|
* مجيد صفا تاج
تهديد به برکناري نوري مالکي از قدرت از سوي هيلاري کلينتون در صورت مقاومت او در برابر خواسته آمريکا براي بازگشت و جذب نيروها و عناصر حزب بعث به ساختار سياسي و ارتش اين کشور، در صدر اخبار رسانه هاي جهان قرار گرفته است.
وزير خارجه آمريکا در سفري سرزده به عراق و ديداري که با نخست وزير اين کشور داشته به صراحت از وي خواسته است بعثي هاي رژيم سابق را به ساختار سياسي و ارتش عراق بازگرداند و تنها راه اجراي طرح آشتي ملي و بازگشت آرامش به اين کشور را بخشودگي نيروهاي حزب بعث و آزادي زندانيان اين گروه عنوان کرده و به نخست وزير عراق گفته است: درغير اين صورت وي خود را خارج از دولت خواهد يافت.
البته پيش از اين ايادعلاوي نخست وزيرسابق عراق و وابسته به آمريکايي ها در گفتگويي با شرق الاوسط، اعتراف کرده بود ميان نيروهاي بعثي و دولت آمريکا مذاکراتي با واسطه گري شخص وي صورت گرفته و هم اکنون نيز ادامه دارد.
سفر اخير هيلاري کلينتون به خاورميانه و بويژه حضور سرزده و ملاقاتهاي او با مقامهاي عراقي و تهديد نخست وزير اين کشور به برکناري، تنها در راستاي تثبيت سلطه آمريکا در منطقه قابل تحليل بوده و البته واکاوي آن نيازمند نگاهي ريشه اي به پرونده اشغال اين کشور است.
آمريکايي ها پس از اشغال عراق و مواجهه با موج گسترده اعتراضهاي مردمي با محوريت مرجعيت ديني نسبت به روند تحولات هدايت شده در اين کشور، ناتوان از ايجاد ثبات و آرامش براي پياده کردن طرحهاي درازمدت خود، عراق را صحنه رويارويي و مواجهه ملتي با خود يافتند که از نظر آنها اکثريتي نزديک به ايران هستند.
اين شرايط براي آمريکايي ها بسيار سخت و سنگين بود، هرچند نيروهاي آمريکايي، عراق را به بهانه مبارزه با بعثي ها و ساقط کردن حکومت صدام اشغال کرده بودند، اما «جيمز ولسي» رئيس سابق سازمان جاسوسي آمريکا هدف اصلي ماشين جنگي آمريکا را در اين لشکرکشي افشا کرد و گفت: «آمريکا درپي آن بود که با تصرف عراق و تسلط برمنابع عظيم نفتي آن، اوپک را منحل کرده و با اعمال فشار بر کشورهاي عربي عمده صادر کننده نفت و مهار آنها، در نهايت جمهوري اسلامي ايران را به زانو در آورده» و به تعبير وي «همانند يک قطعه کيک آن را ببلعد»!
بنابراين، نقشه و طراحي اصلي جنگ خاورميانه به دست آوردن کليد نفت و کنترل شريان انرژي جهان بود که هژموني ايالات متحده را بر تمام دنيا مسلط مي کرد.
نبايد فراموش کنيم که زلماي خليل زاد سفير اسبق آمريکا در عراق و نماينده سابق اين کشور در سازمان ملل هم پيش از حمله به عراق در تحليلي تأکيد کرده بود: «اگر آمريکا بخواهد امپراتوري جهان را در دست گيرد، کليد آن نفت است و شرط اوليه اين کار ساقط کردن حکومت بعث عراق و تثبيت هژموني آمريکا در منطقه خاورميانه و خليج فارس خواهد بود».
اما براي دستيابي به اين هدف، آمريکايي ها دچار مشکلات اساسي شدند؛ از يک سو موج توفنده مقاومت و اعتراضهاي مردمي بويژه شيعيان عراق تحت رهبري مرجعيت ديني در تقابل با ديکته سياستهاي آمريکا به دولت موقت اين کشور قرار گرفت و از سوي ديگر، فشار مردم عراق براي هدايت روند دولت -ملت سازي در کشورشان از مسير دموکراتيک و مشارکت در تصميم سازيها که برآيند آن تشکيل مجلس مؤسسان، تدوين قانون اساسي و سرانجام ايجاد پارلمان ملي عراق بود، موجب شد آمريکايي ها احساس کنند با وجود حضور نظامي و صرف هزينه هاي هنگفت برنامه هايشان شکست خورده و نتوانسته اند روند تحولات عراق را به سمت دلخواه خود هدايت کنند.
حتي برخي از کارشناسان آمريکايي و غربي هم اذعان کردند، با آنکه آمريکا بيش از 300 ميليارد دلار در عراق هزينه کرده، تحولات اين کشور موقعيت جمهوري اسلامي ايران را در منطقه ارتقا داده و جمهوري اسلامي بيشترين بهره برداري را از صحنه منطقه و عراق داشته است.
از اين رو، آمريکايي ها در اين شرايط تلاش کردند، با تحميل توافقنامه امنيتي به دولت عراق، اين عقب افتادگي و شکست را به هر نحو جبران کنند که اين طرح نيز با مقاومت پارلمان عراق و مرجعيت شيعه اين کشور در نهايت با تعديلهاي گسترده اي همراه شد.
از سوي ديگر، در اين توافقنامه آنها متعهد شده اند تا پايان سال جاري ميلادي نيروهاي خود را از تمامي شهرهاي عراق خارج کنند، اما نه تنها اقدامي عملي در اين زمينه انجام نداده اند، بلکه مشاهده مي شود در مناطقي مانند استان دياله که اداره امور امنيتي در اختيار آنها قرار دارد، موج عملياتهاي تروريستي عليه مردم و بويژه شيعيان سير صعودي داشته است.
نکته ديگر اينکه از زماني که آمريکايي ها احساس کردند با حضور نوري مالکي و جريان اسلامگرا در پارلمان عراق که اکثريت را بار ديگر با رهبري وي به دست آورده اند و نظرگاه هاي همسو و نزديک با ايران دارند، شرايط دشوارتري فراروي برنامه هاي آينده آنها وجود دارد، بدنبال راهکاري هستند تا نه تنها بستر حضور درازمدت نيروهاي خود را حفظ و قوام بخشند، بلکه جريان مقاومت ملي و اکثريت در عراق را نيز تحت فشار قرار داده و با مهار آن، از قدرت گيري روزافزون اين جريان داراي پشتوانه مردمي ممانعت بعمل آورند.
بنابراين پروژه مذاکره با نيروها و عناصر بعثي از مدتها پيش توسط آمريکايي ها آغاز شد و پيش از آن نيزمذاکرات و توافقهاي پشت پرده اي هم با برخي از گروه ها و جريانهاي تندرو انجام شد که سبب اعتراض دولت عراق هم گرديد؛ زيرا اين اقدام با توافقنامه امنيتي در حال مذاکره مغايرت جدي داشت که خلع سلاح اين گروه ها از مفاد آن بود، اما آمريکايي ها از اجراي آن سر باز زدند.
اکنون مي توان گفت، همه تلاش آمريکايي ها بر آن متمرکز شده که چنانچه نتوانند از خوان گسترده نفت عراق استفاده کنند و موفق نشوند از مسيرعراق سلطه و هژموني خود را در منطقه حاکم کنند، دست کم با ايجاد يک جنگ فرسايشي اين سلطه را از طريق توجيه و استمرار حضور نظامي خود محقق کرده و روزنه اي را براي آينده باز نگه دارند. از اين رو، در کنار مسلح کردن گروه هاي سلفي و بعثي و حتي اجازه ورود و انجام عمليات به آنها در خاک عراق، با تأکيد بر ضرورت اجراي طرح آشتي ملي به اين بهانه که ايجاد امنيت و ثبات در اين کشور از طريق مصالحه با معارضان ممکن خواهد شد، نوري مالکي را تهديد مي کنند در صورت مقاومت در برابر بازگشت نيروهاي بعثي به ساختار قدرت و ارتش، وي را از دولت کنار خواهند گذاشت.
به هرحال، سابقه جنايتهاي اين گروه در حق مردم و بويژه شيعيان عراق و پرونده تحرکات آنها پس از تشکيل دولت وحدت ملي، تأکيد و خواسته مشکوک آمريکايي ها براي رها سازي و وارد کردن اين طيف به ساختار سياسي و نظامي عراق به معناي گذاشتن چوب لاي چرخ حرکت رو به جلو و موفق دولت نوري مالکي است. از اين رو پيشنهادها نخست به صورت محرمانه و سپس با مقاومت دولت عراق بصورت علني و تهديد آميز براي اجراي اين خواسته مطرح مي شوند.اما آنچه آمريکايي ها فراموش کرده اند و دولت باراک اوباما نيز از آن غفلت مي کند، اينکه عصر حاضر، دوران بيداري ملتهاست و ديگر قدرت نظامي و تهديد، مؤلفه تعيين کننده اي در تحولات سياسي به شمار نمي رود و سالهاست جاي خود را به قدرت حمايت مردمي به عنوان عنصر اصلي امنيت و اقتدار ملي سپرده است.
بنابر اين، چنين تهديدهايي نه تنها دولت عراق را دچار مشکل و تزلزل نخواهد کرد، بلکه به دليل پشتوانه ملي و مردمي نوري مالکي و پشتيباني مراجع از وي، سياستهاي آمريکا را بيش از پيش به چالش خواهد کشيد و واشنگتن را بيشتر در باتلاق اين کشور فرو خواهد برد. |