نيست و هيچ دروغي تا آخر پنهان نمي ماند، من آنچنان دلبسته ليلي شده ام که درد دوري او از تمام دنيا برايم سنگين تر است و از او مي خواهم مرا ببخشد، هر مجازاتي را تحمل مي کنم. محال است که بتوان تا انتها با دروغ پيش رفت و بعد از برملا شدن حقيقت جبران آن سخت و گاه غير ممکن است.

  


حوادث جهان



آنفلوانزاي خوکي؛ بهداشت جهاني وضعيت زرد اعلام کرد





آسوشيتدپرس: با شيوع ويروس آنفلوانزاي خوکي، سازمان بهداشت جهاني( WHO ) نشستي اضطراري در «ژنو» تشکيل داد و با اعلام «وضعيت زرد» از تمامي کشورها خواست با هوشياري مراقب اوضاع باشند.
اين سازمان، شيوع ويروس آنفلوانزاي خوکي را رخدادي با اهميت بين المللي براي بهداشت عمومي ارزيابي کرد. به گفته «مارگارت کان»، رئيس سازمان بهداشت جهاني، احتمال بروز يک اپيدمي گسترده (پاندمي) وجود دارد.
دولتهاي مختلف در تلاشند تا از ورود آنفلوانزاي خوکي به کشورشان جلوگيري کنند.
اين بيماري مهلک که در مکزيک شيوع پيدا کرده است تاکنون منجر به مرگ 103 نفر و ابتلاي بيش از هزار و 600 نفر شده است.
دولت مکزيک براي مبارزه با شيوع اين بيماري مدارس، کليساها، مراکز خريد، سينماها و ساير اماکن عمومي را تعطيل کرده است.
مردم نيز مجبور هستند براي تردد در خيابانها از ماسک استفاده کنند.
در کانادا نيز شش مورد ابتلا به اين بيماري گزارش شده است. چند دولت آسيايي نيز اعلام کردند که مسافران مناطق آلوده را قرنطينه خواهند کرد.
دکتر ريچارد بسر، مدير مرکز کنترل بيماريهاي ايالات متحده گفت: اقدامهاي شديدي بر عليه گسترش آن در حال انجام است.
در مکزيک سربازان ارتش بيش از شش ميليون ماسک را ميان مردم توزيع کرده اند. بانک جهاني نيز مبلغ 25 ميليون دلار وام به اين کشور اختصاص داده است تا جهت مبارزه با اين بيماري از آن استفاده کند.

کشته شدن دو افسر پليس در فلوريدا
آسوشيتدپرس: دو افسر پليس در ايالت فلوريدا پس از اينکه به مأموريتي فرستاده شدند، به وسيله تيراندازي مردي کشته شدند.
اين دو افسر پليس در پي يک مشاجره و خشونت خانوادگي به محلي اعزام شدند اما مرد خشمگيني که همسرش را کتک زده بوده، به سوي آن دو شليک کرد که موجب مرگ آنها شد.
«برت لوپز» و «وارن اسکيپ» پس از انتقال به بيمارستان جان خود را از دست دادند . قاتل اين دو «جاشوا کارت رايت» 28 ساله بود که خود نيز در درگيري با پليس کشته شد.
وي پس از فرار به وسيله کاميونش توسط نيروهاي پليس تحت تعقيب قرار گرفت و در همين حال تيراندازيها شروع شد. او نيز که به پليس شليک مي کرد به ضرب گلوله اي از پا در آمد.
«کارت رايت» در ماه نوامبر سال گذشته نيز به جرم کتک زدن همسرش توسط پليس دستگير شده بود.

پيروزي پيرمرد 84 ساله بر سارقان
آسوشيتدپرس: يک پيرمرد 84 ساله پس از گلاويز شدن با دو مردي که قصد سرقت خودرواش را داشتند بر آنها پيروز شد و اتومبيلش را نجات داد.
«تد مازتير» گفت: در حال رانندگي بودم که دو مرد که خودروشان خراب شده بود تقاضاي کمک کردند. من هم توقف کردم تا کمکشان کنم اما يکي از آنها مشتي به من زد تا سوئيچ خودروام را بگيرد.
وي افزود: من هم به او لگدي زدم و به سوي همدستش رفتم و او را هم با لگد زدم. سپس مردم به کمکم آمدند و نجات پيدا کردم.
پليس کمي بعد اين دو سارق را دستگير کرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com